Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
دوره آموزشی هدف گذاری (کلیک کنید)


مهارت نرم چیست؟ | مهارت های نرم چه ویژگی هایی دارند؟


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۴۰۲۵۲۷
پیش‌نیاز مطالعهٔ این درس از دوستان متممی انتظار می‌‌رود پس از مطالعهٔ این درس بتوانند
  • مهارت نرم را تعریف کنند و تفاوت مهارت نرم و سخت را شرح دهند.
  • توضیح دهند که چرا مهارت های نرم در بازار کار و رزومه مهم شده‌اند.
  • برخی از انواع مهارت های نرم در محیط کار و زندگی را فهرست کنند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
مهارت نرم

«یادگیری مهارت های نرم به اندازهٔ یادگیری مهارت های سخت مهم است.» «ما باید آموزش مهارت های نرم را هم به سرفصل‌های آموزشی خود اضافه کنیم.» «چیزی که موفقیت شما را در مسیر شغلی‌تان رقم می‌زند، مهارت های نرم است.» «مهارت ارتباطی، مهارت مذاکره و مهارت تصمیم گیری نمونه‌هایی از مهارت نرم محسوب می‌شوند.» «مهارتهای نرم تنها مهارتهایی هستند که هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین‌شان شود.»

این‌ها نمونه‌هایی از جمله‌هایی هستند که – مستقل از درستی و نادرستی‌شان – در سال‌های اخیر بارها و بارها شنیده‌ایم. همه از مهارت نرم حرف می‌زنند و مدام یادآوری می‌کنند که اهمیت مهارت نرم دست‌کم گرفته شده است.

به نظر می‌‌رسد تقریباً همه پذیرفته‌اند که مهارت نرم مهم است و باید برای آن وقت گذاشت (ما هم در متمم با این گزاره موافقیم). اما آیا تعریف مهارت نرم ساده است؟ آیا به سادگی می‌توان گفت چه مهارتی مهارت نرم است و چه مهارتی مهارت سخت محسوب می‌شود؟

در این درس دربارهٔ مهارت نرم بیشتر حرف می‌زنیم و می‌کوشیم معنی این اصطلاح را شفاف‌تر کنیم.

مهارت نرم به زبان ساده

اگر می‌خواهید تعریف ساده مهارت نرم را بدانید و وسواس چندانی برای دانستن جزئیات این بحث ندارید، می‌توانید به تعریف زیر و چند مثال از مهارت نرم که در ادامهٔ آن آمده اکتفا کنید. اگرچه پیشنهاد ما این است که درس را با دقت و تا آخر بخوانید.

مهارت نرم به زبان ساده

مهارت نرم مهارتی است که در حالت عادی جزو مهارتهای تخصصی یک رشته محسوب نمی‌شود. اما برای موفقیت در آن رشته ضروری است.

مثلاً هوش هیجانی یک مهارت نرم در رشته پزشکی است. چون ما معمولاً وقتی از مهارتهای یک پزشک حرف می‌زنیم، به مهارتهایی که مستقیماً با تشخیص و درمان بیماری‌ها مرتبطند فکر می‌کنیم.

هم‌چنین مدیریت زمان یک مهارت نرم در تدریس است. چون در حالت عادی معمولاً مهارت‌هایی مانند مهارت ارائه و مهارت اداره کلاس و مهارت کلامی را در کنار دانش تخصصی برای یک معلم ضروری می‌دانیم. اما مدیریت زمان هم می‌تواند نقش مهمی در موفقیت یک معلم ایفا می‌کند (از ادارهٔ منظم کلاس تا پوشش دادن سرفصل‌ها).

یکی از ویژگیهای مهارتهای نرم این است که برخلاف مهارتهای سخت، دربارهٔ آن‌ها اتفاق‌نظر وجود ندارد. اگر از صد پزشک بپرسید که «آیا مهارت تشخیص بیماری برای پزشک ضروری است؟» همه آن را تأیید می‌کنند. اما ممکن است همهٔ آن‌ها به سادگی نپذیرند که هوش هیجانی هم در پزشکی اهمیت دارد.

تاریخچه اصطلاح مهارت نرم

ظاهراً اصطلاح مهارت نرم برای اولین بار حدود نیم قرن قبل در سال ۱۹۷۲ به کار رفته است (+). آن زمان در یکی از جزوه‌های آموزشی ارتش آمریکا به اهمیت مهارتهای نرم برای نظامیان اشاره شد. اما بیست سال طول کشید تا اصطلاح مهارت نرم فراگیر شود و به گفتگوهای عمومی راه پیدا کند.

حتی در دههٔ نود میلادی هم که همه از مهارتهای نرم حرف می‌زدند، تعریف مهارت نرم چندان شفاف نبود. اما به نظر می‌‌رسید همه کم‌و‌بیش قبول داشتند که مهارتهایی مانند مهارت ارتباطی (ارتباط با مشتری، کارفرما، بالادست و زیردست)، رفتار دوستانه، کار تیمی، یادگیری، مدیریت هیجانات (که به تدریج به اسم هوش هیجانی شناخته شد) و حل مسئله نمونه‌هایی از مهارت نرم محسوب می‌شوند.

هنوز هم اگر در اینترنت فهرست مهارت های نرم را جستجو کنید معمولاً به عناوین بالا می‌رسید. البته به تدریج بازار مهارت های دیگری هم به عنوان مهارت نرم رونق پیدا کرده است. به عنوان چند نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

جاتان پین (Jonathan Payne) علت اقبال به مهارت نرم را به خوبی توضیح داده است. او سه نیرو را در رونق آموزش مهارت های نرم موثر می‌داند (+):

دسترسی کامل به این مطلب برای اعضای ویژهٔ متمم امکان‌پذیر است.

تعریف مهارت نرم چیست؟

دربارهٔ تعریف مهارت نرم اتفاق‌نظر وجود ندارد. اما با توجه به تاریخچهٔ بحث که کمی بالاتر گفتیم، شاید دقیق‌ترین تعریف این باشد که «هر مهارتی که مهارت سخت نباشد مهارت نرم است.»

در واقع کافی است دربارهٔ هر شغل یا فعالیتی ابتدا از خود بپرسید: کدام مهارتهای تخصصی (technical skill) برای انجام این فعالیت لازم است؟ سپس آن‌ها را کنار بگذارید و بگویید: چه مهارتهای دیگری – با وجودی که تخصصی نیستند – برای این شغل به کار می‌آیند و به انجام بهتر آن کمک می‌کنند؟ هر چه به ذهن‌تان رسید، مصداق مهارت نرم (soft skill) محسوب می‌شود.

مهارت نرم چیست

مثال از مهارت های نرم برای تعمیر لوازم خانگی

فرض کنید می‌خواهید کسی را به عنوان تعمیرگاه لوازم خانگی استخدام کنید. این تعمیرکار باید چه تخصص‌هایی داشته باشد؟ احتمالاً باید با برق و الکترونیک آشنا باشد. کمی مکانیک بداند. آشنایی با الکتروموتورها و عیب‌یابی آن‌ها هم برای او یک مزیت محسوب می‌شود.

اما بلافاصله پس از فهرست کردن مهارت‌ها به این سوال می‌رسیم که آیا این مهارتهای تخصصی کافی است؟ پاسخ را می‌دانیم: کافی نیست. چنین فردی باید ارتباط با مشتری را بلد باشد. بتواند مشتریان ناراضی را آرام و راضی کند. به مهارت متقاعدسازی هم نیاز دارد تا بتواند مشتریان را برای پرداخت هزینه‌ها و استفاده از قطعات اصلی راضی کند.

این نکته بسیار مهم است. چون بسیاری از منابع که دقت علمی ندارند، به اشتباه و بدون توجه به نوع حرفه و شرایط محیطی، فهرستی از مهارتهای نرم را تنظیم و ارائه می‌کنند.

اگر از شما پرسیدند «آیا مهارت تصمیم گیری یک مهارت نرم است؟» باید بلافاصله بپرسید: برای چه حرفه‌ای؟ اگر یک قاضی را مد نظر دارید، خیر. تصمیم‌گیری جزو مهارتهای تخصصی و اصلی یک قاضی است و باید برای آن به شکل تخصصی هم آموزش ببیند. به شکل مشابه، تصمیم گیری برای یک تریدر، سرمایه‌گذار، وکیل و پلیس هم یک مهارت سخت محسوب می‌شود.

اما همین مهارت تصمیم گیری برای یک فروشنده، خیاط، آرایشگر، معلم و مدیر رستوران، یک مهارت نرم محسوب می‌شود.

معیار مناسب برای تعیین مهارتهای نرم چیست؟

با توجه به تعریف مهارتهای نرم (هر مهارت موثر در یک حرفه که مهارت فنی و تخصصی مربوط به آن حرفه نیست) احتمالاً حدس می‌زنید که بهترین روش تهیه فهرست مهارت های نرم این است که سراغ متخصصان همان حرفه بروید.

مثلاً‌ اگر می‌خواهید با مهارتهای نرم در رشته نرم افزار آشنا شوید، باید سراغ دانش‌آموختگان نرم‌افزار و کسانی که در این حوزه سابقه دارند بروید و از آن‌ها نظرسنجی کنید تا ببینید چه مهارتهایی را، علاوه بر مهارتهای تخصصی، برای موفقیت در زمینهٔ کاری‌شان ضروری می‌بینند. هم‌چنین برای آشنایی با مهارت های نرم در تدریس لازم است سراغ کسانی بروید که سابقهٔ معلمی و تدریس دارند.

با این توضیح، الان باید این نکته هم برایتان واضح باشد که لیست مهارت های نرم در طول زمان برای هر حوزهٔ شغلی تغییر می‌کند.

احتمالاً اگر بیست سال پیش سراغ مدیران می‌رفتید و از آن‌ها دربارهٔ مهارتهای نرم در مدیریت می‌پرسیدید، پاسخی که می‌گرفتید با امروز متفاوت بود.

به عنوان یک نمونه، لوری و ترنر در فصل سیزدهم کتابی دربارهٔ «سواد تکنولوژی و سیستمهای اطلاعاتی» چنین تغییری را در سال‌های نخست قرن بیست‌و‌یکم (حدود ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳) گزارش می‌کنند (+). آن‌ها به نیازسنجی‌هایی اشاره می‌کنند که با مراجعه به دانشجویان و کارفرمایان فعال در زمینهٔ IS (سیستم‌های اطلاعاتی) و IT (فناوری اطلاعات) انجام شده است.

در سال‌های پایانی قرن بیستم، وقتی از مهارتهای غیرتخصصی (=نرم) در حوزهٔ‌ IT و IS صحبت می‌شده، همه بیشتر به مهارتهایی مثل مالی، حقوق، اقتصاد، آمار، مدیریت و بازاریابی اشاره می‌‌کرده‌اند. اما به تدریج طی چند سال، مهارتهایی مثل گزارش نویسی،‌ حل مسئله، انجام کار در مهلت مشخص، مدیریت زمان، تفکر خلاقانه و مهارت نوشتن به فهرست مهارت های نرم در فناوری اطلاعات راه پیدا کرده‌اند.

علاوه بر این، مهارت های نرم مورد نیاز در یک شغل مشخص هم لزوماً در همهٔ‌ سطوح یکسان نیست. قرار نیست مهارتهای نرم مدیری که اولین سال مدیریت خود را می‌گذراند و در سطح عملیاتی فعالیت می‌کند، با مهارت های نرم مدیر دیگری که در سطح ارشد سازمان کار می‌کند و بیشتر وقتش با مدیران میانی می‌گذرد یکسان باشد.

چند لیست مهارت های نرم در زمینه‌های مختلف

همان‌طور که گفتیم، یک لیست جامع مهارتهای نرم یا مدل جهانی مهارتهای نرم وجود ندارد که همیشه و همه‌جا بتوان از آن استفاده کرد. اما موسسات، محققان، صاحب‌نظران و نویسندگان در حوزه‌های مختلف فهرست مهارت های نرم پیشنهادی خودشان را ارائه کرده‌اند. اگر می‌خواهید به سراغ برنامه ریزی توسعه فردی بروید، مرور این نوع فهرست‌ها، حتی اگر همهٔ اجزای آن‌ها را مناسب ندانید، می‌تواند مفید باشد.

مهارت های نرم برای برنامه نویسان و توسعه‌دهندگان نرم افزار

جان سونمز در کتاب ساده و جذابی که درباره مهارت های نرم برای توسعه دهندگان نرم افزار نوشته، توضیح داده که «برنامه‌نویسان، اگر به خودشان باشد، می‌گویند که مرا رها کنید. می‌خواهم برای خودم کد بزنم.» اما می‌دانیم که در دنیای واقعی برنامه نویس و توسعه دهنده نرم افزار باید بتواند خدماتش را بفروشد و کارش را به شکل حرفه‌ای دنبال کند. بنابراین ناگزیر باید به مهارت های نرم یا مهارت های انسانی هم توجه کند.

مهارتهای زیر از جمله مواردی هستند که او در فهرست مهارت های نرم در حوزهٔ توسعه نرم‌افزار می‌گنجاند (+):

مصاحبه شغلی مسئولیت پذیری

گزارش نویسی

(برای دیده شدن)

یادگیری

(به‌روزرسانی دانش)

روتین شخصی حل مسئله
انگیزه دادن به خود هوش سیاسی
رزومه نویسی حرفه ای گری
حضور در شبکه های اجتماعی مهارت ارائه و سخنرانی

بازاریابی برای خود

(برندسازی شخصی)

وبلاگ نویسی

تولید محتوای متنی

مشتری یابی فریلنسری

نقد مهارت نرم | آیا باید در رزومه‌ها دنبال مهارت نرم باشیم؟

در اغلب منابع علمی و مقاله های پژوهشی که در زمینهٔ توسعه فردی و مدیریت منابع انسانی منتشر شده و نویسندگان در آن‌ها به بحث مهارت آموزی پرداخته‌اند، به اهمیت مهارت های نرم هم اشاره شده است و در عین این که مشخص نیست مهارت های نرم دقیقاً چه هستند، تقریباً‌ همه قبول دارند که مهارت های نرم مهم‌اند.

به زبان دیگر، همه کم‌و‌بیش قبول دارند که مهارتهای مورد نیاز برای یک موقعیت شغلی، صرفاً به مهارتهای تخصصی آن شغل محدود نمی‌شوند.

با این وجود، چند نقد جدی هم به بحث مهارتهای نرم وجود دارد که لازم است به آن‌ها اشاره کنیم و شما هم آن‌ها را به خاطر بسپارید:

نقد اول | ارزیابی اغلب مهارتهای نرم ساده نیست

مهارتهای نرم مهم‌اند. مهارتهای نرم می‌توانند عملکرد فرد را ارتقاء دهند. کسی که در مهارتهای نرم وضعیت بهتری دارد، گزینهٔ بهتری برای استخدام است.

همهٔ این‌ها درست هستند. باید این جمله را هم به آن‌ها اضافه کنیم که: «به سادگی نمی‌شود مهارتهای نرم را سنجید.» از کجا می‌خواهید در یک جلسهٔ مصاحبه شغلی دربارهٔ هوش هیجانی یک فرد قضاوت کنید؟ از کجا می‌خواهید تشخیص دهید که قدرت تأثیرگذاری او چقدر است؟ چطور می‌خواهید برآورد کنید که وضعیتش در تفکر نقادانه چگونه است؟

این مهارتها را حتی پس از استخدام هم نمی‌توان به سادگی تشخیص داد. نه‌تنها پس از استخدام، بلکه حتی پس از چند سال کار کردن با یک فرد، هم‌چنان ممکن است همکارانش دربارهٔ مهارتهای او نظر متفاوتی داشته باشند.

خصوصاً به خاطر داشته باشید که مهارتهای نرم را نمی‌توان بدون بستر و محیط‌شان سنجید. اصطلاحاً می‌گویند: نباید این مهارتها را decontextualize یا بسترزدایی کنید (+). فرض کنید کسی در جلسهٔ مصاحبه از دست شما عصبانی می‌شود. آیا می‌توانید نتیجه بگیرید که او در برخورد با مشتری ناراضی هم نمی‌تواند عصبانیت خود را کنترل کند؟ ما نمی‌توانیم همیشه و در هر فضایی، یک مهارت مشخص را به یک اندازهٔ ثابت به کار بگیریم.

نقد دوم | برخی سیاستمداران و سیاستگذاران، مهارت نرم را به ابزار دفاع از ناکارآمدی خود تبدیل می‌کنند

در بسیاری از کشورها به محض این‌که از بیکاری حرف زده می‌شود، سیاست‌گذاران بحث را به مهارتهای نرم می‌کشند و می‌گویند: خود جوانان هم باید تلاش کنند. نباید صرفاً به مهارتهای تخصصی، درس‌های دانشگاهی یا هر هنر دیگری که دارند محدود شوند. آن‌ها باید مهارتهای نرم خود را افزایش دهند. باید سعی کنند فرصت خلق کنند. باید بتوانند سرمایه‌گذاران را قانع کنند و …

این شکل از تکیه کردن به مهارتهای نرم، بیشتر از جنس فرار از مسئولیت است. چنین موضوعی را می‌توان به بحث‌هایی که حول کارآفرینی شکل گرفته تشبیه کرد. قطعاً خوب است که افراد بیشتری به سمت کارآفرینی سوق پیدا کنند تا فرصت‌های شغلی بیشتری خلق شود. اما اگر نرخ بیکاری بالا رفت، نمی‌شود به مردم گفت که شما کارآفرینی نکردید. پس از دست ما کاری برنمی‌آید. سیاست‌گذاران باید بستری فراهم کنند که شوق و میل به کارآفرینی افزایش پیدا کند.

بنابراین مراقب باشیم از مفهوم مهارتهای نرم در خارج از قلمرو توسعه فردی سوء‌استفاده نشود.

نقد سوم | مهارتهای نرم جایگزین مهارتهای سخت نیستند

اخیراً تب مهارتهای نرم آن‌قدر بالا گرفته که گاهی می‌شنویم «در محیط کار مهارت نرم اصالت دارد و مهارت فنی در اولویت دوم است.» یا حتی می‌گویند «ما فردی را که مهارت نرم دارد استخدام می‌کنیم، برای آموزش تخصص به اندازهٔ کافی در سازمان و کسب‌و‌کار ما فرصت خواهد داشت.»

این نوع نگاه افراطی به مهارت های نرم، هم به ضرر کسب‌و‌کارها و هم به ضرر نیروی کار است. در خوش‌بینانه‌ترین تشبیه هم – اگر بخواهیم مهارت نرم را بسیار مهم بدانیم – می‌توانیم مهارت های نرم را به عدد صفر تشبیه کنیم که وقتی جلوی یک (مهارت سخت و فنی) قرار می‌گیرند، ارزش می‌آفریند (…۱۰۰۰۰۰۰۰۰). اگر آن عدد یک در کار نباشد، از این صفرها چیزی درنمی‌آید.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری توسعه مهارتهای فردی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه توسعه مهارتهای فردی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۱۳ نظر برای مهارت نرم چیست؟ | مهارت های نرم چه ویژگی هایی دارند؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : امیرمحمد قربانی

    زمانی در پزشکی، کل تمرکز روی مهارت‌های تخصصی مثل دانش تئوریک پزشکی و مهارت‌های Procedural مثل اعمال جراحی و اندوسکوپی و ... بود. هر چند که کیفیت این آموزش‌ها خودش جای تردید داشت؛ اما چون خروجی آن‌طور که انتظار داشتند نبود، بحث مهارت‌های دیگری پیش آمد.
    با این‌که خود من هم از عبارت مهارت نرم در گفتگوهایم سوء استفاده می‌کنم، اما می‌دانم خیلی از مهارت‌هایی که در مورد پزشکی اکنون در قالب مهارت نرم آموزش داده می‌شود، واقعاً در این دسته نمی‌گنجد. 
    مثلاً در مورد مهارت‌های ارتباطی در پزشکی، تحقیقات زیادی وجود دارد که Communication Failure را از اجزای اصلی خطاهای پزشکی می‌دانند. وقتی ما این همه تحقیق داریم، دیگر به نظر می‌رسد که مهارت ارتباطی جزئی از مهارت‌های «باید (Must-Have)» قرار می‌گیرد؛ نه این‌که خوب است یک پزشک چنین چیزی را هم بلد باشد. همین بحث در مورد تصمیم‌گیری‌های بالینی نیز وجود دارد.
    گفتن این حرف‌ها در این کامنت راحت است و می‌توانم این‌طور ایراد بگیرم. اما وقتی می‌خواهی برنامه‌ی درسی (کوریکولوم) پزشکی را بچینی، با این سرعت افزایش دانش پزشکی، ساعت‌های در دسترس برای آموزش دروس تئوریک پزشکی آن‌قدر محدود است که کمتر جایی در کوریکولوم رسمی برای این آموزش‌ها باقی می‌ماند.
    در نتیجه این چنین آموزش‌هایی را تحت عنوان Extra-Curricular طبقه‌بندی می‌کنند و آن‌جا برچسب مهارت نرم به آن زده می‌شود؛ زیرا فکر می‌کنیم آن‌قدر «اصلی» نبودند که در خود Curriculum قرار بگیرد و پس مهارت نرم است.

  1. آیدا گفت: (عضو ویژه)

    بعد از مطالعه این درس و فلش بک به تجربه خودم، متوجه شدم که چرا صرفا برخی اساتید در ذهن من به عنوان اساتید برجسته و role modelمناسبی که میخواهم در آینده شبیه آنان بشوم، ذخیره شده است؛ چرا که صرف بعد علمی افراد، در ناخودآگاه من ملاک نبوده و مهارتهای ارتباطی، نوع رفتار آکادمیک، حس حمایتگری از دانشجو و مواردی از این دست نیز مهم بوده است.

    داشتن مهارتهای نرم در کنار مهارتهای سخت هر رشته است که وجه تمایز افراد از یکدیگر شده و باعث میشود در محیطهای آکادمیک، اشخاص برجسته تر شوند؛ چرا که زمان و محتوای کوریکولومهای آموزشی ما محدود بوده و ما بخش قابل توجهی از آموزشها را در قالب کوریکولوم پنهان و غیررسمی از اساتید، سال بالایی و یا حتی هم‌نوع (Peer) خود در همان بستر مشابه محیط کاری آینده خود یاد میگیریم فلذا در تلاش هستیم که آموزش این موارد را از کاربلد این زمینه دریافت کنیم.

  2. زینب جلیلیان گفت: (عضو ویژه)

    سلام

    بنظرم مهم تر از خود مهارت های سخت و نرم اینه که بدونیم

    اولا چه مهارت های نرمی رو لازمه بلد باشیم تو حرفه مون

    دوما کدوما اولویت داره یادگرفتن شون

    و سوما از کجا یاد بگیریم شون که درست و اصولی یاد بگیریم

  3. حسین فصدی گفت: (عضو ویژه)

    با سلام . بنظر من مهارتهای نرم در قیاس با مهارتهای سخت مانند ظرف میوه به خود میوه می باشد . هدف همه ما خوردن میوه می باشد نه ظرف میوه ، ولی این میوه برای سرو شدن باید در ظرف مناسب و تمیز قرار داشته باشد تامقبولیت عمومی پیدا کند . کما اینکه در مثال مطرح شده عده ای اهمیت بیشتر را به کیفیت میوه می دهند و عده ای دیگر به ظرف و آرایش میوه ها ، ولی شاید با اطمینان گفت که هیچ گروهی مدعی حذف کامل میوه یا ظرف آن نیست و هر دو در کنار هم مقبولیت مطلوب را فراهم می آورند هر چند در واقع نیز کیفیت هر جزء از آنها ، ارزش افزوده ای برای جزء دیگر فراهم می آورد.

  4. مهدی ادبی گفت: (عضو ویژه)

    با توجه به مثال هایی که در این درس برای حرفه پزشکی زده شد ، خودم به شخصه هیچوقت سمت پزشک هایی که مهارت ارتباطی درستی با بیمار خود ندارن نمیرم حتی اگر بدونم از لحاظ تخصصی توی دنیا تک هستش چرا که بخشی از سلامت و بهبود پیدا کردن یک فرد به نظرم آرامش ذهنی و درک شدن متقابل هستش . 

    این مثال تو شغل های دیگه هم کاملا صدق میکنه و به نظرم لازمه رشد در جامعه امروزی داشتن مهارت های نرم و سخت در کنار هم دیگه هست . 

  5. رضا وژده فر گفت: (عضو ویژه)

    بادرود 

    با مطالعه مبحث مهارت های نرم به نظرم این دو مهارت نرم و سخت لازم و ملزوم یکدیگر هستند اگرچه در دنیای کسب و کار به مهارت های سخت بها میدهند ولی مهارت های نرم زیر ساخت مهارت های سخت هستند به واقع خانواده , فضای فرهنگی جامعه , آموزش از ابتدا تا بی انتها با زیر ساخت قوی میتواند خروجی مهارت های سخت را افزون تر کند 

    برای من باعث خوشحالی است که با اشنایی با سرفصل مهارت های نرم هنوز میتوانم این گروه از مهارتها را در خود تقویت نموده و در فضای زندگی دوران بازنشستگی نیز با مطالعه انها را در خود نسبت به گذشته تقویت نمایم 

     باید این فرصت  ها را هر چه بیشتر بکار گیریم  که با آموزش غیر مستقیم ( مطالعه , برنامه های رادیو و تلویزیونی باارزش ( نه داخلی ) سینما  فاخر ,  حتی مسافرت و غیره  …………..) میتوان این مهارت ها را تقویت و گسترش داد .

    با تشکر 

  6. خدیجه گفت: (عضو ویژه)

    مهارت سخت ضروری است اما در کنارش مهارت نرم هم واقعا لازم است. کارمندی را می شناسم که خیلی خوب کار می کند تعهد کاری دارد سخت کوش است و دلسوز و در کنارش تخصص و سواد هم دارد اما چون مهارت های نرم  در او ضعیف است هم خودش پیشرفت نمی کند هم اطرافیان و دیگر همکاران او را نمیپسندن 

    کاش در دانشگاه ها و مدارس این مهارتهای نرم اموزش داده می شد.

  7. فاطمه نظردخت گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    تناسب مهارت سخت و نرم مسئله‌ای مهم بوده، به نظرم بسته به شغل و جایگاهی که فرد قرار دارد باید لیستی از مهارت‌های سخت و نرم برای آن تهیه گردد.

    در مشاغل دولتی که با روش سنتی اداره می‌شوند، بیشتر شاهد آن هستیم که به دنبال مهارت سخت هستند و جایی برای مهارت نرم در نظر نمی‌گیرند و انگار آنرا چیزی اضافی می‌دانند که بودن آن بهتر از نبودن آن است، همچنین گاهی کارفرما آنرا تهدیدی برای خود می‌داند! این تغییر دیدگاه و نگرش می‌تواند خیلی تصمیمات را تغییر دهد. شاید همین عدم اندازه‌گیری دقیق آنهم مسئله‌ای باشد که باید بیشتر به آن فکر کرد تا مانند مهارت سخت بتوان معیاری برای سنجیدن آن در افراد در نظر گرفت. 

    اگر شرکت یا کارخانه‌ای فقط با مهارت سخت اداره گردد و در آن توجهی به مهارت نرم نشود. در آن محیط اگر ربات‌ها به طور کامل جایگزین انسان‌ها شوند، به نظر خللی ایجاد نمی‌شود.

    البته که معلوم نیست این تفاوت هوش مصنوعی با انسان تا کی می‌تواند ادامه یابد!

  8. خدیجه گفت: (عضو ویژه)

    و چقدر من از تسلط ناکافی بر مهارت نرم در محیط کار و ارتقای شغلی خودم ضربه خوردم. گرچه مهارت سخت بالاتری از همکارانم داشتم اما نداشتن برخی از مهارتهای نرم همیشه باعث شده است در محیط کار اندازه توانمندی و دانش ام پیشرفت نکنم و سرخورده شوم. از سایت متمم متشکرم که کا را از این مهارتها آگاه کردم چند وقتی است مشغول خوانش این درس ها هستم اما متاسفانه هنوز هم نتوانسته ام مهارتهای نرم را در خودم تقویت نم البته از گذشته خیلی بهترم….باور دارم نداشتن مهارتهای نرم در کار مانع پیشرفت جدی است جدیدا مصاحبه محمدرضا شعبانعلی را با سه نفر دیگر تماشا کردم و خیلی آموختم ایشان گفتند که بیشتر پیشرفت شان ئر محیط کاری بابت مهارتهای انسانی بوده است که من صد در صد با ان موافقم خیلی موافق به دوستان هم پیشنهاد میکنم آن مصاحبه را یک بار هم که شده نگاه کنند. 

  9. محمّد صمدانی گفت: (عضو ویژه)

     
    حکایتست دو باجناق یکی سرکه فروش بود و بازارش پر رونق و دیگری عسل فروش بود و همواره بازارش کساد.
    روزی خواهر از خواهر دیگر پرسید چطور میشود که شوی من با این که عسل می فروشد سرش خلوتست و شوی سرکه فروش تو سرش شلوع؟
    خواهر گفت: شوی من سرکه را با شیرینی می فروشد و شوی تو عسل را با ترشی
    این حکایت را حضرت سعدی با اعجاز سخن، لذیذ و پر مغز برای ما در قالب قصیده به یادگار گذاشته است و می شود درس هایی از آن در بحث مهارت نرم آموخت.
     
    شکر خنده‌ای انگبین می‌فروخت     که دلها ز شیرینیش می‌بسوخت
    نباتی میان بسته چون نیشکر         بر او مشتری از مگس بیشتر
    گر او زهر برداشتی فی‌المثل           بخوردندی از دست او چون عسل
    گرانی نظر کرد در کار او                  حسد برد بر گرم بازار او
    دگر روز شد گرد گیتی دوان           عسل بر سر و سرکه بر ابروان
    بسی گشت فریادخوان پیش و پس   که ننشست بر انگبینش مگس
    شبانگه چو نقدش نیامد به دست    به دلتنگ رویی به کنجی نشست
    چو عاصی ترش کرده روی از وعید      چو ابروی زندانیان روز عید
    زنی گفت بازی کنان شوی را       عسل تلخ باشد ترش روی را
    به دوزخ برد مرد را خوی زشت      که اخلاق نیک آمده‌ست از بهشت
    برو آب گرم از لب جوی خور             نه جلاب سرد ترش روی خور
    حرامت بود نان آن کس چشید      که چون سفره ابرو به هم در کشید
    مکن خواجه بر خویشتن کار سخت    که بدخوی باشد نگون‌سار بخت
    گرفتم که سیم و زرت چیز نیست      چو سعدی زبان خوشت نیز نیست؟
     

  10. علی فتحیان گفت: (عضو ویژه)

    درود
    ما در اصطلاح محلی کلمه ای داریم به نام "بله بند" (bala band) . بله بند اصطلاحی مربوط به تخم مرغ است و به دو معنا به کار می رود. اول: تخم مرغی که پوسته آهکیش تشکیل نشده است. دوم: تخم مرغی که زمان درست کردنش به علت عدم مهارت، شل و سفت شده است. آدم بله بند هم به آدمی میگیم که شخصیتش قوام نگرفته است. 
    در برخی آدم هامهارت سومی به نام مهارت بله بند وجود داره و گاهی باعث پیشرفتی میشه که آدم غوره نشده یک شبه مویز اصل میشه. این مهارت مهارت راهنمای راست زدن و چپ رفتن، مهارت گندم نمای جوفروش بودن، مهارت زیرآب زنی، مهارت بادمجون دور قاب چین بودن، مهارت دیگی که برای من نجوشه سر چه چیزی درش بجوشه،کلی هم زیر گروه مهارتی داره. به قول انوری ابیوردی : رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز  تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی

  11. سید بابک مطهری گفت: (عضو ویژه)

    تلاش کردم تا مطالب این درس را از منظر شاخه تخصصی رشته کاری خودم (نظارت بر پروژه های ساختمانی) ببینم:
    مهارت نرم مورد نیاز برای ناظر ساختمان:
    به باور من، ناظر ساختمان علاوه بر تسلط به مهارت سخت (آشنایی با فرایند اجرا، قوانین و مقررات فنی، اصول مهندسی و تجربه حرفه ای)، باید دارای مهارت نرم (تقریبا تمامی مواردی که در درس ذکر شده است) نیز باشد. به دلیل اعداد و ارقام قابل توجه مبالغ مالی در گردش در یک پروژه ساختمانی، این حرفه بقدری دارای مسائل و درگیری های حاشیه ای است که در اغلب موارد، مسائل تخصصی و فنی (مهارت سخت) به حاشیه رانده می شود و اگر فرد دارای قدرت مدیریت تعارض، قدرت متقاعدسازی یا حتی یک گزارش نویسی ساده (مهارت نرم) نباشد، مشکلات بزرگ و جدی برای خود و حتی مجموعه بالادست خود پدید می آورد. علی الخصوص مقابل پیمانکاران کارکشته، باتجربه و حرفه ای که اغلب مسلط به این مهارت ها هستند و از طرف دیگر به تمامی ترفندهای بدنام کردن، دور زدن یا حذف ناظرین مسلط هستند.
    علی رغم تلاشم هنگام مصاحبه، برای ارزیابی مهارت های نرم داوطلبین استخدام، تقریبا این نوع مهارت ها قابل شناسایی نیستند و بعدها حین کار بروز پیدا می کند. بارها به همکارانم گفته ام ای کاش فلان ناظر توانایی متقاعدسازی دیگران را داشت یا اینکه حداقل بلد بود یک گزارش درست و درمان تنظیم کند تا مشکل اینقدر بحرانی نمیشد.
    شاید الان برخی از همکاران جوانتر ولی پر شر و شورتر، با این کلامی که خواهم گفت برآشفته شوند و بگویند قدرت و قلم دست ماست و با کوچکترین خطای پیمانکار، خون او مباح است و از دم شمشیر باید بگذرد؛ ولی واقعیت این است که بعد از چند مورد که با خشونت کامل حرف خود را (که حق هم بوده است) به کرسی نشاندید، پیمانکار یا ذی نفعان متضرر، با ابزار خود مانند لابی با کارفرما، ادعای تاخیر یا توقف در زمان یا وارد شدن خسارت مالی ناشی از تاخیرات به دلیل ایرادات جزیی و سختگیرانه ناظر، می توانند حتی تا مرحله حذف نظارت هم پیش روند.
    به عنوان یک نمونه رفتار حرفه ای، یک ناظر ابتدا باید با مهارت سخت خود، یک عدم انطباق (مثلا ایراد اجرایی یا مصالح نامناسب و …) را شناسایی کند (اینجا و در همان ابتدا حوزه نفوذ مهارت سخت شروع شده و بلافاصله تمام میشود!) سپس با کلامی قاطع ولی در کمال ادب و بدون ایجاد حساسیت و تنش (مهارت نرم: مدیریت تعارض، متقاعدسازی و گفتگو) تلاش کند پیمانکار را ملزم به رعایت ضوابط کند (مهارت نرم: مهارت گوش دادن و مذاکره) و در صورت عدم پذیرش پیمانکار مراتب را به کارفرما و مدیران بالادست خود گزارش نماید و تا زمان رفع ایراد پیگیری نماید (مهارت نرم: گزارش نویسی، مدیریت زمان، مدیریت استرس و متقاعدسازی).
    در نهایت من اعتقاد دارم یک ناظر باید مهارت نیمه سخت (یا کمی نرم یا ترکیبی یا هیبریدی!) هم داشته باشد یعنی بقدری بر دانش حرفه ای خود مسلط باشد که بتواند برای کمک به پیشبرد پروژه و جلوگیری از توقف ناخواسته کار بتواند یک راه حل اجرایی فنی جایگزین پیشنهاد دهد (ترکیب مهارت سخت: دانش حرفه ای و مهارت نرم: انعطاف پذیری)

  12. زینب آخوندی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    به عنوان کسی که خبرنگار و فعال حوزه روابط عمومی هستم، با مطالعه این درس دریافتم که بسیاری از مهارت هایی که برای دیگران «مهارت نرم» محسوب میشود، برای من مهارت سخت است. 

    مثل فن بیان، متقاعد سازی، ارتباط موثر و مهارت هایی از این دست. از طرفی یکی از ایجاد مهارت هایی مانند همین فن بیان یا ایجاد کاریزما و برندسازی شخصی برای شخص من مسئله اصلی نیست بلکه این کار باید برای مدیران سازمان در اولویت باشد که همین موضوع مسئله را سخت تر میکند. یعنی تقویت مهارت نرم در دیگران که خودش میتواند به نوعی مهارت سخت محسوب شود. 

     

  13. امیرمحمد قربانی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    زمانی در پزشکی، کل تمرکز روی مهارت‌های تخصصی مثل دانش تئوریک پزشکی و مهارت‌های Procedural مثل اعمال جراحی و اندوسکوپی و … بود. هر چند که کیفیت این آموزش‌ها خودش جای تردید داشت؛ اما چون خروجی آن‌طور که انتظار داشتند نبود، بحث مهارت‌های دیگری پیش آمد.
    با این‌که خود من هم از عبارت مهارت نرم در گفتگوهایم سوء استفاده می‌کنم، اما می‌دانم خیلی از مهارت‌هایی که در مورد پزشکی اکنون در قالب مهارت نرم آموزش داده می‌شود، واقعاً در این دسته نمی‌گنجد. 
    مثلاً در مورد مهارت‌های ارتباطی در پزشکی، تحقیقات زیادی وجود دارد که Communication Failure را از اجزای اصلی خطاهای پزشکی می‌دانند. وقتی ما این همه تحقیق داریم، دیگر به نظر می‌رسد که مهارت ارتباطی جزئی از مهارت‌های «باید (Must-Have)» قرار می‌گیرد؛ نه این‌که خوب است یک پزشک چنین چیزی را هم بلد باشد. همین بحث در مورد تصمیم‌گیری‌های بالینی نیز وجود دارد.
    گفتن این حرف‌ها در این کامنت راحت است و می‌توانم این‌طور ایراد بگیرم. اما وقتی می‌خواهی برنامه‌ی درسی (کوریکولوم) پزشکی را بچینی، با این سرعت افزایش دانش پزشکی، ساعت‌های در دسترس برای آموزش دروس تئوریک پزشکی آن‌قدر محدود است که کمتر جایی در کوریکولوم رسمی برای این آموزش‌ها باقی می‌ماند.
    در نتیجه این چنین آموزش‌هایی را تحت عنوان Extra-Curricular طبقه‌بندی می‌کنند و آن‌جا برچسب مهارت نرم به آن زده می‌شود؛ زیرا فکر می‌کنیم آن‌قدر «اصلی» نبودند که در خود Curriculum قرار بگیرد و پس مهارت نرم است.