چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما

ما تا کنون بارها دربارهی مطالعه و روشهای افزایش اثربخشی مطالعه صحبت کردهایم: از توصیه های مربوط به کتابخوانی تا پیشنهاد یادداشت برداری و ترسیم نقشه ذهنی.
در این درس، بیشتر میخواهیم به بخشِ کاملاً فیزیکیِ خواندن و مطالعه بپردازیم: چشمانی که بر روی کاغذ حرکت میکنند و متن را به مغز میرسانند تا تحلیلهای اولیهای که خوراک دریافت شده را برای هضم و جذبِ بیشتر آماده میکنند.
ممکن است با خود فکر کنید که میخواهیم به سراغ تکنیک های تندخوانی برویم.
اما با توجه به توضیحی که دربارهی افزایش سرعت یادگیری مطرح کردیم، میدانید که در متمم، تُندتر خواندن ارزش محسوب نمیشود و دغدغهی اصلیِ ما بهتر خواندن است و برایمان مهم نیست که این خواندنِ بهتر و یادگیری بیشتر، به افزایش سرعتِ مطالعه منتهی میشود یا کاهش آن.
نکات این درس را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد:
- انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن
- مفهوم روانخوانی و فواید خواندنِ کلمات در دلمان و حتی لبخوانی (بر خلاف آموزشهای رایج در تندخوانی)
- نقطههای توقف چشم و شیوهی تکه تکه کردن متن
انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن
یکی از استعارههایی که معمولاً در آموزشِ خواندن موثر مطلب میشود، انتخاب ارتفاع مناسب برای حرکت روی متن است.
مصداقهای همین چهار ارتفاع مختلف را هنگام خواندن متن هم میتوان تشخیص داد:
خواندن از ارتفاع بسیار بالا (در حد تیتر اصلی و ورق زدن بسیار سریع کتاب یا اسکرول کردن بسیار تُندِ یک متن دیجیتال)
- خواندن در ارتفاع پایینتر (در حدی که تیترهای فرعی، تعداد پاراگرافها، کلماتِ بولد شده و برخی جملات را بخوانیم)
- خواندن در ارتفاعِ صفر و همتراز با متن (کلمه به کلمه و جمله به جمله از ابتدا تا انتها با توجه به همهی جزئیات و حتی علامتگذاریها)
- خواندن کاوشگرانه (در تلاش برای جستجوی لایههای پنهانِ متن یا سایر حرفها، توضیحات و مصداقهایی که در مطالعهی سطحی متن به ذهن نمیرسند)
خواندن از ارتفاع بالا (در حد هواپیما و هلیکوپتر) در دو حالت مفید هستند:
- زمانی که قصد ندارید یک متن را کامل بخوانید، یا میخواهید دربارهی خواندن یک متن یا خریدن یک کتاب تصمیم بگیرید.
- زمانی که میخواهید متنی را در ارتفاعِ صفر (یا پایینتر) بخوانید (در این حالت، خواندن ارتفاع بالا، ابتدا شما را کمی عقب میاندازد. اما در طول مدت مطالعه، به درک بهتر و سادهتر متن کمک خواهد کرد).
اینکه متن را میتوان از ارتفاعهای متفاوتی خواند، حرفِ تازهای نیست. خود شما هم، ناآگاهانه بارها این کار را انجام دادهاید.
نکتهی اصلی این است که آگاهانه، هنگام مطالعهی یک متن در موردِ ارتفاع مطالعه تصمیم بگیریم و ببینم چند بار و در چه ارتفاعهایی قرار است از روی متن عبور کنیم و آن را بخوانیم.
خواندن کلمات در دِل و روانخوانی
در نخستین جلسات آموزش تُندخوانی، بر این نکته تأکید میکنند که بلند خواندن جملات، لبخوانی و حتی خواندن کلمات در دلتان، باعث میشود سرعت خواندنتان کاهش پیدا کند و باید سعی کنید این عادت را کنار بگذارید.
حتی تمرین بسیار شناختهشدهای هم برای این کار وجود دارد:
به شما میگویند که مداد یا خودکاری را لای دندانها یا لبهای خود بگذارید و سپس سعی کنید متن را بخوانید تا به تدریج، عادتِ لبجنباندن و چانه تکان دادن از سرتان بیفتد.
اما جالب اینجاست که وقتی از بازی تندخوانی که دور میشوید و به قلمروِ یادگیری پا میگذارید، توصیههای متفاوتی مطرح میشود.
کافی است کتابهای تخصصی در این حوزه را ورق بزنید.
مثلاً والتر پاوک (Walter Pauk) در کتاب خود تحت عنوان How to Study in College (که مرجعی شناختهشده و معتبر در سراسر جهان محسوب میشود) یک بخش را اختصاصاً به رد کردنِ وسوسهی تندخوانی و آموزههای آن اختصاص داده و سعی کرده مخاطب را به شکلِ دیگری از خواندن عادت دهد.
پاوک با اشاره به تحقیقات متعدد، تأکید میکند که خواندن کلمات چه با لب و چه در ذهن، بخشی از فرایندِ فهمِ بهترِ متن است.
او اصطلاح Silent Speech یا حرف زدنِ صامت را برای این شیوه به کار میبرد.
استدلالها و منابعی که پاوک معرفی و مطرح کرده، تقریباً به فضای استدلالهای مربوط به کارکردِ نوشتن با کاغذ (در مقایسه با کامپیوتر) نزدیک است.
در آنجا هم این بحث مطرح میشود که نوشتن، باعث میشود که اجزاء مختلف مغز و بدن (از جمله چشم و دست) نیز علاوه بر گوش، با بحث درگیر شوند و این کار میتواند در میزان توجه، بهخاطر سپردن و درک مطلب، تأثیر داشته باشد.
رونالد کارور (Ronald Carver) که نامی معتبر در میان محققانِ مهارتِ خواندن (با هدف درک کردن) است، در کتاب خود با عنوان Reading Achievement یک گام جلوتر هم میرود و میگوید:
روانخوانی (Reading Fluency) بسیار مهم است و یکی از شاخصهای پیشبینیکنندهی درک مطلب محسوب میشود.
اینکه بتوانید متن را با صدای بلند بخوانید و لحن خود را دقیقاً با کلمات و علامتگذاریها و جملهبندیها همراه کنید.
او حتی آرام خواندن یا زمزمه کردن را در درک مطلب بسیار مفید میداند.
اما به شرط اینکه صرفاً به خواندن اکتفا نکنید. بلکه بکوشید با لحن درست بخوانید. به شکلی که انگار میخواهید یک کتاب صوتی تولید کنید.
این شکل از خواندن را حتی اگر در ذهن خود انجام دهید و هیچ صدایی از حنجرهتان بیرون نیاید و لبهایتان هم تکان نخورد، همچنان نقش اصلی خود را که تمرکز بیشتر بر روی مطلب و درک بهتر آن است، ایفا میکند.
نقاط توقف چشم و تکهتکه کردن مطالب
نقاط توقف چشم یا Eye Fixation Points از جمله اصطلاحاتی است که برای خواندنِ بهتر، حتماً باید با آن آشنا باشید.
با وجودی که معمولاً متوجه نمیشویم، چشم ما به صورت کاملاً پیوسته روی متن حرکت نمیکند و در نقاط مختلف متن، متوقف میشود.
مثلاً به چند سطر از کتاب چرا ملتها شکست میخورند (که اتفاقاً در فهرست پیشنهادی متممیها برای خرید هم هست) نگاه کنید:
خوانندگان غیرحرفهای، معمولاً کلمه به کلمه چشم خود را متوقف میکنند:
در تُندخوانی هم تأکید میکنند که: هر چقدر نقاط توقف چشم شما کمتر باشد بهتر است.
طبیعتاً با توجه به همهی توضیحاتی که ما در درسهای یادگیری مطرح کردهایم، چنین توصیهای را مطرح نمیکنیم.
در اینجا هم حرف ما این است که: نقاط توقف چشم خود را آگاهانه انتخاب کنید.
اگر به جای خواندن تکتک کلمات، عادت کنید گروههای معنادارِ کلمات را با هم بخوانید و چشم خود را در مرکز گروهها و نه در مرکز کلمات متوقف کنید، درک بهتری از متن پیدا میکنید.
فقط یک لحظه فکر کنید که قرار باشد به جای خواندن یکبارهی کلمهی استراحت، آن را با حروف تفکیک شده بخوانید: ا س ت ر ا ح ت
چقدر از توان و انرژی شما صرف این شیوهی مطالعه خواهد شد؟
آیا در آن حالت، اصلاً فرصت میکنید به مفهوم واژهی استراحت فکر کنید؟ یا درگیر الفبا میشوید؟
بسیاری از کلمات، در کنار هم به کار میروند و معنا پیدا میکنند و تلاش برای خواندن یکبارهی آنها، میتواند ذهن ما را از صرف انرژی برای خواندن جزئیات متن دور کرده و بر درک بهتر پیام متن متمرکز کند.
یک بار دیگر به سراغ همان متن از کتاب چرا ملتها شکست میخورند برویم:
نابرابری جهانی را میتوان یک کلمه (البته کمیطولانیتر) در نظر گرفت (آیا لب+خند را واقعاً دو کلمه فرض میکنید؟ حد و مرز کلمهها صرفاً یک قرارداد است).
به همین شیوه تغییرات فناورانه و نیز موتورهای پیشرفت را هم میتوان کلمههایی ترکیبی درنظر گرفت. در حدی که خودمان را عادت بدهیم چشممان در میانهی آنها متوقف شود و نه روی تک تکِ اجزایشان.
در هر حوزهای که فعالیت میکنید (از ادبیات یا مدیریت و روانشناسی و سایر حوزههای علوم)، عبارتهای بسیاری وجود دارند که معمولاً با هم همراه میشوند و اگر عادت کنیم آنها را با هم ببینیم و بخوانیم، کمی از ظرفیت ذهن خود را برای فهمیدنِ متن آزاد میکنیم.
البته مطرح کردن این توصیه، سادهتر از عمل کردن به آن است.
به همین علت، ما در درسهای متمم، با تغییر رنگ و بولد کردن و روشهای دیگر، سعی کردهایم شما را تا حدی به آن عادت دهیم.
همچنین در تقویت مهارت خواندن انگلیسی پیشنهاد کردیم که زیر کلماتی که در کنار هم میآیند و با هم معنا پیدا میکنند، خط بکشید (کاری که در همین متن بالا هم انجام دادیم).
این کار در کوتاهمدت، شما را بسیار کُند خواهد کرد. اما نباید نگران باشید. چون این کاهش شدید سرعت، موقتی است و در میانمدت و بلندمدت، هم سرعت خواندن و حرف زدن و نوشتن و هم قدرت روانخوانی شما افزایش خواهد یافت.
ضمن اینکه بیتردید روی توانایی شما در درک مطلب، تأثیر مثبتی خواهد گذاشت.
همچنین قدرت صحبت کردن و نوشتن و تحلیل کردنتان هم – به عنوان دستاوردِ جانبی مطالعهی کتاب – افزایش خواهد یافت.
آشنایی با ایدههای نویسنده قطعاً ارزشمند است. اما اینکه ترکیبهای موتورهای پیشرفت و روشهای سازماندهی و تغییرات فناورانه هم به دایرهی واژهها و عبارات فعال شما افزوده شود، قطعاً مفید و سازنده خواهد بود.
در صورتی که در مورد جنبههای تکنیکیِ خواندن، نکات دیگری هم در خاطر دارید یا توضیحات و مثالهای کاملتری دربارهی موارد فوق به ذهنتان میرسد، خوشحال میشویم اگر با دوستانتان در میان بگذارید.
دسترسی کامل به این درس و ۶۰ درس دیگر دربارهٔ مهارت یادگیری برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۱۷۲۶۶ نفر از متممیها مجموعاً ۳۴۴۶۱ تمرین در درسهای مهارت یادگیری ثبت کردهاند.
با عضویت ویژهٔ متمم علاوه بر این ۶۰ درس به هزاران درس دیگر از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
تفکر سیستمی | تصمیم گیری | استعدادیابی | مسیر شغلی
معرفی کتابهای روانشناسی | معرفی کتابهای مدیریتی
مدل ذهنی | تفکر نقادانه | کوچینگ | یادگیری زبان انگلیسی
خودشناسی | شخصیت شناسی | مهارت ارتباطی
دوره MBA متمم (اگر به بحثهای کلان مدیریتی علاقمندید)
محصولات آموزشی مرتبط
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد میکند:
- مهارت یادگیری، تکنیکها و روشهای یادگیری بهتر
- روشهای نادرست متممخوانی!
- سواد چیست؟ | تعریف سواد از نظر یونسکو
- تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
- هدف گذاری و تنظیم لیست اهداف در یادگیری (+ نمونه هدف گذاری)
- آیا آموزش الکترونیکی و روشهای یادگیری الکترونیکی مناسب شماست؟
- فایل صوتی آموزشی | مقدمهای بر مهارت یادگیری
- فایل صوتی درباره مهارت یادگیری | چند نکته درباره تکنیکهای یادگیری
- یادگیری تطبیقی | فایل صوتی آموزشی
- فایل صوتی مهارت یادگیری | اهمیت کند کردن سرعت یادگیری
- یادگیری کریستالی | دانلود فایل صوتی دربارهٔ مهارت یادگیری
- مثال یادگیری کریستالی | فایل صوتی درباره ماجرای دروغ و فریب
- آیزاک آسیموف | تمرین یادگیری کریستالی
- آنتوان دو سنت اگزوپری | تمرین یادگیری کریستالی
- بهترین معلم ریاضی کیست؟
- تعریف منحنی یادگیری چیست و برای ما چه کاربردی دارد؟
- کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟
- انواع منابع و طبقه بندی منابع اطلاعاتی | از منابع دست اول تا خروجی هوش مصنوعی مولد
- درباره اهمیت کتاب | بخشی از متن کتاب آهنگ افلاک نوشته کارل سیگن
- گروه کتابخوانی | برای کتابخوانی گروهی چه قوانینی بگذاریم؟
- چگونه کتاب بخوانیم؟ راهنمای مورتیمر آدلر برای کتاب خواندن
- درباره اهمیت کتابهای قدیمی | چرا باید آنها را بخوانیم؟
- کتاب های پرفروش | آیا پرفروش ترین کتاب های جهان لزوماً بهترین کتابهای حوزهٔ خود هستند؟
- تکنیک های درس خواندن و یادگیری | معرفی کتاب یادگیری با فعالیتهای مولد
- آموزش خلاصه نویسی و یادداشت برداری
- آیا با این رسمالخط، مطالب را بهتر به خاطر میسپارید؟
- کتاب صوتی یا کاغذی؟ | آیا کتاب کاغذی جای خود را به کتاب صوتی خواهد داد؟
- در کتابخانه شخصی شما چه خبر است؟
- بریدههایی از کتاب برچیدن کتابخانهام | آلبرتو مانگل
- نقشه ذهنی چیست؟ بررسی کاربردهای نقشه ذهنی در یادگیری
- نقشه مفهومی یا نمودار مفهومی چیست؟ | راهنمای ترسیم نقشه و یک نمونه
- تکنیک های یادگیری | بهترین روش مطالعه و یادگیری درسهای متمم چیست؟
- معرفی کتاب چرا به یاد میآوریم؟ | دربارهٔ حافظه، به خاطر سپردن و فراموش کردن
- اینفوگرافی تکنیکهای یادگیری
- حافظه کوتاه مدت، حافظه بلند مدت و حافظه فعال چه هستند؟
- تانیا لومبروزو (محقق روانشناسی شناختی)
- هر یک از اینها از کدام سیاره آمدهاند؟
- آیا شما از این روش یادگیری استفاده میکنید؟
- ترجمه کتاب | چگونه بدانیم یک کتاب انگلیسی به فارسی ترجمه شده یا نه؟
- بلوم کیست؟ | زندگینامه + اهمیت نظریه بلوم در یادگیری
- طبقه بندی بلوم (سطوح یادگیری بلوم)
- دانستن، حفظ کردن و به خاطر سپردن، میتواند یکی از اهداف آموزش باشد
- منظور از درک مطلب چیست؟ چگونه برای درک مطلب هدفگذاری کنیم؟
- آیا همیشه باید یادگیری را از موضوعات ساده شروع کرد؟
- کاربردی کردن آموختهها: آیا به تفاوت آموختن و به کاربردن توجه کردهاید؟
- تجزیه و تحلیل به عنوان یکی از مهارتها در یادگیری
- توانایی ارزیابی و قضاوت یکی از مراحل یادگیری است
- بالاترین سطح یادگیری، خلق و ترکیب است
- انواع سبک های یادگیری چه هستند و چه کاربردی دارند؟
- انواع سبک های شناختی | تفاوتهای ما در اندیشیدن، یادگیری و حل مسئله
- کدامیک از روش های یادگیری را انتخاب میکنید؟
- درباره اهمیت آموزش دانشگاهی
- افزایش سرعت یادگیری به عنوان یک هدف
- چند پیشنهاد ساده برای بهبود روش مطالعه شما
- مخترع کیست؟
- آیا مراقب هستید که آموزش، شما را نادانتر نکند؟
- اثر دانینگ کروگر | آنکس که نداند و نداند که نداند
- معرفی کتاب دوباره فکر کن | آدام گرنت
- منابع تکمیلی | دوره صوتی آموزش کتابخوانی و انتخاب کتاب مناسب (محمدرضا شعبانعلی)
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : مریم رئیسی
نکات مطرح شده در درس خیلی برام جالب بودن, چون بسیاری از موارد رو موقع خوندن کتاب رعایت میکنم.
به طور مثال همیشه توی ذهنم و یا به عبارتی توی دلم کلمات رو میخونم و سعی میکنم روان و با لحن درست بخونم.
راستش اصلا نمیدونستم که در تمرینات تندخوانی, خلاف این رو آموزش میدن و برام عجیب بود.
و یادم اومد چندوقت پیش میخواستم یک فصل از یک کتاب رو سریع تموم کنم و شروع کردم به سریع خوندن و در پایان فصل حس میکردم, برخلاف همیشه, نه لذتی از خوندن بردم و نه چیز زیادی درک کردم.
و حالا که این درس رو خوندم متوجه شدم که ناخودآگاه از تکنیکهای تندخوانی استفاده کردم و توی ذهنم کلمات رو نمیخوندم.
زمانهایی هم که موقع مطالعه, صدایی تمرکزم رو به هم میزنه و یا متن کمی سنگینه با صدای کمی بلند میخونم که خیلی به تمرکز کردن دوبارهام کمک میکنه.
نکتهی جالب دیگهای رو هم چندوقتی هست متوجه شدم و اونم اینکه من اغلب پاراگرافهای فارسی رو خوندم و هرکدوم رو هم بارها گوش دادم.( بله, یک همچین آدم خودشیفتهای هستم من :) )
و گاهی که بعضی از اونها رو توی متمم مرور میکنم, صدا و لحنِ خوندنم میاد به ذهنم و لذت بیشتری از خوندنشون میبرم.
و به نظرم رسید که اگه به درسی علاقه داریم و میخوایم بهتر یادش بگیریم و توی ذهنمون بمونه, میتونیم از روی متن بخونیم و هر ازگاهی بهش گوش بدیم.
نکتهی دیگه هم اینکه چون من به تولید محتوای صوتی خیلی علاقه دارم و مدتی هم هست به خوانشِ کتاب و فرستادن نمونهای از کتابخونیم به یکی از سایتهای فروش کتاب صوتی فکر میکنم ( البته فکر کنم فقط در حد تصمیم باقی بمونه ),
بنابراین هنگام خوندن هر کتابی ناخودآگاه سعی میکنم بسیار روان بخونم, انگار که دارم ضبطش میکنم و قراره بقیه بشنون, و این مساله خیلی به خوندن مفیدتر و درک بهتر کمکم کرده.
پی نوشت : برای تمرین روانخوانی و عمل کردن به توصیهی درس, قسمتی از متن همین درس رو خوندم و ضبط کردم, که اینجا آپلودش کردم تا اگه دوستان خواستن, گوش بدن.
البته اینو بگم که هم نویز داره, هم یه جاهایی رو اشتباه خوندم و تپق زدم, و کلا تا تولید کتاب صوتی بسیار فاصله دارم و همچنان باید تمرین کنم.:)
وقتی میخوام درس بخونم حتماً حتماً باید روزنامهوار تا کل فصل رو بخونم ببینم اصلاً کلاً موضوع چیه. بعد اگه قرار باشه حفظش کنم یا برای امتحان آماده بشم یا کلاً یادش بگیرم برمیگردم و از اول شروعش میکنم. یعنی جوری شده که اگه این کار رو نکنم نمیتونم درس رو بفهمم. اما در مورد کتب غیردرسی اینطوری نیستم. فقط برای بار دوم یا سوم یا بیشتر که یخونم بیشتر می فهممش. همینطور در دیدن فیلم.
پینوشت نامربوط: از این که نامربوطه معذرت میخوام. یه بار از آقای “مهرداد خدیر” عزیز، سردبیر ارجمند و باسواد هفهنامه “امید جوان” خواستم که بهم کمک کنن تا فن بیانم افزایش پیدا کنه. ایشون پیشنهاد دادن گلستان سعدی رو با صدای بلند برای خودم بخونم.
آقا اجازه بدید من یک اعترافی بکنم. من از بچگی عاشق سخنرانی بودم. درس هم که می خواندم با صدای بلند بود و به شکل سخنرانی. از سردرد اهل خانه که بگذریم برای من اثربخش بود و البته زمان بر.
کتابهایی که داستانی هستند. معمولا در ابتدای آن ناشر اطلاعاتی در مورد نویسنده و نظرات دیگران را گردآوری کرده است آنها را مطالعه می کنم و سپس مقداری در اینترنت جستجو می کنم و با حال و هوا و روحیه نویسنده آشنا می شوم و بعد سعی می کنم شخصیتهای داستان را پیش خودم تجسم کنم گهگاه یک بند یا پاراگراف را چند بار می خوانم تا متوجه شوم به نوعی با داستان زندگی می کنم. گهگاه روزهای زیادی به قصه و شخصیتهای داستان فکر می کنم و برخی اوقات همزاد پنداری می کنم.
در مورد کتابهای غیر داستانی خلاصه برداری می کنم. روابط را برای خودم روی کاغذ می نویسم سیکلهای کاری را روی کاغذ ترسیم می کنم. دیکته کلمات انگلیسی که جدید به نظر می رسند را چند بار روی کاغذ می نویسم تا چشمم با آن آشنا شود. وقتی به روابط یا شکلهایی که مفهوم خوبی ندارند برخورد می کنم مطلب را در اینترنت جستجو می کنم و سعی می کنم شکلها یا نمودارهای واضحتری پیدا کنم. کلا خیلی سخت مطالعه می کنم.
به طور مشخص نمی شود همه مطالعات را در یک طبقه بندی قرار داد و طبیعتا متناسب با محتوای موضوع ، پیچیدگی ، میزان علاقه و انگیزه ، میزان درگیری ذهنی موضوعات را طبقه بندی کرد .
طبقه بندی اول که من برای خودم انجام میدم مطالعه موضوعاتی است که نیازمند محاسبه گری و عملیات ریاضی است طبیعتا درگیری ذهنی بیشتری را می طلبد و فشار ذهنی بیشتری را وارد می کند . شاید ابتدا خیلی سخت باشد ولی معمولا سعی میکنم هر بار مسئله رو به شکل جدید تر و با پیش فرض های جدید حل کنم . طبیعتا دستم در موضوعات طراحی باز است و هربار به یک جواب می رسم . بعد از مدتی تمرین و مطالعه کتاب های مختلف خب ، اینکار لذت بخش تر می شود .
در طبقه بندی بعدی موضوعاتی که مربوط به زبان انگلیسی است . جدیدا برای حفظ کردن کلمات زبان انگلیسی از روش Tik 8 + 3 استفاده میکنم . البته این روش را از یکی از کتاب های زبان ازمون های دکتری یاد گرفتم . به این صورت که کلمه انگلیسی را در روزاول به همراه معانی اش ابتدا میخوانم و مینویسم و تیک میزنم و ۷ روز بعد لغات را به همراه معانی تکرار میکنم . هر روزی که بلد نباشم تیک ضرب در میزنم . پس از ۱۵ روز و ۳۰ روز و ۶۰ روز دوباره کلمات را می خوانم . بهترین روشی بوده است که تا به حال امتحان کرده ام و جواب گرفته ام . البته نوشتن متن با استفاده از کلماتی که یاد گرفته ام را جدیدا شروع کرده ام . فکر میکنم ذهن را به چالش می کشد . همین که سعی می کنم متن را هر چند غلط و پر اشکال اما در پی رفع آن بر آیم خیلی خوب بوده است .
موضوع بعدی را از متمم یاد گرفته ام . زیر کلماتی که کالوکیشن یا ترکیب کلمات که معنی واحدی را می دهند خط می کشم . شاید ۳ ماه پیش که این کار را شروع کردم خیلی سخت بود . وقتی یه متن انگلیسی را می خواندم حدود ۴۰ درصد متن را خط میکشیدم ولی الان خیلی سریع تر و کمتر از پیش کالوکیشن ها غافلگیرم می کند .
روش جدیدی که یک ماه هست امتحان میکنم وقتی یک متن یا موضوعی که برایم جدید است می خوانم با صدای خودم هرچیزی که فهمیده ام را دوباره خوانی میکنم . بعد اون فایل رو گوش میکنم . روش خوبی برای من بوده است . اگر تا به حال امتحان نکردید یه بارامتحان کنید . جدیدا فایل ها رو هم برای یکی از دوستانم ارسال میکنم و خوشحالم از اینکه حداقل وقتی به فایل ها گوش میکند به صدای من نمیخندد.
یک عادتی هم که از دوران تحصیلی هنوز دارم و فکر میکنم عادت بدی هم نباشد این است که کاغذی کنار دستم هست و اگر مطلبی برایم هضمش سنگین باشد سعی میکنم قسمت های مختلف متن و محتوا را با طنز ، شوخی ، داستان برای خودم بنویسم. بعد اگر داخل کتاب باشد کتاب را کسی بخواند بیشتر از اینکه متن را بخواند تراوشات ذهنی من را می خواند .
محتوا و متن های تلگرامی را معمولا خیلی کمتر می خوانم و بیشتر سعی میکنم مطلب سندیت داشته باشد ولی به هرحال متن های تلگرامی هم خوب و بد زیاد دارند و نیازمند این است که ابتدا تولید کننده محتوا مشخص باشد و سپس اینکه ایا کاسب تولید محتواست یا منفعت دیگری در تولید محتوا دارد . به هرحال فکر میکنم دقت کمتری را برای خواندن موضوعات تلگرامی و غیره میکنم .
روشی که من همیشه در مطالعه کتاب ها (غیرداستانی) بکار می برم این است که من همیشه یک مداد در دست دارم و زیر مطالب مهم و جملاتی که به نظرم ارزش افزوده ای نسبت به مابقی متن دارند، خط می کشم؛ هرچند به این واقفم که احتمالا اینکار سرعت مطالعه من و کمی پایین می آورد؛ ولیکن باعث می شود دفعه بعدی که برای مطالعه ادامه مطلب به آن کتاب مراجعه می کنم، با مرور کوتاه (خواندن از ارتفاع بالا) همان مطالبی که زیر آن ها خط کشیده ام، آن مبحث در ذهنم مرور شود و آمادگی بیشتری برای مطالعه مابقی کتاب پیدا کنم.
همچنین اینکار این فرصت را به من می دهد که اگر بعدها خواستم مروری به مطالب آن کتاب داشته باشم، بتوانم در زمان خیلی کوتاهی کل مطالب آن کتاب را در ذهنم مرور کنم و به خاطر بیارم.
این عادت چنان در من نهادینه شده که بعضی وقت ها که قلم همراهم نیست، (زمان هایی که بیرون از محیط خانه هستم، مثلا در تاکسی یا مطب پزشک در زمان های انتظار؛ اگر مدادی همراهم نباشد، نمی توانم مطالعه کنم؛ انگار یه چیزی کم هستش …. ؛)))(شرطی شده ام!)
چند تکنیک ساده که من هنگام مطالعه ی جدی از آنها استفاده می کنم :
– وقتی برای درک یک مفهوم به مشکل بر می خورم، چشمانم را می بندم و روی اون مفهوم تمرکز می کنم. معمولا جواب می گیرم .
– کلمات و جملات کلیدی را هایلایت می کنم .(با استفاده از این کلمات و جمله ها مفاهیم را راحت تر بخاطر می سپارم)
– اگر خواندن مطلبی نیاز به تمرکز بالا داشته باشد از یک خودکار و حرکت دادن آن روی سطرها برای افزایش تمرکز و کنترل ریتم استفاده می کنم .
– قبل از شروع مطالعه در مورد زمان و میزان مطالعه تصمیم می گیرم.
– پس از مطالعه در صورت لزوم خلاصه برداشت خودم را می نویسم.
– در هنگام مطالعه اگر سؤالی در ذهنم ایجاد شد آن را یادداشت می کنم .
– برای خواندن مباحث پیچیده و دشوار ، اگر علاقه و انگیزه ی کافی نسبت به موضوع داشته باشم ، دست کم سه بار آن موضوع را مطالعه می کنم .(از ارتفاع های متفاوت )
– هنگام مطالعه ی گزارش های سیاسی و اقتصادی در فضای مجازی علاوه بر خواندن سطرها، تلاش می کنم خواندن بین سطرها (انگیزه های پنهان) را هم تست کنم.
دو نکته رو دوست دارم که با دوستان متممی به اشتراک بگذارم. نکته اول اینکه با مفهوم کلمات بزرگتر زمانی که زبان فرانسه می خواندم آشنا شدم. البته در همه زبانها هست مثل فعل ترکیبی – درس خواندن ـ اینجا در مورد فعل خواندن صحبت نمی کنم بلکه در مورد درس خواندن صحبت می کنیم.
نکته دوم روش خیلی قوی برای یادگیری هست که البته من خودم به ندرت از اون استفاده می کنم اگرچه خیلی موثر است. در این روش وقتی ما می خواهیم در مورد یک مطلبی مطالعه کنیم و به خوبی اون رو درک کنیم بعد از کسب اطلاعات لازم سعی کنیم که در مورد اون موضوع یک جلسه آموزشی برگزار کنیم. حتی می توانیم این جلسه را برای لوازم منزل و یا عروسک ها و اسباب بازی کودکانمان برگزار کنیم و یک فایل پاورپوینت هم برای این جلسه آموزش کنیم.
حتما یکبار این کار را امتحان کنید. البته خیلی وقتها به صورت ناخود آگاه این روش را استفاده می کنیم. کسانی هستند که بعد از خواندن مطلبی اگر احساس کنند که آن مطلب را خوب متوجه نشده اند سعی می کنند برای خودشان دوباره توضیح دهند.
روش مطالعه من شاید یک مقدار عجیب به نظر بیاید ولی فوق العاده برای من موثر است
۱- سریع خواندن (البته بهمراه خواندن کلمات در ذهن) اتفاقا برای من در متمرکز شدن و فهمیدن بهتر مطلب بسیار موثر است و خلاقیت ذهنی من رو افزاش میده
۲- ( خیلی خیلی مهم – شاید یک مقدار عجیب باشه ) موقع مطالعه کردن آمادگی اینو داشته باشم که حس اجبار برای یادگیری و فهم مطلب رو رها کنم و نسبت به حس منفی نفهمیدن مطلب خوانده شده تسلیم باشم
به عبارت دیگر اینکه وسواس نداشته باشم نسبت به اینکه باید مطلب رو بفهمم – منت مطلب رو نکشم که باید اونو بفهمم
۳- برای من کلیت پاراگراف ، صفحه ، فصل و در کل کتاب مهمه نه حساسیت نسبت به جزئیات – به تجربه فهمیدم با این روش احتمال استفاده موثر از مطالب کتاب و یادگیری خیلی بیشتر است نسبت به زمانیکه بخواهیم ریز به ریز کتاب رو یاد بگیریم
۴-تکرار خواندن یک پاراگراف و بخش به دلیل نفهمیدن اون بخش باعث تنبل شدن ذهن و کم شدن میزان تمرکز من میشه و تا جاییکه امکان داره این کار رو انجام نمیدم و سعی میکنم ادامه مطلب رو بخوانم (اشاره به نکته شماره ۲ که وسواس ندارم بخاطر نفهمیدن یک پاراگراف)
اتفاقا برای من هم تند خوانی یک روش عجیب غریب به نظر میامد.. به نظرم برای درک یک کتاب تند خوانی اصلا جواب نمیده …الان کلاس های خیلی زیادی در این رابطه تشکیل میشه (به خصوص برای کنکوری ها) و هزینه های زیادی هم دارند.
برای دست پیدا کردن به قسمت های پنهان یا درک بهتر از کتاب، اگر یه دفترچه کنارش داشته باشیم که نکاتی که یاد می گیریم را در آن یادداشت کنیم پیشنهاد خوبیه .
مطلب بسیار جالبی بود و البته برای کسانی مثل من که سال های پیش درگیر مباحث تندخوانی بوده اند، تا حد زیادی جنبه ی نوستالژیک هم دارد. این که در تلاش برای بالا بردن سرعت بوده و واقعاً از ماراتن یادگیری عقب افتاده ام.
خب سال ها است که تندخوانی را تا حد زیادی مگر در شرایط ضروری کنار گذاشته ام.
اما چیزی که در مطلب به چشمم خورد، این بود که کتاب را مانند تولید کردن یک کتاب صوتی بخوانیم.
من با توجه به این موضوع، به تازگی تصمیم گرفتم که بخش هایی از کتاب را که می خوانم، همان موقع به صورت پادکست گونه برای موبایلم تعریف کنم و بسیار تلاش می کم در این بیان پادکست گونه به لحن و ذهنیت نویسنده وفادار باشم. برای بررسی چنین موضوعی نیز از دوستانم کمک می گیرم که پادکست مرا گوش دهند و بازخوردهایشان را بازگو کنند.
سلام
تشکر میکنم
خیلی وقته که منتظر این مطلب بودم و بالاخره تهیه اش کرید
من از وقتی در سال چهارم دبستان کتاب سبز رنگ تندخوانی رو خوندم دچار افت فاحش در کیفیت مطالعه شدم و بهره وری مطالعه ام به شدت پایین اومده بود
به نحوی که دیگه حوصله نداشتم هیچ متنی رو کامل بخونم و فقط تند تند ازش عبور میکردم
این یکی از بهترین موضوعاتیست که برای من بصورت ویژه در متمم محتوا تولید شده
نکات مطرح شده در درس خیلی برام جالب بودن, چون بسیاری از موارد رو موقع خوندن کتاب رعایت میکنم.
به طور مثال همیشه توی ذهنم و یا به عبارتی توی دلم کلمات رو میخونم و سعی میکنم روان و با لحن درست بخونم.
راستش اصلا نمیدونستم که در تمرینات تندخوانی, خلاف این رو آموزش میدن و برام عجیب بود.
و یادم اومد چندوقت پیش میخواستم یک فصل از یک کتاب رو سریع تموم کنم و شروع کردم به سریع خوندن و در پایان فصل حس میکردم, برخلاف همیشه, نه لذتی از خوندن بردم و نه چیز زیادی درک کردم.
و حالا که این درس رو خوندم متوجه شدم که ناخودآگاه از تکنیکهای تندخوانی استفاده کردم و توی ذهنم کلمات رو نمیخوندم.
زمانهایی هم که موقع مطالعه, صدایی تمرکزم رو به هم میزنه و یا متن کمی سنگینه با صدای کمی بلند میخونم که خیلی به تمرکز کردن دوبارهام کمک میکنه.
نکتهی جالب دیگهای رو هم چندوقتی هست متوجه شدم و اونم اینکه من اغلب پاراگرافهای فارسی رو خوندم و هرکدوم رو هم بارها گوش دادم.( بله, یک همچین آدم خودشیفتهای هستم من :) )
و گاهی که بعضی از اونها رو توی متمم مرور میکنم, صدا و لحنِ خوندنم میاد به ذهنم و لذت بیشتری از خوندنشون میبرم.
و به نظرم رسید که اگه به درسی علاقه داریم و میخوایم بهتر یادش بگیریم و توی ذهنمون بمونه, میتونیم از روی متن بخونیم و هر ازگاهی بهش گوش بدیم.
نکتهی دیگه هم اینکه چون من به تولید محتوای صوتی خیلی علاقه دارم و مدتی هم هست به خوانشِ کتاب و فرستادن نمونهای از کتابخونیم به یکی از سایتهای فروش کتاب صوتی فکر میکنم ( البته فکر کنم فقط در حد تصمیم باقی بمونه ),
بنابراین هنگام خوندن هر کتابی ناخودآگاه سعی میکنم بسیار روان بخونم, انگار که دارم ضبطش میکنم و قراره بقیه بشنون, و این مساله خیلی به خوندن مفیدتر و درک بهتر کمکم کرده.
پی نوشت : برای تمرین روانخوانی و عمل کردن به توصیهی درس, قسمتی از متن همین درس رو خوندم و ضبط کردم, که اینجا آپلودش کردم تا اگه دوستان خواستن, گوش بدن.
البته اینو بگم که هم نویز داره, هم یه جاهایی رو اشتباه خوندم و تپق زدم, و کلا تا تولید کتاب صوتی بسیار فاصله دارم و همچنان باید تمرین کنم.:)
معمولا در مطالعه بعضی از مقالات زیاد برایم پیش میآید که حس کنم در حال خواندن هستم ولی چیزی نمیفهمم، انگار فقط دارم روخوانی میکنم و فهمی به من اضافه نمیشود، در این گونه موارد به عقب برمیگردم و سعی میکنم علت و یا سوالی که آن پاراگراف بر اساس آن نوشته شده است را بفهمم و سپس دوباره بخوانم، اینگونه بهتر یاد میگیرم. به نظرم اینکه به دنبال یافتن جوابی در ذهن خود باشیم، میتواند تا حدی به فهمیدن بهتر مطلب کمک کند و یا اینکه به دنبال این باشیم که چرا نویسنده این متن را گفته است.
فکر میکنم تصمیمگیری در رابطه با تعبیر زیبای ارتفاع مطالعه، به چند عامل مهم بستگی دارد:
· خواندن با چه هدفی صورت میگیرید؟
جهت ارائۀ و آموزش دوباره مطالب به دیگران؟ برای سرگرمی؟ به قصد یادگیری و توسعۀ فردی؟
· کتابی که میخوانیم از طرف چه گروه یا فردی و با چه توصیهای معرفیشده است؟
· عادات مطالعاتی ما چگونه شکلگرفته است و غالباً با چه ساختاری مطالعه میکنیم؟
· محتوای کتاب تا چه اندازه برایمان جذاب است و تا چه حد همخوانی یا تناقض با دانستههای پیشین ما دارد؟
فارغ از این بحث که متن با چه هدفی و چه روشی خوانده میشود فکر میکنم در هر حالتی میتوانیم تمرین کلمه برداری از کتاب را داشته باشیم. افعال زیبا و کلمات دلنشین و تازه مواردی هستند که اگر با نیت و توجه قبلی و به قصد شکار آنها و اضافه کردنشان به دامنۀ واژگان فعال به مطالعه بپردازیم احتمالاً در هر سرعتی و با هر سبک خواندنی قابلمشاهده و استفاده هستند.
اهمیت تمرین برای بلند خوانی و روانخوانی مطالب وقتی برای من بیشتر ملموس شد که به شنیدن تکهای از متن یک کتاب که توسط نویسندهاش خوانده میشد با دقت گوش دادم. متنی که پیش از آن خوانده بودم و بههیچعنوان تأثیری را که در شنیدن آن از نویسنده احساس کردم را تجربه نکرده بودم. تأکیدهای به جا و تکهتکه مطالب مهمترین عاملی بود که دو نوع فهم و درک متفاوت از متن را ایجاد میکرد.
به همین دلیل دسترسی به منبع اصلی کتاب را بسیار بااهمیت میدانم چراکه حتی نشانهگذاریها، قسمتهای تأکید شده و ترکیب جملهبندیها با توجه به آنچه مدنظر نویسنده است در انتقال مفاهیم بسیار مهم است و ممکن است این موارد در ترجمۀ کتاب رعایت نشود و همین مسائل کوچک باعث تفاوت فاحشی در درک محتوای کتاب شود. و دقیقاً به همین علت است که خواندن کتاب از مترجمان مختلف باعث ایجاد دیدگاهی متفاوت در رابطه با محتوای کتاب میشود و روی برداشت خواننده تأثیر میگذارد.
خیلی خیلی از این متن لذت بردم و استفاده کردم. روز به روز از این که به متمم پیوستم، خوشحال تر میشم.
یک سری از نکات بالا رو به صورت ناخودآگاه استفاده می کردم. از امروز سعی میکنم آگاهانه به کار ببرم تا خروجی بهتری کسب کنم.
آقای شعبانعلی… مرسی که هستی :)
به عنوان کسی که همیشه کُندخوان بودم و هستم هیچ وقت نرفتم دنبال تندخوانی با اینکه همیشه از اطراف، تشویق به یادگرفتن تندخوانی شدم.
همیشه ترجیح دادم آروم پیش برم و بعد از مطالعه ی یه پاراگراف یا یه صفحه یا یه فصل، مقداری مکث کنم و از چیزی که فهمیدم لذت ببرم یا بهش فکر کنم و کیف کنم. چون فهمیدن و درک کردن همیشه با لذت همراهه. یه جور ارضاء روحی.
مثل مسافرت که میشه یه کله گاز بدی و زودتر به مقصد برسی یا اینکه از مسیر لذت ببری و یه جاهایی توقف کنی و حالشو ببری.
تو همین مثال اگر قرار باشه دومی باشیم و از مسیر لذت ببریم قرار نیست هر یه کیلومتر توقف کنیم و بگیم به به. بلکه تو استراحتگاه ها یا شهر ها و منظره های خاص توقف می کنیم. (حرکت دادن چشم برای دسته کلمات به جای خر کلمه)
یا تابلوهای تو جاده هر یک کیلومتر نصب نمیشن که مسیر باقیمونده رو نشون بدن بلکه هد چند کیلومتر نصب میشن.
من برای خواندن همراه با درک بهتر فارغ از اینکه چه کتابی است (داستانی یا غیر داستان) حتما باید دفتر نوتم کنارم باشد و حتما باید یادداشت برداری کنم و گاهی نیز اگر موضوعی به ذهنم می رسد یادداشت کنم. در واقع مواجهه من با موضوع اگر چه آموختن است اما دلم می خواهد که مطالب را با آنچه از قبل آموخته ام نیز در هم بیامیزم و حالا نتیجه گیری خودم را هم داشته باشم. این به من کمک می کند که در حال و هوای کتاب بمانم، تمرکز بیشتری داشته باشم، موضوع را از دید خودم تحلیل کنم و حتی به مباحثه با نویسنده بپردازم. نکته بعدی که می خواهم بگویم این است که همواره سرعت و کیفیت در کلیه امور دو مسیر جدا از هم هستند و نسب عکس با هم دارند. انجام کارها با سرعت زیاد قطعا از کیفیت کار می کاهد و سرعت کم و کیفیت زیاد هم گاهی اثربخشی خود را از دست می دهد. اگر شما بهترین و لذیذترین غذا را بعد از اتمام مهمانی بیاورید دیگر مهمانان رفته اند و دیگر آن غذا با بهترین کیفیت روی دستتان می ماند. در عین حال هر چند با مطالعه سعی بر بهبود عملکردمان و در اینجا بهبود وضعیت مطالعه خود داریم اما نباید بحث تفاوت های فردی را فراموش کنیم و خود را با دیگران مقایسه کنیم. ما حق داریم خودمان را با خودمان قیاس کنیم و به بهبود عملکردمان بپردازیم. با سپاس
من برای اینکه یک کتاب رو بخونم باید قبلش باهاش رابطه ی عاطفی برقرار کنم. یکی از روشهام اینه که مقدمه ی نویسنده یا حتی ناشر کتاب رو میخونم چون این خوندن باعث میشه که احساس کنم دارم حرفها یا توصیه های شخصی تر نویسنده رو میخونم.
پی نوشت: من چندین دوره ی مفصل تندخوانی و عکسخوانی رو شرکت کردم ولی خروجی خیلی جالبی از هیچ کدوم نگرفتم. در عین حال چون در طول سالها همیشه بشکل مستمر مطالعه داشتم تأثیرشون خیلی بهتر از تکنیک های دوره هایی که شرکت کردم بوده. با توجه به تبلیغاتی که برای دوره های اینچنینی میشه خیلی خوب میشد اگر متمم جان توضیحی راجع به اثربخش بودن این چنین دوره هایی تهیه کنه.
من وقتی کتابهای غیر داستانی را مطالعه میکنم، و هدفم یادگیری یک مطلب خاص باشد، اول از هرچیز یکبار هدف نویسنده از نگارش آن مطلب را مرور میکنم، و بعد از اینکه شروع به خواندن کردم، پاراگراف به پاراگراف مکث میکنم، تا مطمئن شوم منظور نویسنده را خوب درک کرده ام. این کار باعث میشود مشغله های ذهنی مانع از پرش فکر من به موضوعات و مسائل دیگر شود. ضمن اینکه ارتباط خوبی بین پاراگرافها و فصلهای مختلف کتاب برقرار میکنم، و در انتها نتیجه گیری بهتری هم خواهم داشت. گاهی اتفاق می افتد که اواسط مطالعه کتاب شک میکنم به اینکه منظور نویسنده را درست درک کرده باشم. و همین باعث میشود، برگردم و مطالعه را از اول و با دقت بیشتری شروع کنم. این نکته در مورد مطالعه درسهای متمم هم صدق میکند.
با اینکه از مخالفین خیلی سفت و سخت تندخوانی هستم ولی مثالی از دکتر هلاکویی همیشه در ذهنم هست اونم اینکه بعضی وقتا یه نویسنده میخواد یه مکانی رو برای شما تصویر سازی کنه ممکنه شش خط براتون توضیح بده ولی شما با یه لحظه دیدن اون مکان دیدی برابر با همون شش خط پیدا خواهید کرد و نگاه کردن به تندخوانی از این زاویه دید و برای این نوع خاص از متون احتمالا مدل بدی نباشه.