Menu


مدیریت رفتار سازمانی چیست و از چه می‌گوید؟


درس رفتار سازمانی در دوره MBA - متمم محل توسعه مهارتهای من

مدیریت رفتار سازمانی یا Organizational Behavior را شاید بتوان یکی از کلیدی‌ترین و زیر‌بنایی‌ترین درس‌ها در دوره‌های مدیریتی دانست (دانشجویان مدیریت، معمولاً این درس را به اختصار، OB‌ می‌نامند).

درس مدیریت رفتار سازمانی با به کارگیری و استفاده از حوزه‌های متعدد علمی، می‌کوشد مجموعه‌ای از مبانی اولیه رفتارشناسی فردی و رفتارشناسی در محیط سازمانی را به ما بیاموزد.

قبل از اینکه درس مدیریت رفتار سازمانی را به شکلی جدی و حرفه‌ای مورد بحث و بررسی قرار دهیم، مطالعه‌ی چند عنوان زیر می‌تواند تصویر بهتری از این درس در اختیار ما قرار دهد:

تذکر: این درس، صرفاً به تعریف رفتار سازمانی و مدیریت رفتار سازمانی اختصاص یافته است.

لطفاً در صورتی که این مفهوم را می‌شناسید و علاقمند هستید نقشه‌ی گام به گام یادگیری رفتار سازمانی را مطالعه کنید به اینجا مراجعه کنید.

منظور از مدیریت رفتار سازمانی چیست؟

مدیریت رفتار سازمانی یا Organizational Behavior یکی از درس‌های پایه مدیریت است که سالهاست تقریباً در کلیه دوره‌های مدیریتی در سراسر جهان، آموزش داده می‌شود.

می‌توان با اطمینان گفت که کمتر جایی می‌توانید یک طرح دوره MBA بیابید که درس رفتار سازمانی در سرفصل‌های آن پیش‌بینی نشده باشد.

کتاب مدیریت رفتار سازمانی استیفن رابینز

کتاب‌های بسیار متنوعی با عنوان مدیریت رفتار سازمانی نوشته شده‌اند و در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش مدیریت مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اما بی‌تردید شناخته‌شده‌ترین کتاب در میان آنها، کتاب مدیریت رفتار سازمانی استیفن رابینز است.

ما هم در متمم اگر چه به سراغ کتاب‌ها و منابع مختلف می‌رویم، اما محور اصلی بحث‌مان را بر الگو و چارچوبی که رابینز تعریف کرده بنا می‌کنیم.

[ توضیحات بیشتر: سرفصل های رفتار سازمانی مطرح شده در کتاب رابینز ]

آیا می‌توان مدیریت رفتار سازمانی را یک علم دانست؟

اگر چه راحت نمی‌توان به چنین سوالی جواب داد، اما اگر بخواهیم کمی راحت برخورد کنیم، باید بگوییم که نه! مدیریت رفتار سازمانی یک علم مستقل نیست.

به معنایی که فیزیک و شیمی و روانشناسی و جامعه شناسی و فلسفه و مهندسی الکترونیک علم هستند، نمی‌توان مدیریت رفتار سازمانی را یک علم در نظر گرفت. اکثر رشته‌های علمی، از رشته‌های دیگر مطالب و یافته‌های مختلف را قرض می‌گیرند و مورد استفاده قرار می‌دهند. اما معمولاً بخش‌هایی از آن علوم هم، به خودشان اختصاص دارد.

اگر مسئله را از چنین چارچوبی نگاه کنیم باید بگوییم که مدیریت رفتار سازمانی، چیز چندانی از خودش ندارد.

دقیق ترین تعریف رفتار سازمانی چیست؟ آیا شناخت رفتار سازمانی یک علم مستقل است؟

ما در یک درس مستقل، به حوزه‌های مختلفی که مدیریت رفتار سازمانی آنها را به خدمت گرفته است، خواهیم پرداخت.

این بحث‌ها از چه زمانی مطرح شده است؟

سالها پیش، دانشمندی به نام چستر بارنارد، با مطالعات و تحقیقات خود نشان داد که: «رفتار انسانها در محیط سازمان، با رفتار آنها خارج از محیط سازمان متفاوت است».

به عبارت دیگر بسیاری از ما در سازمانها، شخصیت و رفتار متفاوتی را از خود به نمایش می‌گذاریم. چستر بارنارد، همچنین تاکید داشت که در تحلیل رفتار انسانها در سازمان، نمی‌توان همه انگیزه‌های انسانها را در عوامل اقتصادی خلاصه کرد.

سرفصل های درس رفتار سازمانی و نگاه چستر بارنارد به آن

دقیقاً چه موضوعاتی در رفتار سازمانی مطرح می‌شوند؟

می‌توان گفت که مدیریت رفتار سازمانی، همه‌ی مباحث خود را به سه دسته‌ی کلیدی تقسیم می‌کند: فردی / گروهی / سازمانی

مدیریت رفتار سازمانی و طبقه بندی رفتار انسانها در آن

احتمالاً الان با خودتان می‌گویید عملاً قسمت عمده‌ی چیزی که در مدیریت آموزش داده می‌شود، زیرمجموعه‌ی رفتار سازمانی است!

چنین حرفی اشتباه نیست.

اما با توجه به اینکه ما در آینده قصد داریم راجع به بسیاری از آنها، با دقت بالا و جزییات زیاد صحبت کنیم، در بحث مبانی رفتار سازمانی صرفاً برخی از مطالب مقدماتی و عمومی را مطرح خواهیم کرد تا برای بحث‌ها و درس‌های تخصصی آماده شویم.

مدیریت رفتار سازمانی دقیقاً‌ برای چه کسانی مفید است؟

لازم نیست مدیر باشیم یا دانشجوی مدیریت، تا به مباحث درس رفتار سازمانی نیازمند باشیم. هر کسی در هر مجموعه‌ای فعالیت می‌کند، لازم است با مبانی رفتار سازمانی آشنا باشد. بیرون آمدن از انزوای فردی و شروع زندگی اجتماعی، به معنی این است که نیاز به دانش رفتار سازمانی آغاز شده است.

کافی است نگاهی به سرفصل‌های درس رفتار سازمانی بیندازید. خواهید دید که حوزه‌های بسیار کاربردی متعدد و متنوعی در آن مطرح می‌شوند:

  انواع تصمیم گیری های انسانها: چه زمانی بر اساس عرف تصمیم می‌گیریم؟ چه زمانی منطق و چه زمانی احساس؟

[ درس مرتبط: تصمیم گیری ]

  تعارض و مواجهه با آن در سازمان: انسانها دائماً در محیط سازمانی خود با تعارض مواجه می‌شوند. زمانی که انگیزه‌ها یا خواسته‌های آنها،‌ همسو نیست.

همواره گفته شده که تعارض، باید در یک سطح مناسب در سازمان وجود داشته باشد. اگر بیش از حد باشد، کارایی در سازمان کاهش پیدا می‌کند و انرژی سازمان با اصطکاک سازمانی تلف می‌شود و اگر کم باشد، نشانه بیماری‌های دیگری در سازمان است. یا خستگی و ناامیدی کارکنان و بی‌انگیزگی و بی‌تفاوتی آنها، و یا سیستم مستبد مدیریتی که همه ترجیح می‌دهند حرف‌ها و نظرات مدیر را تکرار کنند.

[ درس مرتبط: مدیریت تعارض ]

  کار تیمی و فرصت‌ها و دامهای ناشی از کار تیمی

[ درس مرتبط: کار تیمی ]

  رهبری: دلیل نیاز به این مهارت، نگرش یک رهبر، سبک‌های مختلف رهبری و سایر مطالب مرتبط

  رفتارهای نادرست کارکنان و مدیران در سازمان: اینکه چرا کارمندها در سازمان از زیر کار فرار می‌کنند؟ از یکدیگر بد می‌گویند؟ به دارایی‌های مادی و معنوی سازمان خیانت می‌کنند؟ در حاشیه زندگی می‌کنند؟ چرا مردها در سازمان، همکاران زن خود را به شکل مستقیم یا غیر مستقیم آزار می‌دهند و فضا را برای کار آنها تنگ می‌کنند؟

  انگیزش: نظریه‌های مختلف انگیزش و اینکه چرا کارکنان برای برخی کارها شوق دارند و برای برخی دیگر هیچ تمایلی ندارند؟ اساساً اگر رفتار خاصی را از یک کارمند می‌بینیم (مثبت یا منفی)، چه انگیزه‌هایی در پشت آن پنهان بوده است؟

[ درس مرتبط: مدیریت انگیزه ]

  #فرهنگ سازمانی: در یک سازمان و در یک صنعت و در یک کشور، چه فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌هایی حاکم است؟ مدیران یک سازمان، کدام‌ فاکتورهای فرهنگی را باید در تصمیم‌گیری ها و رفتارها و الگوهای مدیریتی خود لحاظ کنند؟

  استرس شغلی و نحوه مواجهه با آن، از جمله موضوعاتی است که اگر در دوره MBA به آن پرداخته شود، معمولاً جایگاه آن درس رفتار سازمانی خواهد بود.

[ درس مرتبط: مدیریت استرس ]

  شخصیت و شخصیت شناسی اگر چه موضوعی بسیار عمیق و گسترده است، اما در حد اولیه و پایه، به صورتی که تشخیص کلی الگوهای شخصیتی یک همکار برای ما امکان پذیر بوده و یا خطای کمتری در استخدام نیروی انسانی وجود داشته باشد، در این درس مورد بحث قرار می‌گیرد.

[ درس مرتبط: شخصیت شناسی ]

  تعادل بین کار و زندگی از جمله بحث‌هایی است که طی سالهای اخیر، پس از توجه رسانه‌ها و خانواده‌ها به این امر، به مجموعه عناوینی که تحت عنوان رفتار سازمانی تدریس می‌شود، افزوده شده است.

تعریف مدیریت رفتار سازمانی چیست؟

قدیمی بودن و ریشه‌دار بودن مفهوم رفتار سازمانی، به آن معنی نیست که دانش مدیریت رفتار سازمانی هم تا همین حد، قدمت و سابقه دارد.

از عمر رسمی این رشته، صرفاً چند دهه می‌گذرد. اما اهمیت آن و میزان توجهی که به این رشته می‌شود، به صورت روزافزون در حال افزایش است.

وقتی می گوییم رفتار سازمانی، باید تعریف خودمان را از واژه‌ی سازمان مشخص کنیم.

 سازمان را می‌توان مجموعه‌ای از افراد در نظر گرفت که در کنار هم و با هماهنگی هم کار می‌کنند تا به هدف‌های فردی و جمعی خود برسند.   رفتار سازمانی در این نقطه متولد می‌شود. تلاش انسانها برای ایجاد همگرایی و همسویی بین انسانها و ساختارهای انسانی. بین فرد و سازمان. طوری که با کمترین هزینه و اصطکاک، خواسته‌های همه تامین شود. 

نیگل نیکولسون، استاد مدرسه کسب و کار لندن، در مقدمه‌ی دائره‌المعارف رفتار سازمانی، چنین می‌نویسد:

رفتار سازمانی، بررسی رفتار انسانها در محیط سازمانی و بررسی رفتار سازمانها در محیط اقتصادی و اجتماعی است.

با این تعریف، قسمت عمده‌ی آنچه ما امروز، به عنوان ارزشمندترین دستاوردهای زندگی بشر می‌شناسیم و همینطور قسمت عمده‌ی آنچه امروز موجب نفرت و شرمساری نسل بشر است، به نوعی با رفتار سازمانی ما مرتبط بوده است:

از ساخته شدن دیوار چین، تا جنایات هیتلر؛ از تولید اتوموبیل تا همه جنگ‌های بزرگ بشر؛ از مذاهب تا سیستم‌های ارتباطی در جامعه.

حتی در سطح فردی هم، ریشه‌ی بخش عمده‌ای از موفقیت‌ها و شکست‌های ما را می‌توان در ساختارها و رابطه‌های سازمانی جستجو کرد.

آیا می‌شود حرف آخر درس مدیریت رفتار سازمانی را همین اول بگوییم؟

رفتار سازمانی به جنبه‌های انسانی در محیط کار می‌پردازد و طبیعتاً در دل خود، دو پیام دارد: یکی برای مدیران و یکی برای همکاران و کارکنان آنان (در واقع اعضای سازمان).

پیام اول برای مدیران

اینکه بپذیرند کارکنان حق دارند به خودشان و خواسته‌ها و آرزوها و اولویت‌هایشان هم فکر کنند.

اینکه کارکنان حق دارند همزمان با کار کردن و عشق ورزیدن به کار خود، از حقوق خود هم حرف بزنند.

مرخصی هم بخواهند. به رشد و پیشرفت هم فکر کنند.

از کم بودن یادگیری گله داشته باشند و به طور خلاصه،  نمیتوان از کارکنان یک سازمان خواست در لحظه ورود به سازمان، همه دغدغه‌ها و خواسته‌ها و اولویت‌های شخصی خود را به کناری بگذارند و به عنوان چرخ‌دنده‌ای در یک ساختار بزرگ مکانیکی مشغول به کار شوند. 

پیام دوم برای کارکنان

سازمان برای یک هدف جمعی شکل گرفته است.

اگر قرار بود هر کس زندگی شخصی و اهداف شخصی خود را داشته باشد و فقط به آنها فکر کند، دلیلی نداشت که چیزی به نام سازمان شکل بگیرد.

پس به همان اندازه که من به خودم و خواسته‌هایم فکر می‌کنم، سازمان هم حق دارد اولویت‌های خودش را مطرح کند.

از من بخواهد که برای دستیابی به آنها تلاش کنم و حتی اگر کسانی را دید که می‌توانند این اهداف را بهتر و مناسب‌تر از من محقق کنند، آنها را به من ترجیح دهد.

همچنانکه من هم اگر سازمانی را ببینم که منافع و اهداف من را بهتر تامین میکند، احتمالاً در تغییر موقعیت شغلی خود، تردید نخواهم کرد.

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

دوره MBA

فنون مذاکره | تصمیم گیری

تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

افزایش عزت نفس | چگونه شاد باشیم

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: حمید موثر , رزا , شادی احمدی , شهرزاد , ساناز موسوی

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه مبانی رفتار سازمانی
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

44 نکته برای مدیریت رفتار سازمانی چیست و از چه می‌گوید؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : باران

    به قول شما رفتار سازمانی و دانش آن، هم برای کارکنان مهم است و هم برای مدیران.

    به عنوان یک مدیرکه تقریبا سیزده سال کارمند هم بوده ام ، تجربه شخصی ام را می گویم :

    -به نظر من کسی که به عنوان یک کارمند در سازمان استخدام می شود، تا روزی که از آن سازمان حقوق می گیرد موظف است به ارزشهای سازمانش پایبند باشد. من نه آن زمان که کارمند بودم و نه حالا که مدیرم، این حق را برای هیچ کسی قائل نیستم که با این فرض که حقوق نامکفی می گیرد یا دیده نمی شود یا کارش زیاد است، از زیر بار مسئولیتهایی که به او محول شده، شانه خالی کند یا کم کاری کند. هشت ساعت کار وظیفه یک کارمند است. اگر فکر می کند بابت آن کاری که می کند، درست از او قدردانی نمی کنند باید  مشکلش را مطرح کند، توانمندی اش را نشان دهد و حقش را درخواست کند و بگیرد. اگرهم واقعا احساس مظلوم بودن و مورد ستم واقع شدن دارد و یا سازمانش ناسپاس است، برود.

    - به عنوان یک مدیر هم می گویم که اگر مدیر به زمان کارمندی خودش فکر کند و نیازهای آن زمانش را از یاد نبرد، مثل نیاز به مرخصی، نیاز به دیده شدن و نیاز به ارتقا در صورت استحقاق، می تواند با عدالت بیشتری به کارمندانش نگاه کند و آنها را صرفا ابزاری مثل ماشین نداند.

    مدیران بخش های خصوصی که یک شبه مدیر نشده اند، اکثرن از کارمندی به مدیریت رسیده اند و بنابراین هم تجربه روزهای تلخ و شیرین دارند.

    -مدیر باید تکیه گاه باشد. کارمندانش از هر لحاظ نسبت به او حس امنیت داشته باشند. اگر زن است، خود را مادر مجموعه بداند و اگر مرد است پدر باشد. باید همه فرزندانش را ببیند و استثنا نگذارد.

    ما دفترمان دو طبقه است. طبقه ای که من هستم، بخش فروش هم همان جاست و طبقه دیگر بخش مالی و اداری ست. به دلیل مشغله زیاد و راستش تنبلی، مدت زیادی به طبقه مالی سر نمی زدم. با گذشت زمان متوجه اعتراضاتی شدم که روز به روز زیادتر می شد. بخش مالی می گفتند خانم فلانی ما را نمی بیند، نمی داند چقدر زحمت می کشیم، همه شرایط خوب مال واحد فروش است.

    در حقیقت این طور نبودم ولی متوجه شدم باید بروم پیششان، باهشان بنشینم و گاهی گپ بزنم، چای بخورم و وقتهای اضافه کاری بهشان تلفن کنم و بگویم که ممنونم که تا این وقت هستید و کار می کنید. و با فهمیدن این موضوع، ما دوست شدیم و کل فضا عوض شد.

    مدیر باید بتواند بین تشویق و توبیخ وعصبانیت و خوش خلقی خود بالانس برقرار کند.

    من این را خیلی دیر فهمیدم. فکر می کردم مدیر کسی ست که همیشه باید محبوب باشد. به تدریج متوجه شدم که کارمندان حتی عصبانیت مدیر بهشان حس امنیت می دهد چون او را محکم می بینند و قابل تکیه کردن. به نظرم همان نقش مادر و پدر که گفتم درست است.

    البته این را هم بگویم که اگر در این نقش باشید، نباید توقع داشته باشید که کارمند شما هم نقش فرزند را بازی کند.
    من داشتم و وقتی فهمیدم کارمندانی دارم که این حس را ندارند بسیار سرخورده شدم. دیرتر فهمیدم این جزو شرح وظایف من است که بزرگتری کنم، رهبری کنم، پشتوانه باشم، حمایت کنم و سازمان را حفظ کنم و بابتش اسمم مدیر است و امتیازاتی دارم. از آن به بعد توقعم را از بین بردم و این پیش فرض را که من والدم و به گردن فرزندانم حق والدی دارم، از ذهنم خط زدم.
    اگر کارمندی قدرشناس بود که خدا را هزار بار شکر می کنم و اگر نبود ولی کارش را درست انجام داد و در قبال سازمان تا روز بودنش حس مسئولیت داشت، از او توقع بیشتری نمی کنم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .