Menu


افزایش عزت نفس: هفته دوم از برنامه پنج هفته‌ای


افزایش عزت نفس - ماتریس عزت نفس

در این هفته به سراغ ماتریس عزت نفس می‌رویم.

ما تا به حال به شکل‌های مختلف به ماتریس عزت نفس اشاره داشته‌ایم.

اما با توجه به منابع چهارگانه عزت نفس و نیز هشت مولفه عزت نفس مورد توجه در ابزار MSEI (که در معرفی برنامه پنج هفته‌ای به آن اشاره کردیم) الان فرصت مناسبی است که به شکل دقیق‌تر و کاربردی‌تر به آن بپردازیم.

پیشنهاد ما این است که حتی اگر معتاد به کار هم نیستید، قبل از مطالعه این درس، بحثی را که در مورد رابطه اعتیاد به کار و عزت نفس مطرح شده است مطالعه کنید.

بحث آن درس، نکته‌ی کلیدی هفته‌ی دوم برنامه پنج هفته‌ای را شفاف‌تر و قابل درک‌تر خواهد کرد.

[پیش نیاز: رابطه اعتیاد به کار و عزت نفس]

دوست عزیز.

این درس و درس‌های آتی کارگاه عزت نفس برای دوستانی است که:

فهرست بیست درس مقدماتی عزت نفس – که تنها مشارکت در یکی از آنها کافی است – به شرح زیر است:

چون درس حاضر و درس‌های آتی این مجموعه نیازمند تمرین عملی هستند، اگر شما مانند درس‌های قبل فرصت برای مشارکت نداشته باشید، مطالعه‌ی آنها وقت شما را بیهوده تلف خواهد کرد.

تمرین:

این درس تمرین مشخص با یک چارچوب از پیش تعیین شده ندارد.

اما طبیعتاً در صورتی که تحلیل یا تجربه‌ای داشتید که احساس کردید به اشتراک گذاشتن آن می‌تواند برای سایر دوستان متممی مفید باشد، خوشحال می‌شویم که آن را در اینجا با دوستان‌تان در میان بگذارید.

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه آموزشی عزت نفس به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه کارگاه آموزشی عزت نفس

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

58 نکته برای افزایش عزت نفس: هفته دوم از برنامه پنج هفته‌ای

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سعید تارم

    سلام!

    من در مربع پایین سمت راست قرار دارم؛ بنابراین برای افزایش عزت نفس، می بایست بیشتر روی ارزشمندی ام تمرکز کنم.

    برای رسیدن به ارزشمندی بیشتر باید منبع «پذیرش» را در وجودم غنی تر و نقش دو عامل LVE و LKE را در زندگی ام پررنگ تر کنم.

    در توضیح عامل LVE سه پرسش مطرح شده بود:

    1.چه قدر احساس می کنم نزدیکانم مراقب من هستند و می توانم روی کمک و حمایت آنها حساب کنم؟

    در پاسخ این پرسش باید گفت به نسبت در برخی از مسائل می توانم به کمک اطرافیان چشم امید داشته باشم؛ اما به طور کل سعی می کنم مستقل باشم و معمولا در درخواست کردن از دیگران، با یک عامل بازدارنده درونی روبرو می شوم. به نظرم مشکل در ضعف ابراز وجود یا ضعف در مهارت ارتباطی نیست. فکر می کنم درد دل کردن با دیگران نه به حل مسئله که بیشتر به پخش مسئله منجر می شود. شاید هم فکر می کنم با درخواست کردن از دیگران دارم اعلام می کنم که خودم ناتوان هستم. شاید هم تصور می کنم بادرخواست کردن از دیگران، دارم باری بر دوش ایشان می گذارم. پس ترجیح می دهم در سکوت و انزوا، خودم راهی برای حل مسائلم بیابم، و این دقیقا به این معناست که ضعف در ارزشمندی را با تقویت توامندی ام دارم جبران می کنم.

    2. آیا در ابراز احساسات نسبت به دوستان و نزدیکانم راحت هستم؟

    غالبا از دیگران تعریف می کنم. معمولا می توانم ارزشمندی های دیگران را کشف و به خوبی به آنها یادآوری کنم. در بذل احساسات و تاثیرگذاری مطلوب بر دیگران، و در تمجید، تحسین و تشویق دیگران، خودم را توانمندتر از گذشته ام ارزیابی می کنم.

    3. وقتی دیگران به من محبت می کنند، می توانم بدون معذب شدن لذت ببرم؟

    گاهی اوقات اذیت می شوم. فکر می کنم گرامی داشت من چیزی به دیگری اضافه نمی‌کند. شاید فکر می کنم من لیاقت دوست داشته شدن را ندارم. شاید فکر می کنم برای تایید شدن نه عادی که باید خارق العاده بود.

    در توضیح عامل LKE نیز این پرسش ها مطرح شد:

    آیا من برای افراد دورتر هم دوست‌داشتنی هستم؟

    فکر می کنم شاید اگر در من منفعتی برای خویش بیابند، مرا بپرستند (!)

    به نظرم این روزها برای من، ارتباطات دور، بیشتر چیزی از جنس تعارف و ملاحظه است. با چنین فضای بی اعتمادی، کمتر می توانم انتظار ایجاد پیوند عمیق داشته باشم.

    آیا هم‌سن و سال‌های من، همکاران و هم‌گروهی‌های من و کسانی که به نوعی مشابه و هم‌سطح من هستند، من را می‌پذیرند و در برنامه‌هایشان جایی هم برای من در نظر می‌گیرند؟

    معمولا برای من هم جایی در نظر می گیرند. گاهی اوقات نیز به علت نگرش خاص و ارزش های مختص به خودم، جایی در جمع دیگران نداشته ام.

    آیا در اولین برخورد با غریبه‌ها (First Impression) می‌توانم احساس خوبی در آنها ایجاد کنم؟

    فکر می کنم معمولا می توانم در برخورد اول طرف مقابل را جذب کنم. تا جایی که به یاد دارم در اکثر موارد عملکرد موفقی داشته ام.

    آیا دیگران از اینکه با من باشند لذت می‌برند؟

    تا اندازه زیادی بله.

    آیا از اینکه مهمانی‌ها یا جمع‌شان را زود ترک کنم غمگین می‌شوند؟

    تا اندازه ای بله.

    در فایل صوتی «مسیر اصلی» محمدرضای عزیز توضیح دادند که به خودمان برچسب ارزان قیمت نزنیم.

    زندگی من پر است از لحظاتی که سعی کردم، برچسب ارزان قیمتی را که دیگران به من زده اند، از خود بکنم. شاید به همین علت است که برای اثبات خودم، و دفاع از موجودیت، ذهنیت و اعتقاداتم، سعی کردم برای توانمندتر شدن تلاش کنم تا بتوانم بی تکیه بر دیگران، گلیم خودم را از آب بیرون بکشم. در چنین شرایطی ممکن است با فرسودن و مستهلک شدن، احساسات آدم کرخت و رفته رفته با بخشی از وجودش بیگانه شود. فعالیتش در برخی از زمینه ها کند یا متوقف، و علاقه مندی اش به خیلی چیزها کم شود. چه بخواهیم چه نخواهیم زندگی میدان مبارزه است. گاهی مبارزه برای بقا و گاهی نیز برای ارتقاء.

    به عنوان یک قدم اجرایی کوچک سعی می کنم قبیله ای را که به آن تعلق دارم، سعی کنم تا بیابم و تا زمان یافتن آن امیدواری ام را از دست ندهم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .