Menu


کارگاه زندگی شاد – قسمت اول


همه‌ی مشکل از اینجا شروع میشه که ظاهراً ناراحت بودن، دلیل و توجیه و توضیح نمی‌خواد. اما شاد و خوشحال بودن، دلیل می‌خواد.

تازه معمولاً روش حرفه‌ای خوشحال شدن هم، اینه که یاد بدبخت‌های آینده‌ی خودمون یا بدبختی‌های الان بقیه‌ بیفتیم.

خیام هم که میگن انقدر شاد و خوشحال بوده و داداش اپیکور محسوب میشه، وقتی می‌خواد پیشنهاد باده مطرح کنه، این‌جوری میگه که:

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت هستی ما نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

کلاً تا یادمون نندازه که قراره از بین بریم و خاک گل کوزه گران بشیم و دستی که بر گردن دوست داریم به دسته‌ی کوزه تبدیل بشه، نمی‌تونیم خوشحالی و شادی رو تجربه کنیم!

اصلاً آموزش خیلی‌هامون اینجوری بوده.

وقتی هزارجور بدبختی توی بچگی داشتیم، مامان بابامون، یه بدبخت‌تر پیدا می‌کردن می‌گفتن: اون رو نگاه کن. از ما بدبخت‌تره. باز هم خوشحال باش جای اون نیستیم.

شاید خیلی تمیزتر و بهتر باشه اگه به بچه هامون یاد بدیم، با خوشی‌ها و ناخوشی‌های خودشون کنار بیان تا اینکه با دیدن بدبختی بقیه، کمی احساس آرامش و رضایت کنن.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

زیر این تمرین، اگر لازم بود، می‌تونید انتظاراتی که از هفته‌های آینده‌ی این بحث رو دارید مطرح کنید.  قسمت دوم این بحث را می‌توانید در اینجا بخوانید.

[منابع برای مطالعه بیشتر: فهرست کتابهای معتبر جهانی در مورد روانشناسی شادی]

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه زندگی شاد به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

207 نکته برای کارگاه زندگی شاد – قسمت اول

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : جواد عزیزان

    متن تمرین :

    دوستان عزیزم من این بار قصد دارم دو جمله زیبا و مرتبط با بحث کارگاه زندگی شاد را در اینجا بنویسم، امید که  مقبول افتد.

    - استیو جابز: "من فکر می کنم بزرگترین  افسوس های شما در مورد کارهایی است که هرگز انجام نداده اید
    چند نفر از ما از شغل خود متنفریم؟ چند نفر از ما تنها به این دلیل که از ریسک کردن می‌ترسیم در بدبختی و فقر زندگی می‌کنیم؟
    بزرگ‌ ترین لذت و شادی زمانی نصیب انسان می‌شود که در بیرون از منطقه‌ی آسایش خود زندگی کند، جایی که ما انسان‌ها با اصالت و مستقل هستیم. زندگی امن را رها کنید و با دنبال کردن اهدافتان، زندگی لذت‌بخش و پرهیجان را تجربه کنید."
    - فیلم آقای آرکادین / كارگردان:‌اورسن ولز

    اورسن ولز: "خواب دیدم که تو یه قبرستون ام. تمام سنگ قبرها عجیب بود:مثلا متولد 1822 - وفات 1826یا تولد 1930 - وفات 1934.... کلا فاصله بین تولد و مرگ خیلی کم بود. خیلی تعجب کردم.... تو قبرستون یه مردی بود. ازش پرسیدم: چطور مردم این روستا انقد زود می‌میرند؟بهم گفت: ما اینجا رو سنگ قبرها سن افراد رو نمی‌نویسیم، ما مدت زمانی رو که عاشق یکی بودن رو روی سنگ قبرشون حک می‌کنیم!"

    به نظرمن این مدت زمان می تونه نشانه هر چیزی باشه ، مثلا مدت زمان شادبودن، مدت زمان دارابودن احساسات عالی، ...

    شاد باشید... 

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .