Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


تعریف کارایی، تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی


تعریف کارایی تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی

کمتر واژه‌هایی را می‌توان یافت که به اندازه‌ی کارایی و اثربخشی در میان مدیران و در جلسات مدیریتی رایج باشند. تفاوت کارایی و اثربخشی نیز غالباً بحثی است که در نخستین ساعت‌های آموزش مدیریت برای دانشجویان تشریح می‌شود.

اما هم‌چنان اتفاق‌نظر جدی بر روی تعریف کارایی و تعریف اثربخشی وجود ندارد و نویسندگان و تحلیل‌گران، بسته به نیازهای خود تعریف‌های گوناگونی از این دو مفهوم ارائه می‌دهند.

بگذریم از این‌که بسیاری از اوقات، ما از سر عادت و برای ایجاد وزن و ساختن قافیه در جملات خود، هر دو اصطلاح را کنار هم به کار می‌بریم و از تفاوت‌های آن‌ها چشم می‌پوشیم.

پیش از این‌که به تعریف کارایی و اثربخشی بپردازیم، لازم است تأکید کنیم که مفهوم کارایی و اثربخشی در مدیریت، الزاماً با آن‌چه در اقتصاد، مهندسی یا نظریه سیستم‌ها یا سایر شاخه‌های علوم می‌شناسیم، یکسان نیست و آن‌چه در این‌جا می‌خوانید بیشتر برای حوزه‌هایی مانند رفتار سازمانی، انضباط شخصی، مدیریت استراتژیک، هدف گذاری، برنامه ریزی و مدیریت زمان کاربرد دارد. این نوع کاربرد کارایی و اثربخشی را در مدیریت مدرن، پیتر دراکر در مقاله‌ی ویژگی های یک مدیر اثربخش مطرح کرد و پس از او نویسندگان بسیاری به بسط و شرح آن پرداختند.

با این مقدمه به سراغ تعریف کارایی و تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی می‌رویم و در پایان، اشاره‌ای هم به مفهوم بهره وری خواهیم داشت.

تعریف کارایی (Efficiency)

کارایی با توجه به میزان منابع استفاده شده برای انجام یک فعالیت مشخص سنجیده می‌شود و افزایش کارایی – که گاهی در ادبیات مهندسی به آن راندمان هم گفته می‌شود – به معنای کاهش اتلاف منابع در انجام یک فعالیت است.

بنابراین می‌توان گفت:

  • وقتی امروز یک فعالیت مشخص را با منابعی کمتر از دیروز انجام می‌دهید، می‌توان گفت کارایی شما در آن فعالیت نسبت به دیروز افزایش یافته است.
  • وقتی یک پروژه را به دو نفر واگذار می‌کنید و یکی از آن دو، این پروژه را با پول کمتر یا در مدت زمان کمتر انجام می‌دهد، می‌توان گفت کارایی بالاتری داشته است.
  • وقتی به علت کم خوابی، سرعت فکر کردن یا کار کردن‌ شما کاهش پیدا می‌کند، می‌توان گفت کارایی شما کاهش یافته است.
  • صدای نوتیفیکیشن موبایل، باعث حواس‌پرتی و کاهش کارایی فرد می‌شود.
  • اگر هر کس مشغول هر کاری است، آن را کمی سریع‌تر انجام دهد، کارایی کل مجموعه به شکل محسوسی افزایش پیدا می‌کند.

توجه داشته باشید که  در تعریف کارایی، مهم نیست که اصل کار، در مسیر درستی انجام می‌شود یا نه. ما به «میزان مصرف منابع برای همین کار فعلی» توجه داریم. 

به عنوان مثال، فرض کنید یک کارشناس تولید محتوا استخدام می‌کنید تا فعالیت‌های دیجیتال کسب و کار شما را سر و سامان دهد. او بدون این‌که قدرت تحلیل داشته باشد و تشخیص دهد که کدام کار شما درست و کدام نادرست است، همان سبک کارهای قبلی خودتان را با همان کیفیت سابق، اما با هزینه‌ای کمتر (یا سرعتی بیشتر) انجام می‌دهد.

در این حالت می‌توان گفت استخدام کارشناس، کارایی شما را بالا برده است.

همان‌طور که می‌بینید در این‌جا به‌هیچ‌وجه بحثی از درست یا نادرست بودنِ اصل کار وجود ندارد.

تعریف اثربخشی (Effectiveness)

اثربخشی با توجه به میزان همسو بودن فعالیت‌ها با هدف‌های تعیین‌شده سنجیده می‌شود. بنابراین افزایش اثربخشی به این معناست که فعالیتهای ما، بیش از گذشته با هدف‌هایمان همسو شده است.

در تصویر زیر، هر چه زاویه بزرگ‌تر شود،‌ می‌توان گفت اثربخشی کاهش یافته است.

فرق کارایی و اثربخشی در این نمودار نشان داده شده است. بهره وری وقتی است که دو بردار هم جهت باشد و سرعت حرکت هم بالا باشد

مثالهای زیر، استفاده‌ی مناسب از اصطلاح اثربخشی را در جمله‌ها و اظهارنظرها نشان می‌دهد:

  • استفاده از فضای تبلیغاتی در فرودگاه‌ها برای تبلیغ مواد غذایی، از اثربخشی بالایی برخوردار نیست.
  • اگر فرض کنیم هدف از دوره های آموزشی مدیریتی، پرورش مدیران توانمند است، این دوره‌ها چندان اثربخش نبوده‌اند.
  • تا وقتی شاخص های کلیدی عملکرد  تعریف نشده باشند، ما نمی‌توانیم از اثربخشی فعالیت‌های واحد منابع انسانی صحبت کنیم.

چه در زندگی شخصی و چه سازمانی، اثربخشی زمانی معنا و مفهوم پیدا می‌کند که مأموریت، چشم انداز و اهداف تعریف شده باشند.

چون این المان‌ها جهت‌گیری کلی را مشخص می‌کنند و پس از مشخص شدن جهت است که می‌توان همسو بودن اقدام‌ها با جهت‌گیری مطلوب را سنجید و بررسی کرد.

اگر ندانیم چه می‌خواهیم بکنیم، هرگز نمی‌توانیم اثربخشی را افزایش دهیم (اگر چه در همین حالتِ ندانستن و نفهمیدن، می‌توان فعالیت‌های فعلی را با کارایی بیشتری انجام داد).

تفاوت کارایی و اثربخشی

یک سوال تکراری و کلیشه‌ای در آموزش مدیریت این است که می‌پرسند: «تفاوت کارایی و اثربخشی چیست؟»

دانشجو هم معمولاً یک پاسخ کلیشه‌ای حفظ می‌کند و تحویل می‌دهد: «کارایی یعنی انجام دادنِ درستِ کار و اثربخشی یعنی انجام دادنِ کارِ درست.»

اما اگر به توضیحات مطرح شده در این درس توجه کرده باشید، حتماً به نتیجه رسیده‌اید که اصل این سوال، چندان معنا و مفهومی ندارد.

کارایی و اثربخشی، به موضوعات متفاوتی اشاره دارند و نمی‌توان آن‌ها را با هم سنجید.

کارایی به مفاهیمی که در مهندسی می‌آموزیم نزدیک‌تر است و در موارد بسیاری می‌توان آن را به شکل کمّی سنجید. اما اثربخشی، نیازمند تعیین جهت است و بسیار بنیادی‌تر محسوب می‌شود.

اما به هر حال، بد نیست به خاطر بسپاریم که:

دغدغه‌ی کارایی این است که «چگونه همین کارهایی را که فعلاً انجام می‌دهم، بهتر و با اتلاف کمتر انجام دهم؟»

و دغدغه‌ی اثربخشی این است که «آیا این کارهایی که انجام می‌دهم، دقیقاً‌ همان کارهایی است که باید انجام بدهم؟ یا باید به سراغ کارها و فعالیت‌های دیگری بروم؟»

کارایی و اثربخشی در زندگی شخصی

ما انسان‌ها در زندگی فردی خود، معمولاً گرفتار بازی افزایش کارایی می‌شویم و مسئله‌ی اثربخشی را فراموش می‌کنیم.

مدیریت بهتر زمان، تلاش برای کاهش ساعت خواب، تمرین برای افزایش سرعت مطالعه، پیدا کردن مسیری که ما را زودتر به محل کار یا خانه برساند، انتخاب فروشگاهی که کالاهایش قیمت‌های مناسب‌تر دارند، همگی از جنس بهبود کارایی هستند.

و گاهی ذهن ما آن‌قدر درگیر این نوع بهینه‌سازی‌هاست که فراموش می‌کنیم از خود بپرسیم: مسیر مناسب من در زندگی (شخصی/شغلی) چیست؟ و آیا فعالیت‌هایی که انجام می‌دهم با آن مسیر، همسو است؟

این‌که برای یادگیری زبان آلمانی، به دنبال نزدیک‌ترین کلاس می‌گردیم، از جنس «تلاش برای بهبود کارایی» است. اما این‌که از خود می‌پرسیم آیا الان اصلاً شرکت در کلاس زبان آلمانی برای من مناسب است، از جنس «دغدغه‌ی اثربخشی» است.

این‌که می‌کوشیم با یادگیری تُندخوانی، کتاب‌ها را سریع‌تر بخوانیم، از جنس «دغدغه‌های کارایی» است. اما فکر کردن به این‌که چه می‌توان کرد تا یادگیری من از یک کتاب، بیشتر و عمیق‌تر باشد، از جنس «دغدغه‌ی اثربخشی» است. شکل عمیق‌تر این دغدغه آن است که از خود بپرسیم: «آیا اساساً مطالعه‌ی این کتاب، برای من مناسب و مفید است

این‌که می‌کوشیم مسیر رشد شغلی ۱۰ ساله را در ۳ سال طی کنیم، از جنس «دغدغه‌ی کارایی» است. اما این‌که «آیا مسیر شغلی فعلی‌ام همان چیزی است که من در زندگی‌ام می‌خواسته‌ام و می‌خواهم» سوالی در حوزه‌ی اثربخشی است.

کارایی و اثربخشی سازمانی

بحث کارایی و اثربخشی در سازمان هم، به شکل مشابهی قابل بحث است.

کارها و فرایندهای بسیاری در سازمان‌ها وجود دارد که می‌توان آن‌ها بهبود بخشید؛ سرعت انجام‌شان را افزایش داده و یا اتلاف منابع در آن‌ها را کاهش داد.

همه‌ی این‌ کارها زیرمجموعه‌ی افزایش کارایی قرار می‌گیرند و معمولاً مدیرانی که بیشتر درگیر این نوع محاسبات و ملاحظات هستند، مدیران عملیاتی نامیده می‌شوند.

اما مدیران استراتژیک کسانی هستند که به اثربخشی هم فکر می‌کنند و پیوسته از خود می‌پرسند: آیا اصلاً این کار یا آن فرایند باید اجرا شود؟ آیا نمی‌توانیم منابع‌مان را به کارها و فرایندهای بهتری اختصاص دهیم؟

هر دو سوال در سازمان بسیار مهم هستند و همه‌ی مدیران باید به هر دو جنبه توجه داشته باشند. اما معمولاً که هر چه سطح سازمانی مدیران بالاتر باشد، انتظار می‌رود دغدغه‌های استراتژیک بیشتری داشته باشند.

تعریف بهره وری چیست؟

در تعریف بهره وری (Productivity) می‌گویند که بهره وری، حاصل‌جمع کارایی و اثربخشی است.

اما باید به خاطر داشته باشیم که این دو پارامتر از یک جنس نیستند و نمی‌توان آن‌ها را با هم جمع کرد. همان‌طور که امکان ندارد قد و وزن یک نفر را با هم جمع کرده و به عنوان یک شاخص اعلام کنیم.

بنابراین جمله‌ی بهره وری حاصل‌جمعِ کارایی و اثربخشی است بیشتر یک جمله‌ی نمادین محسوب می‌شود.

به عبارت دیگر، وقتی از افزایش بهره وری سخن می‌گوییم منظورمان این است که در تلاش هستیم که هم در حوزه کارایی و هم در حوزه اثربخشی، بهبودهایی را ایجاد کنیم.

رابطه‌ی مباحث کارایی و اثربخشی و بهره وری با مدیریت زمان

با توجه به توضیحاتی که تا این‌جا ارائه شد، باید خودتان حدس زده باشید که چرا بحث تفاوت کارایی و اثربخشی و موضوع بهره وری در درس مدیریت زمان مطرح شده است.

رویکرد رایج در آموزش مهارت مدیریت زمان این است که راندمان و کارایی ما را افزایش می‌دهد و به ما کمک می‌کند که همان کارهای قبلی را بهتر انجام دهیم.

در حالی که گام صفر مدیریت زمان این است که ببینیم اصلاً چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را بهتر است انجام ندهیم.

به همین علت شاید بهتر باشد به جای مهارت مدیریت زمان (Time Management) که اصطلاح رایج و شناخته‌شده‌تری است، به خاطر بسپاریم که ما در پی افزایش بهره وری (Productivity Improvement) هستیم.

با این تعریف، نوع نگرش ما به درس‌های مدیریت زمان و انضباط شخصی متفاوت خواهد بود.

پیشنهاد عضویت در متمم

با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) می‌توانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درس‌های متمم از جمله درس‌های زیر دسترسی خواهید داشت:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  | هدف گذاری

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  فکر کردن با نوشتن

ثبت نام    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید محصولات صوتی هم می‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مدیریت زمان به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مدیریت زمان

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۲۳۲ نظر برای تعریف کارایی، تعریف اثربخشی و تفاوت کارایی و اثربخشی

  1. با توجه مطالب این درس دو موضوع به ذهنم رسید:

    اول: تمایل به داشتن کارایی بالا در افراد  متعصب و شاید تک بعدی بیشتر است (البته این به آن معنا نیست که افراد با کارایی بالا متعصب و تک بعدی هستند!!!) ؛ یعنی این افراد تلاش می کنن که یک کار رو تمام و کمال و با بازدهی بالا انجام بدن بدون اینکه واقعا از درست بودن اون آگاه باشن و جنبه های دیگر کار رو در نظر گرفته باشند؛ البته در بعضی موارد این تلاش ها با کارایی بالا می تونه سبب ایجاد چیزای عجیب و خارق العاده بشه!

    دوم: نمی دونم چرا وقتی این تعاریف رو با مطالبی که در مورد تیلور و گانت خوندم مقایسه می کنم فکر می کنم تیلور از نیروی کار فقط کارایی می خواست اما گانت گرایش بیشتری به اثربخشی در کنار کارایی و در نتیجه بهره وری داشت.

  2. پوریا بهروان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    فکر کنم با این تعاریف کارایی را بیشتر میشه برای کارهای مستقل یا به نوعی اجزاء یک پروژه به کار برد و و اثربخشی را برای کلیت پروژه و مجموعه ای از عملیات.

    البته که برای یک عمل منفرد و مستقل هم میشه میزان اثربخشی را سنجید و در یک پروژه و مجموعه ی پیچیده ای از کار ها هم میشه میزان کارایی را در کل افزایش داد.

  3. مریم مرزبان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    همانطور که در درس ذکر شد کارایی از جنس کمیت است و برای سنجش و ارزیابی آن می توان از عدد و رقم استفاده کرد. اما اثربخشی، کیفی است و در نهایت احساس رضایتی را که در شخص ایجاد می کند را می توان معیار سنجش آن قرار داد.

  4. من ترکی استانبولی رو بدون کلاس و تلاش خودم و استفاده از کتاب های دانشگاه آنکارا در عرض یکسال مسلط شدم.و الان هم بجای اینکه به تقویت زبان انگلیسی ام بپردازم بازهم روی  تقویت مهارت هام در ادبیات ترکی کار میکنم.اما با خوندن این مطلب ،برام یاد آوری شد که باید اثر بخشی رو در نظر بگیرم و ببینم واقعا چه چیزی مورد نیاز رشته و شغل آینده من خواهد بود.از اونجا که در پزشکی زبان انگلیسی خیلی مهمه باید ترکی رو کنار بزارم.

  5. همه مطالب بسیار عالیست مخصوصا تعیین حدود کارایی و اثر بخشی که همیشه با یک جمله کار را درست انجام دادن و… توجیه میشود

  6. سلام

    ممنون از توضیحات مختصر نویسنده مطلب

    حالا تصویر روشن تری از واژه های یونانی: تکنیک، تاکتیک و استراتژی برای من حاصل شد

  7. چقدر عالی و قشنگ این کلمات تعریف شدند.

    برای من که خیلی مفید بود. به این فکر فرو رفتم که کارایی و اثر بخشی هر دو باید با هم باشند و سعی می کنم در ادامه مسیر زندگیم این سه کلمه (کارایی، اثر بخشی و بهره وری) را همیشه در ذهنم داشته باشم.

    کارایی هست اثر بخشی نیست:

    اگر در یک مسیر غلط کارایی بالایی داشته باشیم انگار داریم با سرعت هر چه بیشتر به ته دره میریم.

    البته جناب سعدی می فرمایند:

    به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل  /  وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

    شاید زمان سعدی هنوز کارایی و اثر بخشی تعریف نشده بوده!

    اثر بخشی هست کارایی نیست:

    حالا اگر اثر بخشی باشه و کارایی نباشه بازم نتیجه ای حاصل نمیشه. مسیر درس انتخاب میشه اما حرکتی حاصل نمیشه

    اثر بخشی هست کارایی هم هست:

    این خیلی عالیه. امیدوارم مسیر درست رو پیدا کنیم و در اون مسیر گام بر داریم.

     

  8. شهریار ناصح گفت: (عضو ویژه)

    نظر بسیار آموزنده‌ای بود، ماجد عزیز

    حقیقت امر من هیچ تخصصی در علوم مدیریت ندارم ولی تا جایی که خاطر دارم در دانشکده مهندسی هرگاه دو مفهوم خیلی مهم داشتیم که افزایش یکی ممکن بود به هزینه کاهش دیگری باشد و در صورت از دست رفتن یکی عملاً فلسفه وجودی تمام تلاش‌های ما زیر سوال می‌رفت (همان‌طور که شما به زیبایی اشاره کردید که برای مفهوم کارایی و اثربخشی چنین می‌تواند بشود)؛ می‌آمدیم و مفهوم و متغیری جدیدی از جنس ضرب دو متغیر قبلی تعریف می‌کردیم و تلاش خود را برای بهینه کردن این متغیر سوم انجام می‌دادیم.

    از آن‌جایی که تعریف بهره‌وری را اندیشمندان حوزه مدیریت، برای جمع دو مفهوم کارایی و اثربخشی قبلاً انتخاب کرده‌اند؛ شاید بتوان یک متغیر جدیدی تعریف کرد (ممکن است تعریف شده باشد و سواد ناجیز من در این حیطه کفاف ندهد) و بتوان برای بهینه کردن آن مفهوم جدید کوشید.

    با توجه به توضیح زیبای شما که اشاره کردید که اگر بهره‌وری را با افزایش تنها یک پارامتر بدست بیاوریم، درواقع رسالت کار را باخته‌ایم؛ شاید بتوان این مفهوم جدید را «سودمندی» نامید و آن را حاصل‌ضرب کارایی در اثربخشی حساب کرد.

     

    اگر نظر من از دیدگاه علم مدیریت، کودکانه و بی‌پایه و اساس است، پیشاپیش از اساتید فن عذرخواهی می‌کنم.

     

    با آرزوی بهترین‌ها برای شما و تمامی دوستان فرهیخته متمم

  9. باسلام

    ای کاش در سازمان ها  افرادی که کارایی زیادی دارند رو تشویق کنند تا به حدی برسند که اثربخشی آنها نیز با بالاترین حد برسد نه اینکه فقط با در نظر گرفتن بعضی آیتم ها مثل زبان بازی ودور از جون پاچه خواری کردن از یک سری افراد فقط در بعضی از زمینه ها استفاده بشه که نه تنها کارایی ندارند بلکه راندمان کار رو هم با حاشیه سازی پایین می آورند وباعث میشوند که سازمان هدفی رو که دنبال میکنه بهش نرسدوحتی از مسیری هم که در پیش داره خارج بشود.

  10. ایمان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    فرض کنید هدف من کسب نمره ۷ در آزمون آیلتس هست، میخوام ظرف یک سال با ۸۰۰ ساعت مطالعه و هزینه ۷۵۰ هزارتومان به این هدف برسم. بعد از مدت تعیین شده نمره ۷ رو کسب میکنم ولی با ۱۰۰۰ ساعت مطالعه و هزینه یک میلیون و پانصد هزار تومان. اثربخشی فعالیتها ۱۰۰% هست چون هدف به طور کامل تامین شده ولی کارآیی ۴۰% هست، چون که از منابع بیشتری نسبت به میزان برنامه ریزی شده استفاده کردم.

  11. کارایی:

    نفر اول: امروز آقایِ مسعودی مدیر اداره ی بهداشت واسه خانم احمدی نامه ی عدم کارایی زده.

    نفر دوم: راستی؟ چرا؟

    نفر اول: آخه میگه از صبح که میشینه پشت میزش معلوم نیست تا ظهر چکار می کنه. همه کارا عقب افتاده. مدیر می خواد آقای رضایی رو جایگزینش کنه. همه میگن خیلی نیرویِ کاری ای هست.

     

    اثربخشی:

    از شیش ماه پیش که آقای رضایی اومده تو قسمت ما شرایط خیلی بهتر شده. انگار همه چیز عوض شده. مدیر خیلی قبولش داره.

  12. میثم رخ گفت:

    به نظرم توی کامنت ها برای تعریف کارایی و اثر بخشی از واژه هایی استفاده شده که خودشون برای همه اگرچه یک معنی را دارند ولی یک مفهوم را تداعی نمی کنند

    واژه هایی مثل درست ، اشتباه که در عبارات “انجام درست کار اشتباه” و “انجام اشتباه کار درست” اگرچه با مثال توضیح داده شدن ولی به نظرم چیزی به محتوای درس اضافه نکردن و بلعکس باعث سردرگمی میشن.

    مثال منفی:

    اگر من یک قاچاقچی کالا باشم و امین و رضا کارمندم باشند درصورتی که امین روزی ۳ محموله و رضا روزی ۵ محموله را بتواند ترخیص کند (محموله با ارزش یکسان) به سادگی می توان دریافت که کارایی رضا بیشتر است اما در مورد اثر بخشی نمی توان به سادگی نظر داد چون طبق تعریف درس باید اول هدف مشخص باشد بنابراین اگر هدف گسترش دامنه فعالیت جهت ترخیص اقلام متنوع تر باشد قضاوت درمورد اثربخشی هرکدام از این دو نفر ساده نیست.

    لذا همانطور که در درس عنوان شد اثربخشی بر اساس کمی قابل اندازه گیری نمی باشد و بیشتر کیفی می باشد (هر چند در بعضی مثال ها می توان آنرا در قالب اعداد بیان کرد)

  13. با سلام خدمت دوستان متممی

    در واقع در یک سازمان کارایی را  میتوان در لحظه کنترل کرد اما اثر بخش بودن این کنترل ها در زمانی در یک سازمان قابل مشاهده است که بهره وری کارکنان  افزایش یابد به عبارت دیگرهمان طور که محمد رضای عزیز در مثال های خودش میگوید وقتی مدیری باکنترل از طریق دوربین میخواهد کارکنانش را  کنترل کند سعی در کنترل کاراییآنها میکند که کاملا  وقتشان را در اختیار سازمان قرار دهند اما معیار کنترل این کارایی بهره وری کارکنان است و به نظر میرسد که با این کنترل مدیر اثر بخشی این کارایی را مد نظر قرار داده اما چون ابزاری برای کنترل این اثر بخشی ندارد فقط میتواند کارایی را کنترل کند و فقط امید وار باشد که این کار  اثر بخش باشد و از طریق شاخص بهره وری نتیجه کار خود را میسنجد.

  14. گاهی اوقات ریز شدن به معانی باعث سر در گمی میشود که البته توضیحات فوق جذابیت بالایی برای من داشتند ای کاش زمانی که دور هم جمع میشویم بتوانیم اطلاعاتی این گونه تخصصی رو با هم تبادل نماییم.البته لازم به توضیح است امروز در محیط های کار بیشتر کارآیی مد نظر است گرچه من فکر میکنم با توجه به توضیحات داده شده اثر بخشی باعث پویایی محیط کار میشود که تشخیص و همچنین اندازه گیری آن تنها برای عده معدودی متخصص امکان پذیر می باشد که امروزه در محیط شغلی کمتر میتوان آنها را دید. با تشکر

    • مریم گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

      کاملا موافقم

      متاسفانه این روزها در اکثر محیط های کاری با اینکه اثر بخشی میتونه مفید تر باشه  کارایی اهمیت بیشتری نسبت بهش داره.

      عموم مدیران دم از اثر بخشی میزنن و اینکه اثر بخشی براشون اولویت اوله ولی در عمل …

  15. نظرو تجربه شخصی: اثربخشی را می توانیم کمی کنیم حتی درحوزه علوم انسانی. مثال:

    – تولید / فروش مطابق برنامه ماهانه / سالانه

    – افزایش میزان فروش با تبلیغات مربوط

    – دستورالعمل های انظباتی با کاهش تعداد و هزینه تخلفات

     

  16. فرق این دوتا را نمیدونستم یا بهتر بگم فکر میکردم جفتش یکیست!

    در مدتی که با متمم همراه شدم و از آموزشهایش استفاده کردم ، تازه متوجه شدم کارهایی که در گذشته انجام میدادم از جنس کارایی بود اما حالا که به خودم نگاه میکنم میبینم کارهام از نوع اثربخشی شده و نسبت به گذشته راضی تر هستم

  17. محسن گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    مثال ساده

    جواد از ۱۰ ساعت زمانی که در اختیار داره ۷ ساعت رو به درس خوندن می گذرونه پس کارایی جواد ۷۰ درصده

    حمید از ۱۰ ساعت زمانی که در اختیار داره ۵ ساعت رو به درس خوندن می گذرونه پس کارایی حمید ۵۰ درصده

    —–

    جواد از هر ۱۰ سوال میتونه ۶ تا رو حل کنه ولی حمید میتونه ۸ تا رو حل کنه. اینجا اثربخشی مطالعه حمید بیشتر از جواده.

     

  18. باسلام و سپاس:

    بعد از مطالعه این مطلب به نظر من کارایی یعنی انجام دادن کار به هر نحو ممکن، بصورتی که در منابع و زمان صرفه جویی کرده باشیم، بدون در نظر گرفتن نتیجه کار.

    ولی در اثربخشی ثمره و نتیجه ای  که از انجام دادن کار بدست می آید مهم است.

    باتشکر.

  19. کارایی:مطلبی که توی ذهن من اومد این بود که ما توی آمار گیری بازی بسکتبال همیشه دنبال بازیکنی بودبم که امتیاز آور باشه و بازیکنی که کمترین اشتباه را داشته باشه و پاس منجر به گل بده میشه اینطوری گفت که کارایی: پرتاب توپ به سمت سبد بسکتبال (شوتی که منجر به گل نمیشه )و یا پاس برای بازی سازی .
    ولی اثر بخشی مثل زمانی که توپ هایی که پرتاپ میشه وبه گل تبدیل میشه   و اثر بخشی مستقیم صورت گرفته یه وقتهایی هم داریم اثر بخشی غیر مستقیم مثل زمانی که پاس موثر درست و به موقع داده میشه و منجر به گل و کسب امتیاز میشه .

  20. نیما محمدپور گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    واقعا دروس مدیریت، و بیشتر ادبیات مدیریت نیاز به
    بازنگری اساسی دارد،این واژه ها را فراوان خوانده ایم، اما تعریف متمم خیلی دقیق تر بود، از بس خوندیم انجام کار درست، انجام درست کارها!! خسته شده بودیم.