Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
دوره صوتی آموزشی نکته‌هایی برای مدیران (کلیک کنید)


چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما


برای بهبود روش مطالعه این عادت ها را در نظر بگیرید

ما تا کنون بارها درباره‌ی مطالعه و روش‌های افزایش اثربخشی مطالعه صحبت کرده‌ایم: از توصیه های مربوط به کتابخوانی تا پیشنهاد یادداشت برداری و ترسیم نقشه ذهنی.

در این درس، بیشتر می‌خواهیم به بخشِ کاملاً فیزیکیِ خواندن و مطالعه بپردازیم: چشمانی که بر روی کاغذ حرکت می‌کنند و متن را به مغز می‌رسانند تا تحلیل‌های اولیه‌ای که خوراک دریافت شده را برای هضم و جذبِ بیشتر آماده می‌کنند.

ممکن است با خود فکر کنید که می‌خواهیم به سراغ تکنیک های تندخوانی برویم.

اما با توجه به توضیحی که درباره‌ی افزایش سرعت یادگیری مطرح کردیم، می‌دانید که در متمم، تُندتر خواندن ارزش محسوب نمی‌شود و دغدغه‌ی اصلیِ ما بهتر خواندن است و برایمان مهم نیست که این خواندنِ بهتر و یادگیری بیشتر، به افزایش سرعتِ مطالعه منتهی می‌شود یا کاهش آن.

نکات این درس را می‌توان در سه محور اصلی خلاصه کرد:

  • انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن
  • مفهوم روان‌خوانی و فواید خواندنِ کلمات در دل‌مان و حتی لب‌خوانی (بر خلاف آموزش‌های رایج در تندخوانی)
  • نقطه‌های توقف چشم و شیوه‌ی تکه تکه کردن متن

انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن

یکی از استعاره‌هایی که معمولاً در آموزشِ خواندن موثر مطلب می‌شود، انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن است.

روش مطالعه - چگونه مطالعه اثربخش داشته باشیم و چه نکاتی را در‌ مطالعه رعایت کنیممصداق‌های همین چهار ارتفاع مختلف را هنگام خواندن متن هم می‌‌توان تشخیص داد:

خواندن از ارتفاع بسیار بالا (در حد تیتر اصلی و ورق زدن بسیار سریع کتاب یا اسکرول کردن بسیار تُندِ یک متن دیجیتال)

  • خواندن در ارتفاع پایین‌تر (در حدی که تیترهای فرعی، تعداد پاراگراف‌ها، کلماتِ بولد شده و برخی جملات را بخوانیم)
  • خواندن در ارتفاعِ صفر و هم‌تراز با متن (کلمه به کلمه و جمله به جمله از ابتدا تا انتها با توجه به همه‌ی جزئیات و حتی علامت‌گذاری‌ها)
  • خواندن کاوش‌گرانه (در تلاش برای جستجوی لایه‌های پنهانِ متن یا سایر حرف‌ها، توضیحات و مصداق‌هایی که در مطالعه‌ی سطحی متن به ذهن نمی‌رسند)

خواندن از ارتفاع بالا (در حد هواپیما و هلی‌کوپتر) در دو حالت مفید هستند:

  • زمانی که قصد ندارید یک متن را کامل بخوانید، یا می‌خواهید درباره‌ی خواندن یک متن یا خریدن یک کتاب تصمیم بگیرید.
  • زمانی که می‌خواهید متنی را در ارتفاعِ صفر (یا پایین‌تر) بخوانید (در این حالت، خواندن ارتفاع بالا، ابتدا شما را کمی عقب می‌‌اندازد. اما در طول مدت مطالعه، به درک بهتر و ساده‌تر متن کمک خواهد کرد).

این‌که متن را می‌توان از ارتفاع‌های متفاوتی خواند، حرفِ تازه‌ای نیست. خود شما هم، ناآگاهانه بارها این کار را انجام داده‌اید.

نکته‌ی اصلی این است که آگاهانه، هنگام مطالعه‌ی یک متن در موردِ ارتفاع مطالعه تصمیم بگیریم و ببینم چند بار و در چه ارتفاع‌هایی قرار است از روی متن عبور کنیم و آن را بخوانیم.

خواندن کلمات در دِل و روان‌خوانی

در نخستین جلسات آموزش تُندخوانی، بر این نکته تأکید می‌کنند که بلند خواندن جملات، لب‌خوانی و حتی خواندن کلمات در دل‌تان، باعث می‌شود سرعت خواندن‌تان کاهش پیدا کند و باید سعی کنید این عادت را کنار بگذارید.

حتی تمرین بسیار شناخته‌شده‌ای هم برای این کار وجود دارد:

به شما می‌گویند که مداد یا خودکاری را لای دندان‌ها یا لب‌های خود بگذارید و سپس سعی کنید متن را بخوانید تا به تدریج، عادتِ لب‌جنباندن و چانه تکان دادن از سرتان بیفتد.

اما جالب این‌جاست که وقتی از بازی تندخوانی که دور می‌شوید و به قلمروِ یادگیری پا می‌گذارید، توصیه‌های متفاوتی مطرح می‌شود.

کافی است کتاب‌های تخصصی در این حوزه را ورق بزنید.

مثلاً والتر پاوک (Walter Pauk) در کتاب خود تحت عنوان How to Study in College (که مرجعی شناخته‌شده و معتبر در سراسر جهان محسوب می‌شود) یک بخش را اختصاصاً به رد کردنِ وسوسه‌ی تندخوانی و آموزه‌های آن اختصاص داده و سعی کرده مخاطب را به شکلِ دیگری از خواندن عادت دهد.

پاوک با اشاره به تحقیقات متعدد، تأکید می‌کند که خواندن کلمات چه با لب و چه در ذهن، بخشی از فرایندِ فهمِ بهترِ متن است.

او اصطلاح Silent Speech یا حرف زدنِ صامت را برای این شیوه به کار می‌برد.

استدلال‌ها و منابعی که پاوک معرفی و مطرح کرده، تقریباً به فضای استدلال‌های مربوط به کارکردِ نوشتن با کاغذ (در مقایسه با کامپیوتر) نزدیک است.

در آن‌جا هم این بحث مطرح می‌شود که نوشتن، باعث می‌شود که اجزاء مختلف مغز و بدن (از جمله چشم و دست) نیز علاوه بر گوش، با بحث درگیر شوند و این کار می‌تواند در میزان توجه، به‌خاطر سپردن و درک مطلب، تأثیر داشته باشد.

رونالد کارور (Ronald Carver) که نامی معتبر در میان محققانِ مهارتِ خواندن (با هدف درک کردن) است، در کتاب خود با عنوان Reading Achievement یک گام جلوتر هم می‌رود و می‌گوید:

روان‌خوانی (Reading Fluency) بسیار مهم است و یکی از شاخص‌های پیش‌بینی‌کننده‌ی درک مطلب محسوب می‌شود.

این‌که بتوانید متن را با صدای بلند بخوانید و لحن خود را دقیقاً با کلمات و علامت‌گذاری‌ها و جمله‌بندی‌ها همراه کنید.

او حتی آرام خواندن یا زمزمه کردن را در درک مطلب بسیار مفید می‌داند.

اما به شرط این‌که صرفاً به خواندن اکتفا نکنید. بلکه بکوشید با لحن درست بخوانید. به شکلی که انگار می‌خواهید یک کتاب صوتی تولید کنید.

این شکل از خواندن را حتی اگر در ذهن خود انجام دهید و هیچ صدایی از حنجره‌تان بیرون نیاید و لب‌هایتان هم تکان نخورد، هم‌چنان نقش اصلی خود را که تمرکز بیشتر بر روی مطلب و درک بهتر آن است، ایفا می‌کند.

نقاط توقف چشم و تکه‌تکه کردن مطالب

نقاط توقف چشم یا Eye Fixation Points از جمله اصطلاحاتی است که برای خواندنِ بهتر، حتماً باید با آن آشنا باشید.

با وجودی که معمولاً متوجه نمی‌شویم، چشم ما به صورت کاملاً پیوسته روی متن حرکت نمی‌کند و در نقاط مختلف متن، متوقف می‌شود.

مثلاً به چند سطر از کتاب چرا ملت‌ها شکست می‌خورند (که اتفاقاً در فهرست پیشنهادی متممی‌ها برای خرید هم هست) نگاه کنید:

خوانندگان غیرحرفه‌ای، معمولاً کلمه به کلمه چشم خود را متوقف می‌کنند:

در تُندخوانی هم تأکید می‌کنند که: هر چقدر نقاط توقف چشم شما کمتر باشد بهتر است.

طبیعتاً با توجه به همه‌ی توضیحاتی که ما در درس‌های یادگیری مطرح کرده‌ایم، چنین توصیه‌ای را مطرح نمی‌کنیم.

در این‌جا هم حرف ما این است که: نقاط توقف چشم خود را آگاهانه انتخاب کنید.

اگر به جای خواندن تک‌تک کلمات، عادت کنید گروه‌های معنادارِ کلمات را با هم بخوانید و چشم خود را در مرکز گروه‌ها و نه در مرکز کلمات متوقف کنید، درک بهتری از متن پیدا می‌کنید.

فقط یک لحظه فکر کنید که قرار باشد به جای خواندن یک‌باره‌ی کلمه‌ی استراحت، آن را با حروف تفکیک شده بخوانید: ا س ت ر ا ح ت

چقدر از توان و انرژی شما صرف این شیوه‌ی مطالعه خواهد شد؟

آیا در آن حالت، اصلاً فرصت می‌کنید به مفهوم واژه‌ی استراحت فکر کنید؟ یا درگیر الفبا می‌شوید؟

بسیاری از کلمات، در کنار هم به کار می‌روند و معنا پیدا می‌کنند و تلاش برای خواندن یک‌باره‌ی آن‌ها، می‌تواند ذهن ما را از صرف انرژی برای خواندن جزئیات متن دور کرده و بر درک بهتر پیام متن متمرکز کند.

یک بار دیگر به سراغ همان متن از کتاب چرا ملت‌ها شکست می‌خورند برویم:

نابرابری جهانی را می‌توان یک کلمه‌ (البته کمی‌طولانی‌تر) در نظر گرفت (آیا لب‌+خند را واقعاً دو کلمه فرض می‌کنید؟ حد و مرز کلمه‌ها صرفاً یک قرارداد است).

به همین شیوه تغییرات فناورانه و نیز موتورهای پیشرفت را هم می‌توان کلمه‌هایی ترکیبی درنظر گرفت. در حدی که خودمان را عادت بدهیم چشم‌مان در میانه‌ی آن‌ها متوقف شود و نه روی تک تکِ اجزایشان.

در هر حوزه‌ای که فعالیت می‌کنید (از ادبیات یا مدیریت و روانشناسی و سایر حوزه‌های علوم)، عبارت‌های بسیاری وجود دارند که معمولاً با هم همراه می‌شوند و  اگر عادت کنیم آن‌ها را با هم ببینیم و بخوانیم، کمی از ظرفیت ذهن خود را برای فهمیدنِ متن آزاد می‌کنیم. 

البته مطرح کردن این توصیه، ساده‌تر از عمل کردن به آن است.

به همین علت، ما در درس‌های متمم، با تغییر رنگ و بولد کردن و روش‌های دیگر، سعی کرده‌ایم شما را تا حدی به آن عادت دهیم.

هم‌چنین در تقویت مهارت خواندن انگلیسی پیشنهاد کردیم که زیر کلماتی که در کنار هم می‌آیند و با هم معنا پیدا می‌کنند، خط بکشید (کاری که در همین متن بالا هم انجام دادیم).

این کار در کوتاه‌مدت، شما را بسیار کُند خواهد کرد. اما نباید نگران باشید. چون این کاهش شدید سرعت، موقتی است و در میان‌مدت و بلندمدت، هم سرعت خواندن و حرف زدن و نوشتن و هم قدرت روان‌خوانی شما افزایش خواهد یافت.

ضمن این‌که بی‌تردید روی توانایی شما در درک مطلب، تأثیر مثبتی خواهد گذاشت.

هم‌چنین قدرت صحبت کردن و نوشتن و تحلیل کردن‌تان هم – به عنوان دستاوردِ جانبی مطالعه‌ی کتاب – افزایش خواهد یافت.

آشنایی با ایده‌های نویسنده قطعاً ارزشمند است. اما این‌که ترکیب‌های موتورهای پیشرفت و روش‌های سازماندهی و تغییرات فناورانه هم به دایره‌ی واژه‌ها و عبارات فعال شما افزوده شود، قطعاً مفید و سازنده خواهد بود.

در صورتی که در مورد جنبه‌های تکنیکیِ خواندن، نکات دیگری هم در خاطر دارید یا توضیحات و مثال‌های کامل‌تری درباره‌ی موارد فوق به ذهن‌تان می‌رسد، خوشحال می‌شویم اگر با دوستان‌تان در میان بگذارید.

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به این درس و ۶۰ درس دیگر دربارهٔ مهارت یادگیری برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۱۷۳۳۱ نفر از متممی‌ها مجموعاً ۳۴۶۰۷ تمرین در درس‌های مهارت یادگیری ثبت کرده‌اند.

با عضویت ویژهٔ متمم علاوه بر این ۶۰ درس به هزاران درس دیگر از جمله درس‌های زیر دسترسی خواهید داشت:

 تفکر سیستمی | تصمیم گیری | استعدادیابی | مسیر شغلی

  معرفی کتابهای روانشناسی | معرفی کتابهای مدیریتی

  مدل ذهنی |‌ تفکر نقادانه | کوچینگ | یادگیری زبان انگلیسی

  خودشناسی | شخصیت شناسی | مهارت ارتباطی

 دوره MBA متمم (اگر به بحث‌های کلان مدیریتی علاقمندید)

ثبت نام    تجربه‌ٔ متممی‌ها

محصولات آموزشی مرتبط

کتاب «از کتاب» نوشتهٔ‌ محمدرضا شعبانعلی (آموزش روش مطالعه)

دوره صوتی آموزشی «ویژگی‌های انسان تحصیل‌کرده (فرهیخته)»

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۱۹۴ نظر برای چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : مریم رئیسی

    نکات مطرح شده در درس خیلی برام جالب بودن, چون بسیاری از موارد رو موقع خوندن کتاب رعایت می‌کنم.

    به طور مثال همیشه توی ذهنم و یا به عبارتی توی دلم کلمات رو می‌خونم و سعی می‌کنم روان و با لحن درست بخونم.

    راستش اصلا نمی‌دونستم که در تمرینات تندخوانی, خلاف این رو آموزش میدن و برام عجیب بود.

    و یادم اومد چندوقت پیش می‌خواستم یک فصل از یک کتاب رو سریع تموم کنم و شروع کردم به سریع خوندن و در پایان فصل حس می‌کردم, برخلاف همیشه, نه لذتی از خوندن بردم و نه چیز زیادی درک کردم.

    و حالا که این درس رو خوندم متوجه شدم که ناخودآگاه از تکنیک‌های تندخوانی استفاده کردم و توی ذهنم کلمات رو نمی‌خوندم.

    زمان‌هایی هم که موقع مطالعه, صدایی تمرکزم رو به هم می‌زنه و یا متن کمی سنگینه با صدای کمی بلند می‌خونم که خیلی به تمرکز کردن دوباره‌ام کمک می‌کنه.

    نکته‌ی جالب دیگه‌ای رو هم چندوقتی هست متوجه شدم و اونم اینکه من اغلب پاراگراف‌های فارسی رو خوندم و هرکدوم رو هم بارها گوش دادم.( بله, یک همچین آدم خودشیفته‌ای هستم من :) )

    و گاهی که بعضی از اونها رو توی متمم مرور می‌کنم, صدا و لحنِ خوندنم میاد به ذهنم و لذت بیشتری از خوندنشون می‌برم.

    و به نظرم رسید که اگه به درسی علاقه داریم و می‌خوایم بهتر یادش بگیریم و توی ذهنمون بمونه, می‌تونیم از روی متن بخونیم و هر ازگاهی بهش گوش بدیم.

    نکته‌ی دیگه هم اینکه چون من به تولید محتوای صوتی خیلی علاقه دارم و مدتی  هم هست به خوانشِ کتاب و فرستادن نمونه‌ای از کتاب‌خونیم به یکی از سایت‌های فروش کتاب صوتی فکر می‌کنم ( البته فکر کنم فقط در حد تصمیم باقی بمونه ),

    بنابراین هنگام خوندن هر کتابی ناخودآگاه سعی می‌کنم بسیار روان بخونم, انگار که دارم ضبطش می‌کنم و قراره بقیه بشنون, و این مساله خیلی به خوندن مفیدتر و درک بهتر کمکم کرده.

    پی نوشت : برای تمرین روان‌خوانی و عمل کردن به توصیه‌ی درس, قسمتی از متن همین درس رو خوندم و ضبط کردم, که اینجا آپلودش کردم تا اگه دوستان خواستن, گوش بدن.

    البته اینو بگم که هم نویز داره, هم یه جاهایی رو اشتباه خوندم و تپق زدم, و کلا تا تولید کتاب صوتی بسیار فاصله دارم و همچنان باید تمرین کنم.:)

  1. این درس را برای چندمین بار است که مطالعه میکنم.

    معمولاً به فهرست‌ها توجه ویژه‌ای دارم. نکته‌ای که در صفحات معرفی فایل‌های آموزشی صوتی متمم در فروشگاه متمم هم به آن توجه شده، این است که فهرست مطالبی که بصورت صوتی دارند معرفی می‌شوند را به زیبایی و شفافیت بیان کرده و همین نگاه خیلی خوبی به من می‌دهد.

    نکته‌ای که میخواهم مجدداً روی آن تأکید کنم و برای من بسیار کارگر افتاده، اهمیت تکرار و تمرین است.

    اوایل که کتاب‌خوانی و متمم‌خوانی را شروع کرده بودم، خیلی سرعتم کند بود. اذیت میشدم. یک کتاب ۱۰۰ صفحه‌ای را شاید چند هفته طول می‌کشید تمام کنم. ولی اخیراً کتاب «شغل مورد علاقه» از آلن دوباتن را در حد ۲ تا ۴ روز مطالعه کردم. همراه با یادداشت‌برداری و مطالعه مجدد. می‌خواهم بگویم هر چقدر بیشتر مطالعه کنید، هر چقدر انگشت اشاره‌تان را بیشتر زیر متن بکشید و حرکات چشم را به روان بودن عادت بدهید، مطالعه‌تان عمیق‌تر و راحت‌تر می‌شود. 

    این روزها می‌توانم در عرض دو روز و با وقتی معقول، ۱۰۰ صفحه از رمان را طی دو روز بخوانم درحالیکه قبلاً اصلا اینطوری نبود.

    مهارت‌ها برای پرورش پیدا کردن قطعا نیاز به صبر و تمرین دارند.

  2. علی طاعتی مرفه گفت: (عضو ویژه)

    یادداشت برداری هنگام مطالعه، سرعتم رو خیلی کاهش میده و همین باعث میشه تا در درک مطلب عمیق‌تر بشم.

    اگر مطلبی رو بدون خلاصه برداری و یادداشت برداری بخونم، انگار اون مطلب رو نخونده‌ام!

  3. مرضيه رفعتي گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    معمولا روش دسته بندی کلمات رو در خوندن به کار می گیرم علاوه بر اون ، به علائم نگارشی متن هم توجه می کنم و معمولا هم در ذهنم این دو فرآیند ادغام میشه باهم.

    یک نکته دیگه: معمولا متن های مختلف رو با ضرب آهنگهای متفاوت در ذهنم نگه می دارم.(مثلاً کتاب علمی رو با مدل یک محقق تو ذهنم می خونم و یک رمان تاریخی رو مدلی دیگر)

  4. انقدر این درس خوب بود که ای کاش درس اول و ستاره دار مهارت یادگیری میشد

  5. در کتاب قله، نوشته اندرس اریکسون، به تفصیل درباره ی تمرین عامدانه یا deliberate practice صحبت کرده که یکی از مؤلفه هاش، تمرکز شدید روی فعالیت مد نظرمون هست یا به عبارت دیگه، انجام آگاهانه ی اون فعالیت.

    میشه گفت همه ی تکنیک هایی که در این درس و دروس قبلی یاد گرفتیم، برای آگاهانه کردن فعالیت مطالعه و یادگیری هست.

    همونطور که محمدرضای عزیز هم در یکی از درس ها اشاره کردن، فعالیت آگاهانه کاری بسیار انرژی بر هست و مغز تمام تلاش خودش رو میکنه که کارها رو به شکل ناخودآگاه انجام بده.

    مقصود این که تمامی این تکنیک ها در صورتی جواب میده که مغز انرژی کافی رو داشته باشه و الا اگر خسته باشیم، قدرت مغز برای ناخودآگاه کردن فعالیت ها به شدت بالا میره و ما جز تسلیم شدن کاری نمی تونیم بکنیم.

    انرژی هم با خواب و تغذیه و استراحت تأمین میشه.

    چیزی که از مطالعات و شنیده ها یادمه اینه که روزانه بیش از ۳ تا ۵ ساعت نمیتونیم تمرین عامدانه داشته باشیم و بعد از اون، بازدهی به شدت پایین میاد. مثلا یک ساعت بیشتر مطالعه میکنیم ولی اثربخشیش شاید در حد چند دقیقه بوده.

  6. مریم وحیدنیا گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    درود

    نکته های جالبی قید شده بودند که ناخودآگاه هر زمان نیاز داشته ام مطلبی را به دقت فرابگیرم از آنها استفاده کرده بودم .از خواندن به شیوه گزارشگر یا کتابخوان تا یادداشت برداری و استفاده از حافظه بدن به همراه حافظه شناخته شده . مانند یادگیری یک مهارت نوشتن کلید واژه ها در یادآوری انها در زمان مناسب تاثیر گذار است.

    با توجه به تولید پادکست ها و کتاب های صوتی که به نظرم در زمانهایی مانند ترافیک و یا انتظار در مطب پزشکان ، بسیار کارآمدند هم راهکارهایی برای جلب توجه بیشتر ودرک مطلب به صورتی ژرف تر ارائه و مطلب کامل تر شود. 

  7. حمید بخشی گفت: (عضو ویژه)

    باید تمرین کنم 

    من در مورد این موضوع خیلی حساس بوده ام و جز مهارت هایی بوده که دغدغه اش را داشته ام و باید تمرین کنم تاببینم کجای کارم و میتوانم به انچه میخواهم برسم یا نه 

    من نظری ندارم و پیشنهاد خاصی هم ندارم 

    چون در سه سال گذشته صحبت های  ضدونقیضی در این مورد شنیده و خوانده ام و ترجیح و پیشنهادم برای دیگران هم این است تمرین کنیم ببینم چه میشود

  8. بعد از خواندن این متن متوجه شدم احتمالا یکی از مشکلات من در مطالعه خواندن کلمه به کلمه هست…

    به نظر میرسه که اگر بتونیم یک پاراگراف را به عبارت‌های مهمش تقسیم  کنیم و عبارات کلیدی رو به خاطر بسپریم میشه به مرور خوندن کتاب‌های قطور رو آسان کرد. 

    از طرفی اینکه تصور کنیم متن کتاب را برای نویسنده ی آن میخوانیم مشابه آموزش دادن مطلب برای دیگران و lecture دادن هم نقش خیلی موثری دارد.

  9. سبحان فتوح‌آبادی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    برای شروع کردن به مطالعه کتاب مشکل داشتم می‌ترسیدم که کلمات را متوجه نشوم.

    با شروع کردن این کار توانستم کلمات را بشناسم و سریع‌تر متوجه ماجرا کتاب بشوم هرچه بیشتر مطالعه می‌کنم سطح یادگیری من افزایش پیدا می‌کند. 

  10. نکته‌ای که در فهم متون به ویژه آکادمیک کمک میکنه و البته در ساید نگارشش رعایت میشه اینه که جمله اول هر پاراگراف (که topic sentence نامیده میشه) قاعدتا باید شامل پیام پاراگراف باشه. مثلا جمله اول پاراگراف میگه جز باران، منابع دیگری از آب در بیابان‌ها وجود دارند. میشه انتظار داشت این پاراگراف قراره در مورد منابع آب در بیابان، غیر از باران صحبت کنه.  

  11. امین آورا گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    من به شخصه زمانی که مطالعه رو با سرعت بالا انجام میدم هدفم این هست که کلیات متن رو بفهمم و هنگام استخراج نکات و یادداشت برداری بتونم بهتر تصمیم بگیرم که جان کلا رو چه چیز هایی تشکیل میدن.

    زمان هایی که حس میکنم بدون تمرکز دارم میخونم معمولا یا به چشمم استراحت میدم، یا یکم قدم میزنم و آب میخورم و هم زمان با خودم مرور میکنم که چه چیزی رو قرار هست مطالعه کنم.

    بعد از اون میشینم و سعی میکنم هنگام خواندن با یادداشت برداری مطمئن شم که هر بخش رو درست فهمیدم، بخش هایی رو که نمیتونم برای خودم روی کاغذ بیارم رو مجددا آروم تر و دقیق تر میخونم تا متن برام روشن شه.

     

  12. سبک جدیدی از نگارش دیجیتال به اسم Bionic Reading اختراع شده که در آن نقاط توقف چشم به صورت مصنوعی و با بلد کردن حروف مهم هر کلمه دستکاری می‌شه و از این طریق سرعت مطالعه و تمرکز به شکل چشم‌گیری افزایش پیدا می‌کند.

     

  13. سلام!

    یکی از پیشنهادهایی که جیم کوییک توی کتاب بی حد و مرز برای مطالعه میده اینه که موقع مطالعه یه کتاب، کتاب رو کمی شیب دار روی میزمون بذاریم؛ این کار باعث میشه تمرکزمون بر متن افزایش پیدا کنه، همچنین اکسیژن رسانی توی سطح بدن بهتر انجام بشه.

  14. سامان زندیانی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    یک نکته ساده که در کتاب "چگونه کتاب بخوانیم" هم به آن اشاره شده، حرکت دادن خودکار بر روی متن همراه با مطالعه است. به طوری که انگار خودکار ما رو به خواندن متن هدایت می کنه. هم باعث افزایش تمرکز میشه، و هم سرعت مطالعه کاهش پیدا میکنه.

    من معمولا هنگام خواندن متن های دیجیتال هم از این روش استفاده می کنم و ماوس رو روی خطوط حرکت میدم تا تمرکز بیشتری روی متن داشته باشم.

  15. عرفان گفت: (عضو ویژه)

    در مورد این سوال؟

    در صورتی که در مورد جنبه‌های تکنیکیِ خواندن، نکات دیگری هم در خاطر دارید یا توضیحات و مثال‌های کامل‌تری درباره‌ی موارد فوق به ذهن‌تان می‌رسد، خوشحال می‌شویم اگر با دوستان‌تان در میان بگذارید.

    امروز من در سایت متمم به یک چیز خیلی جزی در لحن نوشتن مطالب پی بردم مثلا وقتی نویسنده می‌خواهد با لحن او مطلبی را بخوانیم این گونه می نویسد صبر کنید مطلبی از سایت را بیاورم.

    • ضمن  این‌که  ممکن  است  تلاش  شما برای  افزایش  سرعت  در  یک  مرحله  (مثلاً  حفظ  کردن)،  روی کارایی‌تان در مرحله‌ای دیگر (مثلاً کاربردی کردن یا تجزیه و تحلیل) تأثیر منفی بگذارد

    این مطلب از درس یادگیری با عنوان افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف نقل شده است خوب نکته‌ی آن کجاست؟

    قسمتی که کردم را در مطلب بالا که از درس متمم آورده‌ام ببینید من فکر می‌کنم نویسنده با دو فاصله بین کلمات می‌خواسته ما مکث کمی داشته باشیم بر خواندن کلمات بعدی و بعدی تا جایی که فاصله را کم می‌کند و تسلسل را بیشتر می‌کند.

    این یعنی نویسنده خواسته ما مثل او بخوانیم همین.

  16. pouyan.pazireh گفت: (عضو ویژه)

    یکی از راهکار هایی که خود با نوبه ای مشتق گرفته شده از همین موضوع است اما به خلاقیت بیشتر و در عین حال ریزبینی و درک کامل در در کل نگری کمک می کند این است که تمامی این خط و خطوط که تمرین می کنیم و پیوستگی کلمات را با آن متصور می شویم در ذهن خود رسم کنیم هنگامی که بدون کلام و صامت مطالعه می کنیم، و همین امر باعث می شود که هر بار تفاوت کیفیت با صدا خواندن و صامت خواندن ما بیشتر شبیه به هم شود.

  17. حامد درخشان گفت: (عضو ویژه)

    یکی از تکنیک‌هایی من برای درک بهتر مطالب انجام می‌دهم، ایجاد یک مفهوم واحد در ذهنم از مطلب یا کتاب است. یعنی متن را میخوان، سعی می‌کنم، از ابتدا ارتباط مطالب در ذهنم را پیدا کنم و اگر نتوان، دوباره باخوانی مطلب را انجام می‌دهم. به این صورت می‌توانم بهره‌وری خودم و یادگیری‌ام را افزایش بدهم.

  18. مسعود کوچکیان گفت: (عضو ویژه)

    بعنوان کسی که سالها دنبال تندخوانی بودم، و کلی وقت و هزینه صرف کردم. تماما مطالب این درس و تایید میکنم. تندخوانی هیچ فایده ای ندارد.

    چند روز پیش کتابی بهم پیشنهاد شد که بخونم. وسط های کتاب که بودم یادم آمد من این کتاب رو به شیوه تندخوانی خوندم. 

  19. بسیار از آنالوژی و تحلیل کردن متن به همراه درون یابی و برون یابی استفاده می کنم. گاهی اوقات هم مطالب را به خودم توضیح می دهم.

    موارد بالا لینک سازی انجام می دهند که باعث بهبود درک مطلب می شوند.

     

  20. ابوالحسن رزمی نیا گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    من هرگاه جمله‌ای می‌خوانم که نمی‌فهمم‌اش آن را با صدای کمی بلندتر برای خودم می‌خوانم انگار می‌خواهم ذهن‌ام را با صدایی بلندتر بیدار کنم.

    درباره انتخاب نقاط توقف چشم باید بگویم خیلی کار سختی است که به صورتی الگوریتمی یا سیستماتیک انجام دهیم؛ به نظرم بعد از یک مدت کتاب‌خوانی، آرام آرام این نکته اجرا می‌شود؛ البته حروف‌چینی متن هم بی‌تأثیر نیست.