مهارت تصمیم گیری درست در مدیریت و زندگی | دوره آموزش تصمیم گیری

درس مهارت تصمیم گیری درست در مدیریت و زندگی از جمله درسهای مقدماتی دوره MBA متمم محسوب میشود.
متمم در درس مهارت تصمیم گیری میکوشد کمک کند تا خطاهای ما در تصمیم گیری کاهش یافته و احتمال انتخاب مناسب و تصمیم گیری درست افزایش یابد.
تصمیم گیری را به درستی در فهرست مهارت های ده گانه زندگی گنجاندهاند. اگر به این نکته توجه کنیم که گاه یک تصمیم درست یا نادرست میتواند زندگی ما را برای همیشه دگرگون کند، قطعاً افزایش قدرت تصمیم گیری را جدی میگیریم و برای تقویت مهارت تصمیم گیری تلاش میکنیم.
واضح است که تصمیم گیری ممکن است در حوزههای متعددی (از جمله زمینههای زیر) قابل تعریف و بررسی باشد:
- تصمیم گیری در مسائل مالی برای کسب حداکثر منافع با حداقل هزینه ممکن
- تصمیم گیری در مسائل سازمان برای مدیریت بهتر منابع و مواجهه با چالشها
- تصمیم گیری در مدیریت به عنوان ابزاری برای انتخاب بهترین گزینه
- تصمیم گیری در زندگی روزمره و روابط عاطفی انسانی
بدیهی است هر یک از این زمینهها به دانش و تجربهی خاص خود نیازمند هستند.
اما کلیات فرایند تصمیم گیری در همهی آنها تا حد زیادی مشابه است.
- همیشه با تعدادی گزینه مواجه هستیم. چون تا زمانی که یک گزینه بیشتر نداریم، عملاً تصمیم گیری معنایی ندارد.
- همیشه دچار این تردید هستیم که چه زمانی برای تصمیم گیری مناسب است؟ بهتر است اکنون تصمیم بگیرم و یا آن را به تعویق بیاندازم؟
- همیشه ذهن ما در ارزیابی و مقایسه گزینهها گرفتار خطاهای شناختی میشود.
- مسئولیت تصمیم گیری خصوصاً در تصمیم های مهم زندگی بسیار بالاست و بسیاری از ما از پذیرش این مسئولیتها ترس داریم.
- انتخاب کردن با اقدام کردن تفاوت دارد و ممکن است در عین اینکه انتخاب درست را میدانیم، در راستای آن اقدام نکنیم.
- نمیدانیم چه زمانی به منطق استدلالی و چه زمانی به تصمیم گیری شهودی خود (آنچه دلمان میگوید) اعتماد کنیم.
بنابراین در درس مهارت تصمیم گیری، میکوشیم بیشتر به کلیات فرایند تصمیم گیری که بین اکثر انتخابها و تصمیم گیریهای ما مشترک است، توجه داشته باشیم.
طبیعی است که هر کس قصد دارد مجموعهی درسهای مدیریتی متمم را بخواند، باید درس مهارت تصمیم گیری را به عنوان یکی از مقدمات ضروری، مورد مطالعه قرار دهد.
اما این درس از جمله درسهایی است که به صورت مستقل هم، میتواند مفید و اثربخش باشد و ممکن است برخی دوستان، تصمیم بگیرند به صورت انفرادی و مستقل به مطالعهی درس مهارت تصمیم گیری درست بپردازند.
در صورتی که قصد دارید این درس را به صورت کامل و دقیق مطالعه نموده و درک کنید، پیشنهاد متمم این است که گامهای زیر را به ترتیب طی کنید.
گام اول – فایل صوتی و درسهای مقدماتی تصمیم گیری
ما سه درس ابتدایی داریم که مطالعهی آنها میتواند مسیر یادگیری شما را در ادامه هموار کند.
پیشنهاد جدیمان این است که پیش از مطالعه و بررسی این سه درس، به سراغ سایر درسهای تصمیم گیری نروید:
تعریف تصمیم گیری چیست انواع تصمیم گیری (تصمیم گیری فردی، مدیریتی، اجتماعی، مذاکره ای) فایل صوتی تصمیم گیریدرس تعریف تصمیم گیری برای ما بسیار ویژه و مهم است. چون ما مهارت حل مسئله و تصمیم گیری را در دو مجموعه درس جداگانه آموزش میدهیم و لازم است شما علت این تفکیک و جداسازی را بدانید.
همچنین پیشنهاد میکنیم شما هم مانند ۱۰۶۷ دوست متممی دیگر که دیدگاه خود را دربارهی پرسش انتهایی این فایل صوتی مطرح کردهاند، شما هم نظر خود را در این زمینه ثبت کنید.
فایدهی ثبت اظهارنظر دربارهی این داستان آن است که در پایان درسهای مهارت تصمیم گیری و حل مسئله میتوانید به پاسخ خود بازگردید و ببینید نوع نگرش و تحلیل شما چه تغییراتی داشته است.
گام دوم – تصمیم خوب و تصمیم بد
هدف شما از مطالعه درس تصمیم گیری چیست؟
احتمالاً انتظار دارید که بهتر تصمیم بگیرید.
اما منظور از تصمیم گیری بهتر چیست؟ اصلاً بر اساس چه معیاری میگویید که یک تصمیم، خوب یا بد بوده است؟
آیا میتوان از تصمیم درست و تصمیم نادرست صحبت کرد؟
اگر تکلیف خود را در این زمینه، کاملاً روشن نکنیم، در پیگیری سایر درسها به درستی نخواهیم دانست که دنبال چه باشیم.
به همین علت، در این مرحله، سه درس دربارهی تصمیم گیری خوب و بد برای شما در نظر گرفتهایم. دو درس اول، جنبهی آموزش مستقیم دارند:
رابطه تصمیم گیری و نتیجه آن تصمیم خوب و تصمیم بددرس سوم، بیشتر فضایی برای گفتگو ایجاد میکند و پیشنهاد میکنیم که حتماً برای مطالعه و مشارکت در آن وقت بگذارید:
کارآفرینی انتخاب من نبودگام سوم- آشنایی با خرده مهارتهای تصمیمگیری
در این مرحله، باید یکی از مهمترین درسهای مجموعه تصمیم گیری را مطالعه کنید.
ما در درس خرده مهارتهای مرتبط با تصمیم گیری یک چارچوب کلی از مهارت تصمیم گیری برای شما ترسیم میکنیم.
با مطالعهی این درس، دقیقاً متوجه میشوید که چگونه میتوانید یادگیری تصمیم گیری را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید.
همچنین این درس به شما کمک میکند که همهی درسهای دیگر مربوط به تصمیم گیری را به خوبی و سادگی در کنار یکدیگر قرار دهید و پازل تصمیم گیری را حل کنید.
هشت خرده مهارت مرتبط با تصمیم گیری
مهم نیست که تمرین درس هشت خرده مهارت را در متمم حل کنید. اما تحت هر شرایطی، حتی روی یک کاغذ در خلوت خودتان، تمرین آن را انجام دهید.
انجام تمرین این درس، آمادگی ذهنی شما را برای درک بهتر درسهای آتی افزایش میدهد.
گام چهارم- فایل صوتی دشواری انتخاب و دو درس دیگر
در این مرحله، سه درس وجود دارد که هر یک با هدف متفاوتی تنظیم و ارائه شدهاند.
فایل صوتی دشواری انتخاب، ترجمهی فشردهای ازکتاب Paradox of Choice نوشتهی Barry Schwartz است که توسط محمدرضا شعبانعلی انجام شده است.
گوش دادن به این فایل صوتی، شما را با برخی از چالشهای تصمیم گیری آشنا میکند:
دانلود فایل صوتی آموزش تصمیم گیری (دشواری انتخاب)
یک درس را هم به مرور سرفصل های تصمیم گیری در دانشگاه ها اختصاص دادهایم. این درس برای کسانی مفید خواهد بود که علاقهمند هستند شباهتها و تفاوتهای درس تصمیم گیری متمم با درسهای رسمی دانشگاهی بدانند.
درس تصمیم گیری هم مانند هر درس دیگری میتواند با نگرشها و رهیافتهای متفاوتی تدریس شود.
طبیعی است که متمم بر اساس الگوها و سرفصلها و نیازهای درسهای مدیریتی خود، یکی از این شیوهها را که بیشتر به تصمیم گیری کیفی نزدیک است، انتخاب کرده است.
اما ممکن است شما کتابهایی با دیدگاهی متفاوت در حوزه تصمیم گیری خوانده باشید یا در دوره ها و سمینارهای تصمیم گیری با نگاههای متفاوت شرکت کرده باشید و یا بخواهید سرفصلهای درس تصمیم گیری را در متمم با سایر مراکز آموزشی مقایسه کنید.
این درس را برای معرفی نگاههای متفاوت به این حوزه و با تأکید بر تئوری تصمیم گیری در نظر گرفته و ارائه کردهایم.
سرفصل های درس تصمیم گیری در دانشگاه ها
در یک درس مستقل هم به مرور تاریخچه تصمیم گیری، از مکاتب کلاسیک تا نظریه بازی ها و هوش مصنوعی و سیستمهای پشتیبان تصمیم گیری پرداختهایم. این درس هم قرار است به شما کمک کند تا دانش تصمیم گیری را در افقی بازتر و گستردهتر ببینید و درک کنید:
گام پنجم – درس های پایه در یادگیری تصمیم گیری
در این مرحله پس از درسهای مقدماتی، به درسهای پایه میرسید که میتوان گفت هستهی اصلی درس تصمیم گیری را تشکیل میدهند و به افزایش قدرت تصمیم گیری ما کمک میکنند. نخستین درس در این گروه به عدم توانایی تصمیم گیری اختصاص دارد. بحثی که با عنوان «فوبیای تصمیم گیری» یا «ترس از تصمیم گیری» شناخته میشود.
همهی ما کم و بیش با فوبیای تصمیم گیری (یا همان چیزی که به اسم تردید در تصمیم گیری و دودلی میشناسیم) مواجه شدهایم: تصمیمهایی چنان سخت و دشوار که آرزو میکنیم ای کاش هرگز با آنها مواجه نمیشدیم؛ یا حتی تصمیمهایی ساده، که ترجیح میدهیم تا حد امکان بار مسئولیت و تبعات انتخاب در آنها را به دیگران واگذار کنیم.
برای تصمیم گیری درست قبل از هر چیز باید ترس از تصمیم گیری کاهش یافته و از بین برود.
به همین علت، آشنایی با مفهوم فوبیای تصمیم گیری یکی از مراحل کلیدی در یادگیری مهارت تصمیم گیری است.
درسهای دیگری را هم برای مطالعه در این مرحله در نظر گرفتهایم:
افزایش مهارت تصمیم گیری با یک تکنیک ساده
لازم به تأکید است که درسی که به سیستم یک و سیستم دو اختصاص یافتهاند، از اهمیت بالایی برخوردار است. چون میتواند شما را با انواع سبک های تصمیم گیری آشنا کند و زیربنای مطالعهی درسهای پیشرفتهتر تصمیم گیری محسوب میشود (تصمیم گیری با سیستم یک، همان چیزی است که در ادبیات عمومی به آن تصمیم گیری شهودی یا تصمیم گیری آنی میگویند).
گام ششم – هنر حل مسئله
با توجه به آنچه در تعریف تصمیم گیری خوانده و آموختهاید، به سادگی میتوانید تفاوت تصمیم گیری و حل مسئله را درک کنید.
ما با توجه به اهمیت بحث هنر حل مسئله آن را در قالب یک مجموعه درس جداگانه ارائه کردهایم و پیشنهاد میکنیم در این مرحله از یادگیری بحث تصمیم گیری، به سراغ مجموعهی هنر حل مسئله بروید:
در مجموعه درسهای هنر حل مسئله مباحث متنوعی مطرح شده که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تعریف مسئله
- روشها و تکنیکهای حل مسئله
- تشخیص مسئله
- تفکر واگرا و تفکر همگرا
- طوفان فکری (Brainstorming)
- فرایند حل مسئله
- مفهوم Trade-off یا داد و ستد
- تفکر طراحی
- برون ریزی ذهنی
گام هفتم – آشنایی با خطاهای شناختی
در گام بعدی، باید با خطاهای مغز انسان در تصمیم گیری آشنا شویم.
آشنایی با خطاهای مغز انسان باعث حذف کامل این خطاها و تصمیم گیری منطقی نمیشود، اما کمک میکند که احتمال تصمیم گیری های اشتباه را کاهش دهیم.
در بحث خطاهای شناختی، ما دو دسته درس متفاوت داریم:
- سه درس پایه برای توضیح مبانی بحث خطای شناختی
- درسهای تکمیلی اختصاصی برای معرفی انواع خطاهای شناختی
بنابراین پیشنهاد ما این است که ابتدا سه درس پایه را مطالعه کنید:
خطاهای شناختی چه هستند؟ سوگیری چیست و انواع سوگیری کدام است؟ هیوریستیک و مغز خطاساز انسانپس از این سه درس میتوانید به سادگی سایر درسهای مربوط به خطاهای شناختی را مطالعه کنید.
مطمئناً در این مرحله، درک درسها سادهتر شده و مفهوم آنها در ذهن شما بهتر تثبیت خواهد شد:
خطای تأیید خود و برخورد گزینشی با اطلاعات
ترس از دست دادن و دام حفظ وضعیت موجود
اثر لنگر انداختن و گیر کردن در نقطه اولگام هشتم- مشاهده فیلم سمینار تصمیم گیری و انتخاب
در صورت تمایل، میتوانید از این گام هم عبور کنید.
چون آنچه در فیلم ویدئویی همایش انتخاب میبینید و میشنوید، تا حد زیادی تکرار درسهای قبلی است.
اما شاید برخی از دوستان، ترجیح بدهند با دیدن این سلسله فیلمها، مطالب درس را در قالب دیگری مرور کنند:
گام نهم – چند درس تکمیلی درباره تصمیم گیری
در صورتی که وقت و حوصلهی کافی ندارید، میتوانید مستقیماً به سراغ گام دهم و انجام پروژه درس تصمیم گیری بروید.
اما پیشنهاد ما این است که برای مطالعهی چند درس تکمیلی هم – که میتواند نگاه شما به تصمیم گیری را پختهتر و عمیقتر کند – وقت بگذارید:
آنچه در میان سر و صداها گم میشود
باید پای خودت گیر باشد (مرور نوشتهای از نسیم طالب)
چند نکته درباره تصمیم گیری برای کسب و کار
اگر قصد داشته باشید توانایی تصمیم گیری داوطلبان را در مصاحبه های استخدامی بسنجید، در این زمینه هم درسی در نظر گرفتهایم که میتواند برای شما مفید باشد:
نحوه سنجش مهارت تصمیم گیری در مصاحبه شغلی
(البته اگر قرار است به عنوان داوطلب هم در مصاحبه شغلی شرکت کنید، این درس میتواند به شما برای نشان دادن بهتر توانایی تصمیم گیری تان کمک کند).
گام دهم – انجام پروژهی درس تصمیم گیری
در این مرحله، میتوانید به سراغ پروژهی درس تصمیم گیری بروید.
پس از انجام پروژه و ارائهی آن، باید صبر کنید تا حداقل هفت نفر از ارزیابان متمم، پروژهی شما را تایید کنند.
با مراجعه به اتاق خبر درس تصمیم گیری، میتوانید فهرست ارزیابهای فعلی درس تصمیم گیری را ببینید.
پس از پایان این درس و ارائهی پروژهی آن و تایید پروژه توسط ارزیابان متمم، در صورت تمایل میتوانید از درسهای پیشرفتهی تصمیم گیری استفاده کنید:
درسهای پیشرفته تصمیم گیریما در مجموعه درسهای تصمیم گیری، در فرصتهای مختلف به سراغ دانشمندان و نویسندگان حوزه تصمیم گیری رفتهایم و آنها را معرفی کردهایم.
طبیعتاً حدس میزنید که اولویتمان در انتخاب نویسندگان و دانشمندان، کسانی هستند که از حرفها و اندیشهها و ابزارهایشان در تدوین درسهای متمم استفاده شده است.
اگر فرصت کافی ندارید، میتوانید از مطالعه این درسها صرفنظر کرده یا بررسی آنها را به زمان دیگری موکول کنید.
البته ما بر این باور هستیم که اگر کمی وقت بگذارید و زندگی و حرفها و معرفی آنها را – که به شکلی بسیار مختصر و فشرده در متمم مطرح شده – بخوانید، پشیمان نخواهید شد:
هربرت سایمون (مدل تصمیم گیری سایمون به نام او اشاره دارد و ما کتاب علوم مصنوعی او را به عنوان یکی از کتابهای کلاسیک بسیار ارزشمند در متمم معرفی کردهایم.)
دن اریلی (البته حوزه اصلی او مالی رفتاری است)
با توجه به اینکه دسترسی کامل به دوره تصمیم گیری صرفاً برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده و نیز اینکه مطالعه تدریجی این بحث با تمرینها و حاشیهها و درسهای جانبی (مانند تفکر سیستمی، تفکر استراتژیک و مدل ذهنی) به بیش از ۶ ماه زمان نیاز خواهد داشت، پیشنهاد ما این است که برای استفاده از این مجموعه درس حداقل یک اعتبار ویژهٔ ششماهه (۷۵۰ هزار تومان) یا شش مرتبه اعتبار یک ماهه (۱۶۰ هزار تومان) خریداری کنید.
در این شش ماه علاوه بر درسهای تصمیم گیری به درسهای دیگر متمم (بهویژه درسهای توسعه فردی و دوره MBA) نیز دسترسی خواهید داشت.
مقاله و تحقیق در مورد تصمیم گیری بسیار زیاد است و مثل همهی درسهای متمم، ما بسته به بحث و موضوع، منبع یا مقالهی مورد استفاده را در همانجا معرفی میکنیم.
اما چند کتاب تصمیم گیری زیر را به علت اهمیت بیشتر و استفادهی مکرر در تدوین این درس، در اینجا آوردهایم:
کتاب تفکر سریع و کند نوشتهٔ دنیل کانمن
کتاب انتخابها، ارزشها و چارچوبها نوشتهٔ دنیل کانمنکتاب نابخردی های پیش بینی پذیر نوشتهی دن اریلی
کتاب دشواری انتخاب نوشتهی بری شواترز (Barry Schwartz)
The invisible Gorilla, Christopher Chabris (گوریل نامرئی، کریستوفر شابریس)
سایر درسهای همخانواده با تصمیم گیری
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت تصمیم گیری درست در مدیریت و زندگی | دوره آموزش تصمیم گیری
- تصمیم گیری چیست؟ | تعریف تصمیم گیری + چند مثال از تصمیم گیری
- انواع تصمیم گیری در مدیریت و زندگی
- فایل صوتی درباره تصمیم گیری
- تصمیم گیری درست الزاماً به نتیجه مطلوب منتهی نمیشود
- تصمیم خوب و تصمیم بد
- پشیمانی در تصمیم گیری: کارآفرینی انتخاب من نبود
- تفاوت تصمیم گیری و تصمیم سازی
- هشت خرده مهارت برای تصمیم گیری بهتر و حل مسئله
- دانلود کتاب صوتی دشواری انتخاب (تناقض انتخاب) | بری شوارتز
- مرور سرفصل های درس تصمیم گیری در دانشگاهها
- تاریخچه نظریه های تصمیم گیری در مدیریت
- فوبیای تصمیم گیری | ریشه تردید در تصمیم گیری
- تصمیم های سخت زندگی و درد راههای نرفته
- «تصمیم گیری منطقی» در برابر «تصمیم قابلدفاع»
- روش های تصمیم گیری | آشنایی با سیستم یک و دو در فرایند تصمیم گیری
- چگونه لیست ارزش های زندگی خود را استخراج کنیم؟ راهنمای تعیین و اولویتبندی ارزشها
- پرسشنامه ارزش های شخصی (ارزش های فردی شوارتز)
- اخلاق هوش مصنوعی | مسئله تراموا
- تکنیک های تصمیم گیری | استفاده از گروه مشاوران فرضی
- تکنیک های تصمیم گیری | ثبت و مرور تصمیمها
- در دفاع از پرتاب کردن سکه!
- خطاهای شناختی یا خطاهای ذهنی | معرفی انواع خطاهای شناختی
- تعریف سوگیری چیست؟ انواع سوگیری کدام است؟
- تشخیص بهتر سوگیری های ذهنی
- هیوریستیک و مغز خطاساز | میان برهای ذهنی
- سوگیری تاییدی چیست؟ | چرا نباید برای غلبه بر آن تلاش کنیم؟
- خطای تمرکز بر آخرین اطلاعات
- ترس از دست دادن و دام حفظ وضعیت موجود
- اثر لنگر انداختن چیست؟ چگونه میتوان این سوگیری شناختی را کاهش داد؟
- سوگیری خوش بینی | وقتی احتمالات واقعی را فراموش میکنیم
- اثر پلتزمن | کمربند ایمنی بهتر است یا میخ؟
- جاشوا بل و ویولن نوازی در ایستگاه مترو | مرور یک داستان آشنا
- تعارض شناختی (ناهماهنگی شناختی)
- کتاب کی بود کی بود؟ | وقتی خودمان را توجیه میکنیم
- خطای درک نادرست دامنه ارزیابی و مقیاس مسئله
- اعتماد به نفس بیش از حد
- استریوتایپ یا تفکر قالبی: معتقد به آن هستید یا قربانی آن؟
- خطای هاله ای یا اثر هاله ای چیست و چه اثراتی ایجاد میکند؟
- کدام توالت را انتخاب کنم؟ | دن اریلی
- سوگیری هنگام قضاوت درباره قهرمانان
- مجموعه کلیپ تصویری سمینار تصمیم گیری و انتخاب
- آنچه در میان سر و صداها گم میشود
- باید پای خودت گیر باشد! – مطلب تکمیلی تصمیم گیری
- چند نکته درباره تصمیم گیری برای کسب و کار
- سوالهای مصاحبه شغلی | سنجش توانایی تصمیم گیری
- پروژه پایانی درس تصمیم گیری
- کتاب تفکر سریع و کند | کتاب دنیل کانمن درباره تصمیم گیری و قضاوت | مقایسه ترجمهها
- معرفی کتاب انتخابها، ارزشها و چارچوبها (دنیل کانمن)
- معرفی دنیل کانمن | برخی از کتابهای دنیل کانمن
- هوارد رایفا – از بنیانگذاران دانش تصمیم گیری
- اتاق خبر | درس تصمیم گیری
- تصمیم گیری بر اساس پیش بینی تصمیم دیگران | نگاه کینز به سرمایه گذاری و بازار بورس
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
متمم همیشه در پیدا کردن نقطه کور شخصیتیم به من کمک کرده حقیقتا من این درس رو برای این دارم می خونم که پیشنیاز تفکر نقادی است و فکر می کنم مدل ذهنیم معمولا در حال توجیح مسائل هست نه اینکه خودمو مقصر ندونم اصلا این طور نیست معولا میگم من اشتباه کردم و فلانیم اشتباه کرده ولی اشتباه دیگری انگار وزن بیشتری داره به همین علت به دنباله تفکر نقادی رفتم که ۲ تا پیش نیاز داره این درس و مدل ذهنی امیدوارم که کمی توی این باگ شخصیتیم کمک بشه
هنوز برای چند مسئله مهمی که در ۲۰ سالگی باهاش مواجه شدم، تصمیم نگرفتم. اومدم اینجا تا بتونم تکلیف اون ها رو مشخص کنم
سلام
چند سالی میشد که به دنبال حل ریشه ای مشکلاتم در زندگی بودم و در هر موقعیتی که پیش میومد، یکم فکر میکردم و به نتیجه درست و درمونی نمیرسیدم.
تا اینکه همون موقعیت های پراکنده اثر مرکب خودشو گذاشت و به طور اتفاقی از اینستاگرام – مشاهده کلیپ ویدیویی – جستجو در اینترنت برای پیداکردن کتاب والتر کافمن – مشاهده مبحث تصمیم گیری داخل سایت متمم – دیدن نقشه راه – و خرید بلافاصله اشتراک ویژه :)
احساس خیلی خوبی دارم از این درس،به قول دوستمون که قانون peak-end رو توضیح دادن، مطلوبیت مورد انتظارم خیلی خوبه :)
ان شاالله که بتونم تکه تکه وارد روحم کنم و تو همه جنبه های زندگی ازش استفاده کنم.
الهی به امید تو
تاریخ : ۹۷/۱۱/۰۳ زمان : ۱۶:۳۱
لازمه تصمیم گیری اینکه اراده قوی داشته باشیم. اراده قوی در هر کاری از مراتب پایین آغاز می شود و به مراتب بالاتر ادامه پیدا می کند. معمولاً کسانی که به خودشون تلقین می کنن که ارادشون روز به روز قوی تر بشه نتیجه خیلی خوبی می گیرن و توانایی بهتری برای انواع مسئولیت های شخصی و اجتماعی پیدا می کنن.
حتما به این نکته توجه کرده اید که اولین و صدالبته مهترین محیطی که شخصیت و شکلگیری رفتارهای فرزندان را شکل میده خانوادست، پس این مهارت ابتدا باید در خانواده شکوفا بشه تا اگر خدای ناکرده، تصمیم خوب و عاقلانه ای نبود، ضرر و زیان چندانی متوجه فرزندان عزیزمان نشود ;)
جالبه علاوه بر مباحث خود رشته مدیریت نکاتی رو به طور جامع فراهم آورده
نقل قول از کتاب تصمیم گیری در مدیریت نوشته : استفن پی فیتز جرالد
حجم گسترده منابع موجود درباره فرآیند تصمیم گیری، معرف اهمیت محوری آن در رشته مدیریت است. جالب این که هر چند مدیریت مفهومی جامع و همه گیر است همچنان مباحث زیادی(البته معمولا در میان دانشگاهیان و نه خود مدیران) در این باره مطرح می شود که چه چیزی بنیان مدیریت را می سازد و یا باید بسازد. انبوه تعاریفی که امروز درباره مدیریت وجود دارند نمی توانند بر این واقعیت سایه بیندازند که مدیریت اساسا درباره تصمیم گیری است. در این خصوص، «دس دیرلاو» ، نویسنده «کتاب برتر درباره تفکر تجاری: مهار قدرت برجسته ترین نظریات تجاری جهان» می نویسد: «تصمیمات، جوهره مدیریت هستند. در واقع مدیریت بدون تصمیم گیری دچار خلا خواهد بود. البته این بدان معنی نیست که هر تصمیمی که مدیری می گیرد مهم است یا این که مدیران همیشه تصمیمات درست می گیرند.اکثریت عمده تصمیم هایی که مدیران می گیرند به هیچ وجه اهمیت زیادی ندارند و غالب تصمیمات آنان نادرست هستند».
به نظر من، تصمیم نگرفتن هم خودش یه نوع تصمیم گیریه. و البته بدترین تصمیمی که یه نفر میتونه توی زندگیش بگیره. همین نکته ارزش درسهای تصمیم گیری رو برای من چند برابر میکنه.
من این ترم درس تصمیم گیری دارم در دانشگاه …MBA..اما از آنجا که مطمئن هستم درس تصمیم گیری متمم بسیار مفید تر است تصمیم گرفتم با متمم همراه شوم.
با سلام
اخیرا دنیای اقتصاد کتاب پارادوکس انتخاب رو منتشر کرده
لینکشو زیر میفرستم برا دوستانی ک تمایل دارند.
https://book.donya-e-eqtesad.com/book/19170/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8
در تصمیم گیری خود ما م خطاهای زیادی داریم که بهاین برمیگرده که نمیدونیم کمیت و کیفیت گزسنه هایی که میتونیم درباره شون تصمیم بگیریم چقدر است.
معمولا ما در ذهنیات و مرزهای موهومی که از بدو کودکی برای ما ساخته شده و خودمون تقویتشون کردیم اسیریم و در تصمیم گیری های روزانه مون بعنوان معیار های اصلی و پرفشار باعث جهت دهی تصمیمات ما میشن
در این خصوص با توجه به کتاب ” عصبیت و رشد آدمی” نوشته کارن هورنای و ترجمه محمد جعفر مصفا میتوان به این نکته اشاره کرد که انسان ها با توجه به مشکلات دوران کودکی به یک سری ارزشهای فرضی ، موهوم و متضاد تحت عنوان ” خود ایده آل” پناه میبرند. ارزشهایی که هم زمان هم قهرمان مطلق بودن و قادر متعال بودن را و هم برترین و لطیف ترین عاشق یا مطلوب ترین معشوق بودن را و هم مستقل ترین و ناوابسته ترین موجود و دیگر ایده هآل های متضاد را بصورت همزمان نمایندگی میکنند که باعث میشود در یک چرخه معیوب برای نزدیک تر کردن رفتارهایمان به این “آش شله قلمکار” دچار خطاهای متعدد تصمیم گیری در رفتارها و موقعیت های مختلف قرار بگیریم
یکی از برون رفت های قابل دسترسی را شاید مبحث تئوری انتخاب ویلیام گلاسر معرفی میکند ، آن جا که به ما میگوید میتوانیم برای داشتن حال بهتر انتخاب کنیم فکر یا رفتار متنوعی و متفاوتی نسبت به قبل به کار گیریم که نهایتا تصمیم گرفتن برای متفاوت انتخاب کردن باعث بهتر شدن رویه و عملکرد ما خواهد شد
پس میتوانیم انتخاب کنیم لازم نیست که خیلی ایده آل باشیم … بلکه هر چه هستیم ، بعنوان واقعیتمان خوب و کافی است ، بپذبرمش و با پذیرش تنوع بیش از پیش گزینه های پیش رو تصمیمات بهتری در زندگیمان بگیریم
درود
* همیشه از بزرگتر ها میشنیدم که بزرگ بشی و با تجربه بشی راحت تر میتوانی تصمیم بگیری!! اما یک سوال توی ذهن من همیشه از اینها وجود داشت؟ که چرا خودشان در خیلی از مراحل تصمیم های درستی و یا کاملا درستی نمیگیرند؟
– میگفتم شاید کامل بزرگ نشدن!>
* توضیحات ابتدایی درس تصمیم گیری برای من جذاب بود.
پایدار باشید(متممی های بر جان نشسته)
سرفصلهایی که برای درس تصمیمگیری در متمم در نظر گرفته شدهاند، با سرفصلهای تدریس شده در بسیاری از دانشگاهها متفاوت است و مطمئنا درسهای متمم کاملتر و در زندگی و کسب و کار، کاربردیتر از مطالب تدریس شده در بسیاری از دورههای MBA هستند.
با توجه به تجربهای که بنده در گذراندن درس تصمیمگیری در یکی از دانشگاههای تهران داشتهام، بسیاری از مواردی که در متمم در نظر گرفته شده است، جزو سرفصلهای آن دوره نبودند و نگرشی که تدریس براساس آن صورت گرفت با نگرش حاکم بر دروس و سرفصلهای متمم به کلی متفاوت بود.
دقیقا گویی اصلا درس تصمیم گیری دانشگاه چیزدیگری است.
وچه خوب که با وجود متمم میتوانیم قدمی صحیح در جهت تصمیم گیری درست برداریم.
با سلام خدمت متمم و تمام دوستان تازه وارد و قدیمی
شاید این چند خطی که مینویسم برای دوستانی که تازه میخواهند در متمم آموزش ببینند یک انگیزه کوچک باشد هرچند خود متمم دنیای انگیزه است.
من درسهای مربوط به تصمیم گیری را تقریبا یکی دو سال پیش خواندم. این روزها که مشغلهای بی خودی مجال و نای آموزش در متمم را از من گرفته است، دوباره به این مطالب و سرفصل ها مراجعه کردم تا بتوانم سرنخی برای حل برخی از مشکلاتم بیابم چون فکر میکردم بعد از این مدت مطالب از ذهنم رخت بسته است. الان که مراجعه میکنم و سرفصل ها را میخوانم تازه میفهمم که متمم عصاره درسهایش را در روح و جان دانش آموزانش تزریق میکند. طوری که حس کردم در تصمیم گیریهای دشوار زندگیم ناخودآگاه از آنها استفاده کرده ام.
واقعا هیچ چیز نمیتواند بیشتر از آموزش روح آدمی را غنی کند. و هیچ چیز نمیتواند مانند واماندن از آموزش حسرت بر جان آدم بجا نهد.
حقیقتا آموزش آن هم از نوع صحیح روح را تازه میکند.به امید روزی که تمام کودکان سرزمین از نعمت فضای آموزشی درست بهره مند شوند و آموزش های رسمی هم از همان ابتدا پربار و پربازده باشند
سلام.
یک نکته ی مهم همان طور که اشاره کردید، این است که بعد از اتخاذ تصمیم درست، بتوانیم در مسیر درست عمل به آن قرار بگیریم و نکته ی مهم دیگر اینکه در همه ی دفعات تصمیم گیری بتوانیم به شیوه ای درست عمل کنیم. به هر حال تعداد تصمیم هایی که هر کدام از ما در معرض انتخابش یا در چالش با آن قرار می گیریم، بسیار زیاد است و دست کم لازم داریم در مواجهه با تصمیمات مهم تر، درست عمل کنیم.
ممنونم که به این موضوع به شکل یک بخش تخصصی و این اندازه جامع در دوره ی MBA متمم توجه کرده اید.
کتابی هم هست به نام «۵۳ اصل تصمیم گیری» که «روبرت گانتر» آن را نوشته و جناب «محمدرضا شعبانعلی» ترجمه کرده و «انتشارات نص» آن را منتشر کرده است.
در این کتاب به مباحثی پرداخته شده از قبیل:
پیش نیازهای تصمیم گیری خوب، فرآیند سیستماتیک تصمیم گیری، بهبود مهارت تصمیم گیری با استفاده از اشتباهات خودمان، محدودیت دیدگاه ناشی از چارچوب های فکری.
برقرار باشید.
تصمیم گیری های من بنا به تیپ شخصیتیم خیلی از شهودم پیروی می کنه و اغلب هم مطلوبیت برام به همراه داره. و برعکگس هروقت از شهودم پیروی نکردم بعدا پشیمون شدم.
شهودم را هم طی زمان با بررسی مجدد تصمیم هایی که گرفتم و آوزه هایی که آموختم سعی کردم بپرورانم. ولی برای دسترسی به این شهود نیاز به آرامش بسیار و یک حالت آمادگی ذهنی دارم که متاسفانه همیشه در دسترس نیست. در واقع آمادگی ذهنی و جسمی و آرامش و فکر کردذن قبلی راجع به مسائل و سپس سپردنش به شهودم موجب می شه که بتونم تصمیم های سخت را راحت تر بگیرم . هر چند بعدش هم توکل می کنیم
یکی از مشکلات اساسی من اینه که وقتی میخوام کاری رو انجام بدم اول از چند نفر مشورت میگیرم و وقتی نظر منفی بگیرم اون کار رو به تعویق می اندازم و یا اصلا انجام نمی دم. حتی تو ذهنم شاید احتمال خیلی زیادی برای موفقیت در نظر داشته باشم ولی باز کار رو کنسل می کنم.
سلام خدمت دوستان
وقتی این داستان رو خوندم .متوجه شدم من وخیلی از دوستانی که من میشناسم کم وبیش از این نوع تصمیم گیری در زندگیمان داریم و وقتی باتک تک شان صحبت کردم که چرا اون روز چنین تصمیمی گرفتی هرکدامشان جوابی دادند که برای خودشان قابل قبول هست که چاشنی بیشتر تصمیمات احساسی بوده است.
ووقتی درمورد هشت خرده مهارت اصلی در تصمیماتمان که آیا مورد برسی قرار داده ایم صحبت کردم متوجه شدیم هیچ کدام طبق هشت مورد تصمیماتمان رو برسی نکردیم . در اصل ما مهارت تصمیم گیریمان اصولی نبوده است وحاصل این میشود.
مشکلی که من دارم بحث کمالگرایی در کنار فوبیایی تصمیم گیریه . یعنی تصمیم گرفتن به تعویق میندازم چون شاید انتخاب الانم بهترین گزینه نباشه و بعدا پشیمون بشم و در آینده فرصت بهتری برام پیش بیاد. پس معمولا انتخاب نکردن انتخاب میکنم .به نظرم تشخیص نقطه بهینه زمان تصمیم گیری و فرصت طلبی یک مهارته واقعا ضروریه
من هم مثل شما هستم،چون میخوام بهترین تصمیم بگیرم اینقدر تعلل دارم که مساله لوث میشه و بعد پشیمان میشم که چرا زودتر تصمیم نگرفتم
۱- اگر درست به یاد داشته باشم، تابستان ۹۵ بود که برای اوّلین بار درس تصمیمگیری را از مجموعه دروسِ ترم مقدّماتیِ متمّم، انتخاب و شروع کردم. علّت انتخابِ این درس در آن زمان را به خوبی به یاد ندارم. امّا حدس اینکه علّت چه بودهاست، با توجّه به حال و احوال و شرایط و دغدغههای فکریام در آن زمان، کار سختی نیست.
اما علّت کنار گذاشتن درس را به خوبی به یاد دارم، ماجرا به خلاصهای از کتابی به اسم Decidophobia بر میگردد. آنرا خواندم و خلاصهای ابتدایی، از آن تهیّه و ثبت کردم. علیرغم پیگیری در روزهای بعد از آن، بی هیچ توضیحی، مطلبم تأیید نشد و این شد که در همان ابتدا با احساسِ ناخوشایندی، ادامهی دروس را کنار گذاشتم. در حال حاضر، میتوانم حدس بزنم چرا آن محتوا تأیید نشد اما نکتهی مهمتر این است که تصمیمِ احساسی و عجولانهای گرفتم که احتمال میدهم مضرّاتِ آن از منافعش بیشتر بودهاست. اما به هر صورت خوشحالم که به دلیلِ تصمیم به شروعِ دوبارهی این دوره، میتوانم تغییر در نگرشم را متوجه شوم.
اینبار بهتر میدانم چرا دست به این انتخاب زدهام یا بهتر بگویم، چند دلیلِ اولیّه که باعث شدهاست دوباره به سراغ این درس بازگردم برایم واضح و شفّاف است و به شدت مورد نیاز. همینطور میدانم که چه زمانی باید این دوره را کنار بگذارم.
۲- هربار در مواجهه با قسمت معرّفیِ دروس، از خودم میپرسم در ابتدای درس، آخر چه نظری میشود داد؟ اما این بار جوابی برایش دارم. برای من این قسمت، فضایی است که به چراییِ انتخاب آن درس، اهداف و انتظاراتم مربوط خواهد شد.
برای خودم همیشه این سوال وجود داشته که چرا فلان درس را میخواهم و چرا آن یکی را نه. شاید یکی از دلایلی که چند درس را شروع کرده و نیمه کاره رها کردهام، مانند همین درسِ “تصمیمگیری”؛ جُدا از دلایل و بهانههای عمومی، نداشتنِ “علت و هدفی” برانگیزاننده، بوده است.
امّا در حال حاضر در خصوصِ درس تصمیمگیری به حدّ کافی، چرا و دغدغه دارم که بتوانم با وجودِ همهی آن دلایل و بهانهها ادامه دهم.
تلاشم بر این است که به فهمِ بهتری از انتخابها و تصمیمهای ریز و دُرشتِ گذشتهام برسم، وضعیت فعلیام را بهتر درک کنم و برای تصمیمگیریهایِ حال و آیندهام، بهتر عمل بکنم. و اینکه شاید بتوانم به بعضی از اطرافیانم زاویهی دیدِ جدیدتر و ابزارهای بیشتری برای تصمیمهایشان معرّفی کنم. بتوانم تصمیمهایم را دسته بندی کنم و روش و مسیری برای هرکدام پیدا کنم. از خطاها و نواقصم در تصمیمهایم آگاه شوم و به مرور، آنها را اصلاح کنم و بهبود دهم. همینطور بتوانم بفهمم چه میشود که گاهی تصمیم به اقدام منتهی میشود و گاهی نمیشود. از چگونگیِ شکلگیری تصمیمهای جمعی آگاه شوم. چطور به یک تصمیم در طول زمان میتوان پایبند بود. با حسرت و اندوه ناشی از تصمیمهای اشتباه چگونه میشود کنار آمد و به دیگران کمک کرد (نمیدانم این موردِ آخر چقدر به تصمیمگیری مربوط است اما در ذهنم، آمادگی برای گرفتنِ تصمیمهای سالمتر و آگاهانهتر همزمان است با یادگیری برای چگونگیِ مواجهه با شکست در تصمیمهای اتّخاذ شده. این دورهی آموزشی احتمالاً همهی این موارد را پوشش ندهد اما برای من ابتدای مسیری خواهد بود که امیدوارم به پاسخی برای این سوالها منجر شود.
شاید کسی باشه که از همان بچگی اش حرف شنوی یک نکته مثبت برایش تعریف شده. حرف شنوی از بزرگتر که نمود احترام به بزرگتر است عاملی بوده تا خودش چندان قدرت انتخاب و تصمیم گیری نداشته است. حتا در انتخاب لباس و کفش هم نظر دیگران را جویا می شود. وقتی در موضوعی هم غور می کند و سرانجام تصمیمی می گیرد؛ مایل است تا تائید دیگران ( از جمله بزرگتران ) را داشته باشد. فقط در انتخاب و خرید کتاب است که به خودش مطمئن است. البته عامل دیگری که تصمیم گیری را برایش سخت و جانفرسا می کند این است که چون علائق و گزینه ها و موضوعات مورد علاقه اش هم نسبتا زیاد هستند دچار سردرگرمی می شود که کدام را انتخاب کنم؟ کدام تصمیم درست تر است؟ (در انتخاب رشته تحصیلی، شغل، همسر و ..)
و این دشواری در تصمیم گیری که اثرگذار در زندگی اش است سبب می شود که مهارت اش را در تصمیم گیری و موضوعات و مفاهیم دیگر بالا ببرد.
اینکه هر شخص بتونه مرکز کنترل خودش رو شناسایی کنه فکر میکنم توی تصمیمگیریهاش خیلی مهم باشه. واسه انتقال مفهوم این نظرم یه مثال واقعی از زندگی خودم میزنم:
پدر من دارای مرکز کنترل بیرونی هست
و من مرکز کنترلم درونیه
یه موقعیت کاملا مشابه رو مثال میزنم و نحوهی تصمیمگیری من و پدرم توی اون موقعیت ?
یه آگهی استخدامی هست که شخص متقاضی باید به نرمافزار Word مسلط باشه
من و پدرم به این نرمافزار در حد بسیار مطلوب مسلطیم
جفتمون میریم مصاحبه
بهمون میگن مصاحبهی خوبی بود خانم/آقای فاتحی
باهاتون حتما تماس گرفته میشه
تا ۱ ماه هیچ تماسی دریافت نمیکنیم
فکر میکنم بتونین حدس بزنین من به خودم چی میگم و پدرم به خودش چی میگه
من به خودم میگم ۱ ماه شده و زنگ نزدن، پس من صلاحیت اون جایگاه و شغل رو نداشتم و میشینم تمام حرفایی که از مصاحبهگر شنیدم و مطالبی که راجع به خودم ارائه دادم فکر میکنم و نهایتا “تصمیمگیری” من اینه که باید واسه مسلط شدن به این نرمافزار بیشتر تلاش کنم (با وجود اینکه در حد بسیار مطلوبی به این نرمافزار مسلطم، ولی با ارزیابی میزان تسلط خودم این نتیجه رو میگیرم که هنوزم دانستههام کمه)
پدرم ولی به خودش میگه که ۱ ماه گذشتو زنگ نزدن، حتما کسیو استخدام کردن، حتما مشکلی پیش اومده، حتما منو تایید نکردن
اصلا ولش کن، نباید میرفتم
و در نهایت “تصمیم” پدر من این میشه که دیگه هیچوقت سمت شغلهایی که تسلط به نرمافزار Word میخوان نره
ازین حیث هست که فکر میکنم نوع مرکز کنترل هر شخص هم توی تصمیمگیریش خیلی مهمه
این یه مثال خیلی کوچیک و عینی بود، اگر به فضای بزرگتری بسطش بدیم، میتونیم رابطهی عاطفی رو مثال بزنیم
دختر پسری که رابطه عاطفی باهم دارن و حالا براساس ناسازگاری که باهم داشتن رابطشون تموم میشه
اونیکه مرکز کنترلش درونیه، میگه “من” چیکار کردم که منجر به این اتمام شد، حالا چیکار کنم که بتونم بپذیرم این اتمام رو و چیکار کنم واسه بهتر بودن روابط بعدیم
بعلاوه که تمام تقصیرات خودش رو هم گردن میگیره. پس تصمیمش “یاد گرفتن” و “پذیرفتن” میشه
اما اونیکه مرکز کنترلش بیرونیه، میگه ایراد از اون بود، من شانس ندارم، من اصلا ایرادی نداشتم، اون خیلی حساس و ریزبین بود
و در نهایت تمام تقصیراتی که گردن خودشه رو انکار میکنه و همچنان توی رابطههای بعدیش همون اشتباهات رو تکرار میکنه
پس تصمیم این شخص “انکار” و “اجتناب از تغییر” میشه