Menu


تعریف رضایت شغلی و عوامل تاثیرگذار بر آن


تعریف رضایت شغلی چیست

همه از رضایت شغلی حرف می‌زنند.

همه‌ی ما به عنوان عضوی از یک مجموعه دوست داریم رضایت شغلی بالایی داشته باشیم و به عنوان سرپرست، تلاش می‌کنیم رضایت شغلی بیشتری برای همکاران خود ایجاد کنیم.

در درس تعریف نگرش، توضیح دادیم که یکی از نگرش‌هایی که مدیریت رفتار سازمانی می‌کوشد بر روی آن تاثیر بگذارد، رضایت شغلی است.

اما این سوال منطقی است که بپرسیم تعریف رضایت شغلی چیست؟

معیارهای سنجش رضایت شغلی چگونه انتخاب می‌شوند و چگونه می‌توان رضایت شغلی را بهبود بخشید؟

رابینز در کتاب رفتار سازمانی خود توضیح می‌دهد که تعریف رضایت شغلی، تعریفی بسیار کلی و گسترده است و تقریباً شامل همه چیز می‌شود:

وقتی در اثر ارزیابی ویژگی‌های شغلی خود احساس مثبت را تجربه می‌کنیم، رضایت شغلی داریم!

البته رابینز در ادامه توضیح می‌دهد که نباید از این تعریف کلی دلگیر باشیم.

به هر حال، رضایت شغلی مفهومی بسیار گسترده است و تابع عوامل متعددی است و در نهایت هم،  برایند انبوهی از عوامل است که خود را در قالب رضایت یا نارضایتی شغلی نشان می‌دهد. 

ولی ما هم حق داریم بپرسیم که در کنار این تعریف کلی، در عمل چگونه می‌توان رضایت شغلی را سنجید یا برای بهبود آن تلاش کرد؟

در سنجش رضایت شغلی و عوامل نارضایتی شغلی باید به ویژگیهای فرد شاغل هم توجه کرد

برای سنجش رضایت شغلی، معمولاً از دو شیوه‌ی متفاوت استفاده می‌شود:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

  
  

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه مبانی رفتار سازمانی

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

87 نکته برای تعریف رضایت شغلی و عوامل تاثیرگذار بر آن

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شراره شیری جیان

    یکی از مواردی که  در"خروجی‌ بیشتر مربوط به کارکنان ناراضی"  دیده ام:

    1- وقتی مدیر می بیند شخص A  کار را به درستی و درمدت زمان کوتاهی به اتمام میرساند ، حاضر نیست همان کار را به فردی دیگر محول کند چون با خیال راحت می نشیند و میداند که کار در حال پیگیری است و به نحو احسنت تحویل میشود.

    2- اگر A درگیر چندین کار دیگر هم باشد ،مدیر حاضر نیست کار مورد 1 را به فرد دیگری بسپارد به دلیل اینکه از نظر او آنها کند انجام میدهند و دقت لازم را ندارند. بنابراین A میبیند که دائم در حال کار کردن است و دیگران توسط سرعت عمل و دقت پائین بیمه شده اند و درگیر هیچ کار جدی نمی شوند و وقت زیادی برای وب گردی ، چای نوشیدن ، حرف زدن با تلفن و ... را دارند.

    3- چون A کارهای زیادی انجام می دهد ، هرچقدر هم دقت کند به هر حال احتمال داشتن اشتباه در کار نیز برایش بیشتر میشود. بنابراین به قول معروف چون دیکته مینویسد غلطش هم آشکار میشود ولی افراد دیگر که در مورد 2 جزو بیمه شدگان هستند دیکته ای ننوشته اند که غلطی داشته باشند. بنابراین A با اینکه خروجی بیشتری دارد می بیند که مورد بازخواست هم قرار گرفته است و در کل استرس و فشار کاری زیادی را تحمل کرده است در حالیکه همان حقوق را میگیرد و ممکن است تفاوت ناچیزی در پرداخت پاداش برایش قائل شوند. A وقتی استرس،فشار کاری ، بازخواست احتمالی ، داشتن وقت کمتر برای رسیدگی به افراد خانواده و تا دیر وقت ماندن در سر کار را در یک کفه ترازو میگذارد و حقوق و پاداش را در کفه دیگر، میبیند هیچ توازنی برقرار نیست . از طرفی کفه حقوق و پاداش بیمه شدگان مورد 2 فرق چندانی با او ندارد در حالیکه کفه دیگر A نسبت به آنها بسیار وزین است . بنظرم اینجاست که احساس نارضایتی به سراغش می آید.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .