چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما

ما تا کنون بارها دربارهی مطالعه و روشهای افزایش اثربخشی مطالعه صحبت کردهایم: از توصیه های مربوط به کتابخوانی تا پیشنهاد یادداشت برداری و ترسیم نقشه ذهنی.
در این درس، بیشتر میخواهیم به بخشِ کاملاً فیزیکیِ خواندن و مطالعه بپردازیم: چشمانی که بر روی کاغذ حرکت میکنند و متن را به مغز میرسانند تا تحلیلهای اولیهای که خوراک دریافت شده را برای هضم و جذبِ بیشتر آماده میکنند.
ممکن است با خود فکر کنید که میخواهیم به سراغ تکنیک های تندخوانی برویم.
اما با توجه به توضیحی که دربارهی افزایش سرعت یادگیری مطرح کردیم، میدانید که در متمم، تُندتر خواندن ارزش محسوب نمیشود و دغدغهی اصلیِ ما بهتر خواندن است و برایمان مهم نیست که این خواندنِ بهتر و یادگیری بیشتر، به افزایش سرعتِ مطالعه منتهی میشود یا کاهش آن.
نکات این درس را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد:
- انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن
- مفهوم روانخوانی و فواید خواندنِ کلمات در دلمان و حتی لبخوانی (بر خلاف آموزشهای رایج در تندخوانی)
- نقطههای توقف چشم و شیوهی تکه تکه کردن متن
انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن
یکی از استعارههایی که معمولاً در آموزشِ خواندن موثر مطلب میشود، انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن است.
مصداقهای همین چهار ارتفاع مختلف را هنگام خواندن متن هم میتوان تشخیص داد:
خواندن از ارتفاع بسیار بالا (در حد تیتر اصلی و ورق زدن بسیار سریع کتاب یا اسکرول کردن بسیار تُندِ یک متن دیجیتال)
- خواندن در ارتفاع پایینتر (در حدی که تیترهای فرعی، تعداد پاراگرافها، کلماتِ بولد شده و برخی جملات را بخوانیم)
- خواندن در ارتفاعِ صفر و همتراز با متن (کلمه به کلمه و جمله به جمله از ابتدا تا انتها با توجه به همهی جزئیات و حتی علامتگذاریها)
- خواندن کاوشگرانه (در تلاش برای جستجوی لایههای پنهانِ متن یا سایر حرفها، توضیحات و مصداقهایی که در مطالعهی سطحی متن به ذهن نمیرسند)
خواندن از ارتفاع بالا (در حد هواپیما و هلیکوپتر) در دو حالت مفید هستند:
- زمانی که قصد ندارید یک متن را کامل بخوانید، یا میخواهید دربارهی خواندن یک متن یا خریدن یک کتاب تصمیم بگیرید.
- زمانی که میخواهید متنی را در ارتفاعِ صفر (یا پایینتر) بخوانید (در این حالت، خواندن ارتفاع بالا، ابتدا شما را کمی عقب میاندازد. اما در طول مدت مطالعه، به درک بهتر و سادهتر متن کمک خواهد کرد).
اینکه متن را میتوان از ارتفاعهای متفاوتی خواند، حرفِ تازهای نیست. خود شما هم، ناآگاهانه بارها این کار را انجام دادهاید.
نکتهی اصلی این است که آگاهانه، هنگام مطالعهی یک متن در موردِ ارتفاع مطالعه تصمیم بگیریم و ببینم چند بار و در چه ارتفاعهایی قرار است از روی متن عبور کنیم و آن را بخوانیم.
خواندن کلمات در دِل و روانخوانی
در نخستین جلسات آموزش تُندخوانی، بر این نکته تأکید میکنند که بلند خواندن جملات، لبخوانی و حتی خواندن کلمات در دلتان، باعث میشود سرعت خواندنتان کاهش پیدا کند و باید سعی کنید این عادت را کنار بگذارید.
حتی تمرین بسیار شناختهشدهای هم برای این کار وجود دارد:
به شما میگویند که مداد یا خودکاری را لای دندانها یا لبهای خود بگذارید و سپس سعی کنید متن را بخوانید تا به تدریج، عادتِ لبجنباندن و چانه تکان دادن از سرتان بیفتد.
اما جالب اینجاست که وقتی از بازی تندخوانی که دور میشوید و به قلمروِ یادگیری پا میگذارید، توصیههای متفاوتی مطرح میشود.
کافی است کتابهای تخصصی در این حوزه را ورق بزنید.
مثلاً والتر پاوک (Walter Pauk) در کتاب خود تحت عنوان How to Study in College (که مرجعی شناختهشده و معتبر در سراسر جهان محسوب میشود) یک بخش را اختصاصاً به رد کردنِ وسوسهی تندخوانی و آموزههای آن اختصاص داده و سعی کرده مخاطب را به شکلِ دیگری از خواندن عادت دهد.
پاوک با اشاره به تحقیقات متعدد، تأکید میکند که خواندن کلمات چه با لب و چه در ذهن، بخشی از فرایندِ فهمِ بهترِ متن است.
او اصطلاح Silent Speech یا حرف زدنِ صامت را برای این شیوه به کار میبرد.
استدلالها و منابعی که پاوک معرفی و مطرح کرده، تقریباً به فضای استدلالهای مربوط به کارکردِ نوشتن با کاغذ (در مقایسه با کامپیوتر) نزدیک است.
در آنجا هم این بحث مطرح میشود که نوشتن، باعث میشود که اجزاء مختلف مغز و بدن (از جمله چشم و دست) نیز علاوه بر گوش، با بحث درگیر شوند و این کار میتواند در میزان توجه، بهخاطر سپردن و درک مطلب، تأثیر داشته باشد.
رونالد کارور (Ronald Carver) که نامی معتبر در میان محققانِ مهارتِ خواندن (با هدف درک کردن) است، در کتاب خود با عنوان Reading Achievement یک گام جلوتر هم میرود و میگوید:
روانخوانی (Reading Fluency) بسیار مهم است و یکی از شاخصهای پیشبینیکنندهی درک مطلب محسوب میشود.
اینکه بتوانید متن را با صدای بلند بخوانید و لحن خود را دقیقاً با کلمات و علامتگذاریها و جملهبندیها همراه کنید.
او حتی آرام خواندن یا زمزمه کردن را در درک مطلب بسیار مفید میداند.
اما به شرط اینکه صرفاً به خواندن اکتفا نکنید. بلکه بکوشید با لحن درست بخوانید. به شکلی که انگار میخواهید یک کتاب صوتی تولید کنید.
این شکل از خواندن را حتی اگر در ذهن خود انجام دهید و هیچ صدایی از حنجرهتان بیرون نیاید و لبهایتان هم تکان نخورد، همچنان نقش اصلی خود را که تمرکز بیشتر بر روی مطلب و درک بهتر آن است، ایفا میکند.
نقاط توقف چشم و تکهتکه کردن مطالب
نقاط توقف چشم یا Eye Fixation Points از جمله اصطلاحاتی است که برای خواندنِ بهتر، حتماً باید با آن آشنا باشید.
با وجودی که معمولاً متوجه نمیشویم، چشم ما به صورت کاملاً پیوسته روی متن حرکت نمیکند و در نقاط مختلف متن، متوقف میشود.
مثلاً به چند سطر از کتاب چرا ملتها شکست میخورند (که اتفاقاً در فهرست پیشنهادی متممیها برای خرید هم هست) نگاه کنید:
خوانندگان غیرحرفهای، معمولاً کلمه به کلمه چشم خود را متوقف میکنند:
در تُندخوانی هم تأکید میکنند که: هر چقدر نقاط توقف چشم شما کمتر باشد بهتر است.
طبیعتاً با توجه به همهی توضیحاتی که ما در درسهای یادگیری مطرح کردهایم، چنین توصیهای را مطرح نمیکنیم.
در اینجا هم حرف ما این است که: نقاط توقف چشم خود را آگاهانه انتخاب کنید.
اگر به جای خواندن تکتک کلمات، عادت کنید گروههای معنادارِ کلمات را با هم بخوانید و چشم خود را در مرکز گروهها و نه در مرکز کلمات متوقف کنید، درک بهتری از متن پیدا میکنید.
فقط یک لحظه فکر کنید که قرار باشد به جای خواندن یکبارهی کلمهی استراحت، آن را با حروف تفکیک شده بخوانید: ا س ت ر ا ح ت
چقدر از توان و انرژی شما صرف این شیوهی مطالعه خواهد شد؟
آیا در آن حالت، اصلاً فرصت میکنید به مفهوم واژهی استراحت فکر کنید؟ یا درگیر الفبا میشوید؟
بسیاری از کلمات، در کنار هم به کار میروند و معنا پیدا میکنند و تلاش برای خواندن یکبارهی آنها، میتواند ذهن ما را از صرف انرژی برای خواندن جزئیات متن دور کرده و بر درک بهتر پیام متن متمرکز کند.
یک بار دیگر به سراغ همان متن از کتاب چرا ملتها شکست میخورند برویم:
نابرابری جهانی را میتوان یک کلمه (البته کمیطولانیتر) در نظر گرفت (آیا لب+خند را واقعاً دو کلمه فرض میکنید؟ حد و مرز کلمهها صرفاً یک قرارداد است).
به همین شیوه تغییرات فناورانه و نیز موتورهای پیشرفت را هم میتوان کلمههایی ترکیبی درنظر گرفت. در حدی که خودمان را عادت بدهیم چشممان در میانهی آنها متوقف شود و نه روی تک تکِ اجزایشان.
در هر حوزهای که فعالیت میکنید (از ادبیات یا مدیریت و روانشناسی و سایر حوزههای علوم)، عبارتهای بسیاری وجود دارند که معمولاً با هم همراه میشوند و اگر عادت کنیم آنها را با هم ببینیم و بخوانیم، کمی از ظرفیت ذهن خود را برای فهمیدنِ متن آزاد میکنیم.
البته مطرح کردن این توصیه، سادهتر از عمل کردن به آن است.
به همین علت، ما در درسهای متمم، با تغییر رنگ و بولد کردن و روشهای دیگر، سعی کردهایم شما را تا حدی به آن عادت دهیم.
همچنین در تقویت مهارت خواندن انگلیسی پیشنهاد کردیم که زیر کلماتی که در کنار هم میآیند و با هم معنا پیدا میکنند، خط بکشید (کاری که در همین متن بالا هم انجام دادیم).
این کار در کوتاهمدت، شما را بسیار کُند خواهد کرد. اما نباید نگران باشید. چون این کاهش شدید سرعت، موقتی است و در میانمدت و بلندمدت، هم سرعت خواندن و حرف زدن و نوشتن و هم قدرت روانخوانی شما افزایش خواهد یافت.
ضمن اینکه بیتردید روی توانایی شما در درک مطلب، تأثیر مثبتی خواهد گذاشت.
همچنین قدرت صحبت کردن و نوشتن و تحلیل کردنتان هم – به عنوان دستاوردِ جانبی مطالعهی کتاب – افزایش خواهد یافت.
آشنایی با ایدههای نویسنده قطعاً ارزشمند است. اما اینکه ترکیبهای موتورهای پیشرفت و روشهای سازماندهی و تغییرات فناورانه هم به دایرهی واژهها و عبارات فعال شما افزوده شود، قطعاً مفید و سازنده خواهد بود.
در صورتی که در مورد جنبههای تکنیکیِ خواندن، نکات دیگری هم در خاطر دارید یا توضیحات و مثالهای کاملتری دربارهی موارد فوق به ذهنتان میرسد، خوشحال میشویم اگر با دوستانتان در میان بگذارید.
دسترسی کامل به این درس و ۶۰ درس دیگر دربارهٔ مهارت یادگیری برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۱۷۳۲۵ نفر از متممیها مجموعاً ۳۴۵۹۶ تمرین در درسهای مهارت یادگیری ثبت کردهاند.
با عضویت ویژهٔ متمم علاوه بر این ۶۰ درس به هزاران درس دیگر از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
تفکر سیستمی | تصمیم گیری | استعدادیابی | مسیر شغلی
معرفی کتابهای روانشناسی | معرفی کتابهای مدیریتی
مدل ذهنی | تفکر نقادانه | کوچینگ | یادگیری زبان انگلیسی
خودشناسی | شخصیت شناسی | مهارت ارتباطی
دوره MBA متمم (اگر به بحثهای کلان مدیریتی علاقمندید)
محصولات آموزشی مرتبط
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : مریم رئیسی
نکات مطرح شده در درس خیلی برام جالب بودن, چون بسیاری از موارد رو موقع خوندن کتاب رعایت میکنم.
به طور مثال همیشه توی ذهنم و یا به عبارتی توی دلم کلمات رو میخونم و سعی میکنم روان و با لحن درست بخونم.
راستش اصلا نمیدونستم که در تمرینات تندخوانی, خلاف این رو آموزش میدن و برام عجیب بود.
و یادم اومد چندوقت پیش میخواستم یک فصل از یک کتاب رو سریع تموم کنم و شروع کردم به سریع خوندن و در پایان فصل حس میکردم, برخلاف همیشه, نه لذتی از خوندن بردم و نه چیز زیادی درک کردم.
و حالا که این درس رو خوندم متوجه شدم که ناخودآگاه از تکنیکهای تندخوانی استفاده کردم و توی ذهنم کلمات رو نمیخوندم.
زمانهایی هم که موقع مطالعه, صدایی تمرکزم رو به هم میزنه و یا متن کمی سنگینه با صدای کمی بلند میخونم که خیلی به تمرکز کردن دوبارهام کمک میکنه.
نکتهی جالب دیگهای رو هم چندوقتی هست متوجه شدم و اونم اینکه من اغلب پاراگرافهای فارسی رو خوندم و هرکدوم رو هم بارها گوش دادم.( بله, یک همچین آدم خودشیفتهای هستم من :) )
و گاهی که بعضی از اونها رو توی متمم مرور میکنم, صدا و لحنِ خوندنم میاد به ذهنم و لذت بیشتری از خوندنشون میبرم.
و به نظرم رسید که اگه به درسی علاقه داریم و میخوایم بهتر یادش بگیریم و توی ذهنمون بمونه, میتونیم از روی متن بخونیم و هر ازگاهی بهش گوش بدیم.
نکتهی دیگه هم اینکه چون من به تولید محتوای صوتی خیلی علاقه دارم و مدتی هم هست به خوانشِ کتاب و فرستادن نمونهای از کتابخونیم به یکی از سایتهای فروش کتاب صوتی فکر میکنم ( البته فکر کنم فقط در حد تصمیم باقی بمونه ),
بنابراین هنگام خوندن هر کتابی ناخودآگاه سعی میکنم بسیار روان بخونم, انگار که دارم ضبطش میکنم و قراره بقیه بشنون, و این مساله خیلی به خوندن مفیدتر و درک بهتر کمکم کرده.
پی نوشت : برای تمرین روانخوانی و عمل کردن به توصیهی درس, قسمتی از متن همین درس رو خوندم و ضبط کردم, که اینجا آپلودش کردم تا اگه دوستان خواستن, گوش بدن.
البته اینو بگم که هم نویز داره, هم یه جاهایی رو اشتباه خوندم و تپق زدم, و کلا تا تولید کتاب صوتی بسیار فاصله دارم و همچنان باید تمرین کنم.:)
به نظرم خواندن خلاصه کتاب مانند خواندن کتاب از ارتفاع بالاست. فقط کلیتی از موضوع را برایمان نمایان میکند و برای درک بهتر متن باید به نسخه اصل کتاب رجوع کنیم.
گاهی برعکس باید عمل کرد و ابتدا باید از ارتفاع پایین مطلب را کامل بخوانید و برای دوره مجدد متن با خواندن از ارتفاع بالا اکثر مطالب برای شما مرور میگردد.
همچنین خواندن متن در ذهن یا با صدا و یا در سکوت فقط به خود فرد بر میگردد، با لحن خواندن و تشخیص گروههای معنادار کلمات نیاز به تمرین دارد، چون در ابتدا توجه به این موارد و تشخیص آنها فقط تمرکز را از متن بر میدارد، اما با تکرار دیگر به روالی تبدیل میگردد و ذهن درگیر این موارد نمیگردد و ناخواسته صورت میگیرد.
چقدر این مثال منظور رو خوب رسوند و در درک مطلب مفید بود.
من بعد از خواندن این درس به این نتیجه رسیدم که روان خوانی را شروع کنم و صدای خودم رو ضبط کنم که این کار رادر دوران مدرسه ابتدایی انجام میدادم وبعد از مدتی ترک کردم البته اون زمان صدام رو ضبط نمیکردم واین موضوع برام جذاب شد برگشت به عقب مثبت .
یاد دوران ابتدایی بخیر که کتابهای درسیمو بلند بلند میخواندم وبهم تذکر میدادن یکمی صداتو بیار پایین..
من تقریبا همه این نکات گفته شده رو ناخوداگاه رعایت میکردم هم در خوندن متون فارسی و هم انگلیسی، و تندخوانی که باید تو دلمون نخونیم جملات رو برای من خیلی سخت بود و وقتی خودم رو مجبور میکردم که تو دلم نخونم انرژی خیلی زیادی ازم میگرفت و من هم تصمیم گرفتم سرعت فهم متنم رو بیشتر کنم تا اینکه سریع تر بخونم، همیشه به ساختار جمله توجه میکردم و فاعل و فعل رو تشخیص میدادم که بعضی وقتا تو جمله های طولانی و پیچیده خیلی کمکم میکرد مخصوصا تو متون انگلیسی، و اینکه رو گروه کلمه ها متمرکز بشم و هسته رو تشخیص بدم، هر دوی این موارد به نظرم میشه گفت سرعت فهم ادم رو افزایش میده بدون اینکه بخوایم صرفا سرعت خوندن رو بدون توجه به کلید واژه ها بالا ببریم.
و اینکه بلند خوندن متن یا کتابی و توجه به مکث ها و حتی زبان بدن هم خیلی میتونه کمک کننده باشه، و حتی ضبط کردن صدا یا فیلم از خودمون و فهمیدن بیشتر نقاط ضعفمون
با سلام و احترام
این درس که داشتم می خوندم یاد یک دوره افتادم که برای یادگیری اصول ترجمه شرکت کرده بودم.
مدرس دوره میگفت این روش ترجمه وام گرفته شده از متود آقای نوام چامسکی هست. اصول ترجمه در این روش این بود که ما باید هرجمله به اجزای سازندش خرد می کردیم بعد سراغ ترجمه میرفتیم یعنی ابتدا شناخت گرامر جمله سپس ترجمه لغوی.
در ابتدا باید تمام گروه های اسمی و گروه فعلی جمله جدا می کردیم بعد در خود گروه اسمی هم شاخ و برگش کم میکردیم تا برسیم به هسته گروه اسمی
برای این که برعکس فارسی در انگیسی صفت و مضاف الیه قبل هسته اصلی میان ممکنه کسی که تازه کار به اشتباه اون ها رو هسته حساب کنه و کلا ترجمه از دستش خارج بشه.
این مقدمه رو گفتم چون اون زمان به این آنالوژی که میشه همین روش ترجمه برای روان خوانی فارسی هم استفاده کرد فکر نکرده بودم یعنی علاوه بر نکته ای که درس گفت که به جای کلمه به کلمه، گروه های اسمی با هم بخونیم میشه با دقت بیشتر روی هسته اون گروه اسمی در یک نگاه هلیکوپتری سریع تر به مفهوم پی برد.
مثلا آقای دانشجوی زیبای سرزنده آمد خواند : دانشجو آمد (هسته گروه اسمی+فعل) درست هست که جزییات حذف شده ولی مفهوم منتقل میشه.
البته مثال جالبی نبود فقط می خواستم مفهومش را بهتر برسونم.
سلام
چیزی که در فهم مطالب سنگین دروس دانشگاهیم بسیار به من کمک کرده، به نوعی همان موضوع تعیین ارتفاع خوانش است؛ برای افرادی چون من که ذهن تنبلی دارند و حتی حین خواندن و فکر کردن هم نهایت تلاششان رو میکنند که کمترین فعالیت ذهنی را داشته باشند، گمان میکنم این نکته ثمربخش واقع شود؛ کاری که میکنم (البته از نظر خودم) دقیقا مثل شکستن یک سنگ محکم و حجیم (استعاره از مطلب سنگین درسی!) با یک چکش نسبتا کوچک (استعاره از مغزم چون هم تنبل است هم ظرفیت کمی دارد!) است! ابتدا سعی میکنم نقاط اصلی را برای شکستن سنگ (که مراد مبانی اصلی کتاب و رئوس مطلب است) مشخص کرده و به آنها ضربه وارد کنم؛ به عبارتی طی خوانش اولیه سعی میکنم بر اصول اساسی مسلط شوم و هرچند کل مطلب را بخوانم، تنها دورنمایی مستحکم و قوی از مطلب بیابم؛ در مرحلهی بعد از طریق ترکهایی که طی ضربات اولیه وارد کردم، به مقاط بیشتری دسترسی خواهم یافت و شروع به ضربه به نقاط ضعف آنها خواهم کرد! یعنی چه؟! یعنی در دور دوم مطالب تلاش میکنم زیر مطلب های اصلی را یاد بگیرم و جزئیات تصویر ذهنیم از درس را اندکی بیشتر کنم؛ درنهایت نیز که سنگ سنگین و حجیم مطلب به قطعات کوچکتر تبدیل شده است، شروع به خرد کردن آنها خواهم کرد (بنا به نیاز خودم).
نکتهای که اینجا حائز اهمیت است این است که هرچند این مسئله در مواردی بسیار زمانبر خواهد بود اما فایدهاش ماندگاری بیشتر در ذهن و ایجاد یک کریستال ذهنی با داربست محکم در ذهن خواهد بود! بنابراین پیشنهاد من این است که حتماً در مطالبی که از نظر شما اهمیت دارد حتما این کار را انجام دهید.
در مورد نکته اول هم یادمه اوایلی که متمم رو شروع کردم زیاد به دوباره خوانی علاقه نداشتم
ولی با مرور زمان فهمیدم اینکه ابتدا یک بار با ارتفاع بالا و سپس در ارتفاع صفر یک مطلب رو بخونم خیلی بهتر برام جا میوفته ، چون هم سوالاتی که متن برام پیش میاره رو از قبل میدونم جلوتر به پاسخش میرسم یا نه و مختل یادگیریم نمیشه و هم مفهوم رو پیوسته تر میفهمم .
به نظرم مشخص کردن ارتفاع یادگیری قبل از خواندن این مزایا را هم دارد
در این متن هم کلماتی که به نظرم پیوسته بودن رو بولد کردم تمرینی شه برای روان خوانی و تقویت نکته سوم :)
چیزی که من تجربه کردم اینه که هر چی یک متن برای ما سخت تر و سنگین تر باشه نیاز به تمرکز و درست خوانی بیشتر میشه
مثلا اون اوایلی که شروع به خوندن کتاب انگلیسی کرده بودم ذره ای صدا ( حتی صدای خواندن خودم ) باعث میشد نتونم متن رو متوجه بشم
یا اگه ذره ای از روان خوانی دور میشدم و سرعت بالا میرفت کل متنو از دست میدادم
در تندخوانی پیشنهاد میشه که با نشانگر یا انگشت زیر متن رو دنبال کنیم. من فکر میکنم برای یادگیری بهتر استفاده درست ازین تکنیک میتونه کمک کننده باشه. به این ترتیب که بجای اینکه فقط با انگشت خط رو دنبال کنیم سعی کنیم انگشت یا نشانگر رو در مرکز هر گروه معنادار از کلمات بذاریم. اینکار جایگزین خط کشیدن زیر کلمات هست و با سرعت بیشتر همون توجه به گروه کلمات رو ایجاد میکنه.
در خصوص قسمت سوم بحث که نقاط توقف چشم مطرح شد یاد خاطرهای افتادم که قرار بود روخوانی متن رو با خواهرزادهام کار کنم.میدیدم کلی انرژی روی حرف حرف کلمه صرف میکرد تا یک کلمه رو درست ادا میکرد و همانطور که در متن درس هم اشاره شد اصلا مفهوم متن رو متوجه نمیشد.
تا اینکه متن مشخص شدهی چرا ملتها شکست میخورند رو خواندم دیدم منم درگیر همین بازی هستم ولی در سطح کلمههای ترکیبی:)) یاد دادن به کودک برام خیلی سخت و چالشبرانگیز هست چون اونجا سرش داد میزدم کلمه رو کامل ادا کن و در ذهنت اونو حرف حرف بکش و برای من کلمهی کامل بگو .در ضمن هر چیزی رو هم میخواستم بهش یاد بدهم باید به سادهترین و قابل فهمترین زبان برای درک آن کودک گفته بشه مثلا کلمه ذهن نمیفهمید چیه یا خیلی از مفاهیم دیگر.
حتی چند وقت به این سوال از دیدگاه فلسفی فکر میکردم یک کودک چگونه یاد میگیرد؟ و ذهنم رو به شدت درگیر کرده بود.
در خصوص روانخوانی تا حالا برای مطالعه خودم به این صورت تجربه نکرده بودم بلکه بدین صورت بود مثلا فایل صوتی مذاکره گوش دادم بعدها بخواهم کتابی از محمدرضا شعبانعلی عزیز مطالعه داشته باشم حس میکردم طنین صدای ایشان و لحن صحبتشان در مطالعه آن کتاب در ذهنم تکرار میشد حس میکردم محمدرضا شعبانعلی برام آن کتاب را میخواند.
نویسندههای دیگر که گفتگوهایی از ایشان رو دیده بودم همین حس رو داشتم کسانی همانند داریوش آشوری، احمد شاملو و…
یا اینکه روانخوانی در قصهگویی برای کودکان جز مسالهام بوده.موردی بوده که کتاب رو از قبل نخونده باشم و همان موقع لحن رو رعایت نکردم.
جمله سوالی یا تعجبی رو بصورت جملهی خبری تلفظ کردم:(( یا مکثها رو رعایت نکردم :( که متاسفانه باعث شدم کودک در درک شعر و قصه آن درک لازم رو نداشته باشه.
کتب تخصصی به دلیل محتوایی سنگین نیاز به زمان بیشتری برای یادگیری در سطح درک و بکارگیری دارند(طبقه بندی بلوم در سطوح یادگیری). علاوه بر این اگر برای چندین بار مطالعه شوند فرایند درک مطالب بهتر اتفاق میافتد و نکاتی که در مطالعه قبلی درک نشدند بهتر درک می شوند. من وقتی کتاب سازمان های یادگیرنده پیتر سنگه را برای بار دوم میخواندم مطالبی را دیدم که در نوبت اول متوجه نشدم و برایم کمی عجیب بود، فکر کردم کتاب دیگریست!
من معمولا نوشته ها رو با چشم دنبال میکنم و به قدری این برام عادت شده که هر دفعه که همسرم میخواد برام مطلبی رو از روی موبایلش بخونه , موبایلش رو در زاویه یی میگیره که چشم من اصلا بهش نیفته! چون میدونه تا بخواد کلمه اول رو بگه من پارگراف اول رو با چشمم رصد کردم .
در مورد خواندن موضوعاتی که یادگیری در اونها مهمه , تو دلم میخونم و معمولا می نویسم . اونقدر به نوشتن با یادگیری عادت کردم که تا مدتها باور نمیکردم دیگران می تونن بدون نوشتن یاد بگیرن!
در مورد خوندن با صدا ؛ یادمه زمان دانشجویی چون من و همسرم هر دو شاغل بودیم و زمان کمتری برای درس داشتیم . من یکبار کتابها رو میخوندم و صدام رو ضبط میکردم و به این فایل های صوتی در طول روز و هفته گوش میدادیم .
اما متاسفانه الان برای خوندن با صدا , خیلی زود خسته میشم .
بنظرم چندین عامل دیگه مثل نور کافی و تهویه مناسب و حذف کردن حواس پرتی ها و…. همه و همه روی خوندن فرد تاثیر میذاره ولی بنظرم دوتا عامل دیگه ایی خیلی میتونه موثر باشه روی مطالع کتاب در بلند مدت (ایجاد عادت کتاب خوندن ) اینکه حتما از پومودرو هایی که دلخواه خودشه (برای من ۴۵ دقیقه هستش) و یک لیوان آب کنار دستش استفاده بکنه ، این دو در کاهش خستگی ذهنی بنظر من خیلی میتونن تاثیرگذار باشند.
یادم میاد از دوران دبستان همیشه عادت داشتم که بی صدا مطالعه کنم و به قولی متن رو توی دلم بخونم اما گاهی که صدای محیط اطراف زیاد میشد و زمانی که میخواستم یک قسمت خاص از مطلب رو با تمرکز بیشتری بخونم صدام بلندتر میشد و از حالت بی صدا خارج میشدم این عادت تا الان هم همراه من هست گاهی وقت ها هم که مشغول خوندن متون متمم هستم یا روزنوشته های محمد رضای عزیز رو مطالعه میکنم، بطور ناخودآگاه و خودآگاه صدای محمد رضا توی ذهنم هست و انگار ایشون متن رو دارن میخونن البته معمولا این حالت زمانی که مشغول پیام دادن به دوستان هستم هم برام پیش میاد و انگار دارم باهاشون صحبت میکنم و صداشون رو میشنوم.
هدف یک چیزه! یادگیری بهتر و بهتر
یادگیری تکنیکهای بسیار گاهی خوب نیست. چرا که تمرکز ذهن رو به جای مطلب مورد مطالعه به سمت تکنیکها و روشها میبره.
تا قبل این درس با هدف یادگیری مطالعه میکردم و سعی میکردم بفهمم با روش خودم. حالا موقع خوندن پیوسته حواسم پرت میشه به تکنیکها(ناخودآگاه) :))))
سلام یاس عزیز
به نظر من شما رو تکنیک تمرکز نکنین.
من معتقدم این درس بیشتر میخواست یه عقیده به ما بده
و یه تعداد نکته کوچولو ولی مهم.
به نظر من خیلی سخت نگیرین روش?
در مورد پیشنهاد دوم (خوانش صامت یا روانخوانی) تجربهی شخصی من اینه که خوانش صامت برام اثرگذارتره.
چرا که وقتی با صدای بلند میخونم و روانخوانی میکنم، ذهنم خیلی درگیر لحن صدام و بینقصبودن روانخوانی میشه. به همین دلیل، ظرفیت کمی از ذهن برای توجه به مفهوم و پیام مطلب باقی میمونه.
اما وقتی خوانش صامت میکنم، هم سرعت یادگیری رو کند میکنه و ترمز خوبیه، هم حواسپرتی روانخوانی با صدای بلند رو برای من نداره.
من این بلند خواندن و خواندن با لب را بسته به موقعیتم که کسی در اطرافم هست یا نه، در اکثر اوقات انجام میدم. لحنم هم یک لحن خاص خودم هست که خیلی دوستش دارم.
یک ویژگیای که در مورد خواندن یک متن یا یک کتاب در من وجود داره اینه که اگه نویسنده رو بشناسم تصویرش در ذهنم تداعی میشه و حتی گاهی با لحن خود نویسنده اون متن رو میخونم. این اتفاق مثلا در خوندن کتابهای پویاییشناسی سیستمها از دکتر مشایخی و هنر شفاف اندیشیدن ترجمه عادل فردوسیپور برام رخ داد و حتی همین درسهای متمم رو گاهی با صدای محمدرضا شعبانعلی در ذهن میگذرونم، البته این در موقع خوندن کامنتهایش بیشتر حس میشه.
یک حالت دیگه که من در بازهای از دوران دانشجویی در مقطع کارشناسی داشتم و کمی عجیب و خاص بود و دیگه هم تکرار نشد این بود که، بعضی از درسها رو که بهشون علاقه نداشتم و برام سخت بود بخونم، سعی میکردم با حالت فریادگونه بخونم و با مداد در حالی که دارم متن رو میخونم، روی متن با خطوط فرفریمانند خط میکشیدم. همین کار رو یک بار دیگه منتها این بار با خودکار انجام میدادم.
بعد از مطالعه! من، اون کتاب یا جزوه دیگه قابل استفاده نبود اما خب نتیجه لازم رو در امتحان میگرفتم.
برای اثربخش تر کردن مطالعه میتوانیم از روشی که قبلا در همین درس مهارت یادگیری مطرح شد ، استفاده کنیم ، یعنی شرطی سازی .
من یک موسیقی بی کلام تکراری میگذارم و دیگر هرگز و در هیچ جای دیگری غیر از موقع مطالعه ، آن را پخش نمیکنم
والا من فقط میتونم اینو یاداوری کنم که یادتونه دوران مدرسه وقتی سر صف میفهمیدیم زنگ بعد امتحان داریم و ما یه فصل و کلا نخوندیم چطوری اون فصل و تندتند میخوندیم و نمرشم میگرفتیم اگه میخواید نتیجه کوتاه مدت بگیرید در حدی که مسیله حیثیتی و مرگ و زندگی بود لازمش اینه که مطلب کلی و یه دوست بطور خلاصه بهمون بگه، شبیه سازیش میشه اینکه یدور متن و کامل بدون نیت حفظ کردن فقط بخونیم، سرفصل و تیتر و فهرست و… در حد اینکه اخر متن بتونیم بگیم متن درباره چیه. ببینیم چی میگه یه ساختار کلی بیاد تو ذهنمون، بعد جاهایی که زیر شاخه و چند تا نکته بهم پیوسته هستت رو حفظ کنیم تا یه خوشه درست کنیم که اطلاعات بهش بچسبه ( شبیه نمودار استخون ماهی) بعدم سوالاتی که ممکنه از این متن ازمون بشه رو مرور کنیم و سعی کنیم جواب بدیم.
بس برای تند خوانی، باید بدونیم ما نیاز به چشم و ذهن قوی داریم پس تقویت این دو عضو باعث افزایش سرعت میشه.
باید عضلههای چشم و تقویت کنید تا راحت از چپ به راست حرکت کنه تمریناتش تو اینترنت هست و اپلیکیشن هایی هم هستن که این تمریناتو بهتون بدن به نظرم نه فقط برای تند خوانی که برای بهتر دیدن هم موثره برای سلامت چشم هم خوبه. واینکه یه مثالی هست اکه سرعت چشم رو متن افزایش پیدا کنه درست مثل ماشینی که سرعتش بالا هست دقت و تمرکز ذهن افزایش پیدا میکنه تا نسبت به اینکه چشم اروم حرکت کنه چون در اون صورت ممکنه هر گوشه صفحه حرکت کنه مثل راننده ماشینی که اروم حرکت میکنه پس تا حدودی سرعت چشم باعث میشه هم ذهن رو متن قفل بمونه و حواسمون کمتر پرت شه و هم اینکه دقتش کمی میره بالاتر برای اینکه چیزیو جا نندازه.
برای ذهن هم هر چی متن بیشتری بخونید ترکیبات احتمالی بیشتری تو ذهنتون هست پس میتونید کلمه بعدی نویسنده رو حدس بزنید در نتیجه سرعتتون میره بالاتر. و اینکه چطوری صداهای ذهن رو اروم کنید تا تمرکزش روی متن بره بالا حتی وقتایی که اطرافمون شلوغه. ما ناخوداگاه تو حالت استرس این کارو میکنیم باید به مهارت خوداگاه تبدیلش کنیم.
چیزی که برای من اینجا باعث تفکر میشه، اینکه یکی از نزدیکانم کتاب زیاد و البته تند و سریع میخونه و حتی درصد کمی در طی این سالها تغییر مثبتی در رفتار و منشش ایجاد بشه ،مشاهده نشده، که من احساس میکنم به دلیل تندخوانی و عدم درک مطالب و یادگیری باشه.
من هم از این دسته افراد می شناسم که بیشتر در ارتفاع هواپیما یا هلی کوپتر کتاب ها و مطالب رو میخونن و متاسفانه یادگیری و تغییری رو باعث نمیشه و حتی گاهی برداشت اشتباه ایجاد میکنه.