Menu


ارزش‌های شما در کار و زندگی چه هستند؟ (سلسله مراتب ارزشها)


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۰۴۲۴

پیش‌نیاز مطالعه درسِ ارزش‌ها:

این درس، زیرمجموعه درس تصمیم گیری در متمم است.

اما به صورت مستقل هم می‌توانید آن را مطالعه کنید و تمرین آن را انجام دهید.

از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:

  • بتوانند مفهوم ارزش در تصمیم گیری را تعریف کنند.
  • بتوانند تفاوت ارزش (ٰValue) و معیار (Criterion) را شرح دهند.
  • به خاطر داشته باشند و باور کنند که شناخت ارزش‌ها و شناخت سلسله مراتب ارزش‌ها دو مقوله‌ی کاملاً متفاوت هستند.
  • فرصتی هر چند کوتاه را به مرور و ارزیابی ارزش‌های خود در زندگی اختصاص دهند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
تصمیم گیری و سلسله مراتب ارزشها

اگر بسیاری از ما در تصمیم گیری‌ها و انتخاب‌های خود مردد می‌مانیم، الزاماً به این علت نیست که گزینه‌ها را به خوبی نمی‌شناسیم.

ما در بسیاری از تصمیم‌هایمان، نه تنها گزینه‌ها را به خوبی می‌دانیم و می‌شناسیم، بلکه تبعات و نتایج انتخاب هر گزینه را هم تا حد خوبی می‌دانیم و می‌توانیم حدس بزنیم.

 علت واقعی بسیاری از تردیدهای ما و ترسِ ما از تصمیم گیری این است که اولویت‌ها و ارزش‌های خودمان را آنچنان که باید نمی‌دانیم و نمی‌شناسیم. 

نقش سلسله مراتب ارزشها در تصمیم گیری

به عنوان مثال، در مورد مهاجرت به این سوال‌ها توجه کنید:

 آیا آرامش برای من در اولویت است یا بودن در کنار خانواده؟

 آیا رفاه برای من در اولویت قرار دارد یا کم بودن فشار کار؟

 پیشرفت فردی برایم بیشتر اهمیت دارد یا ارتباطات گسترده اجتماعی؟

در این درس، تصمیم داریم به تمرینی ساده اما مهم در زمینه‌ی بررسی سلسله مراتب ارزش‌ها بپردازیم.

اما قبل از هر چیز باید مفهوم معیار و ارزش و سلسله مراتب معیارها و ارزش‌ها را تعریف کنیم:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

در متمم، بارها و بارها مجبور خواهیم شد فهرست ارزش‌ها و معیارها را در حوزه‌های مختلف تهیه و تنظیم کنیم.

برنامه ریزی برای توسعه مهارتها،‌ انتخاب بین کارآفرینی یا ارزش آفرینی در کسب و کار دیگران، استعدادیابی و طراحی و توسعه برند شخصی، تنها نمونه‌هایی از تصمیمهای بزرگ و تاثیرگذاری هستند که ما را به تهیه و تنظیم فهرست ارزش‌ها وادار می‌کنند.

تمرین درس سلسله مراتب ارزشها:

آخرین باری که در انتخاب بین دو ارزش (که هر دو برایتان مطلوب است) با تعارض مواجه شدید و مجبور شدید یکی را به خاطر دیگری رها کنید چه زمانی بود؟

در صورت تمایل، خوشحال می‌شویم اگر آن را اینجا برای دوستان خود هم بگویید.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

356 نکته برای ارزش‌های شما در کار و زندگی چه هستند؟ (سلسله مراتب ارزشها)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    چیزی که من در سالهای قبل به عنوان یک تعارض با اون مواجه شدم، شاید از نظر بسیاری از دوستان متممی، تعارض محسوب نشه. اما از نظر من و با توجه به سبک زندگی و ارزش‌های من، یک تعارض جدی بوده:

    رفاه مادی و موقعیت اجتماعی

    قبلاً در درس تفکر سیستمی، درباره‌ی افق زمانی بحث شده. فکر می‌کنم اگر افق زمانی ما خیلی بلند باشه (مثلاً‌ در حد بیست یا سی سال یا بیشتر) دو مورد فوق در تعارض جدی قرار نمی‌گیرند.

    اما برای من در سالهای 85 تا 90، با توجه به گزینه‌هایی که پیش روی من بود، در افق زمانی کوتاه مدت (کمتر از ده سال) این دو ارزش به نوعی متعارض بودند.

    در آن مقطع زمانی، من دو مسیر مختلف رو پیش روی خودم می‌دیدم:

    مسیر اول: فعالیت تجاری و اقتصادی و صنعتی در ادامه‌ی تمام سالهای قبل. درآمد خیلی خوب. هر روز و هر هفته مسافرت به کشورهای مختلف و تجربه‌ی محیط‌های متفاوت. قراردادهای مختلف. فروش. پاداش. درآمد. ماشین بهتر. خانه‌ی بزرگتر و ...

    مسیر دوم: ورود به حوزه‌ی یادگیری و آموزش و مطالعه و مجهز کردن تجربیات قبلی‌ام به دانش تئوریک و ساختار یافته برای اینکه بتوانم در جامعه (به طور عام)‌ به جای یک کارآفرین یا مدیر یا صنعت‌گر موفق، به عنوان یک دانشجو و فرد اهل مطالعه در حوزه‌ی مدیریت شناخته بشوم و در جامعه‌ی مدیران کسب و کار هم (به طور خاص) به عنوان فردی با دانش آکادمیک و تجربه‌ی اجرایی شناخته بشم. چون دیده‌ام و می‌دانم که در جمع مدیران و کارآفرینان، افراد آکادمیک دانشگاهی در حوزه‌ی مدیریت، کسانی در نظر گرفته می‌شوند که به دلیل عدم توانایی به کار گیری دانسته‌ها، به آموزش آنها مشغول شده‌اند و من نمی‌خواسته‌ام در آن موقعیت باشم.

     

    کسی که از بیرون به این دو گزینه نگاه می‌کند، ممکن است فکر کند که می‌شود آنها را با هم داشت. روزها کار کنیم. شبها مطالعه! یا جلسات کاری را برگزار کنیم و قراردادها را هم ببندیم و عصر‌ها هم در دوره‌های آموزشی مدیریتی ثبت نام کنیم!

    اما تجربه به من نشان داد که موفقیت در کار - اگر بخواهم جزو موفق‌ترین‌ها باشم - مستلزم روزانه شانزده تا بیست ساعت کار حرفه‌ای و تخصصی است و داشتن دانش آکادمیک مدیریت هم، به معنای چند سال مطالعه ‌ی پیوسته روزانه (حداقل 10 تا 12 ساعت)‌ است.

    یکی از دوستانم در آن سالها به من گفت: قورباغه‌ها می‌توانند با کمی تلاش و تمرین، هر اندازه که می‌خواهند دورتر بپرند. اما هرگز نمی‌توانند در یک مرحله، در دو جهت بپرند!

    امروز معتقدم که واقعاً توصیه‌ی ارزشمندی بوده و بعد از چند سالی که از درآمد زیاد و رفاه مادی جدی فاصله گرفتم و حتی سختی‌ها و بحران‌های مالی را تحمل کردم و سبک زندگی قبلی را به فراموشی سپردم، اکنون حدود یک سال است که دوباره در حال جهیدن در مسیر دوم هستم!

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .