مذاکره حقوق | تعیین حقوق و درخواست افزایش حقوق

مذاکره حقوق، دغدغهی مشترک بسیاری از کسانی است که به کار و فعالیت مشغولند.
از کسی که برای نخستین بار وارد یک محیط کار میشود تا کسی که سالها در یک شرکت کار کرده و اکنون میخواهد برای افزایش حقوق خود مذاکره کند.
کم نیستند کسانی که مذاکره دربارهی حقوق را یکی از دشوارترین و پرتنشترین مذاکرههای دوران کار خود میدانند. به سادگی میتوانید تصور کنید که حتی مدیر ارشد یک سازمان بزرگ هم – که روزانه با دهها فرد و سازمان مذاکره میکند – زمانی که روبروی هیات مدیره قرار میگیرد و باید دربارهی منافع خودش صحبت کرده و امتیازخواهی کند، لحظات راحتی نخواهد داشت.
بسیاری از ما برای گرفتن و مطالبه کردن حق دیگران راحتتر مذاکره میکنیم تا حق و حقوق خود. شاید یکی از دلایل دشواری مذاکره برای حقوق هم همین باشد.
با توجه به همهی نکات و ظرافتهایی که در مذاکره حقوق وجود دارد، این درس را به مذاکره دربارهی حقوق اختصاص دادهایم.
البته بخش عمدهی آنچه مطرح میشود به مذاکره برای افزایش حقوق مربوط است. بحث مذاکره حقوق برای کسانی که به تازگی وارد یک سازمان شدهاند، میتواند موضوع یک درس مستقل باشد.
آنچه در ادامه میآید را میتوان به دو بخش اصلی تقسیم کرد:
- انتخاب زمان مناسب برای مذاکره
- تعیین سطح انتظارات خودمان
البته واضح است که مذاکره حقوق هم، مانند هر مذاکرهی دیگر، پیچیدگیهای خود را دارد و هیچیک از توصیههایی را که در ادامه مطرح میشوند، نباید به عنوان قانون مطلق در نظر بگیرید.
اما به هر حال، بررسی این توصیهها و تطبیقدادن آنها با شرایط خودتان، میتواند به تصمیم گیری بهتر و مذاکره موفقتر کمک کند.
ما معمولاً ساعتها و گاه روزها، به مذاکره برای حقوق فکر میکنیم:
- به کارهای ارزشمندی که انجام دادهایم و به مواردی که فکر میکنیم حقمان تضییع شده.
- به روزهایی که زود در محل کار حاضر شدهایم و شبهایی که دیرهنگام به خانه بازگشتهایم.
- به بیعدالتیهایی که در پرداخت حقوق و مزایا در شرکتمان وجود دارد.
- به وعدههایی که مدیر یا مدیرانمان داده و فراموش کردهاند، یا به هر علت به آنها عمل نشده است.
در دل خود، ناراحت میشویم؛ حرص میخوریم؛ از اینکه قربانی یک سازمان شدهایم احساس بدشانسی و بدبختی میکنیم؛ و در نهایت چند جمله و کنایه و خاطره آماده می کنیم و منتظر میمانیم تا فرصتی برای گفتگو با مدیرمان فراهم شود.
اما جالب اینجاست که با وجود صرف زمان زیاد و فکر کردن به موضوعات مذاکره، برای انتخاب زمان مذاکره، خیلی فکر نمیکنیم. در حالی که زمانی که برای مذاکره انتخاب میکنیم، نقش مهمی در سرنوشت مذاکرهی ما ایفا میکند.
احتمالاً برخی از دوستانی که این حرفها را میخوانند با خود خواهند گفت: «اینها هم دل خوشی دارند. ما در روزهای عادی هم مدیرمان را به راحتی نمیبینیم. چطور باید برای انتخاب زمان مناسب، برنامهریزی کنیم؟»
اما اگر کمی با خودمان صادق باشیم و منصفانه فکر کنیم، اغلب برای انتخاب زمان مذاکره، به یک گزینه محدود نیستیم.
حتی اگر تنها فرصتمان برای صحبت از حقوق، حاشیهی جلسهی برنامه ریزی و کنترل پروژه باشد، حداقل دو گزینه برای انتخاب زمان مذاکره وجود دارد:
- پیش از شروع رسمیِ جلسه
- پس از پایان جلسه
بنابراین منطقی است علاوه بر فکر کردن به جزئیات مذاکره، موضوعات مورد نظر و انتظارمان، به این سوال هم فکر کنیم که چه زمانی برای مذاکره مناسب است.
برای یک انتخاب واقعگرایانه، بهترین کار این است که همهی گزینههای ممکن (دو گزینه یا بیشتر) را فهرست کنیم و سپس بکوشیم با حذف گزینههای نامناسب، بهترین زمان ممکن را انتخاب کنیم.
در ادامه برخی از زمانهای نامناسب برای مذاکره حقوق را با هم بررسی میکنیم:
زمانی که فرصت کم است
یکی از نامناسبترین انتخابها برای مذاکره دربارهی حقوق، زمانی است که میدانید فرصت کافی برای طرح کامل بحث را نخواهید داشت و صحبتتان به سرانجام نمیرسد.
زمانی گفتگو در مورد حقوق را شروع کنید که یک «حداقل زمان مشخص» قابل دستیابی باشد.
در این موارد نمیتوانید زیادهخواه باشید. مثلاً ممکن است دوست داشته باشید یک ساعت در اینباره صحبت کنید و میتوان حدس زد که چنین فرصتی به سادگی دست نمیدهد (یا شاید هرگز دست ندهد).
اما وقتی انتظار خود را تعدیل میکنید (مثلاً به ۳۰ دقیقه یا ۲۰ دقیقه رضایت میدهید) باید به خاطر داشته باشید که از کفِ زمانِ مورد نیاز رد نشوید.
مثلاً شاید اگر کمتر از ۱۰ دقیقه فرصت در اختیارتان قرار بگیرد، هرگز نتوانید حتی کلیات حرفهای خود را هم مطرح کنید. در چنین شرایطی بهتر است اصلاً بحث را مطرح نکنید.
به خاطر داشته باشید که هر بار مطرح کردن بحث حقوق – مستقل از اینکه نتیجه بگیرید یا نه – یکی از برگههای اعتبارتان را میسوزاند.
پس این برگهها را زمانی خرج کنید که حدس میزنید در ادامه، زمان کافی برای گفتگو وجود دارد.
دسترسی کامل به این درس و ۹۸ درس دیگر دربارهٔ مذاکره و زبان بدن برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. تا کنون ۱۲۳۰۰ نفر از متممیها مجموعاً ۸۱۴۰ تمرین در درسهای مذاکره ثبت کردهاند.
با عضویت ویژهٔ متمم علاوه بر این ۹۸ درس به هزاران درس دیگر از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
مهارت ارائه و سخنرانی | فن بیان | پرسونال برندینگ
مهارتهای ارتباطی | تحلیل رفتار متقابل
شخصیت شناسی | خودشناسی | مدیریت تعارض
دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درسها)
محصول آموزشی مرتبط
تمرین و مشارکت در بحث
اگر در مورد مذاکره حقوق، خاطره یا تجربه یا بحث یا سوالی دارید، خوشحال میشویم که آنها را با ما هم به اشتراک بگذارید.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری اصول و فنون مذاکره به شما پیشنهاد میکند:
- اصول و فنون مذاکره | دوره آموزش مذاکره و تکنیکهای مذاکره حرفه ای
- دغدغهی اصالت در مذاکره | آیا مذاکره من را از خود واقعیام دور نمیکند؟
- پیشنهاد سرفصل برای دوره آموزش اصول و فنون مذاکره
- مذاکره تجاری | مهارتهای ضروری برای یک مذاکره کننده حرفه ای
- قوانین مرتبه دو در مذاکره | چگونه فشار ذهنی خود را کاهش میدهید؟
- اصول مذاکره | چند توصیه برای مذاکره موفق | چگونه مذاکره کنیم؟
- مذاکره با خود | چرا با خودمان مذاکره میکنیم؟
- نکتهای دربارهی یاد گرفتن یک مهارت | والتر هاگن
- مراحل مذاکره | فرایند مذاکره در قالب هفت مرحله
- مدل ذهنی مذاکره کننده | باورها، ارزشها و قضاوتها
- انواع مذاکره | مذاکره تلفیقی در مقابل مذاکره توزیعی
- تعریف مذاکره برد برد (برنده – برنده) چیست؟
- چند استراتژی برای نزدیکتر شدن به توافق برد برد
- برنامه ریزی برای مذاکره | چک لیست گام به گام
- منافع و مواضع در مذاکره (+ برداشتهای رایج و اشتباه در مورد آنها)
- انواع منافع در مذاکره
- تعارض منافع به چه معناست؟ | مرور چند مثال از تضاد منافع
- نقطه شروع مذاکره
- نقطه ترک مذاکره | چه زمانی جلسه مذاکره را ترک کنیم؟
- اولتیماتوم چیست؟ | بازی اولتیماتوم در مذاکره
- مهارت های مذاکره | در چه شرایطی مذاکره و چانه زنی مناسب نیست؟
- تفاوت مذاکره و مناظره در چیست؟
- تعریف امتیاز چیست و امتیازها در مذاکره چگونه طبقه بندی میشوند؟
- قوانین امتیازدهی در مذاکره | امتیاز دادن در مذاکرات چه اصولی دارد؟
- تاکتیک های مذاکره | خرد کردن امتیازها
- تاکتیک های مذاکره | بمباران اطلاعاتی طرف مقابل
- تاکتیک های مذاکره | پیش شرط در مذاکره
- تکنیک های مذاکره | با پیشنهادهای خیلی تند و سرسختانه چه میکنید؟
- استراتژی کالباسی در مذاکره
- چند سوال کلیدی در مذاکره کسب و کارها (مذاکره های بین سازمانی)
- مذاکره گروهی | مرور چند نکته برای مذاکره های گروهی موفق
- برنامه ریزی برای مذاکره – ذی نفعان مذاکره چه کسانی هستند؟
- نقش آلترناتیوها و BATNA (بتنا) در برنامه ریزی برای مذاکره – اگر به نتیجه نرسیدیم…
- برنامه ریزی برای مذاکره | فهرست موضوعات مورد بحث در مذاکره
- اسلایدها و خبرنامه سمینار مذاکره
- انواع خشونت در رابطه با دیگران
- چگونه نه بگوییم؟ مهارت نه گفتن
- کسی که با او مذاکره میکنم دیوانه است!
- نحوه شروع مذاکره | چه کسی گفتگو را آغاز کند؟
- پیامهای منفی کلامی و غیرکلامی در مذاکره
- تسلط بر کلمات و اهمیت آن در مذاکره
- مهارت گفتگو | افراد را از مسئله جدا کنید
- در مذاکره خودمان را زیادی زیرک نشان ندهیم
- تاکتیک های مذاکره | مهارت سکوت کردن در مذاکره
- تکنیک «پرش از روی درخواست» در مذاکره
- تکنیک های مذاکره | خودتان را بیدلیل در برابر دیگران متعهد نکنید
- تکنیک های مذاکره | مدیریت آخرین لحظات در مذاکره را فراموش نکنید
- تکنیک های مذاکره | مقدمه چینی و برچسب گذاری
- تکنیک های مذاکره | پیشنهادهای دارای مهلت محدود
- تکنیک های مذاکره | تاتولوژی در مذاکره و گفتگوها چه کاربردی دارد؟
- اهمیت انتخاب دقیق کلمات در نگارش قراردادها و توافق نامهها
- مکانیزم های دفاعی و کارکرد آنها در مذاکره
- شش اشتباه که میتوانند به بن بست در مذاکره منتهی شوند
- تکنیک گریت (GRIT) | کاهش تنش و خروج از بن بست در مذاکره
- مذاکره و نقش داستان گویی در آن (۱)
- آیا در مذاکره و تدوین قرارداد، به مذاکره مجدد فکر میکنید؟
- منابع قدرت در مذاکره و سازمان
- کتاب هاردبال | همیشه باید مسئول کره را بشناسید!
- هدیه دادن در مذاکره
- جنبه های پنهان مذاکره: ذهن شلوغ و اثر آن بر قدرت تصمیم گیری در مذاکره
- مذاکره حقوق | تعیین حقوق و درخواست افزایش حقوق
- دیدگاه گیری | آیا میتوانید مسئله را از نگاه دیگران ببینید؟
- نقش فرهنگ در مذاکره | فرهنگ چگونه بر روند مذاکره تأثیر میگذارد؟
- انواع قراردادهای تجاری و نحوه تنظیم آنها
- خطر بزرگ قراردادهای بلندمدت | داستان توافق برای اجاره پارکینگهای شهری
- قرارداد لیسانس چیست؟ تحت لیسانس بودن به چه معناست؟
- رویالتی چیست و چگونه پرداخت میشود؟
- مذاکره قرارداد فرنچایز
- مذاکره توافق نامه های سطح خدمات | مفاد توافق نامه SLA چیست؟
- فیلم سمینار آموزشی مذاکره و زبان بدن | محمدرضا شعبانعلی
- فهرستی از بهترین کتابهای مذاکره در سطح بین المللی
- کتاب اصول و فنون مذاکره راجر فیشر و ویلیام یوری
- آیا سطح تنش در مذاکره را به خوبی ارزیابی میکنید؟
- لی تامپسون | مدل ذهنی و بایدها و نبایدهای مذاکره
- کتاب مذاکره لوییکی و ساندرز
- کتاب مذاکره برای کسب سود | ریچارد شل
- منابع تکمیلی | فایل صوتی آموزش اصول و استراتژی های مذاکره
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : دنیا افشار
سلام
من تا به حال دو بار با عبارات زیر موفق به دریافت افزایش حقوق راضی کننده ای شده ام:
مورد اول: اوایل سال بود و شرکت ما برای افزایش حقوق قانون مشخصی نداشت. مدیر مدت طولانی ای در خارج از کشور بود. در یکی از مکالمات تلفنی که زمان را مناسب دیدم:
- احتراما فکر میکنم زمان اون باشه که نسبت به حقوقم تجدید نظری انجام بشه.
- یعنی چی؟
- منظورم اینه که فکر میکنم باید نسبت به افزایش حقوقم اقدام بشه
- نظرت رو برام ایمیل کن
من هم یه ایمیل شامل وظایف و اقداماتی که انجام داده بودم نوشتم و در پایان خاطر نشان کردم که برای انجام درست این وظایف به نظر میاد حقوقی بین x تا Y میتونه مناسب باشه. ( به گفته برایان تریسی، مدیران معمولا بین این دو عدد را در نظر می گیرند. یادم نیست بینش رو گرفتند یا مینیمم رو ولی هر چی بود نسبت به اون زمان حقوق خوبی بود.
فرمول پیشنهاد حداقل و حداکثر:
حداقل: حقوق مورد نظرتون حداکثر: 15-20 % بالاتر از حقوق مد نظر )
مورد دوم:
حدود ساعت 2-3 بعد از ظهر بود و زمان و شرایط مساعد
- میشه چند دقیقه در مورد حقوق باهاتون صحبت کنم؟
- بفرمایید بشینید
- می خوام بدونم حضورم در این مجموعه چقدر موثره و چقدر براتون ارزش داره؟
- بخوایم ارزشش رو بگیم که میلیاردها، حضور شما برامون خیلی مهم و ...( تعارف و تحسین و ...)ولی اوضاع جامعه و شرایط و ... رو که خودتون می بینید و ...
- شما لطف دارید. متوجه هستم ، من هم این مجموعه رو خیلی دوست دارم و برام خیلی مهمه که کارم رو به نحو احسن انجام بدم و دوست ندارم دغدغه کمبود حقوق بخشی از مغزم رو مشغول نگه داره و از کاراییم کم کنه برای همین این مساله رو باهاتون مطرح کردم.
- چقدر حقوق مد نظرتون هست؟
- برای چنین سمتی با کارایی عالی فکر میکنم حقوقی بین X وY میتونه منطقی و منصفانه باشه.
یادمه وسطش رو گرفتند و هر دو راضی و خشنود بودیم.
نکته: این نکته که مدیر تنهاباشن در مورد دوم خیلی موثر بود.بعد که رییس هیئت مدیره متوجه این موافقت شد از واکنششون متوجه شدم اگر در حضور جفتشون صحبت میشد محال بود به این نتیجه برسیم.
2- معتقدم شرط انصاف را هم باید در درخواست حقوق رعایت کرد. مذاکره ای برنده- برنده چون همیشه باید در نظر داشت. ما تخصص و دانش خود را می فروشیم و مثل هر مورد دیگری گرونفروشی انسانی و خداپسند نیست.
امیدوارم مفید بوده باشه. پیروز باشید و پایدار
فکر کنم یکی از دشوارترین مذاکرات حقوق زمانی باشد که ارتباط عاطفی خوبی با مدیر داریم مثلا از دوستان نزدیکمان است که بلاخره در چارچوب سازمانی باید مذاکره کنیم و براساس مبانی مشترک و شفاف حقوق خود را تعیین کنیم. من تجربه تلخی از این اتفاق دارم ( البته در دوره فعالیت با بخش خصوصی) و در واقع احساسم در آن مقطع این بود که آن رابطه عاطفی بضرر من تمام شده است. چه توصیه هایی در این زمینه وجود دارد؟
مشکلی که من در مذاکره حقوق و دستمزد دارم اینه که بسیار بسیار خجالتی عمل میکنم. یعنی با وجود این که تقریباً در بیشتر مسایلی که بهشون اشراف تخصصی دارم شجاعانه وارد موضوع میشم و بحث میکنم و آدما رو به چالش میکشونم، در مذاکره پیرامون حقوقم خیلی خجالت میکشم. نمیدونم ریشهاش از کجا میاد و همه هم بهم میگن زینب چقدر بهت نمیاد خجالت بکشی:) با این حال میکشم.
با سلام
من فکر می کنم یکی از بهترین زمانها برای درخواست افزایش حقوق، اول سال هست وقتی که افزایش قانونی صورت می گیرد یعنی یکجورایی افزایش مورد تایید است و شما فقط باید با در نظر گرفتن ارزش افزوده ای که برای سازمان ایجاد می کنید تقاضای ترمیم حقوق رو مطرح کنید بعد با خیال راحت تا اخر سال کار می کنید و پذیرش مدیران در این مقطع نیز راحت صورت میگیرد.
بنام خدا
خدا قوت
من بیشترین تاثیرات و کسب امتیاز بابت افزایش حقوق رو همیشه برای دیگران توانسته ام بگیرم ، یعنی وقتی درخواست افزایش حقوق فردی دیگر رو با مدیر مطرح البته با همان شروط بالا و در نظر گرفتن پیچیدگیهای دیگر، توانسته ام موفق باشم .
البته برای خودم هم ، موفق بودم و انهم بدین صورت که در طول چندین سال و صرفا در دو نوبت مطرح کردم و فکر میکنم مدیرم ، پیش خودش فکر کرده اگر موفقت نکنه ، عذاب وجدان خواهد گرفت
جهت انجام مذاکرۀ حقوق فکر میکنم توجه به دو مورد میتواند نتیجۀ خوبی ایجاد کند:
۱٫ در مورد میزان حقوقی که رضایت ما را به خوبی تأمین میکند با خودمان به اتفاق نظر برسیم.
۲٫ اطلاعاتی در مورد محدودیتها و عرف و ساختار پرداخت حقوق طرف مقابل داشته باشیم.
· در صورتی که میدانیم چه حقوقی ما را راضی میکند و باعث میشود با رضایت خاطر برای طولانی مدت کار را به بهترین شکل انجام دهیم، لازم است با خودمان به توافق برسیم.
البته واضح است که چنین توافقی باید تا حد امکان منطقی و بهدوراز احساسات باشد وگرنه بزرگنمایی در مورد میزان رضایت و فاصله گرفتن حقوق دلخواه از ارزشهایی که ایجاد میکنیم باعث میشود یا به حقوق مدنظر نرسیم یا در صورت رسیدن هم آن را به زودی از دست بدهیم.
· بهتر است اگر در مورد حقوقی که باعث رضایتمان میشود با خودمان به نتیجه نرسیده باشیم یا به هر دلیلی آن را منوط به شرایط طرف مقابل بدانیم، حداقل باید در رابطه با توانمندی طرف مقابل برای پرداخت حقوق اطلاعات کسب کنیم.
این کار باعث میشود:
· پیشنهاد حقوق واقعیتری مطرح کنیم.
· رسیدن به توافق را سادهتر کنیم.
· اعتماد طرف مقابل را جلب کنیم.
· تا حد زیادی خود را فردی حرفهای و آگاه نشان دهیم.
· کنترل مذاکره را در دست داشته باشیم و بتوانیم به درستی نقطۀ ترک مذاکره یا نقطۀ رسیدن به توافق را تشخیص دهیم و بهسادگی از آن عبور نکنیم.
در کنار همۀ اینت موارد میتوانیم بگوییم حقوقی که پیشنهاد میدهیم باید با میزان ارزشآفرینی و توانمندیهای فعلی ما همخوانی داشته باشد تا رضایت دوطرفه را در بلندمدت ایجاد کند.
شاید ابتدا به نظر برسد بهترین زمان برای مذاکرۀ حقوق وقتی باشد که طرفین از لحاظ شرایط درونی و بیرونی آمادگی کافی داشته باشند. یعنی هر دو طرف از نظر ذهنی تحت فشار خاصی نباشند و مکان و زمان و شرایط بیرونی هیچکدام مانع بزرگی برای مذاکره ایجاد نکند.
اما در بسیاری از مواقع این شرایط محقق نمیشود و یا حداقل به درستی برداشت و فهمیده نمیشود.
به همین دلیل شاید بهتر باشد این موارد به تناسب موقعیت موردنظر قرار بگیرد:
· درگیری احساسی خیلی جدی برای هیچیک از طرفین وجود نداشته باشد.
· مقدمهچینی و مطرح کردن پیشنهاد حقوق با برنامهریزی و سناریو چینی از قبل مشخصشده باشد به طوری که فضای احساسی را تا حد امکان تعدیل کند.
· هر موقعیت مثبتی به چشم فرصتی مناسب برای مذاکرۀ حقوق تعبیر نشود بلکه شرایط مثبت از دیدگاه طرف مقابل در اولویت قرار بگیرد.
· شرایطی فراهم شود که بتواند به پیشبرد شرایط بهتر برای مطرح کردن حقوق کمککننده باشد.
· موقعیت مطلوب طوری چیده شود که پیشنهاد مطرح کردن مذاکره از سوی طرف مقابل باشد.
· مذاکرۀ حقوق در شرایطی مطرح شود که دلایل کافی برای چنین پیشنهادی وجود داشته باشد به طوری که به دید طرف مقابل هم قابلتوجه و جدی باشد.
موردی که در کاری که قبلا به ان مشغول بودم به یاد دارم . از ان جا که من رابطه ای نزدیک با صاحب کار داشتم و همچنین خودم هم با همه ی کارگران رابطه ی خوبی داشتم گاهی ان ها به من تماس میگرفتند و یا حضوری از من میخواستند که در مورد موضوع پول با صاحب کار حرف بزنم . حالا یک موضوع اینه که من هیچوقت حاضر نبودم رابطمو با مدیر خراب کنم برای افزایش حقوق فرد دیگه . در نهایت اگر هم خودمو موظف میدونستم که این موضوع رو به صاحب کار بگم جوری میگفتم(با عرض پوزش اما مجبور بودم) که اخرش به ضرر اون فردی تموم میشد که تقاضای افزایش حقوق کرده. پس بهتره کسی رو واسطه نزاریم برای این نوع درخواست ها چون واسط قرار نیست دلش برا ما به اندازه خودمون بسوزه . در زمان مناسب ترجیحا رو در رو هم باشه بهتره نه تلفنی، مستقیما با مدیر مورد نظر جهت افزایش حقوق صحبت کنیم.
یادش بخیر، تو شرایط خیلی سختی گیر افتاده بودم. شرکت چهار ماه بود که حقوق پرداخت نمی کرد. از طرفی پول هام رو جایی سرمایه گذاری کرده بودم و ته مونده پول هایی که داشتم هم داشت خرج می شد. چند باری خواستم مدیرعامل رو ببینم که یا براش مهمان می اومد و یا سریعا باید به جلسه مهمی با دولتی ها می رسید ! یکبار تو شرایط واقعا سختی قرار گرفتم و اعصابم بهم ریخت، پول نداشتم و باید به پروژه ام تزریق مالی می کردم. استعفام رو نوشتم و دادم به منشی. فرداش منشی بهم زنگ زد که مدیر عامل با درخواست شما موافقت نکردن و گفتن که بعد از بازگشت از سفر کاریشون شما رو می بینن.اما من پیش بینی کرده بودم که باز هم احتمالا قراره یک عدد کمی رو به عنوان تنخواه بریزن به حسابم ! در یک حرکت غیرحرفه ای دیگه برنگشتم. ( هر چند مدیر عامل اون مجموعه اونقدر به من لطف و احترام داشت که طبق قانون وزارت کار اقدام نکرد و نیومدن من رو نادیده گرفت – کلا رابطش رو با پرسنلش جوری تعریف می کرد که حتی بعد از ترک کردن اون مجموعه هم بهش وفادار می موندن).
در جایی که من زندگی میکنم مهارت با مدرک تحصیلی برابری کرده و یا حتی بعضاً بالاتر است، مثلا یک پزشک عمومی ممکن است از یک لوله کش (حرفه ای) درآمد کمتری داشته باشد لذا صرفاً مدرک تحصیلی نمیتواند معیار کاملی برای درخواست حقوق یا مقایسه با موارد مشابه باشد. زمانیکه ترکیب مهارت شغلی و مدرک تحصیلی برایند مناسبی داشته باشند، آنگاه ما دست بالا را در مذاکره حقوق خواهیم داشت.
Locum family physician $115,870
Physician clinic lease $31,803
goo.gl/CkAWnP
۱) زمانی وارد مذاکره حقوق شویم که سناریوهای متفاوتی برای پاسخ های احتمالی داشته باشیم.
۲) عرف بازار را در مورد درخواستمان لحاظ کرده باشیم.
۳) پل ها را در صورت شنیدن پاسخ منفی خراب نکنیم.
اگرچه عوامل گوناگونی در ایجاد درخواست افزایش حقوق دخیل هستند ولی بنظر اینجانب مهمترین آنها تورم موجود در جامعه است. وقتی فردی با یک حقوق مشخص که از میزان آن هم راضی است در جایی مشغول به کار می شود، چطور باید خودش را قانع نماید که تقریبا همان حقوق را با تورم غیر اصولی قیمت ها (از نگاه یک حقوق بگیر نه یک اقتصاد دان) هزینه نماید! فقط کسانی که حقوقشان (بسیار) بالاتر از هزینه هایشان در یک مقطع زمانی خاص است ممکن است از تورم، گلایه ای جدی نداشته باشند. بنابراین هر درخواستی برای افزایش حقوق بطور معمول از فشاری است که تورم پیش آمده به ساختار هزینه ای یک فرد وارد کرده است وگرنه در شرایط فعلی اقتصاد کشور، کمتر افرادی پیدا می شوند که درخواست افزایش حقوق خود را صرفا برای رسیدن به اهدافی بدهند که یک فرد در کشوری با درامد سرانه بالا می دهد!
– در صورتی که در سازمان، یک سیستم جامع ارزیابی عملکرد بر پایه شایستگی ها وجود داشته باشد. شاید بسیاری از مذاکرات برای افزایش حقوق از چرخه مذاکرات اداری به خودی خود حذف شوند. بدون نظام ارزیابی عملکرد اثربخش، مدیر از اختیار افزایش حقوق برای بالا بردن قدرت و یا محبوبیت خود استفاده می کند و کارکنان نیز برای دستیابی به سطوح بالاتر حقوق و دستمزد ممکن است به رفتارهای نامطلوب یا حتی انفعالی تهاجمی دست بزنند. همانطور که در متن درس هم آمده است مذاکره برای افزایش حقوق شاید در اکثر موارد برای طرفین ناخوشایند و یا از سر اجبار است. اجباری که می تواند ناشی از تبعیض، مشکل مالی، فشار روانی و … باشد.
یکی دیگر از چیزهایی که هنگام مذاکره حقوق نباید مطرح کنید مقایسه میزان دریافتی شما با همکارتان است . با این کار هم اعتماد به نفس پایینتان را نشان داده اید و هم مطمئن باشید به نوعی این خبر به گوش همکارتان می رسد و اگر هم نرسد هر بار که با او برخورد کنید حس بدی به شما منتقل می شود. بهتر است هنگام مذاکره در مورد حقوق تنها به ذکر تواناییهای شخصی خودتان بپردازید و زیاده روی هم نکنید.
فرض کنید در شرکتی به تازگی به یکی از همکاران أفزایش حقوق تعلق گرفته است بهتر است در این شرایط وارد مذاکره حقوق نشویم چون مدیریت تصور میکند این یک بیماری است که کل شرکت را فرا میگیرد
چندی پیش یکی از دوستانم پس از اینکه همکارش افزایش حقوق داشت پیش مدیریت رفت و گفت چند وقت پیش راجع به افزایش حقوق می خواستم با شما صحبت کنم….،بعد از آن مدیریت برخورد خوبی با او نداشت
به نظر من حقوق معمولا به پرستیژی که هر شخصی در حوزه کاری خود دارد به آن پرداخت می شود.
شاید یک کارگر حرفه ایی ۲۰ سال در یک سازمان کلیدی ترین نیرو باشد ولی اون پرسیتژ گرفتن حقوق بالا را ندارد ولی یک مدیر با سابقه کمتر و دانش کمتر می تواند حقوق بالاتر بگیرد.
خیلی مهم است که بعضی ها دندان خوردن حقوق بالا را داشته باشند.
این موضوع در مورد زن و شوهرها هم اتفاق می افتد:
مرده تا زمانی که فقیر است و درآمد کمی دارد زنش براش از خود گذشتگی می کند ولی وقتی پول دار شد زنی می خواهد که کنارش با کلاس سوار لکسوس شود. اگر زن اولش با تمام از خودگذشتگی که براش کرده بلد نباشد مرد داستان ما می رود سراغ زنی که لکسوس سوار شدن را بلد باشد.
در این زمینه خاطره ایی دارم که فکر کنم جالب باشد:
من وقتی که به عنوان مدیر جدید کارخانه انتخاب شدم و پس از درگیری هایی با بازماندگان و رفقای مدیر سابق محکم بر تخت پادشاهی نشستم و شرایط پس از یک دوره جنگ بدلیل تغییر مدیر قبلی به آرامش نسبی رسید مدیر عامل پس از یک ماه جهت بازدید به کارخانه آمدند. آقای مدیر عامل از بهبود تولید و شرایط خوب کارخانه و درستی اخراج مدیر قبلی کلی صحبت کردند.
در پایان من که می دانستم که کارخانه در شرایط خوبی است و سفارشات زیادی گرفته و دهان مدیرعامل آب افتاده است گفتم:
من همیشه به هوش شما قبطه می خورم.
گفت : چرا
گفت شما در ماه شاید چند ساعتی بیشتر وقت صرف این کارخانه نمی کنید و من معمولا ۲۴ ساعته در کارخانه هستم.
شما از این کارخانه حدودا ماهی ۵ میلیارد درآمد دارید و من حداکثر ۴ میلیون.
یعنی درآمد شما در یک ماه از کارخانه معادل ۱۲۵۰ ماه و یا ۱۰۴ سال من است. تازه با لحاظ کردن وقتی که برای کارخانه می گذاریم ارزش وقت شما ۱۳۰۰۰۰ برابر وقته منه.
(البته این را نگفتم که تو دیپلم هم داری و من دکترای رشته مهندسی دارم)
با یک جدیتی من را برای هفته آینده به دفتر خود دعوت کرد و رفت.
من روز موعود به ساختمان اصلی شرکت و دفتر مدیرعامل رفتم.
اول چند ساعت منو معطل کرد.
بعد یک استقبال شاهنانه با صرف ناهاری رویایی در خدمت ایشان بودم.
سپس از خاص بودن خودش و ضعف آدمها دیگر صحبت کرد.
بعد در انتها یک پاکت حاوی ۳۰ میلیون تومان پول به من داد و حقوق من را دو برابر کرد.
خیلی سخت گذشت. البته به سختیش می ارزید.
اما همین حقوق بالا بلای جان من شد. همینکه دیگران مدیران ستادی شرکت فهمیدن تا زمانی که در آن کارخانه کار می کردم هر روز یک بازی جدید درست کردند و شرایط را خیلی برای من سخت و پیچیده کرده بودند.
به نحوییکه بعد از یکسال از آنجا فرار کردم.
اما اون حقوق و مزایا خیلی تو زندگیم تاثیر گذاشت. اینکه فکر کنی یک مدیر ۱۰ میلیون تومانی هستی یک لذت و غرور خاص به آدم می ده.
با سلام
من از وقتی تو شرکتمون اومدم، میشه گفت که ۱ بار بیشتر بحث حقوق رو نکردم و از اون موقع هم ی دو سالی میگذره.
تازگی ها یکی از همکارامون هم از جمع ما کم شدند و کارای ایشونم افتاده گردن من.
از طرفی هم به غیر از بحث های مالی تو مذاکرات قبلیمون، یکسری زمینه های فعالیت قرار بود که باز بشه و از فعالیت تو اون بخش ها و فروششون، بخشی دیگه از عواید مالی بنده تامین بشه و بعد از ۱٫۵ سال، هنوز اونها محقق نشده است.
از طرفی، تازه تو بخش فروش محصولات هم، یکسری محدودیت ها اتفاق افتاد و سبد کالامون کاهش هم پیدا کرد.
میخواستم واسه اوایل مهر برم برای بحث افزایش حقوق و اشاره به این نکاتی که محقق نشدن که این همکارمون رفت و کاراش رو دارم انجام میدم.
تو نظرم بود که تو عرض ۳ ماه، قدر یک سال اون بنده خدا کار کنم (با توجه به عملکرد ضعیف ایشون از دید من و با توجه به قابلیت های خودم، امکان تحققش نه به راحتی، اما با سعی و تلاش زیاد و برنامه ریزی خوب و دقیق و همت زیاد هست.) و بعد برای جلسه حقوق برم و یک دستاورهایی هم داشته باشم (البته بخشی از دستاوردها هم خیلی دست من نیست و به نیازمندی مخاطبین و شرکت هایی که باهاشون تماس میگیرم بستگی داره).
این طرح و ایده کلیم برای رفتن سر جلسه مذاکره هست.
پس شامل ۳ بخش میشه:
۱٫تعهداتی که از سوی شرکت محقق نشده است.
۲٫کاهشی که تو سبد کالای شرکت اتفاق افتاده است.
۳٫مسئولیت و کار بیشتری که بهم محول شده است.
اما چیزی که درش تردید دارم، اینه که شاید لزومی به بیان دو بخش اول در ابتدای امر نباشه و تنها با بیان مسئولیت زیاد شده و اشاره ای لطیف به برخی عدم تعهدات بشه کار رو پیش برد و به نتیجه مطلوب رسوند.
با توجه به همه این مطالب و اطلاعات، ممنون میشم اگه شما هم راهنماییم کنید تا بهتر بتونم تو این جلسه حاضر بشم و پیشنهاد شما برای بنده چیه؟
ممنونم که خوندینم.
با سلام
فکر کنم ی مطلب که قبلا نوشتم، مناسب اینجام هست و همون رو میزارم مجدد:
من وقتی تازه دنبال کار میگشتم، چندین مورد مصاحبه داشتم. توی یکی از اونها، شرایط من خوب شد و برای بحث مالی وارد مذاکره شدیم.
من مبلغ مد نظرم رو گفتم و رییس شرکت نپذیرفت و ی مقدار چک و چونه زدیم و در نهایت گفت که بررسی میکنم و بهت خبر میدم و دیگه هیچ وقت زنگ نزد …
هر چند که فکر میکنم که حقوق منصفانه ای درخواست کرده بودم، اما احتمالا به علت عدم شناخت از من و قابلیت ها و توانایی هام، اون رو نپذیرفت.
تو اون چن روز خیلی به این مطلب فکر کردم و خیلی تو ذهنم بود.
بعد که رفتم برای مصاحبه تو ی شغل دیگه، باز تو جلسه اول اوکی شدم و جلسه دوم رفتم برای بحث مالی.
خلاصه دیالوگ های بحث مالیمون اینطوری شد:
رییس: خوب حقوق چقدر خوبه برات؟
من: نمیدونم. نظر شما رو چقدره؟
رییس: سابقه کاری که نداری، زیادم کار تحقیقی کردی و نمیدونم تو بخش بازرگانی جواب بدی یا نه. حقوق پایه رو برای دوره ۳ ماهه ازمایشیت در نظر میگیرم.
من: من با این مطلب مشکلی ندارم و مطمئنم که از پسش بر میام. و بعد از اون دوره بهتر و دقیق تر میتونید بنده رو ارزیابی کنید و اون موقع مسلما اگه من از پس مسئولیت هم بر اومده باشم، شما حقوقی و در نظر میگیرید که من با انگیزه خیلی زیادی کار کنم و اگه از پسش بر نیومده باشم، چه بسا اخراجم کنید و یا حقوقم رو کمتر هم بکنید.
فکر کنم شیوه خوبی بودش برای من. از جمله دستاورداش میشه به موارد زیر اشاره کنم:
۱٫فرصتی برای نشون دادن خودم به مدیریت پیدا کردم.
۲٫فرصتی برای کسب سابقه کاری پیدا کردم که حتی اگه موفق هم نمیشدم، سابقه کار به پرونده و رزومه ام اضافه شده بود.
۳٫فرصت اشنایی با شغل فروش و بازرگانی رو پیدا کرده بودم.
۴٫تحت اموزش برای کسب مهارت های فروش قرار گرفتم.
۵٫یک فرصت برای صحبت برای افزایش حقوق برای خودم خریدم، با این مزیت که تو اون بازه زمانی، رییسم هم عملکردم رو میتونست ارزیابی کنه و من به راحتی میتونستم خودم و قابلیت هام رو بهش ثابت کنم و اون راحت تر بتونه بهم اعتماد کنه.
۶٫با پذیرفتن شرط مالی اون و شرط دوره ازمایشی، اعتماد سازی بسیار خوبی صورت گرفت که تو جلسه دریافت حقوق بعدی خیلی بهم کمک کرد.
و من از پسش برومدم و بعد از همون ۳ ماه، حقوقم کلی افزایش پیدا کرد.
البته اینم بگم که رییسم بسیار انسان شریف و بزرگوار و خوبی هستند و خدا همیشه بهترین ها رو نصیبشون کنه ان شاء الله.
خاطره یا تجربه، بحث یا سوال :
خاطره اینکه زمانی که جایگزین همکار قبلیم شدم، حقوق این سمت ۱۵۰ هزار تومن کاهش پیدا کرد.. روز به روز هم به نعداد شرکتهایی که با اونا وارد مذاکره و خرید و فروش می شدیم بیشتر و کار منِ بی تجربه و سابقه کار، مشکل تر، که البته از پسش براومدم؛
نکته:قبل از شروع کار راجع به حقوق همکار قبلی تحقیق کنید :)
تجربه، یه دفعه بعد از مشورت با همکارا راجع به افزایش حقوق، همکارای من گفتن شما اینجا نبودی نمیدونی! اگه گفتی حقوقم رو ببر بالا، اینکارو نمیکنن و باهات بدرفتاری میکنن و تحقیرت میکنن!!! بعد خودشون یواشکی رفتن درخواست افزایش حقوق دادن :)
نکته: واسه افزایش حقوق و مذاکره راجع بهش، با همکاراتون مشورت نکنین :)
.
بحث: به نظر من، تو همه سازمانا و واسه همه رییسا، مطرح شدن افزایش حقوق توسط کارمند، بالاخص کارمند پرتلاش، حمل بر سوء استفادگی میشه .. نظر بقیه رو نمیدونم :)
سوال: من اکثر نکته های بالا رو رعایت کردم و درخواست خودم رو مطرح کردم، سه روز بعد در نبود من، رییس مالی به همکارام گفته میخواد نیرو تعدیل کنه، اگه کسی سراغ دارن معرفی کنن! منظورش به من بوده؟؟ درخواست افزایش حقوق بعد از یکسال، با حقکق نصف اداره کار، با نظمی که من حتی الامکان رعایت میکنم، با نهایت ادب، کار اشتباهی بوده؟؟؟ همه کارفرماها خیییلی به اقتصاد مالی می اندیشند؟؟ همون خسیس بودن تو زبون عامیانه :)
.
پ ن : به شدت نیاز به مشورت و کمک دارم و کلللی سوال دارم .. نمیخوام تو محل کار با اشتباه و شکست روبه رو بشم …
من تقریبا برای حقوق ( ریالی ) با سازمان تاکنون بصورت جدی وارد مذاکره نشده ام ولی یک بار برای حقوقم جدی وارد مذاکره ( البته بدون روبرو شدن با مدیر عامل ) شدم که نتیجه اش همه مدیران را شامل شد. داستان از این قرار بود که :
من وقتی وارد سازمان شدم ( به درخواست سازمان و به قیمت ترک کار هیات علمی ) ، خیلی راجع به نوع قرارداد ( رسمی ، مدت معین و … ) اطلاع نداشتم و قرارداد را امضاء نمودم. بعد از سه سال کار که من و خیلی های دیگر هم قراردادی امضاء نکرده بودیم و در واقع قرارداد ما رسمی تلقی میشد ، مدیر عامل جدید همه را موظف کرد قرارداد جدید یکساله امضاء نمایند و من هم به درخواست رئیس هیات مدیره که امضاء شما نمادین است ، برای امضاء قرارداد یک ساله متقاعد شدم. باز هم چند سال از این ماجرا گذشت و هر ساله قرارداد برای همه مدیران و از جمله بنده تجدید می شود.
من با توجه به شرایط اول استخدامم از این وضعیت اصلا راضی نبودم و قراردادهای یک ساله را برای خودم نمی پسندیدم. در شروع آن سال وقتی قرارداد از طرف منابع انسانی برای امضاء ارسال شد من از امضاء آن خودداری کردم و در پاسخ به تماس های مکرر مدیر منابع انسانی و … اعلام کردم قطعا امضاء نمی کنم و در صورت اصرار به امضاء آن ، سازمان را ترک خواهم نمود و این موضوع را به اطلاع مدیر عامل نیز برسانید.
مدیر عامل هیچ صحبتی با من نکرد ولی آن سال و بعد از همه مدیران از امضاء قرارداد یک ساله معاف شدند.