Menu


آیا خودشیفته هستم؟ خودشیفتگی در محیط کار خود را چطور نشان می‌دهد؟


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۲۵۷
خودشیفته

خودشیفته و خودشیفتگی در زبان عمومی ما، بیشتر از آنکه یک عنوان علمی برای یک صفت شخصیتی (یا به شکل دقیق‌تر یک اختلال شخصیتی) باشد، یک نوع توهین است که آن را در کنار سایر ناسزاها و توهین‌ها، برای خوار شمردن دیگران به کار می‌بریم.

به نظر می‌رسد که خودشیفته به نوعی فحش و ناسزای بسیار کاربردی تبدیل شده که از یک سو، بار معنایی آن به اندازه‌ای که دل ما را خنک کند سنگین است و از سوی دیگر، بار اجتماعی آن در حدی نیست که بعد از دعوا و بحث به استفاده از کلمات ناشایست و ناسزا متهم شویم.

نشانه های انسان های خودشیفته

اگر بخواهیم به ادبیات رسمی و استانداردهای متعارف روانشناسی مراجعه کنیم، شاید یکی از بهترین منابع، استاندارد DSM-V باشد.

در این استاندارد ویژگی‌ و نشانه‌های مختلف خودشیفتگی به عنوان یک اختلال شخصیتی تعریف شده است:

نشانه های خودشیفتگی در DSM-V (انگلیسی)

اما فراموش نکنیم که ما از فضای دیگری به این بحث نزدیک شده‌ایم.

بعد از بحث مثلث تاریک می‌دانیم که در رفتار نادرست سازمانی، ما قرار نیست مانند یک روانشناس و روانکاو به تحلیل شخصیتی انسان‌ها و درمان آنها و ریشه شناسی رفتار آنها بپردازیم (کاری که بسیاری از ما از روی عادت و بدون توجه به تخصص مورد نیاز، انجام می‌دهیم).

 آنچه برای ما مهم است، شناخت بسیار عمومی از این ویژگی‌ها و انتخاب راه مناسب برای مواجهه با آنهاست. 

به همین علت است که متخصصان رفتار سازمانی ترجیح می‌دهند به جای پررنگ کردن اختلاف این سه ویژگی، آنها را کمابیش در کنار هم قرار دهند و بررسی کنند.

با این مفروضات، به عنوان فرد غیرمتخصصی که دغدغه‌ی اصلی‌مان، مواجهه با انسان‌های آزاردهنده و رفتارهای سمی در محیط کار است، شناخت کلی از نشانه های رفتار نادرست در حد فهرست زیر می‌تواند کافی باشد:

  • در تعریف و تبیین هویت و ویژگی‌های خودش، بیشتر به مراجع بیرونی و نظر‌ات دیگران استناد می‌کند.
  • از توانایی ارزیابی منصفانه و متعادل خودش بهره‌مند نیست و معمولاً خودش را بسیار بهتر از چیزی که هست یا بسیار بدتر از چیزی که هست، ارزیابی می‌کند (بدتر ارزیابی کردن و تواضع بیش از حد می‌تواند مکانیزمی برای جلب توجه دیگران و یا پاسخی به کوچک‌ترین عکس‌العمل‌های منفی دیگران باشد).
  • در هدف گذاری هم به سمت افراط و تفریط می‌رود. یا هدف‌هایی چنان بزرگ که در اثر محقق‌شدن‌شان، احساس برتری را تجربه کند و یا هدف‌هایی آن‌قدر کوچک که با اطمینان از دستیابی به آنها، احساس غرور و پیروزی کند.
  • ضعف در احساس همدلی و درک شرایط و احساسات دیگران (که می‌تواند هم علت و هم معلول توجه بیش از حد به خود و توجه کمتر به دیگران باشد).
  • احساس برتر بودن، متمایز از دیگران بودن، تلاش برای جلب توجه و رقابت برای کسب توجه بیشتر در مقایسه با دیگران
  • استفاده از رابطه های دوستی و عاطفی به عنوان یک ابزار برای مدیریت عزت نفس و بهبود اعتماد به نفس و یکسویه بودن ترازوی منافع رابطه به سمت خودشان

اگر ویژگی‌های فوق را به عنوان ویژگی‌های پایه بپذیریم، می‌توان بسیاری از رفتارها و ویژگی‌های دیگر را به عنوان مشتقات آن‌ها درک و تفسیر کرد:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

بر این اساس، متمم ترجیح می‌دهد پس از معرفی دو صفت دیگر و قرار دادن این سه صفت در کنار یکدیگر، به چاره جویی برای کار و زندگی در کنار این افراد بپردازد.

مقاله معتبر برای تفاوت خودشیفتگی در زنان و مردان

 Gender Differences in Narcissism – A Meta-Analytic Review

مقاله کلیدی مورف و رودوالت در مورد نشانه های رفتاری خودشیفتگی

 Unravaling the Paradoxes of Narcissism

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

64 نکته برای آیا خودشیفته هستم؟ خودشیفتگی در محیط کار خود را چطور نشان می‌دهد؟

    تمرین برتر به انتخاب متممی ها در این درس (تا این لحظه)

    نویسنده تمرین : فریده نون

    متن تمرین :

    با سلام چقدر مطلب چاشهای زیبایی ایجاد کرد متمم ،اعضایی  کارافرین با اعتماد به نفس بالا هدفمند وخواستار پیشرفت با غرور انسانی بالا، زیاد دارد برخی مثل اقای سامان و اقای شاهین نگرانیشان را با تواضع  بیان کردند وبرخی مثل سارا خانم نگران شدند ومن اگر اجازه داشته باشم میگویم فکر میکنم استاد هم به این مساله فکر میکنند  اما من به عنوان کسی که  کار افرینی و روانشناسی کار تدریس کرده  میگویم برخی از صفات بالا  ویژگی  سلامت وحتی ویژگی انسان با لنده کار افرین وموفق است  تا ما خود را باهوش جذاب با اعتماد به نفس مثبت ندانیم انرژی پیشرفت وخود شکوفای و خلاقیت پیدا نمی کنیم  اگر بخواهیم مرزی قایل بشویم شاید در این باشد که اانسان سالم  این صفات خوب وبزرگی را در همه انسانها ودر نفس انسانی میبیند وهمین حرمت و عزت نفس وبزرگی را در همه انسانها  میبیند بنا براین وارد مو سسه اش که میشود برای نگهبان ودربان همان قدر احترام وبزرگی ومنحصر به فردی قایل است که برای  بالاتر از خودش  وقتی عزت نفس بالاست یعنی نفس انسانی را عظیم می دانی و محترم می شماری  مرز واقعی اینجاست خود شیفته دیگران را نمی بیند خود شیفته به فکر توسعه مهارتهای خود نم افتد با تحقیر دیگران احساس بزرگی کاذب میکندشما خلاقها که در جلوی این جمع وحتی در دل می توانید خود را نقد کنید از زمین تا اسمان با خود شیفته بیمار گونه فرق دارید اساسا مرز بیماری روانی و سلامت در ظاهر نزدیک است تمیزی خوب است اما اگر ازحد کنترل ما بگذرد بیمارگونه میشود دیدن دیگران، ملاحظه دیگران ،حرمت دیگران واعتقاد به دیگرا ن، مرزاست .خود شیفته  حتی نزدیکانش را هم نمی بیند خود خواهی خود شیفته بیمارگونه  وحشناک غیر انسانی وغیر قابل تحمل است  اگر شما در مسیر پیشرفت با برخی حسودها برخورد کردید به خودتان شک نکنید  انها را هم ببخشید فهمیدن دیگران بخشیدن انهاست  متن را یکبار دیگر بخوانید همان من خط سوم اوج خود شیفتگی است ! البته در ظاهر ما تا وقتی که برای انسان واسانیت ارزش قایلیم در خطر نیستیم

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .