دقیق ترین تعریف عزت نفس چیست؟

عزت نفس را میتوانیم در کنار واژههایی مثل عشق و آرامش و رشد قرار دهیم که همیشه و همهجا، در مورد آنها و اهمیتشان صحبت میشود، اما وقتی میخواهیم به شکل دقیق تعریفشان کنیم، با مشکل مواجه میشویم.
این همان چیزی است که در زبان علم، به آن مفهوم پردازی میگویند. یعنی اینکه بتوانید دقیقاً بگویید یک مفهوم، چیست و مرز آن با مفاهیم دیگر در کجاست.
چنانکه کریستوفر مراک در کتاب عزت نفس خود میگوید، ما هنوز به نقطهای نرسیدهایم که اتفاقنظر قطعی بر روی تعریف عزت نفس وجود داشته باشد و بتوانیم به سادگی بگوییم که معنی عزت نفس چیست و عزت نفس یعنی چه (+).
اما جالب اینجاست که با همهی ابهامها و اختلافنظرهایی که در تعریف عزت نفس وجود دارد، بر سر اهمیت عزت نفس اختلافی نیست.
مثلاً همهی ما حس میکنیم که عزت نفس، به نوعی میتواند روی مواجههی ما با مشکلات زندگی، روبرو شدن با شکستها، رفتار ما پس از پیروزیها، شادمانی در زندگی، نحوهی مدیریت تعارض، میزان انتقادپذیری، کیفیت روابط عاطفی و دهها حوزهی دیگر تأثیر بگذارد.
ما قصد نداریم در اینجا شما را با انبوه تعریفهای متفاوت و بعضاً متعارض در زمینهی عزت نفس گیج کنیم.
بنابراین در متمم، معیار خود را مدل دوبعدی کریستوفر مراک قرار میدهیم که با بعضی دیگر از کتابهای رایج در این حوزه (مثلاً کتاب شش ستون عزت نفس ناتانیل براندن) نیز همخوانی دارد.
اما قبل از آن باید به یک نکتهی مهم در تعریف عزت نفس اشاره کنیم:
افزایش عزت نفس یا کاهش عزت نفس به چه معناست؟
درست است که هنوز نگفتهایم که عزت نفس چیست، اما با همین حسی که الان نسبت به مفهوم عزت نفس دارید، به سوالهای زیر فکر کنید:
دو سوال اول، یک تفاوت کلیدی با سوال سوم دارند.
در سوال اول و دوم، ما به عزت نفس لحظهای اشاره داریم. اما در سوال سوم، عزت نفس را به عنوان یک صفت شخصیتی نسبتاً ثابت در نظر میگیریم.
بنابراین، همانطور که در نمودار بالا میبینید، عزت نفس ما در لحظات مختلف کم و زیاد میشود، اما در طول زمان، میتوانیم متوسط عزت نفس را به عنوان یک «ویژگی» ببینیم و برای افزایش عزت نفس تلاش کنیم.
چنانکه عزت نفس فرد الف، از عزت نفس فرد ب بیشتر است.
در زبان انگلیسی، تعبیر Baseline (پایه) را به کار میبرند و میگویند: تمرین کنیم تا پایهی عزت نفس خود را بالا ببریم (از حالت ب به سمت حالت الف حرکت کنیم).
تعریف عزت نفس چیست؟ مدل دوعاملی عزت نفس
همانطور که در ابتدای درس اشاره کردیم، پس از بررسی منابع مختلف و تعاریف مطرح شده در هر منبع، مدلی که ما در نهایت برای عزت نفس انتخاب کردهایم، مدل دوعاملی است.
پرسشهای متداول
آیا عزت نفس انواع مختلف دارد و میتوان از انواع عزت نفس حرف زد؟
اگر منظورتان تعریف های مختلف عزت نفس باشد، قطعاً تعریف های عزت نفس متعدد هستند. اما اینکه مثلاً بگوییم عزت نفس تحصیلی یا عزت نفس شغلی (چنانکه برخی کتابهای تجاری بهکار میبرند) تعبیری علمی نیست.
آیا عزت نفس همان حرمت نفس است؟
اصطلاح حرمت نفس معادل احترام به خود یا Self-respect است و نمیتوان آن را مترادف عزت نفس (Self-esteem) در نظر گرفت. اما احترام به خود، یکی از مولفهها و زیرمجموعههای عزت نفس است و طبیعتاً احترامی که برای خودمان قائل هستیم، بر روی عزت نفسمان تأثیر دارد.
متضاد عزت نفس چیست؟
برخی از افرادی که با مفهوم عزت نفس آشنا نیستند، اصطلاح «ذلت نفس» را به عنوان مخالف عزت نفس به کار میبرند. در حالی که عزت نفس یک ویژگی است که میتواند کم یا زیاد باشد، اما مخالف آن معنا ندارد. درست همانطور که قد یک ویژگی است و میتواند بلند یا کوتاه باشد. اما مخالفی برای آن قابل تعریف نیست. بنابراین درست این است که از اصطلاح «عزت نفس پایین» استفاده کنیم.
مخاطب دوره عزت نفس متمم چه کسانی هستند؟
همه میتوانند از مطالب دوره عزت نفس استفاده کنند. به شرط اینکه «با ارزش بودن» و به طور دقیقتر، «احساس ارزشمندی» یکی از دغدغههایشان باشد. فقط کافی است وقت و حوصله کافی داشته باشند و درسها را به ترتیب و تدریج بخوانند و تمرینهای پیشنهادی را انجام دهند.
چه درسها و مباحث دیگری با دوره عزت نفس مرتبط هستند؟
عزت نفس چند رکن اساسی دارد و همانطور که در طول بحث خواهید آموخت، بسیاری از مباحث مرتبط با توسعه فردی میتوانند مکمل درسهای افزایش عزت نفس باشند. اما به طور خاص پیشنهاد ما این است که همزمان با مطالعه درسهای عزت نفس، برای درسهای خودشناسی، شخصیت شناسی و مهارت ارتباطی هم در متمم وقت بگذارید.
منابع مورد استفاده در تدوین درسهای عزت نفس متمم چه هستند؟
متمم از بهترین و شناختهشدهترین کتابها و مقالات عزت نفس که توسط برترین محققان و دانشگاهها و موسسات آموزشی جهان منتشر شدهاند استفاده میکند. نام تمام این منابع و مقالات را هنگام مطالعه درسها خواهید دید.
هزینه دوره عزت نفس متمم چقدر است؟
شما میتوانید برای استفاده از درسها اشتراک ماهانه پرداخت کنید و بسته به مدت زمانی که نیاز دارید، از درسها استفاده کنید. ضمناً در مدت فعال بودن اشتراک، علاوه بر فروش به هزاران درس دیگر (از جمله خودشناسی، شخصیت شناسی، مهارت ارتباطی و مدیریت زمان) هم دسترسی دارید.
دسترسی کامل به این درس و ۴۰ درس دیگر دربارهٔ عزت نفس برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۱۳۹۸۲ نفر از متممیها مجموعاً ۱۵۵۰۹ تمرین در درسهای عزت نفس ثبت کردهاند.
با عضویت ویژهٔ متمم علاوه بر این ۴۰ درس به هزاران درس دیگر از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
شخصیت شناسی | خودشناسی | تحلیل رفتار متقابل
حمایت اجتماعی | استرس | پرورش تسلط کلامی
کوچینگ | مهارت ارتباطی | مذاکره | فن بیان
چگونه شاد باشیم | مدیریت انگیزه | برنامه ریزی
دوره MBA (مطالعه منظم درسهای مدیریتی)
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه آموزشی عزت نفس به شما پیشنهاد میکند:
- عزت نفس چیست؟ بررسی راهکارهای افزایش عزت نفس (نقشه راه درس)
- دقیق ترین تعریف عزت نفس چیست؟
- پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت
- تعریف اعتماد به نفس چیست؟ تفاوت اعتماد به نفس و عزت نفس در چیست؟
- پرسشنامه اعتماد به نفس | شاخص عمومی اعتماد به نفس + اعتماد به نفس اجتماعی
- راه های تقویت اعتماد به نفس چیست؟ | معرفی چهار منبع اصلی افزایش اعتماد به نفس
- نشانه های عزت نفس پایین | حساس بودن بیش از حد به حرف و نظر دیگران
- کمبود عزت نفس و آثار آن در رابطه عاطفی
- عوامل عزت نفس | چهار منبع اصلی عزت نفس چیست؟
- چالش ها، راهکارها و روشهای افزایش عزت نفس در محیط کار و زندگی
- حرف و نظر دیگران چقدر برایتان مهم است؟
- افکار منفی | ذهن ما چگونه واقعیت را تحریف میکند؟
- هنگام گفتگو با خود، در مقابل خودتان هستید یا کنار خودتان؟
- تفکیک تجربه ها به رویداد و احساس و تفسیر – از ضروریات افزایش عزت نفس
- برندسازی درونی | خودتان را یک چرخدنده نبینید!
- نقش پذیرش خویشتن در حفظ و افزایش عزت نفس
- نکتهای پیش از قضاوت کردن در مورد دیگران
- درباره اعتراف به اشتباه
- افزایش عزت نفس و هنر بازخورد گرفتن درست
- مسئولیت پذیری و نقش آن در افزایش عزت نفس
- افزایش عزت نفس از طریق توسعه مهارتها
- ابراز وجود و مهارت جرات ورزی (صراحت و قاطعیت)
- پرسشنامه ابراز وجود (تست راتوس)
- نکتهای درباره اصالت
- زندانی بدون دیوار | منفیگرایی میتواند کشنده باشد
- تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی بر عزت نفس
- اندازه گیری عزت نفس | در یک دقیقه ببینید وضعیت عزت نفس شما چگونه است
- معرفی برنامه پنج هفتهای افزایش عزت نفس
- افزایش عزت نفس: هفتهی اول از برنامه پنج هفتهای
- افزایش عزت نفس: هفته دوم از برنامه پنج هفتهای
- ده صفت مثبت من | هفته سوم برنامه افزایش عزت نفس
- خطاهای من در ارزیابی خودم و نقش آنها در کاهش عزت نفس (هفته چهارم)
- افزایش عزت نفس | فایل های صوتی (پادکست) محمدرضا شعبانعلی
- مدیریت و نظارت دائمی بر عزت نفس (هفتهی آخر برنامه پنج هفتهای)
- عزت نفس کودکان و نوجوانان
- جنبش عزت نفس و نقد آن | چه شد که عدهای مخالف بحث عزت نفس شدند؟
- چند کتاب در مورد عزت نفس
- کتاب روانشناسی عزت نفس (شش ستون عزت نفس) | ناتانیل براندن
- کتاب عزت نفس | کریستوفر مراک
- کارنامه شما در درس عزت نفس
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
سه سال پیش، قبل اینکه فرزندم متولد شه احساس کردم که بعنوان یک والد وظیفه دارم آگاهانه فرزندم رو تربیت کنم. کلی گشتم و مطالعه کردم و نهایتا دوره صوتی فرزند پروری دکتر هلاکویی رو گوش دادم. خیلی روی دو موضوع عزت نفس و اعتماد به نفس تاکید شده بود. بنابراین اون دوره ها هم تهیه کردم و شنیدم. متاسفانه متوجه شدم که عزت نفس و اعتماد بنفس ما عمدتا در چند سال اول زندگی شکل می گیره و بقیه عمرمون رو تحت تاثیر اون زندگی می کنیم.
دوستان حدود ۴۰ درصد خصوصیات رو به ارث می بریم و بیش از ۴۰ درصد رو محیط به ما تحمیل می کنه و چیزی کمتر از یک سوم خصوصیات رو خودمون تعیین می کنیم. مایه تاسفه که این فرایند عمدتا در اوخر نوجوانی کامل می شه!
یعنی ما شکل می گیریم – و اگر شانس بیاریم و به ضرورت بهبود شخصیتمون پی ببریم – تازه بعدش می خواهیم تغییر کنیم و به راه درست بیایم و شکل مطلوبی بگیریم!
بسیار سخته! حتی رسیدن به این نقطه ای که هستیم – اول راه عزت نفس- خیلی سخت بوده، می گی نه! قفسه کتاب هامون که پر از کتاب های توسعه فردی هست شاهد محکمی برای این حقیقته.
اما امیدوارم دانش و انعطاف پذیری توی این مسیر راهگشا باشن. و تصور می کنم الان که به اینجا رسیدیم حتما ادامه می دیم.
موفق باشین
برای بار دوم که در حال مطالعه سلسله مطالب عزت نفس هستم، تازه دارم متوجه میشم که تا به حال به دلیل تعاریف اشتباهی که به هر علت در ذهن من بوده عزت نفسم رو تقلیل دادم. و اینکه به نظرم من در حالت احساس توانمندی و ضعف ارزشمندی قراردارم.
دوستان عزیز ممنون میشم یک توضیح مختصری درمورد عزت نفس تدافعی بفرمایید.
سلام.
من تجربه عزت نفس تدافعی را به مدت زیادی داشته ام.
من مدرس هستم و این اتفاق در دو وضعیت در وجودم رخ می داد:
حالت اول) یک مهارت را به اندازه کافی بلد بودم و مهارت آموز در مورد بی فایده بودن و ارزشمند نبودن آن مهارت از من انتقاد می کرد و با اینکه بخشی از حرف هایش را قبول داشتم اما عصبانی میشدم و کورکورانه از موضوعی دفاع می کردم و حتی مدت ها احساس خوبی از این انتقاد نداشتم.
حالت دوم) یک مهارت را به اندازه کافی بلد نبودم ( و اصلا نیاز هم نبود به صورت حرفه ای بلد باشم چون در سیلابس درسی هم بیان شده بود که فقط معرفی آن مهارت کافی بود و چیزی شبیه بیشتر بدانید در کتب درسی بود ) و از اینکه یک مهارت آموز ، کم بودن مهارت من را بیان می کند رنج می بردم و شروع به دفاع می کردم و حتی حاضر بودم اهمیت و جایگاه آن مهارت را زیر سوال ببرم تا جایگاه خودم حفظ شود.مثلا یک بار یک کلیپ طراحی گرافیکی را روی پرده سالن ارائه ، نمایش دادم و یکی از مهارت آموزان از من پرسید ، استاد این کار شماست؟ ، من گفتم خیر و از اینترنت پیدا کرده ام! و مهارت آموز پاسخ داد : می دونستم.
راستش با اینکه مخاطبانم حین تدریس ، افراد بسیار کم سن و سالی هستند ولی تا مدت ها حس خوبی نداشتم و احساس سر خوردگی می کردم.
نظر من براین است که عزت نفس یک مقوله کاملا درونی هست و بعد ارزشمندی در نطر من خیلی پررنگتر هست و این به معنای نادیده گرفتن توانمندی ها نیست بلکه ارزشمندی وزنه سنگین تری دارد.وقتی من به فلسفه وجودی خودم پی ببرم که من کی هستم؟ نصف راه رفتم.ورای اینکه من چقدر توانمندم؟چقدر مهارت یادگرفتم ؟من یک انسانم که خداوند از روح خودش درمن دمیده و چه ارزشی بالاتر ازاینکه من تیکه ای از وجود خداوند هستم ، و موجودی ارشمندم .به نظرم اگر کمی عمیق به این موضوع فکر کنیم میتونیم احساس ارزشمندی در درونمون تقویت کنیم .و به اعتقاد من دیگه هیچ عامل بیرونی نیتونه این گوهر ارزشمند ازمون بگیره پس وقتی این مرحله با موفقیت پشت سرگذاشتیم میتونیم روی توانمندی های خودمون سرمایه گذاری کنیم و در جهت رشد خودمون قدم برداریم و به یک ثبات نسبی در بدست اوردن عزت نفس برسیم و لحظه هایی که برحسب شرایط و اتفاقات باورمون نسبت به خوذمون ضعیف شد به این فکر کنیم من کیستم و وجود خدا در قلبمون حس کنیم .من فکر میکنم زمانی به این پی ببریم که ارزشمندیم به صورت ناخوداگاه به سمت توانمند کردن خودمون حرکت میکنیم و سعی در بالانس کردن عزت نفسمون خواهیم داشت.
فکر میکنم که در نقطه شروع احساس توانمندی از احساس ارزشمندی نقش پر رنک تری دارد. به خاطر این که یک فردی که در نقطه شروع هست و تصمیم داره روی عزت نفسش کار کنه اگر توانایی خاصی نداشته باشه شاید سخت تر باشه که نسبت به خودش حس خوبی داشته باشه. مثلا اگر حرفه ای بلد نباشه یا توانایی پول در آوردن نداشته باشه که نیازهای اولیه خودش رو مرتفع کنه، یک مقدار سخت هست که نسبت به خودش حس خوبی داشته باشه.
ولی اگر شروع کنه مهارت جدیدی که به نظر خودش ارزشمنده رو یاد بگیره حس مفید بودن خواهد داشت که باعث میشه حس ارزشمندی بیشتری هم داشته باشه.
نکته ای دوست دارم درباره این مطلب بگم اینه که از نظر من رابطه بین حس ارزشمندی ما با حس توانمندی نباید مثل آب و روغن باشه بلکه باید مرز های این دو حس باید با هم اختلاط داشته باشن یعنی وقتی که احساس می کنیم که با تلاش میتونیم توانایی خودمون رو افزایش بدیم در همون لحظه همچنان معتقدیم باشیم که طی کردن این راه حتی اگر باعث موفقیت نشه تاثیری بر این موضوع نداره که من شایسته اینم که به خودم احترام بزارم
من وقتی می خواهم یک مهارت جدید را یاد بگیرم ، احساس خودم ، در پایین ترین مرحله ی محور عمودی است (یعنی احساس توانمندی ضعیف ) . با وجود اینکه حس خوبی به توانایی یادگیری خودم دارم ولی بطور ناخودآگاه ، خود را با آدم هایی که در بالاترین نقطه ی محور عمودی هستند ، مقایسه می کنم و این مقایسه ممکن است من را از یادگیری مهارت جدید باز دارد . بادیدن این نمودار راه حلی به نظرم رسید .
راه حل اینه که در محور افقی ، احساس ارزشمندی را همچنان قوی درنظر بگیریم و آگاه باشیم که این دو محور ، از یکدیگر مستقل هستند و توانایی ربطی به ارزشمندی ندارد وگرنه هردو را در یک محور در نظر می گرفتیم . ما فقط قراراست از منطقه ی ۴ نمودار به منطقه ی ۱ حرکت کنیم . آگاهی به این که ما الان در حال حرکت هستیم به ما امید و انگیزه ی یادگیری می دهد و باعث می شود که مسیرمان را با قدرت و قوت قلب ، ادامه دهیم و رشد کنیم .
اگر احساس کردیم که هیچ حرکتی ، رخ نمیدهد ، از نمودار خارج شویم و توانمندی دیگری را انتخاب کنیم ولی هرگز به ناحیه ی ۲ و ۳ نرویم .
معلم خوب هم از نظر من کسی است که همین رویکرد را در مورد شاگردانش داشته باشد:همه ی شاگردان ، از نظر احساس ارزشمندی ، در نقطه ی احساس ارزشمندی قوی قرار بگیرند و حرکتشان را در محور عمودی ، بسته به توانمندی هایشان به سمت بالای نمودار ، آغاز کنند.
شاید بد نباشد این دعای معروف که “خدایا ما را به راه راست هدایت فرما” ، را در این مورد به این شکل تغییر دهیم : ” پروردگارا ما را به سمت راست نمودار مراک هدایت فرما ” :D
من الان که ۴۰ ساله شدم تازه فهمیدم علت ازدواج اشتباه و تمام تبعات ناشی از اون کمبود عزت نفس بوده و کاش این را چند سال قبل متوجه می شدم.
همه ما از این موضوع اطلاع داریم که تا زمانی که از عزت نفس پایینی برخوردار باشیم تقریبا در همه مسائل زندگی دچار مشکل میشویم بنابر این در یک نقطه از زندگی به خلاء عزت نفس پی میبریم وباید سعی کنیم که این مساله رو به نوعی حل کنیم
اول از همه مچکرم بابت این توضیحات بسیار عالی در این درس.
در بابا دو عاملی که به عنوان دوبال عزت نفس میشه اونا رو در نظر گرفت دیدگاه ها و نظرات مختلف و مشابه وجود داره.
عامل اول که عامل ارزشمندی خودم است، بسیار عاملی درونی است و هر کسی با توجه به افکار عقاید نوع تربیت یا هر عامل دیگه میتونه خودش رو مورد قضاوت قرار بده و خود ارزشمند بدونه یا ندونه.
اما در عامل دوم، یعنی عمل توانمندی که به عقیده من خیلی شباهت به اعتماد به نفس دارد، هم نظرات خودم راجع به خودم و هم نظرات دیگران راجع به من، روی این عامل اثر گذاره. نظرات دیگران راجع به توانمندی من رو میشه عامل تصمیم ساز در نظر گرفت که در درس تفاوت تصمیم گیری و تصمیم سازی عمیقا بهش پرداخته شده. و نظرات خودم که تحت الشعاع نظرات بقیه میتونه قرار بگیره به عنوان تصمیم گیری میشه پذیرفت.
ولی به عقیده من، در هر دو عامل با وجود نظرات دیگران نسبت به ما _ مخصوصا در عامل دوم _ ما به قول روانشناسی شناختی باید به درون نگری رو بیاریم و با پذیرفتن باگ های رفتاری مون،اشتباهاتمون، پیروزی هامون و شکست هامون در مسیر پذیرش خودمون گام برداریم به اون عزت نفس واقعی برسیم.
کلیت این تعاریف مشخصه و بحثی در مورد شون نیست. اما وقتی کامنت ها رو می بینم (و البته کمی هم از این درس همچین برداشتی می شه) که عزت نفس کاملا درونی است و هیچ اعتنایی به محیط نباید داشته باشیم.
حس می کنم در درک مبحث عزت نفس خیلی باید مراقب باشیم که دچار خود شیفتگی یا غرور و یا بسته شدن چشم هامون نشیم.
این که دائما مطرح کنیم : "من فرد ارزشمندی ام ،من تواناهایی بالایی دارم و این جامعه است که باید به من احترام بگذاره"همیشه نمی تونه درست باشه!
گاهی اوقات ما رفتارهای اشتباهی داریم. گاهی اوقات ما باعث رنجش خیلی ها می شیم. گاهی اوقات ما ارزش و معیار های اشتباهی داریم و یا معیارهامون کامل نیست. و جامعه داره به ما این رو گوشزد می کنه ولی با اتکا اشتباه به مبحث عزت نفس خودمون رو مبرا می بینیم .
همیشه جامعه ، محیط و یا تربیت کودکی اثرات بد نداره و گاهی اوقا داره نکات مثبت رو به ما می گه. به نظر من ما باید همیشه علاوه بر این که احساس ارزشمندی می کنیم ، قدرت یادگیری داشته بشیم و حتی از نظرات مخالف و همین جامعه و محیط یاد بگیریم. گاهی اوقات واقعا توانمندی ما پایینه. گاهی واقعا رفتار های اشتباه داریم. و باید چشم هامون باز باشه و نقاط ضعف مون رو ببینیم و شناسای اشون کنیم.
به عنوان چکیده ای از بحث احساس توانمندی،میتونیم بگیم:
ما احساس توانمندیمون رو نسبت به انتظاراتی که از خودمون ، در حوزه که ای که برای خودمون ارزشمند هست میسنجیم.
به نظرم به عنوان یک نکته در همین اول درس میتونم این رو گوشه ذهنم داشته باشیم که کم توجهی به حوزه هایی که در اون ها استعداد داریم و بی ارزش دوستن اونها،و تمرکز و اصرار بیش از حد بر توانمندی هایی که در اونها استعداد مناسبی نداریم(و گاها علاقه واقعی هم نداریم) و فقط به خاطر جو روانی جامعه و بولد شدن یک رشته یا مهارت (با هدف کسب منفعت مالی،یا اجتماعی یا… مثلا تمرکز بیش از حد بر روی بورس در کسی که علاقه و استعدادی در بازار های مالی نداره و یا اصرار بر قبولی در رشته های علوم پزشکی در افرادی که علاقه ای به این حوزه ندارند و چیزی که براشون جذابه صرفا جنبه های مالی یا اجتماعی اون توانایی هست) میتونه به شدت به عزت نفس ضربه بزنه و چه بسا اگر اون فرد خودش و حیطه هایی که به اونها علاقه داره و توانمند هست رو ارزشمند بدونه و فکر نکنه برای ارزشمند شدن باید شبیه دیگرانی بشه که علاقه و استعدادشون در زمینه های دیگری هست،با بهبود عزت نفسش بتونه در اون حوزه ها از نظر مالی و اجتماعی هم موفق تر باشه و همچنین احساس بهتری به خودش و زندگیش داشته باشه.
پس شاید بهتر باشه در انتخاب حوزه هایی که برای خودمون ارزشمندشون میکنیم هم دقت بیشتری داشته باشیم تا از عزت نفسمون هم محافظت کنیم .
خب اگر دقت کنیم دوتا احساس مطرح شد
حس ارزشندی وحس توانمندی
مجموع این دو میشه عزت نفس
پس عزت نفس ارزشمندی تنها نیست.
یه سوال در بعضی از منابع اومده که عزت نفس رفتار است نه احساس و در این درس اشاره نشد که دقیقا رفتار هست یا احساس؟چون گفت دو مولفه احساس هستن ولی نگفت خودش احساسه
و اگر دقیق بشیم رفتارهای ما از احساسمون سچشمه میگیره…..
من نظرم اینه که یک رفتاره شما چطور؟
من به همان میزان و وضوحی که احساس ارزشمندی میکنم؛
در بٌعد مهارت و تواناییها،خودم رو بسیار ضعیف میبینم.
یا حدّاقل تواناییهایی که تا امروز کسب کردم رو برای رسیدن به سبک زندگی ای که فکر میکنم مطلوب منه،ناکافی میدونم.
با خوندن این درس و ترکیب کردنش با این نگاهی که به خودم دارم به این نتیجه رسیدم که:
هیچکدوم از دو بالِ حس ارزشمندی و داشتن توانایی،نمیتونن به تنهایی پرنده ی عزّت نفس رو به آسمان رضایتمندی و موفّقیت حقیقی(با تعریف شخصی ای که از موفقیت دارم) ببرند.
به نطرم صادق بودن باخود و گاهی پدیرفتن اشتباههاتمان در جمع باعث نمیشود که عزت نفسمان پایین بیاید بلکه باعث میشود کمکی باشد در تقویت اعتماد به نفس وآن هم به این صورت که خودمان را نبازیم و سعی در بهبود شرایط داشته باشیم و عزت نفس کاذب باعث اعتماد به نفس دروغین می شود و وقتی ما نتوانیم عزت نفس را در خودمان پرورش بدهیم مطمعنا درک درستی از اعتماد به نفس در جمع هم نصیبمان نمی شود و مدام در پی این هستیم که فقط به دارایی هایمان ببالیم و به رخ بکشیم و آن وقت هست که ممکن است با کوچکترین شکست این عزت نفس فرو بریزد .
حدود هفت ماه پیش برای اولین بار دروس 《عزت نفس》 را خواندم*، اما از آنجا که در آن زمان دورهی 《مهارت یادگیری》 متمم را نخوانده بودم، دو کار ضروری را انجام ندادم:
۱- نکات دروسی که خواندم را یا کلاََ یادداشت نکردم یا گاهی که چیزی را یادداشت کردم مطالب مهمتر را در نوت گوشیام copy و paste کردم، در حالی که طبق دروس یادگیری متمم اگر به زبان خودم مطالب را یادداشت کرده بودم بیشتر ذهنم درگیر دروس میماند و احتمالاََ یادگیریام عمیقتر میشد.
۲- تعدادی از تمرینهای متمم را انجام ندادم و زود از هر درس عبور کردم چون فکر نمیکردم انجام تمرینها و یافتن مصادیق آنچه میخوانم در زندگی شخصیام اینقدر مهم باشد. یادگیری بعضی از مطالب متمم قرار است من را تغییر دهد، نه اینکه صرفاََ چند کلمهای به دایرهی واژگانم بیفزاید و برای دستیابی به چنین هدفی نیاز است که تمرینها را تا حد ممکن انجام دهم.
همچنین در یکی دو ماه اخیر گاهی اتفاقاتی افتاد که باعث شد حس کنم با اینکه در عزت نفسم بهبود ملموسی ایجاد شده، باز هم نیاز به پیشرفت دارم. در نتیجه، تصمیم گرفتم به جای عجله برای خواندن مطالب دیگر متمم، اندکی صبر کنم و بعضی از دروس عزت نفس متمم را مرور کنم.
پ.ن. * کلاََ اولین دروسی که من در متمم خواندم دروس 《عزت نفس》 بودند.
مدل دو عاملی عزت نفس معیار و متریک مهمی در تشخیص عزت نفس و اقدام مناسب در جهت ترمیم عزت نفسه. معمولا آدمها ارزشمندی خودشون رو در گرو جمع گرایی میبینن و توانمندهای خودشون خرج جمع گرایی میکنن. این تعریف عزت نفس به ما پیام میده که بیشتر حواست به مکالمات درونی و باورها و ارزشهایی که به خودت داری، باشه.
بقول مولانا:
ای نسخه اسرار الهی که تویی
و ای آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
از خود بطلب آن چه خواهی که تویی
خواندن این درس به کدام یک از سؤالات و نیازهای ما پاسخ میدهد و اگر فردی این درس را مطالعه نکرده بود ممکن بود مرتکب چه اشتباهاتی شود ؟
طبیعتاً همه ما در معرض پرسش سوالهایی بودیم که مرتبط با بحث عزتنفس بودند اما ما برداشت و درست و یا مستقیمی از این مبحث نداشتهایم بنابراین نمیتوانستیم به طبع مقایسه کنیم که آیا عزتنفس یک شاخص ثباتی شخصیت است و یا یک عامل متغیر ، بنابراین اگر در برخی موقعیتهای زندگی خود در برخی از شرایط شغلی و سازمانی متوجه میشویم که ممکن است در یک زمینه بهخوبی عمل نکنیم به این معناست که یکی از مؤلفههای عزتنفس دو عاملی که توانمندی و ارزشمندی بود در ماه درحال کاهش یا افزایش است که باعث متغیر شدن شاخص عزتنفس در ما میشود .
بهشخصه معتقدم مدل دو عاملی در تعریف عزتنفس یک مدل مفید و کاربردی بوده اما ما در برخی از شرایطهای زندگیمان موقعیتهایی را تجربه میکنیم که نهتنها احساس ارزشمندی را داریم بلکه احساس توانمند بودن را نیز داریم اما بهخاطر جو محیطی و المانهای سازمانی دیگر که در رفتار سیستم تعبیه میشود ممکن است نتوانیم آنچیزی را که در خود میبینیم به محیط ارائه دهیم و حس کنیم که برای آن محیط کوچک بوده و نمیتوانیم آنطور که میخواهیم خود را نشاندهیم.
حال اگر در این شرایط فردی از ما بپرسد که چرا اینگونه برخورد میکنیم و یا چرا در یک جهان سکوت میکنی به طبع اولین گزینه میتواند کاهش عزتنفس در ما باشد .
من در برخی از موارد توانمندیهای قوی دارم؛ مثلا من میتونم خیلی خوب درک کنم و خیلی زود یاد بگیرم؛ اما ارزشمندی ضعیفی دارم و هیچوقت به خودم ارزش ندادم. من همیشه خودم رو در برابر خودم و دیگران حتی محاکمه کردم. شاید در مواردی خیلی موقتی عزت نفس داشتم؛ اما حالا که خوب فکر میکنم من دارای عزت نفس تدافعی بودم تا واقعی.
در زندگی عاطفی هم خودم رو آدم توانمندی در خوشحال کردن و خوشحال نگهداشتن طرف مقابل میبینم؛ اما احساس ارزشمندی نمیکنم و این مسئله تنهاترم میکنه و مطمئنم این مسئله از عزت نفس من سرچشمه میگیره.
خوشبحال کسی که استعداد ها، توانمندی ها و ارزش هاش در یک راستا باشند.