Menu


مدل پنج عاملی شخصیت (Big-5 یا Five Factor Model)


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۶۸۸۲

پیش نیاز مطالعه درس مدل پنج عاملی شخصیت:

از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • به خاطر داشته باشند که مدل پنج عاملی شخصیت یک مدل تیپ شناسی نیست. بلکه یکی از مدلهای شخصیت شناسی صفاتی است که پیشنهاد می‌کند برای شناخت شخصیت انسان‌ها، پنج صفت را در آنها بسنجیم و اندازه گیری کنیم.
مقدمه ای بر تعریف نظریه پنج عاملی شخصیت

اگر مدتی در میان طرفداران دوآتشه‌ی نظریه های شخصیت شناسی و رفتارشناسی حضور داشته یا نوشته‌ها و نظرات آنها را خوانده باشید، احتمالاً به این نتیجه رسیده‌اید که طرفداران هر نظریه، در حد یک مذهب از آن دفاع می‌کنند.

علاقمندان به آزمون دیسک (DISC)، به شکلی از این آزمون حرف می‌زنند که انگار قرار است گذشته و حال و آینده و رفتار و شخصیت و همه‌ی ویژگی‌های فرد، توسط این آزمون مشخص شود.

مدافعان تیپ شناسی MBTI هم، حتی از تاثیر تیپ شخصیتی بر نحوه‌ی غذا خوردن و خوابیدن و دستشویی رفتن می‌گویند و گاه احساس می‌کنی دنیا را – شاید به علت تمایل ذاتی به تقسیم بندی که در تیپ شناسی موجود است – به آشنایان با آزمون MBTI و ناآشنایان با MBTI تقسیم می‌کنند.

 اگر انتظار دارید در اینجا متمم هم طرف یک مدل را بگیرد و سایر مدل‌ها را باطل یا کم‌کاربرد اعلام کند، در اشتباه هستید. 

دوستان متممی با آنچه در درس مدل ذهنی آموخته‌اند این نکته‌ی دشوار و عمیق اما مهم را درک می‌کنند که:

در شخصیت شناسی سازمانی همه مدل های شخصیت شناسی نادرست هستند. فقط بعضی مفید هستندبه عنوان مثال:

حتماً می‌توان در تحلیل‌های شخصیت شناسی فروید حرف‌های مفیدی را برای تحلیل شخصیت انسان‌ها پیدا کرد.

اما آیا برای ما در محیط کسب و کار، این‌که به دنبال تشخیص این مسئله باشیم که یک رفتار مشخص از کدام عقده‌ی فرد نشأت می‌گیرد مفید است؟

آیا وظیفه یا تخصص یا دغدغه‌ی ما، درمان همکاران‌مان است؟

یا صرفاً می‌خواهیم از طریق رفتارشناسی و شخصیت شناسی، عملکرد سازمانی را بهبود دهیم؟

شاید حرف‌های یونگ و شاگردانش، به ما کمک کنند تا سایه‌های شخصیتی دوستان و همکاران‌مان را بهتر بشناسیم یا لااقل حدس بزنیم و حتی بفهمیم در کدام مرحله‌ی رشد و تکامل در سفر زندگی خود هستند.

اما آیا در میان انبوهی از دغدغه‌های بزرگ رفتاری و استراتژیک در سازمان یا تنش‌های یک مذاکره، می‌توان تا این حد به جزئیات زندگی افراد و حریم شخصی آنها وارد شد و آیا هزینه‌ی ورود به چنین فضایی، به دستاوردهایش می‌ارزد؟

با توجه به چنین دغدغه‌ای، متمم از میان انواع مدل‌هایی که برای شناخت رفتار یا شخصیت مورد استفاده قرار می‌گیرند و هر کدام هم در جای خود کاربرد دارند، مدل BIG-5 را که به نام مدل پنج عاملی شخصیت هم شناخته می‌شود، انتخاب کرده است.

برخی از مهم‌ترین علت‌های انتخاب مدل پنج عاملی یا FFM یا Five Factor Model در کارگاه شخصیت شناسی متمم به شرح زیر هستند:

این مدل، صرفاً از نوع تیپ شناسی و تقسیم‌بندی اجباری انسان‌ها به دسته‌های مختلف نیست. به عبارتی، ما در این مدل، تیپ درون‌گرا یا برون‌گرا یا تیپ تجربه‌گرا یا محافظه‌کار نداریم. بلکه میزان درون‌گرایی یا میزان برون‌گرایی یا میزان تجربه‌گرایی را به عنوان یک شاخص در نظر می‌گیریم. با این‌کار، مطمئن می‌شویم که دوستان متممی، از خطر قضاوت‌های سریع و ناپخته و گرفتاری در دام خطرناک استریوتایپ در امان هستند.

اگر چه این مدل‌ هم، مانند همه‌ی مدل‌های دیگر، مورد انتقادهای تحلیلی و تحقیقی قرار گرفته است، اما حجم و نوع انتقادهای وارد به آن، نسبتاً کمتر است و در نشریات بین‌المللی مورد ارجاع و استناد قرار می‌گیرد. بسیاری از مدل‌های رایجی که مدام نام آنها را می‌شنویم، عموماً در نشریات تحقیقاتی تاسیس شده توسط طرفداران خود، مورد استناد و ارجاع قرار می‌گیرند.

نظریه پنج عاملی شخصیت، بر مبنای صفات یا Traits تعریف می‌شود. نکته‌ی مهم در مورد صفات این است که هم در یک مقطع زمانی کوتاه می‌توان آنها را به عنوان رفتار مشاهده کرد و هم در مقطع زمانی طولانی‌تر در صورت تکرار می‌توان از آنها صفات شخصیتی را استنتاج و استخراج کرد. به عبارتی کسی که یک بار به فرد دیگری کمک مالی می‌کند، بخشش به عنوان رفتار را نشان داده و با تکرار و تدوام، بخشندگی به عنوان صفت شخصیتی را بروز می‌دهد.

استفاده از آموزه‌های نظریه‌های صفاتی مانند مدل پنج عاملی در مذاکره‌های فردی و سازمانی بسیار ساده و امکان‌پذیر است. چون می‌توان با استفاده از این مدل، به جای تمرکز بر الگوهای بلندمدت شخصیتی، بر الگوهای رفتاری متغیر افراد در مذاکره، تمرکز کرد.  چون مذاکره در محیط کار و زندگی یکی از مهارت‌هایی است که همواره در تقویم محتوای متمم وجود داشته، ترجیح می‌دهیم از مدلی استفاده کنیم که در آنجا نیز اثربخش باشد. 

five-factor-model

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان شخصیت شناسی مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  تحلیل رفتار متقابل

  چگونه شاد باشیم

  افزایش عزت نفس

  شخصیت شناسی در محیط کار

طبیعی است که الان برای شما این سوال پیش آمده باشد که چنین شکلی از خوشه بندی و تقسیم بندی صفات، چه کارکردی برای ما در شناخت رفتارها و تحلیل شخصیت‌ها در محیط کار و تحلیل رفتار مشتریان و آنالیز طراحی وب‌سایت‌ها و شناخت رفتار کاربران در شبکه‌های اجتماعی و ده‌ها مورد دیگر خواهد داشت.

این بحثی است که در درس‌های آتی آن را دنبال می‌کنیم.

تمرین اول

بهترین نقطه شروع برای درک اولیه از مدل پنج عاملی، انجام تمرین درس معرفی آلپورت است.

مرور فهرست صفاتی که آنجا مطرح شده می‌تواند بسیار آموزنده باشد.

پیشنهاد ما این است که اگر فرصت کردید، روی کاغذ سعی کنید تعدادی از صفت‌های مطرح شده در تمرین آن درس را (مثلاً بیست تا سی مورد) دسته بندی کنید.

یعنی فکر کنید که در نگاه شما، کدام صفت‌ها احتمال بیشتری دارد که با هم در یک فرد دیده شوند.

اگر هم مشکلی نداشتید و بخشی از آن تقسیم‌بندی را برای ما در اینجا نوشتید که خوب است.

اگر چه هیچ اجبار و اصراری بر چنین کاری نداریم.

تمرین دوم

قرار نیست جواب این تمرین را الزاماً اینجا بنویسید.

می‌توانید آن را در دل خودتان حل کنید.

یک بار دیگر به سراغ پنج دسته‌ی صفات بروید و بکوشید برای هر گروه، نام یک میوه یا نام یک خودرو انتخاب کنید.

این کار را برای این انجام می‌دهیم که دقیقاً مفهوم خوشه‌بندی را متوجه شویم و آن را با شکل‌های دیگری تیپ بندی و طبقه بندی اشتباه نگیریم و روی نام‌گذاری‌ها حساس نشویم.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: فریده نون , سحر شاکر , زهرا حلاجیان , سارا حق بین , sara shehni

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه شخصیت شناسی در محیط کار به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه کارگاه شخصیت شناسی در محیط کار
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

57 نکته برای مدل پنج عاملی شخصیت (Big-5 یا Five Factor Model)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    مروری کوتاه به کتابها و ژورنال‌های مرتبط با روانشناسی شخصیت و شخصیت شناسی نشان می‌دهد که نه تنها به سادگی نمی‌توان در مورد درست یا نادرست بودن مدل‌ها و نظریه‌های شخصیت شناسی اظهار نظر کرد، حتی در حد مطلوب شما یعنی مفید بودن یک مدل نسبت به مدل دیگر هم، اظهار نظر و قضاوت ساده و سریع امکان پذیر نیست.

     

    به نظر می‌رسد در عمل، سوال تا حد زیادی به صورت معکوس و به دو شکل متفاوت مطرح می‌شود:

    نخست اینکه کدام مدل یا ابزار اندازه گیری، در چیدمان و محیط مورد نظر، قابل اعمال و استفاده است؟

    به عنوان مثال، اگر در حال مطالعه‌ی اثر شخصیت مشتریان یک بانک بر روی نحوه‌ی بازپرداخت تعهدات آنها هستیم، قاعدتاً نمی‌توانیم هنگام افتتاح حساب از آنها بخواهیم یک پرسشنامه شخصیت شناسی پر کنند.

    پس هر مدلی که استفاده از آن و اندازه گیری و سنجش پارامتر آن، مستلزم پر کردن صریح و مستقیم یک پرسشنامه استاندارد باشد، مردود خواهد بود.

    یا زمانی که در شبکه اجتماعی توییتر، در جستجوی رابطه بین مدل شخصیتی و رفتارهای هنجارشکنانه هستیم، مجدداً سوال کلیدی این است که چه مدلی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد که کمترین مداخله را در پارامتر و رفتار مورد مطالعه ایجاد نماید.

    این در حالی است که در مطالعات بالینی یا در یک مرکز مشاوره، محدودیت‌های کمتر یا لااقل متفاوتی وجود دارند.

    دوم اینکه آیا در کاربرد مورد نظر ما، آن ابزار قبلاً توانایی پیش بینی خود را نشان داده است یا خیر.

    بنابراین، ممکن است سوال شفاف‌تر و علمی‌تر این باشد که:

    آیا استفاده‌های قبلی از مدل رفتارشناسی DISC توانسته است پیش‌بینی کننده‌ی مناسبی برای رضایت مشتری پس از برخورد با ارائه دهنده‌ی یک خدمت باشد؟

    ضمناً پاسخ به همین سوال هم کمی کلی است و ممکن است گرفتار خطا باشد.

    شاید سوال دقیق‌تر این باشد که آیا سابقه‌ای وجود دارد که استفاده از مدل رفتارشناسی DISC توانسته باشد رضایت بیمار را پس از مراجعه به مطب پزشک، پیش‌بینی کرده یا لااقل به عنوان یک عامل تعدیل کننده مورد استفاده قرار گیرد؟

     

    بنابراین، اگر سوال و پاسخ تا این حد دقیق، مطرح و تحلیل نشود، احتمالاً‌ صرفاً شاهد بحث‌های حاصل از تعصب خواهیم بود که چندین دهه است وجود دارند و احتمالاً در آینده هم وجود خواهند داشت.

    فراموش نکنیم که مطرح کنندگان هر مدل و برگزارکنندگان هر آزمون، بزرگترین ذی نفع آن آزمون هستند و روانشناسی و رفتارشناسی، هر چه را نتواند پیش‌بینی کند، این را پیش‌بینی و اثبات کرده است که ذی نفع بودن، سوگیری ایجاد می‌کند.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .