Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu
دوره صوتی آموزشی نکته‌هایی برای مدیران (کلیک کنید)


تعریف درونگرایی چیست؟ افراد درونگرا چه ویژگی هایی دارند؟


درونگرا چیست و درونگرایی چه ویژگی‌هایی دارد؟

اگر بحث‌های مختلف و دیدگاه‌های متفاوت در خودشناسی و شخصیت شناسی را کنار یکدیگر قرار داده و مقایسه کنید، کمتر واژه‌ و اصطلاحی را می‌بینید که به اندازهٔ درونگرایی و برونگرایی به آن‌ها پرداخته شده باشد.

حتی می‌توان گفت مفهوم درونگرایی و برونگرایی، مخرج مشترک برخی از رایج‌ترین نظریه های شخصیت شناسی صفاتی محسوب می‌شوند (+).

در این درس کمی دربارهٔ تعریف درونگرایی و ویژگی های افراد درونگرا صحبت می‌کنیم. اما از آن‌جا که معمولاً درونگرایی و برونگرایی را در برابر یکدیگر (و گاه دو انتهای یک طیف) قرار می‌دهند، مطالعهٔ این درس به شفاف‌تر شدن مفهوم برونگرایی و ویژگی های افراد برونگرا هم کمک خواهد کرد.

تعریف درونگرایی و خصوصیات افراد درونگرا چیست؟

با وجودی که اصطلاح درونگرایی (به انگلیسی: Introversion) در بسیاری از مدلها و نظریه‌های شخصیت شناسی به کار می‌رود، اما همهٔ این نظریه‌ها درونگرا بودن را به یک شکل تعریف نمی‌کنند.

نباید فکر کنیم واژهٔ درونگرا همه‌جا و در همهٔ کتاب‌ها و مقاله‌ها و نظریه‌های شخصیت‌شناسی معنای یکسانی دارد و به یک مفهوم به کار می‌رود.

در کنار تعریف درونگرایی و آن‌چه به عنوان ویژگی های افراد درونگرا در مقالات علمی و کتابهای تخصصی روانشناسی مطرح می‌شود، اصطلاح درونگرا و مشتقات آن در ادبیات عمومی هم بسیار رواج یافته است. به همین علت، بسیار پیش می‌آید که در گفتگوهای روزمره از درونگرایی و ویژگی های افراد درونگرا بشنویم.

اما معمولاً مفهومی که از درونگرایی در ذهن اکثر عموم مردم است، با آن‌چه در روانشناسی مطرح می‌شود تطبیق کامل ندارد. بنابراین گاه می‌بینیم افراد مختلف،‌ رفتار خود و دیگران را – حتی بدون این که واقعاً ربطی داشته باشد – به درونگرا بودن ربط می‌دهند.

درونگرایی و بار معنایی منفی آن

علاوه بر مبهم بودن تعریف درونگرایی، مشکل دیگری هم وجود هست که هنوز کاملاً از بین نرفته است:‌ متأسفانه گاهی هنوز می‌بینیم درونگرایی در ذهن عده‌ای بار معنایی منفی دارد.

مثلاً شاید شما هم دیده باشید که وقتی کودکی به موقع سلام نمی‌کند یا به سوال آشنایان و بستگان پاسخ نمی‌دهد، والدین از طرف مقابل عذرخواهی می‌کنند و برای توضیح این رفتار می‌گویند که کودک‌شان درونگراست.

علاوه بر این، گاهی می‌بینیم ساکت نشستن یا خلوت‌گزینی یک فرد درونگرا را مصداق «منزوی» بودن در نظر می‌گیرند و با چنین برچسبی، این رفتار را نامطلوب تلقی می‌کنند.

این نوع آشفتگی‌های معنایی باعث شده که هنوز، با وجود بحث‌های گسترده‌ای که دربارهٔ درونگرایی مطرح شده، اصطلاحاتی مانند «درمان درونگرایی» و «حل مشکل درونگرایی» از جمله عبارات پرتکرار در جستجوهای اینترنتی باشند.

درونگرایی در ادبیات یونگ

یونگ یکی از نخستین کسانی است که مفهوم درونگرایی و برونگرایی را رواج داد. نه‌فقط در کتابهای تخصصی، در کتابهای عمومی درباره درونگرایی هم معمولاً به این نکته اشاره می‌شود.

اما نکته‌ای که کمتر به آن پرداخته می‌شود این است که در نوشته‌های یونگ، درونگرایی و برونگرایی یک ویژگی دوگانه یا دوقطبی (Dichotomy) نبود و قرار نبود انسان‌ها در یکی از دو دستهٔ درونگرا و برونگرا طبقه‌بندی شوند.

آن‌چه معمولاً به درونگرایی یونگی نسبت داده می‌شود، بر پایهٔ تست شخصیت شناسی MBTI است که با الهام از اندیشه‌های یونگ (و نه بر اساس مدل یونگ) ساخته شده است.

در نوشته‌های یونگ – متفاوت با آن‌چه در روایت‌های ساده‌تر MBTI گفته می‌شود – دو مفهوم کلیدی وجود داشت (+):

  • عملکرد (function)
  • گرایش/جهت‌گیری انرژی‌های روانی (attitude) بود.

محدودیت در دسترسی کامل به این دوره

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های خودشناسی و شخصیت شناسی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. با فعال کردن عضویت ویژه در متمم، به درس‌های بسیار بیشتری نیز دسترسی پیدا می‌کنید:

ضمناً بررسی‌های ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به درس‌های شخصیت‌شناسی علاقه‌مند بود‌ه‌اند، برای مطالعه‌ی درس‌های زیر هم وقت صرف کرده‌اند:

تحلیل رفتار متقابل | زندگی شاد | افزایش عزت نفسکوچینگ | مشاوره مدیریت

کاریزما | مدیریت استرستصمیم گیری | روانشناسی پول | استعدادیابییادگیری

تحلیل رفتار متقابل | هوش هیجانیمهارت ارتباطی | رابطه عاطفی | مسیر شغلی

همان‌طور که می‌بینید، آن‌چه ما به عنوان تفاوت درونگرا و برونگرا می‌شناسیم، کمی با آن‌چه یونگ گفته متفاوت است. اما به معنای نادرست بودن تلقی متعارف از درونگرایی و برونگرایی نیست. بلکه شکل ساده‌‌شده‌ای از دوگانه‌ای است که یونگ تعریف کرد و بعدها به کمک تست MBTI به گفتگوهای عمومی راه یافت.

پرسشنامه آیزنک و تعریف او از برونگرایی و درونگرایی

هانس آیزنک (Eysenck) هم یکی دیگر از روانشناسانی بود که به اهمیت درونگرایی و برونگرایی توجه کرد. آیزنک بر اساس پژوهش‌های خود به نتیجه رسیده بود که دو صفت اصلی در انسان‌ها وجود دارد که برای توصیف‌شان ضروری و مفید است: یکی نوروتیک بودن و دیگری برونگرایی.

او پرسشنامه‌ای هم برای سنجش برونگرایی طراحی کرد که به نام مقیاس برونگرایی آیزنک شناخته می‌شود (دانلود نسخه PDF پرسشنامه آیزنک (انگلیسی).

طبیعتاً در مقیاسی که آیزنک طراحی کرد، امتیاز پایین در برونگرایی به معنای درونگرایی بیشتر خواهد بود. اگر می‌خواهید تصویری دقیق‌تر از مفهوم درونگرایی (یا در واقع: شاخص برونگرایی پایین) در نگاه آیزنک داشته باشید،‌ می‌توانید چند نمونه از سوال‌های آیزنک را – که در پرسشنامه‌اش مطرح می‌کند – بخوانید:

  آیا شما فرد پرحرفی هستید؟
  آیا از دیدن افراد جدید لذت می‌برید؟
  آیا نسبتاً بانشاط و سرزنده هستید؟
  آیا می‌توانید در یک مهمانی شاد شرکت کنید و لذت ببرید؟
  آیا در ایجاد دوستی‌های جدید پیش‌قدم می‌شوید؟
  آیا از قاطی شدن با مردم لذت می‌برید؟
  آیا از [محیطِ] پرهیجان و شلوغ لذت می‌برید؟

کار ارزشمند دیگری آیزنک این بود که ایدهٔ ارثی بودن برونگرایی و درونگرایی را مطرح کرد. در واقع برونگرایی – درونگرایی را صرفاً یک صفت روانی ندید و مدعی شد که ریشهٔ این صفت را باید در ساختار مغز و ویژگی‌های ژنتیکی جستجو کرد.

او آزمایش‌های متعددی هم طراحی و اجرا کرد تا این فرض را ارزیابی کند. اگرچه نتایج همهٔ آزمایش‌هایش همسو نبودند، اما اصل این کار آیزنک بسیار ارزشمند بوده است. چون مدل‌ها و توصیف‌های روان‌تحلیل‌گران، معمولاً قابل رد و اثبات نیستند. اما وقتی آزمایش‌هایی برای سنجش یک مدل طراحی می‌شود، این فرصت به وجود می‌آید که اعتبار آن مدل به شیوهٔ قابل‌اتکایی سنجیده شود. چنان‌که امروز برونگرایی – درونگرایی به عنوان یکی از اصلی‌ترین صفات شخصیتی قابل‌‌اندازه‌گیری و قابل‌اتکا شناخته‌شده است (+).

برونگرایی [و درونگرایی] در مدل پنج عاملی شخصیت

یکی از مدل‌های بسیار شناخته‌شده در شخصیت شناسی مدل پنج عاملی شخصیت است. رویکرد این مدل، شخصیت شناسی صفاتی (trait-based) است. یعنی شخصیت انسان‌ها را بر اساس چند صفت مشخص می‌سنجد. سال‌هاست دربارهٔ این‌ که «تعداد صفت‌هایی که باید برای شناختن انسان‌ها بررسی کنیم چقدر است» بحث می‌شود. مدل پنج عاملی، همان‌طور که از نامش پیداست، بر این اساس بنا شده که تعداد این صفات نمی‌تواند از پنج مورد کمتر باشد (مطالعهٔ بیشتر: مدل پنج عاملی شخصیت).

در مدل پنج عاملی شخصیت، چیزی به اسم درونگرایی نداریم. اما یکی از پنج عاملی که برای شناخت و سنجش شخصیت در مدل پنج عاملی مطرح می‌شود، برونگرایی یا extraversion است.

برونگرایی در این مدل (شبیه مدل آیزنک) به شکل طیفی تعریف می‌شود. بنابراین می‌توان گفت هر چه شاخص برونگرایی شما در این مدل کمتر باشد، درونگراتر محسوب می‌شوید.

اما باید به خاطر داشته باشید که آنچه به عنوان برونگرایی در مدل پنج عاملی مطرح می‌شود، ترکیبی از شش ویژگی است:

  • گرم بودن
  • اجتماعی بودن
  • صراحت و قاطعیت
  • جنب و جوش و فعالیت
  • هیجان‌خواهی
  • تجربه هیجان‌های مثبت

بنابراین حاصل‌جمع وضعیت شما در این شش دسته ویژگی است که نهایتاً باعث می‌شود بر اساس مدل پنج عاملی شما را برونگراتر یا درونگراتر از فردی دیگر ارزیابی کنند.

مطالعهٔ بیشتر

برای آشنایی بیشتر با این مدل شخصیتی می‌توانید درس مدل پنج عاملی شخصیت را بخوانید.

پس از این‌ که کمی با پنج عامل اصلی در این مدل آشنا شدید، درس تعریف برونگرایی در مدل پنج عاملی را هم مطالعه کنید. در این درس به پرسشها و مولفه‌های مشخص‌کنندهٔ درونگرایی / برونگرایی بر اساس مدل شخصیت شناسی پنج عاملی پرداخته‌ایم.

تفاوت خجالتی بودن و درونگرایی

یکی از ویژگی‌هایی که معمولاً با درونگرایی اشتباه گرفته می‌شود، خجالتی بودن است. اشتباه گرفتن خجالتی بودن و درونگرا بودن از این جهت دردسرساز است که درونگرایی به عنوان یک ویژگی شخصیتی پذیرفته می‌شود. اما خجولی چیزی است که بهتر است در پی رفع آن باشیم.

پس اگر شما درونگرا باشید و به اشتباه فکر کنید خجالتی هستید، ممکن است وارد یک تلاش فرساینده و مخرب برای تغییر ترجیحات شخصیتی‌تان بشوید.

ما درس‌های متعددی را در متمم به خجالتی بودن اختصاص داده‌ایم. اما فعلاً در حد یک توضیح مختصر می‌شود به این اکتفا کرد که درونگرایی، یک نوع ترجیح است؛ ترجیح تنها بودن به حضور در جمع، یا ترجیح رابطهٔ صمیمی با افرادی محدود به جای رابطه‌ سطحی‌تر با طیف گسترده‌ای از انسان‌ها.

اما خجالتی بودن، تجربهٔ احساسات منفی در تعامل با دیگران است. دامنهٔ این احساسات منفی گاهی حتی به قبل از تعامل هم کشیده می‌شود.  یعنی فرد خجالتی با وجودی که هنوز به مهمانی یا جلسه نرفته و فرد مورد نظرش را ندیده، سناریوهای نامطلوب و نامناسب را تصور کرده و پیشاپیش خودش را با اتفاق‌هایی که نیفتاده و تجربه‌هایی که پیش نیامده آزار می‌دهد.

درونگرایی را با خجالتی بودن اشتباه نگیریم (تصویر مردی که روی مبل نشسته و یک کارتون روی سرش گذاشته تا کسی او را نبیند

بنابراین بهتر است همواره به معنای دقیق درونگرایی توجه کنیم و به سادگی آن را مترادف صفات و ویژگی‌های دیگر (مانند جمع گریزی، خجالتی بودن، اضطراب اجتماعی و …) در نظر نگیریم.

مطالعهٔ بیشتر

در درس تفاوت خجالتی بودن و درونگرایی به این دو مفهوم و تفاوت‌شان پرداخته‌ایم. هم‌چنین درس دیگری را به پرسشنامه سنجش خجالت و کمرویی اختصاص داده‌ایم. این پرسشنامه را زیمباردو و هندرسون طراحی کرده‌اند.

در کنار این دو درس، مطلبی را هم به ریشه های خجالتی بودن و کمرویی اختصاص داده‌ایم.

کدام بهتر است: درونگرایی یا برونگرایی؟

در کنار همهٔ بحث‌هایی که دربارهٔ ریشهٔ تفاوتها و سهم وراثت، محیط و تربیت در درونگرایی و برونگرایی مطرح می‌شود، باید به این موضوع مهم هم بپردازیم که آیا می‌توان یکی از دو صفت درونگرایی و برونگرایی را بر دیگری ترجیح داد؟ برای علاقه‌مندان به توسعه فردی،این سوال به‌ویژه در مورد انتخاب شغل و طراحی مسیر شغلی اهمیت پیدا می‌کند:

پاسخ به این سوال در طول زمان تغییر کرده و به تدریج پخته‌تر شده است. جنس پاسخ‌ها را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:

دورهٔ اول | درونگرایی بد است. برونگرایی خوب است

در مطلبی که با عنوان چند کتاب درباره درونگرایی منتشر کرده‌ایم، توضیح داده‌ایم که تا سال‌ها چنین فرض می‌شد که برونگرایی ویژگی بهتر و صفت برتر است و درونگرایی یک ویژگی نامطلوب محسوب می‌شود. یا اگر هم نامطلوب نیست، لااقل به اندازهٔ برونگرایی کارآمد نیست و نقطهٔ قوت محسوب نمی‌شود.

این نوع نگاه به تدریج در دو دههٔ‌ گذشته تغییر کرده است.

شما این مطلب را در سایت متمم (محل توسعه مهارتهای من) می‌خوانید. متمم هزاران درس در زمینهٔ مدیریت و توسعه فردی ارائه می‌کند و همواره به ارائه محتوای علمی، دقیق و تألیفی متعهد است. فهرست درس‌ها، شرایط عضویت در متمم و تجربهٔ اعضای متمم از حضور در متمم را می‌توانید در صفحات زیر بخوانید:

دورهٔ دوم | برخی مشاغل به برونگراها نیاز دارند و برخی به درونگراها

اگرچه این نگرش امروزه به اندازهٔ قبل پررنگ نیست، اما هنوز هم طرفدارانی دارد. کتاب شغل مناسب شما نمونه‌ای از کتاب‌هایی است که بر پایهٔ چنین نگرشی تألیف شده است. یعنی به افراد پیشنهاد می‌کند شغل و مسیر شغلی خود را بر اساس ویژگی های شخصیتی خود (با تکیه بر آزمون MBTI) انتخاب کنند.

چنین فرضی را نمی‌توان به شکل مطلق نادرست دانست. همهٔ ما کم‌و‌بیش این تجربه را داشته‌ایم که بر اساس ویژگی‌های شخصیتی‌مان، برخی شغل‌ها برایمان ساده‌تر و جذاب‌تر بوده و برخی دیگر، دشوارتر است و بیشتر انرژی می‌گیرد.

اما باید مراقب باشیم که در این‌ قضاوت‌ها گرفتار دام «صدور احکام کلی و عمومی» نشویم.

دورهٔ سوم | «بخشی از» تصورات ما نادرستند

در مورد تطبیق مشاغل با ویژگی های شخصیتی و خصوصاً‌ درونگرایی و برونگرایی دو نوع خطا وجود دارد.

خطای اول این است که ما به جای اتکا به پژوهش‌ها صرفاً‌ بر اساس حدسیات خود قضاوت می‌کنیم. به عنوان مثال، به‌سادگی حکم می‌دهیم که فروشنده موفق باید برونگرا باشد و افراد درونگرا شانسی در حرفهٔ فروشندگی ندارند.

در صدور چنین احکامی باید محتاط بود و نتایج پژوهش‌ها را بررسی کرد. صرفاً برای نمونه در همین مورد خاص در درس کدام فروشنده موفق‌تر است؟ از سلسله درس‌های آموزش فروش متمم توضیح داده‌ایم که از نظر آماری افراد میانگرا بیشتر از افراد درونگرا و برونگرا می‌توانند در فروشندگی موفق باشند. علاوه بر این، طبیعتاً از آن‌جا که بسیاری از انسان‌ها به «میان گرا بودن / midtrovert» نزدیک‌ترند تا درونگرا و برونگرا، از این منظر هم بهتر است در پیش‌بینی موفقیت و شکست انسان‌ها در حرفه‌های مختلف محتاط‌تر باشیم.

خطای دوم این است که درک ما از گروه‌های شغلی به‌شدت گرفتار استریوتایپ (تفکر قالبی) است. همهٔ فروشندگان قرار نیست وسط یک فروشگاه بایستند و با اصرار فراوان مشتریان را به خرید یک محصول متقاعد کنند. شغل فروش در برخی حرفه‌ها ممکن است بیشتر بر پایهٔ ارتباط ایمیلی یا تعامل در شبکه‌های اجتماعی باشد. در چنین مواردی درونگراها چندان خسته و فرسوده نمی‌شوند.

مدیر مالی هم قرار نیست همیشه در اتاق دربسته بنشیند. ممکن است لازم باشد بخش زیادی از وقتش به چانه‌‌زنی با دپارتمان‌های مختلف درون شرکت یا سازمان‌های دولتی و خصوصی و بانک‌ها بگذرد. بنابراین این فرض که چنین شغلی نیازمند تعامل نیست و برای درونگراها مطلوب است، لزوماً دقیق نیست.

علاوه بر این، اغلب شغل‌ها سطح‌بندی هم دارند. ویزیتور، کارشناس فروش، سرپرست فروش و مدیر فروش، ظاهراً همگی در زمینهٔ‌ فروش فعالیت می‌کنند. اما شرح شغل آن‌ها یکسان نیست و طبیعتاً شرایط احراز شغل هم برایشان یکسان نخواهد بود. پس وصل کردن «فروش» به «برونگرایی» بدون توجه به تنوع فعالیت‌های فروش می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

این توضیحات به معنای رد کردن ارتباط صفات شخصیتی با عملکرد شغلی نیست. اما تأکیدی بر این نکته است که در این زمینه باید دقیق‌تر، منطقی‌تر و مستدل‌تر نظر داد و از صدور احکام کلی اجتناب کرد.

چند کتاب درباره درونگرایی

در کنار مقالات علمی درباره درونگرایی و بحث درونگرایی و برونگرایی در کتابهای تخصصی روانشناسی، طی دو دههٔ اخیر کتابهای عمومی متعددی هم در مورد درونگرایی منتشر شده‌اند.

معروف‌ترین آن‌ها کتاب سکوت نوشته سوزان کین است که نقش مهمی در ترویج گفتگوهای مفید و سازنده دربارهٔ درونگرایی داشته است. اگر امروز افراد کمتری را می‌بینیم که درونگرایی را یک نقطه ضعف و ایراد شخصیتی بدانند، سهمی از این اتفاق را باید به سوزان کین نسبت داد.

البته کین نه اولین نویسنده‌ای بوده که درباره درونگرایی کتاب نوشته و نه آخرین فرد. فهرست کتابهایی که دربارهٔ درونگرایی منتشر شده‌اند، طولانی است و ما مطلب مستقلی را به معرفی برخی از این کتاب‌ها اختصاص داده‌ایم:

چند کتاب درباره درونگرایی

پیشنهاد عضویت در متمم

با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) می‌توانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درس‌های متمم از جمله درس‌های زیر دسترسی خواهید داشت:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  | هدف گذاری

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  فکر کردن با نوشتن

ثبت نام    تجربه‌ٔ متممی‌ها

برای خرید محصولات صوتی هم می‌توانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری خودشناسی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه خودشناسی

سوال‌های پرتکرار دربارهٔ متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟

متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحث‌های مهارتی و مدیریتی.

برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.

فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟

هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه»  دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص می‌‌‌کند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری می‌توانید نقشه راه‌های مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.

هم‌چنین در صفحه‌های دوره MBA و توسعه فردی می‌توانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.

هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟

شما می‌توانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.

اعتبار را می‌توانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیم‌سال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.

توجه داشته باشید که خرید شش‌ماهه و یک‌ساله به‌ترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یک‌ماهه) محسوب می‌شوند.

برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.

آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟

مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که می‌توانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.

هم‌چنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آن‌ها را می‌توانید در فروشگاه متمم ببینید.

با متمم همراه شوید

آیا می‌دانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور می‌توانید به جمع متممی‌ها بپیوندید؟

سرفصل‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها

۱۹۲ نظر برای تعریف درونگرایی چیست؟ افراد درونگرا چه ویژگی هایی دارند؟

  1. برف گفت:

    چطور ممکنه که یک آدم انقدر هم درون‌گرا باشه و هم برون‌گرا:)

    این تفکیک‌ها حقیقتا تأثیر پایداری در شناخت من از خودم داره. الان می‌فهمم من عمیقا درون‌گرام ولی ویژگی‌های برون‌گراها رو هم دارم منتها تنهایی رو واقعا نمی‌تونم رها کنم. در تنهایی آزادم… آزاد که رویاپردازی کنم، که غرق یک جهانِ آبرنگی بشم که فقط توی ذهنمه. کتاب بخونم، غرق موسیقی بشم و حس کنم زندگیم مال خودمه و چیزی برای حسرت خوردن برجا نمی‌گذارم.

    از نظر شغلی که خوب نگاه می‌کنم حالا می‌فهمم چرا فرصت‌هایی رو رد کردم که به شخصیت برون‌گرای من پیشنهاد می‌شده. به جرأت می‌گم در سال‌های تدریسم همیشه محبوب‌ترین بودم برای بچه‌ها، پر انرژی، شاد، پر از حرف‌هایی که بچه‌ها رو امیدوار می‌کنه. اگر مثلا پنج تا کلاس پشت سر هم داشتم امکان نداشت روی صندلی آرومم بگیره، همیشه می‌ایستادم، راه می‌رفتم و کلاسم کلاس خواب نبود. ادبیات بود به اضافۀ زندگی، عشق و… اما جالبه که شخصیت بشدت درون‌گرای من بالاخره غالب شد و کار خطرناکی رو از من خواست: آفرینش!

    چهارساله که زندگیم رو بر این مبنا بنا کردم و به قول «شهرام شیدایی»:

    « حس می‌کنم

    هیچ پرنده‌ای به اندازۀ انسان پرواز نکرده است.»

     

     

     

     

     

  2. آزاده ناصرهلالی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۵ درس)

    میزان برونگرایی من نسبت به همسرم، بیشتر هست و معمولا پیشنهادهایی که من برای کار و تفریح و سفر می‌دم، با پیشنهادهای اون فرق داره و تقریبا به یک تصمیمِ تعدیل شده می‌رسیم و اون فعالیت رو انجام می‌دیم. 
    اما در مورد معلمی، نکته‌ای که توی درس اشاره شد خیلی برام تامل‌برانگیز بود. همسرم سال‌هاست که توی مقاطع مختلف تدریس می‌کنه و این روزها تقریبا در فضای فیزیکی تدریس نداره و آموزش‌هاش رو تو فضای دیجیتال ارائه می‌کنه. خیلی خوشحالم ازینکه الان یکی از دلایل ترجیحش برای تدریس دیجیتال رو متوجه شدم و راحت‌تر می‌تونم باهاش دراین باره همفکری کنم. 

  3. “هر یک از ما نقطه ای از طیف درون گرایی و برون گرایی را به خود اختصاص داده ایم”

    همه هر دو گرایش درون گرایی و برون گرایی را دارند ولی معمولا یکی از آن دو بر دیگری غالب است. به نظر می آید عوامل ژنتیکی در درون گرا بودن یا برون گرا بودن یک شخص نقش دارند ،اما عوامل محیطی نیز در فعال کردن این خصوصیات بی تاثیر نیستند.

    ما در یک دنیای شلوغ و پر همهمه زندگی می کنیم که می توان گفت ، درون گرا بودن یک موهبت بزرگ است.چرا که جهان هستی به انسان هایی نیاز دارد که جهان پیرامون خود را آن گونه که هست می بینند و برای روابط عمیق و معنادار ارزش قائل هستند.

    اگر شما نیز مثل من،

    پس از برقراری تعاملات اجتماعی و شلوغ ،احساس خستگی می کنید و فکر می کنید فقط با تنها بودن است که می توانید انرژی از دست رفته خود را به دست آورید.

    اگر از تنها بودن لذت می برید.

    معمولا در افکار خود غوطه ور هستید.

    نوشتن را بیشتر از حرف زدن دوست دارید.

    در جستجوی معانی و مفاهیم هستید،

    و کلی حرف نگفته توی دل تان دارید ،

    شاید شما نیز یک درون گرا باشید.

     

  4. رحیم خورشیدی علی کردی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    سلام

    من فرد برونگرایی هستم که گاهی هم از خلوت خودم و مطالعه و….لذت می برم.خوشبختانه نگاه طیفی یا فازی به مقولات این چنینی در خصوص انسان ها ،آرام آرام جای خود را به نگاه دیجیتالی یا صفر ویک می دهد.

    خودشناسی از اصلی ترین دغدغه های من است وخودآفرینی حاصل این دغدغه

    سپاس از توجهتان

  5. سلام مطالب این درس بسیار برام جالب و اموزنده بود

    من خودم با این نظر که درونگرایی و برونگرایی دو سر یک محور هستند همراهم

    من کسی رو میشناسم که با تلاش زیاد یک مجموعه تولیدی را فعال کرد دراین راستا با سازمانها، اساتید اهل فن و اشخاص متفاوت در همه رده های اجتماعی تعامل و مذاکره و مصاحبه داشته ، اما سوی دیگر این فرد به این صورت دیده میشه که اهل رفت و آمد و مهمانی نیست پس درونگرا ست

    من الان خیلی خوب می تونم شخصیت والای این فرد رو درک کنم

    ممنون از همراهان متممی

  6. با سلام

    در مورد خودم میتونم بگم بیشتر فردی درونگرا هستم تا برونگرا. در مورد مقیاس برونگرایی آقای هانس آیزنک میخواستم بگم، واقعا انتخاب درستی انجام داده‌اند، چراکه همه ما میدونیم انسان موجودی اجتماعی است و برای اینکه بتونه سالم زندگی کنه و نیازهاش رو برطرف کنه، نیاز به ارتباط با دیگر انسان‌ها داره. پس نمیشه این صفت در انسان‌ها رو با میزان درونگرایی اون‌ها سنجید زیرا که همه ما ناچاریم درجه‌ای از برونگرا بودن رو داشته باشیم یا در خودمون تقویت کنیم.

    به نظرم میشه این مبحث رو به سلامت اجتماعی و سلامت معنوی هم مرتبط دونست. از جمله مصداق هایی که از سلامت اجتماعی توی ذهنم هست میتونم به احترام گذاشتن به دیگران و داشتن ارتباط رضایت‌بخش بین فردی و آمادگی برای صرف هزینه برای جامعه از منابع خودمون رو اشاره کنم.

    در ادامه چه صفت درونگرایی در ما قوی باشه و چه برونگرایی، می‌تونیم بر روی داشتن ارتباط های رضایت‌بخش تمرکز کنیم و اون موقع است که هم خودمون احساس بهتری رو تجربه می‌کنیم و هم به سلامت اجتماع خودمون کمک کردیم.

    مطالب تکمیلی در درس: تعریف سلامت چیست؟ مولفه‌ها و شاخص‌های سلامت کدامند؟

    با تشکر.

  7. ساناز مجرد گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    دسته‌بندی‌ها کلا با مذاق ذهن انسان بسیار جور است. آدم‌ها دوست دارند که به دسته‌ای متعلق باشند؛ حتی اگر مجبور شوند به خاطر قرار‌گرفتن در یک دسته بر پاره‌ای از سلیقه‌ها و علایقشان چشم ببندند یا تظاهر کنند که جور دیگری هستند. قرار گرفتن قطعی در هر نوع دسته‌بندی یعنی چشم‌پوشی از بخشی از حقیقت. چشم‌پوشی از حقیقت راهی تضمینی برای توجیه‌تراشی است. اگر از وضعیتم ناراضی هستم چه چیزی بهتر از این که بگویم درونگرا یا برونگرا هستم و مناسب این فعالیت نیستم.
    با این حال به شدت فکر می‌کنم که وراثت در تعیین صفات ما نقش پررنگی دارد و بسیاری از آن‌چه از خودمان بروز می‌دهیم، تأثیر ناخواسته‌ی ژن‌هایمان است. با شناخت خودم و این که حقیقتا کدام ویژگی‌های این دسته در من نمود دارد، حداقل به سطحی ؛از آگاهی درباره‌ی ناگزیرهای وجودم دست می‌یابم. دانشی که می‌تواند خوشایند باشد اما  شاید کمک چندانی هم نکند که تظاهر نکنم و به قول همین درس انرژی بیشتری برای گونه‌ای دیگر بودن صرف نکنم.

  8. ساناز مجرد گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    دسته‌بندی‌ها کلا با مذاق ذهن انسان بسیار جور است. آدم‌ها دوست دارند که به دسته‌ای متعلق باشند حتی اگر مجبور شوند به خاطر قرار گرفتن در یک دسته بر پاره‌ای از سلیقه‌ها و علایقشان چشم ببندند یا تظاهر کنند که جور دیگری هستند. قرار گرفتن قطعی در هر نوع دسته‌بندی یعنی چشم‌پوشی از بخشی از حقیقت. چشم‌پوشی از حقیقت راهی تضمینی برای توجیه‌تراشی است. اگر از وضعیتم ناراضی هستم چه چیزی بهتر از این که بگویم درونگرا هستم و مناسب این فعالیت نیستم.
    با این حال به شدت فکر می‌کنم که وراثت در تعیین صفات ما نقش پررنگی دارد و بسیاری از آن‌چه از خودمان بروز می‌دهیم تأثیر ناخواسته‌ی ژن‌هایمان است. با شناخت خودم و این که حقیقتا کدام ویژگی‌های این دسته در من نمود دارد حداقل به سطحی از آگاهی درباره‌ی ناگزیرهای وجودم دست می‌یابم. دانشی که می‌تواند خوشایند باشد اما  شاید کمک چندانی هم نکند که تظاهر نکنم و به قول همین درس انرژی بیشتری برای گونه‌ای دیگر بودن صرف نکنم.

  9. مجید۴ گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    من هم ادم درونگرایی هستم یعنی اغلب موارد ساکت و کم حرف بوده ام اما در  ۵ یا ۶ سال گذشته تلاش کردم که این مشکل را که بسیار کم حرف هستم حل کنم تمرین های زیادی انجام دادم اما متوجه شدم به شدت انرژی ام را می گیرد هدفم از دنبال کردن این درس اینه که چند وقتیه با موضوع خودشناسی برخورد کردم می خوام که در این زمینه یکم مطالعه کنم

  10. سلام

    مقاله خوبی بود

    به نظر من ما نباید صرفا دنبال درونگرایی یا برونگرایی باشیم .

    ما باید اول میزان درونگرایی یا برونگرایی خودمون رو تعیین کنیم بعد بیاییم خودمون رو به یک تعادلی برسونیم که نه زیاد درونگرا باشیم و نه زیاد برونگرا

  11. سلام

    با خوندن این مطالب متوجه شدم که خودم واقعا طیفی از برون گرایی رو دارم و گاهی اوقات ممکنه این طیف کم رنگ بشه و ترجیح بدم تنها باشم.

    این درسته که یه فرد حالت های برون گرایی رو با توجه به پنج عامل شخصیت داشته باشه و گاهی اوقات نه؟

  12. واقعا روی یک طیف اون هم در حال حرکت هستیم شاید تغییر بکنیم از دورنگرا به درونگراتر یا کمتر درونگرا اما به شخصه بعضی مواقع دوست دارم درونگرا باشم دوست دارم کسی ندونه که دارم به چی فکر می کنم هر چی حس می کنم نشون ندم ولی واقعا برام سخته وقتی برخلاف این حالت عمل می کنم معمولا افسرده میشم بهم میریزم تو اطرافیانم هم اینجوریه از دوستانیم که درونگرا هستن وقتی می خوام خیلی برونگرا باشن واقعا خسته میشن به این نتیجه رسیدم نباید برخلاف این موضوع رفتار کرد چون خیلی اذیت کننده است

    • سلام

      منم موافقم واقعا وقت هایی هست که مدام با خودم کلنجار میرم که این بار سعی کنم آروم و بدون جنب و جوش باشم یا کمتر انرژی بذارم نمیشه و حتی اگر این کار رو بکنم خسته و افسرده میشم.اما گاهی اوقات واقعا نیاز دارم تنها باشم و تو غار تنهایی خودم لذت ببرم اما خیلی کم‌.

       

    • واقعا روی یک طیف اون هم در حال حرکت هستیم شاید تغییر بکنیم از دورنگرا به درونگراتر یا کمتر درونگرا

      جمله خیلی اساسی و مهمی رو به کار بردید.

      با توجه به شرایط زندگی و افت و خیزهایی که داریم وقتی به پشت سر نگاه می کنیم تغییرات رو به خوبی می بینیم. مواجه با افراد برونگرا هم در درونگرایی تر شدن بیشتر افراد تاثیر داره. (البته به نظرم من)

      درونگراها در مواجه با افراد خیلی برونگرا زودتر خودشونو عقب میکشن به غار خودشون فرو میرن.

      این تجربه زندگی من هست که مطالعه نظرات دوستان و شما و تطابق بهش رسیدم تابحال.

  13. همراه شدن با این بخش از کتاب سکوت از سوزان کین می تواند نگاه جدیدی را به سوی درونگرایی و برونگرایی برای ما بازکند.

    {{ بهترین ویولونیست‌ها ((تمرین‌های انفرادی)) را مهم ترین کار در فعالیت‌های وابسته به موسیقی خود عنوان کردند. موسیقی دان‌های نخبه، حتی آنهایی که در گروه‌ها نوازندگی می کنند، کلاس های تمرین گروهی را نسبت به زمان‌های تمرین انفرادی خودشان در حکم (( زنگ تفریح)) توصیف کردند. از نظر آنها یادگیری اصلی در هنگام (( تمرینات انفرادی)) صورت می گیرد.}}

    چه قدرت نهانی در سکوت، تنهایی، در جایی که به گفته سوزان کین در جهانی که از گفتگو باز نمی ایستد نهفته است؟

    در جای دیگر سوزان کین در کتاب بیان می‌کند که تمرین‌های فکری به تمرکز بالایی احتیاج دارند و حضور افراد دیگر باعث برهم خوردن تعادل می‌شود.

    فکر میکنم تنهایی مستقل از افراد درونگرا و برونگرا وابستگی بسیاری به حل مسئله افراد دارد. افراد درونگرا تمرکز بیشتر، توجه بیشتر را برای حل مسائل خود نیازمندند و برونگراها نیز خواستار توجه گروهی، حضور درجمع و اجتماعات اند.

  14. مهدی گوهری ... گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۱ درس)

    اینکه فرد درونگرا از خلوت کردن با خودش انرژی می‌گیرد و در تعامل با دیگران، انرژی خود را از دست می‌دهد.

    همیشه فکر می کردم که خیلی برونگرا هستم. ولی با این تعریف، تمام باور هام در این مورد به هم ریخت.

    با اینکه در جمع خیلی فعال و معاشرتی خودم رو نشون می دم، اما بعد از خروج از اون جمع، بر خلاف اطرافیانم، تا دو روز انرژی انجام هیچ کاری رو ندارم. انگاری که از جنگ برگشتم، درب و داغون، بدون هیچ انرژی.

    الان باید بیشتر در این مورد با خودم فکر کنم. شاید من تمایل بیشتری به درونگرایی دارم و به همین دلیل هست که بعد از حضور در جمع، خیلی خسته و دشارژ می شم.

    در ادامه درس ها شاید به جواب رسیدم!

     

    باشد که رستگار شویم…

  15. تعریفی که من قبل از خوندن این مطلب در ذهن خودم برای یه انسان درونگرا داشتم و البته خودم رو جزو این دسته از انسان‌ها (اگر محدود به انسان‌هاست) می‌دونستم، فردی بود که در ابراز احساسات و درونیاتش و در واقع در خالی کردن خودش مشکل داره.

    با توجه به اینکه یه آدم درونگرا لزوما تمام ویژگی‌های ذکر شده رو نداره به نظرم نظریه‌ی طیفی بودن درونگرایی صحیح‌تر هست.

    خودِ من از تنهایی لذت خیلی زیادی می‌برم و معمولا در تنهایی حوصلم سر نمی‌ره. طوری که حتی به فیلم و تفریح هم مشغول نمی‌شم بلکه توی تنهایی به وبلاگ‌ها و سایت‌هایی که دوست دارم سر می‌زنم. البته اگه اینستاگرام روی گوشیم نصب باشه ممکنه یه بخش بزرگی از تنهاییم رو توی اینستاگرام بگذرونم که خب معمولا سعی می‌کنم روی گوشیم نداشته باشمش. با وجود اینکه این صفت لذت بردن از تنهایی در من هست اما تعاملات اجتماعی زیادی هم دارم. ممکنه دوستی عمیق ما افراد خیلی معدودی داشته باشم ولی تعاملات سطحیِ خیلی زیادی دارم.

    تقریبا میشه گفت که جنب و جوش خوبی هم دارم ولی همچنان خودم رو طیف آدمای درونگرا می‌دونم.

    دو واژه‌ای که توی درسای عزت نفس هم بهشون برخوردم و برام ابهام دارند صراحت و قاطعیت هست. آیا توی متمم مطلب خاصی درمورد این دو کلمه هست؟

    ممنون میشم یه تعریفی از این دو واژه انجام بشه.

    با تشکر

  16. محمد گفت:

    کدام بهتر است: درونگرایی یا برونگرایی؟
    پاسخ به این سوال تقریباً برای هرکسی که شناخت اندکی از موضوع داشته باشه سخته چون هر سمت طیف نقاط قوت و ضعف مخصوص به خودشان را دارند.

    اما اگه سوال به این شکل بیان بشه که به نظر شما کدام بخش طیف بهتره و شما کدام بخش رو ترجیح میدید؟

    من ترجیحم وسط طیفه چون می تونیم همزمان از تواناییهای دو سوی طیف برای رسیدن به اهدافمون حداکثر استفاده را بکنیم

     

  17. از نظر من یک انسان سالم از نظر برونگرایی و درونگرایی می تونه با توجه به موقعیت ها و شرایطی که در آنها قرار می گیره متفاوت و نباید فراموش کرد که صرفا استفاده از یک نوع از این دو مورد نمیتونه کمک کننده باشه و از طرفی به نظرمن بسته به شرایط حتی یک فرد به شدت برونگرا میتونه به شکل درونگرا عمل کنه و باز هم بهش آسیبی نرسه و این که بخواد از کدوم تیپ استفاده کنه در اختیار خودش مهم اینه و از طرفی نباید از یاد برد که رشد شخصیتی و همینطور رسیدن به بلوغ بیشتر که توانایی ها و قدرت عقلی فرد به شدت بالا میبره فرد به جایی می رسونه که دقیقا می تونه با قدرت کامل یکی از تیپ های برونگرا و یا درونگرا رو اگر بشه به طور کامل تفکیک کرد که به نظر گاهی در هم آمیخته هستند و نمیشه صددرصد از هم جدا کرد استفاده می کنند و به نظر نمی رسه چنین فرد بالغ و رشد یافته ای که به حداقل تکامل انسانی رسیده براش چنین شاخه بندی شخصیتی خیلی معنا داشته باشه و این فرد همیشه توانایی انعطاف پذیری به سمت هرجفت این موارد داره

    پس در نتیجه از دیدگاه من انسان هرچه رشد یافته تر و تکامل یافته تر و همینطور بالغ تر و از شعور بالاتری برخوردار باشه در نهایت به جایی میرسه که اکثر شاخه بندی ها و اکثر ویژگی های شخصیتی رو میشه در فرد به مقداری که لازمه در ارتباطات خودش با دیگران و همینطور فردیت خودش دید و اینکه بخواد از هرکدوم از این ویژگی ها استفاده کنه و یانه تا حد زیادی در اختیار فرد چون هیچ نگرانی از قضاوت ها و تعصبات دیگران نداره و کار درست خودشو انجام میده

    • رضا نظریان گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۳ درس)

      با احترام، من با نظر شما بسیار مخالف هستم. البته نظر من هم حتما می‌تونه غلط باشه.

      شما میگین که:

      با رشد شخصیتی و رسیدن به بلوغ بیشتر، فرد به جایی می‌رسه که دقیقا می‌تونه با قدرت کامل، یکی از تیپ‌های برون‌گرا و یا درون‌گرا رو استفاده می‌کند.

      یک فرد درون‌گرا، می‌تونه با افزایش مهارت و خودشناسی، رفتارهای برون‌گرایی رو هم بروز بده (در حد قابل قبول) اما همچنان، اون رفتارها براش سخت و بسیار انرژی‌بَر هست.

      همچنین بنظرم نباید این تفاوت رو، ضعف تلقی کنیم که با رشد شخصیتی می‌بایست برطرف کنیم. اما باید متوجه محدودیت‌هایی که میشه باشیم.

      شناخت خود یعنی دقیقا همین. من اگر قدم ۱۵۰ سانتیمتر هست، با شناخت این تفاوت، انتظار موفقیت بالایی در بسکتبال قائل نیستم و همین هوشمندی من خواهد بود که مسیر دیگری را که با کل شخصیت من، سازگارتر هست رو انتخاب کنم، بجای اینکه اصرار به مسیر قبلی کنم.

      حتی در مسیر خودشناسی، منِ درون‌گرا، می‌تونم روی ویژگی‌های درون‌گرایانه‌ی خودم، اتفاقا کار کنم و تقویتشون کنم و ازشون بهره‌ی بیشتری ببرم. مواردی که برای من به نسبت یک فرد برون‌گرا، تقویتشون ساده‌تر هست.

      یا گفتید که:

      به نظر نمی‌رسه چنین فرد بالغ و رشد یافته‌ای که به حداقل تکامل انسانی رسیده، براش چنین شاخه‌بندی شخصیتی خیلی معنا داشته باشه.

      اتفاقا فردی که قصد رشد رو داره، با چنین دسته‌بندی، خودش و اطرافیانش رو بهتر می‌شناسه و براش کاملا این دسته‌بندی، معنادار هست. هرچند قرار نیست نگاه صفر و یک داشته باشیم اما چنین دسته‌بندی وجود داره، معنا داره و مفید هست.

  18. حسین قربانی گفت: (عضو ویژه و ارزیاب ۶ درس)

    اینکه درونگرایی و برونگرایی دو سر یک طیف هستند که هر کسی در نقطه‌ای از این طیف قرار دارد، منطقی و قابل درک است.

    اما موضوعی که وجود دارد این است که ما انسان‌ها تمایل زیادی به مطلق انگاری و دریافت جواب قطعی برای سؤالات خودمان داریم. به همین دلیل هم علاقه داریم که به ما گفته شود خودمان یا افرادی که نسبت به شخصیت آنها کنجکاو هستیم، برونگرا هستند یا درونگرا.

    در برخی از تست‌های MBTI در کنار پاسخ تست، درصد هر کدام از موارد را هم ذکر می‌کنند ولی اکثر افراد توجهی به این موضوع نمی‌کنند و حتی شاید آنها را مطالعه هم نکنند. در حالی که اهمیت درصدها کمتر از چهار حرفی که کنار هم می‌چینیم نیست.

    از طرفی شناسایی شخصیت بیشتر از اینکه برای شناخت خودمان باشد، معمولا ابزاری برای برچسب زدن به دیگران و خودمان و یا توجیه رفتارهای ناخوشایندمان به کار می‌رود.

    ولی به نظرم با عمیق شدن در نتایج تست MBTI و موشکافی و بررسی دقیق نتایج آن می‌توانیم به شناخت کامل‌تری از خودمان برسیم و در بسیاری از موقعیت‌ها تصمیمات درست‌تری بگیریم که در نهایت باعث افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس و همچنین هدایت ما به سمت موفقیت خواهد شد.

  19. متاسفانه در قالب ذهنی امروز اجتماع (منظورم فقط ایران و جامعه ایرانی نیست) ، برونگرایی معمولن به عنوان صفتی بهتر از درونگرایی قلمداد میشه. مخصوصا در محیط های کاری ، در بسیاری از موارد تنها راه بالارفتن در رده های مدیریتی ، همین داشتن درجه بالاتری از برونگراییه.

    علت اینکه میگم متاسفانه، به خاطر اینه که همین خاصیت برونگرایی افراد برونگرا باعث میشه مناصب و پستهایی که  برا افراد درونگرا میتونسته بیشتر مفید باشه رو هم تصاحب کنند.

    به نظرم تببین کامل بحث شخصیت های درونگرا و برونگرا ، باید حتما جزو نیازمندیهای اساسی مدیریت شرکتها و سازمانها قرار داشته باشه تا بتونن در پیشنهاد دادن افراد برای پست های مختلف به این موضوع هم توجه کنند.

  20. درود

    * مرودی که وجود داره تعریف های ول شده در جامعه از این دو مفهوم هستند، احتمالا چندسال اینده برای خیلی ها حل خواهد شد و یا کمی حل خواهد شد.

    مدتی قبل با چند تن از دوستان دور هم جمع بودیم که یکی از بزرگان گفت، میبینید که دست چپ ها خاص هستند که باهوش تر!!!!! خب؟

    درونگرا ها و برونگرها هم همینطور هستند!!!!؟ یعنی چی؟

    یعنی کسانی که درونگرا هستند  خلاق ترن و چندتا مثال از هیتلر و دوستان دیگر آورد که اینا درونگرا بودن و از دورن سعی داشتن حکومت بسازن و قدرت جهان بشن، و مثال هایی از دستاورد های این تیپ آدم ها زد.

    اینارو با چه دلیلی و مدرکی میگی؟

    اینجا بود که من بیسوادم متوجه میشم، که عمق نداره، همین گشت و گذار های اینترنتی و وقت تلف کردنهای که عادت هر روزه ما در فضای اجتماعی شده به نوعی جرقه های و داره ایجاد میکنه، اما این ها نیازمند هول دادن هستند تا وارد گودش بشن.

    من فکر میکردم خودم درونگرا هستم و چون بیشتر با خودمم و خییل در جمع نیستم، نه اینکه دوست ندارم!

    اما اینکه طیف وسط این محل قرار گیری ماست، بیشتر منو کنجکاو کرد…

     

    پایدر باشید(متتمی های بر جان نشسته)