Menu

ثبت نام مالی در گردهمایی توسعه مهارتهای فردی متممی ها

گردهمایی توسعه مهارتهای فردی، یک برنامه یک روزه‌ی اجتماعی - آموزشی از زیرمجموعه‌های برنامه آموزشی گروه متمم است که با هدف آشنایی بیشتر دوستان متممی با یکدیگر و نیز تبادل دانسته‌ها و آموخته‌هایشان، در بیست و ششم مرداد ماه سال جاری برگزار می‌شود.



مدل ذهنی و کاربرد مدل ذهنی در مدیریت (نقشه راه درس)


مدل ذهنی و آشنایی با کاربرد مفهوم مدل ذهنی در مدیریت

مدل، مدلسازی و مدل ذهنی مفاهیمی است که درک دانش مدیریت بدون درک عمیق و مناسب آنها امکان‌پذیر نیست.

کسی که درس‌های دوره MBA‌ متمم را می‌خواند، ممکن است مطالعه‌ی هر یک از درس‌ها را بنا به علاقه یا سلیقه‌ی خود کنار بگذارد و یا در اولویت‌های بعدی خود قرار دهد.

اما برای متمم، تصور اینکه فردی احساس کند با دانش مدیریت آشناست اما با دو موضوع تفکر سیستمی و مدل ذهنی آشنایی عمیق ندارد، امکان‌پذیر نیست.

هدف از ارائه‌ی درس مدل ذهنی و کاربرد مفهوم مدل ذهنی در مدیریت چه بوده است؟

نمی‌توان از مدیریت و رفتار مدیران حرف زد و از مدل‌ ذهنی مدیران حرف نزد.

حرف‌های ما، تحلیل‌های ما، تفسیر‌های ما و همه‌ی آنچه که می‌گوییم و می‌شنویم تابع مدل ذهنی ماست.

آشنایی با مدل ذهنی مدیران موفق، نگاه ما به بحران ها را تغییر میدهد

می‌توان گفت مدلهای ذهنی، عینک‌هایی هستند که ما به چشم می‌زنیم و از طریق آنها دنیا را می‌بینیم.

آنچه تفاوت‌های ما را می‌سازد، قبل از تفاوت دانش و استعداد، تفاوت نگرش و مدلسازی هایی است که ما از دانش و تجربه‌های قبلی خود و از شنیده‌ها ودیده‌های دیگران انجام می‌دهیم.

به همین علت، متمم بر این باور است که:

یادگیری مدیریت و سایر حوزه‌های علوم انسانی،
از آشنایی با مفهوم مدل، مدلسازی و مدل ذهنی آغاز می‌شود.

متمم، مطالعه‌ی درس مدل های ذهنی را به چه کسانی توصیه می‌کند؟

با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، حدس زدن پاسخ این سوال، سخت نیست.

متمم پیشنهاد می‌کند هر کسی که قصد دارد مجموعه درس‌های مرتبط با مدیریت و کسب و کار را به صورت منظم و ساختاریافته بخواند، حتماً مطالعه‌ی درس مدل ذهنی را در اولویت قرار دهد.

آیا مطالعه‌ی درس مدلهای ذهنی، پیش نیاز خاصی دارد؟

بین سه درس ارزش آفرینی، تفکر سیستمی و مدلهای ذهنی، اولویت قطعی وجود ندارد.

هر سه درس، در گروه درس‌های مقدماتی دوره MBA‌ متمم هستند.

اما با توجه به اینکه مفاهیم مطرح شده در درس مدلهای ذهنی کمی دشوارتر و جدی‌تر است، شاید مطالعه‌ی آن بعد از درس‌های تفکر سیستمی و ارزش آفرینی، مناسب‌تر باشد.

روش پیشنهادی متمم برای مطالعه‌ی درس مدل ذهنی چیست؟

در صورتی که قصد دارید این درس را به صورت کامل و دقیق مطالعه نموده و درک کنید، پیشنهاد متمم این است که گام‌های زیر را به ترتیب طی نمایید.

گام اول – گوش دادن به فایل صوتی مدل ذهنی

در یک فایل صوتی بیست و پنج دقیقه‌ای، توضیحاتی ساده اما مهم درباره‌ی درس مدل ذهنی ارائه شده است.

پیشنهاد ما این است که حتماً مطالعه‌ی درس مدل ذهنی را با دانلود کردن و گوش دادن این فایل آغاز کنید.

گام دوم – آشنایی با مفهوم مدلسازی

مدل ذهنی، همان‌طور که از نامش پیداست یکی از انواع مدل‌ها است.

واقعیت این است که قسمت عمده‌ی آنچه برای درک مفهوم مدلهای ذهنی لازم داریم، در درس درباره مدل و مدلسازی مطرح شده است.

به عبارت دیگر، همه‌ی درس‌های دیگری که تحت عنوان مدل‌های ذهنی مطرح شده‌اند، به نوعی شرح و بسط و توضیح مفاهیم مطرح شده در این درس هستند.

اگر تک تک کلمات این درس برای شما واضح باشد، می‌توانید فرض کنید که با مفهوم مدل و مدلسازی در حدی که برای درس‌های آتی مدیریتی متمم مورد نیاز است، آشنا هستید.

مصاحبه‌ای که با مدیر مرکز بیت‌ها و اتم‌های دانشگاه MIT انجام شده نیز، شکل دیگری از همان بحث مدل و مدلسازی است و می‌تواند به درک بهتر آن درس کمک کند.

پیشنهاد می‌کنیم حتماً تمرین درس درباره‌ی مدل و مدلسازی را انجام دهید و مروری هم به تمرین‌های دوستان‌تان داشته باشید.

 درس مدل ذهنی می‌خواهد به ما بیاموزد که بسیاری از دانسته‌ها و برداشت‌های ما در مورد محیط و دنیای اطرافمان، در مورد زندگی و کسب و کارمان و همینطور، برداشت‌ها و نظریه‌های دانشمندان و بزرگان مدیریت، چیزی فراتر از یک مدل نیست. 

با خواندن نظرات دوستانمان، بیش از پیش متوجه می‌شویم که ما در فهم دنیای اطراف خود، چقدر با یکدیگر تفاوت داریم. درک و پذیرش این تفاوت، اساس درس مدلهای ذهنی را تشکیل می‌دهد.

گام سوم – کدام مدل‌ها مفید هستند؟

در ساده‌ترین نظریه های مدیریتی هم، انبوهی از مدل‌ها را می‌بینید.

بعضی مدل‌ها حاصل سالها تحقیق هستند. برخی مدل‌ها، حاصل رویاپردازی‌های نظریه پردازان هستند.

بعضی مدل‌ها به وسیله‌ی ترکیب چند مدل دیگر به وجود آمده‌اند.

بعضی مدل‌ها وسیله‌ای برای انتشار یک یا چند مقاله و کسب عناوین دانشگاهی بوده‌اند.

پس مهم است که همیشه از خودمان بپرسیم: کدام مدل‌ها مفید هستند؟

شاید حتی سوال بهتر این باشد که: برای کار من، برای زندگی من، برای محصولاتی که من عرضه می‌کنم، برای سازمانی که من در آن فعالیت می‌کنم، کدام مدل مفید است؟

مدل پورتر خوب است. اما آیا برای خدمات هم به اندازه‌ی کالا، مفید است؟

تحلیل رفتار متقابل، مدلی ساده و جذاب است. اما برای تحلیل رفتار متقابل دو فرد مناسب‌تر است یا دو ملت؟

مدل ارزیابی عملکرد که در درس منابع انسانی مطرح می‌شود، معتبر است. اما آیا برای کسب  و کار و صنعت من هم مفید است؟

درس کدام مدلها مفید هستند می‌خواهد ما را با این دغدغه آشنا کند.

طبیعی است که پیشنهاد قطعی ما این است که برای تمرین آن هم وقت بگذارید.

 شاید بد نباشد اگر پس از مطالعه‌ی این درس، یک هفته را به بررسی مدل‌های اطراف خود بگذرانید و سعی کنید به جای درست و نادرست بودن، به سوال مفید و غیرمفید بودن مدل‌ها فکر کنید (چون به هر حال، همه‌ی مدل‌ها به شکلی، نادرست هستند).

درس رویداد،‌ الگو و مدل ذهنی هم، ادامه‌ی همین بحث است و می‌کوشد به ما یادآوری کند که از روی تجربه‌های محدود خود، مدلهایی عمومی و فراگیر نسازیم.

اگر علاقمند هستید که این مفهوم را به خوبی درک کنید، شاید بد نباشد که یکی از درس‌های مربوط به ان ال پی را هم در متمم بخوانید. عنوان این درس، بسیار مهم است:

آنچه به ما قدرت می‌دهد، نقطه‌ی ضعفمان هم خواهد شد

مدلسازی، دقیقاً یکی از قدرت‌های بزرگ ذهن ماست که اگر خطرات و تهدیدهای آن را نشناسیم، می‌تواند به ما آسیب بزند.

گام چهارم – آشنایی با مفهوم پردازی

شرکت X یک شرکت پیشرو است.

مریم، یک مدیر محافظه کار است.

ما باید استراتژی داشته باشیم. با این شیوه به جایی نمی‌رسیم.

پیشرو بودن یعنی چه؟ یعنی زودتر از بقیه به سراغ کاری می‌رود؟ یعنی اینکه ریسک پذیرتر از بقیه است؟ یعنی دنباله رو دارد؟

محافظه کار بودن چیست؟ آیا به معنای ریسک پذیری پایین است؟ یا حفظ وضعیت موجود؟ یا جدی نگرفتن تغییرات محیطی و روندهای جاری؟

استراتژی یعنی چه؟ استراتژی نداریم یعنی چه؟ برنامه نداریم؟ هدف نداریم؟ حرفمان یکی نیست؟ منابع‌مان را نمی‌شناسیم؟

حرفهای روزمره‌ی ما، شامل انبوهی از واژه‌هاست که برای گوینده و شنونده، معنای یکسانی ندارد. بر اساس همین واژه‌ها می‌خواهیم حرف یکدیگر را بفهمیم و تصمیم گیری کنیم و از تجربه‌های یکدیگر یاد بگیریم.

درس مفهوم پردازی، می‌کوشد ما را با اهمیت تعریف دقیق‌تر مفاهیم آشنا کند.

بعد از خواندن این درس و مروری بر تمرین‌های آن، می‌توانید درس بعدی را هم که مثالی دیگر از مفهوم پردازی است را مرور کنید.

درس خوشه بندی هم، می‌تواند تا حدی به شما نشان بدهد که دانشمندان و محققان، بعضی از ایده‌‌های خود برای مفهوم پردازی را چگونه و از کجا و به چه شیوه‌ای به دست می‌آورند.

گام پنجم – آشنایی با چرخه عمر مدل‌ها

هیچ مدلی قرار نیست برای همیشه باقی بماند.

مدل‌ها فرزند اندیشه‌ی ما هستند و مانند هر موجود زنده‌ی دیگر، پس از تولد، رشد می‌کنند و بالغ می‌شود و روزی هم می‌میرند.

آشنایی با مفهوم چرخه عمر، ما را وادار می‌کند که کمی از نگاه مطلق به مدل‌ها فاصله بگیریم و به آنها، با تردید بیشتری نگاه کنیم.

شاید اگر با نظریه‌های مدیریتی چندان آشنا نباشید،‌ انجام تمرین این درس کمی برای شما دشوار باشد.

در این صورت می‌توانید آن را به زمانی که درس‌های بعدی دوره MBA را خواندید موکول کنید.

پارادایم‌ها شکل دیگری از مدلهای ذهنی هستند که بین انسانها مشترک هستند و معمولاً از ترکیب چند مدل ذهنی شکل می‌گیرند.

مدل ذهنی مدیران نسبت به اقتصاد، مدل ذهنی آنها نسبت به تکنولوژی، مدل ذهنی آنها در تفسیر رفتار مصرف کنندگان، مدل ذهنی آنها نسبت به نوآوری، همه و همه در کنار یکدیگر می‌تواند یک پارادایم را شکل دهد. پارادایمی که بسیاری از دیدگاه‌ها و نظریه‌ها در دل و دامن آن رشد می‌کنند یا می‌میرند.

هر زمان که احساس کردید مفهوم چرخه عمر مدل‌ها برای شما شفاف شده است، می‌توانید درس پارادایم را هم بخوانید. پارادایم‌ها هم چرخه‌ی عمر خود را دارند.

گام ششم – آشنایی با کریس آرگریس

قبلاً گفته‌ایم که رابطه‌ی بین راسل اکاف و تفکر سیستمی چیزی شبیه رابطه‌ی نیوتون و گرانش است.

اکنون می‌توانیم بگوییم که رابطه‌ بین کریس آرگریس و بحث مدل ذهنی هم، چنین رابطه‌ای است.

پیشنهاد ما این است که حتماً برای آشنایی با کریس آرگریس و بحث‌های او درباره مدل ذهنی، وقت قابل توجهی را اختصاص دهید تا بتوانید به حرفها و نظریه‌هایش فکر کنید و کاربرد آنها را در درک بهتر رفتار انسانها ببینید.

بحث فاصله بین دانستن و عمل کردن، بحثی ساده است و می‌تواند نقطه‌ی شروع خوبی باشد.

متمم اصرار دارد که تمرین این درس را حل کنید. تمرین آن ساده اما بسیار مهم است و می‌تواند به درک بهتر مفهوم یادگیری و مدل ذهنی از نگاه کریس آرگریس کمک کند.

یادگیری یک حلقه‌ای و دوحلقه‌ای نیز بحث مهم دیگری است که توسط کریس آرگریس مطرح شده است. اگر یادگیری ما تک حلقه‌ای بود، هرگز نمی‌توانستیم دیدگاه خودمان را نسبت به محیط اطراف اصلاح کنیم. یادگیری دو حلقه‌ای اشاره‌ای به این قابلیت مهم است که ما می‌توانیم به خود فرایند یادگیری هم فکر کنیم.

مهارت انجام دادن کارهای بی‌خاصیت در ظاهر کمی از بحث مدل ذهنی فاصله دارد.

شما می‌توانید بدون خواندن آن هم به سراغ درس‌های دیگر مدل ذهنی بروید. اما اگر دوست دارید کریس آرگریس و نحوه‌ی فکر کردن و تحلیل کردن او را بیاموزید و به عبارتی مدل ذهنی او را در مواجهه با رفتارهای سازمانی ما ببینید، حیف است که این بحث را از دست بدهید.

گام هفتم- مبانی رابطه مدل ذهنی و تکنولوژی

بحث مدل ذهنی و رابطه‌ی آن با تکنولوژی می‌تواند به چند درس تخصصی مستقل تبدیل شود.

اما فعلاً در حد درس مقدماتی دوره MBA، آن را به چند موضوع کوچک و ساده (اما مهم) محدود کرده‌ایم.

ابتدا با مدل مارشال مک لوهان برای تحلیل تکنولوژی آشنا می‌شویم که هنوز هم به صورت گسترده مطرح است و مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تمرین این درس هم،‌ ارزش انجام دادن دارد. اگر چه نمی‌توانید به سرعت آن را انجام دهید و بهتر است بعد از خواندن درس، برای فکر کردن به تمرین، وقت جداگانه‌ای در نظر بگیرید تا تحلیل بهتر و عمیق‌تری داشته باشید.

بحث خنثی نبودن تکنولوژی هم درس مهم  دیگری است که بدون مطالعه‌ی آن، بحث مدل ذهنی ما ناقص خواهد ماند.

ویندوز هولوگرافیک صرفاً یک مثال است و بسته به علاقه‌ی شما به تکنولوژی، می‌توانید در مورد خواندن یا نخواندن آن تصمیم بگیرید.

چه منابع و مراجعی برای تدوین درس مدل ذهنی برای مدیران مورد استفاده قرار گرفته است؟

1. کتاب پنجمین فرمان پیتر سنگه

۲- The Fifth Discipline Fieldbook

3- Remodel, Joshua Spodek

 

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مدلهای ذهنی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

100 نکته برای مدل ذهنی و کاربرد مدل ذهنی در مدیریت (نقشه راه درس)

     
    دوست گرامی مشاهده دیدگاههای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .