Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu

دوره شخصیت شناسی | آشنایی با مفاهیم روانشناسی شخصیت

شخصیت شناسی

اگر کمی در وب جستجو کنید، به‌سرعت متوجه می‌شوید که محتواهای آموزشی فراوان و مطالب بسیار متنوعی در مورد شخصیت شناسی و روانشناسی شخصیت ارائه شده‌اند.

بخش بزرگی از این مطالب، پایهٔ علمی ندارند و صرفاً چون سرگرم‌کننده‌اند، در اختیار مخاطب قرار می‌گیرند: روانشناسی شخصیت از روی چهره، شخصیت شناسی با رنگ مورد علاقه، شخصیت شناسی از روی نگاه، شخصیت شناسی از روی حیوان مورد علاقه، روانشناسی شخصیت از روی رنگ های مورد علاقه،‌ شخصیت شناسی از روی چت و پست و استوری و حتی تیپ شناسی از روی شکل گوش!

بعضی از این انواع شخصیت شناسی آن‌قدر زرد هستند که کمتر کسی آن‌ها را جدی می‌گیرد. اما برخی دیگر هم – مانند شخصیت شناسی بر اساس ماه تولد – با وجود سست بودن پایه‌های علمی، متأسفانه طرفدارانی هم دارند و حتی کارگاه شخصیت شناسی هم برایشان برگزار می‌شود!

بخشی دیگر هم یا بر پایهٔ روانشناسی علمی هستند و یا لااقل بر پایهٔ نظرات روانشناسان و روانکاوان شناخته‌شده بنا شده‌اند.

حدس زدن علت چنین استقبال گسترده‌ای از مباحث شخصیت شناسی و تحلیل شخصیت دشوار نیست. ما انسان‌ها دوست داریم تسلط بیشتری بر محیط خود داشته باشیم. یکی از پایه‌های تسلط بر محیط، قدرت پیش‌بینی است. و بخشی از قدرت پیش‌بینی این است که بتوانیم رفتارهای دیگران را پیش‌بینی کنیم. شخصیت‌شناسی در این زمینه می‌تواند کمک‌کننده باشد (کسانی که خود را آدم‌شناس خوبی می‌دانند و مدام با غرور می‌گویند که در زمینهٔ آدم شناسی متبحرند، در واقع ادعایشان این است که می‌توانند رفتارهای آینده انسانها را بهتر پیش‌بینی کنند).

علاوه بر این، دسته‌بندی هم یکی از موضوعات جذاب برای ما انسان‌هاست. ما با دسته‌بندی غذاها، حیوانات، گیاهان، کشورها، اقوام و … بار ذهنی خود را سبک‌تر می‌کنیم. چون می‌توانیم راحت‌تر و سریع‌تر دربارهٔ هر چیز قضاوت کنیم (بخش بزرگی از آن‌چه مدل ذهنی می‌نامیم، مجموعه‌ای از دسته‌بندی‌ها و برچسب‌گذاری‌ها است). شخصیت‌شناسی – به‌ویژه وقتی به تیپ شناسی تقلیل پیدا می‌کند – ابزارهای فراوانی (درست یا غلط، کارآمد یا ناکارآمد) در اختیار انسان‌ها قرار می‌دهد.

در کنار این‌ها، روانشناسی شخصیت به خودشناسی هم کمک می‌کند. ما فقط دنبال کشف و درک محیط نیستیم. بلکه دلمان می‌خواهد از خودمان هم شناخت بهتری داشته باشیم و شخصیت شناسی می‌تواند ابزارها، چارچوب‌ها و مدلهای بسیاری در این زمینه ارائه دهد و ذهن ما را قوی‌تر و زبان ما را غنی‌تر کند.

ضمناً نباید فراموش کنیم که خودشناسی و شخصیت شناسی هم به توسعه فردی و هم به طی کردن بهتر مسیر شغلی کمک می‌‌کند. چون موفقیت و شادی و رضایت، چه در زندگی شخصی و چه زندگی حرفه‌ای، به تسلط ما در ارتباط موثر و تعاملات اجتماعی وابسته است و قطعاً شناخت ویژگی‌های شخصیتی خودمان و دیگران یکی از پایه‌های مهارت ارتباطی است.

پرورش مهارت‌های شغلی تقویت مهارت‌های ارتباطی خودشناسی و خودآگاهی میل به طبقه‌بندی پیش‌بینی رفتار دیگران سرگرمی و وقت‌گذرانی

هدف و مخاطبان دوره شخصیت شناسی

با نگاهی گذرا به سرفصل‌های دوره MBA و مدیریت کسب و کار و نیز مطالبی که زیر عنوان دوره های توسعه فردی قرار می‌گیرند، به‌سادگی به‌ نتیجه می‌رسید که این مباحث در بخش‌های متعددی با روانشناسی شخصیت و شخصیت شناسی هم‌پوشانی دارند.

در مدیریت رفتار سازمانی از تأثیر ویژگی‌های شخصیتی بر رفتار انسانها در محیط کار می‌گویند و دربارهٔ شخصیت‌های ناسالم و رفتارهای مخرب‌شان در محیط کار حرف می‌زنند.

روانشناسی شخصیت یکی از مباحث بسیار رایج در مدیریت منابع انسانی نیز هست. مدیران منابع انسانی در جذب و استخدام، تطبیق شغل و شاغل و نیز طراحی نظام انگیزشی کارکنان به سراغ شخصیت شناسی می‌روند. گاهی این کار حتی شکلی افراطی به خود می‌گیرد (تلاش برای شناخت شخصیت از طریق انواع تست های شخصیت شناسی عجیب و غریب در جلسات استخدام و مصاحبه شغلی یا اصرار بر تفسیر همهٔ رفتار کارکنان بر اساس تیپ شخصیتی‌شان).

تصور تسلط برای مهارتهایی مثل مهارت مذاکره، متقاعدسازی، مهارت فروش، کار تیمی و مهارت ارتباطی هم بدون آشنایی با اصول شخصیت شناسی امکان‌پذیر نیست.

علاوه بر این‌ها، کسی که در متمم دوره‌هایی مثل دوره کوچینگ، مشاوره مدیریت، مدیریت بازاریابی و مدیریت تعارض یا درس‌هایی مثل تسهیلگری، هدف گذاری و همدلی را دنبال می‌کند، انتظار دارد با برخی از دانستنی های روانشناسی شخصیت آشنا شود و نکته یا نکاتی دربارهٔ تحلیل شخصیت، شناخت تیپ های شخصیتی و بعضی از آزمون‌های معروف شخصیت شناسی بخواند و بداند.

با توجه به این نیازها و انتظارات، می‌شد ما بحث‌های مربوط به شخصیت شناسی را به‌شکل پراکنده و لابه‌لای درس‌های مختلف مطرح کنیم. اما با این کار، یادگیری عمیق حاصل نمی‌شد. علاوه بر این، مجبور می‌شدیم برخی مباحث را دوباره و چندباره در درس‌های مختلف تکرار کنیم.

بر همین اساس تصمیم گرفتیم مجموعه درس‌های مستقلی را به خودشناسی و شخصیت شناسی اختصاص دهیم.

رویکرد متمم به شخصیت شناسی

در عین حال، واضح است که دغدغهٔ ما آموزش نظریه های شخصیت مشابه آن‌چه در رشته روانشناسی مطرح می‌شود و علاقه‌مندان به مشاوره و روان درمانی دنبال می‌کنند نیست (و اساساً این کار نه در تخصص متمم است و نه مأموریت‌مان). بلکه ما روانشناسی را در حدی که در توسعه فردی و روانشناسی سازمانی به‌کار می‌آید و در منابع مدیریتی آموزش داده می‌شود بررسی می‌کنیم.

با این توضیح، از میان انواع روانشناسی شخصیت، موضوعاتی مثل دیدگاه روانکاوانه در روانشناسی، بررسی اختلالات شخصیتی و ارزیابی سلامت روان، اساساً خارج از قلمرو فعالیت ماست. اما آن دسته از مباحث شخصیت شناسی، تیپ‌شناسی و مدل‌های شخصیتی که در مدیریت و توسعه فردی به کار می‌آید را پوشش خواهیم داد.

اگر بخواهیم کمی دقیق‌تر و علمی‌تر تفاوت این دو رویکرد را توضیح دهیم می‌توانیم بگوییم:‌

ما در پی ریشه و سابقهٔ شکل‌گیری ویژگی‌های شخصیتی انسان‌ها نیستیم. بنابراین از فضای کارهای کسانی مثل فروید، یونگ، آدلر و اریکسون فاصله داریم. بلکه می‌خواهیم با تکیه بر علم شخصیت شناسی، تفاوتهای فردی انسانها را بهتر درک کنیم و به‌خاطر داشته باشیم که نباید همهٔ انسان‌ها را مثل هم در نظر بگیریم و گاهی لازم است با هر گروه از انسان‌ها به تناسب ویژگی‌های شخصیتی‌شان به‌شکل متفاوتی برخورد شود. به همین علت رویکرد صفاتی در شخصیت شناسی (کسانی مثل کتل، آلپورت و آیزنک) و رویکرد روانشناسان انسان‌گرا (کسانی مثل آبراهام مزلو و کارل راجرز) و رویکرد شناختی (نظیر آلبرت بندورا) به صورت مسئله‌ی ما نزدیک‌تر است (توضیح بیشتر در درس اهمیت شخصیت شناسی آمده است).

در متمم چه درس‌هایی در زمینه شخصیت شناسی وجود دارد؟

درس‌های مرتبط با شخصیت شناسی و روانشناسی شخصیت در متمم را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد:

خودشناسی (بررسی برخی صفات و ویژگی های شخصیتی)

اعتیاد به کار

روانشناسی پول

مدل پنج عاملی برای شخصیت شناسی در کار و زندگی

نظریه های کلاسیک شخصیت شناسی

تحلیل رفتار متقابل

خودشناسی | بررسی برخی صفات و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری

مجموعه درس‌های خودشناسی عملاً ساده‌ترین بخش در دوره شخصیت شناسی متمم هستند. تقریباً همهٔ این درس‌ها را می‌توانید بسته به علاقهٔ خود و کاملاً مستقل از یکدیگر بخوانید.

هدف ما از این درس‌ها این است که برخی از اصطلاحات شخصیت شناسی رایج در گفتگوهای روزمره را کمی بهتر بشناسید و با دقت بیشتری در حرف‌ها و نظرات خود به‌کار بگیرید (چه برای شناخت شخصیت خودتان و چه هنگام قضاوت درباره شخصیت دیگران).

در راستای این هدف تا کنون درس‌های زیر منتشر شده‌اند:

درونگرایی

خجالتی بودن

مرکز کنترل درونی و بیرونی

ریسک پذیری

رفتارهای تکانشی

کمال طلبی

مهرطلبی

در کنار مفاهیم فوق، برخی اصطلاحات در شخصیت شناسی هم وجود دارد که تخصصی محسوب می‌شوند و باید روانشناسان و درمانگران از آن‌ها استفاده کرده و مصداق‌هایشان را ترجیح دهند. اما متأسفانه به زبان روزمره هم راه یافته‌اند و حتی برخی از انسان‌ها برای توصیف و معرفی شخصیت خود از آن استفاده می‌کنند.

ما بعضی از این اصطلاحات را در دوره شخصیت شناسی گنجانده‌ایم؛ نه با این هدف که مفهوم دقیق و عمیق‌شان را آموزش دهیم، بلکه برای این‌که دوستان متممی‌مان در به‌کار بردن این اصطلاحات حساس‌تر شوند و تا حد امکان آن‌ها را – جز با تشخیص روانشناس و درمانگر – در حرف‌هایشان به‌کار نبرند.

موارد زیر نمونه‌هایی از این نوع اصطلاحات هستند که ما در متمم به آن‌ها پرداخته‌ایم:

خودشیفتگی

افسردگی

شخصیت نوروتیک

نقطه‌ی شروع مناسب برای پیگیری درس های خودشناسی، نقشه راه اختصاصی خودشناسی است که در آن، ترتیب و روش پیشنهادی خواندن سایر درس‌ها توضیح داده شده است:

خودشناسی (نقشه راه یادگیری)

اعتیاد به کار

اعتیاد به کار یک اصطلاح علمی در روانشناسی شخصیت نیست. در DSM (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) هم سرفصلی به آن اختصاص داده نشده است. با این حال کم نیستند کسانی که در توصیف خود و دیگران از اصطلاح «معتاد به کار» استفاده می‌کنند و منظورشان این است که زندگی شخصی فرد قربانی زندگی شغلی و حرفه‌ای‌ او شده است.

چون موضوع اعتیاد به کار را نمی‌شد در یک تک‌درس گنجاند، ما آن را در قالب یک سلسله درس مستقل ارائه کرده‌ایم. اگرچه از نظر مفهومی هم‌چنان زیرمجموعهٔ دوره خودشناسی و شخصیت شناسی محسوب می‌شود:

اعتیاد به کار

روانشناسی پول

روانشناسی پول – به‌شکلی که ما در متمم طراحی و تعریف کرده‌ایم، در مرز خودشناسی، شخصیت‌شناسی و اقتصاد رفتاری قرار دارد. رابطهٔ ما انسان‌ها با پول یکسان و هم‌شکل نیست. پول به بعضی از ما احساس امنیت می‌دهد و برای بعضی دیگر صرفاً یک ابزار است.

همهٔ رفتارهای پولی ما هم اکتسابی نیستند. در برخی از این رفتارها، درست مثل ویژگی های شخصیتی، توارث هم سهم دارد (مثلاً میل به ریسک کردن یا میزان محافظه‌کاری). در دهه‌های اخیر، مولفه‌های مربوط به ارتباط با پول به‌تدریج حتی به تست های روانشناسی شخصیت هم راه یافته‌اند. به همین علت تصمیم گرفتیم روانشناسی پول را هم در مجموعه درس‌های شخصیت شناسی بگنجانیم:

دوره روانشناسی پول

مدل پنج عاملی شخصیت شناسی در کار و زندگی

از بین همهٔ انواع نظریه های شخصیت شناسی ما در متمم ترجیح داده‌ایم «مدل پنج عاملی شخصیت / Five Factor Model» را به‌عنوان مدل پایه و محور اصلی درس‌های دوره شخصیت شناسی انتخاب کنیم. برای این انتخاب هم منطق و استدلال مهمی داریم و سلیقه‌ای عمل نکرده‌ایم:

  • مدل پنج عاملی شخصیت بر پایهٔ تحلیل عاملی که یک روش آماری علمی است (سنجش‌پذیر، تکرارپذیر، ابطال‌پذیر) پیشنهاد شده و سهم قضاوت‌ها و تحلیل‌های فردی در آن کمتر از مدل‌های دیگر است (البته این سهم «کم» نیست، صرفاً «کمتر» است).
  • این نظریه شخصیت شناسی به‌جای این‌که به سراغ ریشهٔ ویژگی‌های شخصیتی یک فرد برود (مثلاً خاطرات کودکی، اتفاق‌های بد، عقده‌ها، ناخودآگاه و …)، می‌کوشد بر تفاوتهای فردی متمرکز شود. آگاهی از تفاوت‌های فردی به بهبود روابط، حل تعارضات بین فردی (یا لااقل مدیریت تعارض) و درک بهتر انسان‌های دیگر (همدلی) کمک می‌کند.
  • ماهیت مدل پنج عاملی شخصیت از جنس تیپ شناسی و معرفی تیپ‌های شخصیتی نیست. یعنی شما را تشویق نمی‌کند انسان‌ها را در دسته‌بندی‌های دوگانه، هشت‌گانه یا شانزده‌گانه قرار دهید. بلکه پنج دسته ویژگی تعریف می‌کند و میزان و شدّت هر یک از ویژگی‌ها را در فرد می‌سنجد.
  •  دانش روانشناسی سازمانی از مدل پنج عاملی شخصیت به‌شدت حمایت می‌کند. یعنی مطالعات و تحقیقات بسیاری انجام شده و نشان داده که این مدل در مسائل و موضوعات سازمانی از قدرت پیش‌بینی قابل‌توجهی برخوردار است (پیش‌بینی عملکرد سازمانی، تطبیق شغل و شاغل، رضایت شغلی، تعهد شغلی و …). بسیاری از مقالات شخصیت شناسی معتبر در حوزهٔ مدیریت کسب و کار و توسعه فردی بر این مدل تکیه کرده‌اند.
  • مدل پنج عاملی کاربرد خود را در عصر شبکه های اجتماعی و کلان داده نشان داده است. در سال‌های اخیر، بررسی‌ها، پژوهش‌ها و مقالات بسیاری منتشر شده‌اند که نشان می‌دهند بر اساس رفتار کاربران (لایک، کامنت، ارسال پیام و …) و محتوای منتشر شدهٔ آن‌ها در چارچوب مدل پنج عاملی شخصیت، برخی از ویژگی های شخصیتی کاربران فضای دیجیتال را استخراج، سنجش و ارزیابی کرد.

لازم است تأکید کنیم که مدل پنج عاملی شخصیت، یک «تک مدل» نیست. بلکه دسته‌ای از مدل‌هاست که ویژگی مشترک‌شان این است که ویژگی های شخصیتی انسانها را تحت پنج عنوان می‌گنجانند:

اگر حرف اول شاخص‌ها را کنار هم بگذارید، کلمهٔ OCEAN ساخته می‌شود که معمولاً دانشجویان به کمک آن، پنج فاکتور شخصیتی را به خاطر می‌سپارند.

مدل پنج عاملی شخصیت، بسته به این‌که از چه روشی استخراج شده و کدام دانشمندان درباره‌اش کار کرده باشند، ممکن است با عناوین «Five Factor Model یا FFM» یا «Big-5» یا «NEO» معرفی شود (دانشمندان مختلفی از مسیرهای متفاوت، در این زمینه به دسته‌بندی‌های نزدیک و مشابهی رسیده‌اند).

برای آشنایی با مدل پنج عاملی شخصیت، بهترین روش این است که درس‌هایی را که پایین همین صفحه آمده، به همان ترتیبی که پیشنهاد شده بخوانید. اما اگر دنبال مسیر سریع‌تری هستید، می‌توانید مستقیم به سراغ صفحهٔ معرفی این مدل بروید و صرفاً درس‌هایی را که لینک‌شان در آن‌جا آمده بخوانید:

مدل پنج عاملی شخصیت

نظریه‌های کلاسیک شخصیت شناسی

آشنایی با نظریه های کلاسیک شخصیت شناسی و روانشناسی شخصیت برای کسانی مفید است که علاقه‌مند باشند مباحث رسمی‌تر شخصیت شناسی و نیز برخی از دانشمندان و متفکران کلاسیک این حوزه را بشناسند.

ما هر دانشمند و نظریه و مکتب‌اش را در یک یا چند درس معرفی کرده‌ایم. اما لازم به تأکید است که معیارمان در انتخاب افراد، مشخصاً نیازهای آموزش مدیریتی بوده است.

به عبارت دیگر، فرض ما بر این است که اگر کسی برای برای توسعه فردی و بهبود مهارت‌های مدیریتی خود تلاش می‌کند، قاعدتاً قرار نیست روانکاو یا روان‌درمان‌گر شود و به تبع آن، اولویت‌ها و نیازهایش با یک دانشجوی روانشناسی متفاوت است.

به همین علت، در برخی موارد، به جای برخی از نام‌های بزرگ (مثلاً زیگموند فروید) به نام‌های کوچک‌تر و حتی پیروان این افراد (مثلاً‌ کارن هورنای) پرداخته‌ایم.

در ادامه می‌توانید نام برخی از افراد را که تا کنون به معرفی آن‌ها و دیدگاه‌هایشان پرداخته‌ایم ببینید:

به طور کلی، اگر علاقه‌مند هستید که بدانید چه دانشمندان، نویسندگان و متفکرانی در زمینه‌ی مدیریت و روانشناسی در متمم معرفی شده‌اند، پیشنهاد ما این است که به بخش دانشمندان، نویسندگان و نظریه پردازان مدیریت و روانشناسی سر بزنید.

تحلیل رفتار متقابل

تحلیل رفتار متقابل را نخستین بار اریک برن، روانشناس و روانکاو لهستانی‌الاصل کانادایی، حدود نیمهٔ قرن بیستم مطرح کرد. او مشخصاً از فروید تأثیر پذیرفته و این را به‌سادگی از شباهت سه‌گانهٔ «کودک، بالغ، والد» با «نهاد، خود، فراخود (اید، ایگو، سوپرایگو)» می‌توان حس کرد.

از آن‌جا که رویکرد تحلیل رفتار متقابل به رویکردهای روانکاوانه نزدیک است، هنوز بخشی از روانشناسان که روانشناسی را به‌شکل علمی و مبتنی بر شواهد دنبال می‌کنند، آن را چندان نمی‌پسندند. کتابهای دانشگاهی متعددی هم در زمینهٔ شخصیت شناسی وجود دارند که تحلیل رفتار متقابل را در فهرست رویکردها نیاورده و حتی از اریک برن نام هم نبرده‌اند (کتاب نظریه های شخصیت شولتز یک نمونه از این کتابهاست).

با این حال، این بی‌توجهی جامعهٔ دانشگاهی، مانع رشد این رویکرد نشده است. روانکاوان بسیاری هستند که تحلیل رفتار متقابل را به عنوان یک روش درمانی کاربردی پذیرفته‌اند و از آن استفاده می‌کنند.

علاوه بر این، تحلیل رفتار متقابل در میان علاقه‌مندان مدیریت و رشد فردی هم طرفداران خود را پیدا کرده است. چون زبان بسیار ساده‌ای برای حرف زدن از شخصیت، الگوهای رفتاری و شیوهٔ تعاملات انسانی در اختیار ما قرار می‌دهد که به‌سختی می‌توان جایگزینی برای آن پیدا کرد (اصطلاحاتی مثل رفتار کودکانه، رفتار بالغانه، رفتار والدانه و نوازش را در نظر بگیرید).

به همین علت، کسی که می‌خواهد مذاکره آموزش دهد یا یاد بگیرد، مهارت فروش را در خود تقویت کند، هوش هیجانی خود را افزایش دهد، برای حل مشکلات ارتباطی خود بکوشد یا حتی نقش مدیریت جلسه و تسهیلگری را بر عهده داشته باشد، به‌خوبی می‌تواند از مفاهیم پایه و اصطلاحات تحلیل رفتار متقابل استفاده کند. اگرچه باید همیشه به‌خاطر داشته باشیم که این استفاده، بسیار حداقلی است و بیشتر محدود به به‌کارگیری ترمینولوژی و واژگان این حوزه است تا جزئیات روانکاوانهٔ آن.

جالب است که تحلیل رفتار متقابل، که در سرزمین خود یعنی روانشناسی، کمتر روی خوش دیده، تا این حد توانسته به قلمروهای دور هم راه پیدا کند و اصطلاحات آن حتی در ادبیات سیاسی و روابط بین‌الملل هم به‌کار رود.

به‌هرحال، ما هم با وجود نقدهایی که بر این رویکرد هست و تمایل‌مان به فاصله گرفتن از رویکردهای روانکاوانه، از آن‌جا که معتقدیم آشنایی اولیه با تحلیل رفتار متقابل می‌تواند کارکردهای مثبت فراوانی برای بسیاری از دوستان متممی داشته باشد و حداقل، دامنه واژگان شما را افزایش دهد، چند درس را به آن اختصاص داده‌ایم:

تحلیل رفتار متقابل

چند دام در مسیر یادگیری شخصیت شناسی

رایج است در ابتدای معرفی درس‌ها و دوره‌های آموزشی، از نتایج و دستاوردهای مثبت دوره‌ها صحبت کنند و بگویند که زندگی شخصی و شغلی شما با یادگیری این مباحث تغییر خواهد کرد.

اما واقعیت این است که آموزش شخصیت شناسی و مباحث مرتبط با آن، اگر با دقت و وسواس کافی انجام نشود، می‌تواند دردسرساز هم باشد.

بخشی از مسئولیت این ماجرا به متمم باز می‌گردد و ما باید در طراحی درس‌ها و بحث‌های شخصیت شناسی باید نکات مهم و حساس را یادآوری کنیم. اما بخش دیگری هم بر عهده‌ی شما است تا با دقت و وسواس مضاعف، این درس‌ها را بخوانید.

به همین علت پیشنهاد می‌کنیم اگر قصد دارید درس‌های شخصیت شناسی را به شکلی دقیق و منسجم مطالعه کنید، حتماً ابتدا برای خواندن درس دامهای یادگیری شخصیت شناسی وقت بگذارید.

جذابیت بحث شخصیت‌شناسی باعث شده است که در بسیاری از درس‌ها و دوره‌های مدیریتی، از این مبحث به عنوان بخشِ تفریحی کلاس یا محتوای شیرینِ برانگیزاننده برای رقیق کردن درس‌های سنگین استفاده شود. طبیعتاً با این نگاه، جنبه‌های علمی این حوزه کم‌رنگ شده و جنبه‌های سرگرم‌کننده‌ی آن بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

طبیعی است حاصل این نوع نگرش به بحثِ مهم و علمیِ شخصیت شناسی، سطحی‌سازی و ساده‌نمایی این حوزه‌ در آموزش‌های مهارتی و مدیریتی و توسعه فردی بوده است.

امیدواریم شما هم با ما هم‌عقیده باشید که یادگیری سطحی این مباحثِ جذابِ وسوسه‌انگیز می‌تواند نتایج نامطلوب متعددی داشته باشد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  تعمیم‌های نادرست و گسترده

 آشنایی سطحی با هر موضوع علمی، می‌تواند به تعمیم‌های نادرست و گسترده منجر شود؛ شخصیت شناسی نیز، از این قاعده مستثنی نیست.

به عبارت دیگر، آشنایی سطحی و غیرعلمی با اصطلاحات و ابزارهای شخصیت شناسی، ممکن است باعث شود که مفاهیم و ابزارهای این حوزه را در فضاهای نامناسبی به کار بگیریم.

مثلاً:

  • آیا واقعاً استفاده از آزمون تیپ شناسی در مصاحبه استخدامی می‌تواند مفید باشد؟
  • یا این‌که آیا می‌توان بر اساس میزان درونگرایی و برونگرایی فردی که به تازگی استخدام شده، رضایت شغلی او را در‌ آینده پیش‌بینی کرد؟

این نوع سوالات را نمی‌توان بر اساس تجربه‌های موردی پاسخ داد و صرفاً با شناخت عمیق مبانی علمی شخصیت شناسی، می‌توانیم آن‌ها را به درستی پاسخ دهیم.

  مصداق‌یابی نامناسب

مباحث شخصیت شناسی با تجربه‌های روزمره‌ی زندگی ما گره خورده‌اند.

به همین علت، همواره این وسوسه وجود دارد که هر آن‌چه را در این مباحث می‌آموزیم، به سرعت به خود و اطرافیان‌مان نسبت دهیم و در جستجوی مصداق‌هایی برای آن‌ها باشیم.

این نوع مصداق‌یابی‌های شتابزده، می‌توانند ما را به سمت تحلیل‌های نادرست و غیردقیق و نیز سوگیری در تصمیم گیری سوق دهند.

حتماً شما هم کسانی را دیده‌اید که به محض آشنایی سطحی با اصطلاحاتی مانند درونگرا، برونگرا، آرکتایپ، تیپ شخصیتی، شخصیت شناسی MBTI، تست دیسک و مانند این‌ها، هر روز و هر لحظه در پی تحلیل شخصیت دیگران هستند و چه بسا با اتکا به دانسته‌های سطحی خود، قاطعیت بیشتری در قضاوت‌های خود به‌خرج دهند.

  مخلوط شدن علم و شبه علم و داوری‌های شخصی

دستاوردهای شخصیت شناسی نیز، مانند بسیاری از زیرمجموعه‌های دیگر روانشناسی، با تکیه بر روش علمی و مطالعات گسترده‌ و روش‌مند تجربی حاصل شده‌اند.

یادگیری سریع و سطحی شخصیت شناسی و خلاصه کردن آن در چند گزاره، توصیه یا توصیف، باعث می‌شود که پیش‌فرض‌ها و اما و اگرهای پشت نظریه‌ها را ندانیم و قسمت‌های خالی پازل خود را نیز، با تجربه‌ها و داوری‌های شخصی یا مطالبی از جنس شبه علم (که در این حوزه فراوانند) تکمیل کنیم.

مطلع نبودن از جزئیات نظریه‌ها و بحث‌ها و نقدهایی که در پس آن‌ها وجود دارد، در نهایت خود را به شکل باور قطعی به نتایج غیرقطعی نشان می‌دهد.

همین ترکیبِ دانش سطحی با تعصب عمیق باعث شده که زمانی یونگ، در انتقاد از کسانی که تندروتر از او (و ناآگاه به جوانب مختلف دیدگاه‌های او) بودند بگوید (+): «خدا را شکر که من یونگ هستم و یونگین (پیرو مکتب یونگ) نیستم!»

شخصیت شناسی از دیدگاه یونگ با آن‌چه یونگین های متعصب می گویند تفاوت زیادی دارد

مفاهیمی مانند اضطراب، خودشیفتگی، قدرت طلبی، درونگرایی، برونگرایی، سایکوپات و کمال طلب بودن، از پشتوانه‌ی قویِ چندین دهه (و گاه چند قرن) تلاش برخوردار هستند.

اما به‌علت پرداختن بسیار سطحی به این مفاهیم در کتاب‌ها و کلاس‌های مدیریتی، این اصطلاحات معمولاً با معنایی سطحی یا متفاوت از معنای اصلی، در میان مدیران، کارشناسان منابع انسانی و مذاکره کنندگان رد و بدل می‌شوند.

بنابراین، اگر ما در متمم به آموزش شخصیت شناسی می‌پردازیم، به این علت نیست که مطالب کافی و دوره‌های فراوان در این‌باره وجود ندارد؛ بلکه از این جهت است که فکر می‌کنیم، ارزش دارد کمی جدی‌تر، عمیق‌تر، سنگین‌تر (و شاید با جذابیت کمتر) درباره‌ی شخصیت شناسی صحبت کنیم و در عوض، دانش قابل اتکا‌تری در این حوزه به دست بیاوریم.

معرفی چند کتاب در مورد شخصیت شناسی

برای دیدن فهرست کاملی از کتابهای روانشناسی (شامل شخصیت‌شناسی) می‌توانید به صفحهٔ کتابهای روانشناسی سر بزنید. اگر هم بخواهید صرفاً کتابهای نزدیک به بحث شخصیت‌شناسی را ببینید، صفحهٔ معرفی کتابهای شخصیت شناسی برایتان مناسب است.

فقط به این نکته توجه داشته باشید که همهٔ کتابهایی که در متمم معرفی می‌شوند، منبع تدوین درس‌ها نیستند. بلکه برخی از آن‌ها صرفاً به علت ارتباط با موضوع درس معرفی شده‌اند. ضمناً ما معمولاً در هر درس به منابع همان درس اشاره می‌کنیم. با این حال، کتاب‌های زیر آن‌قدر مهم هستند و نقشی زیربنایی در تدوین چارچوب آموزش شخصیت شناسی متمم داشته‌اند که ترجیح دادیم در این‌جا به‌شکل مشخص و جداگانه به آن‌ها اشاره کنیم:

کتاب روانشناسی شخصیت کاردوچی

کتاب روانشناسی شخصیت کاردوچیکتاب روانشناسی شخصیت کاردوچی یکی از کتاب‌های دانشگاهی بسیار ارزشمند در شخصیت شناسی است و یکی از منابع معتبر روانشناسی شخصیت در سراسر جهان محسوب می‌شود.

کاردوچی این کتاب را با مباحث پایه مثل «تعریف شخصیت» آغاز می‌کند و تا جدیدترین رویکردهای شخصیت‌شناسی (رویکرد شناختی) به پیش می‌رود. تقریباً همهٔ موضوعات روانشناسی شخصیت (در حدی که برای ساختن یک پایهٔ اول دانش لازم است) در این کتاب پوشش داده شده است.

کاردوچی سعی کرده مباحث را به زبان ساده توضیح دهد و نیز کوشیده با مثال‌های کاربردی و نیز اشاره به دانستنی‌های جذاب در روانشناسی شخصیت، کتاب خود را شیرین‌تر و مباحث را ساده‌تر کند. اما به‌هر‌حال، کتاب او یک مرجع دانشگاهی است. بنابراین قضاوت ما دربارهٔ ساده بودن آن هم با در نظر گرفتن استاندارد کتب دانشگاهی است و نه کتاب‌های عمومی روانشناسی در بازار.

معرفی کتاب روانشناسی شخصیت

کتاب نظریه های شخصیت شولتز

کتاب نظریه های شخصیت شولتزدر بسیاری از دوره‌های دانشگاهی در سراسر جهان، برای آموزش مبنای شخصیت شناسی و معرفی مکاتب مختلف شخصیت شناسی از کتاب نظریه های شخصیت شولتز استفاده می‌کنند. این کتاب یکی از منابع اصلی تدریس شخصیت شناسی در مقطع کارشناسی روانشناسی محسوب می‌شود.

این کتاب شخصیت شناسی را نمی‌توان به عنوان کتابی عمومی برای مرور سطحی و سریع در نظر گرفت، اما برای کسانی که درس تخصصی رشته روانشناسی نخوانده‌اند و در عین حال، تمایل دارند کتابی علمی و قابل درک در این زمینه مطالعه کنند، می‌تواند گزینه‌ی مناسبی باشد.

کتاب نظریه های شخصیت شولتز

کتاب نظریه های شخصیت فیست

کتاب نظریه های شخصیت شولتزهر دو کتاب نظریه های شخصیت شولتز و نظریه های شخصیت فیست (Gregory Feist) از کتاب های معروف و شناخته‌شده در زمینه نظریه های شخصیت شناسی هستند و در نگاه اول محتوایشان شبیه هم به نظر می‌رسد و اساتید دانشگاه در رشته روانشناسی و شخصیت شناسی بسته به سلیقه و ترجیح خود معمولاً یکی از این دو را انتخاب می‌کنند.

با وجود شباهت محتوا، تفاوتهایی شیوه روایت و رویکرد این دو کتاب وجود دارد که خوب است به آن‌ها توجه داشته باشید. احتمالاً مهم‌ترین تفاوت این است که رویکرد شولتز بیشتر به «روایت تاریخی» و رویکرد فیست بیشتر به «تحلیلی – انتقادی» نزدیک است.

به عنوان مثال هر دو کتاب شولتز و فیست زمانی که بحث به یونگ می‌رسد، به MBTI هم پرداخته می‌شود. برای شولتز مهم است که شیوهٔ شکل‌گیری و مسیر رواج یافتن MBTI و جایگاه فعلی آن را شرح دهد. اما فیست به پژوهش‌هایی که برای اعتبارسنجی MBTI انجام شده می‌پردازد و نقدهایی را که به این مدل وجود دارد بیان می‌کند.

کتاب هندبوک مدل پنج عاملی شخصیت آکسفورد

کتاب هندبوک مدل پنج عاملی شخصیتبا توجه به این‌که محور اصلی درس‌های متمم «توسعه فردی» و «دوره MBA» است، طبیعتاً ما در دوره شخصیت شناسی متمم به‌جای رویکردهای کلاسیک روانشناسی و نیز رویکرد روانکاوانه، در پی مدل‌هایی هستیم که در زندگی شخصی و مسیر شغلی به‌کار بیایند.

به‌ همین علت، از میان انواع نظریه های شخصیت، توجه‌مان به‌شکل ویژه‌ای به مدل پنج عاملی شخصیت معطوف است. این مدل به جای تعریف تیپ‌های شخصیتی و دسته‌بندی انسان‌ها، به توصیف و ارزیابی صفات شخصیتی می‌‌پردازد.

کتاب هندبوک مدل پنج عاملی شخصیت از انتشارات دانشگاه آکسفورد (The Oxford Handbook of The Five Factor Model) با ویراستاری توماس ویدیگر به بازار عرضه شده و یکی از بهترین کتاب های روانشناسی شخصیت برای کسانی است که می‌خواهند این مبحث را به شکل عمیق و کاربردی بیاموزند.

این کتاب، طیف گسترده‌ای از موضوعات روانشناسی شخصیت را پوشش می‌دهد: پنج ستون اصلی در مدل پنج عاملی شخصیت، رابطه عوامل ژنتیک و شخصیت، کاربرد این مدل شخصیت شناسی در کسب و کار و صنعت و حتی شخصیت شناسی حیوانات (از بین تست های مختلف شخصیت شناسی، مدل پنج عاملی بیش از همهٔ مدل‌ها دربارهٔ جانداران غیر انسان آزمایش شده است).

آخرین تمرین‌ها در درس‌های #خودشناسی و شخصیت‌شناسی

دوره هوش هیجانی
دوره هوش هیجانی
روانشناسی مثبت گرا
روانشناسی مثبت گرا
هدف گذاری
هدف گذاری

استعدادیابی
استعدادیابی

محدودیت در دسترسی کامل به این دوره

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های خودشناسی و شخصیت شناسی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. با فعال کردن عضویت ویژه در متمم، به درس‌های بسیار بیشتری نیز دسترسی پیدا می‌کنید:

ضمناً بررسی‌های ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به درس‌های شخصیت‌شناسی علاقه‌مند بود‌ه‌اند، برای مطالعه‌ی درس‌های زیر هم وقت صرف کرده‌اند:

تحلیل رفتار متقابل | زندگی شاد | افزایش عزت نفسکوچینگ | مشاوره مدیریت

کاریزما | مدیریت استرستصمیم گیری | روانشناسی پول | استعدادیابییادگیری

تحلیل رفتار متقابل | هوش هیجانیمهارت ارتباطی | رابطه عاطفی | مسیر شغلی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری شخصیت شناسی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه شخصیت شناسی

۴۸ نظر برای دوره شخصیت شناسی | آشنایی با مفاهیم روانشناسی شخصیت

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .

اگر می‌خواهید با متمم بیشتر آشنا شوید و بدانید متمم چرا تأسیس شده و چه هدفی را دنبال می‌کند، صفحهٔ دربارهٔ متمم را ببینید یا به فایل صوتی معرفی متمم گوش بدهید.

اگر علاقه دارید با درس‌ها و سرفصل‌های آموزش مدیریت و کسب و کار در متمم آشنا شوید، به صفحهٔ دوره MBA سر بزنید.

اگر در پی پرورش مهارت‌های نرم هستید، درس‌های توسعه فردی را ببینید.

در صفحهٔ دوره‌های صوتی هم همهٔ محصولات صوتی متمم فهرست شده‌اند.

درس‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها