Menu


هنگام گفتگو با خود، در خودتان هستید یا کنار خودتان؟


گفتگو با خود و نقش آن در عزت نفس

شاید برای شما عجیب باشد که چرا در بحث کارگاه آموزشی عزت نفس، بلافاصله پس از بحث در مورد تعریف عزت نفس، به سراغ گفتگو با خود می‌رویم.

همان‌طور که در تعریف عزت نفس کاملاً مشخص شد،  مقوله‌ی عزت نفس، یک مقوله‌ی درونی است. 

به عبارتی اینکه من و شما، تا چه حد عزت نفس داریم و عزت نفس ما در اثر یک رفتار کاهش می‌یابد یا افزایش پیدا می‌کند، کاملاً تابع چیزی است که در ذهن ما می‌گذرد.

از سوی دیگر، تحقیقات متعدد نشان می‌دهند که بخش قابل توجهی از کنترل ما بر ذهن و رفتار خودمان، از طریق حرف زدن با خود انجام می‌شود در حدی که گفتگو با خود را یک مکانیزم Self-Regulatory یا خود تنظیمی در نظر می‌گیرند (+).

[مطالعه بیشتر: گفتگو با خود و افکار منفی اتوماتیک در ذهن ما – مورچه و مورچه‌خوار]

با توجه به درونی بودن مفهوم عزت نفس و از سوی دیگر نقش مهم گفتگو با خود در تحلیل‌ها و قضاوت‌های درونی ذهن ما، مناسب دیدیم که قبل از ورود به جزئیات بحث در مورد عزت نفس،‌ کمی در مورد گفتگو با خود صحبت کنیم.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

آنچه اشاره شد، تنها یک مثال بود برای اینکه بیشتر از گذشته مسئله‌ی گفتگو با خود را جدی بگیریم و وقتی در درس‌های بعدی،‌ در مورد گفتگوهای مناسب قبل از جلسه و بعد از جلسه یا قبل از سخنرانی یا گفتگو در یک مهمانی با شما صحبت کردیم، ریشه‌های علمی بحث را بدانیم.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه آموزشی عزت نفس به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

135 نکته برای هنگام گفتگو با خود، در خودتان هستید یا کنار خودتان؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : فواد انصاری

    به اونهایی که اهل تمرین زبان هستند پیشنهاد میکنم انگلیسی با خودشون حرف بزنند یعنی با یک تیر دو نشون میزنند من این کارو میکنم و طوری جدی و خوب با خودم صحبت میکنم که احساس میکنم مارتین لوترکینگ داره سخنرانی میکنه به انگلیسی :) یه فضای مثبت و خوبی درست میشه و عموما وقتی با خودمون انگلیسی حرف میزنیم اکثر کلماتی که بلدیم مثبت و رو به جلو و آینده دار است !

    در مورد زبان شناسی و تاثیر آن بر رفتار:

    چند روز پیش داشتم فایل های صوتی TED Radio Hour رو گوش می دادم و در مورد پول داشتند صحبت میکردند اینکه آیا پول باعث شادی میشود یا نه و چه چیزی به انسان انگیزه میدهد. در بخشی از صحبتها آزمایشات جالب و تحقیقات جالب شده بود اینکه چرا مردم ژاپن و چین و اسکاندیناوی نسبت به آمریکاییها یا انگلیسیها تمایل بیشتری به پس انداز دارند؟‌
    در مورد زبان شناسی تحقیق کرده بودند و آنطور که معلوم شده گرامر زبانی این مناطق بسیار شبیه هم بوده و به اصطلاح در گرامر آنها زمان آینده کمتر مورد تاکید قرار گرفته که اصطلاحا به این نوع ز بان میگویند futureless ولی در زبان انگلیسی تاکید و جداسازی آینده بسیار شدیده. وقتی زمان حال و گذشته و آینده در گرامر زیاد از هم دور باشند مغز خود به خود فکر میکنند آینده در یک زمان بعید و خیلی دوری قرار داره و ما از دسترسش خارج هستیم!‌ خود ما هم حرف هایی میزنیم از قبیل حالا کو تا 5 سال بعد یا ببینیم تا اونموقع کی زنده است ؟ و یا احتمالا چیزهای شبیه این یعنی اینقدر آینده را دور میبینیم و گرامر ما هم اون رو دور تر میکند که پیوستگی ما با آینده قطع میشود. ولی اگر آن را نزدیک ببینیم چیزی که در گرامر بعضی کشورها وجود دارد دیگر میفهمیم که بله 5 سال بعد زیاد هم دور نیست.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .