Menu


نظریه های صفاتی در شخصیت شناسی


نظریه های صفاتی در شخصیت شناسی

فرض کنید از شما می‌پرسند دوست‌تان یا مدیرتان چه نوع شخصیتی دارد؟

چگونه پاسخ می‌دهید؟

آیا از صبر و حوصله‌اش می‌گویید؟ آیا به عصبی بودنش اشاره می‌کنید؟ آیا در مورد جسور بودنش حرف می‌زنید؟ آیا توضیح می‌دهید که حریم خصوصی‌اش برایش بسیار مهم است؟ آیا از درونگرایی و برونگرایی او می‌گویید؟ آیا از برتری طلبی‌اش صحبت می‌کنید؟

اگر برای معرفی شخصیت یک نفر به سراغ صفت‌های او می‌روید، می‌توان گفت نگاه شما به شخصیت شناسی، از جنس نگاه صفاتی یا رویکرد صفاتی است.

مگر گزینه‌ی دیگری هم وجود دارد؟

ممکن است الان از خود بپرسید: مگر گزینه‌ی دیگری هم وجود دارد؟

تقریباً همه‌ی انسان‌ها وقتی بحث شخصیت می‌شود از این روش برای توصیف شخصیت دوست و آشنا و همکار و همسر و فرزندان خود استفاده می‌کنند.

اما اگر کمی دقیق‌تر فکر کنید – یا چند کتاب و مقاله را مرور کنید – خواهید دید که گزینه‌های دیگری هم وجود دارد.

  کافی است نزد یکی از دوستان خود بروید که به فروید ارادات دارد. احتمالاً در توصیف شخصیت دیگران از مفاهیمی مانند ناخودآگاه و تاثیرات پنهان و ماندگار دوران کودکی و مفاهیمی مانند من و منِ برتر و خود استفاده خواهد کرد.

  اگر به سراغ روانشناسانی بروید که روش کسانی مانند کارل راجرز را می‌پسندند و دنبال می‌کنند، ممکن است برای شما توضیح دهند که فلان شخص، در کجای مسیر خودشکوفایی خود قرار دارد و سفر تکامل انسانی خود را تا این لحظه چگونه پیش برده است.

  همچنین ممکن است ذهن برخی دوستان‌تان بیشتر بر پایه‌ی روانشناسی رفتارگرا شکل گرفته باشد.

آنها در مورد اینکه هر کس چگونه تربیت شده است صحبت می‌کنند.

نگاهی که تربیت مفهوم کلیدی آن است، بر این باور است که رفتار انسان‌ها به تدریج با پاداش و تنبیه‌هایی که به خاطر رفتارهایشان دریافت می‌کنند، ساخته می‌شود.

پس کسی که درست تربیت شده یعنی تشویق و تنبیه‌هایی که توسط اطرافیان و خانواده برای او انتخاب شده مناسب و درست بوده است.

نظریه های صفاتی در شخصیت شناسی

رویکرد صفاتی به شخصیت شناسی توسط چه کسی مطرح شد؟

اگر منظورمان این است که نخستین بار چه کسی شخصیت فرد دیگری را با اشاره به صفات و ویژگی‌های او بیان کرد، هرگز نمی‌توانیم نخستین استفاده از این شیوه را کشف کنیم و حدس بزنیم.

اما اگر هدف ما از این سوال، جستجوی نخستین کسی باشد که به شیوه‌ای علمی در مورد نگاه به شخصیت از دریچه‌ی صفات انسانی صحبت کرد و کوشید برای آن چارچوبی مشخص تعریف کند، باید به سراغ گوردون آلپورت برویم.

او در دورانی که روانشناسی تحلیلی و روانشناسی عمقی و یونگ و فروید بر بخش مهمی از جهان روانشناسی حکومت می‌کردند، بحث شخصیت شناسی صفاتی (Trait-based Personality Approach) را مطرح کرد.

البته بعد از دانشمندان بسیاری شیوه‌ها و ابزارها و مکاتب متعددی را زیر چترِ شخصیت شناسی صفاتی طراحی و مطرح کردند که امروز هم به صورت گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند.

گوردون آلپورت بنیان گذار رویکرد صفاتی به شخصیت شناسی

کدام نظریه های شخصیت شناسی بر پایه‌ی رویکرد صفاتی بنا شده‌اند؟

مدل شخصیت شناسی آلپورت

طبیعتاً در شخصیت شناسی مدرن، مدلی که گوردون آلپورت برای شخصیت شناسی صفاتی مطرح کرد، نخستین مدل با رویکرد صفاتی محسوب می‌شود.

[ درس مرتبط: معرفی کامل‌تر گوردون آلپورت ]

[ درس مرتبط: مدل شخصیت شناسی صفاتی آلپورت ]

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت.

فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران آزاد متمم:

 فهرست درس‌های مختص کاربران آزاد متمم

فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، ما فکر می‌کنیم با توجه به علاقمندی شما به شخصیت شناسی، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

 نقشه راه یادگیری شخصیت شناسی

  تحلیل رفتار متقابل

  افزایش عزت نفس

  زندگی شاد

مدل شانزده عاملی ریموند کتل

مدل شانزده عاملی ریموند کتل که آن را معمولاً به نام ۱۶PF می‌شناسند را می‌توان فرزند مدل آلپورت دانست.

چون ریموند کتل مبنای کار خود را مجموعه‌ی چند هزار صفت شخصیتی که آلپورت تنظیم کرده بود قرار داد و سعی کرد آن را خلاصه‌تر کند.

در واقع مدل ۱۶ عاملی ریموند کتل، کوشیده است چند هزار صفت پیشنهادی آلپورت را به شانزده دسته تقسیم کند.

[ درس مرتبط: ریموند کتل و نظریه ۱۶ عاملی شخصیت ]

مدل شخصیت شناسی آیزنک

آیزنک (Eysenck) نیز از جمله روانشناسانی است که برای توسعه‌ی شخصیت شناسی صفاتی زحمت بسیار کشیده است.

او اگر چه در کلیات، روش کتل و تلاش‌های او را قبول داشت، اما معتقد بود که بسیاری از کلماتی که کتل به کار می‌برند، کلمات ذهنی هستند و مفاهیمی عینی محسوب نمی‌شوند.

[ درس مرتبط: منظور از کلمات ذهنی چیست؟ به چه کلماتی عینی می‌گویند؟ ]

او سالها تلاش کرد تا بتواند صفت‌های مورد استفاده در شخصیت شناسی را به شکلی عینی و با ابزارها و پرسشنامه‌های دقیق تعریف کند.

حاصل تلاش او تعریف دقیق و تخصصی سه صفت شخصیتی زیر است:

  • برونگرایی (Extraversion)
  • نوروتیک بودن (Neuroticism)
  • سایکوپات بودن (Psychopath)

اهمیت تلاش‌های آیزنک در این است که بر اساس مطالعات او مشخص شد وراثت هم در صفات شخصیتی انسان‌ها سهم دارد.

[ درس مرتبط: وراثت پذیری چیست و چگونه سنجیده می‌شود؟

نظریه پنج عاملی شخصیت

نظریه پنج عاملی شخصیت تلاش دیگری برای فشرده کردن مدل‌های صفاتی قبلی است.

دانشمندان متعددی در مطالعات مستقل توانستند صفت‌های مطرح شده برای انسان را به پنج دسته تقسیم کنند.

به صورتی که در نهایت، فهرست چندهزار صفت آلپورت و شانزده عامل کتل امروز جای خود را تا حد زیادی به نظریه پنج عاملی شخصیت (که مدل پنج عاملی هم گفته می‌شود)‌ داده‌اند.

اصطلاح Big Five (پنج عامل بزرگ اصلی) نام دیگری است که برای این مدل در نوشته‌های مدیریتی رایج است.

ما در کارگاه شخصیت شناسی متمم، این مدل را مبنای کار خود قرار داده‌ایم.

[ درس مرتبط: شخصیت شناسی در محیط کار ]

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری شخصیت شناسی به شما پیشنهاد میکند: