Menu


تعریف کارایی، تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی


تعریف کارایی تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی

کمتر واژه‌هایی را می‌توان یافت که به اندازه‌ی کارایی و اثربخشی در میان مدیران و در جلسات مدیریتی رایج باشند. تفاوت کارایی و اثربخشی نیز عموماً چیزی است که در نخستین ساعت‌های آموزش مدیریت، به هر یک از ما می‌آموزند.

اما با توجه به کاربرد گسترده‌ی این دو مفهوم، و اینکه حتی خیلی وقت‌ها عادت کرده‌ایم برای ایجاد وزن و ساختن قافیه در جملات خود، این دو کلمه را کنار هم به کار ببریم، به صورت خیلی کوتاه تعریف کارایی و تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی را مرور می‌کنیم.

تعریف کارایی (Efficiency)

کارایی با توجه به میزان منابع استفاده شده توسط من در فعالیت فعلی سنجیده می‌شود. افرایش کارایی (که گاهی در ادبیات مهندسی به آن راندمان هم گفته می‌شود) به معنای کاهش اتلاف منابع در انجام یک فعالیت است.

مثال:

  • یکی از تبعات کم خوابی، کاهش کارایی است.
  • با قطع کردن صدای موبایل، کارایی ما در مطالعه یک متن افزایش می‌یابد.
  • با انجام سرویس و نگهداری به موقع، کارایی ماشین آلات افزایش می‌یابد.
  • کارایی سارا در بازاریابی تلفنی، بیشتر از لیلا است. لیلا در هر ساعت با بیست مشتری و سارا با سی مشتری تماس می‌گیرد.

هنگامی که از کارایی حرف می‌زنیم، حتی اگر کاری را اشتباه انجام می‌دهیم، قرار نیست آن را اصلاح کنیم. فقط قرار است کاری را که انجام می‌دهیم، سریع‌تر و با اتلاف منابع کمتر انجام دهیم.

تعریف اثربخشی (Effectiveness)

 اثربخشی با توجه به میزان همسو بودن فعالیت فعلی با هدف من سنجیده می‌شود. افزایش اثربخشی به این معناست که فعالیتهای من، بیش از گذشته با هدف‌های من همسو است.

مثال:

  • استفاده از فضای تبلیغاتی در فرودگاه‌ها برای تبلیغ مواد غذایی، از اثربخشی بالایی برخوردار نیست.
  • اگر فرض کنیم هدف از دوره های آموزشی مدیریتی، پرورش مدیران توانمند است، این دوره‌ها چندان اثربخش نبوده‌اند.
  • دغدغه‌ی اول استراتژی، اثربخشی است. حوزه‌ی مدیریت عملیات، به افزایش کارایی می‌پردازد.
  • اثربخشی لیلا بیشتر از سارا است. چون سارا از هر ده تماس، می‌تواند به سه نفر محصول بفروشد. اما لیلا از هر ده تماس، به پنج نفر محصول می‌فروشد.

بیت معروف سعدی در گلستان، که همه آن را شنیده‌ایم، از بین دو مفهوم فوق، به مفهوم اثربخشی نزدیک‌تر است:

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی        کین ره که تو می‌روی به ترکستان است

تا زمانی که در زندگی، در محیط کار و در یک دپارتمان سازمانی، هدف‌ها تعریف نشده باشند، نمی‌توان در مورد اثربخشی و بهبود آن اظهار نظر کرد. چون نقطه‌ی مرجع سنجش اثربخشی، هدف‌ها هستند.

تفاوت کارایی و اثربخشی

با توجه به تعاریف فوق، صحبت کردن از تفاوت کارایی و اثربخشی چندان منطقی نیست.

چون این دو مفهوم اساساً از یک جنس نیستند.

با این حال، دو نکته در این حوزه، معمولاً مورد توجه نویسندگان حوزه مدیریت قرار می‌گیرد:

نکته اول اینکه عموماً کارایی به صورت عددی قابل سنجش یا ارزیابی (یا لااقل قابل تصور) است.

اما اثربخشی مفهومی کیفی است و به سادگی نمی‌توان آن را به عدد تبدیل کرد.

نکته دوم اینکه معمولاً در تعریف بهره وری (Productivity) می‌گویند بهره وری، حاصلجمع کارایی و اثربخشی است.

قاعدتاً این دو پارامتر از یک جنس نیستند و با چنین تعریفی، بهره وری بیشتر شبیه جمع کردن وزن و قد یک نفر و اعلام آنها به عنوان یک #شاخص است!

اما به هر حال، می‌توان مفهوم کلی بهره وری را بر اساس همین تعریف نادرست درک کرد. زمانی که از افزایش بهره وری سخن می‌گوییم، در تلاش هستیم که هم در حوزه کارایی و هم در حوزه اثربخشی، بهبودهایی را ایجاد کنیم.

دوست عزیز.

کسانی که به عضویت متمم در می‌آیند، به درس‌هایی مانند تفکر سیستمی، استراتژی، استراتژی محتوا، مدیریت منابع انسانی، اصول و فنون مذاکره، #شبکه های اجتماعی، شخصیت شناسی، معرفی و مرور کتابها، مدیریت زمان، استعدادیابی و یادگیری زبان انگلیسی نیز دسترسی خواهند داشت.

پیشنهاد می‌کنیم چند دقیقه فرصت بگذارید و شرایط و نحوه‌ی عضویت در متمم را مرور کنید:

 
 

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

66 نکته برای تعریف کارایی، تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    امیر عزیز.

    شاید پاسخ من برای بعضی از دوستان، کمی عجیب یا کمی غیرقابل پذیرش باشه.

    اما من، سعی می‌کنم برای رییسم توضیح بدم که محل پیشنهادی او برای گلدان مناسب نیست، اما اگر نتوانستم او را متقاعد کنم، حتماً گلدان را با رضایت و خوشحالی در جایی که او پیشنهاد می‌کند قرار می‌دهم و به دیگران هم توصیه می‌کنم که همین کار را انجام بدهند.

    برای این کار چند توضیح دارم:

    توضیح پایه اینکه: سازمان، با ساختار شکل می‌گیرد و اگر قرار باشد من به ساختار احترام نگذارم، فلسفه‌ی سازمان زیر سوال رفته است.

    توضیح اول اینکه - او مدیر است و مسئول است. او باید برای نتیجه پاسخ گو باشد. او در موقعیت بالاتر از من است و به هر دلیل، امروز در آنجا قرار گرفته و راهبری این کشتی (یا بخشی از این کشتی) با اوست.

    توضیح دوم اینکه - ممکن است او چیزهایی را ببیند که من نمی‌بینم و ملاحظاتی داشته باشد که من نمی‌دانم یا نمی‌خواهد من بدانم.

    توضیح سوم اینکه - او الان همه‌ی حرفها و استدلال‌های من را شنیده و نظرش را تغییر نداده. پس یا "منطق من را کلاً متوجه نمی‌شود" که اگر این مسئله تکرار شود، من نباید در این سازمان بمانم و یا اینکه "منطق من را می‌فهمد و منطق دیگری دارد" که اگر چنین باشد، منطق او در ارجحیت است.

    توضیح چهارم اینکه - سالها پیش از دوستان انگلیسی خودم در محیط کار، درس بزرگی یاد گرفتم. آنها می‌گفتند اگر قانونی تصویب شود و نادرست هم باشد، ما با تمام وجود شکل نادرست قانون را انجام می‌دهیم.

    چون "اجتهاد شخصی در اجرای قانون" شکلی از هرج و مرج است.

    ضمن اینکه موجب افزایش عمر قانون نادرست می‌شود.

    وقتی قانون نادرست را با دقت انجام می‌دهی، نتایج و دشواری‌ها و سختی‌هایش دیده می‌شود و دیر یا زود، قانون اصلاح خواهد شد.

    وقتی قانون نادرست وجود دارد. اما هر کسی به شکلی از زیر آن فرار می‌کند یا به شکل دیگری انجام می‌دهد، قانون نادرست، "هم وجود دارد و هم وجود ندارد". بنابراین، همیشه عده‌ای خواهیم داشت که کار درست انجام می‌دهند و قانون شکنی می‌کنند و عده‌ای که مطابق قانون رفتار می‌کنند و کار غلط را انجام می‌دهند.

    البته ممکن است بگویی که من سازمان یا سیستمی را می‌شناسم که با قانون غاط همیشه کار کرده و مشکلی نداشته.

    در اینجا باید ببینیم که منظورمان از قانون غلط چیست. شاید آن ارگانیسم (مثلاً آن سازمان) در آن اکوسیستم (مثلاً آن اقتصاد) شیوه‌ی درستی را برای بقا پیدا کرده است که هنوز هم، با قانونی که من فکر می‌کنم غلط است، ادامه می‌دهد و مشکلی هم ندارد.

    در اینجا، اگر من آب و هوای آن اکوسیستم را نمی‌پسندم، می‌توانم به اکوسیستم دیگری نقل مکان کنم

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .