Menu


خوشه بندی چیست و چه تفاوتی با طبقه بندی دارد؟


مدل ذهنی و ابزاری به نام خوشه بندی

می‌دانید که درس مدل ذهنی، یکی از درس‌های زیربنایی ما در متمم است و توجه و علاقه خاصی به آن داریم. اما شاید کلیدی‌تر از درس مدل ذهنی، درس مهارت یادگیری باشد. واقعیت این است که منطقی‌تر بود درس خوشه بندی در سلسله مباحث مهارت یادگیری ارائه شود.

اما از آنجا که ما مهارت یادگیری را به عنوان پیش‌نیاز هیچ درس دیگری اعلام نکرده‌ایم و درس مدل ذهنی را به عنوان یکی از نخستین گام‌های یادگیری مدیریت و علوم انسانی معرفی کرده‌ایم، تصمیم گرفتیم خوشه بندی یا Clustering را در سلسله درس‌های مدل ذهنی قرار دهیم و به نوعی اشاره کرده باشیم که بدون آشنایی با این مفهوم، نمی‌توان به درکی عمیق و کاربردی از دانش مدیریت و سایر حوزه‌های مرتبط با علوم انسانی دست یافت.

به این سوال توجه کنید:

مدل ذهنی و مفهوم خوشه بندی با استفاده از نقطه ها

طبیعی است که پاسخ این سوال، دشوار نیست. بسته به نوع دقتی که مد نظر شماست، ممکن است کل نقطه‌ها را به دو دسته تقسیم کنید:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

ما در درس اعتیاد به کار با خوشه بندی انجام شده توسط براین رابینسون آشنا شدیم و بعد از آن، کاری که ما انجام می‌دهیم طبقه بندی است.

آنهایی که تحلیل گران خوبی در مدیریت و در علوم انسانی هستند، کسانی هستند که خوشه بندی‌ها را می‌شناسند و خوشه بندی‌های مفید و غیرمفید را از هم تشخیص می‌دهند و می‌توانند برای حل هر مسئله یا تحلیل هر رویدادی از خوشه بندی مناسب آن استفاده کنند.

به همین دلیل،‌ اگر یک بار دیگر به ساختار بسیاری از دروس متمم بازگردید متوجه می‌شوید که ساختار اصلی ما در بسیاری از دروس تقریباً مشابه است. ما ابتدا توضیح می‌دهیم که یک کلمه خاص چه معنایی دارد و چه کسانی در موردش مفهوم پردازی کرده‌اند. سپس به بررسی کسانی می‌پردازیم که خوشه‌بندی‌هایی در آن زمینه انجام داده‌اند و یکی از خوشه‌بندی‌های موثر را – به انتخاب و تحلیل خودمان – در میان آنها مورد توجه خاص قرار می‌دهیم. و در ادامه هم می‌کوشیم نشان دهیم که با استفاده از این خوشه بندی، چگونه می‌توانیم به شکل بهتری به حل مسائل و مشکلات فعلی و نیز پیش بینی و مدیریت روندهای آتی بپردازیم.

در برخی حوزه‌ها این کار به صورت کامل در متمم انجام شده و در برخی از آنها در میانه راه هستیم.

 

تمرین:

در یکی از حوزه‌هایی که مورد علاقه شماست، فردی را معرفی کنید که یک خوشه بندی تاثیرگذار (از نگاه شما) انجام داده باشد. لطفاً در چند سطر توضیح دهید که از نظر شما، این کار چگونه به تحلیل شرایط موجود و پیش بینی بهتر مسیر آینده کمک می‌کند.

  
  

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مدلهای ذهنی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه مدلهای ذهنی

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

242 نکته برای خوشه بندی چیست و چه تفاوتی با طبقه بندی دارد؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    آتبین عزیز.

    در مورد طبقه بندی مایکل پورتر طبیعتاً روایت‌های بسیار مختلفی از آن وجود دارد که البته تعداد زیادی از آنها مربوط به خود مایکل پورتر در طول سالهای مختلف است.
    حتی در On Competition که معتبرترین و کامل‌ترین مجموعه مقالات مایکل پورتر است و خود او هم بسیاری از آنها را قبل از بازنشر، ویرایش مجدد کرده است، باز هم این تغییرات جزیی روایت (که البته هیچ تاثیری روی اصل مفهوم ندارند) مشاهده می‌شود.
    چنانکه آخرین تغییر یا تکمیل روایت جدی را زمانی می‌توان دید که پورتر وقتی به حوزه سلامت قدم می‌گذارد اشاره می‌کند - در نقد شیوه‌های سیاست‌گذاری دولت -که شاید دولت را باید نیروی ششمی در نظر گرفت.

    در مورد عنوان نیروها، توضیح شما درست بود و متن را اصلاح کردیم چون در متن اولیه، دیوارهای ورود و دیوارهای خروج به عنوان دو عامل مستقل ذکر شده بود و از کالاها و خدمات جایگزین نام برده نشده بود (و به رغم میل باطنی ما که ترجیح داریم مجبور نشویم به خاطر بی دقتی در متن، ستاره ارزش افزوده مربوط به غلط گیری را به دوستان متممی اعطا کنیم، مجبور هستیم آن را در پرونده شما ثبت کنیم ;) )

    اما در طبقه بندی شما هم یک مسئله کوچک وجود دارد:
    دیوارهای ورود که گاهی از آن به عنوان تهدید تازه واردان هم نام می‌برند یکی از نیروهاست اما دیوارهای خروج با آن در یک گروه، طبقه بندی نمی‌شود. بلکه از زیرمجموعه‌های «رقابت داخل صنعت» در نظر گرفته می‌شود. به عبارتی بلندبودن دیوارهای خروج می‌تواند رقابت داخل صنعت را گسترش دهد که طبیعتاً شدت این رقابت شامل موارد دیگری مانند تعداد رقبا و نرخ تمرکز در صنعت نیز هست.

    اما در خصوص نگاه وارن بافت به تحلیل‌گران و تحولات صنایع، همچنانکه می‌دانید شهرت وارن بافت به خاطر همین نگاه انتقادی است.

    اگر چه دیگران هم گاهی شبیه شما او را به غیرمنصفانه بودن، تند بودن یا حتی حرف‌های نمایشی متهم می‌کنند. رویترز در گزارش سخنرانی امسال وارن بافت، ان را مانند همیشه ترکیبی از فکت‌های کسب و کار، توصیه‌هایی از جنس Common-sense و حتی Showmanship دانست!

    اما به هر حال مروری بر نامه‌های 49 و 50 به سهامداران Berkshire Hathaway جدا از جمله فوق، بحث پشت آن را هم مشخص می‌کند.

    وارن بافت دو سال است که به صورت گسترده به بانکداران و تحلیل گران آنها می‌تازد.

    تحلیل‌گرانی که با تحلیل‌های دروغین راجع به قیمت سهام شرکت‌ها و همینطور ارزشگذاری آنها، کمک می‌کنند که بانکها از شر سهام نامطلوب خود خلاص شوند و این سهم در پورتفوی ده‌ها هزار سهامدار خرد شود و رشد نکردن یا سقوط کردن آنها کمتر به نظر بیاید.

    به دلیل همین بی اعتمادی به تحلیل‌گران است که وارن بافت می‌گوید ترجیح می‌دهد در صنایعی سرمایه گذاری کند که تغییرات محیطی جدی نداشته باشند و به تعبیر خودش آینده برایشان Disruptive نباشد تا مجبور نباشد روندهای پیچیده را دنبال کند. تعبیر معروفی که در مورد او به کار می‌رود این است که: او سهم IBM را می‌خرد اما سهم اپل را هرگز نخریده چون به نظرش کسی از آینده تکنولوژی خبر ندارد و هر تحلیلی هم صرفاً یک تحلیل است!

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .