Menu


تعریف سیستم و تفکر سیستمی


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۰۶۶
از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • بتوانند برخی از ویژگی های یک سیستم را فهرست کنند.
  • به خاطر بسپارند که سیستم از تعامل چند جزء تشکیل می‌شود و زمانی می‌توانیم بگوییم سیستم به وجود آمده که حاصلِ کنار هم نشستن اجزا چیزی فراتر از آن اجزا را بسازد و ایجاد کند.
  • بتوانند چند سیستم مثال بزنند و اجزای هر سیستم را نام ببرند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
سیستم چیست؟ تعریف سیستم چگونه است؟ تفکر سیستمی به چه می‌پردازد؟

تعریف‌های بسیار متنوع و متفاوتی از سیستم و تفکر سیستمی وجود دارد.

با وجودی که تقریباً همه‌ی ما می‌توانیم به صورت حسی مفهوم سیستم را درک کنیم، اما عملاً نمی‌توانید یک روایت مشترک از تعریف سیستم در میان محققان و متفکران سیستمی بیابید.

در مجموعه درس‌های تفکر سیستمی در متمم، برای ما مهم است که شما به جزئیات حساس باشید و تفاوت دیدگاه‌ها و نگرش‌ها را مد نظر قرار دهید.

اما از سوی دیگر، بسیار مهم است که در دام بحث‌های غیرسازنده گرفتار نشویم و بتوانیم با عبور از آنها، به یادگیری بخش‌های کاربردی و مهم نگرش سیستمی مشغول شویم.

بنابراین به جای تلاش برای ارائه‌ی یک تعریف جامع و مانع از سیستم و تفکر سیستمی، صرفاً برخی از ویژگی‌های مهم سیستم‌ها که اکثر نویسندگان و تحلیل‌گران بر روی آنها اتفاق‌نظر دارند را با هم مرور می‌کنیم:

  سیستم از اجزای متعدد تشکیل می‌شود.

  اجزای سیستم با یکدیگر در ارتباط و تعامل هستند.

  برای سیستم‌ها می‌توان رفتار تعریف کرد. با حذف هر یک از اجزای سیستم، رفتار کلی سیستم تغییر می‌کند.

  معمولاً برای سیستم یک مرز تعریف می‌شود.

  برای بسیاری از سیستم‌ها می‌توان هدف تعریف کرد.

  سیستم‌ها را می‌توان به دو دسته‌ی باز و بسته تقسیم کرد.

در ادامه، هر یک از نکات بالا را با جزئیات بیشتر بررسی می‌کنیم.

(۱) سیستم از اجزای متعدد تشکیل می‌شود

به عبارت دیگر یک قطعه را به تنهایی به عنوان یک سیستم در نظر نمی‌گیریم.

وقتی دو یا چند المان در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و مجموعه‌ی آنها – از دید ما – هویت پیدا می‌کند می‌توانیم بگوییم یک سیستم به وجود آمده است.

(۲) اجزای سیستم با هم در ارتباط و تعامل هستند

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک سیستم این است که اجزای آن با هم تعامل دارند و بر روی یکدیگر تاثیر می‌گذارند.

هر یک از اجزای یک سیستم را که انتخاب کنید، می‌توانید تشخیص دهید که بر روی کدامیک اجزای سیستم تأثیر می‌گذارد.

همچنین با بررسی سیستم می‌توانید بگویید که آن جزء خود از چه بخش‌هایی از سیستم اثر می‌پذیرد.

تا وقتی تعامل وجود ندارد صرفاً یک مجموعه داریم و نه یک سیستم.

بسیاری از شرکتها و سازمانها، مجموعه‌ای از دپارتمان‌ها هستند نه یک سیستم سازمانی.

شاید این توضیحات برای شما بحث مهارت کار تیمی را تداعی کند.

می‌دانید که یکی از بحث‌های رایج در کار تیمی، بررسی تفاوت تیم و گروه است.

اگر بخواهیم از ادبیات سیستمی استفاده کنیم می‌توانیم بگوییم گروه، تیمی است که تعامل و تأثیرگذاری میان اعضای آن حذف شده است.

یا بالعکس می‌توانیم بگوییم یک گروه از انسان‌ها را وقتی می‌توانیم به یک تیم تبدیل کنیم که با یکدیگر تعامل داشته باشند و بر روی کار یکدیگر تاثیر بگذارند و از یکدیگر تأثیر بپذیرند.

(۳) برای سیستم‌ها می‌توان از چیزی به نام رفتار حرف زد

وقتی اجزای سیستم با هم تعامل دارند و بر روی یکدیگر تأثیر می‌گذارند، به تدریج چیزی به نام رفتار سیستم به وجود می‌آید و پدیدار می‌شود.

این رفتار، چیزی فراتر از ویژگی‌ها یا تغییرات یک بخش خاص است و از ترکیبِ تعامل همه‌ی اجزا تشکیل می‌شود.

برای سیستمها می‌شود رفتار تعریف کرد

(۴) برای سیستمها معمولاً یک مرز تعریف می‌شود

تقریباً هر سیستمی که انتخاب کنید و در موردش حرف بزنید، مرز (‌Border) هم دارد؛ مگر اینکه بخواهید تمام عالم هستی را به عنوان یک سیستم بگیرید.

مرز سیستم یک واقعیت بیرونی نیست. بلکه ما انسانها مرزها را تعریف می‌کنیم.

ممکن است پدر یک خانواده، مرزهای سیستم خانواده‌ی خود را، چاردیواری خانه تعیین کند و به فرزندان خود هم بیاموزد که آنچه بیرون از این خانه می‌بینید محیط است و چنین شود که فرزندان، وقتی زباله‌ها را از خانه بیرون بردند، احساس می‌کنند «مشکل زباله‌ها، در سیستم خانواده حل شده است».

چنین است که شاید در برخی مجتمع‌ها دیده باشید که ساکنان برای تزیینات خانه‌ی خود، بی حد و حصر هزینه می‌کنند اما برای گلکاری حیاط، حاضر به پرداخت کمترین هزینه نیستند.

خانواده‌ی دیگری را هم ممکن است بیابید که مرزهای سیستم خود را مرزهای استان خود بداند و یا مرزهای سیاسی کشور خود یا کره‌ی زمین.

در تعریف سیستم باید به مرزهای سیستم توجه داشته باشیم و آنها را درست تعریف کنیمبسیاری از راه‌حل‌های غیرسیستمی از آنجا ناشی می‌شوند که ما مرزهای سیستم خود را بسیار محدود تعریف می‌کنیم.

(۵) برای بسیاری از سیستم‌ها می‌توان هدف تعریف کرد

دقت کنید که نگفته‌ایم برای همه‌ی سیستم‌ها باید هدف تعریف شود و سیستم حتماً باید هدف داشته باشد.

برای تحلیل سیستمها باید هدف آن‌ها را بشناسیم

با همین استدلال (و استدلال‌های مشابه) کسانی که نظریه سیستم‌ها را به شکل عام می‌خوانند و دنبال می‌کنند، ترجیح می‌دهند این مورد را به عنوان یکی از ویژگی‌های یک سیستم مطرح نکنند.

اما برای کسانی مثل ما که در متمم تفکر سیستمی را برای استفاده در درس‌های مدیریت و اقتصاد می‌خوانند و می‌آموزند، مناسب‌تر است هدف و هدفمندی را هم به عنوان یک ویژگی سیستم در نظر بگیریم و فرض کنیم بر بسیاری از سیستم‌ها می‌توان یک یا چند هدف تعریف کرد.

ما اگر می‌گوییم سازمان را می‌توان یک سیستم در نظر گرفت و بعد می‌خواهیم به عنوان تحلیل‌گر سیستمی در مورد موفق بودن یا نبودن سازمان صحبت کنیم، باید این موفقیت را در مقایسه با یک یا چند هدف بسنجیم.

همچنان وقتی سیاست‌گذاران در اقتصاد کشور از اصلاح سیستم اقتصادی سخن می‌گویند، باید محور و معیار و هدفی برای سیستم اقتصادی وجود داشته باشد تا بتوان از هدف آن حرف زد.

بنابراین معمولاً در تحلیل سیستم‌ها در درس‌های اقتصاد و مدیریت (بر خلاف نظریه عمومی سیستم‌ها)، از هدف سیستم صحبت می‌شود.

البته همه می‌دانیم که این ما هستیم که به عنوان تحلیل‌گر و ناظر برای سیستم هدف تعریف می‌کنیم.

(۶) سیستمها را می‌توان به دو دسته‌ی باز و بسته تقسیم کرد

بعضی سیستم ها با دنیای اطراف خود در ارتباط هستند و یک سیستم باز را شکل می‌دهند.

در حالی که ممکن است سیستم هایی را ببینیم که بسته هستند و هیچ رابطه‌ای با دنیای اطراف خود ندارند.

از نظر تئوری، تنها سیستم بسته‌ی واقعی کلِ جهان است که دیگر چیزی در بیرون آن نیست که با آن تعامل داشته باشد و سایر سیستم‌ها همگی به نوعی سیستم باز محسوب می‌شوند.

اما وقتی در تحلیل سیستم‌ها از اصطلاح سیستم بسته صحبت می‌کنیم منظورمان سیستمی است که تعامل آن با محیط، اندک است؛ یا اینکه ما تصمیم گرفته‌ایم از تعاملات آن با محیط صرف‌نظر کنیم.

معادل کلمه سیستم در زبان فارسی

واژه‌ی انگلیسی سیستم (System) در میان فارسی‌زبانان یک معادل مشخص پیدا نکرده است.

هر یک از ما بسته به نیاز و ترجیحات و سلیقه‌ی خود، از واژه‌ی متفاوتی استفاده می‌کنیم:

  خود واژه‌ی سیستم قطعاً یکی از معادل‌هایی است که به جای واژه‌ی انگلیسی System به کار می‌بریم. حتی تعبیرهای سیستماتیک و سیستمی هم امروزه در میان فارسی‌زبانان رواج دارد.

  در گذشته استفاده از واژه‌ی عربیِ جهاز هم میان فارسی‌زبانان رواج داشت. حتماً شما هم اصطلاحِ جهازِ هاضمه را شنیده‌اید. البته دقیق‌تر است که جهاز را معادل دستگاه در نظر بگیریم. چنانکه هنوز هم واژه‌ی تجهیزات از همین خانواده بین ما رواج دارد.

  اصطلاح عربیِ نظام هم در زبان فارسی، برابر با System در نظر گرفته می‌شود. تعبیر‌های نظام بانکی و نظام اقتصادی و نظام اجتماعی دقیقاً معادل سیستم بانکی و سیستم اقتصادی و سیستم اجتماعی هستند.

  در سال‌های اخیر، فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه‌ی فارسیِ سامانه را هم برابر با سیستم پیشنهاد کرده است که اتفاقاً در بسیاری از نوشته‌ها و گفته‌ها – خصوصاً متن‌های رسمی دولتی – رواج یافته است.

به هر حال چون همه‌ی واژه‌ها و ترکیب‌های فوق در نوشتار و گفتار فارسی به‌کار می‌روند، مناسب است که همه‌ی آنها را در خاطر داشته باشیم.

در عین حال به نظر می‌رسد چون با واژه‌های سامانه و نظام و جهاز همچنان نمی‌توان صفت‌هایی ساده و روان، هم‌ارز با سیستمی و سیستماتیک ایجاد کرد، همچنان سیستم و ترکیب‌های آن در زبان فارسی باقی بمانند و استفاده شوند.

بررسی نمونه هایی از سیستمها

با ویژگی‌هایی که از یک سیستم شرح داده شد، موارد زیر را می‌توان به عنوان نمونه‌هایی از سیستم‌ها در نظر گرفت:

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

درس تعریف سیستم و تفکر سیستمی برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان تفکر سیستمی مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد در کنار تفکر سیستمی، مطالعه‌ی مباحث زیر را نیز در اولویت قرار دهید:

  ارزش آفرینی

  تصمیم گیری

  مدل ذهنی

چه توضیحات یا اطلاعات و اصطلاحات دیگری در مورد تعریف سیستم و تفکر سیستمی به ذهن‌تان می‌رسد که مناسب بدانید در اینجا برای دوستان خود مطرح کنید؟

[   فایل صوتی مرتبط: سمینار دو ساعته محمدرضا شعبانعلی درباره تفکر سیستمی ]

  لطفاً توجه داشته باشید که ما در متمم، تعداد و ترتیب درس‌ها و تقویم محتوا را بر اساس تعداد دوستان علاقه‌مند به هر درس، انتخاب و طراحی می‌کنیم.

بنابراین لطفاً پس از مطالعه‌ی این درس و هر درس دیگر در متمم، چند ثانیه وقت بگذارید و با علامت‌گذاشتن یا علامت نگذاشتن زیر هر درس، اولویت و ترجیحات خود را به ما اعلام کنید.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: دولو مصطفی , مصطفی منبری اسکویی , اسکندر مهدوی , شاهین صفری , محسن عرب جوادی

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تفکر سیستمی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه تفکر سیستمی
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

599 نکته برای تعریف سیستم و تفکر سیستمی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : هومن کلبادی

    سلام به همۀ عزیزان
    محمدرضای عزیز ، همونطوری که در فایل شمارۀ 10 رادیو متمم هم اشاره کردید ، تفکر مکانیکی که به نوعی نقطۀ مقابل تفکر سیستمی هست ، در قرن 16 و 17 میلادی و در دوران صنعتی شدن دنیا ، ایجاد شد و طی اون ، افراد موظف به انجام دادن و درست انجام دادن وظایف خودشون بودن و به بقیه کاری نداشتن . متاسفانه این رویکرد و این نوع تفکر ، تا حد زیادی الان در کشور ما هم هست چه در انجام امور و چه در ریشه یابی مسائل و مشکلات ، چه خرد و چه کلان . متاسفانه به دلیل قائم به فرد بودن بسیاری از سازمان ها و نهادها ، افراد به صورت مقطعی به مسائل نگاه می کنند و به دلیل اینکه در بلند مدت ، خودشون رو موظف به پاسخگویی نمیدونن ، اعتقادی به تفکر سیستمی ندارند و سعی می کنند راه حل هایی رو ارائه کنند که در کوتاه مدت نتیجۀ چشمگیری رو به دنبال داشته باشه ولی غافل از اونکه همین راه حل ها ، خودشون ریشه و علت بسیاری از مسائل آینده خواهند بود مثل مثالی که محمدرضای عزیز در فایل شمارۀ 10 رادیو متمم در مورد رفع مشکل مالی شرکت در کوتاه مدت زدند که در اون مدیر وقت ، اقدام به فروش قسمتی از سرمایۀ شرکت با 25% تخفیف میکنه که نیاز 3 میلیاردی شرکت رو در کوتاه مدت حل کنه غافل از اونکه همین کار در بلند مدت منجر به فروش زیر قیمت بخش عمده ای از ساختمان ها با قیمتی پایین تر و در نهایت تحمیل خسارتی به مراتب بیشتر به شرکت خواهد شد یا همون مثالی که در مورد نزول گرفتن برای رفع مشکل مالی در کوتاه مدت زدید که در نهایت نه تنها مشکل رو رفع نمیکنه ، اون رو به مراتب شدید تر و حادتر میکنه .
    همونطور که محمدرضای عزیز گفتن ، سیستم از اجزایی تشکیل شده که بر خلاف مجموعه ، با هم در تعامل هستند . تفکر سیستمی تا حدی معادل جامع نگری هست به این مفهوم که مثلاً در حوزۀ شغلی ، نمیشه مشکلات رو فقط در یک قسمت و یک حوزه جستجو کرد و مشکل رو نباید به شکل یک توپ آتشین ، از یک دپاتمان ، به دپارتمان دیگه پرت کرد ، کاری که در بسیاری از جلسات در سازمان ها انجام میشه و هر بخشی تلاش می کنه خودش رو از اتهام مبرا کنه و مشکل و توپ آتشین رو به داخل دپارتمان و بخش دیگه ای پرت کنه و از خودش رفع مسئولیت بکنه . مثلاً بخش بازاریابی و فروش ، همۀ مشکلات رو ناشی از ضعف تولید بدونه و بگه "مشکل ، مشکله بخش تولید هست و به ما هیچ ربطی نداره ! " .
    یکی از جملات زیبا که در اون فایل بود و خیلی نظرم رو جلب کرد این بود که " راه حل های کوتاه مدت ، مشکلات بلند مدت ایجاد میکنن " .این رویکرد ناشی از داشتن تفکر غیر سیستمی هست و اینکه بخوایم مقطعی و بدون در نظر گرفتن اینکه تصمیمات و اعمال ما در بلند مدت چه اثر یا تاثیراتی بر روی خودمون و بقیۀ اعضا و قسمت های سیستم خواهد گذاشت ، رفتار کنیم .
    یکی دیگر از مسائلی که به شدت به چشم می خوره ، مسئلۀ رقابت های ناسالم هست که زائیدۀ تفکر غیر سیستمی و ارائۀ راه حل های مقطعی و کوتاه مدت هست که تبعات بسیار زیادی هم به دنبال دارن مثل استفاده از تبلیغات گسترده در کوتاه مدت هست که نه تنها مشکلی رو حل نمیکنه در بلند مدت ، موجب میشه که رقبا هم رو به اینکار بیارن و در دراز مدت ، این راه حل صرفاً هزینۀ بیشتری رو وارد می کنه و عملاً به دلیل ایجاد فضای رقابتی ناسالم و تقلید رقبا ، مزیت رقابتی این راه حل از بین میره و فقط اثرات منفی ( مثل هزینۀ گزاف تبلیغات ) باقی می مونه .
    در حوزۀ جغرافیای ، مثال تفکر غیر سیستمی اینه که با یک راه حل اشتباه برای حل مشکل یک استان ، مشکلات متعددی برای استان های دیگه پدید بیاریم مثل حل مشکل کم آبی استان مرکزی و قم که موجب نابودی زمین های کشاورزی در چند استان و خشک سالی بی سابقه در اصفهان شد !
    تفکر سیستمی ممکنه در کوتاه مدت سرعت موفقیت ما رو کند بکنه ولی در بلند مدت ، موفقیت ما رو بیشتر می کنه و افزایش میده
    ارادتمند همۀ همخونه ایهای عزیز و صاحب خونۀ عزیزمون - هومن کلبادی

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .