Menu


پرورش استعدادها – استعدادیابی پیشرفته (نقشه راه درس)


درس استعدادیابی دو

آنچه به عنوان مجموعه درس‌های استعدادیابی و شناسایی استعدادها در متمم ارائه شده، بحثی بسیار مقدماتی است که متمم صرفاً‌ به عنوان دروازه‌ی ورود به دنیای پرورش استعدادها در نظر گرفته است.

هدف ما از مجموعه درسهای استعدادیابی و شناسایی استعدادها، صرفاً این بوده که کمی از فضای سنتی و آموزش‌های تجاری و بازاری استعدادیابی و کشف استعدادها فاصله بگیریم و این مسئله را به خوبی درک کنیم که استعدادیابی، با انتخاب شغل و انتخاب رشته تحصیلی تفاوت دارد.

همچنین درک کنیم که مدلهای ارائه شده برای استعدادیابی، آنقدر زیاد و متعدد هستند که هیچ کدام را نمی‌توان درست یا نادرست دانست.

در درس مدل های ذهنی هنگام بحث در مورد مدل سازی به این نکته اشاره کرده‌ایم که  همه‌ی مدل‌ها نادرست هستند. فقط برخی از آنها نسبت به سایر مدل‌ها مفیدترند. 

در درس استعدادیابی مقدماتی از نگاه جانسون اوکانر به بحث استعدادها پرداختیم.

در مجموعه درس‌های استعدادیابی پیشرفته، با مدل‌ها و نگرش‌های دیگری نیز آشنا خواهیم شد و به تدریج یاد می‌گیریم که خود، مستقل از این ابزارها و مدلها، به اندیشیدن در مورد خود و توانمندی‌هایمان بپردازیم و در مسیر خودشکوفایی قدم برداریم.

چند توضیح واضح اما مهم در مورد پرورش استعدادها

استعدادیابی فرایندی نیست که نقطه‌ی آغاز و پایانی داشته باشد.

اگر چه ما معمولاً‌ استعدادیابی را دغدغه‌ی والدین برای فرزندان می‌دانیم، اما استعدادیابی باید دغدغه‌ی همه ما در طول زندگی باشد.

همان‌طور که توانمندی‌های فیزیکی ما به مرور زمان و در شرایط مختلف، رشد می‌کنند، ترکیب می‌شوند، تضعیف می‌شوند و از بین می‌روند، هر یک از ما سبدی از استعدادها داریم که در طول زمان، تغییر می‌کنند.

شاید قبلاً فرصتی برای بروز آنها نبوده و اخیراً این شرایط ایجاد شده.

شاید قبلاً فکر می‌کردیم در زمینه‌ای استعداد داریم و اکنون که کار یا فعالیتی جدی در آن حوزه به ما واگذار شده است، در استعداد و توانمندی خود تردید کرده‌ایم.

پرورش استعدادها و شناسایی استعدادها

تغییر شرایط، به وجود آمدن فرصتهای جدید، میوه دادن تلاشهای قدیمی، از دست رفتن فرصتها و موقعیت‌های قبلی، همه و همه، ما را به فکر کردن و تحلیل مجدد خویشتن وا می‌دارند.

ما عمداً درس پرورش استعدادها را به شکلی آرام، تدریجی و بلندمدت در متمم پیش می‌بریم تا این دغدغه همواره در گوشه‌ای از ذهن دوستان متممی باقی بماند.

علاقه، استعداد و توانمندی، سه مفهوم کاملاً متفاوت هستند

چه بسا ما به حوزه‌ای علاقه داشته باشیم اما در آن زمینه استعداد نداشته باشیم.

چه بسیار استعدادهایی که به علت برنامه ریزی نامناسب یا صرف نکردن زمان و انرژی، به توانمندی تبدیل نشده‌اند.

و حتی، چه توانمندی‌هایی که با ضرب و زور و فشار و تحمیل و تمرین، به دست آورده‌ایم. اما استعدادمان در آنها چندان زیاد نیست.

پرورش استعدادها و توانمدنیها

ما درس پرورش استعدادها را فرصتی برای اندیشیدن و فکر کردن و اولویت‌بندی خواسته‌ها و نیازهای دوستان متممی‌ می‌دانیم.

هیچ یک از درس‌های پرورش استعدادها، در یک یا چند بخش، به پایان نمی‌رسند.

آنها هر کدام، فرصتی ایجاد می‌کنند تا به یکی از استعدادهای خود فکر کتیم و اگر دیدیم که آن زمینه، مورد علاقه‌ی ما نیز هست، از سایر درس‌های متمم برای تبدیل آن استعدادها به توانمندی‌ها بهره بگیریم.

آیا مطالعه‌ی درس پرورش استعدادها پیش نیاز خاصی دارد؟

روش پیشنهادی متمم برای مطالعه‌ی درس پرورش استعدادها چیست؟

در صورتی که قصد دارید درس پرورش استعدادها را به صورت کامل و دقیق مطالعه نموده و درک کنید، پیشنهاد متمم این است که گام‌های زیر را به ترتیب طی نمایید.

گام اول – آشنایی با عوامل و موانع پرورش استعدادها

بحث آشنایی با عوامل و موانع پرورش استعدادها یکی از درس‌های کلیدی ماست و بدون مطالعه‌ی آن، عملاً نمی‌توانید سایر مباحث مرتبط با پرورش استعدادها به خوبی دنبال کنید.

بعد از مطالعه‌ی این درس، انتظار داریم برای همیشه در متمم، کلمات استعداد و توانمندی را با دقت به کار بگیرید و هرگز مانند مردم عادی، این دو کلمه را به جای یکدیگر به کار نبرید.

در این درس به بحث نظم شخصی هم اشاره شده است.

چون بدون نظم شخصی و پشتکار و تلاش بلندمدت، پرورش هیچ استعدادی موفق نخواهد بود.

اگر چه ما هیچ اجباری در این زمینه نداشته‌ایم، اما پیشنهاد جدی ما این است که اگر #درس‌های نظم شخصی را قبلاً به صورت جدی مطالعه نکرده‌اید، پس از مطالعه‌ی درس اول، برای آنها وقت بگذارید.

شاید یک هفته صرف وقت برای مطالعه‌ی آنها و سپس ادامه دادن به درس‌های پرورش استعداد، مناسب و اثربخش باشد.

گام دوم – تهیه دفتر یادداشت برای درس پرورش استعدادها

اگر از ما بپرسید، متمم پیشنهاد می‌کند برای همه‌ی درس‌هایی که در متمم می‌خوانید دفتر یادداشتی داشته باشید.

دفتر یادداشت همیشه در کیف شماست. می‌تواند کنار تخت شما باشد.

با موبایل و تبلت و ابزارهای دیجیتال هم تفاوت دارد. ممکن است نیمه‌های شب از خواب بیدار شوید و دو یا سه جمله در آن بنویسید و بخوابید.

کاری که اگر بخواهید با موبایل انجام دهید، مشخص نیست چقدر زمان می‌برد.

چون در ابتدا ما موبایل را به دست می‌گیریم اما در ادامه، موبایل دست ما را می‌گیرد و با خود می‌برد.

البته طبیعتاً بهتر است توضیحات کامل در مورد دفتر یادداشت درس پرورش استعدادها را بخوانید و به این توضیح مختصر اکتفا نکنید.

گام سوم – داشته‌های من چیست؟

اغراق نکرده‌ایم اگر بگوییم تمام آنچه در درس پرورش استعدادها مطرح می‌شود، شرح و بسطی بر درس داشته های من است.

پس از مطالعه‌ی این درس، باید شما به وضعیتی برسید که ضمن پذیرش اهمیت مدلهای مختلف استعدادیابی، همواره در ذهن خود داشته باشید که این مدل‌ها، وحی مُنزَل نیستند.

بلکه هر کدام در پاسخ به یک سوال و یک نیاز و از یک زاویه‌ی متفاوت طراحی و ارائه شده‌اند.

درک کامل درس داشته‌های من به شما کمک می‌کند که بدون تعصب و با عینک مدل‌های مختلف، به خودتان نگاه کنید و حاصل این فکر کردن‌ها و تاملات را در دفتر یادداشت خود تحت عنوان داشته‌هایتان بنویسید.

این درس از جمله مواردی است که پیشنهاد می‌کنیم تمام بحث‌های دوستان متممی در آن را یک به یک بخوانید.

حتی اگر روزها وقت شما را بگیرد، باز هم می‌ارزد. چون ممکن است در آنها ایده‌هایی پیدا کنید که برای شما الهام بخش باشد.

گام چهارم – بحث موردی بر روی برخی از داشته‌های ما

از اینجا به بعد، تا مدتی درس پرورش استعدادها، به داشته‌های مختلف خواهد پرداخت.

این موارد تا حد زیادی مستقل هستند و می‌توانید به ترتیب علاقه آنها را بخوانید:

آغازگر بودن  آینده نگر بودن مشارکت دادن دیگران

پرورش دیگران جلب دوستی و رابطه سازی اعتمادسازی

رقابت جویی

ادامه ماجرا…

درس پرورش استعدادها همچنان در جریان است و همچنانکه توضیح دادیم به زودی هم به پایان خود نخواهد رسید.

ما می‌کوشیم عمده‌ی درس‌های پرورش استعدادها از جنس سوال باشند.

یا مستقیماً سوال‌هایی را مطرح کنند و یا سوال‌هایی را به صورت غیرمستقیم در ذهن ما ایجاد نمایند.

همچنین بحث استعداد را با چاشنی مهارت هم مخلوط خواهیم کرد تا بتوانیم از فضای تئوریک به فضای کاربردی و عملی نزدیک‌تر شویم.

برخی از سوالاتی که در این درس به آنها خواهیم پرداخت از این جنس هستند:

  • آیا مناسب است که من برای بهبود مهارت تاثیرگذاری و نفوذ در دیگران تلاش کنم؟ چنین مهارتی، نیازمند چه استعدادهایی است؟
  • آیا من می‌توانم در محیط‌های رقابتی فردی موفق باشم؟ چه بخشی از این ویژگی به مهارت‌ها ربط دارد و چه بخشی از آن، بر پایه‌ی استعدادها مشخص می‌شود؟
  • من فکر می‌کنم که بر اساس مدل اوکانر، از استعداد سیلوگرام به میزان کافی (یا لااقل بیشتر از دوستانم) بهره برده‌ام. از کجا می‌توانم مطمئن باشم؟
  • به فرض اینکه استعداد سیلوگرام در من به طور ویژه‌ای وجود دارد، برای پرورش آن چه می‌توانم بکنم؟
  • از کجا بدانم که استعداد تحلیلی من کم است؟ شاید در سیستم آموزشی رسمی و سیستم پرورشی خانواده، فضایی برای رشد آن نبوده. امروز برای رشد و پرورش آن چه می‌توانم بکنم؟
  • من از توانمندی استقرای بالایی برخوردار هستم. چگونه می‌توانم آن را به ابزاری برای موفقیت در محیط کسب و کار تبدیل کنم؟
  • من شاغل نیستم و از طرفی بر اساس ادبیات اوکانر، در حوزه‌ی حافظه‌‌ی طراحی توانمند هستم. از این استعداد چگونه بهره‌برداری کنم؟
  • در کنار آموزش‌های رسمی مدارس و دبیرستان‌ها، چگونه می‌توانم فضایی ایجاد کنم که استعدادهای فرزندم بیشتر و بهتر رشد کند؟

 

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مفاهیم پرورش استعدادها به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

115 نکته برای پرورش استعدادها – استعدادیابی پیشرفته (نقشه راه درس)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امید چِرَوی


    به نام خدا
    سلام

    امید وارم این هم به عنوان یکی از ورودی های متمم در نظر گرفته شه ⬅ چگونه شکست بخوریم !

    الان که دارم این متن رو مینویسم سر کارم و مطالب ، همگی ایده ای بود که در پیاده روی تا به اینجا به ذهنم رسید .

    جودو ( راه و روش نرمی و ظرافت ) ؛

    از نظر من جودو یعنی زندگی ، جودو یعنی مرد روزای سخت و دشوار .

    تو راه به پاهام و راه رفتنم نگاه میکردم و ناگهان به فکر فرو رفتم ( چیزی که عاشقشم و به تازگی با مطلبی که در سایت متمم با عنوان « سکوت قدرت افراد درونگرا » خوندم ، متوجه این علاقه شدم )

     

    من ادم قد بلندی ام و طبیعتا باید قدم هایی طولانی تر و بلند تری بردارم ، اما اینطور نیست . من قدم هایی کوتاه و چسبیده به زمین برمی دارم .

    از خودم یه سوال پرسیدم ! من چرا قدم هایی کوتاه و چسبیده به زمین ( منظورم کف پامه ) برمی دارم ؟؟؟

    بعد به یاد جودو افتادم .( یکی از ورزش های رزمی ژاپنی ها )

    من به مدت سه سال این هنر رو در باشگاه ورزشی شهید بابایی کرج ، از استاد مجید نور محمدی اموخته ام .

     

    یادمه روزای اول که رفتم باشگاه استاد به ما زمین خوردن توسط خودمون رو یاد داد و به مدت چند هفته هم فقط رو همین کار و تمیرین کردیم .

    من فقط به صورت ساده بیان میکنم ، زمین خوردن چند نوعه ؛

    اول ، زمین خوردن به پشت

    دوم ، زمین خوردن به پهلو

    سوم ، زمین خوردن به جلو

    چهارم ، زمین خوردن به سمت جلو ( چرخشی )

    برای همه این زمین خوردن ها ، قواعد و قانون های فوق العاده مهم و ساده ای وجود داره که باید رعایت بشه .

    بعد از این که زمین خوردن توسط خودمون رو کاملا یاد گرفتیم ، نوبت به مرحله دوم ، یعنی زمین خوردن توسط دیگران میرسه .

    این مرحله یکم سخت تره ، استاد یه شاگرد کمربند بالا ( مثلا مشکی ) رو برای زمین زدن ما انتخاب میکنه و اون شاگرد حرفه ای هم باید مارو بزنه زمین ! اولش هر کسی در برابر این زمین خوردن ها مقاوت میکنه ( خود من که خیلی میترسیدم و مقاومت میکردم ) ولی بعد از چند بار زمین خوردن و اسیب دیدن ، فرد به فکر چاره میفته و اولین چیزی که به ذهنش میرسه ، استفاده از قوانین زمین خوردن و چیزاییه که استاد بهش اموخته و اینجاست که کم کم با تکرار زمین خوردن ها و اسیب ندیدن ( با کمک قانون ها ) مقاومتش کم میشه و به سادگی و زیبایی به زمین میخوره بدون این که اسیب ببینه .

    این زمین خوردن ها بعد از چند ماه به مهارتی در شاگرد تبدیل میشه و دیگه از زمین خوردن ترسی نخواهد داشت .

    فرد به مهم ترین و اصلی ترین مهارت در اموزش جودو دست پیدا کرده و از این لحظه به بعد هست که میتونه بره و زمین زدن رو یاد بگیره و  فنون رو با خیال راحت با دوستش و یا خودش تمرین کنه .

    بعد از زمین زدن هم میتونه به مسابقات بره و به نتایج خوبی بسته به مقدار تمرینی که کرده ، دست پیدا کنه .

     

    حالا اگه فرد زمین خوردن رو یاد نگیره به نظرتون چه اتفاقی میفته ؟

    ایا میشه فقط زمین زدن رو یاد داشت و بدون یادگیری زمین خوردن از زمین خوردن هم نترسید !؟

    اگه بره مسابقات ایا میتونه موفق بشه ؟

    یعنی میشه ؟ !!  یعنی داریم !؟ !!

     

    در زندگی هم همینه ، یه فرد میاد ، اصلا چرا یه فرد ! خودم رو مثال میزنم . من حداقل ۳ یا ۴ هزار صفحه در مورد موفقیت خوندم ( زمین زدن ) ولی هیچچچ کدومش هیچچچ کار بردی تا به حالا نداشته  !!!

     

    میگن عامل شکست خوردن ، ترسه - ترس از شکست - من می خوام یکم این دیدگاهو اصلاحش کنم .

    به نظرم عامل شکست ، ترس از اسیب دیدن به واسطه شکسته ...

     

    من از فنون زمین زدن ( فنون موفقیت )  استفاده نمیکنم  یا اگر هم استفاده میکنم به طور کامل نیست و در جودو اگه میخوای یه فن رو بزنی باید اون فن رو کامل اجرا کنی تا موفق به زدن حریفت بشی ( تا موفق بشی به هدفت برسی ) .

     

    میدونی چرا از فنون کامل استفاده نمیکنیم ؟

    چون میترسیم ! میترسیم که شکست بخوریم و اسیب ببینیم...

     

    یادمه موقع زمین خوردن در جودو لذت میبردم ! میدونید چرا ؟

    شاید با خودتون بگین که اخه مگه زمین خوردن هم لذت داره ؟

    من میگم معلومه که داره ، ما میگیم زمین خوردن و فقط به زمین فکر میکنیم ولی به این فک نمیکنیم که زمین خوردن فقط وقتی وجود داره که ارتفاعی وجود داشته باشه و کسی که زمین میخوره یعنی این که قبلا در ارتفاع و بلندی بوده (‌ یه جای خوب بوده )

    من از زمین خوردن لذت میبرم چون بعد از این که به بالا رفتم و بعد سقوط کردم و زمین خوردم ، اسیب ندیدم و این یعنی این که میتونم بارها و باره این مسیر رو طی کنم و بلاخره راه و روش زمین زدن و موفقیت در مسابقات رو به طور کامل یاد بگیرم و اجرا کنم .

    در زندگی هم همینه اگه من زمین خوردن ( شکست خوردن ) در زندگی رو بلد باشم ، دیگه هیچ ترسی از شکست نخواهم داشت و اینجاست که من میتونم با تکرار  اقدام کامل ( فن زدن کامل ) بلاخره به موفقیت دست پیدا کنم .

    پینوشت ؛ منتظر نظرات دوست عزیز هستم ☺☺☺ و امیدوارم این بحث نتیجه خوب و سازنده ای داشته باشه ...

    با تشکر

    ➕✖ ( مثبت اندیشی را چند برابر کنیم )

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .