Menu


شخصیت شناسی – ویلیام گلاسر و نظریه انتخاب (۱)


ویلیام گلاسر

ویلیام گلاسر را به عنوان منتقد روش متعارف روان درمانی می‌شناسند. کسی که معتقد است قسمت عمده‌ی آنچه ما به نام بیماری‌های ذهنی و روانی می‌شناسیم، بخشی از ویژگی‌ها و رفتارهای یک انسان سالم است! فقط به دلیل اینکه ما منطق رفتارهای خودمان و دیگران را به درستی نمی‌فهمیم، نمی‌توانیم به سادگی آنها را تغییر دهیم و ترجیح می‌دهیم از برچسب‌های پیچیده برای آنها استفاده کنیم. دغدغه‌ی اصلی گلاسر، افزایش شادی و رضایت و مسئولیت پذیری انسان‌هاست.

انتشارات DK در کتاب Psychology Book ایده‌ی گلاسر را به صورت زیر نمایش می‌دهد:

ویلیام گلاسر و نظریه انتخاب

این روانشناس آمریکایی، در سال ۱۹۲۵ در ایالت اوهایو متولد شد. تحصیلاتش ابتدا در حوزه مهندسی شیمی بود. اما بعدها پزشکی خواند و سپس به زمینه‌ی روانشناسی بالینی علاقمند شد و در آن حوزه ادامه تحصیل داد.  او فعالیت حرفه‌ای خود را در این زمینه از سن سی و دو سالگی آغاز کرد و در آن زمان در مطالعاتش با مفهوم «سیستم‌های کنترل ادراکی» به روایت ویلیام پاور آشنا شد.

ایده‌ها و الهامی که از نظریه کنترل ادراکی به دست آورد برایش چنان تاثیرگذار و ارزشمند بود که او نظریه‌ی خودش را در کتاب واقعیت درمانی، «نظریه کنترل» نامید. وی بعدها نام نظریه‌اش را به «نظریه انتخاب» تغییر داد. گلاسر دو سال بعد از انتشار کتاب واقعیت درمانی، در کالیفرنیا، موسسه‌ای به نام «واقعیت درمانی» هم تاسیس کرد که بعدها به «انستیتو ویلیام گلاسر» تغییر نام داد و هنوز به صورت بسیار جدی به فعالیت مشغول است.

شاید در کنار «واقعیت درمانی»عناوین سایر کتاب‌های او، مدل ذهنی گلاسر را بیشتر آشکار کند:

– مدارسی بدون دانش آموزان ناموفق

– درک بهتری از رفتارها و انگیزه ها با استفاده از «نظریه انتخاب»

– چگونه «روانپزشکی» به «سلامت روانی» ما آسیب میرساند؟!

گلاسر معتقد بود که بسیاری از بیماریهایی که ما به عنوان بیماری روانی میشناسیم، اساساً به درمان دارویی نیاز ندارند. تنها استثنا مواردی است که آسیبی جدی در ناحیه ای از مغز وجود دارد یا بیماری مشخصی با ریشه های شیمیایی نظیر آلزایمر گریبانگیر فرد شده است.

او اضطراب، افسردگی، عصبی بودن، وسواس، اختلال دوقطبی و سایر بیماریهای مشابه را بیشتر یک «برچسب» بیماری می داند تا یک «بیماری واقعی». او معتقد است که انسانها در شرایط پیچیده محیطی به نقطه ای می رسند که ترجیح میدهند این «برچسب»ها را بپذیرند تا اینکه مسئولیت رفتار و تصمیم گیری و انتخابهای دشوار را در اطراف خود بر عهده بگیرند.

گلاسر معتقد است که در بلندمدت، تنها چیزی که واقعاً به عنوان «مشکل» در زندگی انسانها وجود دارد، مشکل «رابطه» است. رابطه با دوستان، نزدیکان، شغل و محیط اطراف. اگر انسانها میخواهند زندگی سالمتری داشته باشند باید مدیریت روابط خود را بیاموزند و انگیزه های خود را بهتر بشناسند.

 

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری شخصیت شناسی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

30 نکته برای شخصیت شناسی – ویلیام گلاسر و نظریه انتخاب (۱)

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : شهرزاد

    متن تمرین :

    با سلام و تشکر باز هم بخاطر تمام مطالب خوبتون ...
    چقدر با ویلیام گلاسر موافقم و چقدر بخاطر این نظریه انتخاب تحسینش می کنم.
    اصل نهم ویلیام گلاسر که از ده اصل مهم مربوط به Ten Axioms of Choice Theory در پست دیگری به اون اشاره کردید واقعا برام جالبه ...این که می گه:
    " رفتارها انتخاب میشوند اما از میان چهار المان حرکت، فکر، احساس و فیزیولوژی، [که 4 مولفه هر رفتاری هستند] ما فقط بر روی «حرکت» و «فکر» کنترل داریم."
    و در بعضی موارد غیرقابل اجتناب زندگی، هر چقدر هم سعی می کنیم مرکز کنترل درونی مون رو تقویت کنیم، باز هم تا حد زیادی تحت تاثیر این دو مولفه ی احساس و فیزیولوژی قرار می گیریم ... و زندگی سخت تر و غم انگیزتر از همیشه به نظرمون میاد ...
    از طرفی باز هم واقعا با ویلیام گلاسر موافقم که افسردگی یک انتخاب و یک برچسبه ...
    وقتی کسی رو در اطرافم می بینیم که می گه: افسردگی دارم و دارو مصرف می کنم، واقعا نمی تونم حرفش رو بپذیرم و بهش حق بدم ... احساس می کنم راحت ترین راه و راه حل رو برای مواجهه با چالش های زندگیش برای خودش انتخاب کرده ...

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .