Menu


تحلیل استراتژیک منابع – درس ۱: بارنی چه می‌گوید؟


تحلیل استراتژیک منابع

همه ما منابع مختلفی را در دسترس داریم. پول، زمان، دانش و تخصص، رابطه‌ها و … تنها نمونه‌هایی از این منابع هستند. معمولاً سه ویژگی مشترک برای منابع تعریف می‌شود: (۱) آنها مفید هستند و مطلوبیت دارند. (۲) در اختیار همه نیستند (۳) قابل استفاده و مصرف شدن هستند.
طبیعی است که با توجه به این تعریف زمانی که از یک «انسان» صحبت می‌کنیم منظور از منابع چیزهایی از جنس پول، زمان، دانش و تخصص، ارتباطات دوست، انرژی، سلامتی و … است. در حالی که در مورد یک سازمان منابع می توانند شامل سرمایه، دانش فنی، نیروی انسانی، برند و برندسازی های انجام شده باشند.

اما چگونه می‌توان ارزش نسبی منابع را در موفقیت فردی یا در رشد و موفقیت کسب و کار ارزیابی کرد؟ جی بارنی در مقاله‌ای که برای تحلیل و ارزیابی منابع منتشر کرد، چهار معیار و سوال را برای ارزیابی منابع معرفی نمود که می‌تواند دیدگاه ما را در تحلیل منابع توسعه دهد:

bullet-1-greenسوال اول: آیا این منبع، ارزش دارد؟ یا چقدر ارزش دارد؟ بدیهی است که مفهوم ارزش بر اساس «اهداف» تعریف می‌شود. برای سازمانی که مهمترین هدف آن «کسب درآمد و افزایش سود» است، طبیعی است «منبع ارزشمند» چیزی است که مشتری برای آن پول پرداخت کند یا هزینه‌ی سازمان با استفاده از آن کمتر شود.

اینکه در یک شهر توریستی در آسیای جنوب شرق، مردم بتوانند به زبان انگلیسی صحبت کنند، یک «منبع استراتژیک ارزشمند» محسوب می‌شود چون مشتریان (توریست ها) حاضرند برای وجود این «منبع» پول پرداخت کنند. اما اینکه مدیر حسابداری یک شرکت تولیدی پوشاک، «مدرک فوق لیسانس روانشناسی» داشته باشد یک مدرک بی‌ارزش محسوب می‌شود. چون هم باعث کاهش هزینه‌های سازمان نمی‌شود و هم احتمالاً مشتری حاضر نیست به خاطر اینکه حسابدار این شرکت، مدرک کارشناسی ارشد دارد، قیمت بیشتری برای لباس‌ها بپردازد.

bullet-2-greenسوال دوم: آیا این منبع، کمیاب است؟ یا در دسترس همه قرار دارد؟ اگر چه فراوان بودن یک منبع از ارزش آن کم نمی‌کند (هوا همه جا هست اما ارزشمند هم هست) اما ارزش استراتژیک منابع، وقتی معنا پیدا می‌کند که آن منبع کمیاب باشد. «نفت» به عنوان یکی از منابع طبیعی، به این دلیل ارزشمند است که کمیاب است. دو نوع کمیابی را در مورد نفت می‌توان تصور کرد. نخست اینکه تقاضای آن امروز بیشتر از عرضه‌ی آن است و دیگر اینکه «سرعت تجدید شدن و تولید آن در کره زمین» بسیار آهسته‌تر از «نرخ مصرف آن» است. به همین دلیل است که می‌بینیم در یک کشور، «متخصصان برنامه‌نویسی» به عنوان یک منبع استراتژیک مورد توجه قرار می‌گیرند اما در کشوری دیگر «متخصصان نانوتکنولوژی».

توسعه آموزش دانشگاهی در کشور و فراوان شدن منبعی به نام «مدرک تحصیلی» یکی از مثالهای خوب «افزایش فراوانی» و به صورت همزمان «کاهش ارزش استراتژیک یک منبع» است.

bullet-3-greenسوال سوم: آیا این منبع را به سادگی می‌توان تقلید و کپی برداری کرد؟ اگر مهمترین سرمایه‌ی یک کسب و کار، داشتن سابقه‌ی «دو قرارداد موفق» باشد، این منبع ارزش استراتژیک خیلی زیادی ندارد. چون ممکن است دیر یا زود سازمانهای دیگری هم پروژه‌های بزرگتری انجام دهند و همین «منبع» را در اختیار بگیرند. اینکه ایران به ذخایر عظیم گاز دسترسی دارد، منبع استراتژیک مهمی محسوب می‌شود چون به سادگی قابل تقلید نیست. پنج سال تجربه‌ی تولید «تراشه‌های الکترونیکی» به عنوان یک «تجربه‌ی استراتژیک» ارزش بیشتری از پنج سال تجربه‌ی تولید «دکمه‌های لباس» دارد. چون در مورد دوم، احتمالاً با یک سال تجربه نیز می‌توان تا حد زیادی به همان سطح از دانش و دید رسید و به این ترتیب، تجربه‌ی دوم ساده‌تر از تجربه اول است.

دارا بودن نیروی انسانی «متخصص» به نسبت دارا بودن نیروی انسانی «مجرب» اهمیت استراتژیک کمتری دارد. چون مورد دوم از جنس «عمر و زمان» است و سخت‌تر از مورد اول قابل تقلید و کپی‌برداری است.

bullet-4-greenسوال چهارم: آیا این منبع قابل جایگزینی است؟ حتی اگر پاسخ همه‌ی سه سوال اول مثبت باشد، سوال چهارم همچنان به جای خود باقی است. «نفت و گاز برای ایران» از نظر هر سه سوال اول، یک منبع به شدت استراتژیک محسوب می‌شوند. اما واقعیت این است که در آینده‌ی نه چندان دور، این منابع قابل جایگزینی هستند. کشورهای دیگر و متقاضیان نفت و گاز، می‌توانند انرژی‌های دیگر را جایگزین نفت و گاز کنند و در آن روز اهمیت استراتژیک این منابع به شدت کاهش خواهد یافت.

تخصص به یک تکنولوژی خاص برنامه‌نویسی ممکن است استراتژیک محسوب شود اما در صورتی که هزینه‌های تولید نرم افزار توسط آن تکنولوژی به میزان قابل توجهی افزایش یابد، ممکن است مشتریان به سراغ سایر تکنولوژی‌های جایگزین بروند.

صنعت هوایی در دنیا همیشه گرانقیمت و جذاب و استراتژیک بوده. اما قیمت بسیار بالای آن، همیشه باعث شده که صنعت «ریلی» در بسیاری از کشورها به عنوان جایگزین مورد توجه قرار بگیرد و عملاً در بسیاری از نقاط جهان در فواصل چند صد کیلومتری، راه‌آهن به عنوان جایگزین انتخاب شده است. اگر چه «خطوط هوایی بین قاره‌ای» هنوز می‌تواند به عنوان  یکی از منابع استراتژیک ارزشمند برای توسعه صنعت حمل و نقل هوایی محسوب شود.

آنچه مهم است این است که در طول زمان، ارزش استراتژیک منابع تغییر می‌کنند اما بسیاری از ما هنوز می‌خواهیم بر اساس ارزش قدیمی این منابع آنها را ارزیابی کنیم. آنچه امروز باعث انتظار بسیار بالای درآمد نسل تحصیل‌کرده‌ی ما و سرخوردگی آنها از شرایط اجتماعی شده است، عدم درک و پذیرش تغییر «ارزش استراتژیک مدرک دانشگاهی» طی دهه‌های گذشته است. همینطور با توجه به ارزان شدن انرژی‌های تجدید پذیر ارزش استراتژیک «منابع زیرزمینی» به سرعت در حال تغییر است.

به عنوان تمرین، یکی از منابعی را که در اختیار شما یا سازمان شماست انتخاب کرده و پاسخ هر یک از چهار سوال بالا را در مورد آن بنویسید. می توانید این تحلیل را در کامنت‌های زیر همین نوشته نیز مطرح کنید. در قسمت دوم این نوشته، به تحلیل استراتژیک منابع بر اساس پاسخ سوالات فوق، خواهیم پرداخت.

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تفکر استراتژیک به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

105 نکته برای تحلیل استراتژیک منابع – درس ۱: بارنی چه می‌گوید؟

     
    دوست گرامی مشاهده دیدگاههای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .