تعریف درونگرایی چیست؟ افراد درونگرا چه ویژگی هایی دارند؟

اگر بحثهای مختلف و دیدگاههای متفاوت در خودشناسی و شخصیت شناسی را کنار یکدیگر قرار داده و مقایسه کنید، کمتر واژه و اصطلاحی را میبینید که به اندازهٔ درونگرایی و برونگرایی به آنها پرداخته شده باشد.
حتی میتوان گفت مفهوم درونگرایی و برونگرایی، مخرج مشترک برخی از رایجترین نظریه های شخصیت شناسی صفاتی محسوب میشوند (+).
در این درس کمی دربارهٔ تعریف درونگرایی و ویژگی های افراد درونگرا صحبت میکنیم. اما از آنجا که معمولاً درونگرایی و برونگرایی را در برابر یکدیگر (و گاه دو انتهای یک طیف) قرار میدهند، مطالعهٔ این درس به شفافتر شدن مفهوم برونگرایی و ویژگی های افراد برونگرا هم کمک خواهد کرد.
تعریف درونگرایی و خصوصیات افراد درونگرا چیست؟
با وجودی که اصطلاح درونگرایی (به انگلیسی: Introversion) در بسیاری از مدلها و نظریههای شخصیت شناسی به کار میرود، اما همهٔ این نظریهها درونگرا بودن را به یک شکل تعریف نمیکنند.
در کنار تعریف درونگرایی و آنچه به عنوان ویژگی های افراد درونگرا در مقالات علمی و کتابهای تخصصی روانشناسی مطرح میشود، اصطلاح درونگرا و مشتقات آن در ادبیات عمومی هم بسیار رواج یافته است. به همین علت، بسیار پیش میآید که در گفتگوهای روزمره از درونگرایی و ویژگی های افراد درونگرا بشنویم.
اما معمولاً مفهومی که از درونگرایی در ذهن اکثر عموم مردم است، با آنچه در روانشناسی مطرح میشود تطبیق کامل ندارد. بنابراین گاه میبینیم افراد مختلف، رفتار خود و دیگران را – حتی بدون این که واقعاً ربطی داشته باشد – به درونگرا بودن ربط میدهند.
درونگرایی و بار معنایی منفی آن
علاوه بر مبهم بودن تعریف درونگرایی، مشکل دیگری هم وجود هست که هنوز کاملاً از بین نرفته است: متأسفانه گاهی هنوز میبینیم درونگرایی در ذهن عدهای بار معنایی منفی دارد.
مثلاً شاید شما هم دیده باشید که وقتی کودکی به موقع سلام نمیکند یا به سوال آشنایان و بستگان پاسخ نمیدهد، والدین از طرف مقابل عذرخواهی میکنند و برای توضیح این رفتار میگویند که کودکشان درونگراست.
علاوه بر این، گاهی میبینیم ساکت نشستن یا خلوتگزینی یک فرد درونگرا را مصداق «منزوی» بودن در نظر میگیرند و با چنین برچسبی، این رفتار را نامطلوب تلقی میکنند.
این نوع آشفتگیهای معنایی باعث شده که هنوز، با وجود بحثهای گستردهای که دربارهٔ درونگرایی مطرح شده، اصطلاحاتی مانند «درمان درونگرایی» و «حل مشکل درونگرایی» از جمله عبارات پرتکرار در جستجوهای اینترنتی باشند.
درونگرایی در ادبیات یونگ
یونگ یکی از نخستین کسانی است که مفهوم درونگرایی و برونگرایی را رواج داد. نهفقط در کتابهای تخصصی، در کتابهای عمومی درباره درونگرایی هم معمولاً به این نکته اشاره میشود.
اما نکتهای که کمتر به آن پرداخته میشود این است که در نوشتههای یونگ، درونگرایی و برونگرایی یک ویژگی دوگانه یا دوقطبی (Dichotomy) نبود و قرار نبود انسانها در یکی از دو دستهٔ درونگرا و برونگرا طبقهبندی شوند.
آنچه معمولاً به درونگرایی یونگی نسبت داده میشود، بر پایهٔ تست شخصیت شناسی MBTI است که با الهام از اندیشههای یونگ (و نه بر اساس مدل یونگ) ساخته شده است.
در نوشتههای یونگ – متفاوت با آنچه در روایتهای سادهتر MBTI گفته میشود – دو مفهوم کلیدی وجود داشت (+):
- عملکرد (function)
- گرایش/جهتگیری انرژیهای روانی (attitude) بود.
دسترسی کامل به مجموعه درسهای خودشناسی و شخصیت شناسی برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است. با فعال کردن عضویت ویژه در متمم، به درسهای بسیار بیشتری نیز دسترسی پیدا میکنید:
ضمناً بررسیهای ما نشان داده در میان دوستان متممی، کسانی که به درسهای شخصیتشناسی علاقهمند بودهاند، برای مطالعهی درسهای زیر هم وقت صرف کردهاند:
تحلیل رفتار متقابل | زندگی شاد | افزایش عزت نفس | کوچینگ | مشاوره مدیریت
کاریزما | مدیریت استرس | تصمیم گیری | روانشناسی پول | استعدادیابی | یادگیری
تحلیل رفتار متقابل | هوش هیجانی | مهارت ارتباطی | رابطه عاطفی | مسیر شغلی
همانطور که میبینید، آنچه ما به عنوان تفاوت درونگرا و برونگرا میشناسیم، کمی با آنچه یونگ گفته متفاوت است. اما به معنای نادرست بودن تلقی متعارف از درونگرایی و برونگرایی نیست. بلکه شکل سادهشدهای از دوگانهای است که یونگ تعریف کرد و بعدها به کمک تست MBTI به گفتگوهای عمومی راه یافت.
پرسشنامه آیزنک و تعریف او از برونگرایی و درونگرایی
هانس آیزنک (Eysenck) هم یکی دیگر از روانشناسانی بود که به اهمیت درونگرایی و برونگرایی توجه کرد. آیزنک بر اساس پژوهشهای خود به نتیجه رسیده بود که دو صفت اصلی در انسانها وجود دارد که برای توصیفشان ضروری و مفید است: یکی نوروتیک بودن و دیگری برونگرایی.
او پرسشنامهای هم برای سنجش برونگرایی طراحی کرد که به نام مقیاس برونگرایی آیزنک شناخته میشود (دانلود نسخه PDF پرسشنامه آیزنک (انگلیسی).
طبیعتاً در مقیاسی که آیزنک طراحی کرد، امتیاز پایین در برونگرایی به معنای درونگرایی بیشتر خواهد بود. اگر میخواهید تصویری دقیقتر از مفهوم درونگرایی (یا در واقع: شاخص برونگرایی پایین) در نگاه آیزنک داشته باشید، میتوانید چند نمونه از سوالهای آیزنک را – که در پرسشنامهاش مطرح میکند – بخوانید:
آیا از دیدن افراد جدید لذت میبرید؟
آیا نسبتاً بانشاط و سرزنده هستید؟
آیا میتوانید در یک مهمانی شاد شرکت کنید و لذت ببرید؟
آیا در ایجاد دوستیهای جدید پیشقدم میشوید؟
آیا از قاطی شدن با مردم لذت میبرید؟
آیا از [محیطِ] پرهیجان و شلوغ لذت میبرید؟
کار ارزشمند دیگری آیزنک این بود که ایدهٔ ارثی بودن برونگرایی و درونگرایی را مطرح کرد. در واقع برونگرایی – درونگرایی را صرفاً یک صفت روانی ندید و مدعی شد که ریشهٔ این صفت را باید در ساختار مغز و ویژگیهای ژنتیکی جستجو کرد.
او آزمایشهای متعددی هم طراحی و اجرا کرد تا این فرض را ارزیابی کند. اگرچه نتایج همهٔ آزمایشهایش همسو نبودند، اما اصل این کار آیزنک بسیار ارزشمند بوده است. چون مدلها و توصیفهای روانتحلیلگران، معمولاً قابل رد و اثبات نیستند. اما وقتی آزمایشهایی برای سنجش یک مدل طراحی میشود، این فرصت به وجود میآید که اعتبار آن مدل به شیوهٔ قابلاتکایی سنجیده شود. چنانکه امروز برونگرایی – درونگرایی به عنوان یکی از اصلیترین صفات شخصیتی قابلاندازهگیری و قابلاتکا شناختهشده است (+).
برونگرایی [و درونگرایی] در مدل پنج عاملی شخصیت
یکی از مدلهای بسیار شناختهشده در شخصیت شناسی مدل پنج عاملی شخصیت است. رویکرد این مدل، شخصیت شناسی صفاتی (trait-based) است. یعنی شخصیت انسانها را بر اساس چند صفت مشخص میسنجد. سالهاست دربارهٔ این که «تعداد صفتهایی که باید برای شناختن انسانها بررسی کنیم چقدر است» بحث میشود. مدل پنج عاملی، همانطور که از نامش پیداست، بر این اساس بنا شده که تعداد این صفات نمیتواند از پنج مورد کمتر باشد (مطالعهٔ بیشتر: مدل پنج عاملی شخصیت).
در مدل پنج عاملی شخصیت، چیزی به اسم درونگرایی نداریم. اما یکی از پنج عاملی که برای شناخت و سنجش شخصیت در مدل پنج عاملی مطرح میشود، برونگرایی یا extraversion است.
برونگرایی در این مدل (شبیه مدل آیزنک) به شکل طیفی تعریف میشود. بنابراین میتوان گفت هر چه شاخص برونگرایی شما در این مدل کمتر باشد، درونگراتر محسوب میشوید.
اما باید به خاطر داشته باشید که آنچه به عنوان برونگرایی در مدل پنج عاملی مطرح میشود، ترکیبی از شش ویژگی است:
- گرم بودن
- اجتماعی بودن
- صراحت و قاطعیت
- جنب و جوش و فعالیت
- هیجانخواهی
- تجربه هیجانهای مثبت
بنابراین حاصلجمع وضعیت شما در این شش دسته ویژگی است که نهایتاً باعث میشود بر اساس مدل پنج عاملی شما را برونگراتر یا درونگراتر از فردی دیگر ارزیابی کنند.
مطالعهٔ بیشتر
برای آشنایی بیشتر با این مدل شخصیتی میتوانید درس مدل پنج عاملی شخصیت را بخوانید.
پس از این که کمی با پنج عامل اصلی در این مدل آشنا شدید، درس تعریف برونگرایی در مدل پنج عاملی را هم مطالعه کنید. در این درس به پرسشها و مولفههای مشخصکنندهٔ درونگرایی / برونگرایی بر اساس مدل شخصیت شناسی پنج عاملی پرداختهایم.
تفاوت خجالتی بودن و درونگرایی
یکی از ویژگیهایی که معمولاً با درونگرایی اشتباه گرفته میشود، خجالتی بودن است. اشتباه گرفتن خجالتی بودن و درونگرا بودن از این جهت دردسرساز است که درونگرایی به عنوان یک ویژگی شخصیتی پذیرفته میشود. اما خجولی چیزی است که بهتر است در پی رفع آن باشیم.
پس اگر شما درونگرا باشید و به اشتباه فکر کنید خجالتی هستید، ممکن است وارد یک تلاش فرساینده و مخرب برای تغییر ترجیحات شخصیتیتان بشوید.
ما درسهای متعددی را در متمم به خجالتی بودن اختصاص دادهایم. اما فعلاً در حد یک توضیح مختصر میشود به این اکتفا کرد که درونگرایی، یک نوع ترجیح است؛ ترجیح تنها بودن به حضور در جمع، یا ترجیح رابطهٔ صمیمی با افرادی محدود به جای رابطه سطحیتر با طیف گستردهای از انسانها.
اما خجالتی بودن، تجربهٔ احساسات منفی در تعامل با دیگران است. دامنهٔ این احساسات منفی گاهی حتی به قبل از تعامل هم کشیده میشود. یعنی فرد خجالتی با وجودی که هنوز به مهمانی یا جلسه نرفته و فرد مورد نظرش را ندیده، سناریوهای نامطلوب و نامناسب را تصور کرده و پیشاپیش خودش را با اتفاقهایی که نیفتاده و تجربههایی که پیش نیامده آزار میدهد.
بنابراین بهتر است همواره به معنای دقیق درونگرایی توجه کنیم و به سادگی آن را مترادف صفات و ویژگیهای دیگر (مانند جمع گریزی، خجالتی بودن، اضطراب اجتماعی و …) در نظر نگیریم.
مطالعهٔ بیشتر
در درس تفاوت خجالتی بودن و درونگرایی به این دو مفهوم و تفاوتشان پرداختهایم. همچنین درس دیگری را به پرسشنامه سنجش خجالت و کمرویی اختصاص دادهایم. این پرسشنامه را زیمباردو و هندرسون طراحی کردهاند.
در کنار این دو درس، مطلبی را هم به ریشه های خجالتی بودن و کمرویی اختصاص دادهایم.
کدام بهتر است: درونگرایی یا برونگرایی؟
در کنار همهٔ بحثهایی که دربارهٔ ریشهٔ تفاوتها و سهم وراثت، محیط و تربیت در درونگرایی و برونگرایی مطرح میشود، باید به این موضوع مهم هم بپردازیم که آیا میتوان یکی از دو صفت درونگرایی و برونگرایی را بر دیگری ترجیح داد؟ برای علاقهمندان به توسعه فردی،این سوال بهویژه در مورد انتخاب شغل و طراحی مسیر شغلی اهمیت پیدا میکند:
پاسخ به این سوال در طول زمان تغییر کرده و به تدریج پختهتر شده است. جنس پاسخها را میتوان به سه دوره تقسیم کرد:
دورهٔ اول | درونگرایی بد است. برونگرایی خوب است
در مطلبی که با عنوان چند کتاب درباره درونگرایی منتشر کردهایم، توضیح دادهایم که تا سالها چنین فرض میشد که برونگرایی ویژگی بهتر و صفت برتر است و درونگرایی یک ویژگی نامطلوب محسوب میشود. یا اگر هم نامطلوب نیست، لااقل به اندازهٔ برونگرایی کارآمد نیست و نقطهٔ قوت محسوب نمیشود.
این نوع نگاه به تدریج در دو دههٔ گذشته تغییر کرده است.
شما این مطلب را در سایت متمم (محل توسعه مهارتهای من) میخوانید. متمم هزاران درس در زمینهٔ مدیریت و توسعه فردی ارائه میکند و همواره به ارائه محتوای علمی، دقیق و تألیفی متعهد است. فهرست درسها، شرایط عضویت در متمم و تجربهٔ اعضای متمم از حضور در متمم را میتوانید در صفحات زیر بخوانید:
دورهٔ دوم | برخی مشاغل به برونگراها نیاز دارند و برخی به درونگراها
اگرچه این نگرش امروزه به اندازهٔ قبل پررنگ نیست، اما هنوز هم طرفدارانی دارد. کتاب شغل مناسب شما نمونهای از کتابهایی است که بر پایهٔ چنین نگرشی تألیف شده است. یعنی به افراد پیشنهاد میکند شغل و مسیر شغلی خود را بر اساس ویژگی های شخصیتی خود (با تکیه بر آزمون MBTI) انتخاب کنند.
چنین فرضی را نمیتوان به شکل مطلق نادرست دانست. همهٔ ما کموبیش این تجربه را داشتهایم که بر اساس ویژگیهای شخصیتیمان، برخی شغلها برایمان سادهتر و جذابتر بوده و برخی دیگر، دشوارتر است و بیشتر انرژی میگیرد.
اما باید مراقب باشیم که در این قضاوتها گرفتار دام «صدور احکام کلی و عمومی» نشویم.
دورهٔ سوم | «بخشی از» تصورات ما نادرستند
در مورد تطبیق مشاغل با ویژگی های شخصیتی و خصوصاً درونگرایی و برونگرایی دو نوع خطا وجود دارد.
خطای اول این است که ما به جای اتکا به پژوهشها صرفاً بر اساس حدسیات خود قضاوت میکنیم. به عنوان مثال، بهسادگی حکم میدهیم که فروشنده موفق باید برونگرا باشد و افراد درونگرا شانسی در حرفهٔ فروشندگی ندارند.
در صدور چنین احکامی باید محتاط بود و نتایج پژوهشها را بررسی کرد. صرفاً برای نمونه در همین مورد خاص در درس کدام فروشنده موفقتر است؟ از سلسله درسهای آموزش فروش متمم توضیح دادهایم که از نظر آماری افراد میانگرا بیشتر از افراد درونگرا و برونگرا میتوانند در فروشندگی موفق باشند. علاوه بر این، طبیعتاً از آنجا که بسیاری از انسانها به «میان گرا بودن / midtrovert» نزدیکترند تا درونگرا و برونگرا، از این منظر هم بهتر است در پیشبینی موفقیت و شکست انسانها در حرفههای مختلف محتاطتر باشیم.
خطای دوم این است که درک ما از گروههای شغلی بهشدت گرفتار استریوتایپ (تفکر قالبی) است. همهٔ فروشندگان قرار نیست وسط یک فروشگاه بایستند و با اصرار فراوان مشتریان را به خرید یک محصول متقاعد کنند. شغل فروش در برخی حرفهها ممکن است بیشتر بر پایهٔ ارتباط ایمیلی یا تعامل در شبکههای اجتماعی باشد. در چنین مواردی درونگراها چندان خسته و فرسوده نمیشوند.
مدیر مالی هم قرار نیست همیشه در اتاق دربسته بنشیند. ممکن است لازم باشد بخش زیادی از وقتش به چانهزنی با دپارتمانهای مختلف درون شرکت یا سازمانهای دولتی و خصوصی و بانکها بگذرد. بنابراین این فرض که چنین شغلی نیازمند تعامل نیست و برای درونگراها مطلوب است، لزوماً دقیق نیست.
علاوه بر این، اغلب شغلها سطحبندی هم دارند. ویزیتور، کارشناس فروش، سرپرست فروش و مدیر فروش، ظاهراً همگی در زمینهٔ فروش فعالیت میکنند. اما شرح شغل آنها یکسان نیست و طبیعتاً شرایط احراز شغل هم برایشان یکسان نخواهد بود. پس وصل کردن «فروش» به «برونگرایی» بدون توجه به تنوع فعالیتهای فروش میتواند گمراهکننده باشد.
این توضیحات به معنای رد کردن ارتباط صفات شخصیتی با عملکرد شغلی نیست. اما تأکیدی بر این نکته است که در این زمینه باید دقیقتر، منطقیتر و مستدلتر نظر داد و از صدور احکام کلی اجتناب کرد.
چند کتاب درباره درونگرایی
در کنار مقالات علمی درباره درونگرایی و بحث درونگرایی و برونگرایی در کتابهای تخصصی روانشناسی، طی دو دههٔ اخیر کتابهای عمومی متعددی هم در مورد درونگرایی منتشر شدهاند.
معروفترین آنها کتاب سکوت نوشته سوزان کین است که نقش مهمی در ترویج گفتگوهای مفید و سازنده دربارهٔ درونگرایی داشته است. اگر امروز افراد کمتری را میبینیم که درونگرایی را یک نقطه ضعف و ایراد شخصیتی بدانند، سهمی از این اتفاق را باید به سوزان کین نسبت داد.
البته کین نه اولین نویسندهای بوده که درباره درونگرایی کتاب نوشته و نه آخرین فرد. فهرست کتابهایی که دربارهٔ درونگرایی منتشر شدهاند، طولانی است و ما مطلب مستقلی را به معرفی برخی از این کتابها اختصاص دادهایم:
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری خودشناسی به شما پیشنهاد میکند:
- خودشناسی – ویژگیهای خودمان را بهتر بشناسیم
- تعریف درونگرایی چیست؟ افراد درونگرا چه ویژگی هایی دارند؟
- چند کتاب درباره درونگرایی و افراد درونگرا | بررسی و طبقه بندی کتابها
- نحوه برخورد و رفتار با افراد درونگرا
- خجالتی بودن چیست و چه تفاوتی با درونگرایی دارد؟
- پرسشنامه سنجش خجالتی بودن و کمرویی
- ریشه های حس خجالت و کمرویی در جمع
- نقش خانواده و مدرسه در تقویت یا درمان خجالتی بودن کودکان
- خودشیفتگی چیست؟ آیا من خودشیفته هستم؟
- آدم صبح هستید یا آدم شب؟
- توهم پایان تاریخ | آیا ما به آخر خط تغییر و تحول رسیدهایم؟
- مرکز کنترل درونی یا مرکز کنترل بیرونی؟ (+ پرسشنامه منبع کنترل)
- مهرطلبی چیست؟ ویژگی های افراد مهرطلب و پرسشنامه مهرطلبی
- رهایی از مهرطلبی | برنامه ۲۱ روزه پیشنهادی هریت بریکر (هفته اول)
- رهایی از مهرطلبی | برنامه ۲۱ روزه پیشنهادی هریت بریکر (هفته دوم)
- رهایی از مهرطلبی | برنامه ۲۱ روزه پیشنهادی هریت بریکر (هفته سوم)
- کنترل رابطه در دست کیست؟
- پرسشنامه کمال طلبی و تفکیک کمال طلبی مثبت و منفی
- کمال طلبی چیست؟ کمال طلب بودن با کمال گرایی چه تفاوتی دارد؟
- کمال طلبی و عوارض منفی آن در زندگی
- افسردگی چیست؟ نشانه ها و علائم افسردگی چه هستند؟
- سوالهایی برای خودشناسی و شناخت بیشتر خودمان
- معنی تکانش چیست؟ رفتارهای تکانشی چه هستند؟
- DSM یا راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی چیست؟
- شناخت محدودیتهای انسان | نقطه آغاز خردمندی
- امید به زندگی | آیا به مرگ فکر میکنید؟
- اختلال اضطراب اجتماعی چیست؟ (فوبیای اجتماعی یا جمعیت هراسی)
- سایکوپات کیست؟ اختلال شخصیت ضد اجتماعی چه ویژگی هایی دارد؟
- چقدر ساده به دیگران اعتماد میکنید؟ | پرسشنامه تمایل به اعتماد
- تست دیسک چیست؟ | دانلود پرسشنامه تست DiSC + آنالیز آزمون دیسک
- تعریف اعتیاد چیست؟ چه کسانی معتاد محسوب میشوند؟
- چپ مغزی و راست مغزی | داستان نیمکره فعال مغز
- تعریف ریسک پذیری چیست؟ آیا شما یک فرد ریسک پذیر هستید؟
- اشتباهات تکراری زندگی | تکرار اشتباه یک اتفاق ساده نیست
- اعتیاد به اینترنت چیست؟ | تعریف و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت
- تعریف وراثت پذیری چیست؟ بحث وراثت در شخصیت تا چه حد جدی است؟
- خودنظارتی چیست؟ آیا شما هم یک آفتابپرست اجتماعی هستید؟
- آلبرت الیس
- آرون بک | شناخت درمانی، خطاهای شناختی و طرحوارهها
- درمان شناختی رفتاری یا CBT چیست؟
- تکنیک ABC | روشی برای برخورد آگاهانهتر با افکار منفی و ناکارآمد
- کتاب از حال بد به حال خوب (شناخت درمانی) | دیوید برنز
- کتاب شناخت بیماری های روانی | معرفی انواع اختلالها و بیماری های روانی
- دیل آرچر – متفاوت بودن بهتر از نرمال بودن است
- معرفی کتاب | زندگی خود را دوباره بیافرینید | جفری یانگ
- گفتگو درباره روانشناسی | پادکست انجمن روانشناسی آمریکا
- اتاق خبر | درسهای خودشناسی و شخصیتشناسی
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
من هم درونگرا هستم هم برونگرا ،واقعا هر چند روز یکبار احتیاج به تنهایی وخلوت برای تفکر وپیدا کردن خودم وکسب انرژی وفعالیتهای ذهنی دارم وهم از ارتباطات با مردم لذت میبرم اما چند روزی توی جمعم وشلوغ میکنم ،دوباره میام توی پناهگاهم ،البته این پناهگاهو جاهای دیگه غیر خونه هم میتونم برای خودم پیدا کنم ،مثلا خانه پدری همسرم ،اتاق آخریه ،خانه پدری خودم اتاق قبلی خودم وگاهی زیر زمین،البته مسکونیه ،البته یه چیز مهم تمامیه این مامن گاها چند خصلت مشترک داره ،خنکه ،جریان هوا درش آزادانه وجود داره ،رنگ سفید وسبز درونش زیاده ،کمی نورش کمه ،البته نور اگه سفید باشه مشکل ندارم ،کسی مدام درونش تردد نمیکنه،اما وقتی هم در جمع هستم اصولا جمعو در دست میگیرم ،با اینکه بعضی جاها رسم نیست خانمی با آقایون مراوده اجتماعی داشته باشه ،باز ارتباط با آقایون در جمعو ترک نمیکنم ،و اطرافیان منو اینطور میشناسن ،میگن حس نمیکنیم خانمه،البته خودم نیز از جمعهای آقایون بیشتر لذت میبرم وخصلتها وصحبتهای خانمها برام جذابیت نداره ،فقط صحبت با بانوان خود ساخته برام لذت بخشه وانرژی بخش.
درونگرایی و برونگرایی دو برداشت طبیعی هستند که متقابلا متضادند، یعنی دو حرکت متقابل هستند که گوته آنها را به حرکت انقباض و انبساط قلب تشبیه کرده است . جریان متوالی و همساز شده این حرکت آهنگ زندگی را پدید می آورد . برای رسیدن به این آهنگ باید هنر زندگی کردن را دانست . یا بایدمطلقا ناخود آگاه بود تا جریان طبیعی را هیچ عمل آگا هانه ای مختل نسازد یابر عکس ، باید به درجه عالی آگاهی رسید – که حالت نادر است – تا بتوان جریان متضاد طبیعی را اجرا کرد. چون عقبگرد، یعنی بازگشت به نا خودآگاهی حیوانی، مقدور نیست لذاباید راه دشوار پیشروی را ادامه داد وسعی کرد به سطحی بالاتر از آگاهی رسید .
روانشناسی ضمیر نا خود آگاه / کارل گوستاویونگ / مترجم: محمد علی میری / صفحه ۷۷
برونگرا یا درونگرابودن و ویژگی های مرتبط با آن مانند بسیاری از مسائل نسبی هستند یعنی ممکن است یک شخص ویزگی های غالب درونگرایی را داشته باشد اما همان شخص در یک موقعیت زمانی و یا در یک بازه سنی خاص رفتارهای برونگرایانه از خودش بروز بده من خودم رو یک فرد درونگرا می دونم خیلی از خلوت و سکوت لذت می برم اما مواقعی هم در زندگیم بوده که دوست داشتم و این نیاز رو احساس کردم که باید به جمع اطرافیان بپیوندم و با اونا در مباحثشون با اشتیاق مشارکت داشته باشم.من سعی میکنم مسائل رو در ذهن خودم حلاجی کنم و خیلی از احساساتم رو بروز نمی دم اما لحظاتی هم در زندگیم بوده که برخلاف این روند رفتار کردم.
برون گراها : از اینکه با دیگران باشند انرژی می گیرند.
درون گراها : از اینکه با خود باشند انرژی می گیرند.
برون گراها : می خواهند کانون توجه باشند.
درون گراها : نمی خواهند کانون توجه باشند.
برون گراها : اول عمل می کنند و بعد فکر می کنند.
درون گراها : اول فکر می کندد و بعد عمل می کندد.
برون گراها : با صدای بلند فکر می کنند.
درون گراها :موضوعات را در ذهن خود ارزیابی می کنند.
برون گراها : شناختن آنها ساده تر است.آنها اطلاعات شخصی خود را به راحتی با شما در میان می گذارند.
درون گراها :خصوصی تر عمل می کنند، اطلاعات شخصی خود را کمتر بروز می دهند.
برون گراها : بیش از آنکه گوش بدهند حرف می زنند.
درون گراها :بیش از آنکه حرف بزنند گوش می دهند.
برون گراها : با اشتیاق ارتباط برقرار می کنند.
درون گراها :اشتیاقشان را برای خود نگه می دارند.
برون گراها : به سرعت جواب می دهند.
درون گراها :ابتدا فکر میکنند و بعد جواب می دهند.
برون گراها : پهنا را به عمق ترجیح می دهند.
درون گراها :عمق را به پهنا ترجیح می دهند.
یک قیاس زیبا و ساده برگرفته از کتاب شغل مناسب شما نوشته پاول تیگر و باربارا تیگر که فکر میکنم بتونه کمک کوچیکی به شناخت و تفکیک درون گراها و برون گراها بکنه.
پس با شرایط بالا ،من هم درونگراهستم هم برونگرا
هیچکس درونگرا یا برونگرای مطلق نیست
همه یه بخشی از هر کدوم رو دارن
موضوع ترجیح غالبه
ترجیحت توی موقعیت ها بیشتر رو به کدوم یکیه
چقدر جالب بیشتر افرادی که اینجا نظر گذاشتن احساس میکنن درونگرا هستن، اما بعید می دانم تشخیص درونگرا و برونگرا بودن به همین سادگی باشه!
مثالهایی که درباره شغل مناسب با درون گرایی یا برون گرایی زدید خیلی ملموس بود بخصوص اینکه من خودم تجربه مشابهی دارم. بر اساس رشته ای که خوندم مترجم هستم. منظورم مترجم متن هست. بعد گاهی واقعا از اینکه باید تنهایی توی خونه ترجمه کنم خسته می شم و دلم یه همکار یا کسی رو می خواد که به هرحال توی اون ساعاتی که مشغول ترجمه هم هستم باهاش در تعامل باشم. الان فکر میکنم اگر انرژی و زمانم رو روی مترجم همزمان گذاشته بودم درسته که زمان و تلاش بیشتری می خواست اما با روحیه من سازگارتر بود. شاید بعضی دوستان بگن که خوب می تونم کار مربوط به ترجمه رو در شرکت یا دارالترجمه ای انجام بدم و این نیاز رو که به برون گرایی مربوط میشه براورده کرد اما مشکل من اینه که کار هشت تا پنج برای من یه جور کابوسه و اینکه تمام زمانم رو توی یه اتاق بشینم و برای هر بیرون رفتن یا مرخصی بخوام از کسی اجازه بگیرم واسم سخته واسه همینم این جور ترجمه رو انتخاب کردم که زمانم رو بتونم خودم مدیریت کنم. به هرحال سعی می کنم با بیرون رفتن با دوستانم یک جوری این مشکل رو حل کنم اما فعلا که کامل نتوستم این کارو انجام بدم.
فکر میکنم در وهله ی اول اینکه شناخت پیدا کنم چقدر برون گرا هستم و تا چه حد درونگرا و در زندگی خودم و در تعاملاتم کجاها لازمه درونگرا باشم و در کجا برونگرا خیلی بهتره تا اینکه بشینم فکر کنم آیا من برونگرام یا نه ، چون احساس میکنم هر در وجودم هست فقط نحوه ی استفادش مهمه که اونو باید یاد بگیرم .
ممنون از مطلب خوبتون . خداقوت
داشتم به این فکر میکردم که افراد درون گرا مدیر بهتری هستند یا افراد برون گرا. فکر میکنم مدیریت هر دوی این هارا لازم دارد. مقداری درون گرایی که همانطوریکه گفتید زندگی ذهنی عمیق تری دارند و این شاید توان استراتژیک را بالا می برد و نیز مقداری برون گرایی که بتواند با روابط عمومی بالا، افراد مجموعه را به خوبی با هم هماهنگ کند.
وقتی که عنوان مطلب رو میخونیم، آیا من درونگرا هستم، انتظار داریم که درباره نشانه های درونگرایی صحبت بشه. یا آزمونی در این ارتباط وجود داشته باشه. اما من شخصا جواب این سوال ها رو نگرفتم. البته موضوع خوبی مطرح شده.
من هم با توجه به شناختی که از خودم دارم، خودم رو درونگرا می بینم. ولی برام جالبه که بعضی آدم ها در اجتماع من رو برون گرا می بینند.
کاملا موافق هستم ، من شخصا یک فرد درونگرا هستم ولی فروشنده و مدیر فروش خوبی هستم و البته با این نظریه که درونگرا وبرونگرا بودن صفر و یک نیست هم موافقم.
مطلب بالا خلاصه و مفید بود و به من کمک کرد تا درونگرایی یا برونگرایی خودم رو به طور صحیح تشخیص بدهم.
در مورد بندهای پایانی، کاش این آموزش ها در سنین پایین تر در نظر گرفته می شد تا با شناخت بیشتر از خود می توانستیم رشته و کار که بخشی از آینده رو تشکیل میدهد، بهتر انتخاب کنیم. ( مثبت نگاه کنیم با آشنایی خودم، می توانم برای فردایی بهتر برای فرزندان کشور قدم بردارم)
سلام.
علاوه بر نکات مفید ذکر شده در متن، میخواستم به یک نکته اشاره کنم.
اول اینکه درون گرایی و برونگرایی یک طیف است و نباید نگاه صفر و یکی به آن داشته باشیم. در تست های شخصیت نیز به این صورت عمل میشود که مثلا کسی که یک نمره کمتر از میانگین کسب کرده باشد، درون گرا و کسی که یک نمره بیشتر از میانگین بدست آورده باشد، برون گرا نامگذاری میشود. در حالی که اختلاف این دو نفر، اختلاف زیادی نیست و این دو نفر شاید از لحاظ رفتاری تفاوتی باهم نداشته باشند.
با تشکر.
روحیات و تمایلات من بیشتر سمت و سوی درونگرایی داره اما همونطور که در مقاله ذکر شده بود و دوستان هم اشاره کرده بودن ترجیح به انزوا و تنهایی مطلق وجود نداره و در واقع در موقعیتهای مختلف و بنا بر نیازها و ترجیهات زندگی اجتماعی تمایل به معاشرت و برونگرایی هم وجود داره و باید وجود داشته باشه.بنظرم توانایی انطباق پذیری انسان یه توانایی فوق العاده است که میتونه در عین مفید بودن به مستهلک شدن دو طیفی که تمایل به درونگرایی و برونگرایی بیشتری دارن منجر بشه. مسلما تعامل با اجتماع برای ما درونگراها انرژی بیشتری میطلبه ولی غیر ممکن و محال نیست. شناخت صحیح از روحیات و تمایلات شخصی میتونه کمک کنه که مسیر شغلی و تحصیلی هموارتری رو پیش بگیریم.
در این مقوله فقط یه حسرت باقی میمونه که به قول دوست عزیزمون محمدرضا شعبانعلی بنظرم بد نیست جزو ” دیرآموخته ها” بشمریمش و اونم اینکه ای کاش پیش از انتخاب مسیر تحصیلی و شغلی شناخت مناسب و کافی از خودمون و روحیاتمون داشتیم/داشته باشیم.
سلام
ممنون از مطالب آموزنده ای که در سایت خوبتان قرار می دهید .
احساسی که از خواندن این مطلب ( و نه کامنت های دوستان) به من دست داد این است که خودم یک فرد درونگرا هستم و احساس می کنم که این موضوع بسیار برای خودم و اطرافیانم آزار دهنده است.
درون گرایی در بیشتر مواقع ایجاد ترس انجام دادن کارها و ضعف اعتماد به نفس را برای من به دنبال دارد.
من تازه متوجه شدم که چرا علاقه دارم بیشتر در رویای خودم زندگی کنم تا اینکه در جمع افراد و هیاهوی جمعیت باشم.
اما از طرفی زندگی در رویا با عقل و منطق سازگار نیست و باید انسان اجتماعی باشد.
لطفا راهکاری به من ارائه دهید. متشکرم
سلام
به نظر من یا هیچ کسی مطلق درون گرا و یا برون گرا نیست یا این نظریه یجاش میلنگه.
من خودم از نظر اطرافیان و حتی خودم درون گرام.به دلایل زیادی.اما از توی جمع بودن هم میتونم لذت ببرم به شرطی که جمع جمع مفید و دوست داشتنی از نظر خودم باشه.مسلمه هرکسی اگه جمعی رو دوست نداشته باشه ازش دوری میکنه. البته اینم نمی تونم انکار کنم که تنهایی رو خیلی دوست دارم خیلی وقتا.
یا از لحاظ کاری خودم حسابدارم و خیلی مواقع خسته میشم از تنهایی .و در مقابل توی کاری بودم که با مراجع مستقیم در ارتباط بودم و هردو طرف راضی بودیم.در حدی که مراجعین خودشون بیان میکردن چنین چیزی رو.
سلام
فاطمه عزیز درونگرا بودن به این معنی نیست که فرد درونگرا از بودن در جمع نمیتونه لذت ببره بلکه افراد درونگرا در جمع هایی که همه آشنا هستن و احساس امنیت خاطر دارن رفتارهای برونگرایانه از خودشون نشون میدن و پرانرژی ظاهر میشن اما بعد از حضور در این جمع ها از نظر روحی انرژیشون تخلیه شده و نیاز به تنهایی دارن تا دوباره انرژی بگیرن در حالی که برونگراها از بودن در جمع انرژی دریافت میکنن و حتی بعد از بودن در یک جمع ظرفیت حضور توی یک گروه دیگرو هم دارن و البته باید این نکته را در نظر بگیریم که گاهی برونگراها هم نیاز به تنهایی دارن ولی تو این تنهایی انرژیشون مصرف میشه
سلام
هم افراد برونگرا و هم افراد درون گرا برای یک جامعه لازم و ضروری هستند.افراد اگرشغلشان را بر اساس شخصیت خود،انتخاب کنند بهترین بهره وری را در جامعه خواهیم داشت.
سلام خدمت دوستان
به نظر میرسه که من درونگرا باشم،برقرار کردن ارتباط با ادمهای جدید من رو مستحلک میکنه اما دایره ارتباطی قوی با دوستان و همکارانم دارم،
یک مشکلات اساسی من اینه که در جمعی مانند جمع فامیل انرژی زیادی از دست میدم(مثلا همین چند دقیقه قبل در جمعی از فامیل بودم که انها در مورد موضوعاتی بحث میکردند،برای اولین با خودم رو کنترل کردم و همه جواب همه موضوعاتی که انها مشغول ان بودند را به یک گفتگوی درونی با خود انجام دادم همین امر باعث خستگی روان من میشه)
اما در جمع همکارانم یا یکی از گروهای دوستانم با اینکه انها هم از نظر خصوصیات اخلاقی با من متفاوت هستند،یا در برخی از بحثهایی که بین ما صورت میگیرد اختلاف نظر جدی صورت میگیرد شاید دقایقی طولانی روی موضوع بحث کنیم اما در طول این زمان یا بعد از ان هیچگونه خستگی رو حس و احساس نمیکنم و اکثر اوقات احساس شادی در من به وجود می اید.
امیدوارم که بتوانم مساله های اینچنینی را در اینده با کمک دوست عزیزم متمم حل کنم،با ارزوی موفقیت برای همه دوستان
به نظر من بهتره که خودمون رو با برچسب درونگرا یا برونگرا بودن محکوم به انجام دادن کارهای نکنیم که برای درونگرایان یا برونگرایان مناسب است همونطور که دوستان مثال زدن چه بسا درونگرایانی بوده اند که کارهای انجام داده اند که شاید یک برونگرا به اون کار فکر هم نمیکرده.(چرا راه دور بریم خود استاد شعبانعلی شخصیتی درونگرا دارند)
درسته که شاید یک درونگرا برای رسیدن به خواسته ای که در زیر مجموعه یک برونگراست باید تلاش بیشتری کند، ولی شاید انگیزه وعلاقه اش خیلی بیشتر از یک برونگرا باشد.
شاید بشه از یک زاویه دیگه این موضوع رو دید که ما بدونیم که جز کدام گروه هستیم و در ارتباط برقرار کردن با دیگران ضمن اینکه بدونم آنها هم جز کدام دسته هستند بتونیم با آنها راحت تر ارتباط برقرارکنیم . از آنها انتظاری خارج از توان آنها نداشته باشیم ، رفتارمون رو بر اساس شخصیت آنها انتخاب کنیم و همه رو همونجوری که هستند بپذیریم نه اینکه بخواهیم همه به خاطر ما تغییر کنند وطبق میل ما رفتار کنند .(من خودم این مشکل رو دارم ولی تمام تلاشم اینکه اینجوری نباشم( ; )
من با متمم هم عقیده ام که همه ما دو وجه درونگرایی و برونگرایی رو داریم تنها گاهی بسته به شرایط و محیط یکی از این وجها پررنگتر میشه و البته به عقیده من هر دو لازم و ملزومند واقعا در شرایط دقیق و حساس چندان هم جالب نیست که ابراز هیجانات زیادی داشته باشیم همانطور که هنگام موج سواری خیلی سخته که بخواهی ساکت و جدی باشی ….
در کنار تمام نکات خوب این نوشته، چقدر درست گفتید که ” میتوان نتیجه گرفت که در صورتی که او [فرد درونگرا] به اندازهی یک فرد برونگرا [در یک شغل خاص یا یک فعالیت خاص] موفق باشد، احتمالاً انرژی بیشتری را برای کسب همان میزان از موفقیت صرف کرده است.”
واقعا همینطوره …