Menu


دایره لغات و دامنه واژگان فعال (در گفتگو و در نگارش)


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۰۰۷۳
از دوستان متممی انتظار می‌رود پس از پایان این درس:
  • معنی عبارت دامنه واژگان یا دایره لغات را توضیح دهند.
  • تفاوت دو مفهوم دامنه واژگان و دامنه واژگان فعال را توضیح دهند و بتوانند برای هر یک از آنها مثال بزنند.
  • مفهوم کلمات فعال کنترل شده را شرح دهند.
  • همیشه در تمام مدتی که دانشجوی متمم هستند، هر از چند گاهی، به این درس سر بزنند و گزارشی از برخی واژه ها که به دامنه واژگان فعال آنها افزوده شده برای دوستا‌ن خود بنویسند تا دامنه واژگان همه‌ی ما به تدریج توسعه پیدا کند.
  • اگر به بحث پرورش تسلط کلامی علاقه دارند، وقت کوتاهی را در هفته به مطالعه تمرین‌های این درس و احتمالاً یادداشت برداری از بحث‌هایی که دوستان دیگر در آن مطرح کرده‌اند اختصاص دهند.
پرورش تسلط کلامی

به محض اینکه از #تسلط کلامی صحبت می‌کنیم، یکی از بحث‌هایی که به صورت جدی مورد توجه قرار می‌گیرد، بحث دامنه واژگان است:

اینکه  دامنه واژگان ما تا چه حد گسترده است و چقدر می‌توانیم از کلمات مختلف برای بیان دقیق و شفاف منظور خود استفاده کنیم؟ 

بسیاری از ما علاقه داریم که دامنه کلمات خود را گسترش دهیم و تنوع کلماتی که در حرف زدن و نوشتن به کار می‌بریم، افزایش یابد.

اما واضح است که دستیابی به چنین هدفی، صرفاً با مرور و حفظ کردن لغت‌نامه‌ها حاصل نمی‌شود.

اجازه بدهید قبل از هر چیز، یک تقسیم بندی ساده در مورد انواع کلمات را با هم مرور کنیم. در یک تقسیم بندی خیلی ساده و ابتدایی، هر یک از ما می‌تواند از نگاه خود کلیه کلمات را (مستقل از فارسی، انگلیسی یا هر زبان دیگر) به سه دسته تقسیم کنیم:

  • کلمات ناشناخته برای من (Unknown Words)
  • کلمات منفعل من (Passive Words)
  • کلمات فعال من یا کلمات در حال استفاده‌ی من (Active Words / Words in use)

کلمات ناشناخته، کلماتی هستند که معنای آنها را نمی‌دانیم و آنها را نمی‌فهمیم.

این کلمات ممکن است به زبان‌های دیگر تعلق داشته باشند: مانند スキル که به معنای مهارت است.

ممکن هم هست به زبان فارسی خودمان یا عربی تعلق داشته باشند اما آنها را نشناسیم:

احتمالاً کمتر کسی می‌داند که معنای واژه مزر چیست. با مراجعه به لغت‌نامه دهخدا متوجه می‌شویم که مزر به معنای شراب بوزه است و احتمالاً این هم کمکی به مسئله ما نمی‌کند. بعید است اگر به ما بگویند که این لغت در عربی به نبید ترجمه می‌شود، باز هم مشکلی از مشکلات ما حل شود.

کلمات ناشناخته، همیشه کلمات منسوخ یا کم کاربرد نیستند.

گاهی اوقات کلمات تخصصی یا حتی کلمات پرکاربرد هستند که صرفاً ما معنی آنها را نمی‌دانیم. شاید برای کسی که درگیر مسائل مالی و اعتباری نبوده باشد، لغت‌های ساده‌تری مانند استمهال هم در گروه کلمات ناشناخته قرار بگیرند.

ما به تدریج در گفتگو با دیگران، با کار کردن، با مطالعه و به شیوه های مختلف، کلمات جدیدی را فرا می‌گیریم. این کلمات از استخر کلمات ناشناخته، به استخر کلمات منفعل جابجا می‌شوند.

کلمات منفعل یا Passive Words یا کلمات متروکه، کلماتی هستند که ما معنای آنها را می‌دانیم، اما آنها را در گفتگوها، سخنرانی‌ها و نوشته‌های خود به کار نمی‌بریم.

این کلمات در گوشه‌ای از ذهن ما می‌مانند و خاک می‌خورند. اما همیشه وقتی آنها را می‌خوانیم و می‌شنویم، معنای آنها را می‌فهمیم و درک می‌کنیم. به بیان دیگر،  ما هنوز آنقدر بر این کلمات مسلط نیستیم و سوار بر آنها نشده‌ایم تا بتوانیم با استفاده از آنها، به مقصد و هدفی که مد نظرمان است برسیم. 

دقت داشته باشید که فحش‌ها و کلمات رکیک، کلمات منفعل محسوب نمی‌شوند. بسیاری از آنها کلمات فعال کنترل شده هستند. کلماتی که ما در به خاطر آوردن آنها مشکلی نداریم. اما به خاطر شأن و مقام خودمان، ترجیح می‌دهیم که هرگز بر زبانمان جاری نشوند.

به تدریج و بعد از مواجهه مکرر با کلمات منفعل، آنها به بخشی از کلمات فعال یا کلمات در حال استفاده ما تبدیل می‌شوند.

کلمات فعال، کلماتی هستند که ما آنها را در زبان روزمره به کار می‌بریم و با استفاده از آنها، پیام مورد نظر خود را به دیگران منتقل می‌کنیم.

در متمم وقتی از دامنه واژگان یا دامنه کلمات صحبت می‌کنیم منظورمان مجموع کلمات فعال و منفعل است.

شکل زیر می‌‌تواند این تقسیم بندی را به شکل بهتری نمایش دهد. البته بدیهی است که ابعاد ظرفها، به نسبت تعداد کلمات نیست. چون تعداد کلمات منفعل می‌تواند پنج یا ده یا حتی بیست برابر کلمات مورد استفاده باشد:

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد فعال و کاربران ویژه متمم که حامی طرح متمم هستند انجام می‌شود.

کاربر آزاد فعال کسی است که حداقل بیست کامنت علمی با رعایت سیاست‌های کامنت‌گذاری متمم در متمم داشته باشد.

البته اگر کاربر ویژه‌ی متمم شوید، علاوه بر درس‌های پرورش تسلط کلامی به درس‌های بسیار بیشتری هم دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌هایی که برای کاربران ویژه متمم ارائه می‌شوند

البته اگر تصمیم گرفتید کاربر ویژه متمم شوید، با توجه به علاقه شما به بحث تسلط کلامی، پیشنهاد ما این است که ابتدا مباحث زیر را دنبال کنید:

 مهارت ارتباطی

 مهارت ارائه مطلب

 فنون مذاکره

 کارگاه تحلیل رفتار متقابل

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری پرورش تسلط کلامی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه پرورش تسلط کلامی

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

279 نکته برای دایره لغات و دامنه واژگان فعال (در گفتگو و در نگارش)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    من امروز صبح، پنج دقیقه زودتر از همیشه بیدار شدم و این تمرین رو انجام دادم. کتاب یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی رو انتخاب کردم. شاید با مفاهیمی که منتقل می‌کنه خیلی راحت نباشم، اما به نظرم تسلط کلامی نادر ابراهیمی می‌تونه کمک خوبی برام باشه.

    کلمات منفعل زیادی رو دیدم که به نظرم دلیلی نداره برای فعال شدنشون در ذهن خودم تلاش کنم. مثل: گیله مرد، غلوّ، بانو و ...

    برای من دوست داشتنی نیستند. خصوصاً بانو که به نظرم این روزها در شبکه های اجتماعی، بر خلاف گذشته بار معنای منفی پیدا کرده و بیشتر از طرف جنس مذکر در توصیف جنس مونثی که "خواستنی" است به کار می‌رود!

    اما کلمات زیر را به عنوان کلمات منفعل که باید به تدریج فعال شوند نوشتم و کنار هر کدام هم توضیحی ثبت کردم:

    شاگرد: من از این لغت خیلی کم استفاده می‌کنم یا استفاده نمی‌کنم. به جای آن از لغت دانش آموز و دانشجو استفاده می‌کنم. اما مفهوم شاگرد بودن و شاگردی کردن را در ذهن و زبانم گم کرده‌ام. شاگردی کردن یعنی عقل و دل به حرف‌ و گفتار کسی سپردن و اعتماد کردن به او برای کسی که می‌داند اندیشیدن خودش، به مرتبت استاد نمی‌رسد.

    آسان: من اکثر مواقع به جای لغت آسان از لغت ساده استفاده می‌کنم. درحالی که آسان مخالف سخت و دشوار است و ساده مخالف پیچیده.

    برکه: برکه هم از لغت‌هایی است که من هیچوقت استفاده نمی‌کنم. نزدیک‌ترین لغتی که در ذهنم دارم مرداب  است که به نظرم مرداب، بیشتر معنای کهنگی و رکود را القا می کند و برکه معنای کوچک بودن را.

    هراس: به جای هراس هم همیشه از ترس استفاده می‌کنم. در حالی که ظاهراً هراس، طعم بیشتری از ابهام و وهم در خود دارد.

    چنانکه گویی: همیشه به جایش می‌نویسم: تو گویی. یک جورهایی به امضای من تبدیل شده. از این به بعد گاهی این را به کار می‌برم.

    خاموش: من همیشه ساکت را مورد استفاده قرار می‌دهم. اما خاموش هم لغت زیبایی است. تازه نادر ابراهیمی آن را در مقابل پرخروش هم به کار می‌برد که به نظرم زیبایی خوبی ایجاد می‌کند و من هم می‌توانم از این ترکیب استفاده کنم.

    من به دلیل ضعف جدی تسلط کلامی در زبان انگلیسی، همین تمرین را با یک کتاب انگلیسی هم انجام داده‌ام که آن را جداگانه گزارش خواهم داد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .