Menu


استراتژی برای کسب و کارهای کوچک به چه معناست؟


استراتژی برای کسب و کارهای کوچک

می‌دانیم که در بسیاری از کشورها از جمله کشور ما، بخش قابل‌توجهی از اقتصاد در اختیار کسب و کارهای کوچک است. کسب و کارهایی که معمولاً مدیریت و مالکیت آن‌ها در یک نفر جمع شده و با تعداد کمی کارگر یا کارمند اداره می‌‌شوند.

این در حالی است که بخش قابل‌توجهی از دانش استراتژی و مدیریت استراتژیک برای چنین کسب‌ و کارهایی شکل نگرفته است. بسیاری از آن‌چه ما امروزه به عنوان استراتژی می‌شناسیم، در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ میلادی در آمریکا شکل گرفته و گروه هدف آن، شرکت‌های بسیار بزرگ و کسب و کارهای غول‌پیکری مانند جنرال موتورز، دو پون و جنرال الکتریک بوده است (+).

طبیعی است این سوال برای ما پیش بیاید که آیا آن حرف‌ها و نظریه‌ها، برای کسب و کار کوچک هم معنا دارد؟

آیا می‌توانیم برای یک کسب و کار کوچک هم از پنج نیروی پورتر حرف بزنیم؟ آیا ابزاری مثل ماتریس BCG برای چنین کسب و کارهایی که غالباً تک‌محصولی هستند معنا دارد؟ اساساً آیا می‌توان فرایند رسمی برنامه ریزی استراتژیک را برای چنین کسب و کارهایی اجرا کرد؟

معمولاً بخشی از کتاب‌های استراتژی به چنین سوالی اختصاص داده می‌شود. اما در سال‌های اخیر، کتاب‌هایی هم اختصاصاً برای مدیریت کسب و کارهای کوچک نوشته شده‌اند و چنین سوال‌ها و دغدغه‌هایی را با دقت و کیفیت بیشتر پاسخ داده‌اند.

تیم مازارول (Tim Mazzarol) یکی از این نویسندگان است که در دهه‌ی اخیر، مقاله‌ها و کتاب‌هایی را حول این موضوع تألیف کرده است (+/+).

مازارول در پاسخ به این سوال، معتقد است که بعضی المان‌ها و اجزای برنامه‌ریزی استراتژیک، برای کسب و کارهای کوچک هم مصداق دارد. او به طور خاص، به المان‌های جهت‌دهی استراتژیک اشاره می‌کند. یعنی:

به عبارتی می‌توان گفت از دیدگاه مازارول، حتی اگر شما کسب و کاری یک نفره هم داشته باشید یا به صورت فریلنسر کار کنید، هم‌چنان لازم است چشم‌انداز مشخصی برای خود تعریف کنید و مأموریت خود را بدانید و ارزش‌های خود را بشناسید.

او هم‌چنین به مدل کسب و کار هم توجه دارد و تأکید می‌کند که هر چقدر هم کوچک باشید، هنوز تعریف و تدوین مدل کسب و کار می‌تواند برای شما مفید باشد.

مازارول در کنار این نکات، به سراغ یک موضوع کلیدی دیگر هم می‌رود که می‌خواهیم در این درس به آن بپردازیم.

او توضیح می‌دهد که در کسب و کار کوچک، استراتژی کسب و کار را می‌توان تا حد زیادی انعکاسِ دیدگاه‌های صاحب کسب و کار دانست و اگر از استراتژی حرف می‌زنیم، باید به انتخاب‌های استراتژیک صاحب کسب و کار هم توجه داشته باشیم.

یکی از انتخاب‌های استراتژیک که مدیر / مالک کسب و کار با آن سر و کار دارد این است که من از کسب و کارم چه می‌خواهم و چه آینده‌ای را برای آن متصور هستم؟

پاسخی که به این سوال داده می‌شود،‌ روی بسیاری از جنبه‌های استراتژیک کسب و کار تأثیر می‌گذارد:

استراتژی برای کسب و کارهای کوچک

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های استراتژی و تفکر استراتژیک برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این درس‌ها، به درس‌های متنوع دیگری نیز دسترسی خواهید داشت که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  مدل ذهنی  |  تفکر سیستمی

  تفکر استراتژیک  |  تصمیم گیری

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    مهسا محمدی ، مهدی جلالی ، نوید نیکوکلام ، رضا شادامروز ، علی رسولی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری استراتژی کسب و کار به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه استراتژی کسب و کار

قوانین کامنت گذاری در متمم

6 نکته برای استراتژی برای کسب و کارهای کوچک به چه معناست؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : مریم رئیسی

    یکی از شیرینی‌های خوندن درس‌های مدیریت برای من، وقتی هست که می‌بینم تصمیم‌هایی که توی کارم بر اساس تجربه و شهود یا اهداف میان‌مدت و بلند‌مدتم می‌گیرم، در دنیای مدیریت و کسب و کار تعریف مشخص داره و در موردش کتاب و مقاله نوشته شده.

    برای همین به نظرم آموزش و یادگیری و خوندن مقاله، وقتی که تجربه‌ی کاری هم داشته باشی خیلی مفیدتر و لذت‌بخش تره؛ و به شفافیت ذهن و اتخاذ تصمیماتِ درست‌تر کمک می‌کنه.

    من سالِ پیش دو تصمیم بزرگ و مهم برای مغازه‌ام گرفتم، که یکیش جابجایی و رفتن به یک پاساژ بهتر بود.

    هدفم هم از این اقدامات این بود که چون، در این مقطع، استراتژی تمرکز بر خروج رو انتخاب کردم، موقعیت بهتر و مناسب‌تری برای مغازه ایجاد کنم.

    البته همونطور که در بالا اشاره کردم، قبلاً اسم و تعریف دقیقش رو نمی‌دونستم؛

    و الان با خوندن این درس متوجه شدم که به این دلیل که از پارسال تصمیم گرفتم مغازه رو یا بفروشم یا کلاً مدیریتش رو به شخص دیگری واگذار کنم، کارهایی که انجام دادم و تصمیماتی که گرفتم در جهت همین استراتژی بوده.

    همونطور که در درس هم بیان شد، از همون ابتدای راه اندازی فروشگاه، این استراتژی رو انتخاب نکرده بودم، بلکه استراتژی اولیه من Lifestyle بود؛

    ولی الان و پس از چندسال، و بررسی موقعیت‌های مختلف تصمیم به تغییر استراتژی و انتخاب استراتژی خروج گرفتم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .