Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟


کتاب و کتابخوانی

کتابخوانی از جمله صفاتی است که بسیاری از ما علاقه داریم واجد آن باشیم، اما اکثر ما وقت و حوصله کافی را به خواندن کتاب اختصاص نمیدهیم. سعی کرده ایم با کمی مطالعه و جستجو، برخی از مهمترین نکات در مورد کتابخوانی را گردآوری کنیم.

قبل از هر چیز باید ببینیم  چه عواملی مانع مطالعه ما میشوند  تا در مورد رفع آنها فکر کنیم:

  احساس میکنیم سرعت خواندن ما بسیار کند است و پیشرفت خوبی نداریم.

  مطالعه کتابها را آغاز میکنیم اما آنها را به پایان نمیبریم.

  در زمان مطالعه کردن، نمیتوانیم به شکل کامل و مناسب، تمرکز داشته باشیم.

  کتابخوانی برای ما خسته کننده است.

  حوصله متن های طولانی را نداریم.

  کتابخوانی و مطالعه در کوتاه مدت برای بسیاری از ما، لذت ایجاد نمیکند.

  بسیاری از کتابهایی که میخوانیم به «توصیه» یا «تحمیل» دیگران تعیین شده است.

  خواندن یک کتاب به تنهایی (و بدون مشارکت دیگران) کاری است که حوصله بسیار میخواهد که از حد توان بسیاری از ما خارج است.

  در لحظاتی که تصمیم به مطالعه و کتابخوانی میگیریم، کتاب مناسبی در اختیار ما یا در ذهن ما وجود ندارد.

در مورد هر یک از این نکات، موارد زیر را در نظر بگیرید:

توانایی تندخوانی همیشه یک مزیت محسوب نمی‌شود

کلاسهای تندخوانی در سراسر جهان، به شرکت کنندگان خود این وعده را میدهند که میتوانند سریع تر و بهتر بخوانند. این حرف تا حد زیادی درست است. ما چشم های خود را به شیوه درست روی متن حرکت نمیدهیم. گاه یک جمله یا پاراگراف را چند بار میخوانیم و …

اما در کنار رفع این ایرادها، واقعیت این است که یادگیری تکنیکهای تندتر خواندن الزاماً مزیتی ایجاد نمیکند. شاید برای خواندن رمان یا روزنامه ها، تندخوانی مفید باشد، اما در مورد کتابهای آموزشی چنین نیست. بسیاری از کتابها را باید مثل آب، جرعه جرعه نوشید تا اثر آن مشخص و محسوس باشد.

ضمن اینکه یادگیری، اساساً برقراری ارتباط بین آموخته های جدید و دانسته های قبلی است و کسی که شتابزده کتاب میخواند، ممکن است کتاب را به شکل کامل بخواند و بفهمد، اما الزاماً کتاب را یاد نمیگیرد.

[ درس مرتبط: مهارت یادگیری ]

کتابخوانیهمیشه لازم نیست خواندن کتابی را که آغاز کرده اید به پایان ببرید

کمال گرا نباشید. ممکن است چند کتاب را ببینید و بگیرید و بخوانید و در نیمه راه رها کنید. ایراد از شما نیست. بلکه شاید کتاب مناسب و جذاب را پیدا نکرده اید. مطمئن باشید پس از مدتی که سلیقه کتابخوانی خود را بهتر بشناسید، این نوع کتابهای نصفه و نیمه، سهم کمتری را به خود اختصاص خواهند داد.

کتابخوانی

از وسایلی که حواس شما را پرت می‌کنند دور باشید

خیلی بدیهی به نظر میرسد. اما مهم است که قبل از شروع به خواندن کتاب، اینترنت و موبایل و تلویزیون از شما دور باشد. تماسهای مهم را قبل از کتابخوانی بگیرید. ایمیل های مهم را قبلاً چک کنید. وبگردی ها را انجام دهید و آنگاه، به سراغ مطالعه بروید.

مکان ثابت و مشخصی را برای مطالعه در نظر بگیرید

ترجیحاً مکان مشخصی را برای مطالعه در منزل یا محل کار در نظر بگیرید. مطالعه باید لذت بخش ترین فعالیت ما باشد.

برای مطالعه، لازم نیست شرایط «حبس در سلول انفرادی» را ایجاد کنید. بهتر است قبل از شروع به مطالعه، در کنار خود، چای یا هر نوشیدنی یا خوراکی دیگری را که مورد علاقه تان است، قرار دهید.

با این کار در ذهن شما، لحظات کتابخوانی با خاطره های خوب ثبت می‌شود.

فراموش نکنید که ما هم مانند هر موجود دیگری، به سادگی شرطی میشویم.

[ درس مرتبط: هنوز هم باید شرطی سازی را جدی بگیریم ]

کتابخوانی

تا حد امکان از فضاهای مینیمال فاصله بگیرید

یکی از ویژگی‌های عصر ما و نسل ما این است که به متن‌های کوتاه و مینیمالیستی (به معنای عام آن نه به معنای ادبی آن) علاقمند هستیم.

فیس بوک و توییتر و اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی ما را عادت داد‌ه‌اند که متن‌های کوتاه بخوانیم.

بسیاری از ما هم به تجربه آموخته‌ایم که جمله‌های طولانی در فیس بوک و اینستاگرام و سایر نرم‌افزارهای پیام‌رسان، شانس خوانده شدن و لایک شدن کمتری دارند.

اما واقعیت این است که جملات کوتاه، ممکن است به صورت لحظه ای احساس خوب ایجاد کنند یا الهام بخش باشند، اما هرگز اثر یک متن طولانی را ندارند.

برای ترویج عادت مطالعه، لازم است از فضاهای مینیمال کمی فاصله بگیریم. نه اینکه فیس بوک و توییتر و … را ترک کنیم. اما به خاطر داشته باشیم که عادت دائمی به خواندن متن های کوتاه، حوصله ما را در مطالعه متن های طولانی کاهش میدهند.

در مورد کتاب‌هایی که می‌خوانید با دیگران صحبت کنید

یکی از لذتهایی که بسیاری از کتابخوان ها تجربه کرده اند، صحبت با دیگران در خصوص کتابهایی است که خوانده اند. این فرصت را از دست ندهید.

اگر فرصت محدودی دارید و نمی‌توانید با دیگران، بنشینید و سر حوصله صحبت کنید، شاید راه اندازی یک وبلاگ ایده خوبی باشد.

میتوانید پس از مطالعه هر کتاب، خلاصه کتاب یا نظرات خود را آنجا بنویسید. راه اندازی وبلاگ با استفاده از سرویسهایی مثل پرشین بلاگ یا بلاگ فا، کار دشواری نیست.

[ درس مرتبط: ایده هایی برای وبلاگ نویسی ]

به خاطر داشته باشید که سلیقه‌ی همه‌ی ما در کتاب خواندن یکسان نیست و نباید هم باشد

استفاده از نظر دیگران در کتاب خواندن خیلی خوب است؛ اما همیشه به یاد داشته باشیم که سلیقه انسانها در خواندن کتاب متفاوت است.

هیچ ایرادی ندارد اگر شخصی که او را بسیار قبول دارم، کتابی را توصیه کند و من پس از خواندن چند صفحه، احساس کنم که آن کتاب، کتاب من نیست. ما در نظام آموزشی خود طی ۱۲ تا ۲۰ سال، می آموزیم که مطالبی را بخوانیم که دیگران ما را به خواندن آنها مجبور کرده اند. دقت کنیم که در ادامه زندگی، این عادت ناپسند را ادامه ندهیم.

کتابخوانی

اگر می‌توانید یک گروه کتابخوانی تشکیل دهید

به عنوان یک فرد علاقه‌مند به کتاب، تشکیل گروه کتابخوانی یکی از زیباترین و جذاب‌ترین کارهایی است که می‌توانید انجام دهید. اما این را هم به خاطر داشته باشید که عمر بسیاری از گروه های کتابخوانی کوتاه است.

شوق اولیه باعث می‌شود که اعضای گروه، آرزوهای درازی در سر بپرورند و اهداف بلندپروازانه‌ای تعریف کنند. اما به تدریج، اختلاف‌نظرها و گلایه‌ها و بی‌نظمی‌ها و ده‌ها عامل دیگر باعث می‌شوند که انگیزه‌ی اولیه کمرنگ شود و گروه کتابخوانی وارد مرحله‌ی فرسایش شود.

در صورتی که قصد دارید چنین گروهی راه‌اندازی کنید، پیشنهاد ما این است که حتماً ابتدا قوانین گروه کتابخوانی را بخوانید و با الهام از آن،‌ قواعد و چارچوب مناسب گروه خودتان را تعریف کنید.

فهرستی از کتابهای خوب را همراه خود داشته باشید

اکثر کتابخوان های حرفه ای، لیستی از کتابهای خوب را در دفتر یادداشت یا تلفن همراه خود دارند و هر جا نامی از کتابی میشنوند، آنجا یادداشت میکنند تا در زمانی که فرصتی برای خرید کتاب یا مطالعه دست میدهد، «دست خالی» نباشند.

مراجعه به فهرست کتابهای مدیریتی و نیز فهرست کتابهای روانشناسی در متمم می‌تواند نقطه‌ی شروع خوبی باشد.

همیشه همراه خود یک کتاب داشته باشید

بسیاری از افراد کتابخوان، در یک ویژگی مشترک هستند. این افراد، به جای اینکه مقید باشند در ساعات خاصی از روز، جایی ببنشینند و کتاب بخوانند، همیشه همراه خود یک کتاب دارند تا در کوتاه ترین فرصتها، به خواندن آن بپردازند. شاید رها کردن بسیاری از لذتها و تفریحات و خواندن کتاب در یک ساعت مشخص در منزل یا محل کار، سخت و دشوار باشد، اما مطالعه کردن در زمانی که در مترو یا در یک سازمان بزرگ، به انتظار گذشت زمان نشسته ایم ساده تر و جذاب تر است.

بسیاری از ما، مطالعه را نه با هدف افزایش اطلاعات و دانسته ها و باز شدن افق دید، بلکه برای فرار از مشکلات و مسائل روزمره انتخاب میکنیم. زمانی که از دوست یا همسر یا مدیر خود دلگیر هستیم، گوشه ای مینشینیم و کتاب ورق میزنیم. شاید این کار در کوتاه مدت، مفید باشد اما در بلندمدت ما را شرطی میکند و ذهن ما عادت میکند که «کتاب»، «همراه لحظات تلخ زندگی» ماست.

کتاب دیجیتال بخوانید؛ اما خود را به کتابهای دیجیتال عادت ندهید

در پایان، پیشنهاد میشود خود را به خواندن کتابهای دیجیتال عادت ندهید. برای کسانی که عادت کتابخوانی دارند، کتاب دیجیتال یا مکتوب (هاردکپی) تفاوتی ندارد. اما برای کسانی که به تازگی خود را به کتابخوانی عادت میدهند، لمس کردن برگه های کاغذ، خط کشیدن زیر نوشته ها، دیدن نشانه میانه کتاب که مشخص میکند بخشی از کتاب خوانده شده، باز شدن شیرازه کتاب و جدا شدن برگه های آن (ناشی از بارها مرور یک کتاب)، همه و همه میتوانند احساس خوب ایجاد کنند. احساسی که ما را به خواندن کتابهای بیشتر ترغیب میکند…

آخرین توضیح: اگر حوصله کرده اید و متن را تا پایان خوانده اید، معلوم می شود که از هم اکنون، یک خواننده حرفه ای با حوصله هستید که میتوانید هر متن کم خاصیتی را هم بخوانید. به شما تبریک میگویم.

فایل صوتی راهنمای کتاب خواندن و روش صحیح مطالعه کتاب

اگر مطالعه کردن برای شما یک کار جدی است و دوست دارید در مورد کتاب و کتابخوانی بیشتر بدانید، احتمالاً فایل صوتی راهنمای خریدن و خواندن کتاب (به روایت محمدرضا شعبانعلی) می‌تواند برایتان مفید باشد.

در این فایل صوتی درباره کتاب و مفهوم آن، انواع کتاب برای مطالعه و انتخاب کتاب برای خواندن صحبت شده است (با تأکید بر کتاب غیرداستانی).

شناخت و انتخاب ناشر کتاب، آشنایی با انواع نویسندگان، تشخیص کتابهای مفید برای خواندن، روش‌های درست و نادرست مطالعه کتاب و تکنیکهای مطالعه و علامتگذاری و یادداشت برداری از جمله موضوعاتی هستند که در این فایل صوتی مطرح شده‌اند.

این فایل صوتی برای مخاطبانی تهیه شده که می‌خواهند کتابخوانی را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کنند و اثربخشی مطالعه خود را بالا ببرند و در یک کلام، به یک کتابخوان حرفه ای تبدیل شوند.

فایل صوتی راهنمای خریدن و خواندن کتاب

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

از میان درس‌هایی که در فهرست بالا آمده است، درس‌های زیر از جمله پرطرفدارترین‌ موضوعات هستند:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  |  رابطه عاطفی

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  پرورش کودکان هوشمندتر

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

چند پرسش، و پاسخ آن‌ها

اگر بخواهیم یک کتاب در مورد کتابخوانی بخوانیم، پیشنهاد متمم چیست؟

کتاب‌های بسیاری در زمینهٔ روش خواندن کتاب منتشر شده‌اند، اما کتاب مورتیمر آدلر در عین قدیمی بودن، هم‌چنان یکی از بهترین آن‌هاست. ما این کتاب را در متمم معرفی کرده‌ایم: چگونه کتاب بخوانیم؟

متمم چه کتابی را برای یادگیری تندخوانی پیشنهاد می‌کند؟

ما بر این باوریم که تندخوانی در اغلب موارد کار درستی نیست و می‌تواند اثربخشی مطالعه را کاهش دهد. اگر چه معمولاً مدافعان تندخوانی اصرار دارند که در آموزش تندخوانی، بیشتر درست‌خوانی را توضیح می‌دهند، اما تقریباً روح هر دوره‌ای که ما تا کنون بررسی کرده‌ایم، قربانی کردن یادگیری عمیق در پای مطالعهٔ‌ سریع بوده است. تندخوانی شما را به آرام خواندن، دوباره خواندن، بلند خواندن، یادداشت برداری، رونویسی متن و در یک کلام «عشق‌ورزی به کتاب» تشویق نمی‌کند.

بهترین کتاب برای شروع کتابخوانی چیست؟

این سوال، یک پاسخ قطعی و مشخص ندارد. هر کس، بسته به علاقه و ترجیحات خود باید کتاب متفاوتی را برای شروع کتابخوانی انتخاب کند. اما پیشنهاد ما این است که برای شروع کتابخوانی حتماً به سراغ موضوعاتی بروید که دغدغهٔ بنیادی شما باشند. اگر در پی افزایش فروش کسب و کار خود هستید، کتابی در این زمینه بیابید. و اگر تمام ذهن‌تان درگیر تاریخ ایران باستان است، خواندن را با کتابی در این حوزه شروع کنید. «شوق به موضوع و محتوا» مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند نخستین تجربه‌های کتابخوانی را با لذت و رضایت همراه کند.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    ستاره افسری ، مرتضی کاظمی طاسکوه ، مهدی امینی ، هادی حسن زاده ، سیین دخت

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۴۷۵ نظر برای کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شیرین

    تداعی یک داستان قدیمی(بخشی از نامه جودی آبوت به بابالنگ دراز)
    بابا لنگ دراز عزیز! خبر خیلی بد بد بد بدي براي تان دارم ... . من در درس هاي ریاضیات و نثر لاتین مردود شدم و دارم آنها را میخوانم تا ماه بعد دوباره امتحان بدهم.متاسفم از این که دلسرد شدید وگرنه اصلا این موضوع براي من مهم نیست چون من خیلی چیزها یاد گرفته ام که حتی جزو درس ها نبوده. من هفده رمان و کلی شعر خوانده ام، رمان هایی که خواندشان واجب است مثل بازار خودنمایی، ریچارد فورل، آلیس در سرزمین عجایب. هم چنین جستار هاي امرسون،زندگی اسکات نوشته لاکهارت،جلد اول امپراطوري رم نوشته ي گیبون، و نصف کتاب زندگی بن ونوتو چلینی.به نظرتان آدم جالبی نبوده؟چلینی عادت داشته قبل از صبحانه گشتی بزند و همینطوري یکی را بکشد.
    می بینید بابا جون،اگر من تنها به درس لاتین می چسبیدم الان این قدر باسواد نبودم.اگر قول بدهم که دیگر در درسی رد نشوم آیا این بار مرا می بخشید؟
    شرمنده ي شما، جودي
    بابالنگ دراز، اثر آلیس جین وبستر
     
    خوندن این مقاله، داستان جودی آبوت رو برام تداعی کرد. کسی که بعد از اون همه محرومیت و دوری از امکانات در پرورشگاه، یکباره شرایطی براش فراهم میشه که طعم خوش کتاب خوندن رو میچشه و بخاطرش حتی از خوندن درساشم میگذره و اینکه براحتی میتونه پول تو جیبی هاشو برای خرید کتاب کنار بزاره. این قسمت از داستان منو به یاد دوران کودکی و نوجوونی خودم میندازه. دوران دبستان و راهنمایی کتاب گرفتن از کتابخونه ی مدرسه یکی از بهترین لحظه های زندگیم بود. یادمه تو دبستان نهایتا 2 تا کتاب بیشتر نمیتونستیم امانت بگیریم ولی دوران راهنمایی تا 5 تا هم جا داشت؛ ازونجایی که خواهرم یکی از دبیرای مدرسمون بود و مقام پر منزلت "مسئول کتابخونه کلاس" هم به بنده اختصاص داشت، بمن اجازه می دادن هرچندتا کتاب که میخواستم ببرم! منم از موقعیت حسن استفاده می کردم و تا 15 تا کتاب هم میبردم خونه و همیشه بخاطر ترس از اینکه مامانم دعوام کنه کتابا رو زیر تخت یا توی کمد بین لباسا قایم می کردم و یواشکی می خوندمشون. مادر عزیزم اعتقاد داشت آدمی که درسشو نخونده نباید بره سراغ کتاب قصه خوندن! این شد که من کتابا رو وقتی که بقیه خواب بودن می خوندم، تابستونا هم که مدرسه نبود می رفتم سراغ کتاب ادبیات فارسی خواهر بزرگتر و باهاشون سرگرم می شدم.
    خب البته روند پرسرعت کتاب خوندن من تا دوران دبیرستان شدیدا سیر نزولی خودش رو شروع کرد. نه اینکه حجم زیاد درس خوندن یا تلاش برای رتبه اول شدن یا کلاسای کنکور بخواد باعث این نزول  بشه، بلکه فکر کردن به این ها بود که منو از اونجا رونده و از اینجا مونده کرد. دیدن اینکه بقیه دارن تلاش میکنن برای انتخاب رشته دبیرستان، کلاس کنکور رفتن، خوندن برای کنکور و ... هیچوقت منو ترغیب به درس خوندن نکرد ولی سایه سنگینش تو ذهنم تا سالهای سال باعث شد حتی دیگه کتاب غیردرسی هم نخونم جز در موارد معدودی مثل کتابای سینوهه و بامداد خمار و گندم که تو دبیرستان دست بدست میشد.
    امروزه شاید کمبود وقت یکی از بزرگترین بهانه های ما برای نخوندن کتاب باشه. اکثر ماها میگیم مشکلات زندگی اونقدر زیاد شده که وقتی برای کتاب خوندن نمیزاره. ظاهرا می بینیم که مشکلات انتخاب رشته و شغل، مشکلات بلوغ فرزند، مشکلات عاطفی با همسر، مشکل خانوادگی با مادرشوهر و مادر زن و ... زیاد شده و هزینه های حل و فصلشون زیادتر؛ از طرف دیگه شاهدیم که روانشناس، مشاور، حقوقدان و ... از پر مراجعه ترین مشاغل امروزی شدن. سوالایی که اینجا مطرح میشه اینه که: مگه یه روانشناس چی به ما میگه و که ما حاضریم هزینه زمانی و مالی بکنیم تا مشکلمون رو حل کنه؟ و این چیزا رو از کجا میدونه؟ مگه یه مشاور از کجا میدونه چه رشته یا شغلی مناسب منه، چطوری می تونم کیفیت زندگی کاری سازمانم رو بالا ببرم، چه تبلیغی برای شغل من اثرگذارتره، چه طراحی باعث میشه محل کارم جذاب تر باشه، چجوری فرزندم خلاق تر میشه و استعداداش کشف می شه؟ این چیزا رو از کجا می دونه؟ مگه یه حقوقدان از کجا می دونه که وقتی صاحبخونه من و صاحبخونه طبقه پایینم باهم اختلاف پیدا میکنن نمیتونن من مستاجر رو از اونجا بلند کنن یا از کجا میدونه شرایط حضانت بچه من چیه یا چطور میتونم جرایم رایانه ایم رو پیگیری کنم؟ از این دست مشکلات تو زندگی هممون بوده و ما بخاطرش کلی هزینه کردیم یا رفتیم سراغ اهلش(هزینه زمانی و مالی) یا هم با دشواری باهاش کنار میایم(هزینه روانی).
    آیا هزینه تهیه کتابایی با موضوعاتی مثل مدل های کسب و کار، پرورش خلاقیت، بهبود ارتباطات، تحلیل رفتار متقابل، حقوق خانواده، حقوق مدنی، رنگ شناسی، روانشناسی شخصیت و صنعت و محیط و بازی و ...، مدیریت زمان و یه عالمه موضوع دیگه بجای مراجعه به این و اون برای حل و فصل مشکلات نامبرده، کمتر نیست؟ من ادعا نمی کنم که ما میتونیم در آن واحد روانشناس، مترجم، حقوقدان، مشاور یا ... خبره ای باشیم ولی دونستن اندکی از همه ی اینها تا حد زیادی هزینه های زمانی و مالی و روانی ما رو قطعا کاهش میده، دونستنی که در گروی اندکی هزینه(زمانی و مالی) برای خوندن کتابه. شاید اگه این موضوع رو دوران دبیرستان می دونستم با یک خیال کاملا راحت به نخوندن درسم و خوندن کتابای غیر درسیم ادامه می دادم حداقلش این بود که اگر تو درس و دانشگاه چیزی نمیشدم عوضش کلی دانش داشتم و زندگیم راحت تر از الان پیش می رفت.
    پی نوشت1: شاید در طول روز دائما در تلاشیم تا مشکلاتمون رو حل کنیم ولی این تلاش بیشتر تو ذهنمونه تا عمل، پس نباید اجازه بدیم ذهن فریبکار ما بخواد رو وقت ما سایه بندازه و کتاب نخوندن ما رو توجیه کنه.  
    پی نوشت2: لازم نیست زیاد نگران باشیم هنوز یه عده هستن که حل و فصل مشکلات بقیه براشون مهمه، متمم منبع غنی ای از راه حل این مشکلات رو یکجا در اختیارمون گذاشته.
     
    پی نوشت3: همین الان که دارم این رو مینویسم قراره گزارشی رو برای روز شنبه آماده کنم ولی ازونجایی که فردا جمعست حوصلشو ندارم از طرفی پیشنهاد بیرون رفتن با دوستان رو هم رد کردم پس الان کاری رو انجام دادم که بقولی نه سیخ بسوزه نه کباب، گزارش رو آماده نکردم، بیرون هم نرفتم عوضش متمم رو مطالعه کردم. (با استناد به موضوع تعویق کاری در درس آیا شما هم گرفتار اهمال کاری هستید؟)

  1. amin karami fard گفت: (کاربر ویژه) من ۹۲۹ روز است که همراه متمم هستم.

    من در این کامنت بین دو تا از درس های مهارت یادگیری تناقضی از دیدگاه خودم می بینم که در متمم وجود دارده 

    در درس متمم خوانی نادرست  عنوان " تا حد امکان از مطالعه در زمان‌ها و مکان‌های پراکنده اجتناب کنید" وجود داره که به ما گوشزد میکنه برای یادگیری عمیق به مطالعه در زمان های پراکنده نپردازیم مثل مترو – تاکسی و وقتی چند دقیقه بیرون یک اتاق منتظر هستیم تا ما را به داخل دعوت کنند.

     

    اما در این درس اشاره میکنه هم همیشه همراه خود یک کتاب داشته باشیم و در فرصت های اضافی مطالعه کنیم

    بسیاری از افراد کتابخوان، در یک ویژگی مشترک هستند. این افراد، به جای اینکه مقید باشند در ساعات خاصی از روز، جایی ببنشینند و کتاب بخوانند، همیشه همراه خود یک کتاب دارند تا در کوتاه ترین فرصتها، به خواندن آن بپردازند. شاید رها کردن بسیاری از لذتها و تفریحات و خواندن کتاب در یک ساعت مشخص در منزل یا محل کار، سخت و دشوار باشد، اما مطالعه کردن در زمانی که در مترو یا در یک سازمان بزرگ، به انتظار گذشت زمان نشسته ایم ساده تر و جذاب تر است.

    من متوجه نشدم و نمی تونم این دو رو از هم جدا ببینم و فکر میکنم این یک تناقض در این دو درس است که اتفاق افتاده.

     

    اگر اشتباه می کنم لطفا کمک کنید تا بهتر متوجه تفاوت این دو عنوان بشم.

  2. koorosh sfi گفت: (کاربر ویژه) من ۱۵ روز است که همراه متمم هستم.

    من از بچگی کتاب زیاد میخوندم ولی با عوض شدن روتین های زندگی این کتابخوانی کلا جاش رو با خیلی چیزهای الکی دیگه عوض کرد. تا همین چند مدت پیش تحمل خواندن مطالب طولانی و پاراگراف های بلند رو نداشتم ولی با خواندن کتاب هایی مثل ماهی سیاه کوچولو یا کیمیاگر سعی کردم دوباره این عادت رو وارد زندگی کنم که خداروشکر تا الان موفق بودم.

  3. مهدی اخوان گفت: (کاربر ویژه) من ۶۸ روز است که همراه متمم هستم.

    اگه کتابی رو ناقص رها کردی نگران نباش!

     

    اخیرا کتاب ؛تئوری انخاب؛ از ویلیام گلسر رو خوندم (چون خیلیا ازش تعریف میکردن و وای به روزی که فقط به خاطر توصیه دیگران در عین نداشتن علاقه و نیاز به موضوع کتاب کتابی رو شروع کنیم !) و کتاب نسبتا حجیمی هم بود و از یه جایی به بعد به زور داشتم میخوندمش! و اصلا رقبتی به مطالعه اش نداشتم ولی با خودم تکرار میکردم که نه اینو یک فرد معتبر و مدرس معرفی کرده و باید بخونیش ! .

     

    خلاصه وقتی یک سوم کتاب رو خومندم ولش کردم و روی مطلاعه کتاب های بعدی اثر منفی گذاشت چون فک میکردم مشکل از من بوده و باید کتاب رو تموم میکردم.

    ولی بعد مطالعه این درس متوجه شدم سلیقه مطالعاتی افراد با هم فرق داره پس از این به بعد با خیال راحت کتابی که باهاش ارتباط نمیگیرم رو رها میکنم

  4. پریسا سعادتی گفت: من ۶۹ روز است که همراه متمم هستم.

    مطلب خیلی خوبی بود و به نکات درستی اشاره شد فقط من با یکی از موارد به صورت صد در صدی  موافق نیستم . اینکه از نصفه رها کردن کتاب ها نترسیم و اگه دیدیم به کتابی علاقه نداریم رهاش کنیم. این حرف درستیه ولی نه تو همه ی موارد. نکته ای که وجود داره اینه که گاهی ما کتاب هایی رو انتخاب میکنیم که یه مقدار از سطح مون بالاترن و نکات پیچیده تر و سنگین تری رو بررسی میکنن که این اصلا چیز بدی نیست .در واقع اگه ما بخوایم همیشه در سطح خودمون و دانسته های قبلی مون کتاب بخونیم، پیشرفت و تغییری هم نمیکنیم. اینکه برای فهمیدن کتابی نیاز به تلاش بیشتری داشته باشیم نباید ما رو دلسرد کنه و ترغیب بشیم به رها کردنش، بلکه یه جورایی باید خودمون رو به چالش بکشیم برای فهمیدنش و تلاش بیشتری کنیم. البته این برای شروع کتابخوانی شاید عملی نباشه ولی در ادامه برای اینکه حرفه ای کتاب بخونیم نباید از نفهمیدن کتاب بترسیم و هر جا حس کردیم نیاز به تلاش بیشتری داریم کتاب رو به بهانه ی دلسرد شدن کنار بزاریم.

    یه تجربه ی شخصی هم بگم. من همون چند سال پیش که شروع به کتابخونی کردم یه لیست از کتاب های مورد علاقم درست کردم ولی اتفاق جالبی که  افتاد اینه که رفته رفته، همینجور که خودم تغییر میکردم لیست کتابام هم تغییر کرد. الان که گاهی  کتابخونم رو نگاه میکنم برام اینکه بعضی از کتابارو قبلا دوست داشتم یا برام جالب بودن عجیبه، آدم موجود عجیبیه، تغییر که میکنه انگار خود قبلی شو نمیشناسه

  5. ثنا پورعلی گفت: (کاربر ویژه) من ۶۰۷ روز است که همراه متمم هستم.

    درود 

    وقتی این مطلب مطالعه کردم به این فکر کردم چی باعث شد که انقدر مجذوب کتاب بشم و کتاب بشه بهترین دوستم زمانی که خوشحالم ، ناراحتم، سردرگمم

    خاطره خرید اولین کتابم :

    وقتی کلاس چهارم بودم از طرف مدرسه  برای هفته کتاب  و کتابخوانی به یک نمایشگاه کتاب رفتم و اونجا برای اولین بار با حجم زیادی کتاب مواجه شدم و قرار بود هر فردی حداقل یک کتاب بخره و منم اون روز کل پس اندازم (عیدی هایی که جمع کرده بودم) -۳۵تومن 😅- بردم و همه کتاب های نمایشگاه زیرورو کردم و بالاخره از یک کتاب خوشم اومد که یک دایرهالمعارف بزرگ برای نوجوانان بود . مجذوب نوشته ها و تصاویرش شدم ولی قیمتش ۳۵ تومن بود ( میشه گفت جزوه گرون ترین کتابی هایی بود که اونجا بود) ولی من خوشم اومده بود دیگه و گرفتمش و بعدش همه دوستام بهم گفتن از مامانت اجازه گرفتی که کل پولتو خرج کنی ! مطمعن باش مامانت دعوات میکنه( همه بچه ها کتاب هایی هاشون حداکثر ۱۰ تومن خریده بودن ) وقتی رسیدم خونه با ترس و لرز به مامانم نشون دادم و گفتم فکر میکنم کار بدی کردم مامانم بهم لبخند زد و گفت کار خوبی کردی دخترم :) 

    من حدودا دو سال هست که کتابخوانی به صورت مستمر شروع کردم و توی این دوسال :

    • هر روز کتاب میخونم حتی شده یک صفحه ( با وجود کنکور و ضعیف بود چشمم این کار گاهی سخت بود ولی کتاب خوندن جزئی از تفریح روزانه من بود )
    • توی گروه کتابخوانی عضو شدم و اونجا خیلی خودمو به چالش میکشیدم و همیشه از کتابایی که میخوندم صحبت میکردم این باعث میشد که دقیق تر بخونم و بهتر یادبگیرم 
    • همیشه کتاب از کتاب فروشی تهیه میکنم و انلاین سفارش نمیدم تا برم توی کتاب فروشی و توی محیط قرار بگیرم اون ذوق و شوق هنگام خریدن حس کنم و کتاب های دیگه هم ببینم و با کتاب های بیشتری اشنا بشم 
    • همیشه کتاب و مدادم (برای خط کشیدن زیر جملاتی که بنظرم مهم هستن)همراهم هست مخصوصا وقتی به طبیعت میرم 

    باید بگم کتاب همیشه برام بهترین دوست هست و بیشتر از هر چیزی ( مدیتیشن ، فیلم ، پیاده روی و…) ارامش میده 

  6. فائزه کیا گفت: من ۵۰۳ روز است که همراه متمم هستم.

    تو سالهای اخیر چندتا راهکار به آدمهای مختلف دادم که به نظرم براتون مفید خواهند بود.

    از کتابهای کوتاه و ترجیحا داستانی شروع کنین. اینکه مثلا تو یک ماه بتونین ۳ تا کتاب، هرچند بسیار کم حجم بخونین، حس خوبی بهتون می ده.

    کتابهایی مثل شازده کوچولو و مزرعه ی حیوانات رو به چند نفر به عنوان اولین کتاب برای شروع کتابخوانی پیشنهاد کردم و نتیجه واقعا عالی بود

    برای اینکه عادت کتاب خوندن رو بسازین، حتی می تونین روزی یه پاراگراف بخونین ولی حتما بخونین. مهم اینه کتابو با این نیت باز کنین. کم کم می بینین با این نیت شروع کردین ولی یهو ۱۰ صفحه خوندین! قدم های کوچیک اما همیشگی بردارین.

    اگه موقع کتاب خوندن خوابتون گرفت، فکر نکنین آدم تنبل و غیرفرهیخته ای هستین طبیعیه. ممکنه موضوع کتاب جالب نباشه براتون، ترجمه ش بد باشه، شما حال مساعدی نداشته باشین و هزارتا دلیل دیگه! خیلی از کتابخونای حرفه ای هم ممکنه گاهی در حال خوندن کتابی خوابشون ببره، مثل خودم :))

    خوبه تو کتابفروشی هایی که به نظرتون قشنگ و جالب هستن وارد بشین و موضوعات کتابا رو ببینین و ورق بزنینشون. ممکنه کتابی همونجا به نظرتون جالب بیاد و انتخابش کنین. مهم نیست کتاب سطح بالاییه یا نه. مفیده یا فقط برای سرگرمیه. مهم اینه که شما دوست داشتین بخونینش.
    اگه دست خالی بیرون اومدین هم هیچ نگران نباشین، ممکنه بین اون همه کتاب، کتابای موردعلاقه تونو نتونین پیدا کنین.

    اینا واسه اول کار هستن. کم کم خودتون و سلیقه تونو بهتر می شناسین و راه خودتونو پیدا می کنین.

    موفق باشین

  7. فاطمه سادات موسوی نیا گفت: من ۹۷ روز است که همراه متمم هستم.

    بعد از خوندن متن و بعد هم نظر برتر این درس، بیشتر یاد دوران دبستان و مخصوصاً راهنمایی خودم افتادم خیلی کتاب می‌خوندم _و این در ضعیف شدن درسم شاید اثرگذار بود_ انقدر که یک روز مامانم با مدیر مدرسه صحبت کرد و ازشون خواست دیگه بهم کتاب ندن و من سمج‌تر به بقیه دوستام میگفتم برام از کتابخونه کتاب بگیرن، ( ما تلویزیون نداشتیم و این، شاید توی این موضوع بی‌تاثیر نبود اینکه تنها تفریح اصلیم کتاب خوندن بود و البته فکر می‌کنم درمورد اکثر بچه های الآن هم وجود موبایل ها، فیلم های متفاوت و سرگرمی های بی‌نهایت در کتاب نخوندن و علاقه نداشتنشون به کتاب بی‌تاثیر نیست) به نظرم من هم به همون دلیلی که  نظر برتر این درس گفته کم کم از فضای کتابخونی فاصله گرفتم اما دیر برگشتنم به این فضا فکر می‌کنم مربوط به این نکته مهم در درس هست: من فکر می‌کردم که هر کتابی که می گیرم باید تا آخر بخونم و نصفه رها کردن کتاب ها چنان عذاب وجدانی بهم تحمیل می‌کرد که فاصله زمانی بین امتحان کتاب بعدی زیاد میشد به نظرم خیلی خوبه بدونیم که زمان میبره سلیقه خودمون رو پیدا کنیم و به خودمون اجازه بدیم با کتاب ارتباط برقرار کنیم و مثل گوش دادن حرف یک دوست، یک بزرگتر یا… ازش لذت ببریم نه اینکه مثل دارو به خودمون بخورونیم.

  8. مَهدی گفت: من ۷۷۴ روز است که همراه متمم هستم.

    ایده ای که همین الآن به ذهنم رسید
    بعد از خوندن این متن داشتم فکر می‌کردم که چطور می‌تونم توصیه‌های درس رو شخصی‌سازی کنم.
    به نظرم رسید که می‌شه قرار هفتگی روایت کتاب گذاشت، با جمعی از دوستان‌مون می‌تونیم قرار بگذاریم که مثلا جمعه شب، بیایید دور هم جمع بشیم(ترجیحا حضوری اگه نشد مجازی) و هر کس از کتاب یا کتاب‌هایی که تو هفته خونده یک بخشی رو به دلخواه خودش انتخاب کنه و برای دیگران تعریف کنه. این ایده رو تو فضای خونوادگی و فامیلی هم می‌شه پی‌گیری کرد و اتفاقا تو شرایطی که خیلی وقت‌ها دیالوگ‌ دورهمی های ما تکراری می‌شه خیلی کاربرد مثبتی داره.
    این تعریف کردن هم قواعدی داره، از جمله اینکه خلاصه‌طور نباشه و بیشتر سبک روایی داشته باشه. هر کسی باید بگه که چیزی که خونده و داره روایتش می‌کنه می‌تونه در کجای زندگی دیده بشه یا فایده‌ای داشته باشه؟ یا حتی بگه که چرا خوندن این متن براش ارزشمند بوده. اون کتاب رو به چه کسانی توصیه می‌کنه و برای چه افرادی لازم می‌دونه؟ هم‌چنین اون مطلب رو کجای زیست و زندگی شخصی خودش لمس کرده و چه احساس و تداعی‌هایی برای اون داره؟
    پ.ن: می‌شه قاعده‌های خلاقانه‌تری برای این کار گذاشت و البته برخی از سؤال‌های بالا رو نمی‌شه درباره هر کتاب و موضوعی مطرح کرد. اما به نظرم برای شروع ایده‌پردازی می‌تونه مفید باشه.

  9. فاطمه الماسی گفت: (کاربر ویژه) من ۴۱۸ روز است که همراه متمم هستم.

    سلام.
    من در طول تحصیل و کارم اصلا کتاب غیر درسی نمیخوندم و بعد ازدواجم که متوجه یه سری خصوصیات رفتاری شدم و به مشاور مراجعه کردم بهم کتاب هم معرفی کردن و این شد که بیشتر کتابای روانشناسی خریدم و مثلا از یه انتشارات مشخص یا از کتاب های یه فرد خاص. و بعدها کتابهایی که در دنیای مجازی خیلی حرفش بود چندتایی خریدم و در واقع مطالعه کتابهای من همش در یک یا دو حوزه است و یه جورایی خشک میشه و تنوعی نداره و تک بعدی شده و دیگه برام جذابیت نداره و یه مساله دیگه اینه که من دوست دارم کتاب خوندنی حتما ازش نکته برداری کنم و مرتب و قشنگ در دفتری بنویسم اما با وجود مشغله کاری و مسولیت هام خیلی کم  میتونستم اینکار بکنم و باعث میشد روند مطالعه ام کم بشه و باعث شده کتابهای نخوانده  یا نیمه کاره ام زیاد بشه و این اذیت کننده است

  10. محمدحسین علی‌اصغرزاده گفت: (کاربر ویژه) من ۱۰۵ روز است که همراه متمم هستم.

    درود 
    از ابزار های بسیار بسیار کاربردی که برای تبادل نظر و یافتن کتاب مورد علاقه وجود داره سایت و اپلیکیشن Goodreads. این سایت یکجور شبکه اجتماعی ویژه کتابه و قویا پیشنهاد میکنم دوستان یک سری به این یافته گرانبهای بشریت بزنن.
    لینک سایت:
    https://www.goodreads.com

  11. سامان زندیانی گفت: (کاربر ویژه و ارزیاب ۲ درس) من ۱۲۱۱ روز است که همراه متمم هستم.

    به نظرم بخشی از متن این درس نیاز به اصلاح داره.

    در جایی گفته شده که مکان مشخصی برای مطالعه در نظر بگیرید و خودتون رو به مکان شرطی کنید.

    اما در ادامه توصیه شده که همیشه همراه خود یک کتاب داشته باشید و اشاره به این جمله که ((مطالعه کردن در زمانی که در مترو یا در یک سازمان بزرگ، به انتظار گذشت زمان نشسته ایم ساده تر و جذاب تر است)).

     این مطلب با بحث شرطی سازی و نکاتی که در فایل های مدیریت توجه و راهنمای خرید و خواندن کتاب تشریح شده همخوانی نداره. همونطور که به یاد دارم در صحبت های محمدرضا شعبانعلی عزیز هم این نکات ذکر شده که: تصویری که از یک کتابخوان داریم، فردی نیست که داخل مترو تاب می خوره و مشغول کتاب خواندن باشه. یا مثلا زمان انتظار در مطب دکتر به دلیل نبود تمرکز کافی و در دسترس نبودن ابزارهای کتابخوانی همان بهتر که در شبکه های اجتماعی بگذره تا این که تصویری از کتاب خوان بودن فرد ارائه بده.

  12. امین ابرقوئی گفت: من ۱۵۴ روز است که همراه متمم هستم.

    سلام

    وقت دوستان متممی بخیر

    عامل مهمی که من رو از فضای کتاب خوانی (غیر درسی) دور کرده بود و الان متوجه شدم ،خواندن و نیمه رها کردن کتابهایی بود که علاقه زیادی بهشون نداشتم و فک می کردم ایراد از من و من نمی تونم هیچ وقت کتاب غیر درسی بخونم

    بعد که کمی به کل کتاب های که دست گرفتم در ذهن مرور کردم دیدم نه این جور نیست و کتاب های زیادی رو که علاقه داشتم خوندم و لذت بردم و تنها کتابهایی نیمه تمام ماندن که واقعا نویسنده مشکل داشته یا ترجمه بدی بود که تموم نشده

    به نظر من انتخاب کتاب با سلیقه و فضایی که به ما نزدیک تر خیلی مهمه در خواندن و به پایان رساندن

  13. زیدان عبداللهی گفت: (کاربر ویژه) من ۱۰۶ روز است که همراه متمم هستم.

    سلام
    دغدغۀ من در کتاب خوانی دست و پنجه نرم کردن با موضوعات مرتبط با سؤالاتم است که نیازمند پیش زمینه و دانشی هستند که مورد علاقۀ من نیست؛ طی خوانش چنین کتاب هایی بیشترین تمایل را برای ترک کتاب دارم؛ راه حلی که پیدا کردم برای خودم در ابتدا به شدت جذاب بود؛ چون خلاصه برداری از کتاب را به عادت تبدیل کرده ام، به جای مبارزه با نفسم جهت ادامۀ خوانش، خیلی راحت کتاب را ول میکنم و به سراغ موضوع دیگری میروم! هرگاه دوباره رغبت کردم و انرژی کافی برای ادامه در من ایجاد شد، با مرور خلاصه هایم و یادآوری آنچه تا کنون یادگرفته ام به سراغ ادامۀ خوانشم میروم.

  14. پریا فدایی گفت: من ۱۰۸ روز است که همراه متمم هستم.

    زمان هایی پیش میاد که کتابی پیدا نمیشه، به این شکل که کتاب ها نصفه رها میشن، جذابیتی ندارن و… برای من این مشکل تو سنین گذر از نوجوانی به جوانی پیش اومد که نمیتونستم سلیقه م رو پیدا کنم.

    در این دوره من به شعر پناه بردم، ادبیات همیشه برای من جذاب بوده و هست و با احساس حرص که چطور و کی باید وقت کنم تا این همه زیبایی رو بخونم همراهه.

    با شعر مجدد شروع کردم و در کنارش کتاب های مختلف در زمینه های مختلف رو بررسی کردم و در نهایت خودم رو دوباره پیدا کردم.

  15. محمد حسین ملازم الحسینی گفت: (کاربر ویژه) من ۱۴۰۸ روز است که همراه متمم هستم.

    دبیرستان که بودم بخاطر جوی که باعث و بانیش کنکور بود، از درس ادبیات و شعر حالم بهم میخورد و مشاور که بهم پیشنهاد میکرد با شعر  عشق کن و بخونش، من اصلا نمیفهمیدم چی میگه این آدم؟! این مطلب با یکی از نظرات دوستان جلوی چشمم تداعی شد که گفتند به زور کتاب نخون! 

    به تازگی کتاب های خیلی کوتاهی رو تموم کردم تا بتونم این عادت در خودم شکل بدم و چقدر کیف می کردم و به خودم میگفتم منی که هر کتابی رو نصفه ول میکردم، بالاخره دو تا کتاب کوچیکم شده خوندمش. یواش یواش ترسم از کتابای بزرگ ریختش و الان به سمت اونام میرم با توجه به میزان اولویتشون.

    بعنوان تمرین این درسم میخوام حتما برای خودم لیست کتاب های مورد علاقم بنویسم که وقتی تکمیلشون کردم صرفا جهت اطلاع دوستان متممی عزیز اینجا نشر میدم به امید خدا

  16. زینب رنجی گفت: (کاربر ویژه و ارزیاب ۱ درس) من ۱۸۷۱ روز است که همراه متمم هستم.

    یکی از شیرین ترین خاطرات کودکی من و خواهرم زمانی بود که آقای پستچی زنگ ما می زد و جیره کتاب های ماهانه ما را در پاکت قهوه ای رنگ کاهی تحویلمان می داد و من از دیدن کتابهای جدیدم ذوق می کردم .

    مادر من فرهنگی بودند والان بازنشسته شدند و آن زمان ما را عضو کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان کرده بودند و این کار ایشان من وخواهرم را از همسن و سالان خودمان سالها جلوتر برد و باعث شد از همان اول تشویق به خواندن شویم آنقدر که سالی یک بار کتاب هایمان را اهدا می کردیم و دوباره سال بعد کتابخانه پر می شد!

    تا اواخر دوره راهنمایی این کتابهای ماهیانه بدست ما می رسید و بعد از آن دیگر خودمان یاد گرفته بودیم که بنا به سلیقه و خواست خودمان کتاب بخوانیم.

    چند سالی هست که کمتر کتاب می خوانم و مرور این خاطرات شاید باعث شود دوباره این عادت زیبا را در خودم زنده کنم.

    اگر روزی مادر یا پدر شدید حتمن این هدیه مادام العمر را به فرزندانتان بدهید :)

    با تشکر از مادرم:*

  17. امیرحسین زارعیان گفت: من ۱۱۵ روز است که همراه متمم هستم.

    به نظرم برای کسانی که می خواهند کتاب خوان بشند،اول باید یک سختی رو تحمل کنند،چون کتاب خوانی عادت آن ها نبوده،خواندن کتاب بسیار حوصله سربر و خواب آور است.پس شروع کنید و صبور باشید تا خواندن کتاب هم برای شما لذت بخش شود.

  18. محسن شرعی گفت: (کاربر ویژه) من ۱۰۱ روز است که همراه متمم هستم.

    یکی از بزرگترین لذت های من در زندگی مطالعه عمیق و درک مطلب هست و بسیار هیجان انگیز زمانی که اون رو در زندگی و کسب و کار به اجرا درمیارم و تجربه اش میکنم .

  19. آرمین آذرپور گفت: من ۱۱۰ روز است که همراه متمم هستم.

    مطالب ارئه شده بسیار مفید و کامل بودن با تشکر از جناب شعبانعلی عزیز و تیم کار درست و حرفه ایی متمم.

    واقعا کتاب و کتاب خوانی چیزی است به عقیده من در باسواد شدن و عمیق شدن افراد صرف نظر از تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی ، میتونه کمک زیادی کنه. تجربه شخصی خودم رو بخوام بگم من از بچگی به کتاب و کتاب خوانی علاقه زیادی داشتم و کتاب میخوندم. ولی الان بیشتر از یک ساله که هر روز به مطالعه کتاب میپردازم و بعد از گذشت یکسال دارم اثرات رو روی خودم، گفتارم، افکارم، عقاید ام، دیدگاه هام، شیوه نگاه کردنم به مسائل میبینم که کتاب خوندن چه قدر منو تغییر داده. و من البته یکی از دلایلی که به سمت کتاب کشیده شدم که عمیق مطالعه کنم و کتابای خوب رو عمیق بخونم تا اثر گذاری بهتری صورت بگیره، "برنامه کتاب باز سروش صحت" بود که من دیدم خود مجری اقای صحت و مهمان هاشون همانند دکتر مجتبی شکوری چه قدر زیاد اهل مطالعه هستن و چه قدر علم و اگاهی دارن و چه قدر اصن شیوه و فن بیان شون متفاوته و این شد اون سوخت اولیه روشن شدن مطالعه کتاب و بعدش پیدا کردن حوزه مورد علاقه ام و مطالعه عمیق کتابهای خفن این حوزه .

    در اینجا هم میخوام به چند تا از بهترین کتاب هایی که خوندم و منو متحول کردن اشاره کنم امیدوارم برای دوستان هم مفید باشه و بتونه روی عملکرد دوستان، اثر گذاری داشته باشه. کتاب طرز فکر خانم کارل دوک، کتاب خودباوری در خلاقیت تام و دیوید کلی، کتاب کارل عمیق کارل نیوپورت، کتاب هنر شفاف اندیشیدن و هنر خوب زندگی کردن رولف دوبلی، کتاب با چرا شروع کنید سایمون سینک، کتاب انسان در جست و جوی معنا دکتر ویکتور فرانکل، کتاب بی حد و مرز جیم کوئیک و کتاب اثر مرکب دارن هاردی.

  20. گفت: من ۸۵۳ روز است که همراه متمم هستم.

    به شخصه تندخوانی را یک مهارت نمی دانم، مهارت یعنی درک عمیق از چیزی که در حال یادگیری آن هستید. تندخوانی همانطور که از اسمش پیداست عبور سریع از کلمات و جملات است پس نمی تواند فهم عمیقی را باری خواننده بهمراه  داشته باشد. تندخوانی در مورد دروسی مثل ریاضی و فیزیک که نیاز تعمق، تمرین و تکرار دارد کاربردی نخواهد بود، در نتیجه تندخوانی کمکی به یادگیری عمیق در بیشتر اوقات نخواهد کرد.