Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟


کتاب و کتابخوانی

کتابخوانی از جمله مهارت‌هایی است که همهٔ ما کم‌و‌بیش به آن نیازمندیم. نمی‌شود به توسعه فردی علاقه داشته باشیم و برای کتاب و کتابخوانی وقت نگذاریم.

این حرف بدیهی است و همه آن را تأیید می‌کنیم. در عین حال اگر بخواهیم با خودمان صادق باشیم، می‌بینیم که معمولاً برای خواندن کتاب چندان شوق و حوصله نداریم. یا لااقل معتقدیم که شوق و حوصلهٔ مطالعه هست، اما وقتی برای آن نیست. در این درس فهرست‌وار و به زبان ساده اهمیت کتاب و کتابخوانی را شرح می‌دهیم و سپس به برخی نکات مهم در مورد کتابخوانی می‌پردازیم.

امیدواریم آن‌چه در ادامه می‌آید برای تقویت عادت مطالعه و کتابخوانی در زندگی شما مفید باشد.

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

شاید این سوال، ساده به نظر برسد. اما سوال بسیار مهمی است که معمولاً از کنارش به سرعت می‌گذریم.

بسیاری از ما وقتی کاری را انجام نمی‌دهیم – یا در انجامش سستی می‌کنیم – به سرعت دنبال کلاس و آموزش و راهکارهای سریع زودبازده می‌رویم. مثلاً اگر احساس کنیم آن‌قدر که باید اهل مطالعه نیستیم، به دنبال دوره کتابخوانی و کلاس کتابخوانی و تکنیکهای کتابخوانی می‌رویم و فکر می‌کنیم که به زودی تحولی در ما ایجاد خواهد شد و به فردی کتابخوان تبدیل می‌شویم.

نتیجه را هم پیشاپیش می‌دانیم: برای مدت کوتاهی رفتارمان تغییر خواهد کرد و برای کتاب خوانی وقت خواهیم گذاشت و پس از آن دوباره به همان وضعیت قبل بازمی‌گردیم.

پس بهتر است قبل از این نوع کارها و تلاش‌های نافرجام، کمی وقت صرف کنید و به سوالی که مطرح کردیم فکر کنید: «چرا کتاب نمی خوانید؟» بعید است مشکل شما ناشی از تردید در ارزش کتاب یا اهمیت کتاب و کتابخوانی باشد. احتمالاً مشکلات ساده‌تر و اجرایی‌تری وجود دارند که مانع مطالعه می‌شوند. اجازه بدهید چند مورد از آن‌ها را با هم مرور کنیم (چند لحظه با خود فکر کنید و ببینید اگر بخواهید صرفاً سه یا چهار مورد از این فهرست را به عنوان علل مهم‌تر انتخاب کنید، کدام را انتخاب خواهید کرد):

(آن‌قدر که دوست دارم) کتاب نمی‌خوانم چون…

مطالعه کتابها را آغاز می‌کنم، اما به پایان نمی‌برم. کتابهای بسیاری بوده که خواندن آن‌ها را نیمه‌کاره رها کرده‌ام.

حس می‌کنم سرعت کتاب خواندن من کم است و وقتی کتابی در دست می‌گیرم، خوب پیش نمی‌رود.

مطالعه کردن تمرکز می‌خواهد و من هنگام مطالعه چندان تمرکز ندارم.

دوست دارم کتابخوان باشم. اما کتابخوانی برایم خسته‌کننده است و حوصله‌ای می‌خواهد که از حد توانم خارج است.

حوصلهٔ متن‌های طولانی را ندارم. وگرنه متن‌های کوتاه – در حد کپشن اینستاگرام و پست‌های تلگرام – را می‌خوانم.

کتابخوانی کار خوبی است. اما لذتبخش نیست.

تصمیم گرفته‌ام مطالعه کنم و برای کتابخوانی وقت بگذارم، اما کتاب مناسبی در ذهنم نیست و نمی‌دانم برای شروع کتابخوانی سراغ چه کتابهایی بروم.

هر یک از نکاتی که در ادامه می‌آیند، پاسخی به یک یا چند مورد از موارد بالا هستند. اگر بعضی از موارد بالا مسئلهٔ شما هم هست، احتمالاً خواندن ادامهٔ این درس برایتان مفید خواهد بود.

قرار نیست همهٔ کتابها را تا آخر بخوانید

به جای این‌که به خود بگویید «من خواندن بسیاری از کتابها را نیمه‌کاره رها کرده‌ام» از خود سوال بهتری بپرسید: «چرا باید همهٔ کتابها را تا آخر بخوانم؟»

صدهاهزار عنوان کتاب در جهان وجود دارد که احتمالاً یک کتابخوان حرفه ای از هر هزار عنوان‌شان، نهصد‌و‌نود‌ونه عنوان را نمی‌پسندد. حتی اگر همهٔ کتابهای مربوط به موضوع محبوب‌تان را هم پیش رویتان قرار دهند، باز هم احتمالاً از هر ده یا بیست عنوان، به زحمت یکی را بپسندید. ضمن این‌که جذاب، مفید و مناسب بودن بسیاری از کتابها را نمی‌توان از اسم کتاب یا جلد کتاب یا حتی با خواندن چند صفحه از کتاب تشخیص داد.

بنابراین طبیعی‌ترین کار پس از شروع به مطالعه یک کتاب این است که آن را رها کنید و گوشه‌ای بیندازید و اتفاقاً این غیرطبیعی است که هر کتابی را تا آخر بخوانید. روش کتاب خواندن این نیست که کتابی را باز کنید و از صفحهٔ اول جلو بروید و به خود قول بدهید که تا به صفحهٔ آخر نرسم آن را رها نمی‌کنم (اصطلاحاً خواندن کتاب از جلد تا جلد یا cover to cover).

واضح است که پس از مدتی که با ناشران، نویسندگان و صاحب‌نظران مختلف آشنا شدید، می‌توانید با خطای کمتری کتابهای مناسب خود را تشخیص دهید. اما در آن زمان هم هنوز تعداد کتابهایی که نیمه‌کاره رها خواهید کرد، هم‌چنان بسیار بیشتر خواهد بود.

کتاب خوانی

اگر زمانی دیدید که کتابهای رهاشدهٔ کمی دارید و بیشتر کتابهایی را که شروع کرده‌اید تا آخر خوانده‌اید، بدانید وضعیت‌تان نگران‌کننده است و به اصول کتاب خواندن بی‌توجه بوده‌اید. در این وضعیت می‌شود حدس زد که احتمالاً یکی از دو اتفاق زیر افتاده است:

کتابهای غیرمفید و نامناسبی بوده که جرئت نکرده‌اید خواندنشان را رها کنید و طبعاً چون عمر و فرصت مطالعه محدود است، این به آن معناست فرصت خواندن کتابهای دیگری را، به خاطر نداشتن جسارتِ رها کردن، برای همیشه از دست داده‌اید.

حلقهٔ مطالعهٔ شما بسیار کوچک و محدود شده و حاضر نبوده‌اید از ناحیهٔ امن خود خارج شوید: به سراغ ناشران دیگر، نویسندگان و مترجمان دیگر، موضوعات دیگر و عناوین ناشناخته بروید. طبیعتاً این اتفاق هم برای کسی که در تلاش برای افزایش دانش و گسترش نگرش خود است، یک وضعیت نامطلوب محسوب می‌شود.

تندخوانی لزوماً مفید و موثر نیست

هر کس اندک علاقه‌ای به کتاب و کتابخوانی داشته باشد، دیر یا زود راهش به کلاسهای تندخوانی و مروّجان تکنیکهای افزایش سرعت مطالعه می‌افتد. در دوره های تندخوانی انواع تکنیک‌ها را به مخاطب می‌آموزند تا بتوانند با سرعت بیشتری از روی متن‌ها عبور کنند. در عین حال، ادعا می‌شود که تکنیک های تندخوانی به‌هیچ‌وجه روی درک مطلب تأثیر نمی‌گذارند. یعنی خواننده می‌تواند سرعت خود را دو یا چند برابر کرده و دقیقاً به همان اندازهٔ قبل، متن را بفهمد و درک کند.

دربارهٔ اثربخشی روشهای تندخوانی پژوهش‌های متعددی انجام شده که لازم است در درس جداگانه‌ای به آن‌ها پرداخته شود. اما فعلاً کافی است در همین حد اشاره کنیم که تقریباً همهٔ پژوهشهایی که به اثربخشی تندخوانی پرداخته‌اند، «توانایی به‌ خاطر سپردن و به یاد‌ آوردن» را سنجیده‌اند و نه «درک مطلب» را. ما معمولاً به قصد یادگیری می‌خوانیم و یادگیری زمانی اثربخش است که بتوانیم آموخته‌های جدید را به دانسته‌های قبلی وصل کنیم. کسی که در کتابخوانی شتابزده است، ممکن است با حال‌و‌هوای کتاب آشنا شود، اما این به آن معنا نیست که محتوای کتاب را نیز آموخته است.

این که شما یک داستان بخوانید و بعد به‌ خاطر بیاورید که هر کس با چه کسانی نسبت داشت یا اتفاقات مهم داستان در چه تاریخی روی داد، با این که مطلبی را آن‌قدر عمیق بخوانید که مدل ذهنی شما تغییر کند، تفاوت دارد. شاید بتوان از تندخوانی اخبار و اسناد اداری دفاع کرد، اما تندخوانی کتاب های مدیریت، کتاب های روانشناسی، کتاب های توسعه فردی و بسیاری از حوزه‌های دیگر – که البته خارج از حوزهٔ آموزشی متمم هستند – قطعاً اثربخشی مطلوب نخواهد داشت.

حتی در همان اخبار و اسناد اداری هم، اگر واقعاً خبر یا سند مهمی باشد، لازم است جمله‌ به جمله و کلمه به کلمه خوانده شود. چرا که معمولاً همهٔ دردسرها، هزینه‌ها، کج‌فهمی‌ها و پشیمانی‌ها ناشی از سرسری خواندن همین اخبار و اسناد است.

قبل از این که به تندخوانی وسوسه شوید، همیشه از خود بپرسید که هدف از خواندن کتاب چیست؟ آیا تندتر خواندن شما را به هدفی که دارید نزدیک‌تر می‌کند؟ اگر کتابی در دست دارید که معتقدید خواندن دقیق آن چندان ضروری نیست، بهتر است کمی بیشتر فکر کنید؛ چون شاید اساساً خواندنش ضروری نباشد.

مدافعان تندخوانی اخیراً آموخته‌اند تأکید کنند که درست‌خوانی را آموزش می‌دهند و نه شتابزدگی را و تأکید می‌کنند که ما می‌خواهیم نحوه صحیح کتاب خواندن را رواج دهیم. اما مسئله این‌جاست که حتی با این فرض، بخش بزرگی از زمانی که برای مطالعه کتاب صرف می‌شود، مربوط به عملیات خواندن (مشاهدهٔ کلمه، خواندن کلمه و درک معنی کلمه) نیست. بلکه مربوط به پردازش‌هایی است که هم‌زمان با خواندن در ذهن انجام می‌شود و طبیعتاً سرعت آن پردازش‌ها را نمی‌توان افزایش داد.

جدا از این که چنین نگاهی به مطالعه – که باید نقطه‌ به نقطه، حرکت چشم و لب و دهان کنترل شود – بیشتر رویکردی تیلوریستی است و اگر هم به کار کارخانجات بیاید، برای کتاب و کتابخوانی که مستلزم فهم مطلب و کشف معناست چندان مناسب نیست. به عبارت دیگر، این نوع رویکردها بیشتر برای بیل زدن و استخراج معدن به کار می‌آید تا پلک زدن و استخراج معنا.

جدا از همهٔ این حرف‌ها و استدلال‌ها، اشاره به تندخوانی در این درس، علت دیگری دارد. در ابتدای درس به این سوال پرداختیم که «چرا کتاب نمی‌خوانیم؟» می‌دانیم که یکی از علت‌ها می‌تواند نبودن شوق و انگیزه برای مطالعه باشد. و یکی از ریشه‌های بی‌انگیزگی می‌تواند این باشد که کتابخوانی برای ما فعالیتی شیرین نبوده و خاطرات احساسی مثبتی از کتابخوانی در ذهن ما ثبت نشده است.

با سریع خواندن و ورق زدن شتابزده و از این برگ به آن برگ و از این فصل به آن فصل رفتن، کتابخوانی قطعاً تجربه‌ای شیرین نخواهد بود و طبیعی است اگر بعداً هوس کتاب خواندن به سر ما نزند.

کتابخوانی

بنابراین پیشنهاد می‌کنیم به جای جستجوی شیوه های خلاق کتابخوانی و ابتکارات عجیب‌و‌غریب برای افزایش سرعت مطالعه، این نکته را به خاطر بسپارید که روش صحیح کتاب خواندن، سریع خواندن نیست. بلکه کاهش سرعت مطالعه تا آن سطحی است که مطمئن شوید پیام متن را درک کرده‌اید و آن‌چه خوانده‌اید به خوبی با آن‌چه پیش‌تر آموخته بودید، آمیخته شده است.

آشنایی با درس‌های متمم و عضویت در متمم      روش ثبت نام    فهرست درس‌ها

برنامه ریزی برای مطالعه

حالا که دربارهٔ تندخوانی حرف زدیم،‌ می‌توانیم یک پله جلوتر برویم و بگوییم نه فقط تندخوانی، بلکه هر نوع رویکرد کمّی و مکانیکی دیگر به مطالعه اشتباه است. مطالعه و کتابخوانی کاری نیست که با شاخص‌های کمّی سنجیده و ارزیابی شود.

این روزها در شبکه های اجتماعی از برخی بلاگرهای کتاب می‌شنویم که با افتخار می‌گویند «خوش‌بختانه امسال هم ۵۲ کتاب (یا ۲۶ کتاب یا هر عدد دیگر) خواندم و توانستم طبق برنامه پیش بروم.» اما با وجود رواج این سبک «کیلویی» در برنامه ریزی برای کتاب خواندن، هنوز هم بعید است بتوانید یک کتابخوان حرفه‌ای پیدا کنید که کتاب خواندن به این شیوهٔ نمایشی را بپسندد و تأیید کند.

کتابخوان حرفه‌ای می‌داند که گاهی در یک سال سی کتاب می‌خواند و گاه ممکن است تمام سال با دو یا سه کتاب درگیر باشد. کتابخوان‌های حرفه‌ای اگر هم بخواهند برای مطالعه برنامه ریزی و هدف‌گذاری کنند، ممکن است با خود قرار بگذارند که همهٔ کتابهای یک نویسندهٔ خاص را بخوانند یا تا زمانی که خواندن چند کتاب مشخص را تمام نکرده‌اند، به خودشان اجازهٔ خرید کتاب تازه ندهند (که برای عاشقان کتاب، تنبیهی دردناک محسوب می‌شود).

برنامه ریزی برای کتابخوانی

اگر می‌خواهید برای مطالعه برنامه ریزی کنید، برای خروجی مطالعه هدف تعیین نکنید، بلکه برای زمان مطالعه هدف بگذارید. مثلاً با خود بگویید که من سعی می‌کنم شب‌ها قبل از خواب سی دقیقه مطالعه کنم. و دو شب در هفته هم به خودم استراحت می‌دهم (شب‌های مشخصی را تعیین نکنید. هر شبی که پیش آمد و خسته بودید).

با این شیوه به مغزمان کمک می‌کنید تا هنگام خواندن، با محتوای کتاب درگیر شود و نه سرعت مطالعه.

نقش مدیریت تمرکز و توجه در مطالعه موثر

برای مدیریت تمرکز و توجه قوانینی وجود دارد که تقریباً همهٔ ما آن‌ها را می‌دانیم، اما گاهی آن‌ها را جدی نمی‌گیریم. یکی از ساده‌ترین کارهایی که می‌توانید برای تمرکز بهتر انجام دهید این است که وسایلی را که حواس‌تان را پرت می‌کنند از خود دور کنید؛ اینترنت، موبایل و تلویزیون از جمله وسایلی هستند که از ظرفیت بالایی برای پرت کردن حواس ما برخوردارند. حتی اگر لازم است موبایل نزدیک‌تان باشد، می‌توانید نوتیفیکیشن تعدادی از برنامه‌ها را قطع کنید.

هم‌چنین اگر تماس مهمی وجود دارد که ذهن‌تان را درگیر کرده، پیش از کتابخوانی با فرد موردنظر تماس بگیرید و اگر باید ایمیل مهمی ارسال شود، این کار را انجام دهید. خلاصه این که باید تکلیف دو دسته از تهدیدکنندگان تمرکز را مشخص کنید:

  • وسایل و اتفاقاتی که پس از شروع مطالعه حواس‌تان را پرت می‌کنند.
  • دغدغه‌های ذهنی که از هم‌اکنون و حتی پیش از شروع مطالعه،‌ بخشی از ظرفیت ذهنی شما را اشغال کرده‌اند.

علاوه بر این‌ها تکنیک‌های سادهٔ‌ دیگری هم هستند که می‌توانند به افزایش تمرکز برای مطالعه کمک کنند. مثلاً می‌توانید در خانه یا محل کار، مکان مشخصی را برای مطالعه در نظر بگیرید. این کار به شرطی شدن ذهن کمک می‌کند و هر زمان در آن محل بنشینید، مغز متوجه می‌شود که باید خود را برای مطالعه آماده کند. به همین علت ما در متمم معمولاً در پاسخ به این سوال که «بهترین زمان مطالعه کتاب یا بهترین مکان مطالعه کتاب چیست؟» می‌گوییم: زمان و مکانی که ذهن شما از قبل عادت کرده باشد در آن زمان و در آن مکان کتاب بخواند. هر توصیهٔ دیگری، بیشتر از جنس سلیقهٔ شخصی است.

تمرکز برای کتابخوانی

قرار نیست مانند نجیب‌زادگان عصر ویکتوریا، اتاق مخصوصی برای مطالعه داشته باشید. همین که بدانید از بین پنج عدد مبل خانه، معمولاً روی کدام می‌نشینید و کتاب می‌خوانید،‌ برای شرطی شدن کافی است.

اگر به موضوع افزایش تمرکز و مدیریت توجه علاقه دارید، احتمالاً دوره صوتی آموزش مدیریت توجه که در فروشگاه متمم عرضه شده می‌تواند برایتان جذاب باشد.

سهم متن‌های کوتاه را در رژیم محتوایی خود کاهش دهید

عصر دیجیتال دوران رواج محتواهای کوتاه است.

مخاطبی که زمانی فیلم‌های طولانی و سریال‌های طولانی می‌دید، اکنون از کلیپ‌های یوتیوب و مینی‌سریال‌ها استقبال می‌کند. حتی کلیپ‌های چنددقیقه‌ای یوتیوب هم طولانی به نظر می‌رسند و تولیدکنندگان محتوا می‌کوشند کار خود را در قالب‌های کوتاه‌تر و فشرده‌تر عرضه کنند. در حدی که گاهی دنبال کردن جمله‌هایی که در کلیپ ویدئویی کوتاه اینستاگرامی می‌بینید، دشوار می‌شود. همین روند دربارهٔ محتواهای متنی هم مصداق دارد. متن‌ها و کپشن‌ها در پیامرسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی، کوتاه و کوتاه‌تر شده‌اند و همان متن کوتاه هم باید با فشار ایموجی‌ها و انواع ترفندهای بصری و گرافیکی به مخاطب خورانده شود.

این کوتاه‌گویی و کوتاه‌خوانی در شبکه‌های اجتماعی را نمی‌توان ایراد دانست. هر رسانه‌ای قواعد و ترجیحات خود را دارد و اتفاقاً همین ویژگی‌هاست که فرصت‌ها و ظرفیت‌های تازه خلق می‌کند. اما باید به این نکته هم توجه کنیم که رژیم مطالعهٔ ما درست مثل رژیم غذایی‌مان به تدریج به عادت تبدیل می‌شود و ذائقهٔ ما را تغییر می‌دهد. اگر سهم کوتاه‌خوانی در رژیم محتوایی شما بسیار زیاد باشد، حوصله و تحمل‌تان برای مطالعهٔ متن‌های طولانی کمتر خواهد شد. همین باعث می‌شود خواندن کتاب برایتان دشوار شده و مدام حواس‌تان پرت شود.

قرار نیست اکانت‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی ببندید و صرفاً کتاب بخوانید، اما می‌توانید در این زمینه کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید. حداقل این‌که خود را مقید کنید کپشن‌ها و توییت‌ها و پست‌ها را کلمه به کلمه بخوانید و اکانت‌هایی را که مطالب طولانی‌تر – در حوزهٔ علاقهٔ شما – منتشر می‌کنند دنبال کنید.

اهمیت گروه کتابخوانی و حرف زدن درباره کتابها

ما مطالعه و کتابخوانی را به عنوان فعالیتی انفرادی می‌شناسیم. اما قرار نیست کتابخوانی همیشه به شکل فردی انجام شود؛ به‌ویژه اگر در ابتدای راه کتاب خوانی هستید و هنوز به انگیزاننده‌های بیرونی نیاز دارید.

کتابخوان های بسیاری را می‌توانید پیدا کنید که تشکیل گروه کتابخوانی و شرکت در جلسات کتابخوانی را از شیرین‌ترین خاطرات و تجربیات خود می‌دانند. اما اگر از اکثر آن‌ها سرنوشت گروه کتابخوانی‌‌شان را بپرسید، متأسفانه به نتیجه خواهید رسید که عمر گروه های کتابخوانی بسیار کوتاه است. معمولاً شوق اولیه باعث می‌شود که اعضای گروه، آرزوهای درازی در سر بپرورند و اهداف بلندپروازانه‌ای تعریف کنند. اما به تدریج اختلاف‌نظرها، گلایه‌ها، بی‌نظمی‌ها و انواع عوامل آشکار و پنهان دیگر باعث می‌شوند که انگیزهٔ اولیه و شوق مطالعه کتاب کمرنگ شده و گروه کتابخوانی وارد سراشیبی فرسایش شود.

به همین علت، اگر قصد دارید یک گروه کتابخوانی راه‌اندازی کنید، پیشنهاد ما این است که حتماً ابتدا درسی را که در متمم با عنوان قوانین گروه کتابخوانی بخوانید و با الهام از آن،‌ قواعد و چارچوب مناسب گروه خودتان را تعریف کنید.

البته به‌جز تشکیل گروه کتابخوانی روش‌های دیگری هم برای تبدیل کتابخوانی به یک فعالیت جمعی وجود دارد. شما می‌توانید به شکل‌های دیگری هم با دیگران درباره کتابهایی که خوانده‌اید صحبت کنید. اگر اهل وبلاگ نویسی یا حضور در شبکه های اجتماعی هستید،‌ می‌توانید از تجربه کتابخوانی خود بگویید. یا برخی نکات و جمله‌های کتابهایی را که خوانده‌اید، برای مخاطبان خود نقل کنید.

همیشه یک فهرست از کتابهای خوب در دسترس داشته باشید

بسیاری از تصمیمهای کتابخوانی ما تکانشی هستند. یعنی ناگهان تصمیم می‌گیریم کتابی را بخوانیم یا وقتی کتابفروشی‌ای را در مسیر خود می‌بینیم، میان کتابها می‌چرخیم و چند جلد کتاب می‌خریم؛ گاهی حتی بدون این‌که دقیق بدانیم موضوع و محتوای آن کتاب چیست. این کاملاً طبیعی است و همهٔ کتابخوان‌ها بخشی از کتابهایشان را به همین شیوه تهیه می‌کنند و می‌خوانند.

اما احتمال انتخاب ناموفق در میان کتابهایی که به این شیوه خریده می‌شوند بیشتر است. بهتر است در کنار این کار، فهرستی از کتابهایی که دوست دارید بخوانید داشته باشید. این فهرست را ممکن است بر اساس آن‌چه از دیگران می‌شنوید، یا در سایت‌ها و منابعی مانند متمم می‌بینید، تدوین کنید. همان‌طور که می‌دانید ما در متمم کتابها را در چند دسته معرفی می‌کنیم:

معرفی کتاب های روانشناسی

کتاب های مدیریتی

کتاب درباره کتابخوانی

کتاب های توسعه فردی

پاراگراف فارسی (بندهای برگزیده از کتابها)

تهیهٔ‌ فهرست یک مزیت مهم دارد. به جای تصمیم‌گیری شتابزده، هر کتابی مدتی در فهرست شما می‌ماند. در طول این مدت ممکن است از منابع مختلف، اطلاعات متفاوت و مکملی دربارهٔ کتاب بخوانید و بشنوید. بنابراین به تدریج شناخت بهتری از کتاب پیدا می‌کنید و تصمیم‌تان پخته‌تر خواهد شد.

هنگام استفاده از سلیقهٔ دیگران این نکتهٔ واضح را هم در ذهن داشته باشید که سلیقه‌ها یکسان نیست (اساساً معنی سلیقه همین است). هیچ اشکالی ندارد اگر کتابی را – که فرد یا افراد معتبری توصیه کرده‌اند – تهیه کنید و پس از خواندن چند صفحه، نتیجه بگیرید که آن کتاب، کتاب مناسب شما نیست. هیچ‌وقت به خودتان نگویید که وقتی فلانی و فلانی این کتاب را تحسین کرده‌اند، من «باید» آن را بخوانم و «باید» از خواندنش لذت ببرم و اگر لذت نمی‌برم یا نمی‌پسندم یا متن را نمی‌فهمم، حتماً ضعف یا مشکلی در من هست که باید حل شود.

کتابخوانی

درباره کتاب های پرفروش

همیشه به خاطر داشته باشید که کتاب های پرفروش لزوماً بهترین کتاب های حوزهٔ خودشان نیستند. از پرفروش بودن یک کتاب صرفاً می‌توان دو نتیجه گرفت:

  • افراد بسیاری آن کتاب را خریده – و احتمالاً – خوانده‌اند
  • ناشر کتاب با تکنیک های افزایش فروش کتاب آشنا بوده است

این که افراد بسیاری یک کتاب را خوانده‌اند، لزوماً به معنای کیفیت بالای آن کتاب نیست. گاهی اوقات، تبلیغات گسترده باعث فروش یک کتاب می‌شود. علاوه بر این، حتی اگر مخاطبان بسیاری یک کتاب را پسندیده باشند، باز هم نمی‌توان بر این اساس دربارهٔ کیفیت کتاب قضاوت کرد. ضمن این که بهترین کتاب برای شما کتابی است که به نیاز شما پاسخ دهد و تطبیق «نیاز شما» و «محتوای یک کتاب» چیزی نیست که لزوماً در فهرست کتاب های پرفروش پیدا شود.

این موضوع در کتاب های غیرداستانی ترجمه‌شده بسیار جدی‌تر است. چون بسیاری از ناشران صرفاً کتاب های پرفروش را ترجمه می‌کنند. بنابراین اگر حواس‌تان نباشد، در عین این که فکر می‌کنید آگاهانه مشغول انتخاب کتاب مناسب هستید، عملاً در گوشهٔ کوچکی از دنیای بزرگ کتاب های جهان گرفتار شده‌اید.

برای توضیحات بیشتر در این زمینه می‌توانید درس مستقلی را که در متمم منتشر شده بخوانید:

کتاب های پرفروش

کتاب دیجیتال بخوانید؛ اما خود را به کتابهای دیجیتال محدود نکنید

پیشنهاد پایانی ما این است که – لااقل در ابتدای مسیر کتابخوانی – خود را به خواندن کتابهای دیجیتال محدود نکنید. وقتی عادت کتابخوانی در شما تثبیت شد، احتمالاً مطالعه کتاب دیجیتال با کتاب چاپی (نسخهٔ هاردکپی) تفاوتی نخواهد داشت. اما در اوایل دوره‌ای که می‌خواهید به کتاب خوانی عادت کنید، نسخهٔ فیزیکی یا همان کتاب چاپی می‌تواند اثربخش‌تر باشد. لمس کاغذ، خط کشیدن زیر نوشته‌ها، قرار دادن برگ نشانه میان کتاب، و حتی باز شدن شیرازه کتاب و جدا شدن برگ‌های آن در اثر مرور مکرر، همگی می‌توانند به شما حس خوب موفقیت را القا کنند. کهنه و فرسوده شدن یک کتاب کاغذی در اثر مطالعه دقیق، سندی است که باعث می‌شود خودتان باور کنید به یک کتابخوان تبدیل شده‌اید. ارزش این سند و تأثیر روانی آن را دست‌کم نگیرید.

پیشنهاد | کتاب از کتاب

کتاب از کتاب محمدرضا شعبانعلیدر کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی به تفصیل به مباحث متنوع مربوط به کتاب و کتابخوانی صحبت کرده است.

از جمله سوالاتی که در این کتاب به آن‌ها پاسخ داده شده می‌توان به این موارد اشاره کرد: «چرا کتاب بخوانیم؟» «چرا کتاب نمی‌خوانیم» «چگونه کتاب بخوانیم که اثربخشی مطالعه و میزان یادگیری‌مان بیشتر باشد؟» «تندخوانی خوب است یا بد؟» «چه کتابهایی بخوانیم؟» «از کجا بفهمیم چه کتابهایی نامناسبند؟» «چگونه عادت کتابخوانی را در خود تقویت کنیم؟»

مجموع این بحث‌ها به کتابی ۴۰۰ صفحه‌ای تبدیل شده است. شاید چنین حجمی برای کتابی دربارهٔ کتابخوانی به نظر زیاد برسد. یا این سوال در ذهن شکل بگیرد که کسی که می‌تواند یک کتاب ۴۰۰ صفحه‌ای بخواند، دیگر مسئله‌ی کتاب و کتابخوانی برایش حل شده و به اندازهٔ کافی با کتاب مأنوس است.

اما حاشیه‌ها، جزئیات، پژوهش‌ها، نکته‌ها و تکنیک‌های فراوانی در این بحث وجود دارد که در کمتر از این حجم عملاً نمی‌توان همهٔ آن‌ها را بررسی کرد. توضیحات بیشتر دربارهٔ «از کتاب» را می‌توانید در صفحهٔ اختصاصی آن بخوانید:

پیشنهاد | دوره آموزشی صوتی روش صحیح مطالعه کتاب

اگر مطالعه کردن برای شما یک کار جدی است و دوست دارید در مورد کتاب و کتابخوانی بیشتر بدانید، احتمالاً فایل صوتی راهنمای خریدن و خواندن کتاب (به روایت محمدرضا شعبانعلی) می‌تواند برایتان مفید باشد. در این فایل صوتی درباره کتاب و مفهوم آن، انواع کتاب برای مطالعه و انتخاب کتاب (با تأکید بر کتابهای غیرداستانی) و نیز اعمیت کتاب و کتابخوانی به زبان ساده صحبت شده است.

شناخت و انتخاب ناشر کتاب، آشنایی با انواع نویسندگان، تشخیص کتابهای مفید برای خواندن، روش‌های درست و نادرست مطالعه کتاب و تکنیکهای مطالعه و علامتگذاری و یادداشت برداری از جمله موضوعاتی هستند که در این فایل صوتی مطرح شده‌اند.

این فایل صوتی برای مخاطبانی تهیه شده که می‌خواهند کتابخوانی را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کنند و اثربخشی مطالعه خود را بالا ببرند و در یک کلام، به یک کتابخوان حرفه ای تبدیل شوند.

چند تذکر دربارهٔ بخش معرفی کتاب متمم

متمم سایت فروش کتاب نیست. و جز کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی - که خود متمم آن را منتشر کرده - صرفاً به معرفی، بررسی و نقد کتاب می‌پردازد.

صِرف معرفی کتاب در متمم لزوماً به معنای تأیید محتوای آن کتاب نیست. پس حتماً متن معرفی را کامل بخوانید. ممکن است نقاط ضعف برخی کتابها پررنگ‌تر از نقاط قوت‌شان باشد. ضمن این که معرفی کتاب در متمم لزوماً به این معنا نیست که آن کتاب جزو منابع تدوین درس‌ها بوده است. جز در مواردی که صریحاً به این نکته اشاره، در باقی موارد صرفاً ممکن است با هدف آشنایی کلی با موضوع یا نویسنده و یا نقد کتاب به آن پرداخته شده باشد.

متمم برای معرفی کتابها هیچ نوع هزینه‌ای دریافت نمی‌کند و صرفاً اهداف آموزشی خود را مد نظر قرار می‌دهد.

دسته‌بندی کتاب های مدیریت

دسته‌بندی کتاب های روانشناسی و توسعه فردی

مطالب، فایل‌ها و کتابهای مربوط به کتابخوانی

پاراگراف فارسی | جملات منتخب کتابها

پیشنهاد عضویت در متمم

با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) می‌توانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درس‌های متمم از جمله درس‌های زیر دسترسی خواهید داشت:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  | هدف گذاری

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  فکر کردن با نوشتن

ثبت نام    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید محصولات صوتی هم می‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

چند پرسش، و پاسخ آن‌ها

اگر بخواهیم یک کتاب در مورد کتابخوانی بخوانیم، پیشنهاد متمم چیست؟

کتاب‌های بسیاری در زمینهٔ روش خواندن کتاب منتشر شده‌اند، اما کتاب مورتیمر آدلر در عین قدیمی بودن، هم‌چنان یکی از بهترین آن‌هاست. ما این کتاب را در متمم معرفی کرده‌ایم: چگونه کتاب بخوانیم؟

متمم چه کتابی را برای یادگیری تندخوانی پیشنهاد می‌کند؟

چنان‌که لابه‌لای نکات بالا گفتیم، ما بر این باوریم که تندخوانی در اغلب موارد کار درستی نیست و می‌تواند اثربخشی مطالعه را کاهش دهد. اگر چه معمولاً مدافعان تندخوانی اصرار دارند که در آموزش تندخوانی، بیشتر درست‌خوانی را توضیح می‌دهند، اما تقریباً روح هر دوره‌ای که ما تا کنون بررسی کرده‌ایم، قربانی کردن یادگیری عمیق در پای مطالعهٔ‌ سریع بوده است. تندخوانی شما را به آرام خواندن، دوباره خواندن، بلند خواندن، یادداشت برداری، رونویسی متن و در یک کلام «عشق‌ورزی به کتاب» تشویق نمی‌کند.

بهترین کتاب برای شروع کتابخوانی چیست؟

این سوال، یک پاسخ قطعی و مشخص ندارد. هر کس، بسته به علاقه و ترجیحات خود باید کتاب متفاوتی را برای شروع کتابخوانی انتخاب کند. اما پیشنهاد ما این است که برای شروع کتابخوانی حتماً به سراغ موضوعاتی بروید که دغدغهٔ بنیادی شما باشند. اگر در پی افزایش فروش کسب و کار خود هستید، کتابی در این زمینه بیابید. و اگر تمام ذهن‌تان درگیر تاریخ ایران باستان است، خواندن را با کتابی در این حوزه شروع کنید. «شوق به موضوع و محتوا» مهم‌ترین عاملی است که می‌تواند نخستین تجربه‌های کتابخوانی را با لذت و رضایت همراه کند.

با این حال اگر بخواهیم چند کتاب برای شروع کتاب خوانی پیشنهاد کنیم، احتمالاً بتوان کتاب از کتاب (محمدرضا شعبانعلی) را هم در آن گنجاند. البته مخاطب اصلی این کتاب خوانندگانی هستند که می‌خواهند حرفه‌ای‌تر بخوانند و لذت خواندن را عمیق‌تر تجربه کنند.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت یادگیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مهارت یادگیری

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۶۶۴ نظر برای کتابخوانی و توصیه هایی برای آن | چگونه کتابخوان شویم؟

  1. سلام دوستان عزیزم

    من با کتاب میونۀ خوبی دارم و علایقم رو به موضوعات کتابی که می خواهم مطالعه کنم می دونم و اکثر شرایطی که شما در این درس مطرح کردید رعایت می کنم ، فقط می مونه یه چیز اونم اینه که وقتی کتاب رو توی دستم می گیرم و چند صفحه ای  می خونم سریع به خواب می رم.  کتاب خوندن برای من  مثل لالایی و یا قرص خواب آوره.

    واقعا بعضی وقتها نمی دونم با این مساله چکار کنم!

    • مهشید محمدی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۴ درس)

      ســــــلام

      من علاقه زیادی به کتاب خواندن دارم. کتابهایی که در متمم معرفی می شوند رو در دفترچه ای یادداشت می کنم تا حداقل عناوین کتابها برایم آشنا باشند و زمان کتاب خریدن از این لیست کمک می گیرم.

      سیمین ابراهیمی عزیز من هم این مشکل رو دارم. من زمانی رو برای مطالعه تعیین می کنم که کارهای روزمره و ضروری رو انجام داده باشم ولی متاسفانه زمانی که شروع به مطالعه می کنم در حالت خلسه و خواب آلودگی فرو می روم. مثلا دیشب بارها برای خواندنِ چند صفحه بیشتر از کتابی، با سنگینی پلکها و خواب آلودگی مبارزه کردم. و متاسفانه موفق نشدم. تا چندماه پیش بیشتر در مسیر رفت و برگشت به محل کارم کتاب می خواندم. و همین باعث می شد تعداد بیشتری کتاب بخوانم.

      سبز باشید و برقرار.

    • سیمین عزیز،

      من برعکس شما اگر کتاب جالبی باشه خواب رو ازم میگیره و اگر در شب مطالعه جذابی پیش بیاد نظم خواب روزهای بعدم رو بهم میریزه.

      اما در مورد مساله شما، بستگی به ساعت مطالعه داره. اگر خیلی خسته اید که طبیعیه خواب فرا بگیره. اگر میانه روز هم این مشکل وجود داره شاید مصرف کافئین خوب باشه. و میانه مطالعه آب سردی به صورت بزنید وتنفسی به خود بدید. یک شوک وارد کردن معمولا موثره.

      در وضعیت افقی مطالعه کردن هم خواب آلودگی رو بیشتر میکنه. اگر منزل هستید هم سعی کنید نشسته مطالعه کنید.

      • سلام  دوستان عزیزم مهشید جان و آرام جان

        ممنونم از اینکه وقت گذاشتید و تجربیاتتون رو برام نوشتید. من هم بعد از آمدن از محل کارم و کارهای روزمره، کتاب می خونم و همین طور روزهایی طی رفت و آمد در طول مسیر محل کارم کتاب خوندم ولی، در اون زمان نیز به دلیل مساله حرکت، نتیجۀ زیاد مناسبی از کتاب خوندن نگرفته ام و بیشتر کتاب رو حمل کرده ام تا بخوانمش.

        بله آرام جان گاهی مجبورم در خستگی کتاب بخونم ولی در میانۀ روز هم همین حالت رو دارم. مصرف کافئین برام خوب نیست و ازش پرهیز می کنم. شاید شوک مناسب تر باشد. برای سلامتی بدنی ترجیح می دهم در وضعیت افقی مطالعه کنم به گمانم یکی از علل اصلی اش بعد از خستگی همین است.

        باز هم ممنونم از شما دوستانم امیدوارم با رعایت این نکات بیشتر کتاب بخونم.

    • یاسین اسفندیار گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۷ درس)

      سلام خانم ابراهیمی عزیز

      کامنت شما را که خواندم به یاد یکی از دوستانم افتادم که چنین مشکلی داشت.

      “وقتی کتاب رو توی دستم می گیرم و چند صفحه ای  می خونم سریع به خواب می رم”

      ایشان با مراجعه به چشم پزشک متوجه شد که چشمانش ضعیف است و این امر (کتاب خوانی) باعث خستگی بیشتر چشمش می شود و زود بخواب میرود. دوستانی را مشناسم که فقط زمان مطالعه عینک میزنند.

      • سلام دوست گرامی

        شاید این طور باشه که شما می گویید. حدود یکسالی هست که به چشم پزشکی نرفته ام، ولی جالبه که بدونین  چند سالی هست که  به این صورت هستم. البته تا اونجایی که یادم می یاد وقتی برای کنکور بیش از ۱۴- ۱۵ ساعت درس می خوندم خوابم نمی برد.

        البته با لپ تاپ این مساله برام پیش نمی یاد.حالا که بیشتر بهش فکر می کنم گاهی در گوش دادن به فایل های صوتی هم این مورد به چشم می خوره.

        فکر کنم کلا باید یه چکاپ بشم.

        راستی مدتهاست که کامنت نمی گذارید. امیدوارم بیشتر بنویسید.

        ممنونم از توجه و دقت نظرتون.

  2. مانا گفت:

    سلام

    با گذشت زمان فراموش می کنم آنچه را که خونده ام و تنها مفاهیمی در ذهن من باقی ماند. در واقع نمی تونم به یاد بیاورم که چه جملاتی در کتاب آورده شده. به طور کلی دیدگاهی در مورد یک مسئله بدست میارم.

    همین باعث شده نتونم در مورد کتاب هایی که خوانده ام با سایرین صحبت کنم:(

     

    • سلام دوست عزیز

      به نظرم هنگامی که کتابی رو مطالعه کردید در پایان و به عنوان حسن ختام یک الی دو صفحه از چکیدۀ مطلبی که از اون کتاب یاد گرفتید رو بنویسید تا هر زمان خواستید در مورد اون صحبت کنید و یا به خاطر آورید، اون خلاصه رو بخونید تا کلیت کتاب رو به یاد بیاورید. حتی می تونید برای هر فصلی از کتاب خلاصۀ کوتاهی بنویسید و ضمیمۀ کتابتون کنید.

    • سلام دوست خوبم.

      من برای جذب کامل اونچه که مطالعه کردم همیشه اون رو مرور ذهنی میکنم یا تصور میکنم که دارم اون رو برای کسی توضیح میدم. این موضوع خیلی به این بستگی داره که مطلبی که میخونید چقدر براتون جذاب باشه.

      من برای این مورد از اصطلاح “نشخوار” کردن استفاده میکنم. شاید اصطلاح جالبی نباشه اما تا حدودی اصطلاح مناسبی هست و در نهادینه کردن یک مطلب در ذهن بسیار تاثیر داره. این اتفاق به طور مشابه زمانی که فیلمی میبینم و با یک صحنه یا دیالوگ فوق العاده روبرو میشم یا زمانی که موسیقیی میشنوم که بعد از یک مقدمه طولانی به یک تم بسیار زیبا میرسه هم میفته. اونجا هم مثل یک پاراگراف از یک کتاب دوست دارم دوباره ببینم و بشنوم و اون چه که روم تاثیر گذاشته رو مرور کنم.
      ما تا زمانی که خودمون دریافتی توام با لذت رو از مطلبی نداشته باشیم نمیتونیم اون رو به دیگران انتقال بدیم و تصور میکنم این نوشیدن جرعه جرعه و بعد مرور ذهنی اون هست که باعث تثبیت مطلب میشه.

  3. محمد غریب گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    دورهمی هایی مثل همخوان خیلی میتونه به تبادل نظر درمورد کتاب و ماندگاری محتوای کتب در ذهن کمک کنه

    http://hamkhan.net/

    همینطور جلسات نقد وبررسی کتاب در برخی کافه ها در سطح شهر برگزار میشه که  میتونید اونها رو پیدا کنید.اگرچه اکثرا کتابهای ادبی رو نقد میکنند ولی اگر توی حوزه خاصی تسلط داشته باشید با شما همکاری میکنند مثل کافه کتاب ثالث و کافه کتاب لاله زار که از قدیمیهای این حوزه هستند

    http://hamgardi.com/place/3129

    http://lalehzarbookcafe.blogfa.com/

  4. حسنا گفت:

    کتاب خوندن روخیلی دوست دارم وتقریبا درلیست کارهای آرامبخش منه،امامشکلی که دارم اینه که اونقدرلذت میبرم و شتاب دارم درخوندن که زمان از دستم میره ،و خوداین امر باعث شده مطالب روبه زودی فراموش میکنم ،حجم کتابهایی که تاحالا خوندم خیلی زیاده اماحجم به یادسپرده هام اندکه،امیدوارم دراین سلسله درسها راه حل مشکلمو پیداکنم،
    مساله دیگه ای که دوست دارم پاسخ داده بشه اینه که چه کار کنیم نسل جدید به کتابخونی علاقمند بشند بااین فضای تکنولوژی وبه قول شما علاقه به مینیمالیزه شدن ،تا بچه ها حوصله کنند متن های طولانی رو بخونند

  5. خط کشیدن زیر نوشته ها، دیدن نشانه میانه کتاب که مشخص میکند بخشی از کتاب خوانده شده، باز شدن شیرازه کتاب و جدا شدن برگه های آن (ناشی از بارها مرور یک کتاب)، همه و همه میتوانند احساس خوب ایجاد کنند. احساسی که ما را به خواندن کتابهای بیشتر ترغیب میکند…

    سلام

    به نظرم اینها ایده های خوبی برای پیاده سازی روی یک نرم افزار کتاب خوان هستند.

  6. سلام واقعا لحظاتی که با دوستم در مورد کتابی که خوندیم صحبت میکنیم جزء بهترین لحظات هست.متوجه گذر زمان نمیشیم و یه عالمه چیزای جدید از هم یاد میگیریم گاهی از دوستم ایده میگیرم گاهی اون از من چیزی یادمیگیره و گاهی متوجه یه دیدگاه جدید میشیم که تا حالا بهش فکر نکرده بودیم اینها همه و همه دست ب دست هم میدن تا لحظات شیرینی رو با طعم کتاب بچشیم لذت کتابخوانی رو با هیچ لذتی عوض نمیکنم ولی هنوز یه خواننده ى حرفه ای نشدم. متمم هم جزء بهترین های مطالعاتم هست هربار که بهش سر زدم حتی اگر نکات یادگیری و آموزندشو در نظر نگیرم حس خیلی خوبی بهم میده. ممنون بخاطر فراهم کردن این محیط مفید و دل انگیز.

  7. سلام
    خواستم بگم که من مطلبتون و تا اخر خواندم و علاقه زیادی هم به کتاب خواندن دارم قبل از اینکه سواد خواندن و نوشتن داشته باشم یعنی تو سن چهار سالگی شعرهای حافظ و مهدی سهیلی و سهراب را برادرم برام می خواند منم حفظ می کردم ، هیچ وقت رمان نخواندم ، علاقه زیادی هم به کتابای فلسفی و مدیریتی و ادبی دارم ،

  8. سلام
    ۱- بزرگترین مشکلی که من دارم جدیدا کلاس تندخوانی شرکت کردم امیدوارم که بتونم تا حدی این مشکل رو برطرف کنم
    ۲- هیچ دلیلی وجود ندارد که کتابی را که آغاز کرده ام به پایان ببرم این حرف رو همیشه زدم اما همه بهم میگن تو داری خودت رو توجیه می کنی نباید تا یه کتاب رو تموم نکردی کتاب بعدی رو بخری اما از نظر من این یه اشتباه محضه شاید دوتا کتاب مکمل هم هستن شاید در دو زمینه مختلف باشن و شاید هم این کتاب کتابی نبوده که روح منو ارضا کنه و منو جذب خودش کنه و شاید الان وقت مناسبی برای خواندن این کتاب نیست!!!
    ۳- قبلا از این روش استفاده می کردم که اول تمام عوامل حواس پرتی رو انجام بدم تا دیگه ذهنم دنبالش نباشه! اما یهو به خودم میومدم میدیدم وقت رو از دست دادم و …..
    ۴- گاهی حبس انفرادی خودش یه نوع تفریح به حساب میاد! کسانی مثل من که از صبح تا شب بیشتر زمان خودشون رو در محیطهای پر هیاهو و پررفت و آمد می گذرونن گاهی دلشون یه سلول انفرادی میخواد
    ۵- برای شخص من اگه مطلبی جذبم کنه هرچی طولانی تر باشه لذت بیشتری داره اما وای به حال وقتی که اون مطلب رو دوست نداشته باشم…
    ۶- چقدر زیباست که تصادفی متوجه شی دوستی که از هم صحبتیش لذت می بری همون کتابی که دوست داری رو خونده و حاضر بشینه در موردش حرف بزنه
    جدیدا سایت متمم رو به یکی از دوستانم معرفی کردم که در مورد بعضی مطالبش بشینیم و حرف بزنیم..
    • در مورد کتابهای دیجیتال اگه کتابی باشه که در حد خیلی بالا جذبم کنه حتما اونو به صورت دیجیتال پیدا می کنم و تو گوشیم میریزم چون در اون صورت حتی دقیقه ای بی کار نخواهم بود و اگه همراهم نباشه همش ناراحتم که چرا کوتاهی کردم و الان من بیکارم در صورتی که می تونستم فلان کتاب رو بخونم
    • ببخشید خیلی طولانی شد اونقدر قابل لمس بود مطالب که دلم می خواست حتما در موردش حرف بزنم

  9. حمید گفت:

    من هم بی اعتمادم و قصد دارم فقط ترجمه‌های نسبتاً معتبر را بخوانم و تا حد امکان از این به بعد به زبان انگلیسی بخوانم. در زمینه تاریخ متخصص نیستم ولی کتاب Sapiens را شدیداً توصیه می کنم. که نسبت به تاریخ دید کلی دارد و از اول پیدایش بشر تا آخرش را می‌خواهد که بررسی کند. (معاصر هم جزوشه !)

  10. با سلام و شب بخیر
    کتاب خوندنو از سن چهارده سالگى با مطالعه کتابهاى تاریخى و رمانهاى حجیم مثل سینوهه پزشک مخصوص فرعون ،خواجه تاجدار وکنت مونت کریستو شروع کردم،اونهم در تابستون گرم جنوب ایران.چنان عشقى به خوندن داشتم که هنوز هم این حس تو وجودم براى خوندن کتابى جدید موندگار شده.داشتن یه دفترچه و لیست کردن کتابهاى مورد علاقه ام کمک زیادى بهم کرده.
    باسپاس و احترام

  11. با سلام

    به نظرمن  یکی از علت اینکه مردم کمتر به دنبال کتابخوانی میروند نویسنده هایی هستند که فکر میکنند با استفاده کلمات سنگین و بعضی اوقات کلمات بلا استفاده ، میتوانند ارزش کار خود را بالا ببرند. یا بعضی موقع عدم جمله بندی مناسب با مخاطب نیز نتیجه جز فرار از کتابخوانی ندارد. و گرنه اگر از یک کتابی خوشمان بیاید تا آخر میخوانیم.

  12. سلام
    من یک فایل  word درست کردم، در یک بخش اون اسامی کتاب هایی که تا سال ۹۴ خوندم رو نوشتم و در بخش دیگه اسم کتابهایی که در سال ۹۴ خوندم. این انگیزه منو بیشتر کرده که تا قبل از بسته شدن فایل سال ۹۴ تا جایی که می تونم به این لیست کتاب اضافه کنم.
    داشتن لیستی از کتابهایی که نخوندیم هم میتونه ما رو ترغیب کنه که به تدریج این لیست رو کوچکتر و لیست کتاب های خونده شده رو بزرگتر کنیم.
    در کل ثبت کردن فعالیتها هم می تونه یه برآورد از عملکردمون به ما بده و هم میتونه به انگیزش کمک کنه.

  13. داشتن کتابهای نصفه نیمه خونده شده همیشه من رو عذاب میداد که چرا من هنوز اون کتاب رو تموم نکردم .

    تا اینکه در جلسات سهیل رضایی که شرکت میکردم گفتند لزومی نداره که ی کتابی رو که خریدید همه فصلهای اون کتاب رو بخونید ، بلکه خوندن بخشهایی از کتاب با توجه به فهرست آن که مورد نیاز شما هست کافیست .

  14. بانو گفت:

    همیشه از خوندن کتاب لذت می برم و این که در بین قفسه های یه کتابخونه به دنبال کتابای مختلف بگردم و ورقشون بزنم حس خوبی بهم میده، فکر می کنم این علاقه به کتاب در زمان بچگیم شکل گرفته، یادمه وقتی بچه بودم خیلی خونه ی یکی از همسایه هامون می رفتم، اونم همیشه از رو تصاویر کتابا یا مجله هایی که داشت برام قصه می گفت، این قصه گویی همراه با تصاویر برام خیلی جذاب بود و زمینه ی علاقه منو به کتاب فراهم کرد.
    معمولا بیشتر کتاب هایی که می خونم رو از کتابخونه یا کسی قرض می گیرم و یا پی دی افش رو می خونم که خوندنش تو گوشی برام راحت تر از لپ تاپه، کم میشه کتابی رو بخرم ولی برای آینده در نظر دارم هزینه ثابتی رو برای خریدن کتاب در نظر بگیرم تا کتابخونمو کم کم گسترش بدم.
    خوندن کتاب، ذهن آدم رو خیلی باز می کنه و واقعا بعد از سال ها کتاب خوندن دیگه کاملا می تونی کتاب خوب رو از بد تشخیص بدی و سلیقه کتابخونیتو بفهمی.
    شده خیلی از کتابارو در نیمه رها کردم و بعضی کتاب هارو هم تا آخر خوندم ولی بعد از تمام کردنش فهمیدم که سبک نویسنده رو دوس ندارم و ترجیح دادم دیگه از اون نویسنده کتابی نخونم.
    این که سلیقتو در کتابخونی بفهمی خیلی مهمه که این با خوندن کتابای متعدد فهمیده میشه، با مورد هفت خیلی موافقم ممکنه یه نفر از یه کتابی یا رمانی خیلی خوشش بیاد و تعریف کنه ولی شما بعد از خوندن اون کتاب همچین حسی نداشته باشید یا اصن اون کتابو نفهمیده باشید و باهاش ارتباطی برقرار نکرده باشید، این اصلا اشکالی نداره، اینجوری فقط شما می فهمید که این کتاب با سلیقه شما جور نیست.
    و یه نکته ای رو که لازم می دونم بگم اینه که در مورد کتابای ترجمه شده حتما در مورد ترجمه های مختلف اون کتاب پرس و جو کنید تا بتونید بهترین ترجمشو بخرید. یه ترجمه بد واقعا می تونه آدم رو دلزده و خسته کنه.

  15. علیرضا گفت:

    با سلام

    چند پیشنهاد تجربی برای کتابخوانی:

    ۱) اقدام به تشکیل یک کتاب خوانه شخصی کنیم و کتابهای مورد علاقه ی خود را در آن نگه داری کنیم

    ۲) در طول یک هفته یا یک ماه حتما به کتاب فروشی ها سر بزنیم و از تازه های نشر در حوزه ی علاقه هامون مطلع شویم

    ۳)بیشتر سعی کنیم کتاب هایی که دوست داریم را بخریم تا هنگام مطالعه برای خط کشی و یادداشت برداری و… راحت باشیم

    ۴) در کتاب فروشی ها کتاب هایی که توجه مارا به خود جلب میکند حداقل فهرست آنرا نگاه کنیم.

    ۵) هزینه ای ثابت برای خرید کتاب قرار بدیم

     

  16. احمد گفت:

    خواندن کتاب به این روش را امتحان کنید.
    تکنیک های کاربردی تقویت حافظه: براساس روش تصویرسازی ذهنی: آموزش روش علمی مطالعه (PQ6R)

    برای نخستین بار دشوار است ولی بعد از آموختن آن همیشه ابزاری دارید که اگر خواستید کتابی را یکبار برای همیشه بخوانید به شما کمک خواهد کرد.

  17. سلام.

    حالا که دوباره مشغول مرور مطالب  متمم هستم ، می بینم بسیاری از این شیوه هایی که گفتید، الان عادت من در کتاب خوانی شده ولی پیش از آشنایی با شما، شیوه ی دیگری برای مطالعه داشتم.

    بزرگترین مشکل من چیزی بود که دومین بند راهنمایی های شما بر طرفش کرد.

    وقتی کتابی را نیمه کاره رها می کردم، چیزی شبیه عذاب وجدان یک آدم شکست خورده  به من دست می داد.

    راستی در پایان بند ششم، از ایجاد فضایی برای معرفی وبلاگ دوستان صحبت کردید، در بخش معرفی کاربران ویژه به بخش هایی از اطلاعات یکدیگر دسترسی داریم، آیا هدف گذاری تان برای چیزی فراتر است.

    ممنونم.

    برقرار باشید.

  18. بعد کنکور سراسری به خاطر اینکه چند سالی همش درگیر مدرسه و کنکور بودم کلا از دنیا دور شده بودم و توی جمع هیچ اطلاعاتی برای گفتن نداشم…(البته کنکورم جای خوبی قبول نشدم ).

    توی جمع همه کارشناس سیاسی میشن منم واسه این که کم نیارم میرفتم تو بخش “تحلیل”سایت های خبری پیش بینی های تحلیل گر ها راجع به مسایل مختلف میخوندم وعادت به مطالعه متن های بلند در من شکل گرفت بعدشم با اپلیکشین اندروید”آخرین خبر”آشنا شدم که تحلیل همه سایتا رو داره و در ضمن رو موبایلم هست.

    یک سالی گذشت تا اینکه با معلم عزیزم محمد رضا آشنا شدم و با کتاب و کتابخوانی و حقیقت های زندگی آشنا شدم…

    این بود داستان کتابخون شدن من…:)

  19. ناصر ابراهیم زاده گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۲ درس)

    سلام خدمت محمدرضا عزیز و تمامی دست در کاران متمم و همه متممی ها

    برخلاف اکثر دوستان من در دوران کودکی و نوجوانی از کتاب دور بودم و هر کدام از دوستانم  که راجع به کتاب و کتاب خوانی صحبتی میکرد،مسخره اش میکردم .حتی گاهی اوقات در تلوزیون مبحثی در باره کتاب مطرح میکردند ،مورد تمسخرشان میگرفتم ، اما  مدت زمانی که خواندن کتاب را شروع کردم ،به خودم میخندم که چه سالهایی رامفت از دست دادم  از زمانی که خواندن کتاب را شروع کردم نگرشم به زندگی تغییر کرد.امیدوارم که اینده ای بهتر برای ایندگان پیش رو باشد ،حداقل نگرش گذشته من را نداشته باشند!

  20. آزاده گفت:

    سلام

    یک پیشنهاد دارم: (اعداد مثال هستند و می توانند تغییر کنند)

    در همین سایت ۵ کتاب در ماه معرفی کنید و برای هر کتاب صفحه ای در نظر بگیرید، افرادی که در حال خواندن آن کتاب هستند در بخش دیدگاه ها با هم ارتباط داشته باشند و به این ترتیب یکدیگر را تشویق به خواندن کتاب کنند.

    • ایمان میرزائی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

      سلام آزاده

      سایتی که در مورد کتاب ها بشه بحث کرد همین الان وجود داره و ما نباید چرخ رو از نو اختراع کنیم ولی اگر جایی در متمم باشه برای گفتگو در مورد کتاب ها شاید برای یادگیری عمیق تر خوب باشه
      پس اگر منظورت یک goodreads بومی برای متمم هست پس منم مثل تو فکر میکنم که کاش متمم یه goodreads سرخود هم داشت و کتاب هایی که معرفی میکنه با یک مکانیزم انتخاب و برامون جایی بگذاره که حتی در مورد صفحات خاصیش نظر بدیم.