Menu


کدام توالت را انتخاب کنم؟ | دن اریلی


انتخاب توالت عمومی

دن اریلی در مقایسه با بسیاری از دانشمندان و نویسندگان اقتصاد رفتاری، شهرت بیشتری دارد و بخشی از این شهرت را – در کنار مطالعات و تحقیقات ارزشمند دانشگاهی‌اش – می‌توان به توانایی ساده‌نویسی و ساده‌سازی مفاهیم پیچیده نسبت داد.

او جدا از کتاب‌های جدی‌تر خود (مثل نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر، دستاورد (پاداش)، دلارها و منطق ما و نیز جنبه‌ی مثبت بی‌منطق بودن)، در یک ستون روزنامه‌ی وال استریت ژورنال به سوالات خوانندگان پاسخ می‌دهد و می‌کوشد سوال‌ها را به بهانه‌ای برای طرح مفاهیم اقتصاد رفتاری تبدیل کند.

کتاب بدون توجیه برای شما (که در اروپا با عنوان اقتصاد رفتاری به کمک سگ من آمد منتشر شده) حاصل گردآوری این پرسش‌ و پاسخ‌هاست.

کتاب اقتصاد رفتاری دن اریلی

این بار یک پرسش درباره‌ی انتخاب توالت و پاسخ دن اریلی را می‌خوانیم.

پرسشی که در ظاهر، به یک مسئله‌ی کاملاً روزمره اشاره می‌کند؛ اما مصداق‌های آن را می‌توان در بسیاری از تصمیم‌های کلان و مهم در حوزه‌ی زندگی  و کسب و کار نیز پیدا کرد:

دن عزیز

من هر وقت می‌خواهم به توالت‌های عمومی بروم، مشغول این فکر می‌شوم که از میان توالت‌های آزاد، کدام را انتخاب کنم؟ پیشنهادی داری؟

پاسخ دن اریلی

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به این مجموعه درس‌های تصمیم گیری و حل مسئله برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته با توجه به علاقه‌ی شما به مباحث تصمیم گیری و حل مسئله، مناسب‌تر به نظر می‌رسد که مطالعه‌ی درس‌های زیر را در اولویت قرار دهید:

  تفکر سیستمی | تفکر استراتژیک

  مهارت یادگیری | مدل ذهنی

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

تمرین و مشارکت در بحث

ممکن است مسئله‌ی توالت عمومی، واقعاً کاربرد چندانی در زندگی ما نداشته باشد (چون بسیار پیش می‌آید که در صف بایستیم و اولین توالت خالی‌شده را انتخاب کنیم).

اما می‌دانیم که مفهوم اصلی مطرح شده توسط اریلی (تلاش برای کشف استراتژی اکثریت و عمل بر خلاف آن) می‌تواند کاربردهای فراوانی داشته باشد.

شما چه مثال‌هایی در این زمینه به خاطر می‌آورید؟ آیا خودتان در انتخاب‌های زندگی، به انتخاب افراد دیگر فکر می‌کنید و آن را معیار تصمیم گیری قرار می‌دهید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: زهره , مهدی خانی , زهرا محمودی , مریم کاظم خانلو , حمید طهماسبی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

57 نکته برای کدام توالت را انتخاب کنم؟ | دن اریلی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    یکی از مثال‌هایی که به ذهنم رسید بعضی از کمپین‌هاییه که در سطح جامعه شکل می‌گیره.

    مثلاً چند وقت پیش، بحثِ تحریم خرید خودروهای داخلی شکل گرفت.

    فرض کنیم کسی در همون روزها قصد داره خودرو بخره و اولویتش، نیاز شخصی به خودرو نیست؛ بلکه نگاه منفعت‌طلبانه‌ی اقتصادی به این مسئله داره (سفته‌بازی).

    فرض اول اینه که اگر خیلی‌ها به این کمپین توجه کنند، ممکنه قیمت خودرو - کمی - در بازار کاهش پیدا کنه، پس بهتره صبر کنیم.

    فرض دوم اینه که همه مدتی صبر می‌کنند و اگر چنین کمپینی جواب نده و قیمت خودرو کمی بالاتر هم بره، Confidence و اطمینان بسیار بیشتری به روند افزایش قیمت شکل می‌گیره (= خرید خودرو آن‌قدر مطمئن است که تلاش ملی برای کاهش تقاضا هم مانع افزایش قیمتش نمیشه).

    این نوع اعتماد، حتی می‌تونه تقاضای سفته‌بازیِ بیشتری ایجاد کنه و نرخ رشد قیمت رو افزایش بده.

    بنابراین میشه فرض کرد که بین دو محصول که روی یکی از اون‌ها، کمپینِ نخریم شکل می‌گیره و محصول مشابهی که وارد این نوع کمپین‌ها نمیشه، کمپینِ نخریم می‌تونه به افزایش متورم و سریع‌تر قیمتش کمک کنه و اگر صرفاً به منافع اقتصادی فردی نگاه کنیم، خرید کالایی که مردم تصمیم می‌گیرن با افزایش قیمتش مقابله کنند (به شرط این‌که مطمئن باشیم مردم شکست می‌خورن) می‌تونه در مقایسه با کالایی که مردم روی اون حساس نشده‌اند، بازده اقتصادی بیشتری داشته باشه.

    البته تا زمانی که اغلب مردم این معادله رو حل نکنن. وگرنه ماجرای توالت دن اریلی میشه و باید یه لایه پیچیده‌تر فکر کنیم (مثلاً بعد از چند بار اجرای چنین کمپین‌هایی مردم بهتر می‌تونن نتیجه‌اش رو تحلیل کرده و بر همین اساس پیچیده‌تر فکر کنند).

     

    مثال دوم مربوط به دورانی هست که Waze و Google Map و نرم‌افزارهای Navigation مشابه، بین مردم کمتر رواج داشت.

    من اون زمان، بیشتر حوالی ونک و توانیر و تقاطع همت-کردستان در تهران تردد می‌کردم. بسیاری از ماشین‌های مسافربر فرض می‌کردند که اتوبان، مسیر نامناسبیه و هر کسی راه‌های فرعی رو بلد نیست "گرفتارِ" اتوبان میشه. جالب این‌جاست که مسیرهای فرعی و معبرهای تنگ اون اطراف، همیشه پر از انواع تاکسی‌ها و ماشین‌های مسافربرِ "زیرک" بود که در هم گره خورده بودن و مسیر اصلی که همه‌ی اون‌ها ازش اجتناب کرده بودن، اتفاقاً خلوت‌تر بود.

    با توجه به وقت قابل توجهی که اون سال‌ها در ترافیک می‌گذروندم، چند هفته سرگرمِ اندازه‌گیری و ثبت زمان تردد بودم و به نتیجه رسیدم که اگر یک راننده‌ی «کم تجربه» پیدا کنی که مسیر متعارف اتوبانی رو بره، بسیار سریع‌تر به مقصد می‌رسی تا رانندگانِ «با تجربه و حرفه‌ای» که مسیرهای فرعی رو بلد هستن و قراره در هم گره بخورن. چون اغلب اون راننده‌ها هم فقط تا یه لایه بعد  فکر می‌کردن و حاضر نبودن یک مرحله پیچیده‌تر رو تصور کنند.

    پی نوشت: فکر می‌کنم این مسئله‌ای که دن اریلی مطرح کرد (با کمی اصلاح و تغییر در مقیاس‌های بزرگتر) به عنوان Minority Game یا بازی اقلیت شناخته می‌شه و اگر در موردش جستجو کنید، مطالب جالبی در موردش توی وب وجود داره.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .