Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


خطاهای شناختی یا خطاهای ذهنی | معرفی انواع خطاهای شناختی


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۲۰۹۳
از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • خطاهای شناختی (یا خطاهای ذهنی) را تعریف کنند.
  • بتوانند به صورت بسیار کلی، تفاوت بین خطاهای سوگیری و خطاهای تحریف را شرح دهند.
  • بتوانند بعضی از خطاهای شناختی را فهرست کنند (همین که نام‌شان را بدانید کافی است. هر خطای شناختی، درس مستقلی دارد).
  • به خاطر بسپارند که خطاهای شناختی می‌توانند ریشه خطاهای تصمیم گیری باشند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
خطاهای شناختی چه هستند و فهرست آنها چیست؟

خطاهای شناختی یا Cognitive Errors از جمله بحث‌های مهم در حوزه مدیریت و روانشناسی محسوب می‌شوند و به‌طور خاص، فهرست خطاهای شناختی به بخش جدایی‌ناپذیر بسیاری از کتابهای تصمیم گیری تبدیل شده است.

این خطاها، هنگام تحلیل و تفسیر و قضاوت در مورد رویدادها ما را به دام خود گرفتار می‌کنند و باعث می‌شوند که ما نتوانیم شرایط موجود را به درستی ارزیابی کرده و بهترین گزینه‌ی پیش رو را انتخاب کنیم.

اکثر خطاهای شناختی به مرور زمان و در اثر زندگی طولانی‌ مدت انسان بر روی کره زمین، در مغز ما شکل گرفته‌اند و ضمن اینکه بسیاری از آنها به بقاء ما کمک کرده‌اند و یا به فکر کردن سریع‌تر و تصمیم گیری بهتر مغز ما کمک می‌کنند، هزینه‌هایی هم به ما تحمیل می‌کنند.

 خطاهای شناختی، همراه قدیمی ما انسان‌ها

 تقسیم بندی خطاهای شناختی

 فهرست برخی از خطاهای سوگیری

 فهرست برخی از خطاهای تحریف

 اهمیت شناخت و درک خطاهای شناختی

 خطاهای شناختی در کدام درس‌ها مورد اشاره قرار گرفته‌اند؟

 گزارشی از وضعیت حل تمرین شما در بحث خطاهای شناختی

خطاهای شناختی، همراه قدیمی ما انسان‌ها

شاید بتوان خطاهای شناختی را قواعد محاسبات سرانگشتی مغز انسان دانست که اگر چه مزایای زیادی دارد، اما دردسرهای خود را هم به همراه خواهد داشت.

مثال زیر، نمونه‌ای فرضی از راهکارهای قدیمی حل مسئله را روایت می‌کند که می‌تواند در زندگی امروز، به یک خطای شناختی تبدیل شود. خطایی که آن را به عنوان خطای تعمیم می‌شناسیم:

فهرست خطاهای شناختی و انواع خطاهای شناختی

تقسیم بندی خطاهای شناختی

خطاهای شناختی، زیرمجموعه‌های زیادی دارند که این زیرمجموعه‌ها و تقسیم بندی‌ها، گاهی مرزهای مشخص‌ هم ندارند و دارای هم پوشانی هستند.

از میان انواع تقسیم بندی‌ها و اصطلاحات حوزه ی خطاهای شناختی شاید دو اصطلاح سوگیری های شناختی (Cognitive Biases) و تحریف های شناختی (Cognitive Distortions) رایج‌تر از بقیه باشند:

با وجود اینکه اختلاف نظرهای جدی در تعریف و تفکیک مفهوم سوگیری های شناختی و مفهوم تحریفهای شناختی وجود دارد، اما شاید تقسیم بندی زیر تا حدی راهگشا باشد:

 سوگیری های شناختی عموماً میان همه‌ی ما انسان‌ها مشترک هستند و معمولاً در ارزیابی روی می‌دهند.

 تحریف‌های شناختی فردی‌تر هستند. به عبارتی شدت و ضعف آنها در انسان‌ها بسیار متفاوت است. معمولاً هم در ثبت و یادآوری رویدادها به وجود می‌آیند.

با این حال، چون تقسیم بندی فوق بسیار ذهنی است، ما در متمم (غیر از این درس که به تقسیم بندی کلاسیک وفادار مانده است) معمولاً ترجیح می‌دهیم از اصطلاح خطاهای شناختی استفاده کنیم که عمومی‌تر است و همه‌ی موارد را پوشش می‌دهد.

فهرست برخی از انواع خطاهای شناختی از نوع سوگیری

فهرست برخی از انواع تحریف های شناختی

  • تفکر همه یا هیچ یا All or nothing
  • تعمیم دادن یا Over-generalization
  • بایدها یا Should Statements (درس جبر محیطی در گفتگو)
  • برچسب گذاری بر روی خود و دیگران یا Labeling
  • بزرگنمایی و کوچکنمایی یا Magnification / Minimization
  • حذف رویدادها و اطلاعات مثبت یا Disqualifying Positives
  • پریدن به نتیجه بدون طی شدن مسیر Jumping to Conclusions
  • شخصی کردن و به خودگرفتن Personalization
  • ذهن خوانی یا Mindreading
  • خطای هاله ای (Halo Effect)

اهمیت شناخت و درک خطاهای شناختی

معمولاً دانشجویان مدیریت و روانشناسی شناختی، پس از اینکه با برخی از خطاهای شناختی آشنا می‌شوند یک اعتراض مشترک دارند.

آنها می‌گویند: حتی به فرض اینکه همه‌ی این خطاها را بشناسیم، آیا می‌توانیم همه‌ی آنها را از فرایند تصمیم گیری خود حذف کنیم؟

پاسخ به این سوال منفی است. ما معمولاً در بهترین حالت، می‌توانیم این خطاها را مهار کنیم.

بنابراین، اجازه بدهید درس خطاهای شناختی را از ابتدا با بحثی که در انتهای آن مطرح خواهد شد آغاز کنیم.

دنیل کانمن برای پاسخ به این سوال، یک مثال ساده اما مفید را مطرح می‌کند:

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به این درس و ۷۶ درس دیگر دربارهٔ تصمیم گیری و حل مسئله برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۱۳۰۶۵ نفر از متممی‌ها مجموعاً ۲۶۷۵۴ تمرین در درس‌های تصمیم گیری و حل مسئله ثبت کرده‌اند.

با عضویت ویژهٔ متمم علاوه بر این ۷۶ درس به هزاران درس دیگر از جمله درس‌های زیر دسترسی پیدا می‌کنید. درس‌های زیر صرفاً چند نمونه هستند:

تفکر سیستمی  |  تفکر استراتژیک  |  مهارت یادگیری

دوره MBA  |  توسعه فردی  | سبک زندگی

مشاوره مدیریت  |  کوچینگ  |  مدیریت جلسه

مذاکره  |  مدیریت تعارض  | مهارت های ارتباطی

خودشناسی  |  زندگی شاد  |  عزت نفس

خرید اشتراک    تجربهٔ متممی‌ها

کتاب درباره خطاهای ذهنی (خطاهای شناختی)

طبیعتاً درباره‌ی بسیاری از خطاهای ذهنی، کتابها و مقالات اختصاصی وجود دارد و ما هم در درس مربوط به هر خطا، به برخی منابع مرتبط اشاره کرده‌ایم.

اما اگر قصد دارید کتابی عمومی و بسیار ساده در زمینه‌ی خطاهای ذهنی بخوانید می‌توانید به سراغ یکی از دو کتاب زیر بروید:

 کتاب تفکر سریع و آهسته (کانمن)

کتاب هنر شفاف اندیشیدن

سطح و اعتبار کتاب اول (نوشته‌ی کانمن) بسیار بالاتر است. اما کتاب دوم برای مخاطب عمومی‌تر نوشته شده و نثر روان‌تری دارد.

خطاهای شناختی در کدام درس‌ها مورد اشاره قرار گرفته‌اند؟

ما در متمم به بهانه‌ی پرونده‌ ان ال پی به برخی از خطاهای شناختی (از جمله تعمیم، حذف و تحریف) پرداخته‌ایم.

در مجموعه درس های مهارت ارتباطی هم در درسی با عنوان گفتگو با خود از استعاره‌ی مورچه و مورچه خوار استفاده کرده‌ایم و برخی از خطاهای تحریف را مورد اشاره قرار داده‌ایم.

و همچنین در درس افکار منفی تا حدی به برخی از رایج ترین تحریف های شناختی اشاره کرده‌ایم. سایر خطاهای شناختی به شکل پراکنده در درس تصمیم گیری معرفی شده‌اند.

وضعیت شما در مطالعه و حل تمرین‌های درسهای خطای شناختی

درس‌هایی که تمرین آنها را حل کرده‌اید با علامت  و درس‌هایی که هنوز تمرین آنها را حل نکرده‌اید با علامت  مشخص شده‌اند.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۹۷ نظر برای خطاهای شناختی یا خطاهای ذهنی | معرفی انواع خطاهای شناختی

  1. محمد مهدی داورزنی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    به نظرم بعد از خوندن این درس هر کس باید موقع تصمیم گیری های مهمش اول ببینیه که بر چه اساسی در حال تصمیم گیریه . آیا بر اساس آخرین اطلاعات ورودی مغزش داره تصمیم میگیره ؟ آیا به خاطر علاقه به شخصی داره به نفعش قضاوت میکنه و یا …

    وقتی راجب خطاهای شناختی بدونیم بهتر میتونیم موقع تصمیم گیری حذفشون کنیم.

    البته این قضیه مشخصه که نمیتونیم همه خطاهای شناختی رو بشناسیم و حذف کنیم …

  2. همیشه عینیت (آنچه به چشم می‌آید) ذهنیت را نمی‌سازد؛ بلکه ذهنیت هم می‌تواند به عینیت شکل بدهد

    جای جمله‌ی بالا که از درس مدل ذهنی است ، در این درس خطاهای شناختی خالی است!
    همه انسان ها از یک پدیده یکسان ، یک برداشت یکسان را ندارند! مدل ذهنی در شکل گیری برداشت ها نقش آفرینی می کند.
    خطاهای شناختی آنقدر باما همراه هستند که تشخیص آن ها از تشخیص راه رفتنِ یک مورچه‌یِ سیاه در دل تاریکیِ شب روی یک سنگ سیاه سخت تر است!
    بعد از خواندن هر درسِ مرتبط با خطاهای شناختی موارد بسیاری را در اطرافم مشاهده کردم و از اینکه چه تعداد این خطاها را مرتکب شدم و متوجه نشدم حقیقتا ناراحت شدم! چون در اینجا مصداق بارز آن کس که نداند و نداند که نداند بودم…
    در صورتی که برداشت ما سوگیری داشته باشد احتمال تصمیم گیری اشتباه قطعا بیشتر است!
    چقدر احتمال دارد یک نگاه همراه با خطاهای شناختی فرصت ها را درک کند و از آنها حداکثر استفاده را ببرد؟ مدیر موفقی شود ؟ پدر یا مادر و همسر موفقی باشد؟ 
    یک مثال بسیار ساده:
    تحریف شناختی حذف رویدادها و اطلاعات مثبت یا Disqualifying Positives
    چند نفر را دیده اید که هزاران اتفاق مثبت را میبینند اما یک بارهم مورد توجه قرارنمیدهند و بازگو نمیکنند اما ده اتفاق منفی را با جزئیات فراوان به خاطر می سپارند و هزاران بار بازگو می کنند؟!

  3. خطای اکتشاف

    اثر اکتشاف تمایل ما بر پایه‌گذاری تصمیمات‌مان بر اساس احساسات‌مان است. برای مثال در تحقیقی در دانشگاه شوکوتوکو ژاپن، افراد مورد مطالعه، بیماری‌ای که از هر ۱۰ هزار نفر، ۱۲۸۶ نفر را کشته بود، خطرناک‌تر از یک بیماری با درصد کشندگی ۲۴/۱۴ تشخیص دادند (با وجود اینکه این درصد کشندگی دو برابر قبلی بود). در واقع مردم به تجسم عدد ۱۲۸۶ نفر انسان در حال مرگ واکنش نشان دادند، در حالی‌که «درصد» کشندگی نمی‌تواند همان میزان تصویرسازی ذهنی را به‌وجود آورد و احساسات را تحریک کند.

    خطای بنیادی برچسب‌زدن

    این خطا زمانی اتفاق می‌افتد که ما رفتارهایی را که فرد در شرایط خاص از خود نشان می‌دهد، با ویژگی‌های شخصیتی آن فرد اشتباه می‌گیریم. برای مثال مردم اغلب عملکرد کاری ضعیف را به تنبلی فرد نسبت می‌دهند، در حالی‌که توضیحات زیادی می‌تواند برای این موضوع وجود داشته باشد، مثلا ممکن است فرد پروژه‌هایی را دریافت کند که هیچ علاقه‌ای به آنها ندارد، یا مشکلاتی در زندگی خصوصی خود داشته باشد که در کارش نیز تأثیر گذاشته‌اند، یا دچار فرسودگی شغلی شده باشد.

    خطای پدیده‌ی ایدئوموتور

    پدیده‌ی ایدئوموتور، انجام خود به خود برخی از حرکات جسمی، تنها به‌علت فکر کردن به آنهاست. این پدیده نشانگر این حقیقت است که افکار ما می‌توانند باعث شوند که ما احساسات واقعی را تجربه کنیم. به همین دلیل است که بازیگران، می‌توانند فیلمنامه‌ها را باور کنند و حرکاتی را به‌صورت واقعی انجام دهند، مثلا در صحنه‌ی مرگ یک دوست واقعا گریه کنند. همچنین به دلیل همین پدیده است که فعالیت‌هایی مانند نوشتن آنچه که برایش شکرگزار هستید، می‌تواند اثر عمیق و مثبتی برای سلامتی‌تان داشته باشد.

    خطای تائید

    خطای تائید تمایل به دنبال کردن اطلاعاتی است که از باورهای قبلی ما پشتیبانی می‌کند. به عبارت دیگر، ما اول عقیده‌مان را می‌سازیم و سپس دنبال شواهدی برای اثبات آن می‌گردیم، به جای اینکه عقایدمان را بر اساس حقایق بسازیم.

    خطای محافظه‌کاری

    این خطا باعث می‌شود که مردم دانش قدیمی را نسبت به دانش و اطلاعات جدید در اولویت قرار دهند. به دلیل این خطا، توصیه می‌شود که هیچ چیزی را فقط به این دلیل که متفاوت است، سریع رد نکنید. این را بدانید که ایده‌های بزرگ، معمولا جدید و متفاوت به نظر می‌رسند.

    خطای شترمرغ

    اثر شترمرغ بیانگر تمایل ما به پنهان شدن از مشکلات قریب‌الوقوع است. در این مواقع شاید ما به‌صورت فیزیکی سرمان را زیر زمین نکنیم، ولی واکنش ما در حقیقت مشابه همین رفتار است. برای مثال اگر شرکت شما در حال تعدیل نیرو باشد و شما نیز بازخوردهای منفی دریافت کرده باشید و مشکلاتی در ارتباط با شرکت‌تان داشته باشید، ترس باعث خواهد شد به جای مواجه شدن با مشکل و سعی در حل آن، بخواهید از آن فرار کنید و یا آن را نادیده بگیرید که البته مشکلی را حل نخواهد کرد.

    خطای نقطه‌ی کور

    اگر احساس می‌کنید که بر خطاهای ذهنی تسلط دارید، به‌یاد داشته باشید که ممکن است به خطای نقطه‌ی کور دچار شده باشید، که باعث می‌شود که خطاها را در دیگران ببینید ولی نتوانید وجود آنها را در خودتان تشخیص دهید.

     
  4. آگاهانه فکر کردن کمک می کند کمتر در دام خطاهای شناختی بیفتیم. اول باید از خطاهای شناختی آگاه شویم و بعد حواسمان باشد در موضوعات غرق در افکار نشویم یعنی کنترل مغز در دست ناخوداگاه نباشد چون قطعا در دام خطاهای شناختی میفتیم .
    مدتی بوسیله یوگا و مدیتیشن قدرت تمرکز ذهن را بالا بردم و بعد سعی کردم در طول روز نشخوار ذهنی را به کمترین میزان برسانم و بعد از مدتی هنگامی که میخواستم تصمیم بگیرم مدت زمانی را مثلا نیم ساعت به موضوع اختصاص میدادم . فکر کردن با آگاهی خیلی انرژی بر است. وقتی می خواهیم تصمیم بگیریم بعد از فکر کردن باید احساس خستگی داشته باشیم  درغیر اینصورت احتمالا  آن تفکر آگاهانه نبوده چون عضلات ذهن ما را درگیر نکرده و طبق عادت بوده است. 
    البته این آگاهی کاملا نسبی است مثلا هرچه بیشتر درباره خطاهای شناختی بدانیم آگاهیمان بیشتر شده و کیفیت تفکر ما بالاتر می رود. 
    از وقتی با این‌ نوع تفکر آشنا شده ام فهمیده ام که چرا می گویند یک ساعت تفکر از هزار سال عبادت برتر است. 
    تفکر آگاهانه واقعا کار سختی است اما به انسان آزاداندیشی و تفکر بدون تعصب را هدیه می دهد. 

  5. مجتبی شفیعی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    فهم ریشه‌های مرتبط با خطاهای ما در تصمیم‌گیری مهمه و خیلی خوبه که لیستی از آنها داشته باشیم، اما فکر می‌کنم واقعیت این است که نمی‌توانیم هر کدام از آنها را در لحظه مورد نظر شناسایی و حذف کنیم. 
    شاید اگر بتوانیم براساس تاریخِ تصمیماتمان و تجارب قبلی لیست مهم‌ترین خطاهای شناختی خودمان را بشناسیم و بدانیم؛ کمک بزرگی باشد. 
    برای خود من مثلا قاعده اوج – پایان دانیل کانمن یکی از انواع خطاهای شناختی بوده که بارها مرتکب شده‌ام، اما از زمانی که آن را شناخته‌ام و در تصمیمات قبلی‌ام شناسایی کرده‌ام، بهتر توانسته‌ام آن را مهار کنم و در دامش نیفتم. 

  6. حالا چقدر اتکا به تجربیات قبلی، سخت تر و نا ایمن تر شد!

  7. صبا کیانی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    به قول کانمن، همه ی ما دوست داریم یک زنگ هشدار داشته باشیم که هر زمان که میخواهیم خطای جدی مرتکب شویم با صدای بلند به صدا در بیاید، اما چنین زنگی وجود ندارد.

  8. تله موفقیت نیز بنظرم نوعی خطای شناختی محسوب شود؛ کسی که  با سعی و تلاش در کاری موفق شود، انتظار دارد نوبت بعدی نیز  بدون تلاش دوباره موفق شود ! چون موفقیت را به عوامل درونی خود منتسب کرده و تلاشی و کاری که انجام داده را فراموش میکند و فقط موفقیت را بخاطر میسپرد ! 

  9. مونا رضایی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    سوگیری اثر خوش‌بینی (Optimism bias) یکی از خطاهای‌ ادراکی است که باعث می‌شود نسبت به همه چیز خوش‌بین باشیم و ملاحظات و پیش‌گیری‌های معمولی را که هر فرد در زندگی به آن نیاز دارد در نظر نگیریم. 

    این خطای شناختی منجر می‌شود ما باور کنیم احتمال گرفتار شدن و تجربه‌ی لحظات بد در زندگی بسیار کمتر از لحظات خوش و موفقیت خواهد بود. ما اغلب معتقدیم سطح زندگی متوسط به بالا داریم، فرزندانمان از میانگین بچه‌ها باهوش‌تر خواهند بود و در زندگی موفق‌تر از حد متوسط خواهیم بود. در صورتی که این چنین نیست و همه‌ی ما نمی‌توانیم بالاتر از حد متوسط باشیم. 

    معایب سوگیری اثر خوش‌بینی

    اثر خوش‌بینی به این معنی نیست که ما زیادی و بیش از حد به زندگی خودمان با دید مثبت نگاه می‌کنیم. بلکه این سوگیری می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های ضعیف و نتایج فاجعه بار شود

  10. سلام
    یکی از مطالب مهمی است که تقریبا بیشتر متخصصان درباره اش سخن گفته اند دو تا کلیپ خطاهای شناختی چه تاثیری در زندگی فرد دارد؟ و خطاهای شناختی چیستند؟ توسط جناب احسان یزدان پناه از منظر تاثیر آن بر روان انسان، شرح داده شده است.

  11. به نظر می رسد یکی از خطاهای شناختی که شاید بتوان در ذیل تعمیم قرارش داد تکیه و تاکید بر سخنان ادم های مشهور از هر نوعش باشد

    این خطای شناختی موضوعیست که متاسفانه ببه دلیل فراگیری و سهل الوصول شدن انواع رسانه بیش از پیش مبتلا به جامعه است

    اخیرا کلیپی از هاتاوی  یکی از گران ترین بازیگران زن آمریکایی دیدم( که احتمالا خیلیها هم دیده باشند) در این برنامه که  الن دی‌جنرس اجرایش را به عهده داشت  این سلبریتی مشهور هالیوودی با سرکار گذاشتن مخاطبین  تلاش کرد به همه بفهماند: "هیچ وقت نباید به دلیل شنیدن مطلبی از یک سلبریتی به دلیل معروف بودنش   موضوعی را پذیرفت"

    https://b2n.ir/s52904

  12. جملات و راهکار هایی که در صفحات مجازی باب شدن که اکثرا ریشه در روانشناسی زرد دارن نمونه های بارز خطاهای شناختی هستن که به بیننده ها تزریق میشن و در نهایت میتونن باعث سوگیری های اجتماعی و پیدایش مشکلات در جوامع شوند.
    مثال: "چگونه برای مردان جذاب باشیم؟"
    هفت ویژگی که زنان را عاشق مردان میکند"
    "متولدین فلان ماه باهوشند"
    و بسیاری از ما پایه انتخاباتمون رو در روابط عاطفی، انتخاب دوست و .. که بخشهای مهم زندگیمون هستن رو میذاریم روی این معیارها که دقیق و اصولی نیستن.

  13. نمایی از خطاهای شناختی

    برای مطالعه بیشتر

    متمم عزیز ،به نظرم استفاده این عکس در محتوای درسی می تواند دید کلی خوبی را برای مطالعه کنندگان به همراه داشته باشد.

  14. به نام خدا 

    واژه ی خطای شناختی من رو یاد یه دوستی میندازه که مطالعات روانشناسی زیادی داره و همیشه میگه این ذهن فلااان فلان شده ( با فحش های رکیک ) دوباره داره عوضی بازی در میاره ، ولی الان من باید این کار رو نکنم . به امید روزی که تصمیم گیری هامون تا حد امکان به دور از خطاهای شناختی بشن . 

    موفق باشین .

  15. از اولین خاطراتی که در رابطه با این موضوع به ذهنم می‌رسه، زمانیه که تو بچگی فوتبال بازی می‌کردیم. تو یه موقعیت سر این که توپ قبل از بیرون رفتن به کی خورده و حالا اوت به نفع کیه، بین دو نفری که تو موقعیت حضور داشتن بحث می‌شد. هر دوشون قسم می‌خوردن که توپ مال اوناس؛ و من می‌تونستم قسم بخورم که هیچ کدومشون دروغ نمی‌گه! از همون موقع‌ها بود که سعی کردم با قطعیت در مورد این صحنه‌ها نظر ندم. مخصوصا وقتایی که مطمئن بودم دارم درست می‌گم!

    یکی از مزیت‌های دونستن این موضوع و پذیرش نقص‌های ذهن، اینه که باعث می‌شه آدم با خودش و با دیگران، مهربون‌تر باشه و با گذشت بیشتری برخورد کنه. در اشتباهات، تا حدی ضعف‌های ذاتی رو بپذیره و سریع شروع به سرزنشِ خودش یا دیگران نکنه.

  16. ابوالحسن رزمی نیا گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    به گمان‌ام این نوع خطاهای شناختی که در درس مطرح شد در هر دو سیستم ۱ و ۲ کانمن رخ می‌دهد و منحصر به سیستم ۱ نیست. بنابراین، اطلاق قواعد سرانگشتی محاسبه برای مغز چون اشاره به سیستم شهودی مغز دارد شاید چندان مناسب نباشد.

  17. مانی نیک روشن گفت: (عضو ویژه)

    در حین مطالعه این درس و به ویژه بعد از خوندن نقل قول دنیل کانمن، یاد دو نقل قول معروف دیگه افتادم.

    ۱- ژان پل سارتر: ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند، اما می تواند کاری کند که جهان به آن فکر کند.

    ۲- لودویگ ویتگنشتاین: مرزهای زبان من مرزهای جهان من است.

  18. ۱

    در زمانی که هیچ آگاهی از خطاهای شناختی نداشتم و نمی‌دانستم چگونه باید در تصمیمات و قضاوت‌هایم اثر این خطاها را کنترل کنم، اما از زمان کودکی، دیتاهایی را از رفتار، تصمیمات و انتخاب‌های بزرگترهای اطرافم جمع آوری در ذهنم بایگانی می‌کردم. نمیدانم این اتفاق به صورت ناخودآگاه بود یا آگاهانه اما کاملا به یاد دارم که تصمیمات مهم اطرافیانم و اثرات و نتایج آنها را در برهه‌های مختلف، تحلیل می‌کردم. 

    ۲

    مفروضات این تصمیمات انگار بسیار بنا و پایه سستی داشتند و اغلب بزرگترها در انتخاب‌ها و تصمیمات خود دچار خطاهای شناختی می‌شدند. اما به نظر می‌رسد تحریف‌های شناختی را بیشتر افرادی مرتکب می‌شوند که ادعای باهوش بودن دارند یا حداقل سابقه تحصیلات آکادمیک دارند. 

    البته ممکن است این گفته اخیر من هم یک خطای شناختی از نوع تعمیم دادن باشد!

    ۳

    اما بعدها که با کتاب هنر شفاف اندیشیدن آشنا شدم و آن را مطالعه کردم، به تدریج فهمیدم که بسیاری از ما در انتخاب‌هایمان دچار اشتباه و خطاهای شناختی می‌شویم. 

    به هر حال تنها راه حلی که در آن برهه به ذهنم می‌رسید، عمل کردن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن به گونه‌ای برخلاف طیف غالب مردم بود. خود این تصمیم هم در ذاتش یک تحریف شناختی همه یا هیچ دارد. اما به هر حال تلاش خودم را انجام دادم تا بتوانم کمی بهتر باشم. 

    سعدی شیرین سخن می‌فرماید:

    لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟

    گفت: از بی ادبان! هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.

    نگویند از سر بازیچه حرفی   /    کز آن پندی نگیرد صاحب هوش

    و گر صد باب حکمت پیش نادان /   بخوانند آیدش بازیچه در گوش

     

    روبه رشد باشید؛ پایدار و مستمر

    یعقوب دلیجه 

  19. محمدرضا اشرفی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    سلام به همه دوستان متممی عزیزم

    یکی از سوگیری های شناختی را میتوان سوگیری بازماندگی یا  Survivorship Bias نامید.

    تقریبا اکثر رسانه ها پر شده اند از این سوگیری بازماندگی.

    در مقاله ای که اخیرا در وبسایت مدیوم خواندم، به این موضوع بیشتر پرداخته است.

    هر روز مقالاتی میبینیم با عنوان ۷ کاری که افراد موفق کرده اند / چگونه کریستیانو رونالدو، در خارج از فصل،تمرین میکند؟

    این سوگیری در واقع تلاش ما برای تمرکز بر برندگان در یک زمینه خاص و تلاش برای یادگیری از آن ها است در حالی که کاملا بازنده های این استراتژی را فراموش میکنیم.

    ممکنه هزاران ورزشکار وجود داشته باشند به علی دایی یا علی کریمی نشده اند. مشکل این است که هیچ کس در رابطه با افرادی که در آن زمینه موفق نشده اند، نمیشنود.

    یا به طور مثال میشنویم که مارک زاکربرگ یا بیل گیتس مدرسه را رها کرده اند تا موفق شده اند و برای موفقیت و کارافرینی نیاز به مدرسه ندارید.

    نکته مهم این سوگیری این است که وقتی برندگان به یاد می‌آیند و بازندگان فراموش می‌شوند، خیلی سخت می‌شود گفت که آیا استراتژی خاصی به موفقیت منجر می‌شود.

  20. علی محمد افراسیابی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۷ درس)

    چونکه مغز من ز عقل و هش(هوش) تهی است     پس گناه من در این ادراک چیست

    برای من آشنایی با خطاهای شناختی و راههای کنترل و مهار آنها بسیار ارزشمند است چون در موقعیت ممیز باید قضاوت کنم و سیستمی را تایید یا رد کنم.

    فکر میکنم اول قلب در جنین طی هفته های اول شکل میگیره و از هفته سوم  یا چهارم به بعد مغز و سیستم عصبی تشکیل میشه شاید به خاطر همینه که نقش دل در اکثر اوقات  در تصمیم گیری ها پر رنگ تره

    در طب قدیم هم  عموما مرکز ادراک و احساسات رو قلب میدونستند (مثلا با هیجانی شدن طرف میدیدند قلبش تند تر میزنه ) شاید از معدود افرادی که مرکز ادراک رو مغز میدونست مولانا بود که در شعر خودش هم به اون اشاره کرده

    چونکه مغز من ز عقل و هش(هوش) تهی است             پس گناه من در این ادراک چیست