Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
دوره صوتی آموزشی نکته‌هایی برای مدیران (کلیک کنید)


تعریف درونگرایی چیست؟ افراد درونگرا چه ویژگی هایی دارند؟


درونگرا چیست و درونگرایی چه ویژگی‌هایی دارد؟

اگر بحث‌های مختلف و دیدگاه‌های متفاوت در خودشناسی و شخصیت شناسی را کنار یکدیگر قرار داده و مقایسه کنید، کمتر واژه‌ و اصطلاحی را می‌بینید که به اندازهٔ درونگرایی و برونگرایی به آن‌ها پرداخته شده باشد.

حتی می‌توان گفت مفهوم درونگرایی و برونگرایی، مخرج مشترک برخی از رایج‌ترین نظریه های شخصیت شناسی صفاتی محسوب می‌شوند (+).

در این درس کمی دربارهٔ تعریف درونگرایی و ویژگی های افراد درونگرا صحبت می‌کنیم. اما از آن‌جا که معمولاً درونگرایی و برونگرایی را در برابر یکدیگر (و گاه دو انتهای یک طیف) قرار می‌دهند، مطالعهٔ این درس به شفاف‌تر شدن مفهوم برونگرایی و ویژگی های افراد برونگرا هم کمک خواهد کرد.

تعریف درونگرایی و خصوصیات افراد درونگرا چیست؟

با وجودی که اصطلاح درونگرایی (به انگلیسی: Introversion) در بسیاری از مدلها و نظریه‌های شخصیت شناسی به کار می‌رود، اما همهٔ این نظریه‌ها درونگرا بودن را به یک شکل تعریف نمی‌کنند.

نباید فکر کنیم واژهٔ درونگرا همه‌جا و در همهٔ کتاب‌ها و مقاله‌ها و نظریه‌های شخصیت‌شناسی معنای یکسانی دارد و به یک مفهوم به کار می‌رود.

در کنار تعریف درونگرایی و آن‌چه به عنوان ویژگی های افراد درونگرا در مقالات علمی و کتابهای تخصصی روانشناسی مطرح می‌شود، اصطلاح درونگرا و مشتقات آن در ادبیات عمومی هم بسیار رواج یافته است. به همین علت، بسیار پیش می‌آید که در گفتگوهای روزمره از درونگرایی و ویژگی های افراد درونگرا بشنویم.

اما معمولاً مفهومی که از درونگرایی در ذهن اکثر عموم مردم است، با آن‌چه در روانشناسی مطرح می‌شود تطبیق کامل ندارد. بنابراین گاه می‌بینیم افراد مختلف،‌ رفتار خود و دیگران را – حتی بدون این که واقعاً ربطی داشته باشد – به درونگرا بودن ربط می‌دهند.

درونگرایی و بار معنایی منفی آن

علاوه بر مبهم بودن تعریف درونگرایی، مشکل دیگری هم وجود هست که هنوز کاملاً از بین نرفته است:‌ متأسفانه گاهی هنوز می‌بینیم درونگرایی در ذهن عده‌ای بار معنایی منفی دارد.

مثلاً شاید شما هم دیده باشید که وقتی کودکی به موقع سلام نمی‌کند یا به سوال آشنایان و بستگان پاسخ نمی‌دهد، والدین از طرف مقابل عذرخواهی می‌کنند و برای توضیح این رفتار می‌گویند که کودک‌شان درونگراست.

علاوه بر این، گاهی می‌بینیم ساکت نشستن یا خلوت‌گزینی یک فرد درونگرا را مصداق «منزوی» بودن در نظر می‌گیرند و با چنین برچسبی، این رفتار را نامطلوب تلقی می‌کنند.

این نوع آشفتگی‌های معنایی باعث شده که هنوز، با وجود بحث‌های گسترده‌ای که دربارهٔ درونگرایی مطرح شده، اصطلاحاتی مانند «درمان درونگرایی» و «حل مشکل درونگرایی» از جمله عبارات پرتکرار در جستجوهای اینترنتی باشند.

درونگرایی در ادبیات یونگ

یونگ یکی از نخستین کسانی است که مفهوم درونگرایی و برونگرایی را رواج داد. نه‌فقط در کتابهای تخصصی، در کتابهای عمومی درباره درونگرایی هم معمولاً به این نکته اشاره می‌شود.

اما نکته‌ای که کمتر به آن پرداخته می‌شود این است که در نوشته‌های یونگ، درونگرایی و برونگرایی یک ویژگی دوگانه یا دوقطبی (Dichotomy) نبود و قرار نبود انسان‌ها در یکی از دو دستهٔ درونگرا و برونگرا طبقه‌بندی شوند.

آن‌چه معمولاً به درونگرایی یونگی نسبت داده می‌شود، بر پایهٔ تست شخصیت شناسی MBTI است که با الهام از اندیشه‌های یونگ (و نه بر اساس مدل یونگ) ساخته شده است.

در نوشته‌های یونگ – متفاوت با آن‌چه در روایت‌های ساده‌تر MBTI گفته می‌شود – دو مفهوم کلیدی وجود داشت (+):

  • عملکرد (function)
  • گرایش/جهت‌گیری انرژی‌های روانی (attitude) بود.

محدودیت در دسترسی کامل به این دوره

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های خودشناسی و شخصیت شناسی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. با فعال کردن عضویت ویژه در متمم، به درس‌های بسیار بیشتری نیز دسترسی پیدا می‌کنید:

ضمناً بررسی‌های ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به درس‌های شخصیت‌شناسی علاقه‌مند بود‌ه‌اند، برای مطالعه‌ی درس‌های زیر هم وقت صرف کرده‌اند:

تحلیل رفتار متقابل | زندگی شاد | افزایش عزت نفسکوچینگ | مشاوره مدیریت

کاریزما | مدیریت استرستصمیم گیری | روانشناسی پول | استعدادیابییادگیری

تحلیل رفتار متقابل | هوش هیجانیمهارت ارتباطی | رابطه عاطفی | مسیر شغلی

همان‌طور که می‌بینید، آن‌چه ما به عنوان تفاوت درونگرا و برونگرا می‌شناسیم، کمی با آن‌چه یونگ گفته متفاوت است. اما به معنای نادرست بودن تلقی متعارف از درونگرایی و برونگرایی نیست. بلکه شکل ساده‌‌شده‌ای از دوگانه‌ای است که یونگ تعریف کرد و بعدها به کمک تست MBTI به گفتگوهای عمومی راه یافت.

پرسشنامه آیزنک و تعریف او از برونگرایی و درونگرایی

هانس آیزنک (Eysenck) هم یکی دیگر از روانشناسانی بود که به اهمیت درونگرایی و برونگرایی توجه کرد. آیزنک بر اساس پژوهش‌های خود به نتیجه رسیده بود که دو صفت اصلی در انسان‌ها وجود دارد که برای توصیف‌شان ضروری و مفید است: یکی نوروتیک بودن و دیگری برونگرایی.

او پرسشنامه‌ای هم برای سنجش برونگرایی طراحی کرد که به نام مقیاس برونگرایی آیزنک شناخته می‌شود (دانلود نسخه PDF پرسشنامه آیزنک (انگلیسی).

طبیعتاً در مقیاسی که آیزنک طراحی کرد، امتیاز پایین در برونگرایی به معنای درونگرایی بیشتر خواهد بود. اگر می‌خواهید تصویری دقیق‌تر از مفهوم درونگرایی (یا در واقع: شاخص برونگرایی پایین) در نگاه آیزنک داشته باشید،‌ می‌توانید چند نمونه از سوال‌های آیزنک را – که در پرسشنامه‌اش مطرح می‌کند – بخوانید:

  آیا شما فرد پرحرفی هستید؟
  آیا از دیدن افراد جدید لذت می‌برید؟
  آیا نسبتاً بانشاط و سرزنده هستید؟
  آیا می‌توانید در یک مهمانی شاد شرکت کنید و لذت ببرید؟
  آیا در ایجاد دوستی‌های جدید پیش‌قدم می‌شوید؟
  آیا از قاطی شدن با مردم لذت می‌برید؟
  آیا از [محیطِ] پرهیجان و شلوغ لذت می‌برید؟

کار ارزشمند دیگری آیزنک این بود که ایدهٔ ارثی بودن برونگرایی و درونگرایی را مطرح کرد. در واقع برونگرایی – درونگرایی را صرفاً یک صفت روانی ندید و مدعی شد که ریشهٔ این صفت را باید در ساختار مغز و ویژگی‌های ژنتیکی جستجو کرد.

او آزمایش‌های متعددی هم طراحی و اجرا کرد تا این فرض را ارزیابی کند. اگرچه نتایج همهٔ آزمایش‌هایش همسو نبودند، اما اصل این کار آیزنک بسیار ارزشمند بوده است. چون مدل‌ها و توصیف‌های روان‌تحلیل‌گران، معمولاً قابل رد و اثبات نیستند. اما وقتی آزمایش‌هایی برای سنجش یک مدل طراحی می‌شود، این فرصت به وجود می‌آید که اعتبار آن مدل به شیوهٔ قابل‌اتکایی سنجیده شود. چنان‌که امروز برونگرایی – درونگرایی به عنوان یکی از اصلی‌ترین صفات شخصیتی قابل‌‌اندازه‌گیری و قابل‌اتکا شناخته‌شده است (+).

برونگرایی [و درونگرایی] در مدل پنج عاملی شخصیت

یکی از مدل‌های بسیار شناخته‌شده در شخصیت شناسی مدل پنج عاملی شخصیت است. رویکرد این مدل، شخصیت شناسی صفاتی (trait-based) است. یعنی شخصیت انسان‌ها را بر اساس چند صفت مشخص می‌سنجد. سال‌هاست دربارهٔ این‌ که «تعداد صفت‌هایی که باید برای شناختن انسان‌ها بررسی کنیم چقدر است» بحث می‌شود. مدل پنج عاملی، همان‌طور که از نامش پیداست، بر این اساس بنا شده که تعداد این صفات نمی‌تواند از پنج مورد کمتر باشد (مطالعهٔ بیشتر: مدل پنج عاملی شخصیت).

در مدل پنج عاملی شخصیت، چیزی به اسم درونگرایی نداریم. اما یکی از پنج عاملی که برای شناخت و سنجش شخصیت در مدل پنج عاملی مطرح می‌شود، برونگرایی یا extraversion است.

برونگرایی در این مدل (شبیه مدل آیزنک) به شکل طیفی تعریف می‌شود. بنابراین می‌توان گفت هر چه شاخص برونگرایی شما در این مدل کمتر باشد، درونگراتر محسوب می‌شوید.

اما باید به خاطر داشته باشید که آنچه به عنوان برونگرایی در مدل پنج عاملی مطرح می‌شود، ترکیبی از شش ویژگی است:

  • گرم بودن
  • اجتماعی بودن
  • صراحت و قاطعیت
  • جنب و جوش و فعالیت
  • هیجان‌خواهی
  • تجربه هیجان‌های مثبت

بنابراین حاصل‌جمع وضعیت شما در این شش دسته ویژگی است که نهایتاً باعث می‌شود بر اساس مدل پنج عاملی شما را برونگراتر یا درونگراتر از فردی دیگر ارزیابی کنند.

مطالعهٔ بیشتر

برای آشنایی بیشتر با این مدل شخصیتی می‌توانید درس مدل پنج عاملی شخصیت را بخوانید.

پس از این‌ که کمی با پنج عامل اصلی در این مدل آشنا شدید، درس تعریف برونگرایی در مدل پنج عاملی را هم مطالعه کنید. در این درس به پرسشها و مولفه‌های مشخص‌کنندهٔ درونگرایی / برونگرایی بر اساس مدل شخصیت شناسی پنج عاملی پرداخته‌ایم.

تفاوت خجالتی بودن و درونگرایی

یکی از ویژگی‌هایی که معمولاً با درونگرایی اشتباه گرفته می‌شود، خجالتی بودن است. اشتباه گرفتن خجالتی بودن و درونگرا بودن از این جهت دردسرساز است که درونگرایی به عنوان یک ویژگی شخصیتی پذیرفته می‌شود. اما خجولی چیزی است که بهتر است در پی رفع آن باشیم.

پس اگر شما درونگرا باشید و به اشتباه فکر کنید خجالتی هستید، ممکن است وارد یک تلاش فرساینده و مخرب برای تغییر ترجیحات شخصیتی‌تان بشوید.

ما درس‌های متعددی را در متمم به خجالتی بودن اختصاص داده‌ایم. اما فعلاً در حد یک توضیح مختصر می‌شود به این اکتفا کرد که درونگرایی، یک نوع ترجیح است؛ ترجیح تنها بودن به حضور در جمع، یا ترجیح رابطهٔ صمیمی با افرادی محدود به جای رابطه‌ سطحی‌تر با طیف گسترده‌ای از انسان‌ها.

اما خجالتی بودن، تجربهٔ احساسات منفی در تعامل با دیگران است. دامنهٔ این احساسات منفی گاهی حتی به قبل از تعامل هم کشیده می‌شود.  یعنی فرد خجالتی با وجودی که هنوز به مهمانی یا جلسه نرفته و فرد مورد نظرش را ندیده، سناریوهای نامطلوب و نامناسب را تصور کرده و پیشاپیش خودش را با اتفاق‌هایی که نیفتاده و تجربه‌هایی که پیش نیامده آزار می‌دهد.

درونگرایی را با خجالتی بودن اشتباه نگیریم (تصویر مردی که روی مبل نشسته و یک کارتون روی سرش گذاشته تا کسی او را نبیند

بنابراین بهتر است همواره به معنای دقیق درونگرایی توجه کنیم و به سادگی آن را مترادف صفات و ویژگی‌های دیگر (مانند جمع گریزی، خجالتی بودن، اضطراب اجتماعی و …) در نظر نگیریم.

مطالعهٔ بیشتر

در درس تفاوت خجالتی بودن و درونگرایی به این دو مفهوم و تفاوت‌شان پرداخته‌ایم. هم‌چنین درس دیگری را به پرسشنامه سنجش خجالت و کمرویی اختصاص داده‌ایم. این پرسشنامه را زیمباردو و هندرسون طراحی کرده‌اند.

در کنار این دو درس، مطلبی را هم به ریشه های خجالتی بودن و کمرویی اختصاص داده‌ایم.

کدام بهتر است: درونگرایی یا برونگرایی؟

در کنار همهٔ بحث‌هایی که دربارهٔ ریشهٔ تفاوتها و سهم وراثت، محیط و تربیت در درونگرایی و برونگرایی مطرح می‌شود، باید به این موضوع مهم هم بپردازیم که آیا می‌توان یکی از دو صفت درونگرایی و برونگرایی را بر دیگری ترجیح داد؟ برای علاقه‌مندان به توسعه فردی،این سوال به‌ویژه در مورد انتخاب شغل و طراحی مسیر شغلی اهمیت پیدا می‌کند:

پاسخ به این سوال در طول زمان تغییر کرده و به تدریج پخته‌تر شده است. جنس پاسخ‌ها را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:

دورهٔ اول | درونگرایی بد است. برونگرایی خوب است

در مطلبی که با عنوان چند کتاب درباره درونگرایی منتشر کرده‌ایم، توضیح داده‌ایم که تا سال‌ها چنین فرض می‌شد که برونگرایی ویژگی بهتر و صفت برتر است و درونگرایی یک ویژگی نامطلوب محسوب می‌شود. یا اگر هم نامطلوب نیست، لااقل به اندازهٔ برونگرایی کارآمد نیست و نقطهٔ قوت محسوب نمی‌شود.

این نوع نگاه به تدریج در دو دههٔ‌ گذشته تغییر کرده است.

شما این مطلب را در سایت متمم (محل توسعه مهارتهای من) می‌خوانید. متمم هزاران درس در زمینهٔ مدیریت و توسعه فردی ارائه می‌کند و همواره به ارائه محتوای علمی، دقیق و تألیفی متعهد است. فهرست درس‌ها، شرایط عضویت در متمم و تجربهٔ اعضای متمم از حضور در متمم را می‌توانید در صفحات زیر بخوانید:

دورهٔ دوم | برخی مشاغل به برونگراها نیاز دارند و برخی به درونگراها

اگرچه این نگرش امروزه به اندازهٔ قبل پررنگ نیست، اما هنوز هم طرفدارانی دارد. کتاب شغل مناسب شما نمونه‌ای از کتاب‌هایی است که بر پایهٔ چنین نگرشی تألیف شده است. یعنی به افراد پیشنهاد می‌کند شغل و مسیر شغلی خود را بر اساس ویژگی های شخصیتی خود (با تکیه بر آزمون MBTI) انتخاب کنند.

چنین فرضی را نمی‌توان به شکل مطلق نادرست دانست. همهٔ ما کم‌و‌بیش این تجربه را داشته‌ایم که بر اساس ویژگی‌های شخصیتی‌مان، برخی شغل‌ها برایمان ساده‌تر و جذاب‌تر بوده و برخی دیگر، دشوارتر است و بیشتر انرژی می‌گیرد.

اما باید مراقب باشیم که در این‌ قضاوت‌ها گرفتار دام «صدور احکام کلی و عمومی» نشویم.

دورهٔ سوم | «بخشی از» تصورات ما نادرستند

در مورد تطبیق مشاغل با ویژگی های شخصیتی و خصوصاً‌ درونگرایی و برونگرایی دو نوع خطا وجود دارد.

خطای اول این است که ما به جای اتکا به پژوهش‌ها صرفاً‌ بر اساس حدسیات خود قضاوت می‌کنیم. به عنوان مثال، به‌سادگی حکم می‌دهیم که فروشنده موفق باید برونگرا باشد و افراد درونگرا شانسی در حرفهٔ فروشندگی ندارند.

در صدور چنین احکامی باید محتاط بود و نتایج پژوهش‌ها را بررسی کرد. صرفاً برای نمونه در همین مورد خاص در درس کدام فروشنده موفق‌تر است؟ از سلسله درس‌های آموزش فروش متمم توضیح داده‌ایم که از نظر آماری افراد میانگرا بیشتر از افراد درونگرا و برونگرا می‌توانند در فروشندگی موفق باشند. علاوه بر این، طبیعتاً از آن‌جا که بسیاری از انسان‌ها به «میان گرا بودن / midtrovert» نزدیک‌ترند تا درونگرا و برونگرا، از این منظر هم بهتر است در پیش‌بینی موفقیت و شکست انسان‌ها در حرفه‌های مختلف محتاط‌تر باشیم.

خطای دوم این است که درک ما از گروه‌های شغلی به‌شدت گرفتار استریوتایپ (تفکر قالبی) است. همهٔ فروشندگان قرار نیست وسط یک فروشگاه بایستند و با اصرار فراوان مشتریان را به خرید یک محصول متقاعد کنند. شغل فروش در برخی حرفه‌ها ممکن است بیشتر بر پایهٔ ارتباط ایمیلی یا تعامل در شبکه‌های اجتماعی باشد. در چنین مواردی درونگراها چندان خسته و فرسوده نمی‌شوند.

مدیر مالی هم قرار نیست همیشه در اتاق دربسته بنشیند. ممکن است لازم باشد بخش زیادی از وقتش به چانه‌‌زنی با دپارتمان‌های مختلف درون شرکت یا سازمان‌های دولتی و خصوصی و بانک‌ها بگذرد. بنابراین این فرض که چنین شغلی نیازمند تعامل نیست و برای درونگراها مطلوب است، لزوماً دقیق نیست.

علاوه بر این، اغلب شغل‌ها سطح‌بندی هم دارند. ویزیتور، کارشناس فروش، سرپرست فروش و مدیر فروش، ظاهراً همگی در زمینهٔ‌ فروش فعالیت می‌کنند. اما شرح شغل آن‌ها یکسان نیست و طبیعتاً شرایط احراز شغل هم برایشان یکسان نخواهد بود. پس وصل کردن «فروش» به «برونگرایی» بدون توجه به تنوع فعالیت‌های فروش می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

این توضیحات به معنای رد کردن ارتباط صفات شخصیتی با عملکرد شغلی نیست. اما تأکیدی بر این نکته است که در این زمینه باید دقیق‌تر، منطقی‌تر و مستدل‌تر نظر داد و از صدور احکام کلی اجتناب کرد.

چند کتاب درباره درونگرایی

در کنار مقالات علمی درباره درونگرایی و بحث درونگرایی و برونگرایی در کتابهای تخصصی روانشناسی، طی دو دههٔ اخیر کتابهای عمومی متعددی هم در مورد درونگرایی منتشر شده‌اند.

معروف‌ترین آن‌ها کتاب سکوت نوشته سوزان کین است که نقش مهمی در ترویج گفتگوهای مفید و سازنده دربارهٔ درونگرایی داشته است. اگر امروز افراد کمتری را می‌بینیم که درونگرایی را یک نقطه ضعف و ایراد شخصیتی بدانند، سهمی از این اتفاق را باید به سوزان کین نسبت داد.

البته کین نه اولین نویسنده‌ای بوده که درباره درونگرایی کتاب نوشته و نه آخرین فرد. فهرست کتابهایی که دربارهٔ درونگرایی منتشر شده‌اند، طولانی است و ما مطلب مستقلی را به معرفی برخی از این کتاب‌ها اختصاص داده‌ایم:

چند کتاب درباره درونگرایی

پیشنهاد عضویت در متمم

با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) می‌توانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درس‌های متمم از جمله درس‌های زیر دسترسی خواهید داشت:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  | هدف گذاری

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  فکر کردن با نوشتن

ثبت نام    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید محصولات صوتی هم می‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری خودشناسی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه خودشناسی

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۱۹۲ نظر برای تعریف درونگرایی چیست؟ افراد درونگرا چه ویژگی هایی دارند؟

  1. مهسا رخ گفت:

    به نظرم درونگرایی و برونگرایی فرد، بیشتر از هر کس دیگری توسط خودش میتونه سنجیده بشه. اینکه هر کس خوب ارتباط برقرار کرد برنگراست و هر کس نه درونگرا کاملا اشتباهه. حتی توی آزمون mbti هم در مورد یکی از تیپ ها گفته بود درونگرا اند اما با برونگرا اشتباه گرفته میشن. من خودم درونگرا هستم اما در تعامل و ارتباط با دیگران مشکلی ندارم و از مصاحبت با دیگران بالاخص در مورد درونیاتشون و مسایل عمیق زندگی لذت میبرم، توی سخنرانی و آموزش به دیگران خیلی خوب عمل میکنم. اما حقیقت اینه که انرژیم را در خلوت و از درون میگیرم مثلا در یک سفر طولانی با دیگران که فرصتی برای تنهایی به دست نیاد کمی اذیت میشم. به طور کلی توجه و فکر و نظارتم بیشتر به درون هست تا بیرون. شاید اگر کسی طبق تصورات قدیم بخواد از روی رفتارم نتیجه گیری کنه نتونه بگه من درونگرا هستم اما من درونگرا ام ولی نه خجالتی، نه ضعیف در ارتباط برقرار کردن و فقط درونگرا.

  2. متاسفانه در جامعه ای بزرگ شدیم که رفتار درونگرایی نشانه ی منفی در ذهن مخاطب داشت 

    و با توجه به بحث طیف بودن جریان برونگرایی کاملا طبیعیه رفتارمون در مکان های مختلف متفاوت باشه 

    حالا که دارم فکر میکنم واقعا تا قبل از اشنایی با متمم و مبحث شخصیت شناسی تا حدودی خودمو بابت رفتار درون گرایانه.خودمو سرزنش میکردم 

    اما الان واقعا خوشحالم چون یه قدم جلوتر اومدم 

    واقعا در جامعه ای که پشت کلی از حرف های عموم مردم هیچ اثبات و روش علمی وجود نداره نباید به اون حرف ها توجه کرد هر چقدر به مرور زمان اثر خودشو میزاره 

    واقعا همه چیز از شک کردن شروع میشه واقعا این شک کردن هستش که باعث میشه ما دنبال جواب پرسش هامون بریم و به طبع به نتایج فوق العاده ای برسیم 

  3. سلام دوستان

    وقت همگی به خیر باشه

    من همیشه پیش خودم فکر  می کردم که هر فرد باید جزو یکی از دسته ی درونگرا  یا برونگرا باشه ولی در واقعیت اینجوری نبود.

    من از تنهایی بیشتر لذت میبرم،با خودم فکر کردن و در دنیای خودم فکر غرق شدن حال خوبی بهم میده. همیشه حس خوبی نسبت به شلوغی نداشتم و انرژی زیادی توی جمع شلوغ از دست میدم.این در حالیه که یه ندای درونی همیشه من رو به ارتباط گرفتن،سر صحبت رو باز کردن،بودن در جمع و …. تشویق می کنه.خیلی وقت ها هم من به حرفش گوش میدم و این باعث شده بین درونگرایی و برون گرایی در نوسان باشم.بارها تست  MBTI رو در حالات مختلف از خودم گرفتم و جالب اینجاست نتایجش گاها درون گرایی و گاهی دیگه برون گرایی رو نشون داده!ولی پیش خودم همیشه حس کردم زور درون گرایی بیشتر میچربه و فکر میکنم ۵۱%-۴۹% به نفع درون گرایی هستم.

  4. نیما زارعی گفت: (عضو ویژه)

    بنظرم میشه متوجه ارتباط میان این مطلب با درس استعداد یابی شد که برای انجام دادن کارهایی که به صورت ذاتی در وجود ما قدرتمند نیستند کافیست فقط انرژی بیشتری برای آن صرف کنیم تا به حد مطلوبی برسیم

    و شاید بهتر باشه که این موارد (مثل درونگرایی و…) به دغدغه فکری برامون تبدیل نشه.

  5. amin گفت: (عضو ویژه)

    سلام

    بنظر بنده درونگرا مطلق و برونگرا مطلق وجود ندارد وافراد میتوانند منعطف باشند در برهه ای از زندگی دارای خصیصه های درونگرایی یا برونگرایی باشند و در دوره بعد در نقطه مقابل آن باشند . که بنظرم  درونگرایی و برونگرایی برمیگرده به محیط فرد و  طریقه ارضای نیازها و اهداف و در عین حال کاهش مصرف انرژی در به دست آوردن خواسته های فرد  که به مرور زمان او را به سمت آن خصیصه معطوف میکند .مثلا کودکی که با شیرین زبانی به  نیازها و حتی امتیازاتی دست پیدا میکند سعی میکند که این روش را در جهت رفع نیازها استفاده کند و کودکی که  با آرام نشتسن و ساکت بودن مورد تشویق و محبت اطرافیان واقع میشود هم به شیوه ای برای رسیدن به نیازهایش  دست یافته

  6. مهدی گوهری گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    درونگرایی و برونگرایی واقعا یک طیف است و هر کس در نقطه ای از این طیف قرار دارند.
    شاید زمانی برونگرایی  یکی از عوامل موفقیت به حساب می آمد و افراد درونگرا  به تغییر روحیاتشان دعوت می شدند و از بابت این روحیه از طرف جامعه مورد بازخورد و سرزنش قرار می گرفتند
    البته نگاه دیگری هم در دوران مدرسه وجود داشت که کفه ترازو را به سمت درونگراها سنگین تر می کرد، اینکه که بچه های  دروان گرا  معمولا در کلاس های خسته کننده مدرسه ساکت تر بودند و از طرف معلم ها بیشتر تشویق می شدند.
    در هر صورت  خوشبختانه امروز این نگاه تا حدی از بین رفته و می توان موفقیت را برای هر دو گروه متصور شد.
    به شخصه مطالعه کتاب سکوت نوشته سوزان کین برای من که در این طیف بیشتر به سمت درونگرایی متمایل هستم بسیار مفید بود.
    الان با شناخت بیشتر از این ویژگی بیشتر و بهتر با روحیه درونگرایی خودم کنار میایم و این مورد را نه تنها نقطه ضعفی برای خود نمی دانم بلکه با قبول آن در تصمیم گیری ها شخصی بهتر عمل می کنم

  7. نیلوفر شیری پور گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۷ درس)

    میخواهم صحبتم را با یک خاطره شروع کنم: کودک ٩ اندی ساله ای بودم، که یکی از دوستان قدیمی پدربزرگم به خانه ما آمد( آن موقع ما و خانواده پدربزرگ زیر یک سقف زندگی میکردیم) مهمان یک دست کت و شلوار شیک پوشیده بود، به گونه ای که در چشم من بسیار نمود داشت. نمیدانم چرا و چگونه اما بیدلیل شروع به حرف زدن با ایشان و پرسیدن هزاران سوال کردم، البته  گه گاه چشم غره های پدر بزرگ و نیشگون های مادربزرگ رعشه بر تنم می انداخت اما باکی نبود دوست داشتم بیشتر صحبت کنم، قبل آمدن میهمان من به عنوان شلوغ ترین، شرترین و پرحرف ترین موجود فامیل شهره بودم، اما بعد از آمدن این مهمان به بی ادبی و پرویی هم شهره شدم، طوری که همه شروع کردند روی من کار کردن که آرامتر باشم یا حتی بیشتر؛ در هر وقت و حالتی  عموزاده خجالتی من را که به زور میتوانستم چند کلمه ای از دهانش بیرون کشم، به عنوان الگو به من معرفی میکردند، البته از درمان های قدیمی حبس در انباری هم نباید غافل ماند. البته من با تمام موجودات آنجا بازی میکردم. هر چه که بود من تا سالیان متمادی فکر میکردم موجودی ناموفق خواهم بود و باید همواره در حال درمان خودم باشم. بعدها در کسب کار متوجه شدم که این ویژگی زود با آدمها ارتباط گرفتن، به درد بخور هم هست.

    با توجه به این که میدانم بیشتر برونگرا هستم ، اما من هم از چند ساعتی غرق در چیزی شدن و چیزی نگفتن یا در بحث مشارکت نکردن لذت میبرم. به همین دلیل وقتی فروشنده های بیشتر درونگرایم به جای صحبت با مشتری گاهی فقط میگذارند محصول کار خود را انجام دهد و محصول حرف بزند، یا حتی کمتر در بحث های گروهی شرکت میکنند، میتوانم درکشان کنم. (البته به مدد سالیان دراز دوستی با متمم).

    من برای آنکه این گونه افراد را بیشتر مشارکت دهم چند راهکار یاد گرفته ام، مثلا به افراد میگویم امروز پشت میزتان مینشیند و ایده ها و نظرات یا پیشنهادهای بهبود کار را یاد داشت میکنید و بعد آنها را در برگه ای با نام خودتان تحویل میدهید، اکثرا دو سه تا از کارمندانم میگویند میشود به جای نوشتن بلند به خودتان بگوییم… اما میبینم که از دل آن افرادی که درونگرا تر هستند نظرات نابی از این طریق بیرون می آید.

     

  8. بنا به تجربه و شناختی که از خودم بعنوان یک فرد درونگرا دارم، “استعداد” را یک فکت قابل تامل در رضایت افراد از درونگرایی یا برونگرایی خود و پیرو آن برتری یکی نسبت به دیگری میدانم، یک فرد درونگرا تا زمانی که وارد حرفه یا شغلی نشده بنا به تربیت، محیط و وراثت و… مسیر زندگی خود را مطابق با استعدادی که در وجودش نهادینه شده میرود و مطابق شخصیتش تصمیم میگیرد، انتخاب میکند و زندگی میکند ولی وقتی به مرحله ای از ثبات شخصیت رسید ناچار به انتخاب شغل یا مسیری میشود که عوامل بیرونی( اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و…) در آن موثرند. شغل و حرفه ای که موفقیت در آن کمتر به استعداد و بیشتر به شخصیت او بستگی دارد و اینجاست که یک درونگرای هنرمند هرگز در فروش هنرش (بعنوان شغل) موفق نیست و این نارصایتی ها در اکثر درونگراها رواج دارد و یکی از عواملی است که کفه محبوبیت  را به سمت برونگرایی سنگین تر میبینیم

  9. ” به نام خدا”

    به گمان من قرارگیری دورن‌گرایی و برون‌گرایی درون یک طیف بسیار مناسب و به‌جا می‌باشد.

    زیرا از نظر من هیچ فردی مطلقا درون‌گرا و یا مطلقا برون‌گرا نمی‌باشد. این صفات تا حدودی تابع محیط و شرایط و موقعیت‌هایی هستند که فرد در آن قرار می‌گیرد.

    من باب مثال : بی‌شک یک نوجوان هنگام قرارگرفتن در جمع دوستان و همسالان خود بیشتر متمایل به معاشرت و برقراری ارتباط می‌باشد تا زمانی که در جمع فامیل و خانواده قرار می‌گیرد.

    از طرفی، گاهی میزان صمیمیت ما با فردی که با آن معاشرت می‌کنیم، تعیین می‌کند که تا چه میزان غرق در دنیای درون خود باشیم یا به عنوان فردی برون‌گرا عمل کنیم.

  10. با توجه به نکات ذیل می‌خواهم یک نتیجه‌گیری کنم.

    این نکات را از مفاهیم درس و کامنت برتر این درس از گروه متمم (که عالی بود) استخراج می‌کنم؛

    درونگرایی یا برونگرایی یک طیف است و نه یک نقطه (خصوصا در نگاه جدیدتر این علم)
    رابطه مشخص و علمی بین موفقیت و برونگرایی وجود ندارد
    احتمالاً در زمینه‌های مختلف تحصیلی و شغلی، می‌توان شاخه‌های تخصصی‌تر پیدا کرد که با شخصیت ما بیشتر هماهنگ باشد
    رفتار برونگرایانه می‌تواند در شرایط مختلف، فرق کند. (مثلا اینکه در چه جمعی قرار داریک)

     اکثر ما در میانه طیف درونگرایی و برونگرایی هستیم و کمتر می‌توان کسانی را یافت که به صورت مشخص و محدود به یکی از دو طرف طیف متمایل باشند.

    نتیجه‌گیری من:

    لذا این بحث به نظرم در حد یک نظر مشورتی به خود مناسب است. یا اینکه کمی به فکر فرو برویم و به خودمان از بیرون نگاه کنیم. نه اینکه یک اسم درونگرا روی خودمان بگذاریم و فکر کنیم دیگر کار تمام است، حالا پس من مثلا موفق می‌شوم یا نمی‌شوم.

    شاید چیزی که مهمتر از برونگرا یا درونگرا بودن است این باشد که «مهارت ارتباطی» را یاد بگیریم و برونگرایی یا درونگرایی‌مان را سعی کنیم به عنوان یک نشانه در نظر بگیریم برای بهبود مهارت ارتباطی‌مان و از اشتباهات ارتباطی محتمل خودمان، آگاه باشیم و روی آنها متمرکز شویم.

    مثلا فرد برونگرا، شاید در دام این باشد که فرصت‌های شبکه‌سازی و ارتباط‌سازی را از دست بدهد و آن هم نه به دلیل ناتوانی شاید بیشتر به دلیل بی‌توجهی!

    از طرفی فرد برونگرا نیز شاید در معرض این خطر باشد که در پرحرفی‌هایش، آداب معاشرت را رعایت نکند یا سخنی بگوید که در شأن خودش و آن مجلس نباشد یا شوخی‌های نامناسبی انجام دهد.

    خبر خوب این است که مهارت ارتباطی، قابل یادگیری و قابل بهبود است البته با تمرین!

    با این دیدگاه، شاید در خیلی موارد کانون تمرکز ما نباید «درونگرایی و برونگرایی» باشد طوری که از اصل مسأله و منافع خودمان غافل شویم بلکه می‌تواند یک ابزاری باشد برای کمک به ما در جهت نیل به منافع‌مان، خواه در ارتباط‌سازی دوستانه، خواه شغلی، خواه در مذاکرات مهم و …

    جمع‌بندی نهایی:

    تفکیک‌سازی «مهارت ارتباطی» از مفهموم «برونگرایی»، خیلی راهگشا می‌تواند باشد.

  11. رضا نظریان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

    من خودم رو درون‌گرا می‌دونم و فهمیدنِ این نکته، بسیار شیرین بود.

    با آگاهی از درون‌گرا بودنم، حالِ خیلی بهتری پیدا کردم. کمکم کرد که:

    خیلی جاها دست از سرِ خودم بردارم. خودم رو بپذیرم و با آرامش و راحتی و رضایت بیشتری زندگی کنم.
    خیلی موضوعات رو عیب و ایراد ندونم. بنابراین نه حسِ بدی به خودم داشته باشم و نه تلاش برای تغییراتی بکنم که اصلا نیاز به اون تغییرات ندارم.
    تصمیمات خیلی بهتری بگیرم.

    پی‌نوشت: فکر می‌کنم (همانطور که در کتاب سکوت گفته شده) با توجه به فشار جامعه به برون‌گرایی، افراد زیادی درون‌گرا هستند و آشنایی با این موضع، می‌تونه به خیلی‌ها کمک کنه.

  12. سها گفت:

    واقعا همینه، یک طیف داره. این خیلی خیلی جالب بود. حتی فکر میکنم که فرد در گروه های مختلف میتونه در بخش های مختلفی از طیف قرار بگیره. مثلا در کنار یک عده پرحرف و باهیجان باشه و در کنار یک گروه دیگه، نباشه.

    برای من مفهومش شد مثل “اعتماد به نفس”. در برخی کارها ممکنه شخص اعتماد به نفس خوبی داشته باشه و در برخی کارهای دیگه، نداشته باشه.

     

  13. مالک گفت:

    خب همانطور که در درسهای شخصیت شناسی گفته شد

    اگه ما بخواهیم برونگرایی رو مثل قد بدانیم که هیچ فردی قد صفر ندارد فقط یکی قد بلند تر است و یکی قد کوتاه تر

    حالا چن سوال برای من پیش می اد

    که با ما مطالعه و تمرین چقدر می توانیم  قد برونگرایی رو افزایش دهیم ؟

    اصلا افزایش قد برونگرایی ممکن است ؟ اگه ممکن است کاهش چی ؟ کاهش قد برونگرایی هم امکان پذیراست ؟ اصلا تلاش برای تغییر قد برونگرایی خوب است ؟

    و یه سوال دیگه که نمی دونم که می توانم منظورم رو به  شیوه درست مطرح کنم یا نه

    می خواهم بپرسم

    که ایا ما می توانیم بدون تغییر این پارامتر شخصیتیمون تکنیکهای بروز(منظور ابراز نمودن) درونگرایی بیشتر و یا کمتر از شخصیت خودمان را بیاموزیم و در مواقع لازم برای کسب و کارمون و یا زندگی استفاده کنیم؟(اصلا مطمین نیستم که سوالم درست یا نه )

    • رضا نظریان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

      بله دوست عزیز. کاملا این ممکن هست و حتما توصیه میشه.

      مثلا این نمونه که فردی درون‌گرا، رفتار برون‌گرایی از خودش بروز بده:

      پیشنهاد یک مهمانی غریبه بهش شده که قبول می‌کنه. (به این دلیل که ممکن هست خوش بگذره یا مفید باشه یا حتی مجبور هست قبول کنه)

      ذاتا موضوعی بسیار انرژی‌بَر هست اما می‌تونه قبول کنه با این آگاهی که انرژی زیادی ازش مصرف خواهد شد و بعدش نیاز به شارژ مجدد خواهد داشت. حتی خوبه که امکانِ ترک ِسریع‌ترِ مهمانی رو هم از قبل بررسی کنه و به عنوان یک گزینه در ذهنش داشته باشه.

      کتاب (سکوت) به‌خوبی به این موضوعات پرداخته است.

    • سلام

      سوالات شما را خواندم. سوالات خوبی مطرح کرده‌اید. من هم به آنها فکر کردم.

      حدس میزنم این کامنت من به شما کمک بکنه.

  14. “اگر چه ممکن است یک فرد درونگرا در شغل‌هایی با پایه‌ی مالی، موفق‌تر از شغل‌هایی با پایه‌ی فروش باشد و بالعکس فرد برونگرا در شغل‌هایی که بر پایه‌ی فروش بنا شده‌اند شانس موفقیت بیشتری داشته باشد”

    پاراگرف بالا رو به عینه تجربه کردم. شواهد زیادی وجود داره که من رو در طیف درونگراها قرارمیده شاید هم خجالتی. تا ۲ سال پیش به کاری مشغول بودم که کمترین تعامل رو با دیگران داشتم و همیشه به خاطر موفقیتها و پبشرفتها مورد تحسین دیگران قرار میگرفتم. اما بنا به دلایل و شاید اشتباهاتی از ۲ سال پیش در شغل فروشندگی یه کالای خاص و حتی استراتژیک مشغول به کار شدم. نتیجه اصلا با قبل قابل مقایسه نیست.

    اصرار دارم که ادامه بدم و توی این کار هم موفق بشم. از سر لجبازی نیست. حل این مساله باعث شده که خیلی چیزهای جدید یاد بگیرم که حتی توی زندگی و مسایل شخصی ام هم تاثیر زیادی داشته. مثلا همین موضوع باعث شد که به متمم برسم و نسبت به خیلی از موضوعات دیدگاه ام تغییر کنه.

    شاید باورش براتون سخت باشه ولی روزهای اولی که عضو متمم شده بودم، درج دیدگاه و ثبت نظر در انتهای هر درس خیلی برام سخت بود. کلی دلیل میآوردم که لزومی نداره دیدگاه ت رو ثبت کنی! تا یه جوری از انجام این کار فرار کنم. ولی بالاخره موفق شدم و امروز انجام این کار خیلی راحت شده و واقعا اگه حرفی برای گفتن داشته باشم حتما به اشتراک میزارم. این یه نمونه از اون تغییراتی که براتون گفتم. از این دست مثالها باز هم هست که اینجا فرصت ش نیست.

    امیدوارم که تصمیم درستی گرفته باشم. التماس دعا

  15. جواب من به اکثر سوالهای عنوان شده در متن این درس “گاهی” بود. گاهی پرحرفم گاهی نه، گاهی دوست دارم با دیگران باشم و گاهی تنهایی رو ترجیح میدم. گاهی دلم میخواد و سر صحبت رو با یه آدم جدید باز میکنم و هراس و خجالتی هم ندارم، گاهی حوصله صحبت با همسر و خانواده و دوستانم رو هم ندارم. کاملا به شرایط جسمی، روحی،فکری و دغدغه هام بستگی داره.

    پس فکر میکنم جایی در میانه های این طیف هستم.

    شاید بهترین نکته ی این درس هم در نظر گرفتن درونگرایی و برونگرایی به عنوان  طیف و نه دو قطب کاملا متمایز بود و این خیلی از مشکلات ما رو در شناخت خودمون و دیگران حل میکنه.فکر میکنم زدن برچسب درونگرا و برونگرا به آدمها که تو خیلی از تستهای شخصیت شناسی رواج داره جالب نیست.

  16. این تقسیم بندی دوگانه خیلی اوقات بیشتر منجر به خطای شناختی در ما میشود.

    اگر من قرار بود تحقیقی در این مورد انجام دهم و کتابی بنویسم که تاثیرگذار باشد و خط مشی دیگران در این زمینه باشد؛ بجای این دو کلمه درونگرا و برون‌گرا می‌نوشتم ترجیح میدهم با خودم باشم و ترجیح میدهم با دیگران باشم. به همین سادگی و مفتی!
    چیزی که در این موضوع خوشایند نیست، برچسب‌گذاری آدم‌ها روی همدیگر و گاها خودشان است.

    گاهی اوقات سر درست و غلط بودن یا به تعبیر درست‌تر، برتری هر یک از این دو مورد و تفکری که ما نسبت به آن‌ داریم. می‌تواند منجر به ایجاد تعارض‌های شخصیتی خیلی آزار‌دهنده در وجود ما شود.
    یکی از دوستانم کاملا به این مورد دچار بود. دچار دوگانگی شخصیت شده بود سر همین مورد درونگرا و برونگرا بودن. و این دوگانگی به طرز عجیبی حتی اگر نمیخواستی تو را آزار می‌داد و غیرقابل تحمل بود.
    کم نیستند آدم‌‌های برون‌گرایی که به هر دلیلی (که می‌توان فهرست کرد) تظاهر به درون‌گرایی می‌کنند و بالعکس.

     

  17. مریم کریمی گفت: (عضو ویژه)

    اگرچه در جهان فیزیکی سال های گذشته برون گرایی جلوه بیشتری داشته، به نظرم می رسه جهان دیجیتال فضا رو برای دیده شدن درونگراها هم فراهم می کنه. توانایی تعامل های متنوع (تماس های تصویری، شرکت در گروه ها، گفتگوهای دونفره و…) این امکان رو به وجود میاره که افراد انتخاب کنن با کدوم شیوه راحت ترن.

  18. یکی از دلایلی که جامعه به سمت برون گرایی سوءگیری داره شاید چون عرض و پرزنت خود از ویژگی های برون گراها است همین باعث میشه بیشتر اجتماعی نشون بدن و خیلی از مردم که از دور این ویژگی ها رو می بینن بیشتر تائید کنن.

    در حالیکه شاید برای خیلی از ماها بعد مدت کوتاهی از بودن در کنار یه آدم برون گرا (که مثلا پرحرفی می کنه) خسته کننده به نظر بیاد.

  19. درون گرایی و برون گرایی و شناخت اینکه افراد درون گرا و برون گرا چطور رفتارها و علایق رفتاری دارند در زندگی مشترک خیلی کمک میکنه.

    خیلی از عدم توافق ها و بحث ها خانوادگی زن  و شوهر به درون گرایی و برون گرایی و درون گراتر بودن و برون گراتر بودن بر میگرده و اگر بدونیم شریک زندگیمون چه حد درون گراتر هست بهتر میتونیم باهم کنار بیایم.

    در مقیاس بزرگ در تعاملات کاری  با همکارها هم همینطور هست.

    بنظرم بعنوان درس پایه ای شخصیت شناسی برون گرایی خیلی مهم و اساسی هست.

  20. فکر میکنم انسان ها میان مرز برونگرایی و درونگرایی همواره در حال حرکت هستند.

    رفتار انسان ها تا حدودی وابسته به شخصیت مقابل افراد وابسته است.

    خاکستری بودن انسان پذیرفته تر از تاکید بر روی برونگرا و درونگرا بودن انسان ها می باشد.

    هر فرد با توجه به ویژگی های شخصیتی خودش، تعالیمی که در مسیر زندگی خود میبیند و هم چنین تعهد به باورها و هنجارهایی که دارد میتواند واکنش خود را در مقابل سایرین تعیین کند.

    انسانی که برای من درونگرا حساب میشود ممکن است در جمع دوستان خودش به شدت انسان پرنشاط و به اصطلاح در طیف برونگرایان قرار بگیرد.

    از همین رو فکر میکنم نگاه انسان به انسان وابسته به رفتارهای درونی و بیرونی طرفین دارد.