ارزشهای شما در کار و زندگی چه هستند؟ (سلسله مراتب ارزشها)
پیشنیاز مطالعه درسِ ارزشها:
این درس، زیرمجموعه درس تصمیم گیری در متمم است.
اما به صورت مستقل هم میتوانید آن را مطالعه کنید و تمرین آن را انجام دهید.
از دوستان عزیز متممی انتظار میرود پس از مطالعه این درس:
- بتوانند مفهوم ارزش در تصمیم گیری را تعریف کنند.
- بتوانند تفاوت ارزش (ٰValue) و معیار (Criterion) را شرح دهند.
- به خاطر داشته باشند و باور کنند که شناخت ارزشها و شناخت سلسله مراتب ارزشها دو مقولهی کاملاً متفاوت هستند.
- فرصتی هر چند کوتاه را به مرور و ارزیابی ارزشهای خود در زندگی اختصاص دهند.

اگر بسیاری از ما در تصمیم گیریها و انتخابهای خود مردد میمانیم، الزاماً به این علت نیست که گزینهها را به خوبی نمیشناسیم.
ما در بسیاری از تصمیمهایمان، نه تنها گزینهها را به خوبی میدانیم و میشناسیم، بلکه تبعات و نتایج انتخاب هر گزینه را هم تا حد خوبی میدانیم و میتوانیم حدس بزنیم.
علت واقعی بسیاری از تردیدهای ما و ترسِ ما از تصمیم گیری این است که اولویتها و ارزشهای خودمان را آنچنان که باید نمیدانیم و نمیشناسیم.
به عنوان مثال، در مورد مهاجرت به این سوالها توجه کنید:
آیا آرامش برای من در اولویت است یا بودن در کنار خانواده؟
آیا رفاه برای من در اولویت قرار دارد یا کم بودن فشار کار؟
پیشرفت فردی برایم بیشتر اهمیت دارد یا ارتباطات گسترده اجتماعی؟
در این درس، تصمیم داریم به تمرینی ساده اما مهم در زمینهی بررسی سلسله مراتب ارزشها بپردازیم.
اما قبل از هر چیز باید مفهوم معیار و ارزش و سلسله مراتب معیارها و ارزشها را تعریف کنیم:
دسترسی کامل به درسهای تصمیم گیری و حل مسئله برای اعضای ویژه متمم امکانپذیر است. با فعال کردن اشتراک ویژه هم به این درسها و درسهای دیگر متمم دسترسی پیدا میکنید. درسهای زیر صرفاً چند نمونه هستند:
تفکر سیستمی | تفکر استراتژیک | مهارت یادگیری
دوره MBA | مشاوره مدیریت | کوچینگ
در متمم، بارها و بارها مجبور خواهیم شد فهرست ارزشها و معیارها را در حوزههای مختلف تهیه و تنظیم کنیم.
برنامه ریزی برای توسعه مهارتها، انتخاب بین کارآفرینی یا ارزش آفرینی در کسب و کار دیگران، استعدادیابی و طراحی و توسعه برند شخصی فقط نمونههایی از تصمیمهای بزرگ و تاثیرگذاری هستند که ما را به تهیه و تنظیم فهرست ارزشها وادار میکنند.
تمرین درس سلسله مراتب ارزشها
آخرین باری که در انتخاب بین دو ارزش (که هر دو برایتان مطلوب است) با تعارض مواجه شدید و مجبور شدید یکی را به خاطر دیگری رها کنید چه زمانی بود؟
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت تصمیم گیری درست در مدیریت و زندگی
- تصمیم گیری چیست؟ | تعریف تصمیم گیری + چند مثال از تصمیم گیری
- انواع تصمیم گیری در مدیریت و زندگی
- فایل صوتی درباره تصمیم گیری
- تصمیم گیری درست الزاماً به نتیجه مطلوب منتهی نمیشود
- تصمیم خوب و تصمیم بد
- پشیمانی در تصمیم گیری: کارآفرینی انتخاب من نبود
- تفاوت تصمیم گیری و تصمیم سازی
- هشت خرده مهارت برای تصمیم گیری بهتر و حل مسئله
- دانلود کتاب صوتی دشواری انتخاب (تناقض انتخاب) | بری شوارتز
- مرور سرفصل های درس تصمیم گیری در دانشگاهها
- تاریخچه نظریه های تصمیم گیری در مدیریت
- فوبیای تصمیم گیری | ریشه تردید در تصمیم گیری
- تصمیم های سخت زندگی و درد راههای نرفته
- روش های تصمیم گیری | آشنایی با سیستم یک و دو در فرایند تصمیم گیری
- ارزشهای شما در کار و زندگی چه هستند؟ (سلسله مراتب ارزشها)
- پرسشنامه ارزشهای شخصی
- اخلاق هوش مصنوعی | مسئله تراموا
- تکنیک های تصمیم گیری | استفاده از گروه مشاوران فرضی
- تکنیک های تصمیم گیری | ثبت و مرور تصمیمها
- در دفاع از پرتاب کردن سکه!
- خطاهای شناختی یا خطاهای ذهنی | معرفی انواع خطاهای شناختی
- تعریف سوگیری چیست؟ انواع سوگیری کدام است؟
- تشخیص بهتر سوگیری های ذهنی
- هیوریستیک و مغز خطاساز | میان برهای ذهنی
- برخورد گزینشی با اطلاعات و خطای تایید خود
- خطای تمرکز بر آخرین اطلاعات
- ترس از دست دادن و دام حفظ وضعیت موجود
- اثر لنگر انداختن چیست؟ چگونه میتوان این سوگیری شناختی را کاهش داد؟
- سوگیری خوش بینی | وقتی احتمالات واقعی را فراموش میکنیم
- اثر پلتزمن | کمربند ایمنی بهتر است یا میخ؟
- جاشوا بل و ویولن نوازی در ایستگاه مترو | مرور یک داستان آشنا
- تعارض شناختی (ناهماهنگی شناختی)
- کتاب کی بود کی بود؟ | وقتی خودمان را توجیه میکنیم
- خطای درک نادرست دامنه ارزیابی و مقیاس مسئله
- اعتماد به نفس بیش از حد
- استریوتایپ یا تفکر قالبی: معتقد به آن هستید یا قربانی آن؟
- خطای هاله ای یا اثر هاله ای چیست و چه اثراتی ایجاد میکند؟
- کدام توالت را انتخاب کنم؟ | دن اریلی
- سوگیری هنگام قضاوت درباره قهرمانان
- مجموعه کلیپ تصویری سمینار تصمیم گیری و انتخاب
- آنچه در میان سر و صداها گم میشود
- باید پای خودت گیر باشد! – مطلب تکمیلی تصمیم گیری
- چند نکته درباره تصمیم گیری برای کسب و کار
- سوالهای مصاحبه شغلی | سنجش توانایی تصمیم گیری
- پروژه پایانی درس تصمیم گیری
- کتاب تفکر سریع و کند | کتاب دنیل کانمن درباره تصمیم گیری و قضاوت | مقایسه ترجمهها
- معرفی کتاب انتخابها، ارزشها و چارچوبها (دنیل کانمن)
- معرفی دنیل کانمن | برخی از کتابهای دنیل کانمن
- هربرت سایمون (زندگینامه و دستاوردها)
- هوارد رایفا – از بنیانگذاران دانش تصمیم گیری
- اتاق خبر | درس تصمیم گیری
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)
ثبتنام | اطلاعات بیشتر فهرست درسهای متمم
نویسندهی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی
چیزی که من در سالهای قبل به عنوان یک تعارض با اون مواجه شدم، شاید از نظر بسیاری از دوستان متممی، تعارض محسوب نشه. اما از نظر من و با توجه به سبک زندگی و ارزشهای من، یک تعارض جدی بوده:
رفاه مادی و موقعیت اجتماعی
قبلاً در درس تفکر سیستمی، دربارهی افق زمانی بحث شده. فکر میکنم اگر افق زمانی ما خیلی بلند باشه (مثلاً در حد بیست یا سی سال یا بیشتر) دو مورد فوق در تعارض جدی قرار نمیگیرند.
اما برای من در سالهای 85 تا 90، با توجه به گزینههایی که پیش روی من بود، در افق زمانی کوتاه مدت (کمتر از ده سال) این دو ارزش به نوعی متعارض بودند.
در آن مقطع زمانی، من دو مسیر مختلف رو پیش روی خودم میدیدم:
مسیر اول: فعالیت تجاری و اقتصادی و صنعتی در ادامهی تمام سالهای قبل. درآمد خیلی خوب. هر روز و هر هفته مسافرت به کشورهای مختلف و تجربهی محیطهای متفاوت. قراردادهای مختلف. فروش. پاداش. درآمد. ماشین بهتر. خانهی بزرگتر و ...
مسیر دوم: ورود به حوزهی یادگیری و آموزش و مطالعه و مجهز کردن تجربیات قبلیام به دانش تئوریک و ساختار یافته برای اینکه بتوانم در جامعه (به طور عام) به جای یک کارآفرین یا مدیر یا صنعتگر موفق، به عنوان یک دانشجو و فرد اهل مطالعه در حوزهی مدیریت شناخته بشوم و در جامعهی مدیران کسب و کار هم (به طور خاص) به عنوان فردی با دانش آکادمیک و تجربهی اجرایی شناخته بشم. چون دیدهام و میدانم که در جمع مدیران و کارآفرینان، افراد آکادمیک دانشگاهی در حوزهی مدیریت، کسانی در نظر گرفته میشوند که به دلیل عدم توانایی به کار گیری دانستهها، به آموزش آنها مشغول شدهاند و من نمیخواستهام در آن موقعیت باشم.
کسی که از بیرون به این دو گزینه نگاه میکند، ممکن است فکر کند که میشود آنها را با هم داشت. روزها کار کنیم. شبها مطالعه! یا جلسات کاری را برگزار کنیم و قراردادها را هم ببندیم و عصرها هم در دورههای آموزشی مدیریتی ثبت نام کنیم!
اما تجربه به من نشان داد که موفقیت در کار - اگر بخواهم جزو موفقترینها باشم - مستلزم روزانه شانزده تا بیست ساعت کار حرفهای و تخصصی است و داشتن دانش آکادمیک مدیریت هم، به معنای چند سال مطالعه ی پیوسته روزانه (حداقل 10 تا 12 ساعت) است.
یکی از دوستانم در آن سالها به من گفت: قورباغهها میتوانند با کمی تلاش و تمرین، هر اندازه که میخواهند دورتر بپرند. اما هرگز نمیتوانند در یک مرحله، در دو جهت بپرند!
امروز معتقدم که واقعاً توصیهی ارزشمندی بوده و بعد از چند سالی که از درآمد زیاد و رفاه مادی جدی فاصله گرفتم و حتی سختیها و بحرانهای مالی را تحمل کردم و سبک زندگی قبلی را به فراموشی سپردم، اکنون حدود یک سال است که دوباره در حال جهیدن در مسیر دوم هستم!