Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
دوره صوتی آموزشی نکته‌هایی برای مدیران (کلیک کنید)


اولویت بندی کارها و فعالیت ها | ماتریس آیزنهاور


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۱۶۶۵۶

در این درس به اهمیت اولویت بندی کارها و همین‌طور ماتریس آیزنهاور (یا همان ماتریس اهمیت و فوریت استیون کاوی) می‌پردازیم.

اکثر ما این ماتریس را می‌شناسیم و روش اولویت بندی فعالیت ها به کمک آن را می‌دانیم. به همین خاطر، احتمالاً این درس برای شما حاوی نکات چندان تازه‌ای نیست و می‌توانید آن را صرفاً نوعی تأکید و یادآوری در نظر بگیرید.

نحوه اولویت بندی کارها و فعالیت ها با استفاده از ماتریس آیزنهاور

مدیریت زمان برای بسیاری از ما به معنای تلاش برای به دست آوردن زمان بیشتر است. به همین علت، زیاد پیش می‌آید که متراکم کار کردن یا کم‌خوابیدن و فعالیتهای متوالی بدون وقت تلف شده را به عنوان نشانه‌ای از توانایی در مدیریت زمان در نظر می‌گیریم.

در حالی که چه بسا، بسیاری از جلسات و فعالیت‌های ما، چندان ضروری نباشند؛ یا این‌که برنامه‌ها و اهداف مهم‌تری را در لابه‌لای همین روزمرگی‌های منظم و زمان‌بندی‌شده، به دست فراموشی سپرده باشیم.

اهمیت اولویت بندی کارها در مدیریت زمان

برای این‌که «انجام منظم فعالیت‌های کم‌فایده» را با «استفاده‌ی بهینه از زمان برای دستیابی به اهداف مهم» اشتباه نگیریم، معمولاً بر این نکته تأکید می‌کنند که Task Management (مدیریت وظایف) بخش مهمی از Time Management (مدیریت زمان) است و کسی می‌تواند زمان خود را به خوبی مدیریت کند، که نسبت به اولویت بندی وظایف خود، دقیق و حساس باشد.

اولویت بندی بر اساس ماتریس آیزنهاور (ماتریس اهمیت و فوریت)

ماتریس آیزنهاور ابزار دیگری برای اولویت بندی کارها است که در آن به تفکیک ضرورت زمانی و ضرورت استراتژیک توجه شده است.

علاوه بر عنوان ماتریس آیزنهاور، گاهی نام‌های ماتریس استیون کاوی و هم‌چنین ماتریس اهمیت و فوریت نیز برای آن به‌کار می‌رود. چون طرح این ابزار توسط استیون کاوی در کتاب هفت عادت، نقش مهمی در رواج یافتن آن داشته است.

برای اولویت بندی کارها در ماتریس آیزنهاور، پیش از قرار دادن هر فعالیتی در برنامه‌های خود، باید آن را از دو جهت بررسی کنیم:

این کار چقدر اهمیت دارد؟ (Importance)

کارهای مهم، اغلب به هدف‌های ما مربوط هستند.

کارها و فعالیت‌هایی که انجام آن‌ها ما را به هدف‌هایمان نزدیک می‌کند و بی‌توجهی به آن‌ها می‌تواند مشکلاتی جدی و عمیق، با اثراتی نسبتاً طولانی برایمان ایجاد کند.

این کارها معمولاً به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به خواسته‌ها و هدف‌های کلان و ارزش های زندگی ما مربوط می‌شوند.

تأکید بر این نکته نیز لازم است که: به علت شخصی بودنِ هدف‌ها و ارزش‌ها، ممکن است کاری که شما آن را مهم تلقی می‌کنید، ممکن است از نظر فرد دیگری مهم محسوب نشود.

موارد زیر، نمونه‌هایی از کارهایی هستند که می‌توانند برای برخی افراد، اهمیت بالایی داشته باشند:

این کار چقدر فوریت دارد؟ (Urgency)

این کار یا فعالیت، تا چه حد نیازمند توجه در همین لحظه است؟

آیا اگر همین لحظه (یا در همین لحظات و ساعت‌های پیش رو) به آن توجه نکنم، دردسرساز می‌شود و تبعات بدی برایم خواهد داشت؟

آیا مهلت زمانی کاملاً قطعی و مشخصی برای این کار وجود دارد که الان هم به آن نزدیک شده‌ام؟

آیا اگر این کار را در این لحظه انجام ندهم، فرصت انجام آن را به‌کلی از دست می‌دهم؟

کارهای زیر،‌ ممکن است برای شما، مصداق کارهای فوری محسوب شوند:

  • پاسخ دادن به تلفن‌ها
  • پاسخ دادن به ایمیل‌های مدیریت ارشد
  • خرید شارژر موبایل (شارژر قبلی گم یا خراب شده است)
  • تنظیم پاسخ و ارسال آن برای روزنامه‌ای که دیروز، مطلب نادرستی را درباره‌ی شرکت منتشر کرده است

بر این اساس، می‌توان هر فعالیت را به یکی از چهار دسته‌ی زیر تخصیص داد:

ماتریس آیزنهاور در تفکیک و تقسیم بندی کارها

بعد از تقسیم بندی کارها چه کنیم؟

این‌که کارها را به چهار دسته تقسیم‌ کنیم، به خودیِ خود، خاصیت و کارکردی ندارد. مهم این است که بر اساس این تقسیم‌بندی، با کارها و فعالیت‌های هر یک از این چهار دسته، به شکل متفاوتی برخورد کنیم.

چارچوب زیر، یکی از رایج‌ترین الگوهای مدیریت فعالیت‌ها در ماتریس اهمیت و فوریت است:

کارهای مهم و فوری

این کارها، بیشترین اولویت را دارند و باید سریع انجام شوند. به عبارت دیگر، از منظر مدیریت منابع، باید منابع خود را پیش از هر چیز، به این کارها تخصیص دهید.

ضمناً به خاطر داشته باشید که هر چه در زمینه‌های زیر بیشتر وقت بگذارید، باید این بخش از فعالیت‌های شما، سبک‌تر شود و کارهای کمتری در این دسته قرار گیرد:

به عبارت دیگر، بخش مهمی از کارهایی که به سطحِ مهم و فوری می‌رسند، زمانی می‌توانسته‌اند در سطح مهم اما غیرفوری باشند.

اما به علت پیش‌بینی‌ها و برآوردهای نادرست شما یا ضعف نظم درونی (تلاش برای طفره رفتن از‌ آن‌ کارها)، امروز در دسته‌ی مهم و فوری قرار گرفته‌اند.

البته این ادعا الزاماً درباره‌ی همه‌ی کارهای فوری و مهم مصداق ندارد؛ مثلاً با تصادف یکی از دوستان نزدیک شما در خیابان، مجموعه‌ای از کارهای مهم و فوری به فهرست فعالیت‌هایتان افزوده می‌شود.

با این حال، اگر از مثال‌های خاص در حدی که مطرح شد بگذریم، بی‌توجهی به اولویت بندی کارها یکی از مهم‌ترین عواملِ پُر شدنِ سبدِ فعالیت‌های مهم و فوری است.

کارهای مهم ِ غیرفوری

اغلب کارهایی که در زندگی ما ارزش واقعی و ماندگار ایجاد می‌کنند، در این دسته قرار می‌گیرند.

اگر امروز ورزش نکنید، اگر برای یادگیری خود وقت نگذارید، اگر زبان دوم یا سوم خود را تقویت نکنید و اگر شبکه سازی نکنید، هیچ‌کدام در این لحظه‌ی مشخص، به شما آسیب نمی‌رسانند.

اما در بلندمدت، فرصت‌های بسیاری را از شما می‌گیرند و ممکن است بحران‌های متعددی را برایتان ایجاد کنند.

به همین علت، بلافاصله پس از کارهای مهم و فوری (که باید به تدریج، کم و کمتر شوند) برای کارهای مهمِ غیرفوری وقت بگذارید.

کارهای غیر مهم اما فوری

دو مورد از بهترین برخوردها با چنین کارهایی، تفویض و زمان‌بندی مجدد است.

اگر بتوانید این کارها را به افراد دیگری واگذار کنید، یا این‌که زمان‌شان را جابجا کنید، فرصت بیشتری برای کارهای مهم ایجاد خواهد شد.

مثلاً شاید بشود همکار شما به جای شما در یکی از جلسات کاری شرکت کند (بخشی از جلساتی که مدیران، می‌کوشند اهمیتِ حضور خود را در آن‌ها اثبات کنند، بدون حضور مدیر و توسط نماینده‌ی او، می‌تواند با همان کیفیت یا حتی با اثربخشی بالاتر برگزار شود).

هم‌چنین اگر کارهای مهمِ فوری و مهمِ غیرفوری شما باقی مانده است، شاید مناسب باشد با یک تماس تلفنی، قرارِ تفریحی خودتان با یک دوست قدیمی را جابجا کنید. با این کار، به تدریج یاد می‌گیرید که برای برخی قرارها و دیدارها کمتر وقت بگذارید و آگاهانه‌تر برنامه‌ریزی کنید؛ تا هر روز مجبور به تماس گرفتن و عذرخواهی و تغییر برنامه نشوید.

[ درس مرتبط: تکنیک دن اریلی درباره‌ی برنامه ریزی برای آینده ]

کارهای غیر مهم و غیرفوری

چک کردن پست‌ها و استوری‌های دوست و آشنا در اینستاگرام، پیگیری اخبار در زمینه‌هایی که تأثیر مستقیم روی زندگی امروز و تصمیم‌های فردای ما ندارند، وقت گذاشتن برای رسانه‌های زرد و به طور کلی، بخش قابل توجهی از حضور آنلاین ما، در این دسته قرار می‌گیرند.

البته کارهای غیرمهم و غیرفوری، مصداق‌های بسیار بیشتری دارند و اگر زندگی افراد معمولی و کسانی که به رشد و موفقیتی درخور دست نیافته‌اند جستجو کنید، می‌توانید نمونه‌های فراوانی از آن‌ها را بیابید.

آیا ماتریس آیزنهاور فقط برای برنامه ریزی فعالیتهای روزمره است؟

ممکن است در نگاه نخست، چنین به‌نظر برسد که ماتریس آیزنهاور، صرفاً برای رهایی از لیست بلند کارهای روزانه (از خرید گوشت و مرغ تا خشک‌شویی و تنظیم ساعت جلسات) مفید است.

اما به این نکته توجه داشته باشید که این ماتریس، یک ابزار عمومیِ اولویت بندی است و می‌تواند کاربردهای بسیار بیشتری داشته باشد.

به این مثال‌ها توجه کنید:

  • می‌توانید دستورجلسه را – که قبل از برگزاری جلسه تنظیم می‌کنید – به چهار بخش تقسیم کنید و مشخص کنید که هر یک از موضوعاتی که قرار است در جلسه مطرح شوند، در کدام دسته قرار می‌گیرند. با این کار، اگر وقت کم بیاید یا بحث بر سر یک موضوع طولانی شود، بهتر می‌توانید جلسه را اداره کرده و درباره‌ی اولویت‌ها تصمیم بگیرید.
  • مدیر یک شرکت در گفتگو با مسئول CRM، زبان مشترک و شفاف‌تری برای طبقه‌بندی درخواست‌های مشتریان و تعریف فرایند برای هر یک از‌ آن‌ها خواهند داشت.
  • در یک برنامه‌ی درازمدت (مثلاً با افق ده‌ساله یا بیشتر) هم می‌توان دسته‌بندی چهارگانه را به‌کار برد. البته در آن‌جا فوری و غیرفوری، در حدِ یک سال و چند سال تعریف می‌شوند و نه دقیقه و ساعت.
  • مدیر می‌تواند با استفاده از این روش اولویت بندی، به منشی یا مسئول دفتر خود آموزش دهد که هر کاری را در چه زمانی و با چه روشی به او اطلاع دهد (مثلاً برای چه کارهایی باید جلسه را قطع کند و برای چه کارهایی، ارسال پیامک یا تماس تلفنی کافی است).

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

برای مشاهدهٔ متن کامل این مطلب کافی است (بدون پرداخت هرگونه هزینه) در سایت متمم ثبت نام کنید. پس از ثبت‌نام به تعداد قابل‌توجهی از درس‌‌های متمم دسترسی پیدا می‌کنید:

نمونه درس‌های کاربر آزاد

البته اگر بخواهید به همهٔ درس‌های متمم دسترسی از جمله درس‌های زیر دسترسی داشته باشید لازم است حق اشتراک بپردازید:

مدیریت کسب و کار (MBA) | توسعه فردی

خودشناسی | شخصیت شناسی | هدف گذاری

مسیر شغلی | کوچینگ | مشاوره مدیریت

تصمیم گیریعزت نفس | زندگی شاد

تسلط کلامی | مهارت ارتباطی | فنون مذاکره

ثبت نام رایگان    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید دوره های صوتی هم می‌‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

تمرین و مشارکت در بحث

همان‌طور که در متن درس اشاره شد، این نوع روش‌های اولویت بندی، صرفاً یک چارچوب اولیه مشخص می‌کنند و هر یک از ما، بسته به نیاز و تجربه‌ی خود، جزئیات بیشتری به آن‌ها اضافه کرده و پروتکل‌های ویژه‌ی خود را تعریف می‌کنیم.

خوشحال می‌شویم اگر شما از این روش‌ (ماتریس اهمیت و فوریت) به شکل کامل‌تری استفاده می‌کنید، تجربه و روش‌های خود را با دوستان‌تان در میان بگذارید.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مدیریت زمان به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مدیریت زمان

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۱۹۹ نظر برای اولویت بندی کارها و فعالیت ها | ماتریس آیزنهاور

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شهرزاد راسخ

    ماتریس آیزنهاور (یا همان ماتریس اهمیت و فوریت استیون کاوی) به خصوص هر وقتی که در زمینه یک هدف خاص، در مورد نتایج فعالیتهایی که در طول روز انجام میدم میشینم فکر میکنم و همچنین وقتی شاخص هایی رو که برای اندازه گیری فعالیت هام در نظر گرفتم مورد ارزیابی قرار میدم و احساس میکنم در مسیر اهدافم اونطور که انتظار دارم خوب پیش نمیرم؛ خیلی بهم کمک میکنه.

    اتفاقا همین دو سه روز پیش، بعد از اینکه شاخص های ارزیابی فعالیت هام رو مورد بررسی قرار دادم، متوجه شدم که در برخی زمینه ها، پیشرفت مورد انتظارم رو نداشتم.

    بعد که خوب فکر کردم دیدم کارهای مهم و فوری ای - با همون ضرورت زمانی و ضرورت استراتژیک - هستند یا میتونن جدیداً تعریف بشن که در لابلای کارهایی که از اهمیت و فوریت پایین تری برخوردارند، گم شدند یا ممکنه فراموششون بکنم یا اصلاً نیاز به تعریف دارن.

    ضمن اینکه واقعا به تجربه ی من، ما لازم داریم که این ماتریس رو مرتب، به روز و آپدیت کنیم و کارهای جدیدی رو در اون تعریف کنیم و کارهای قدیمی تری که حس میکنیم دیگه کمکی به ما نمیکنن رو کلاً از این ماتریس حذف کنیم، یا کارهایی را در این چهار خانه جابجا کنیم.

    یه تجربه ی خوب دیگری که من در همین چند روز پیش، ازش کمک گرفتم این بود که تصمیم گرفتم برای هر یک از اقدامات مهم و فوری، و مهم و غیر فوری خودم بعد از اینکه تعریف و تعیین  شون کردم، یک نقشه ذهنی بکشم.

    الان هم احساس میکنم این نقشه های ذهنی - در کنار این ماتریس و شاخص های ارزیابی - که برای هر کدوم از اون فعالیتها کشیدم، خیلی دارن بیشتر از قبل بهم کمک میکنن که بدونم دقیقا کارهای مهم تر و فوری ترم کدامها هستند؟ میخوام چکار کنم؟ از چه مسیرهایی برم؟ و در زمینه هر فعالیت، دقیقاً به کجا برسم؟ (که همین نقشه های ذهنی هم به نظرم لازم دارن که مرتب آپدیت بشن.)

  1. مریم گفت:

     رفتن به سرکار صرفا برای کسب درآمد که بیشترین زمان و انرژی آدم رو میگیره در هیچ جای این ماتریس قرار نمیگیره من از این ماتریس باید برای بعد از سرکارم استفاده کنم.

  2. فریبا ابراهیمی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    من چندین ساله از ماتریس آیزنهاور برای انجام فعالیت هام استفاده میکنم، در واقع تلفیق دو روش درس ،

    مهم و فوری A

    مهم و غیر فوری B

    غیر مهم اما فوری C

    غیر مهم و غیر فوری D

     

    اگر خیلی خیلی روزم شلوغ باشه و یا روز پر استرسی باشه حتما مثل خود ماتریس روی برگه یا دفترم شکل میکشم و دسته بندی میکنم

    در غیر اینصورت تو " اپ تسک و گوگل کلندر "  و یا سررسید اون روزم ، کنار فعالیت ها کد رو میزنم و حواسم به اولویت هام هست.

     

    تو کار خونه "خانه داری" هم، فراوون استفاده میکنم ازش.

  3. سعید طبرسی گفت: (عضو ویژه)

    تکنیک بسیار مفیدی هست و به نظرم برای جهت‌دهی به کل فعالیتهای زندگی کاربرد داره، اعم از کار، لایف استایل، روابط اجتماعی و خانواده. 

    من برای خودم، چندتا کلید واژه اضافه کردم برای درک و کاربری بهترش، به این ترتیب که ماتریس رو کشیدم، و سپس نواحی چهارگانه رو این‌طور نامگذاری کردم:

    مهم فوری: نگذار شلوغ شود!

    مهم غیر فوری: خلق ارزش می‌کند!

    غیر مهم فوری: تا می‌توانی تفویض کن!

    غیر مهم غیر فوری: کمترش کن!

     

  4. Arjj گفت: (عضو ویژه)

    در ماتریکس زمان در قسمت غیری فوری و غیر مهم موضوعی قرارمیدهیم که اصلا در هیچ یک از اولویت های ما قرار نداشته بعد اتمام سایر خانه های ماتریکس در مواجه با کاری که نه چندان برای ما اهمیت دارد و نه چندان فوریت ، احساس میکنیم هنوز به انچه میخواستیم نرسیده ایم به زبان دیگر غیر فوری وغیر مهم فراتر از توانایی های ماست و نمود دیگری از ایده ال گرایی را تدایی میکند.

    اهمیت ننوشتن بعضی از کار ها چندین برابر ارزشمندتر از نوشتن انهاست که خانه چهارم مصداقی بارز آن است.    

  5. سید علیرضا عباسی گفت: (عضو ویژه)

    خوب این ماتریس از نظر من واسه کسی که در  کار های گروهی کار میکنه ارزش منده  مثلا ما تو مجموعه واسه کار های مهم ولی غیر فوری مثل بردن فاکتور  و کار های از قبیل کار پردازی  مدیر اون مجموعه کوچیک داره انجام میده که کل روز اون مدیر میگیر  و در اخر ماه میبینی ارزش اون مدیر در حد یک کار پرداز بوده که از تموم کاری های فوری و مهم دیگه مونده

  6. Mkm گفت:

    من همیشه با اون قسمت غیر مهم و فوری مشکل داشتم که یکی از راه حل هاش اینه که به دیگری محول بشه.

    مخصوصا تو محیط کار. کاری که غیر مهم و فوری هست صرفنظر از جایگاه اداری فرد، واقعا دست و پای شخص رو می بنده و نمیذاره اون شخص به کارهای مهم و فوری خودش برسه.

  7. مریم نوروزی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    من هنوز از این ماتریس استفاده نکردم و با وجود برنامه ی شلوغ و پیچیده ای که دارم امیدوارم برام مفید باشه. البته مباحثی مثل داشتن نظم شخصی، تمرکز، آرمان گرا نبودن و اینکه واقعا تعیین هدف کرده باشی که چکار می خواهی بکنی در درجه ی اولویت قرار داره.

     

  8. من فقط یک نکته میخواستم اضافه کنم ،
    اونم اینکه کارهای مهم ِ غیرفوری رو من سعی میکنم تبدیل به روتین کنم و چالشِ اصلی ای که همیشه در برنامه ریزی دارم اینه که امروز باید چه روتین هایی رو sacrifice کنم تا به کار های فوری برسم. 

    تنها چالشی که به نظرم وجود داره اینه که کار های فوری غیرِمهم نباید تعدادشون اونقدر زیاد بشه که به مهم ها آسیب بزنه.

  9. من قبلا توی انجام کارهای شغلیم خیلی به مشکل برمیخوردم  و و قت کم میاوردم .  خیلی وقت ها برام سخت بود بین چند کار انجام نشده اولویت رو مشخص کنم . 

    پارسال با این روش اولویت بندی آشنا شدم و خیلی کمک کرد بهم.

    سررسیدم رو به چهار قسمت تقسیم میکنم و کارهام رو توی قسمت های مربوطه مینویسیم .

    اوایل حتی توی مشخص کردن اولویت و فوریت دچار مشکل میشدم و بعد از انجام تعدادی از کارها میدیدم که کار مهمی جا مونده

    ولی با چند بار انجام دادن دستم اومد چجوری اولویت بندی کنم .

  10. سلام و عرض احترام

    واقعا از این مطلب لذت بردم چون گرچه در گذشته هم تا حدودی  درمورد ماتریس اهمیت و فوریت خوانده بودم اما  متمم جان کلام را در نوشتاری سهل و همه فهم بیان میکند و این عاملی برای تمایز آن هست. ممنونم

  11. فاطمه گفت: (عضو ویژه)

    من تا به حال از این روش استفاده نکردم ولی مشکلی که دارم اینه که اول هفته معمولا مود بالایی دارم و هدفگذاری می کنم تا به اهداف زیادی برسم که شاید اونقدر وقت ندارم و بعد در آخر هفته بهش نمی رسم همیشه چند کار هست که بهش نرسیدم و گاهی برای اینکه بتونم به اهدافم برسم دو کار رو با هم انجام می دم که به هیچ کدوم درست توجه نمی کنم و در نتیجه عزت نفسم پایین میاد. و دیگه اینکه در تشخیص اولویتها شاید زیاد وارد نیستم. کاش دوستان چند مثال بیشتر بنویسند.

  12. محمد روفرش‌باف گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    پیش‌گفتار: آنچه می‌نویسم جوابی برای تمرین نیست، اما ناگهانی به ذهنم آمد و برایم مهم به نظر رسید:

    احتمال می‌دهم کمال‌طلبی، بعضی از کارهای غیرمهم را در ذهن ما مهم جا بزند و بعضی از کارهای مهم و غیرفوری را در نظرمان مهم و فوری جلوه دهد. 

    حرکت کارها در ماتریس به سمت اهمیت و فوریت بیشتر و بالای ماتریس، استرس بیشتری را بر انسان کمال‌طلب تحمیل می‌کند؛ تَگ‌های قرمز رنگ فرد را متعدد می‌کند و شاید در دراز مدت میل به برنامه‌ریزی را هم در آدم کاهش دهد. وقتی آدم این همه کار مهم و (غیر) فوری دارد و به اکثرشان نمی‌رسد طبیعی است که ناامید شود و اشتیاقش برای برنامه‌ریزی کم شود. 

    مثال این کمال‌طلبی را در محمد شش هفت سال پیش می‌بینم؛ وقتی تلاش می‌کرد که در کنار کارهای مهم دیگر، آلمانی بخواند چون آنچه تا آن زمان می‌دانست، و بهتر بگویم خودش را، ناکامل می‌دید. از دید محمد کمال‌طلب، آلمانی خواندن هم مهم بود و هم فوری، در حالی که در آن موقع اصلاََ امکان ادامه‌ی تحصیل در آلمان برایش میسر نبود و خودش هم این را می‌دانست. در نتیجه، محمد غرق در استرس بود؛ استرس‌هایی که خودش با فشار آوردن بر خودش فراهم کرده بود. 

    اگر محمد شش هفت سال پیش، شاید فقط چند ساعت یا چند روز می‌نشست و فکر می‌کرد که این کمال‌طلبی از 《احساس کافی نبودن》 و 《احساس بی‌ارزشی》 می‌آید و به جای انجام بسیاری از کارها با هم و اشتباهاََ مهم و فوری تلقی کردن آن‌ها، روی بهبود عزت نفسش کار می‌کرد، شاید کمال‌طلبی‌اش کم می‌شد و بعد خیلی از کارها برایش از نیمه‌ی بالای ماتریس به پایین ریزش می‌کرد. آن وقت، محمد نیاز نداشت که آن همه کار کند و در عین حال، باز خودش را ملامت کند که آن‌قدری که دلش می‌خواست راندمانش بالا نبوده است چون به انجام همه‌ی آنچه می‌خواست نرسیده است. در عوض، کمی بیشتر از زندگی لذت می‌برد و رضایتش از زندگی بیشتر بود.

    خوشحالم که محمد امروز دارد از محمد آن روزها نه فقط از لحاظ زمانی، بلکه از نظر روحی-روانی نیز فاصله می‌گیرد. محمدی که کم‌کم دارد می‌فهمد که نمی‌تواند به همه‌ی آنچه دوست دارد (desirable) برسد، و این مسئله را قبول می‌کند، هرچند گاهی با درد. 

    الحمدلله. 

  13. در پاسخ به تمرین:

    سلام. با سپاس فراوان از توضیحات ارزشمندتان، بنده در زمینه اولویت‌بندی خیلی مشکل داشتم و همه‌چیز را برای خودم همواره در دسته مهم و فوری قرار می‌دادم و فکر می‌کردم تنبلی عامل نرسیدنم به خیلی از کارهایم هست حال‌ آنکه الآن متوجه شدم مشکل از بنده نبوده و لیست طویل کارها باعث سردرگمی و اهمال‌ در اکثر برنامه‌های ازپیش‌تعیین‌شده شده است؛ حال با توضیحات و مثال‌های شما مجاب شدم تغییری در مسیر اولویت‌بندی‌ام اعمال کنم، علی‌الخصوص تگ‌گذاشتن روی کارها در اپلیکیشن‌های مدیریت برنامه. ان‌شاءالله اگر توانستم به موفقیتی در این زمینه برسم، پیشنهاداتم را ارائه خواهم‌داد. مجددا سپاسگزارم. موفق باشید.

  14. محمدرضا ضامنی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۵ درس)

    سلام. 
    معمولا هر شب تو یک لیست واتساپی کارهای روز بعد رو برای کارکنان ارسال میکنم.اما به دلیل تغییرات ناگهانی سفارشات دائما مجبور به جابه جایی اولویت ها میشم که مشکلات زیادی رو برام به همراه داره
     

  15. مهدی جلالی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۸ درس)

    الان که فکرش رو می‌کنم، عمده‌ی کارهای مهم و فوری من در ارتباط با گوشی موبایل هستند. اگر من بخوام وقتم رو طرف کارهای مهم و غیرفوری کنم، یا باید روز تعطیل باشه که موبایلم زنگ نخوره، یا باید موبایل رو سایلنت یا خاموش کنم. وقتی از لپ‌تاپ استفاده می‌کنم، معمولا نرم‌افزار واتساپ دسکتاپ هم فعاله. نوتیفیکیشن‌های واتساپ هم معمولا بطور دائم برای من کارهای مهم و فوری، و حتی بعضا غیر مهم و فوری ایجاد می‌کنند. بنابراین، یک ساعتهای مشخصی در روز تصمیم گرفتم کلا موبایل رو بذارم کنار و به کارهای مهم و غیرفوری رسیدگی کنم. ضمن اینکه غیر فعال کردن call waiting هم به شدت از تعداد کارهای غیر مهم و غیر فوری کم کرده. 

  16. سلام
    نکته ای که بسیار مهمه و با هم اتاقیم همین الان در موردش حرف میزدیم اینه که درنظر داشته باشیم که فشار کارهای مهم و فوری جلوی پیشرفتمون رو نگیره، باید نهایت تلاشمون رو از نظر وظیفه و زمان بکنیم که حتما بتونیم بیشترین تایم رو برای کارهای مهم اما غیرفوری بذاریم وگرنه در بلندمدت تغییری در حالمون حاصل نمیشه!

  17. من فکر میکنم شکل کاملتر ماتریس آیزنهاور برای الویت بندی روش برنامه ریزی GTD باشه 

  18. بهترین جمله ای که میتوان به عنوان یک جمله کاربردی از آن استفاده کرد، همان جمله استیون کاوی است :
    "به جای این که ببینید چه کارهایی در برنامه هایتان وجود دارد و آن را اولویت بندی کنید، ببینید چه اولویت هایی در برنامه هایتان وجود دارد و آن ها را زمانبندی کنید"
    تشخیص اهم و غیر اهم، فوری و غیر فوری بودن اولویت ها در انجام کارها قطعا باعث ذخیره زمانی است اما آیا این قضیه بین شما و طرف دوم که گاها مخاطبین شما یا سیستمهای مرتبط با کار شما هستند هم تابع این نظر هستند؟
    این چالشی است که فکر کنم اکثریت درگیر آن هستیم، من فکر میکنم این ماتریس و موضوعات اینچنین در مدیریت در سیستم های جزیره ای و بسته میتواند موثرتر باشد چراکه میتوان کلیه عوامل درون این اکوسیستم خاص را با آموزش و پایش به شکل هدفمند آشنا و مفهوم مدیریت زمان را نهادینه کردبه عنوان مثال جامعه کوچک خانواده، شرکت های خصوصی، در هر صورت مدیریت اولویت های کاری ( اهمیت و فوریت) و در کل مدیریت زمان در زندگی و در امور اجتماعی زندگی یکی از اهم کارهایی است که در اولویت نخست قرار دارد

  19. رحیم گفت:

    بنظرم قبل از تقسیم کارها به فرم چهارگانه، بهتر است ارزشها +اهداف(اولویت ها) بلندمدت و کوتاه مدت زندگی مان  بنویسم و رتبه بندی کنیم  زیرا سبب دسته بندی راحتتر کارها میشود .
    خودم کارها بکمک نرم افزار keep گوگل در ی برچسب با  چهار  پوشه و کارها براساس اهمیت به رنگهای مختلف   می‌نویسم 

  20. الان که این موضوع رو خوندم و با این دید به برنامه‌های قبلیم فکر کردم، می‌بینم مواقع زیادی نتونستم بین "کارهای مهم و فوری" و "کارهای مهمِ غیرفوری" به درستی اولویت‌بندی کنم و بعضا اکثر بازه‌ی زمانیم رو صرف مورد دوم کردم، و الان که سعی کردم اولویت‌هام رو به این شکل روی کاغذ بیارم، اولویت‌ها برام شفاف‌تر شد و قاعدتا برنامه‌ریزی منطقی‌تری هم به دنبال خواهد داشت.