Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
دوره صوتی آموزشی نکته‌هایی برای مدیران (کلیک کنید)


دقیق ترین تعریف عزت نفس چیست؟


از بین تعریف های مختلف عزت نفس، بهترین تعریف عزت نفس کدام است؟

عزت نفس را می‌توانیم در کنار واژه‌هایی مثل عشق و آرامش و رشد قرار دهیم که همیشه و همه‌جا، در مورد آن‌ها و اهمیت‌شان صحبت می‌شود، اما وقتی می‌خواهیم به شکل دقیق تعریف‌شان کنیم، با مشکل مواجه می‌شویم.

این همان چیزی است که در زبان علم، به آن مفهوم پردازی می‌گویند. یعنی این‌که بتوانید دقیقاً بگویید یک مفهوم، چیست و مرز آن با مفاهیم دیگر در کجاست.

چنان‌که کریستوفر مراک در کتاب عزت نفس خود می‌گوید، ما هنوز به نقطه‌ای نرسیده‌ایم که اتفاق‌نظر قطعی بر روی تعریف عزت نفس وجود داشته باشد و بتوانیم به سادگی بگوییم که معنی عزت نفس چیست و عزت نفس یعنی چه (+).

اما جالب اینجاست که با همه‌ی ابهام‌ها و اختلاف‌نظرهایی که در تعریف عزت نفس وجود دارد، بر سر اهمیت عزت نفس اختلافی نیست.

مثلاً همه‌ی ما حس می‌کنیم که عزت نفس، به نوعی می‌تواند روی مواجهه‌ی ما با مشکلات زندگی، روبرو شدن با شکست‌ها، رفتار ما پس از پیروزی‌ها، شادمانی در زندگی، نحوه‌ی مدیریت تعارض، میزان انتقادپذیری، کیفیت روابط عاطفی و ده‌ها حوزه‌ی دیگر تأثیر بگذارد.

ما قصد نداریم در این‌جا شما را با انبوه تعریف‌های متفاوت و بعضاً متعارض در زمینه‌ی عزت نفس گیج کنیم.

بنابراین در متمم، معیار خود را مدل دوبعدی کریستوفر مراک قرار می‌دهیم که با بعضی دیگر از کتاب‌های رایج در این حوزه (مثلاً کتاب شش ستون عزت نفس ناتانیل براندن) نیز همخوانی دارد.

اما قبل از آن باید به یک نکته‌ی مهم در تعریف عزت نفس اشاره کنیم:

افزایش عزت نفس یا کاهش عزت نفس به چه معناست؟

درست است که هنوز نگفته‌ایم که عزت نفس چیست، اما با همین حسی که الان نسبت به مفهوم عزت نفس دارید، به سوال‌های زیر فکر کنید:

آیا تا به حال شده که به خاطر انتقاد تُند یک نفر، احساس کنید که به عزت نفس شما آسیب وارد شده است؟

آیا تا به حال پیش آمده که به خاطر افسردگی یا خستگی یا استرس، احساس کنید که از عزت نفس همیشگی برخوردار نیستید؟

آیا پیش آمده که فردی را با خودتان مقایسه کنید و بگویید عزت نفس او از من بیشتر است؟ (یا برعکس: عزت نفس من بیشتر از اوست)

دو سوال اول، یک تفاوت کلیدی با سوال سوم دارند.

در سوال اول و دوم، ما به عزت نفس لحظه‌ای اشاره داریم. اما در سوال سوم، عزت نفس را به عنوان یک صفت شخصیتی نسبتاً ثابت در نظر می‌گیریم.

تعریف عزت نفس | کاهش و افزایش عزت نفس در طول زمان اتفاق می‌افتد

بنابراین، همان‌طور که در نمودار بالا می‌بینید، عزت نفس ما در لحظات مختلف کم و زیاد می‌شود، اما در طول زمان، می‌توانیم متوسط عزت نفس را به عنوان یک «ویژگی» ببینیم و برای افزایش عزت نفس تلاش کنیم.

چنان‌که عزت نفس فرد الف، از عزت نفس فرد ب بیشتر است.

در زبان انگلیسی، تعبیر Baseline (پایه) را به کار می‌برند و می‌گویند: تمرین کنیم تا پایه‌ی عزت نفس خود را بالا ببریم (از حالت ب به سمت حالت الف حرکت کنیم).

افزایش عزت نفس و کاهش عزت نفس را باید در طول زمان نیست. وقتی از کمبود عزت نفس حرف میزنیم، منظورمان متوسط عزت نفس است. این نکته را نباید در تعریف عزت نفس فراموش کنیم

تعریف عزت نفس چیست؟ مدل دوعاملی عزت نفس

همان‌طور که در ابتدای درس اشاره کردیم، پس از بررسی منابع مختلف و تعاریف مطرح شده در هر منبع، مدلی که ما در نهایت برای عزت نفس انتخاب کرده‌ایم، مدل دوعاملی است.

پرسش‌های متداول

آیا عزت نفس انواع مختلف دارد و می‌توان از انواع عزت نفس حرف زد؟

اگر منظورتان تعریف های مختلف عزت نفس باشد، قطعاً تعریف های عزت نفس متعدد هستند. اما این‌که مثلاً بگوییم عزت نفس تحصیلی یا عزت نفس شغلی (چنان‌که برخی کتاب‌های تجاری به‌کار می‌برند) تعبیری علمی نیست.

 آیا عزت نفس همان حرمت نفس است؟

اصطلاح حرمت نفس معادل احترام به خود یا Self-respect است و نمی‌توان آن را مترادف عزت نفس (Self-esteem) در نظر گرفت. اما احترام به خود، یکی از مولفه‌ها و زیرمجموعه‌های عزت نفس است و طبیعتاً احترامی که برای خودمان قائل هستیم، بر روی عزت نفس‌مان تأثیر دارد.

متضاد عزت نفس چیست؟

برخی از افرادی که با مفهوم عزت نفس آشنا نیستند، اصطلاح «ذلت نفس» را به عنوان مخالف عزت نفس به کار می‌برند. در حالی که عزت نفس یک ویژگی است که می‌تواند کم یا زیاد باشد، اما مخالف آن معنا ندارد. درست همان‌طور که قد یک ویژگی است و می‌تواند بلند یا کوتاه باشد. اما مخالفی برای آن قابل تعریف نیست. بنابراین درست این است که از اصطلاح «عزت نفس پایین» استفاده کنیم.

مخاطب دوره عزت نفس متمم چه کسانی هستند؟

همه می‌توانند از مطالب دوره عزت نفس استفاده کنند. به شرط این‌که «با ارزش بودن» و به طور دقیق‌تر، «احساس ارزشمندی» یکی از دغدغه‌هایشان باشد. فقط کافی است وقت و حوصله کافی داشته باشند و درس‌ها را به ترتیب و تدریج بخوانند و تمرین‌های پیشنهادی را انجام دهند.

چه درس‌ها و مباحث دیگری با دوره عزت نفس مرتبط هستند؟

عزت نفس چند رکن اساسی دارد و همان‌طور که در طول بحث خواهید آموخت، بسیاری از مباحث مرتبط با توسعه فردی می‌توانند مکمل درس‌های افزایش عزت نفس باشند. اما به طور خاص پیشنهاد ما این است که هم‌زمان با مطالعه درس‌های عزت نفس، برای درس‌های خودشناسی، شخصیت شناسی و مهارت ارتباطی هم در متمم وقت بگذارید.

منابع مورد استفاده در تدوین درس‌های عزت نفس متمم چه هستند؟

متمم از بهترین و شناخته‌شده‌ترین کتابها و مقالات عزت نفس که توسط برترین محققان و دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی جهان منتشر شده‌اند استفاده می‌کند. نام تمام این منابع و مقالات را هنگام مطالعه درس‌ها خواهید دید.

هزینه دوره عزت نفس متمم چقدر است؟

شما می‌توانید برای استفاده از درس‌ها اشتراک ماهانه پرداخت کنید و بسته به مدت زمانی که نیاز دارید، از درس‌ها استفاده کنید. ضمناً در مدت فعال بودن اشتراک، علاوه بر فروش به هزاران درس دیگر (از جمله خودشناسی، شخصیت شناسی، مهارت ارتباطی و مدیریت زمان) هم دسترسی دارید.


محدودیت در دسترسی به این مجموعه درس

دسترسی کامل به این درس و ۴۰ درس دیگر دربارهٔ عزت نفس برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۱۳۹۷۳ نفر از متممی‌ها مجموعاً ۱۵۴۹۲ تمرین در درس‌های عزت نفس ثبت کرده‌اند.

با عضویت ویژهٔ متمم علاوه بر این ۴۰ درس به هزاران درس دیگر از جمله درس‌های زیر دسترسی خواهید داشت:

  شخصیت شناسی | خودشناسی | تحلیل رفتار متقابل

  حمایت اجتماعی | استرس | پرورش تسلط کلامی

  کوچینگ | مهارت ارتباطی | مذاکره | فن بیان

  چگونه شاد باشیم | مدیریت انگیزه | برنامه ریزی

  دوره MBA (مطالعه منظم درس‌های مدیریتی)

ثبت نام    تجربه‌ٔ متممی‌ها

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه آموزشی عزت نفس به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه کارگاه آموزشی عزت نفس

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۴۵۰ نظر برای دقیق ترین تعریف عزت نفس چیست؟

  1. خیلی برام جالبه که شاید سالهاست در تلاشم برای افزایش عزت نفس اما چیزی که الان فهمیدم این بود که انگار تایم طولانی‌ای انکار کردم که نتایجی که گرفتم یا اتفاقات به خاطر همین عزت نفس پایینه! و باز شروع کردم به ساختن خودم☺️

    من همچنان در مسیر کشف و ساختنم?

  2. آیدا گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    -آیا خودم رو موجود ارزشمندی می‌دانم ؟
    جواب این سوال برای من بله هست. اما از خودم می‌پرسم بحث تایید اجتماعی و مقبولیت چقدر روی جوابم تاثیر داشته ؟ فکر میکنم چون درحال حاضر در محیطی هستم که اطرافیانم ارزش‌های مشابه من دارند این احساس رو دارم. اگر محیط تغیر کنه احتمالا کمتر احساس ارزشمندی میکنم. میدونم اگر حواسم نباشه خیلی ساده میتونم تحت تاثیر محیط قرار بگیرم.
    -آیا با خودم راحت هستم و به خودم حس خوبی دارم؟
    آیا از فکر کردن به خودم لذت می‌برم؟
    جواب این سوال هم وابسته به موقعیت افت و خیز داره.
    مثلا تلاشم رو میکنم تا به خودم بگم اگر رژیمی میگیری باید برای سلامتیت باشه و نه برای اندام ایده‌آل ولی بعد از یه مدت که کمکاری می‌کنم شروع میکنم به خودگویی‌های منفی تا بخاطر این احساس منفی دوباره به رژیم برگردم…
    -آیا خودم را شایسته‌ی احترام می‌بینم؟ خودم به خودم احترام می‌گذارم؟
    درمورد این سوال باید بگم که از دیگران انتظار احترام دارم اما خودم همیشه به خودم احترام نمی‌ذارم !
    همونطور که یکی از دوستای متممی گفته بودن : منم وقتی احساس احترام به خودم میکنم که سر سفره غذا یه لقمه بیشتر از نیازم نخورم بخاطر جمله بخور حیفه…
    یا : وقتی احساس احترام به خودم میکنم که به الویت هام پایبند باشم (نظم شخصی داشته باشم) اما خیلی وقتا پیش میاد لذت‌های‌ زودگذر و کم‌ارزش رو به تلاش برای اهدافم ترجیح می‌دم .
    یا وقت گذروندن با آدمایی که از همنشینی باهاشون لذت نمی‌برم و صرفا تحمل می‌کنم. (آدم های بدی نیستن اما تاثیر مثبتی هم ندارن و این رو می‌دونم و باز هم وقتم رو باهاشون می‌گذرونم با اینکه می‌دونم می‌تونم کارهای مفیدتری انجام بدم)
    و نداشتن توان نه گفتن وقتی چیزی مخالف میل و ارزش‌هامه
    ایناهمشونمصداق بی‌احترامی به خودمه.
    درمورد توانمندی هام : بله احساس توانمندی می‌کنم. براساس موفقیت‌های به‌ دست اومده در گذشته می‌دونم که توانا هستم. ولی احساس نالایقی هم می‌کنم ! چون می‌دونم از توانمندی‌هام اونطور که باید استفاده نمی‌کنم . احساس می‌کنم استعداد ذاتی (مثلا هوش ریاضی یا حافظه بالا و خلاقیت) دارم اما از نظر شخصیتی ایراد دارم (تنبلم – اهمال‌کارم – الویت بندی و نظم شخصی کافی ندارم)
    و این تصور که : باید زور بالای سرم باشه تا از توانایی‌هام استفاده کنم که این هم در کم شدن عزت نفسم نقش داره

    • کاظم گفت:

      به نظرم همین که از مشکلات و چالش هایی که دارین (اهمال کاری، اولویت بندی و…) آگاه شدین، عالیه.

      من هم تجربه مشابه شما رو داشتم (و یا مقداری کمتر دارم) و چند وقت پیش تصمیم گرفتم روی یک موضوع خاص (مثلا نظم شخصی) کار کنم و اجازه بدم اون چند اشکل دیگه در زندگیم بمونه تا اول از نظم شخصی به حداقل نتیجه برسم

      تردید ندارم نتیجه گرفتن از این تصمیم (هرچند کوچک و ساده در حد خرده اقدام) باعث میشه در جنبه های دیگه هم احساس توانمندی کنم و برای ضعف هام قدم بردارم.

      با آرزوی موفقیت

    • سهیل کیانی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

      به قول استاد شعبانعلی که توی فایل صوتی عزت نفس گفته بودن، اعتراف و پذیرش قدم اول تغییر و شروع مسیر رشد ماست .
      البته دقیق جمله این نیست.
      من جسارت شما در بیان صادقانه ضعف هاتون رو واقعا تحسین می‌کنم.
      موفق باشید.

  3. حبیب صادقی نژاد گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    مواردی که در ادامه مینویسم، مشاهداتم از رفتار اطرافیانی هست که باهاشون در ارتباطم و مثال شخصی نیستند.

    +نکته‌ی اول این‌که هر فرد، مستعد بودن و توانمند بودن را با انتظارات خودش می‌سنجد :

    یا فرد انتظار نابجا داره، یا اینکه توی مسیر هست و نرسیده یا اینکه ناتوان بوده توی رسیدن به نقطه مورد نظر

    مثلا من ۵ سال سابقه کار دارم، درامدم خوبه، ماشینم تیبا هست خیلی از اطرافیانم هم ماشین ندارند ولی من دوستدارم سطح مالیم جوری میبود که پرشیا داشتم.

    مثلا من سطح زبانم ۶ از ۱۰ هست و واقعا کارم رو راه میندازه امادلم میخواد مثل یه فرد مسلط و بومی انگلیسی صحبت کنم.

    مثلا من هفته ای ۳ ساعت مطالعه ی تخصصی میکنم و خوب کد میزنم ولی هنوز دولوپر متوسطی هستم و به توانمندی متخصص ارشد نرسیدم، با اینکه از بیرون همه از من راضی هستند ولی خودم راحت نیستم باهاش.

    مثلا من فردی هستم که منابع زیاد توی ارتباطات باافراد دارم، میتونم به همین واسطه خیلی به دیگران کمک کنم و وصلشون کنم به هم ولی به خودم میگم همینقدری هم که اتفاقی بوجود میاد کافیه و انتظار بیشتری ندارم و این موضوع سبب حس خوب در توانمندی من میشه.

    +نکته‌ی دوم این است که توانمندی‌ها باید در زمینه‌هایی باشند که برای خود فرد، مهم هستند و او آن‌ها را ارزشمند می‌داند.

    مثلا من توی مذاکره خوبم اما در ارزیابی صنعت و رنک بندی رقبا خوب نیستم، پس مذاکره رو خوب نمیبینم، یا مثلا من تعامل تیمیم خیلی خوبه، مراقبت میکنم، کمک میکنم، صبوری میکنم اما دوست دارم گزارش گیری خوب و تحلیل دقیق داشته باشم توی کارم

    برای همینه که وقتی با دیگران حرف میزنیم و میگیم که مثلا نامیزونم به این دلیل برمیگردن میگن بابا تو این همه دستاورد داری، تو اینا خوبی، دیگران دوست دارن مثل تو باشن

  4. الهام سرمدی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    انتظاری که افراد از خودشون در مورد توانایی‌هایی خودشون هم دارند به نظرم پیچیده‌اس. چه اتفاقاتی در زندگی شخص میوفته که این انتظار شکل میگیره وباعث میشه به توانمندی های خودش توی یک حوزه‌ای باور نداشته باشه؟
    بنظرم آدم‌هایی که عزت نفس پایینی دارند منتظرند که دیگران توانمندی ها وارزشمندی‌شان را به اونها یاد آور بشن.
    و بیشترین تمرینی که برای عزت نفس آسیب دیده‌ام دارم انجام میدم حین گفتگو با دوستان واطرافیانم هست مدام به خودم یاد آوری میکنم نظام ارزش‌گذاری آدمها متفاوت هستش.

  5. کاظم گفت:

    انگار میزان عزت‌نفس با مقدار توقعی که از خودمون داریم در رابطه مستقیمی هست…
    خاطرم هست نزدیک به دو سال پیش تصمیم گرفتم صبح‌ها زودتر از خواب بیدار بشم. با تمام تلاش‌هایی که کردم تونستم چند روزی رو سحرخیز بشم و بعد از یه مدت مجدداً با تأخیر از خواب بیدار می‌شدم (تقریباً ساعت هفت) در تمام این مدت، همیشه از اینکه نمی تونستم یک مدت طولانی سحرخیز بشم احساس خوبی نسبت به خودم نداشتم و گوشه ذهنم، فردی ناتوان از خودم ساخته بودم…
    انتظار من از خودم بیشتر از حد ممکن بود. فکر می‌کردم (و شاید می‌کنم) اگر خیلی از آدم‌ها می تونن یک عادتی رو زود شکل بدن، لزوماً من هم باید بتونم به همون سرعت و دقت اون کار رو انجام بدم! فراموش کرده بودم که محدودیت‌ها، سبک زندگی، و شرایط خاص خودم رو دارم
    من برای سحرخیزی تلاش‌های زیادی کردم و همچنان هم در حال تلاش برای جای دادن این عادت تو زندگی خودم هستم. از زود شام خوردن و به رختخواب رفتن گرفته تا این روزها که بعد از کوک‌کردن گوشی بر یک ساعت مشخصی، اون رو می‌زارم تو کیفم و درش رو قفل می‌کنم تا برای قطع‌کردن هشدار گوشی مجبور بشم با هوشیاری کامل قفلِ کیف رو باز کنم
    از نگاه دیگران، من یک فرد توانمند هستم که بعد از این همه مدت رها نکردم، اما خودم این احساس رو نسبت به خودم ندارم و دلیلش هم ریشه در انتظارات و توقع‌های نابجا از خودم هست
    شاید بهتر باشه یک‌بار دیگه به توقعی که از خودم دارم، دستاوردهایی که تو این مدت داشتم و به تلاش هایی که کردم، نگاهی مجدد بندازم.

  6. اکرم احمدوند گفت: (عضو ویژه)

    نکته ای که در شرح مدل دو عاملی، کریستوفر مراک مورد توجه قرار داده، به نظرم خیلی مهمه.

    مراک اشاره می کنه که هر فرد، مستعد و توانمند بودن را با توجه به انتظارات خود می سنجد.

    یک فرد کمال گرا با تعیین شاخص ها و استاندارد های سخت گیرانه، می تونه با وجود توانمندی بالا در یک زمینه یا زمینه های متعدد، باعث پایین آمدن عزت نفس خودش بشه.

     

     

  7. سلام

    در بحث احساس توانمندی به این نتیجه رسیدم که همواره تلاشت را بکن اما زیادتر  از حد توانایی ات از خودت انتظار نداشته باش مراقب تعیین اهدافت باش اهدافت را درست و بر پایه ی شرایط خودت قرار بده که اگر درست هدف گذاری نکنی ، باعث میشود عزت نفس ات پایین بیاید و اینکه تمام توجه ات را روی نقاط مثبت و نقاط قوت خودقرار بده با این کار حس توانمندی ات بالا میرود و در نتیجه عزت نفس ات بالا میرود

  8. سلام به همه ی عزیزان و بزرگواران متممی

    با خودم فکر میکنم من ارزشمندم یعنی چی ؟ آیا احساس ارزشمندی میکنم ؟ بعد به این نتیجه میرسم که من زمانی احساس ارزشمندی میکنم که وقتی پای سفره ی غذا نشسته ام لقمه ایی زیاد تر از نیازم نخورم ! حتما شنیده اید که میگویند بخور حیفه ! بخور که اسراف نشه و ….

    زمانی با خود راحت هستم که احساس ناراحتی ام را از شرایط موجود بتوانم بیان کنم و برای راحتی و خوش آمد  دیگران دست به انتخاب های مهم زندگی ام نزنم مثل انتخاب رشته ی تحصیلی و….که اگر چنین باشد حس خوبی به خود نخواهم داشت

     

  9. یکی از اصول یادگیری هر علمی، درابتدا یادگیری تعریف و مفهوم آن علم است.
    تعریف دو بعدی عزت نفس مراک، قطعا یکی از بهترین تعاریفی بود که تا الان شنیده و خوانده بوده ام.
    آنجا که میگوید به راستی تعریف عزت نفس ترکیب دو مولفه ی احساس ارزشمندی و احساس توانمندی است.
    اگر یکی از این دو مولفه در کنار هم نباشند، قطعا شخص یا به سمت انزوا میرود یا خودشیفتگی.
    مثالش خودم: با اینکه در خیلی از شرایط احساس توانمندی میکردم ، اما چون احساس ارزشمندی نمیکردم، خودم را لایق اون محیط یا جمع نمیدانستم و ناخوداگاه دچار اضطراب اجتماعی میشدم. در نتیجه منِ توانمند برونگرا به مرور زمان در اثر نبود مولفه ی احساس ارزشمندی ، تبدیل شدم به یه توانمند درونگرای منزوی.
    به نظر من تنها دانستن این تعریف و پی بردن به اصل و ریشه مشکل، خودش ۵۰ درصد راه حل مسئله است.

  10. من بیشترین آسیبی که در این زمینه دیده‌ام، مربوط به کارهای نیمه‌تمامی هست که همیشه به دقیقه نود رسیده‌اند و در وقت اضافه تمام شده‌اند یا به نکبت و بدون نتیجه حذف‌شان کرده‌ام. خاطرات بدی درباره این رفتار خودم دارم.

    یک بار می‌خواستم گواهینامه پایه یکم بگیرم(نمی‌دونم این دیگه چه آرزوی کوفتی‌ای بود؟). ثبت نام کردم و آزمون تستی را روز اول قبول شدم ولی برای رانندگی، چندبار رد شدم. کارتم چندین ماه توی کتابخونه جابجا می‌شد. از لای این کتاب به اون کتاب. و غصه و اضطراب این کار نیمه‌تمام دائما بود. تا این که یه روز دل به دریا زدم و کارت آزمون را پاره کردم و تامام. از شرّ کارت راحت شدم ولی فکرش هنوز هست. بعلاوه کارهای نیمه‌تمام فعلی که ادامه دارند.

    مثل من نباشید. جدی می‌گم.

  11. محمد فلاح نژاد گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    به نظرم احساس ارزشمندی یعنی ارزشمند دانستن خودم فارغ از هر نوع توانایی، موقعیت اجتماعی، ثروت، شهرت و علم و دانش و احساس توانمندی و شایستگی ناشی از این باور است که انتظار من از خود، در سطح استعدادها و توانایی های من است .( البته در سایه عمل و تلاش من و چرخش سایر چرخ دنده های این جهان)

  12. من دومین باره توی چند هفته اخیر که دارم این دوره رو مطالعه میکنم و متوجه شدم ه چقدر ما بیشتر راجب خودمون و توانمندی خودمون و ارزشمندی خودمون بیشتر فکر کنیم بیشتر به عزت نفس ما کمک میکنه و این خیلی برام با ارزش بود گفتم با شما به اشتراک بذارم

     

  13. ح. نصرت گفت:

    بنظرم در عزت نفس بالا داشتن فاکتور حس ارزشمندی خیلی مهمه و نکته دیگه ذهنیت ما و انتظارمون از خودمونه و آدم های کمالگرا اصولا با انتظارات بالا هرقدر توانمندی داشته باشن عزت نفس کمتری دارن و در عوض آدم های راحت گیر معمولا از خودشون راضی ان و حس ارزشمندی بالاتری دارن

  14. صدیقه پوراسترآبادی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۷ درس)

    در این درس بعد از آشنایی با تعریف عزت‌نفس از دیدگاه مدل دو عاملی “احساس ارزشمندی” و “احساس توانمندی”، تجربه‌هایی را به یاد می‌آورم که برای من شبیه مفهوم عزت‎‌نفس مقطعی یا “عزت‌نفس وابسته به مکان” است یعنی در محیط کار به‌واسطه توانمندی‌ها و شایستگی‌هایم، با عزت‌نفس بالاتری رفتار می‌کنم و احساس ارزشمندی بیشتری را تجربه می‌کنم اما در محیط غیرکاری اینگونه نیست. انگار در دو مکان مختلف با دو فرد متفاوت مواجه هستیم.

    حال اگر بخواهم در این موضوع دقیق شوم میبینم:

    + در واقع فقط عامل “توانمندی و شایستگی” وجود دارد و “احساس ارزشمندی” کم‌رنگ است که در مکان‌های غیرکاری به‌طور کامل رنگ می‌بازد، براساس تقسیم بندی نمودار آورده شده در درس می‌توان ردپای “عزت‌نفس تدافعی” را مشاهده کرد.

    + از طرف دیگر با پاسخ به سوالات مدل دو عاملی (سوالات زیر)
    *** احساس ارزشمندی و دوست داشتن خودم
    آیا خودم را موجود ارزشمندی می‌دانم؟
    آیا با خودم راحت هستم و به خودم حس خوبی دارم؟
    آیا از فکر کردن به خودم لذت می‌برم؟
    آیا خودم را شایسته‌ی احترام می‌بینم؟ خودم به خودم احترام می‌گذارم؟
    آیا نگرش مثبتی نسبت به خودم دارم؟
    آیا از آن‌چه هستم راضی ام؟
    *** نگرش خودم نسبت به توانمندی‌ها و شایستگی‌هایم
    آیا احساس می‌کنم کارهایی را که انجام می‌دهم، به خوبی انجام می‌دهم؟
    آیا این حس را دارم که اگر چیزی برایم مهم باشد و برایش تلاش کنم به آن می‌رسم؟
    آیا زمینه‌های متعددی وجود دارد که در آنها خودم را توانمند بدانم؟
    آیا خودم را فردی مستعد و توانمند می‌دانم؟

    مشاهده می‌کنم که پاسخ تمام سوالات “احساس ارزشمند” و “احساس توانمندی” در محیط کار مثبت هستند ولی در محیط غیرکاری اینگونه نیست.

  15. امین رجب زاده گفت: (عضو ویژه)

    به نظر من عزت نفس میخ های محکمی است که فرد با استفاده از اون شرایط خودش رو پایدار می‌کنه و اینجوری با هر متغیری تحت تاثیر قرار نمیگیره که بیشتر مربوطه به عامل اول که احساس ارزشمندی و دوست داشتن توسط خود شخص هستش
    ولی یه نکته ای برام سواله که خود همین عزت نفس پایین محرک و دلیل خیلی از پیشرفت ها نیست؟

  16. شکوفه گفت:

    شاید این تفکرات برای خیلی هامون آشنا باشه؛ من باید اینقدر در کارم موفق بشم که دنیا متوجه ارزش من بشه! من باید اینقدر کار کنم و تلاش کنم و درجه یک بشم که توی زمینه‌ی شغلی من هیچ کسی بهتر از من پیدا نشه! من باید توی کلاس بهترین نمره‌ها رو بگیرم تا همه بفهمند من چقدر عالی‌ام!
    همه‌ی این تفکرات و نگرش‌ها دارند ارزشمند بودن ما رو وابسته به محیط می‌کنند. اگر فردی از درون احساس ارزشمندی قوی داشته باشه چه نیازی به اثباتش به دیگران هست؟!
    این نوع تفکر می‌تونه کل زندگی ما رو تباه کنه. فرد برای برترین شدن (در وقع برای گرفتن حس ارزشمند بودن از محیط)، خیلی سخت کار می‌کنه، برای خانواده وقتی نمی‌گذاره چون باید خودش رو وقف اهدافش کنه.

  17. جالب است که در اینجا هم با یک وضعیت پارادوکسیکال روبروییم: اگر انتظاراتمان از توانمندی های خودمان پایین تر باشد – که شاید بخشی از آن نشأت گرفته از این باشد که چندان در ذات خود توانمندی های بالا در فعالیت ها را میسر نمی بینیم – زودتر و ساده تر می توانیم به مولفه Self-competence دست پیدا کنیم.

    به عنوان مثال فرض کنیم والدین فرزندی، برای آن که کودکشان در آینده رسیدن به مولفه Self-competence برایش مقدورتر باشد، این گونه فکر کنند که باید سطح انتظارات فرزندشان در مورد توانمندی هایش را پایین و پایین تر نگاه دارند!

    البته که می دانیم این جا هم مثل اغلب مسائل دنیای واقعی، با یک بهینه سازی روبرو هستیم چرا که پایین آوردن بیش از حد سطح انتظارات از توانمندی های خود، احتمالاً در نهایت به کاهش میزان مولفه دیگر عزت نفس یعنی احساس ارزشمندی نسبت به خود منجر خواهد شد.

  18. پوریـا پرهیزکـار گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۹ درس)

    در بخشی از درس نکته جالبی مطرح شد: کسانی که احساس توانمندی نمی‌کنند، اما در عین حال احساس ارزشمندی دارند، ممکن است در برخی از جنبه‌های زندگی به سمت خودشیفتگی کشیده شوند.

    دکتر علی صاحبی در یکی از کارگاه‌های خود درباره موضوع خودشیفتگی عنوان می‌کرد که :  

    فرد خودشیفته در واقع از درون احساس حقارت می‌کند و با رفتارهای خود به دنبال جبران این احساس است. در واقع، خودشیفتگی نوعی مکانیسم دفاعی در برابر احساس حقارت است. فرد خودشیفته با بزرگ جلوه دادن خود، تحسین دیگران را جلب می‌کند و به این صورت سعی می‌کند از احساس پوچی و بی‌ارزشی خود فاصله بگیرد.

    به نظر من، خودشیفتگی، غرور کاذب، و اعتماد به نفس بیش از اندازه همگی نشان‌دهنده نبود عزت نفس در فرد هستند. این موضوع به خوبی اهمیت داشتن حس عزت نفس را نشان می‌دهد.

  19. نکته‌ی دومی که مراک اشاره می‌کند این است که توانمندی‌ها باید در زمینه‌هایی باشند که برای خود فرد، مهم هستند و او آن‌ها را ارزشمند می‌داند.

    دانش آموزی که عاشق نقاشی است و به زیبایی طرح های حیرت انگیزی می کشد باوجود اینکه معلمی نداشته و آموزشی ندیده و می خواهد روزی طراح لباس شود ، اما آرزوی پدر و مادرش این است که روزی پزشک گردد! پول های سنگینی هزینه کلاس کنکور و شهریه مدارس معتبر و با کیفیت شهر می شود اما این دانش آموز با بی علاقگی تمام صبح ها از خواب بر می خیزد! 

    از کتاب زیست و شیمی حالش بهم می خورد اما ضرایب این ها در کنکور بالاست! باید زیست بخوانی ! چند کتاب بخوان روزی ۱۰۰ تست زیست بزن!

    حدود ۱۰ سال پیش محمدرضا شعبانعلی از بحثی حرف زد به نام آرزوهای آموخته شده!

    فکر میکنم درصد زیادی از دانش آموزان متاسفانه از این بحث آسیب دیدند…

    انتظارات از خودمان : محمدرضا شعبانعلی در فایل های صوتی عزت نفس می گوید از آنجایی که از خودش انتظار داشته در ۳۰ سالگی ، ۳۰ کتاب نوشته باشد ، با وجود آنکه در ۱۸ سالگی اولین کتابش را می نویسد و به عنوان نویسنده کتابِ سال از او تقدیر شده؛  چندتا از کتاب هایش در دانشگاه ها تدریس می شدند ، احساس خوبی نداشته چون به آن عدد ۳۰ نرسیده است!

  20. دلآرام گفت:

    چقدر خوشحالم که درس عزت‌نفس رو شروع کردم.

    قبل این دوره ، دوره‌ی یادگیری رو تموم کردم ، کمکم کرد توانمندیم رو بالا ببرم تو درس خوندنم که واقعا بخش مهمی از زندگیِ منه و خوشحالم بابت اینکه در تلاشم یکی از مولفه‌های عزت‌نفسم رو بهبود بدم.

    من همزمان با این دوره ، کتاب طرز فکر رو هم میخونم. وقتی داشتم این درسو میخوندم میدیدم چقد این مایندست و احساس عزت نفس در هم گره خوردن. بعدش ایشالا کتاب کمالگرای مضطرب و بعد بازداشتگاه صورتی رو خواهم خوند که در کنار هم ، فک میکنم کاملتر بشن.

    به شما هم پیشنهادش می‌کنم :)