Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟


کتاب و کتابخوانی

کتابخوانی از جمله مهارت‌هایی است که همهٔ ما کم‌و‌بیش به آن نیازمندیم. نمی‌شود به توسعه فردی علاقه داشته باشیم و برای کتاب و کتابخوانی وقت نگذاریم.

این حرف بدیهی است و همه آن را تأیید می‌کنیم. در عین حال اگر بخواهیم با خودمان صادق باشیم، می‌بینیم که معمولاً برای خواندن کتاب چندان شوق و حوصله نداریم. یا لااقل معتقدیم که شوق و حوصلهٔ مطالعه هست، اما وقتی برای آن نیست. در این درس فهرست‌وار و به زبان ساده اهمیت کتاب و کتابخوانی را شرح می‌دهیم و سپس به برخی نکات مهم در مورد کتابخوانی می‌پردازیم.

امیدواریم آن‌چه در ادامه می‌آید برای تقویت عادت مطالعه و کتابخوانی در زندگی شما مفید باشد.

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

شاید این سوال، ساده به نظر برسد. اما سوال بسیار مهمی است که معمولاً از کنارش به سرعت می‌گذریم.

بسیاری از ما وقتی کاری را انجام نمی‌دهیم – یا در انجامش سستی می‌کنیم – به سرعت دنبال کلاس و آموزش و راهکارهای سریع زودبازده می‌رویم. مثلاً اگر احساس کنیم آن‌قدر که باید اهل مطالعه نیستیم، به دنبال دوره کتابخوانی و کلاس کتابخوانی و تکنیکهای کتابخوانی می‌رویم و فکر می‌کنیم که به زودی تحولی در ما ایجاد خواهد شد و به فردی کتابخوان تبدیل می‌شویم.

نتیجه را هم پیشاپیش می‌دانیم: برای مدت کوتاهی رفتارمان تغییر خواهد کرد و برای کتاب خوانی وقت خواهیم گذاشت و پس از آن دوباره به همان وضعیت قبل بازمی‌گردیم.

پس بهتر است قبل از این نوع کارها و تلاش‌های نافرجام، کمی وقت صرف کنید و به سوالی که مطرح کردیم فکر کنید: «چرا کتاب نمی خوانید؟» بعید است مشکل شما ناشی از تردید در ارزش کتاب یا اهمیت کتاب و کتابخوانی باشد. احتمالاً مشکلات ساده‌تر و اجرایی‌تری وجود دارند که مانع مطالعه می‌شوند. اجازه بدهید چند مورد از آن‌ها را با هم مرور کنیم (چند لحظه با خود فکر کنید و ببینید اگر بخواهید صرفاً سه یا چهار مورد از این فهرست را به عنوان علل مهم‌تر انتخاب کنید، کدام را انتخاب خواهید کرد):

(آن‌قدر که دوست دارم) کتاب نمی‌خوانم چون…

مطالعه کتابها را آغاز می‌کنم، اما به پایان نمی‌برم. کتابهای بسیاری بوده که خواندن آن‌ها را نیمه‌کاره رها کرده‌ام.

حس می‌کنم سرعت کتاب خواندن من کم است و وقتی کتابی در دست می‌گیرم، خوب پیش نمی‌رود.

مطالعه کردن تمرکز می‌خواهد و من هنگام مطالعه چندان تمرکز ندارم.

دوست دارم کتابخوان باشم. اما کتابخوانی برایم خسته‌کننده است و حوصله‌ای می‌خواهد که از حد توانم خارج است.

حوصلهٔ متن‌های طولانی را ندارم. وگرنه متن‌های کوتاه – در حد کپشن اینستاگرام و پست‌های تلگرام – را می‌خوانم.

کتابخوانی کار خوبی است. اما لذتبخش نیست.

تصمیم گرفته‌ام مطالعه کنم و برای کتابخوانی وقت بگذارم، اما کتاب مناسبی در ذهنم نیست و نمی‌دانم برای شروع کتابخوانی سراغ چه کتابهایی بروم.

هر یک از نکاتی که در ادامه می‌آیند، پاسخی به یک یا چند مورد از موارد بالا هستند. اگر بعضی از موارد بالا مسئلهٔ شما هم هست، احتمالاً خواندن ادامهٔ این درس برایتان مفید خواهد بود.

قرار نیست همهٔ کتابها را تا آخر بخوانید

به جای این‌که به خود بگویید «من خواندن بسیاری از کتابها را نیمه‌کاره رها کرده‌ام» از خود سوال بهتری بپرسید: «چرا باید همهٔ کتابها را تا آخر بخوانم؟»

صدهاهزار عنوان کتاب در جهان وجود دارد که احتمالاً یک کتابخوان حرفه ای از هر هزار عنوان‌شان، نهصد‌و‌نود‌ونه عنوان را نمی‌پسندد. حتی اگر همهٔ کتابهای مربوط به موضوع محبوب‌تان را هم پیش رویتان قرار دهند، باز هم احتمالاً از هر ده یا بیست عنوان، به زحمت یکی را بپسندید. ضمن این‌که جذاب، مفید و مناسب بودن بسیاری از کتابها را نمی‌توان از اسم کتاب یا جلد کتاب یا حتی با خواندن چند صفحه از کتاب تشخیص داد.

بنابراین طبیعی‌ترین کار پس از شروع به مطالعه یک کتاب این است که آن را رها کنید و گوشه‌ای بیندازید و اتفاقاً این غیرطبیعی است که هر کتابی را تا آخر بخوانید. روش کتاب خواندن این نیست که کتابی را باز کنید و از صفحهٔ اول جلو بروید و به خود قول بدهید که تا به صفحهٔ آخر نرسم آن را رها نمی‌کنم (اصطلاحاً خواندن کتاب از جلد تا جلد یا cover to cover).

واضح است که پس از مدتی که با ناشران، نویسندگان و صاحب‌نظران مختلف آشنا شدید، می‌توانید با خطای کمتری کتابهای مناسب خود را تشخیص دهید. اما در آن زمان هم هنوز تعداد کتابهایی که نیمه‌کاره رها خواهید کرد، هم‌چنان بسیار بیشتر خواهد بود.

کتاب خوانی

اگر زمانی دیدید که کتابهای رهاشدهٔ کمی دارید و بیشتر کتابهایی را که شروع کرده‌اید تا آخر خوانده‌اید، بدانید وضعیت‌تان نگران‌کننده است و به اصول کتاب خواندن بی‌توجه بوده‌اید. در این وضعیت می‌شود حدس زد که احتمالاً یکی از دو اتفاق زیر افتاده است:

کتابهای غیرمفید و نامناسبی بوده که جرئت نکرده‌اید خواندنشان را رها کنید و طبعاً چون عمر و فرصت مطالعه محدود است، این به آن معناست فرصت خواندن کتابهای دیگری را، به خاطر نداشتن جسارتِ رها کردن، برای همیشه از دست داده‌اید.

حلقهٔ مطالعهٔ شما بسیار کوچک و محدود شده و حاضر نبوده‌اید از ناحیهٔ امن خود خارج شوید: به سراغ ناشران دیگر، نویسندگان و مترجمان دیگر، موضوعات دیگر و عناوین ناشناخته بروید. طبیعتاً این اتفاق هم برای کسی که در تلاش برای افزایش دانش و گسترش نگرش خود است، یک وضعیت نامطلوب محسوب می‌شود.

تندخوانی لزوماً مفید و موثر نیست

هر کس اندک علاقه‌ای به کتاب و کتابخوانی داشته باشد، دیر یا زود راهش به کلاسهای تندخوانی و مروّجان تکنیکهای افزایش سرعت مطالعه می‌افتد. در دوره های تندخوانی انواع تکنیک‌ها را به مخاطب می‌آموزند تا بتوانند با سرعت بیشتری از روی متن‌ها عبور کنند. در عین حال، ادعا می‌شود که تکنیک های تندخوانی به‌هیچ‌وجه روی درک مطلب تأثیر نمی‌گذارند. یعنی خواننده می‌تواند سرعت خود را دو یا چند برابر کرده و دقیقاً به همان اندازهٔ قبل، متن را بفهمد و درک کند.

دربارهٔ اثربخشی روشهای تندخوانی پژوهش‌های متعددی انجام شده که لازم است در درس جداگانه‌ای به آن‌ها پرداخته شود. اما فعلاً کافی است در همین حد اشاره کنیم که تقریباً همهٔ پژوهشهایی که به اثربخشی تندخوانی پرداخته‌اند، «توانایی به‌ خاطر سپردن و به یاد‌ آوردن» را سنجیده‌اند و نه «درک مطلب» را. ما معمولاً به قصد یادگیری می‌خوانیم و یادگیری زمانی اثربخش است که بتوانیم آموخته‌های جدید را به دانسته‌های قبلی وصل کنیم. کسی که در کتابخوانی شتابزده است، ممکن است با حال‌و‌هوای کتاب آشنا شود، اما این به آن معنا نیست که محتوای کتاب را نیز آموخته است.

این که شما یک داستان بخوانید و بعد به‌ خاطر بیاورید که هر کس با چه کسانی نسبت داشت یا اتفاقات مهم داستان در چه تاریخی روی داد، با این که مطلبی را آن‌قدر عمیق بخوانید که مدل ذهنی شما تغییر کند، تفاوت دارد. شاید بتوان از تندخوانی اخبار و اسناد اداری دفاع کرد، اما تندخوانی کتاب های مدیریت، کتاب های روانشناسی، کتاب های توسعه فردی و بسیاری از حوزه‌های دیگر – که البته خارج از حوزهٔ آموزشی متمم هستند – قطعاً اثربخشی مطلوب نخواهد داشت.

حتی در همان اخبار و اسناد اداری هم، اگر واقعاً خبر یا سند مهمی باشد، لازم است جمله‌ به جمله و کلمه به کلمه خوانده شود. چرا که معمولاً همهٔ دردسرها، هزینه‌ها، کج‌فهمی‌ها و پشیمانی‌ها ناشی از سرسری خواندن همین اخبار و اسناد است.

قبل از این که به تندخوانی وسوسه شوید، همیشه از خود بپرسید که هدف از خواندن کتاب چیست؟ آیا تندتر خواندن شما را به هدفی که دارید نزدیک‌تر می‌کند؟ اگر کتابی در دست دارید که معتقدید خواندن دقیق آن چندان ضروری نیست، بهتر است کمی بیشتر فکر کنید؛ چون شاید اساساً خواندنش ضروری نباشد.

مدافعان تندخوانی اخیراً آموخته‌اند تأکید کنند که درست‌خوانی را آموزش می‌دهند و نه شتابزدگی را و تأکید می‌کنند که ما می‌خواهیم نحوه صحیح کتاب خواندن را رواج دهیم. اما مسئله این‌جاست که حتی با این فرض، بخش بزرگی از زمانی که برای مطالعه کتاب صرف می‌شود، مربوط به عملیات خواندن (مشاهدهٔ کلمه، خواندن کلمه و درک معنی کلمه) نیست. بلکه مربوط به پردازش‌هایی است که هم‌زمان با خواندن در ذهن انجام می‌شود و طبیعتاً سرعت آن پردازش‌ها را نمی‌توان افزایش داد.

جدا از این که چنین نگاهی به مطالعه – که باید نقطه‌ به نقطه، حرکت چشم و لب و دهان کنترل شود – بیشتر رویکردی تیلوریستی است و اگر هم به کار کارخانجات بیاید، برای کتاب و کتابخوانی که مستلزم فهم مطلب و کشف معناست چندان مناسب نیست. به عبارت دیگر، این نوع رویکردها بیشتر برای بیل زدن و استخراج معدن به کار می‌آید تا پلک زدن و استخراج معنا.

جدا از همهٔ این حرف‌ها و استدلال‌ها، اشاره به تندخوانی در این درس، علت دیگری دارد. در ابتدای درس به این سوال پرداختیم که «چرا کتاب نمی‌خوانیم؟» می‌دانیم که یکی از علت‌ها می‌تواند نبودن شوق و انگیزه برای مطالعه باشد. و یکی از ریشه‌های بی‌انگیزگی می‌تواند این باشد که کتابخوانی برای ما فعالیتی شیرین نبوده و خاطرات احساسی مثبتی از کتابخوانی در ذهن ما ثبت نشده است.

با سریع خواندن و ورق زدن شتابزده و از این برگ به آن برگ و از این فصل به آن فصل رفتن، کتابخوانی قطعاً تجربه‌ای شیرین نخواهد بود و طبیعی است اگر بعداً هوس کتاب خواندن به سر ما نزند.

کتابخوانی

بنابراین پیشنهاد می‌کنیم به جای جستجوی شیوه های خلاق کتابخوانی و ابتکارات عجیب‌و‌غریب برای افزایش سرعت مطالعه، این نکته را به خاطر بسپارید که روش صحیح کتاب خواندن، سریع خواندن نیست. بلکه کاهش سرعت مطالعه تا آن سطحی است که مطمئن شوید پیام متن را درک کرده‌اید و آن‌چه خوانده‌اید به خوبی با آن‌چه پیش‌تر آموخته بودید، آمیخته شده است.

آشنایی با درس‌های متمم و عضویت در متمم      روش ثبت نام    فهرست درس‌ها

برنامه ریزی برای مطالعه

حالا که دربارهٔ تندخوانی حرف زدیم،‌ می‌توانیم یک پله جلوتر برویم و بگوییم نه فقط تندخوانی، بلکه هر نوع رویکرد کمّی و مکانیکی دیگر به مطالعه اشتباه است. مطالعه و کتابخوانی کاری نیست که با شاخص‌های کمّی سنجیده و ارزیابی شود.

این روزها در شبکه های اجتماعی از برخی بلاگرهای کتاب می‌شنویم که با افتخار می‌گویند «خوش‌بختانه امسال هم ۵۲ کتاب (یا ۲۶ کتاب یا هر عدد دیگر) خواندم و توانستم طبق برنامه پیش بروم.» اما با وجود رواج این سبک «کیلویی» در برنامه ریزی برای کتاب خواندن، هنوز هم بعید است بتوانید یک کتابخوان حرفه‌ای پیدا کنید که کتاب خواندن به این شیوهٔ نمایشی را بپسندد و تأیید کند.

کتابخوان حرفه‌ای می‌داند که گاهی در یک سال سی کتاب می‌خواند و گاه ممکن است تمام سال با دو یا سه کتاب درگیر باشد. کتابخوان‌های حرفه‌ای اگر هم بخواهند برای مطالعه برنامه ریزی و هدف‌گذاری کنند، ممکن است با خود قرار بگذارند که همهٔ کتابهای یک نویسندهٔ خاص را بخوانند یا تا زمانی که خواندن چند کتاب مشخص را تمام نکرده‌اند، به خودشان اجازهٔ خرید کتاب تازه ندهند (که برای عاشقان کتاب، تنبیهی دردناک محسوب می‌شود).

برنامه ریزی برای کتابخوانی

اگر می‌خواهید برای مطالعه برنامه ریزی کنید، برای خروجی مطالعه هدف تعیین نکنید، بلکه برای زمان مطالعه هدف بگذارید. مثلاً با خود بگویید که من سعی می‌کنم شب‌ها قبل از خواب سی دقیقه مطالعه کنم. و دو شب در هفته هم به خودم استراحت می‌دهم (شب‌های مشخصی را تعیین نکنید. هر شبی که پیش آمد و خسته بودید).

با این شیوه به مغزمان کمک می‌کنید تا هنگام خواندن، با محتوای کتاب درگیر شود و نه سرعت مطالعه.

نقش مدیریت تمرکز و توجه در مطالعه موثر

برای مدیریت تمرکز و توجه قوانینی وجود دارد که تقریباً همهٔ ما آن‌ها را می‌دانیم، اما گاهی آن‌ها را جدی نمی‌گیریم. یکی از ساده‌ترین کارهایی که می‌توانید برای تمرکز بهتر انجام دهید این است که وسایلی را که حواس‌تان را پرت می‌کنند از خود دور کنید؛ اینترنت، موبایل و تلویزیون از جمله وسایلی هستند که از ظرفیت بالایی برای پرت کردن حواس ما برخوردارند. حتی اگر لازم است موبایل نزدیک‌تان باشد، می‌توانید نوتیفیکیشن تعدادی از برنامه‌ها را قطع کنید.

هم‌چنین اگر تماس مهمی وجود دارد که ذهن‌تان را درگیر کرده، پیش از کتابخوانی با فرد موردنظر تماس بگیرید و اگر باید ایمیل مهمی ارسال شود، این کار را انجام دهید. خلاصه این که باید تکلیف دو دسته از تهدیدکنندگان تمرکز را مشخص کنید:

  • وسایل و اتفاقاتی که پس از شروع مطالعه حواس‌تان را پرت می‌کنند.
  • دغدغه‌های ذهنی که از هم‌اکنون و حتی پیش از شروع مطالعه،‌ بخشی از ظرفیت ذهنی شما را اشغال کرده‌اند.

علاوه بر این‌ها تکنیک‌های سادهٔ‌ دیگری هم هستند که می‌توانند به افزایش تمرکز برای مطالعه کمک کنند. مثلاً می‌توانید در خانه یا محل کار، مکان مشخصی را برای مطالعه در نظر بگیرید. این کار به شرطی شدن ذهن کمک می‌کند و هر زمان در آن محل بنشینید، مغز متوجه می‌شود که باید خود را برای مطالعه آماده کند. به همین علت ما در متمم معمولاً در پاسخ به این سوال که «بهترین زمان مطالعه کتاب یا بهترین مکان مطالعه کتاب چیست؟» می‌گوییم: زمان و مکانی که ذهن شما از قبل عادت کرده باشد در آن زمان و در آن مکان کتاب بخواند. هر توصیهٔ دیگری، بیشتر از جنس سلیقهٔ شخصی است.

تمرکز برای کتابخوانی

قرار نیست مانند نجیب‌زادگان عصر ویکتوریا، اتاق مخصوصی برای مطالعه داشته باشید. همین که بدانید از بین پنج عدد مبل خانه، معمولاً روی کدام می‌نشینید و کتاب می‌خوانید،‌ برای شرطی شدن کافی است.

اگر به موضوع افزایش تمرکز و مدیریت توجه علاقه دارید، احتمالاً دوره صوتی آموزش مدیریت توجه که در فروشگاه متمم عرضه شده می‌تواند برایتان جذاب باشد.

سهم متن‌های کوتاه را در رژیم محتوایی خود کاهش دهید

عصر دیجیتال دوران رواج محتواهای کوتاه است.

مخاطبی که زمانی فیلم‌های طولانی و سریال‌های طولانی می‌دید، اکنون از کلیپ‌های یوتیوب و مینی‌سریال‌ها استقبال می‌کند. حتی کلیپ‌های چنددقیقه‌ای یوتیوب هم طولانی به نظر می‌رسند و تولیدکنندگان محتوا می‌کوشند کار خود را در قالب‌های کوتاه‌تر و فشرده‌تر عرضه کنند. در حدی که گاهی دنبال کردن جمله‌هایی که در کلیپ ویدئویی کوتاه اینستاگرامی می‌بینید، دشوار می‌شود. همین روند دربارهٔ محتواهای متنی هم مصداق دارد. متن‌ها و کپشن‌ها در پیامرسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی، کوتاه و کوتاه‌تر شده‌اند و همان متن کوتاه هم باید با فشار ایموجی‌ها و انواع ترفندهای بصری و گرافیکی به مخاطب خورانده شود.

این کوتاه‌گویی و کوتاه‌خوانی در شبکه‌های اجتماعی را نمی‌توان ایراد دانست. هر رسانه‌ای قواعد و ترجیحات خود را دارد و اتفاقاً همین ویژگی‌هاست که فرصت‌ها و ظرفیت‌های تازه خلق می‌کند. اما باید به این نکته هم توجه کنیم که رژیم مطالعهٔ ما درست مثل رژیم غذایی‌مان به تدریج به عادت تبدیل می‌شود و ذائقهٔ ما را تغییر می‌دهد. اگر سهم کوتاه‌خوانی در رژیم محتوایی شما بسیار زیاد باشد، حوصله و تحمل‌تان برای مطالعهٔ متن‌های طولانی کمتر خواهد شد. همین باعث می‌شود خواندن کتاب برایتان دشوار شده و مدام حواس‌تان پرت شود.

قرار نیست اکانت‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی ببندید و صرفاً کتاب بخوانید، اما می‌توانید در این زمینه کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید. حداقل این‌که خود را مقید کنید کپشن‌ها و توییت‌ها و پست‌ها را کلمه به کلمه بخوانید و اکانت‌هایی را که مطالب طولانی‌تر – در حوزهٔ علاقهٔ شما – منتشر می‌کنند دنبال کنید.

اهمیت گروه کتابخوانی و حرف زدن درباره کتابها

ما مطالعه و کتابخوانی را به عنوان فعالیتی انفرادی می‌شناسیم. اما قرار نیست کتابخوانی همیشه به شکل فردی انجام شود؛ به‌ویژه اگر در ابتدای راه کتاب خوانی هستید و هنوز به انگیزاننده‌های بیرونی نیاز دارید.

کتابخوان های بسیاری را می‌توانید پیدا کنید که تشکیل گروه کتابخوانی و شرکت در جلسات کتابخوانی را از شیرین‌ترین خاطرات و تجربیات خود می‌دانند. اما اگر از اکثر آن‌ها سرنوشت گروه کتابخوانی‌‌شان را بپرسید، متأسفانه به نتیجه خواهید رسید که عمر گروه های کتابخوانی بسیار کوتاه است. معمولاً شوق اولیه باعث می‌شود که اعضای گروه، آرزوهای درازی در سر بپرورند و اهداف بلندپروازانه‌ای تعریف کنند. اما به تدریج اختلاف‌نظرها، گلایه‌ها، بی‌نظمی‌ها و انواع عوامل آشکار و پنهان دیگر باعث می‌شوند که انگیزهٔ اولیه و شوق مطالعه کتاب کمرنگ شده و گروه کتابخوانی وارد سراشیبی فرسایش شود.

به همین علت، اگر قصد دارید یک گروه کتابخوانی راه‌اندازی کنید، پیشنهاد ما این است که حتماً ابتدا درسی را که در متمم با عنوان قوانین گروه کتابخوانی بخوانید و با الهام از آن،‌ قواعد و چارچوب مناسب گروه خودتان را تعریف کنید.

البته به‌جز تشکیل گروه کتابخوانی روش‌های دیگری هم برای تبدیل کتابخوانی به یک فعالیت جمعی وجود دارد. شما می‌توانید به شکل‌های دیگری هم با دیگران درباره کتابهایی که خوانده‌اید صحبت کنید. اگر اهل وبلاگ نویسی یا حضور در شبکه های اجتماعی هستید،‌ می‌توانید از تجربه کتابخوانی خود بگویید. یا برخی نکات و جمله‌های کتابهایی را که خوانده‌اید، برای مخاطبان خود نقل کنید.

همیشه یک فهرست از کتابهای خوب در دسترس داشته باشید

بسیاری از تصمیمهای کتابخوانی ما تکانشی هستند. یعنی ناگهان تصمیم می‌گیریم کتابی را بخوانیم یا وقتی کتابفروشی‌ای را در مسیر خود می‌بینیم، میان کتابها می‌چرخیم و چند جلد کتاب می‌خریم؛ گاهی حتی بدون این‌که دقیق بدانیم موضوع و محتوای آن کتاب چیست. این کاملاً طبیعی است و همهٔ کتابخوان‌ها بخشی از کتابهایشان را به همین شیوه تهیه می‌کنند و می‌خوانند.

اما احتمال انتخاب ناموفق در میان کتابهایی که به این شیوه خریده می‌شوند بیشتر است. بهتر است در کنار این کار، فهرستی از کتابهایی که دوست دارید بخوانید داشته باشید. این فهرست را ممکن است بر اساس آن‌چه از دیگران می‌شنوید، یا در سایت‌ها و منابعی مانند متمم می‌بینید، تدوین کنید. همان‌طور که می‌دانید ما در متمم کتابها را در چند دسته معرفی می‌کنیم:

معرفی کتاب های روانشناسی

کتاب های مدیریتی

کتاب درباره کتابخوانی

کتاب های توسعه فردی

پاراگراف فارسی (بندهای برگزیده از کتابها)

تهیهٔ‌ فهرست یک مزیت مهم دارد. به جای تصمیم‌گیری شتابزده، هر کتابی مدتی در فهرست شما می‌ماند. در طول این مدت ممکن است از منابع مختلف، اطلاعات متفاوت و مکملی دربارهٔ کتاب بخوانید و بشنوید. بنابراین به تدریج شناخت بهتری از کتاب پیدا می‌کنید و تصمیم‌تان پخته‌تر خواهد شد.

هنگام استفاده از سلیقهٔ دیگران این نکتهٔ واضح را هم در ذهن داشته باشید که سلیقه‌ها یکسان نیست (اساساً معنی سلیقه همین است). هیچ اشکالی ندارد اگر کتابی را – که فرد یا افراد معتبری توصیه کرده‌اند – تهیه کنید و پس از خواندن چند صفحه، نتیجه بگیرید که آن کتاب، کتاب مناسب شما نیست. هیچ‌وقت به خودتان نگویید که وقتی فلانی و فلانی این کتاب را تحسین کرده‌اند، من «باید» آن را بخوانم و «باید» از خواندنش لذت ببرم و اگر لذت نمی‌برم یا نمی‌پسندم یا متن را نمی‌فهمم، حتماً ضعف یا مشکلی در من هست که باید حل شود.

کتابخوانی

درباره کتاب های پرفروش

همیشه به خاطر داشته باشید که کتاب های پرفروش لزوماً بهترین کتاب های حوزهٔ خودشان نیستند. از پرفروش بودن یک کتاب صرفاً می‌توان دو نتیجه گرفت:

  • افراد بسیاری آن کتاب را خریده – و احتمالاً – خوانده‌اند
  • ناشر کتاب با تکنیک های افزایش فروش کتاب آشنا بوده است

این که افراد بسیاری یک کتاب را خوانده‌اند، لزوماً به معنای کیفیت بالای آن کتاب نیست. گاهی اوقات، تبلیغات گسترده باعث فروش یک کتاب می‌شود. علاوه بر این، حتی اگر مخاطبان بسیاری یک کتاب را پسندیده باشند، باز هم نمی‌توان بر این اساس دربارهٔ کیفیت کتاب قضاوت کرد. ضمن این که بهترین کتاب برای شما کتابی است که به نیاز شما پاسخ دهد و تطبیق «نیاز شما» و «محتوای یک کتاب» چیزی نیست که لزوماً در فهرست کتاب های پرفروش پیدا شود.

این موضوع در کتاب های غیرداستانی ترجمه‌شده بسیار جدی‌تر است. چون بسیاری از ناشران صرفاً کتاب های پرفروش را ترجمه می‌کنند. بنابراین اگر حواس‌تان نباشد، در عین این که فکر می‌کنید آگاهانه مشغول انتخاب کتاب مناسب هستید، عملاً در گوشهٔ کوچکی از دنیای بزرگ کتاب های جهان گرفتار شده‌اید.

برای توضیحات بیشتر در این زمینه می‌توانید درس مستقلی را که در متمم منتشر شده بخوانید:

کتاب های پرفروش

کتاب دیجیتال بخوانید؛ اما خود را به کتابهای دیجیتال محدود نکنید

پیشنهاد پایانی ما این است که – لااقل در ابتدای مسیر کتابخوانی – خود را به خواندن کتابهای دیجیتال محدود نکنید. وقتی عادت کتابخوانی در شما تثبیت شد، احتمالاً مطالعه کتاب دیجیتال با کتاب چاپی (نسخهٔ هاردکپی) تفاوتی نخواهد داشت. اما در اوایل دوره‌ای که می‌خواهید به کتاب خوانی عادت کنید، نسخهٔ فیزیکی یا همان کتاب چاپی می‌تواند اثربخش‌تر باشد. لمس کاغذ، خط کشیدن زیر نوشته‌ها، قرار دادن برگ نشانه میان کتاب، و حتی باز شدن شیرازه کتاب و جدا شدن برگ‌های آن در اثر مرور مکرر، همگی می‌توانند به شما حس خوب موفقیت را القا کنند. کهنه و فرسوده شدن یک کتاب کاغذی در اثر مطالعه دقیق، سندی است که باعث می‌شود خودتان باور کنید به یک کتابخوان تبدیل شده‌اید. ارزش این سند و تأثیر روانی آن را دست‌کم نگیرید.

پیشنهاد | کتاب از کتاب

کتاب از کتاب محمدرضا شعبانعلیدر کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی به تفصیل به مباحث متنوع مربوط به کتاب و کتابخوانی صحبت کرده است.

از جمله سوالاتی که در این کتاب به آن‌ها پاسخ داده شده می‌توان به این موارد اشاره کرد: «چرا کتاب بخوانیم؟» «چرا کتاب نمی‌خوانیم» «چگونه کتاب بخوانیم که اثربخشی مطالعه و میزان یادگیری‌مان بیشتر باشد؟» «تندخوانی خوب است یا بد؟» «چه کتابهایی بخوانیم؟» «از کجا بفهمیم چه کتابهایی نامناسبند؟» «چگونه عادت کتابخوانی را در خود تقویت کنیم؟»

مجموع این بحث‌ها به کتابی ۴۰۰ صفحه‌ای تبدیل شده است. شاید چنین حجمی برای کتابی دربارهٔ کتابخوانی به نظر زیاد برسد. یا این سوال در ذهن شکل بگیرد که کسی که می‌تواند یک کتاب ۴۰۰ صفحه‌ای بخواند، دیگر مسئله‌ی کتاب و کتابخوانی برایش حل شده و به اندازهٔ کافی با کتاب مأنوس است.

اما حاشیه‌ها، جزئیات، پژوهش‌ها، نکته‌ها و تکنیک‌های فراوانی در این بحث وجود دارد که در کمتر از این حجم عملاً نمی‌توان همهٔ آن‌ها را بررسی کرد. توضیحات بیشتر دربارهٔ «از کتاب» را می‌توانید در صفحهٔ اختصاصی آن بخوانید:

پیشنهاد | دوره آموزشی صوتی روش صحیح مطالعه کتاب

اگر مطالعه کردن برای شما یک کار جدی است و دوست دارید در مورد کتاب و کتابخوانی بیشتر بدانید، احتمالاً فایل صوتی راهنمای خریدن و خواندن کتاب (به روایت محمدرضا شعبانعلی) می‌تواند برایتان مفید باشد. در این فایل صوتی درباره کتاب و مفهوم آن، انواع کتاب برای مطالعه و انتخاب کتاب (با تأکید بر کتابهای غیرداستانی) و نیز اعمیت کتاب و کتابخوانی به زبان ساده صحبت شده است.

شناخت و انتخاب ناشر کتاب، آشنایی با انواع نویسندگان، تشخیص کتابهای مفید برای خواندن، روش‌های درست و نادرست مطالعه کتاب و تکنیکهای مطالعه و علامتگذاری و یادداشت برداری از جمله موضوعاتی هستند که در این فایل صوتی مطرح شده‌اند.

این فایل صوتی برای مخاطبانی تهیه شده که می‌خواهند کتابخوانی را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کنند و اثربخشی مطالعه خود را بالا ببرند و در یک کلام، به یک کتابخوان حرفه ای تبدیل شوند.

چند تذکر دربارهٔ بخش معرفی کتاب متمم

متمم سایت فروش کتاب نیست. و جز کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی - که خود متمم آن را منتشر کرده - صرفاً به معرفی، بررسی و نقد کتاب می‌پردازد.

صِرف معرفی کتاب در متمم لزوماً به معنای تأیید محتوای آن کتاب نیست. پس حتماً متن معرفی را کامل بخوانید. ممکن است نقاط ضعف برخی کتابها پررنگ‌تر از نقاط قوت‌شان باشد. ضمن این که معرفی کتاب در متمم لزوماً به این معنا نیست که آن کتاب جزو منابع تدوین درس‌ها بوده است. جز در مواردی که صریحاً به این نکته اشاره، در باقی موارد صرفاً ممکن است با هدف آشنایی کلی با موضوع یا نویسنده و یا نقد کتاب به آن پرداخته شده باشد.

متمم برای معرفی کتابها هیچ نوع هزینه‌ای دریافت نمی‌کند و صرفاً اهداف آموزشی خود را مد نظر قرار می‌دهد.

دسته‌بندی کتاب های مدیریت

دسته‌بندی کتاب های روانشناسی و توسعه فردی

مطالب، فایل‌ها و کتابهای مربوط به کتابخوانی

پاراگراف فارسی | جملات منتخب کتابها

پیشنهاد عضویت در متمم

با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) می‌توانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درس‌های متمم از جمله درس‌های زیر دسترسی خواهید داشت:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  | هدف گذاری

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  فکر کردن با نوشتن

ثبت نام    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید محصولات صوتی هم می‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

چند پرسش، و پاسخ آن‌ها

اگر بخواهیم یک کتاب در مورد کتابخوانی بخوانیم، پیشنهاد متمم چیست؟

کتاب‌های بسیاری در زمینهٔ روش خواندن کتاب منتشر شده‌اند، اما کتاب مورتیمر آدلر در عین قدیمی بودن، هم‌چنان یکی از بهترین آن‌هاست. ما این کتاب را در متمم معرفی کرده‌ایم: چگونه کتاب بخوانیم؟

متمم چه کتابی را برای یادگیری تندخوانی پیشنهاد می‌کند؟

چنان‌که لابه‌لای نکات بالا گفتیم، ما بر این باوریم که تندخوانی در اغلب موارد کار درستی نیست و می‌تواند اثربخشی مطالعه را کاهش دهد. اگر چه معمولاً مدافعان تندخوانی اصرار دارند که در آموزش تندخوانی، بیشتر درست‌خوانی را توضیح می‌دهند، اما تقریباً روح هر دوره‌ای که ما تا کنون بررسی کرده‌ایم، قربانی کردن یادگیری عمیق در پای مطالعهٔ‌ سریع بوده است. تندخوانی شما را به آرام خواندن، دوباره خواندن، بلند خواندن، یادداشت برداری، رونویسی متن و در یک کلام «عشق‌ورزی به کتاب» تشویق نمی‌کند.

بهترین کتاب برای شروع کتابخوانی چیست؟

این سوال، یک پاسخ قطعی و مشخص ندارد. هر کس، بسته به علاقه و ترجیحات خود باید کتاب متفاوتی را برای شروع کتابخوانی انتخاب کند. اما پیشنهاد ما این است که برای شروع کتابخوانی حتماً به سراغ موضوعاتی بروید که دغدغهٔ بنیادی شما باشند. اگر در پی افزایش فروش کسب و کار خود هستید، کتابی در این زمینه بیابید. و اگر تمام ذهن‌تان درگیر تاریخ ایران باستان است، خواندن را با کتابی در این حوزه شروع کنید. «شوق به موضوع و محتوا» مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند نخستین تجربه‌های کتابخوانی را با لذت و رضایت همراه کند.

با این حال اگر بخواهیم چند کتاب برای شروع کتاب خوانی پیشنهاد کنیم، احتمالاً بتوان کتاب از کتاب (محمدرضا شعبانعلی) را هم در آن گنجاند. البته مخاطب اصلی این کتاب خوانندگانی هستند که می‌خواهند حرفه‌ای‌تر بخوانند و لذت خواندن را عمیق‌تر تجربه کنند.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۶۶۴ نظر برای کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟

  1. با سلام

    ممنون از توصیهیی که داشتید. مفید و کاربردی هستن .

    طبقه بندی خاصی در مورد نظام نگرشی و ارزشی افراد (PIAV) وجود داره و از شش تیپ صحبت شده . یکی از اونها تم Theoretical یا همون تم نظری. افرادی که این تم براشون غالب باشه به یادگیری مطالب جدید از طریق مطالعه علاقه زیادی دارن و اغلب مطالعه کردن براشون خیلی لذت بخشه.

    پ ن : PIAV و مطلبی که بالا نوشتم برداشتی بود از یه سری مباحثی که قبلا تو به کلاس شنیده بودم . طبیعتا خیلی خام ه . ممنون میشم اگر کسی از دوستان تخصی در این زمینه داره و مطلبی راجبش میدونه مطرح کنه

  2. ۷ سال پیش یه وبلاگ درست کردم با خواهرم که دوتایی  کتابی رو میخوندیم (شنیدن موزیک و دیدن فیلم و … هم جزئش بود) و راجع بهش میگفتیم . (نقد و بررسی !)
    درسته کتابخون هستیم اما کلمه نقد کتاب های بزرگ ، وقتی به سن و سالم در اون موقع نگاه میکنم یه بامزگی خاصی داره . ( اینکه چقدر خودمو تحویل میگرفتم و اینکه حالا که نوشته هام رو مرور میکنم میبینم گاهی چقدر نقد های خوبی نوشتم !! و خوشم میاد از گذشته و شخصیت خودم !!)

    اون موقع یادمه دوستهای خیلی خوبی هم پیدا کردیم که نظرامون رو با هم  درمیون میذاشتیم و خیلی چیزا از هم یاد گرفتیم.
    کتاب خوندن واقعا لذت بخشه  من رشد بعضی استعدادهام رو از جمله (تخیل ، نتیجه گیری ، توانایی استفاده از کلمات مناسب در حرف زدن ) و خیلی چیزای دیگه رو مدیون خوندن کتاب هستم.
    از تو ای کتاب واقعا ممنونم …

  3. سلام.واقعا خوشحالم که گفتین نیازی نیست همه کتابا تا آخر خونده بشن.به نظر من هرکتاب و مطلبی که برا فرد جالب باشه ناخودآگاه مارو تا انتهای اون مطلب میبره.از مطلبای آموزندتون ممنونم.

  4. مجید امیدالله گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    سلام

    کتاب دنیای نداشته های ما و داشته های دیگرانی است که آنچه را کسب کرده اند و ما هم میخواهیم کسب کنیم و راهش را نمی دانیم به ما نشان میدهند.

    کتاب محلی است که در آن زحمات چندین ساله افراد دانشمند و اندیشمند را گردآورده است. شاید نتوان نویسندگان بزرگ را دید و یا با ایشان هم نشینی و شاگردی کرد اما می توان از ناب ترین سرمایه عمر آنها که در کتاب جمع شده بهرمند گردید.

    من همیشه با این جمله انتشارات گاج موافقم که می گوید به جای خواندن چندیدن کتاب یک کتاب را چندین بار بخوانیم .به واقع نیازی نیست که تمامی کتب معروف راخواند اما برخی را نمی شود نخواند واز استغنای محتوای آن که حتی موجب صرفه جویی در وقتت برای خواندن تعداد بیشتری کتاب بشودخود را بی نصیب گذاشت.
    کتاب را زود قضاوت نکنیم
    مهم تر اینکه هیچوقت نباید کتابی را که می خری و وقتی می خوانی و نمی فهمی دلیل بر بی فایده بودن کتاب بدانی بلکه باید بگذاری تا زمان بگذرد و دوباره به آن سر بزنی شاید آگاهی ما می بایست به سطح کتاب برسد.که این اتفاق برای من در گذشته می افتاد که کتابی را می خریدم و بعد از خواندن و نفهیمدن آن فکر می کردم چه کتاب بیخودی اما بعد از چند وقت متوجه شدم اینگونه نبود و آن کتاب گناهی ندارد تقصیر از من خواننده است.

    سپاس

  5. سارا حق بین گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    سلام به دوستان

    علاوه بر توصیه های ارزشمند متمم عزیز ، یک پیشنهاد شخصی برای دوستان کتابخوان دارم که سالهاست بکار می برم . استفاده از یک برگ کاغذ برای هر جلد کتاب به منظور یادداشت جملات خاص و منحصر به فرد هر کتاب . این جملات شاید در یک جلد کتاب بیشتر از تعداد انگشتان دست هم نباشد اما در واقع جملات ویژه و اثرگذار هستند. با جمع آوری این جملات و مرور آنها در سالهای بعد، ماجرای کلی آن کتاب در ذهن شما تداعی خواهد شد ضمن اینکه گنجینه ارزشمندی را حفظ کرده اید.

    روش دیگری که بطور متداول بکار می برم و متمم عزیز نیز توصیه کرده اند، استفاده از دفتر یادداشتی است که یک سمت آن کتابهای خوانده شده (نام کتاب، نویسنده، مترجم، انتشارات ) و سمت دیگر آن  شامل اسامی کتابهایی که علاقه مند به تهیه و خواندن آنها هستم می باشد.

  6. نورالدین حسینی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

    با سلام

    با اینکه مشغله زیادی دارم ولی همیشه سعی کردم از حداقل زمانها استفاده کنم زمانهای زیادی از من در تاکسی می گذرد همیشه کتابی همراهم است و کتاب می خوانم برای همه جالب است چطور من با اینهمه مشغله ی کار ،خانواده و… می توانم تا این حد مطالعه داشته باشم

    ناگفته نماند توصیه های متمم بسیار تاثیر گذار بود بطوریکه وقتی خانه می روم معمولا تلویزیون خاموش است و با همسر و فرزندانم در خصوص مطالبی که انروز یادگرفته ایم صحبت می کنیم خوشبختانه توانسته ام آنها را هم علاقمند کنم بطوریکه از تفریحات مورد علاقه آنها هم رفتن به کتابفروشی است به اعتقاد من خلاء مطالعه در کشور ما بسیار دیده می شود و اگر کسی بتواند دانش را با تجربه همراه کند دنیا و اخرت را بدست خواهد آورد .

  7. سلام

    من کتابهای زیادی رو خریدم که شاید فقط حدود نصفشون رو تموم کردم و تا انتها خوندم.

    بر همین اساس خودمو به اشتباه قضاوت می‌کردم که کتاب‌خون نیستم، ولی با خوندن این مطلب اعتماد بنفسی در من ایجاد شد که کتاب‌های بیشتری بگیرم و بخونم، هر چند اگه به هر دلیلی نشه کتاب رو تا آخر خوند.

  8. با سلام.

    من تقریبا جزو افراد کتابخوان هستم. ولی یک مشکل اساسی دارم. چند ساله که با وجود تمرکز، خط کشیدن، مارک کردن و حتی خلاصه نویسی هم باز پس از چندی عبارات، اسامی، و حتی مطالب مهم کتاب را فراموش می کنم. گاهی راجع به کتابی که خوندم بحث میشه ولی حتی نمی تونم بگم که خوندمش چون تقریبا چیزی از اون رو بخاطر ندارم. واقعا باید چیکار کنم؟؟

  9. سلام

    ۱- ممنون بابت تبریکتون :) اما حد اقل در مورد افراد کتابخوان، با این جمله که در مورد متون طولانی کم حوصله تریم،  زیاد موافق نیستم، مسئله بیشتر اینه که در شبکه های اجتماعی ۹۰% متون طولانی پشیمانی از بابت زمان صرف شده، به دنبال دارند، به نوعی عدم اعتماد در موردشون شکل گرفته، در مورد متمم چون چنین سابقه ای نداریم تمامی متون تا انتها خونده میشن، فکر می کنم عدم اعتماد به نتیجه در برابر وقت صرف شده، دلیل قابل قبول تریه تا مسالۀ حوصله

    ۲- در گروه کتابخوانی در تلگرام عضوم که هر دو هفته یک بار کتابی معرفی میشه و پنجشنبه بعدش کتاب به بحث گذاشته میشه و واقعا برای من آموزنده و لذت بخشه، حتی اگر هفته ای موفق به خوندن کتاب نشده باشم، یا موضوع کتاب یا نویسندۀ کتاب جزو علاقمندی های من نباشه، از همون بحث ها، مطالب زیادی یاد می گیرم و اصلا می تونم تصمیم بگیرم که آیا دوست دارم اون کتاب رو بخونم یا نه، چون اکثر اعضا کتابخون حرفه ای هستند، نظرات موافق و مخالف در مورد هر شخصیتِ رمان، یا هر فیلسوف یا نویسنده (حتی گاها که بحث محمدرضا شعبانعلیِ عزیزپیش میاد، در مورد روز نوشته ها ;) ) دید بالاتری نسبت به موضوعات و اشخاص بهم میده

    ۳- من با کتاب های صوتی هم ارتباط خوبی برقرارمی کنم، بیشتر دوستانم معتقدند حافظه دیداری بالاتری دارند، و تا نوشته ها رو “نبینند” نمی تونن به یاد بسپارنشون و زود فراموششون می کنن(که البته نمیدونم این مسئله چقدر پایۀ علمی داره)، ولی من یک تِرک اول رو که رد می کنم، و به توپوق ها و تلفظ های اشتباه و گاها بد صدایی خواننده کتاب که عادت کنم، دیگه باهاش مشکلی ندارم و اتفاقا هرجا پاراگرافی از اون کتاب ببینم یاد تن صدا و لحن کتابخوانی خواننده کتاب میفتم (البته کتاب هایی مثل راز داوینچی رو که پاورقی و توضیحات اضافه زیادی دارند اصلا نمیشه در این گروه قرار داد)

    ۴- چند وقت پیش متنی دیدم در مورد مطالعه در هنگام مسافرت، مبنی بر اینکه بعدها که کتاب رو ورق میزنید یاد لحظاتی میفتید که اون کتاب رو اولین بار اونجا خونده بودید، و یا برعکس هر موقع در مکان یا فصل یا آب و هوای مشابهی قرار بگیرید، یاد پاراگراف های کتاب میفتید، که حد اقل در مورد من خیلی صدق میکنه، اگر کتابی رو در شمال بخونید انگار برگ های کتاب بوی ساحل و ماهی کبابیو نارنج به خودشون می گیرن و با مراجعۀ مجدد میشه همه اون خاطرات رو دوباره زندگی کرد

  10. سلام و خدا قوت

     

    با اون موضوع که حتما نباید کتاب رو تا آخر بخونیم یه احساس گناه رو از من گرفتین ممنون!! ;)

     

    واقعا با این موضوع فیسبوک و اینکه مردم متن های طولانی نمیخونن موافقم و خوب به نظر من کسی که مدت زیادی عادت کنه به خوندن متن های خیلی کوتاه بعد از مدتی اصلا چیزی به شعورش اضافه نمیشه و فقط ذوق میکنه الکی !! و کلا به نظر من این موضوع آدم ها رو از آدم بودن و متفاوت بودن دور کرده. من شخصا حوصله ی خوندن متن های شیر شده دیگران رو ندارم. چون معمولا کمکی به ارتباط بیشتر و شناخت اون دوست، به من نمیکنه. و آدم ها موقع حرف زدن از زبون خودشون شناخته میشن! :)

     

    اگر جایی میشناسین که میشه کتاب خون های جدی پیدا کرد البته در زمینه های مختلف بیشتر به غیر از رمان و کتاب های شعر و ادبی به من هم معرفی کنین. البته متمم تا این لحظه جای خیلی خیلی خوبی بوده!! :)

     

    خیلی سخته که کسی رو پیدا کنیم که نگرش و سلیقش خیلی به ما نزدیکه، اما اگه همچین کسی مثل آقای شعبانعلی عزیز پیدا کردیم باید تمام تلاشمون رو بکنیم و از تجربه هاشون استفاده کنیم! واقعا ممنون، مخصوصا برای کتاب دشواری انتخاب

     

    من شخصا از روش چند نفر کتاب خوندن نتایج فوق العاده ای گرفتم و یجورایی میتونم بگم که این روش و خوندن چندتا کتاب به صورت گروهی نقطه ی عطف زندگیم بوده. توصیه میکنم حتما امتحان کنین! مخصوصا کتاب هایی که افکارمون رو به چالش میکشن!

  11. لطفا به صورت میکرو اکشن مطالعه رو شروع کنید، خوب جواب میدهد

    • ایمان میرزائی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

      سلام

       

      بصورت خیلی خلاصه میکرواکشن یعنی چیزی رو که یادگرفتی رو همین الان یک کار کوچیک در اون مورد انجام بده.

       

      ضمنا یک یادگیرنده ی حرفه ای هرچیزی که نمیدونه رو در موردش حداقل یه کم تحقیق میکنه مثلا میتونه از گوگل شروع کنه(به زبان فارسی یا انگلیسی)

       

      مثلا برای کتابخوان شدن میکرواکشن میتونه اینها باشه:

      الان یک پاراگراف یا یک صفحه از یک کتابی هست که داریم(و ترجیحا بهش علاقه داریم) رو بخونیم.
      در مورد موضوع یا شغلی که دوست داریم یک کتاب پیدا کنیم. و ازش یک پاراگراف بخونیم
      یکی از مطالبی که قرار بوده بخونیم ولی وقت و حوصله ای برای انجامش نداشتیم رو همین الان بخونیمش حتی یک خطش رو!

       

       

  12. یادمه اولین کتابی که خوندم رمان بینوایان ویکتورهوگو بود دقیقا یادم نیست ولی فکر میکنم تابستان کلاس چهارم ابتدایی بود که برام لذت وصف ناپذیری داشت. البته اگرچه همه چیز کتاب رو نمیفهمیدم ولی الگویی روایی و داستانیش برام خیلی شیرین بود و البته که دست گرفتن کتاب قطوری مثل اون برام یک پزم هم محسوب میشد.

    تجربه ی شیرین بینوایان یکی از دلایلی بود تا در نوجوانی و اوایل جوانی اشتهای زیادی برای جمع آوری و خوندن کتاب داشته باشم. مدتی حدود ۲ سه سال خوب کتاب می خواندم کتابهایی بعضا سنگین… اما چندسالی بود بخاطر مشغله و کار از این فضای جذاب دورشده بودم تا اینکه بخش کتاب خوانی متمم انگار دوباره زندم کرد . انگار گرد و خاکی که روی علاقم به کتابخوانی وجود داشت رو کنار زد، تونستم دوباره مزه و لذت کتاب خونی رو به یاد بیارم. البته این حس به مرور زنده شد ، چیزی حدود ۲ سه ماه متمم رو دنبال میکردم یکی از بخشهایی که خیلی بهم کمک کرد صفحه ای بود که کاربرا نظراتشون رو در مورد کتابهایی که خوندن ارائه می کردن پیشنهاد میکنم این صفحه رو از دست ندید.

    http://www.motamem.org/?p=10310

    به اعتقاد من کسانیکه میخان حس و حال کتباخوانی را در خودشون زنده کنن یا این انگیزه رو بوجود بیارن بخش بوی کاغذ رو دنبال کنن البته بهمراه خوندن نظرات .متمم یکی از معدود سایتهایی که بخش نظراتش واقعا مفیده و گاها تلنگرها و جرقه های انگیزه ای فوق العاده ای توش پیدا میشه.

     

  13. اول از اخر شروع می کنم! اگر متن به این خوبی بی خاصیته پس خیلی از مطالبی که در دنیا منتشر می شه بی خاصیته!

    یکی از مشکلاتی که من به شخصه باهاش مواجه هستم همین حوصله نداشتن برای خوندن متنای بلنده، همچنین عدم وجود برنامه ریزی کافی برای خوندن کتاب، البته راهکارشو در متن بالا گیر آوردم

  14. با سلام

    کتاب و کتاب خوانی ، مطلبی هست که همیشه مطرح بوده و هست و فکر می کنم که کمتر کسی باشه که کتاب خوندن رو نفی کنه . یه مشکلی که خودِ من همیشه با کتاب خوندن دارم اینه که متاسفانه کتابِ کاغذی ، برای من ، حکمِ خواب آور و مُسکن رو داره و به محضی که شروع به خوندنِ کتابِ کاغذی می کنم ، پلک هام سنگین میشه و انگار بهم خواب آور رو به شکلِ وریدی تزریق کردن ! به همین دلیل ، خیلی وقتها ، با خوندنِ کتابِ کاغذی ، به سرعت به خواب میرم . اما به لطفِ کتابِ دیجیتال و دنیای وِب ، تونستم این ایراد رو تا حدِ زیادی برطرف کنم و مطالعم رو ، بیشتر کنم . در موردِ سرعتِ مطالعه کردنِ خودم هم معمولاً مشکل دارم و سرعتِ مطالعۀ نسبتاً پایینی دارم که فکر می کنم تا حدِ زیادی ، به عدمِ تمرکزِ خودم و پراکندگیِ فکر و مشغلۀ ذهنیِ زیادِ من بر می گرده و امیدوارم بتونم ، این مهارت رو توسعه بدم

     

  15. آنیتا گفت:

    وقتی گذشته ام را مرور می کنم لذت زیادی از کتاب خواندن می برم  طوری که مسافرت می روم حتما یک  کتاب با خودم می برم کتاب خواندن بهترین تفریح  من است به خاطر دارم زمانی که راهنمایی بودم برحسب اتفاق متوجه شدم دوستم کتابی همراهش هست از او خواستم کتابش را به من بده گفت امانت است اگر می خواهی ببر فردا بیارش از شانس بعد من فردا هم امتحان ادبیات داشتیم خلاصه من کتاب رو گرفتم سراسیمه خودم رو به خونه رسوندم  اولین کاری که کردم خواندن کتاب دوستم بود چنان غرق کتاب شدم متوجه نشدم هوا تاریک شده بالاخره کتاب رو تموم کردم وبعد شروع کردم به ادبیات خواندن خوشبختانه نمره خوبی هم گرفتم

  16. همسر نادر ابراهیمی شاعر و نویسنده خوب کشورمان  در اوایل ازدواج متوجه می شود همسرش بسیار بسیار کتاب خوانده و از این بابت مفتخر است. اما همسرش ایشان را ملامت می کند.

    تو،واقعاً،همه ی اینهارا خوانده یی؟

    – بیشترشان را.

    – پس تو…تو از پشت یک دیوار بلند کاغذی و مقوایی به زندگی نگاه کرده یی گیله مرد!از پشت یک دیوار تنومند.تو هیچ چیز را به همان شکلی که هست ندیده یی. خدای من!چه عمری را تلف کرده یی!چه عمری را باطل کرده یی!

    گیله مرد آرام،ناگهان فرو می ماند.

    یک دم،گمان می برد که زن شوخ طبعی میکند.اما در چشمان سخت و سیاه آذری تو چیزی می بینم.که به درماندگی ام می کشد.من خود را برای مقابله با چنین احساسی آماده نکرده ام.و هرگز به چنین برداشتی از مفهوم کتاب، نیندیشیده ام.دیواری میان انسان و واقعیت...

    -اینها پنجره است عسل.دیوار نیست.عصاره ی واقعیت است نه کاغذ و مقوا

    تو زندگی را خوانده یی،لمس نکرده یی.تو در طول و عرض خاک مقدس زندگی راه نرفته یی،فقط زندگی را ورق زده یی و بر زندگی حاشیه نوشته یی.جنگل تو کاغذی ست،تفنگ تو کاغذی،اعتقاد تو به مردم،اعتقادی کاغذی و پارگی پذیر.تو،عطر ها را خوانده یی.دشتهارا خوانده یی،نگاه ملتمس بچه ها را خوانده یی…

     

    کتاب،عاشق نمی شود.آواز نمی خواند.پای نمی کوبد،به دریا نمی زند.درد مردم را حس نمی  کند…

     

    -آرام…آرام عسل!فقط مقدار فاصله،حد ارتفاع صدا را مشخص می کند.من و تو، رو به رویی همیم-بی فاصله.

    -«آرام،آرام»،باشد؛گرچه برای آذری کوهی کوتاه آمدن آسان نیست.من،مدتها در کوهپایه های ساوالان سخن گفته ام،و باد همیشه،نیم بیشتر صدای مرا به راهی که می رفته برده است.و مختصری از آن را به گوش مخاطبم رسانده است.اما حرفت را چون درست است قبول می کنم.سرت را قدری بیاور جلو تا باز هم آهسته تر بگویم ؛بهترین دوست انسان،انسان است نه کتاب.کتابها،تا آن حد که رسم دوستی و انسانیت بیاموزند.معتبرند.نه تا آن حد که مثل دریایی مرده از کلمات مرده،تو را در خود غرق کنند و فرو ببرند.

    تو در کوچه ها انسان خواهی شد نه در لا به لای کتابها.

    تو در کوه ها،در جاده ها،در کنار ستمدیدگان واقعی رسم زندگی را یاد خواهی گرفت نه با غوطه خوردن در آثاری که در اتاق های دربسته نوشته شده و نویسندگانش هرگز نسیم را ندانسته اند و قایقی در تن طوفان را…از همه ی اینها گذشته،من عشق کتابی را هم دوست نمی دارم و تسلط کتاب بر خانه را هم.من دوست ندارم وقتی برای کاری صدایت می کنم جواب بدهی:«همین صفحه را هم که تمام کنم،می آیم.»من از این جواب بیزارم و از آن کتاب که مثل صخره یی میان دو عاشق قرار می گیرد.می فهمی گیله مرد کوچک؟می فهمی؟

    -ببینم عسل!تو…تو برای مبارزه با کتاب خوانی،دوره دیده یی؟ 

    متن فوق بخشی از عاشقانه های ارام نوشته نادر ابراهیمی است. امیدوارم چنانچه علاقمند به خواندن مابقی متن بودید انرا در سایت ذیل بیابید.

    http://www.iranpardis.com/archive/index.php/t-262090.html

    متن فوق دلیلی برای کتاب نخوندن نیست هاااااااااااااااااا. امیدوارم برداشت مطلوبی داشته باشید.

  17. نیلوفر گفت:

    و این تیترها رو هم خیلی جدی نگیریم:

    ” ۱۰۰ یا ۵۰  و… کتابی که قبل از مردن باید بخونید”. درسته  توی این لیست ها کتاب های خوبی معرفی میشه اما همونطور که تو این مطلب خوندیم کتاب و انتخابش کاملا سلیقه ایه و خیلی هم ارتباط به روحیات ما و سوالایی داره که تو ذهنمون ایجاد میشه.

  18. ای کاش متمم فرصتی را فراهم کند تا دوستانی متممی در مورد کتابهایی که میخوانیم بحث و تبادل نظر کنیم.

    یا شاید ایده ی بهتر این باشد متمم چند کتاب خوب در سلیقه های مختتف را هر ماه معرفی کند تا ما بخوانیم و در زیر همان پست تباادل نظر کنیم. چیزی شبیه مسابقه کتابخوانی!!

    یکی از مشکلاتی که من دارم اینه که آدم های کتابخوان کمی در دنیای واقعی در اطراف خودم دارم یا اگر هستند به خوندن کتب دانشگاهی مشغول هستند و خیلی مایلم در مورد کتابهایی که خوندم با کسی صحبت کنم. جدیدا دو کتاب که متمم معرفی کرده بود یکی کلید را بزن و دیگری آخرین سخنرانی را تهیه کردم و خوندم و حس کردم همان کتابهاییست که از خواندنش لذت زیادی میبرم و چند بار خوندم.

     

  19. دقیقا مشکل من در کتاب خوانی همان مورد اول هست که اشاره کردید یعنی من کتاب را میخوانم ولی کتاب را یاد نمیگیرم و خیلی زود آن مطالبی که خوانده ام را از یاد میبرم. حتی در خیلی از مواقع لازم دارم که مطالبی که در روزنوشته ها و در متمم منتشر میشوند و دارای چند قسمت هستند و این قسمت ها با فاصله چند روزه و در برخی موارد چند هفته ای منتشر میشوند را برگشته و کل مطلب را از اول بخوانم تا بتوانم ارتباط آن را با قسمتی که جدیدا منتشر شده بفهمم. حال میخواستم ببینم که این مشکلی که من دارم یک چیز طبیعی است یا یک نقطه ضعف که باید برطرف شد؟؟ خوشحال میشوم نظرات و راهکارهای دوستانی که مشکل من را داشته اند را بدانم.

  20. با سلام

    من همیشه فکر میکردم تمام نکردن یک کتاب یکی از ویژگی های بده منه! چون تقریبا از هر ده کتابی که میخونم ۶ تا  نیمه رها میشن. بسیار مفید بود. مخصوصا مورد دهم  هیچ حسی به زیبایی لمس برگه های کتاب نیست.