Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




آلبرت بندورا و نظریه یادگیری اجتماعی


آلبرت بندورا و نظریه یادگیری اجتماعی

آلبرت بندورا (Albert Bandura) روانشناس کانادایی-آمریکایی متولد سال ۱۹۲۵ را یکی از بزرگترین روانشناسان زنده‌ی جهان می‌دانند.

بندورا که اکنون دهمین دهه‌ی زندگی خود را می‌گذراند، بیشتر به خاطر نظریه یادگیری اجتماعی یا Social Learning Theory شناخته می‌شود؛ اما نقش و سهم وی در توسعه دانش روانشناسی، بسیار فراتر از این‌ است.

بندورا در سال ۱۹۵۲ دکترای خود را از دانشگاه آیووا دریافت کرد و از همان زمان، مطالعات و بررسی‌های جدی او در زمینه‌ی یادگیری و تغییر رفتار آغاز شد.

بندورا سال‌ها در دانشگاه استنفورد تدریس کرده است.

او همچنین در سال ۱۹۷۴ نیز به عنوان هشتاد و سومین رئیس انجمن روانشناساسی آمریکا (APA) انتخاب شد.

البته فهرست سوابق و فعالیت‌ها و افتخارات علمی او بسیار طولانی‌‌تر از چند سمت رسمی است و جایگاه او را با کسانی مانند فروید، اسکینر و ژان پیاژه مقایسه می‌کنند.

نظریه یادگیری اجتماعی

اگر بگوییم روانشناسان رفتاری ترجیح می‌دهند به نمایش‌ها و رفتارهای بیرونی توجه داشته باشند و به فرایندهای ذهنی نگاه نکنند و در مقابل روانشناسی شناختی می‌کوشد آن‌چه را درون ذهن می‌گذرد مد نظر قرار دهد، می‌توان گفت بندورا در میانه‌ی این دو نگرش ایستاده است.

دوران تحصیل بندورا، اوج رواج نگاه رفتارگرایانه (مکتب اسکینر) بود و او نیز کشف دنیای روانشناسی را از همین نقطه آغاز کرد.

اما به زودی احساس کرد که مفاهیم محرک و پاسخ و شرطی شدن، برای درک رفتارهای پیچیده‌ی انسان‌ها کافی نیست.

ما انسان‌ها به خاطر فعالیت‌های پیچیده‌ی ذهنی، مکانیزم‌های یادگیری دیگری هم داریم که در چارچوب تنگ رفتارگرایی کلاسیک نمی‌گنجد.

به عنوان مثال، ما رفتار فرد دیگری را می‌بینیم و نتیجه‌‌ی رفتارش را هم مشاهده می‌کنیم و از این طریق، می‌آموزیم که یک رفتار را تقلید کرده یا از آن اجتناب کنیم.

در این‌جا محرک و پاسخ به مفهوم کلاسیک آن وجود ندارد؛ بلکه ما با مشاهده و یادگیری در دیگرانی که در اطرافمان هستند رفتار خود را تغییر می‌دهیم.

نظریه یادگیری اجتماعی بندورا

علت اهمیت نگاه بندورا طی دهه‌های اخیر

جدای از جایگاه ویژه‌ی آکادمیک بندورا، مطالعات و نظریه‌پردازی‌های او در حوزه‌ی یادگیری طی سال‌های اخیر مورد توجه عموم مردم و رسانه‌ها نیز بوده است.

فقط کافی است به این فکر کنید که وقتی بحثِ ترویج خشونت توسط رسانه‌ها و فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری مطرح می‌شود، یکی از نخستین پشتوانه‌های علمیِ قابل مراجعه و بررسی، بحث یادگیری اجتماعی اوست.

هم‌چنین طی سال‌های اخیر که دوران توسعه شبکه های اجتماعی و ظهور اینفلوئنسرها بوده است، بیش از هر زمان دیگر این بحث مطرح است که رفتار کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، تا چه حد تحت تأثیر الگوهای رفتاری قابل مشاهده در شبکه های اجتماعی قرار می‌گیرد؟

این نوع بحث‌ها و دغدغه‌ها باعث شده که مخالفان و موافقان ابزارهای ارتباطات اجتماعی مدرن، به بهانه‌های مختلف (برای نقد کردن یا کسب تأیید) به سراغ حرف‌ها و مطالعات و دیدگاه‌های بندورا بروند.

همچنین در بحث مدیریت انگیزه هم خواهیم دید که پیدا کردن الگو و مشاهده و مطالعه‌ی رفتار انسان‌های پیشرو با اتکا به نظریه یادگیری اجتماعی مطرح می‌شود.

کتابهای آلبرت بندورا

آلبرت بندورا کتابهای بسیاری نوشته که از جمله آن‌ها می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:

خودکارآمدی: تمرین کنترل بر خود (Self-efficacy)

بنیادهای اجتماعی فکر و عمل (Social Foundations of Thought and Action)

 نظریه یادگیری اجتماعی (Social Learning Theory)

 خودکارآمدی در جوامع در حال تغییر (Self-efficacy in changing societies)

 خشونت: تحلیلی از منظر یادگیری اجتماعی (Aggression: A Social Learning Analysis)

اما در کنار کتابهای بالا، یکی از کارهای جالب او، نگارش و انتشار کتابی ۶۰۰ صفحه‌ای در سن نود سالگی است (سال ۲۰۱۵).

Moral Disengagement - Albert Bandura - Book Cover

بی‌قیدی نسبت به اخلاق (Moral Disengagement) کتابی علمی و خواندنی است و به این مسئله می‌پردازد که انسان‌ها چگونه خود را برای بی‌اخلاقی قانع می‌کنند.

بندورا در مقدمه‌ی کتاب خود می‌گوید:

بیشتر دانشمندان، محققان و نویسندگان به این مسئله می‌پردازند که چه انگیزاننده‌هایی باعث می‌شود انسان‌ها رفتارهای غیراخلاقی انجام دهند.

اما سوال مهم دیگری هم وجود دارد که من به آن می‌پردازم:

کسی که کار غیراخلاقی انجام می‌دهد، چگونه با خود کنار می‌آید و پس از انجام این کارها، زندگی عادی خود را ادامه می‌دهد؟

توجه به این مسئله می‌تواند راهگشای ترویج رفتارهای اخلاقی در جوامع باشد.

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت.

فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  دوره MBA

  فنون مذاکره

  تصمیم گیری

  مدیریت بازاریابی

  سواد دیجیتال

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: حسن پیوسته گر , داوودکیخسروکیانی , مریم , ایمان میرزائی , احمد عباسی

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری انگیزش-و-هیجان به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه انگیزش-و-هیجان

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

13 نکته برای آلبرت بندورا و نظریه یادگیری اجتماعی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علی رمضانی

    موضوع جالبی بود. من اخیرا با موضوعی برخورد کردم که شاید بتوان آنرا یادگیری تحمیلی اجتماعی نامید.
    من تا شش سالگی سعی کردم که دخترم هانا حق انتخاب داشته باشد.

    من آموخته بودم که همه رنگ ها برای همه انسان هاست بنابراین رنگ صورتی لزوما برای خانوم ها نیست و یا رنگ آبی مختص آقایان نیست. بنابراین هانا می توانست هر رنگ لباسی که برایش جذابیت دارد بپوشد.

    به طور کلی من سعی کردم که هیچ موضوعات برای هانا جنسیتی نشود. مثلا اینکه حتما فیلم السا آنا برای دختران است و بن تن برای پسران و بالعکس. بیشتر سعی کردم تا بفهمد که چیزهایی ممکن است که مناسب سن او نباشد اما ربطی به اینکه دختر است ندارد تا اینکه هانا به کلاس اول دبستان رفت و رنج هایش شروع شد.

    بعد از گذشت دو سه ماه متوجه شدم که بچه های کلاس به او می گویند که تو مانند پسر ها هستی.

    چرا چون جامدادی هانا با همه فرق داشت و مثلا رنگ نارنجی بود. چون کیفش رنگ آبی بود و حالا هانا در این عرصه خود را تنها می دید و با همکلاس هایی معاشرت داشت که اکثرا با سبک جنسیتی شده موضوعات مختلف بزرگ شده اند و به خاطر اینکه منزوری نشود سعی می کرد که مثلا جامدادی صورتی بخرد. کفش صورتی بپوشد و ... جالب است بدانید که وقتی من با معاون آموزشی مدرسه هم جلسه گذاشتم او هم دوست داشت که فرزند من از همان المان های دیکته شده پیروی کند.

    خلاصه انکه جامعه محلی می تواند برخی از رفتارها را با تحمیل تغییر دهد.
    البته خوشبختانه هنوز کسی نتوانسته کارتون محبوب هانا مینیون ها را به اسم اینکه کارتون پسرانه است از او بگیرد.
    در آخر جمله ای خانم دکتر موحد (روانشناس) نقل به مضمون می کنم که اگر همین رنگ های دیکته شده در اجتماع برای انسان ها نبود و افراد هر رنگی که دوست داشتند را می پوشیدند ما روانشناس ها راحت می فهمیدیم که چه خصوصیاتی دارند اما به خاطر تحمیلی بودن اساسا ما نمی توانیم بر اساس آن تحلیلی داشته باشیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .