Menu


اعتماد به نفس بیش از حد


اعتماد به نفس بیش از حد در تصمیم گیری - خطای شناختی

معلم، پس از تصحیح برگه‌های میان‌ترم، وارد کلاس می‌شود و می‌گوید:

کسانی که فکر می‌کنند نمره‌ی آنها کمتر از میانگین کلاس است، دست‌شان را بالا ببرند.

ما می‌دانیم که کلاس ۵۰ دانش آموز داشته و توزیع نمرات به گونه ای است که ۲۰ نفر از آنها، نمره‌ای پایین‌تر از میانگین کلاس آورده‌اند.

آیا به نظر شما، حدوداً ۲۰ نفر دست‌شان را بلند خواهند کرد؟

تجربیات و تحقیقات نشان می‌دهد که افراد کمتری دست‌شان را بلند می‌کنند. تعداد قابل توجهی از دانش آموزان کلاس، فکر می‌کنند که نمره‌شان از میانگین کلاس بالاتر است.

همانطور که احتمالاً هوش‌شان، زیبایی‌شان، دوست داشتنی‌بودنشان و درک و فهم‌شان را بالاتر از میانگین کلاس تخمین می‌زنند.

در فهرست خطاهای شناختی، یکی از شناخته شده‌ترین موارد، اعتماد به نفس بیش از حد یا Overconfidence است.

اعتماد به نفس بیش از حد، در #تصمیم گیری و در قضاوت‌ها، به شکل‌های مختلفی بروز می‌کند:

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان تصمیم گیری و حل مسئله مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  تفکر سیستمی

  مهارت یادگیری

  مدل ذهنی

  دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درس‌ها)

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: سید احسان حسینی , رضا راضی , عرفان توکلی نژاد , محمد علوی , متین

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

204 نکته برای اعتماد به نفس بیش از حد

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علیرضا امیری

    سالها پیش من و دو نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم به یک سفر ماجراجویانه برویم.

    ما میخواستیم فاصله ی بین دو نقطه را که حدودا 40 کیلومتر بود را بصورت تفریحی بپیماییم. در این فاصله هم رودخانه بود، هم باغ بود هم دشت خشک بود و هم کوه بود. پیش خودمان برآورد کردیم که 40 کیلومتر عددی نیست و ما روز اول 20 کیلومتر را میرویم و روز دوم هم تفریح میکنیم و روز سوم هم به به نقطه ی مقصد میرسیم. در اینجا ما دچار خطا در برآورد مطلق توانمندی‌ها شدیم. ما توانایی در پیمایش 10 کیلومتر را 20 کیلومتر برآورد کرده بودیم.

    خلاصه ما روز اول حرکت کردیم و از شهر مبدأ حرکتمان را آغاز کردیم. اگر چه تابستان بود ولی چون در پایین شهر از دل باغ ها و مزارع میگذشتیم هوا  خنک بود. با فراغ بال ناهار را خوردیم و تفریح کنان راه میرفتیم. غروب شد و هوا داشت تاریک میشد که به آخرین باغ رسیدیم. از اینجا رودخانه شروع میشد. مجبور شدیم شب را آنجا بمانیم. طبق تخمین های اولیه ما هنوز 10 کیلومتر را هم نپیموده بودیم. ضمنا من با بی احتیاطی با پایم هیزم شکستم. و پایم آسیب دید و شب درد داشتم. پیش خودم فکر میکردم حالا با این پای مصدوم فردا چگونه به مسیرمان ادامه دهیم!

    فردا صبح از رودخانه گذشتیم و به سمت مقصد حرکت کردیم. پایم کمی درد داشت و لنگان لنگان راه میرفتم. ما میبایست از یک بیابان خشک و بی آب و علف، و از تپه های کوچک و بزرگ عبور میکردیم. با چشم که نگاه میکردیم کوه پیدا بود و پیش خودمان گفتیم که احتمالا تا ظهر به آنجا برسیم. آب هم به اندازه ی کافی با خودمان برداشتیم. اما همینکه دو سه کیلومتر حرکت کردیم گرمای تابستان شروع شد. کم کم عرق کردیم و هرچه که میرفتیم این دشت تمامی نداشت. گرما مدام بیشتر میشد. آب مان تمام شد. حالا تشنگی هم به خستگیمان افزوده شد. در اینجا دچار خطای نوع دوم (خطا در برآورد نسبی توانمندی‌ها) شده بودیم. ما فکر میکردیم توانایی ما برای عبور از بیابان بالاست. برای همین آب به اندازه ی لازم بر نداشته بودیم. حتی محاسبه ی میزان گرما و فاصله ی سراب وار دشت را نکرده بودیم. ساعات سختی را گذراندیم. تنها راهی که داشتیم این بود که خودمان را به کوهی که پایینش رودخانه بود برسانیم. ما سه نفر از شدت گرما دیگر مغزمان کار نمیکرد. فقط میدانستیم که باید برویم. تنها انگیزه مان این بود که هر از گاهی برمیگشتیم و به پشت سر و راهی که پیموده بودیم نگاه میکردیم.(اگر چه همین جا هم دچار نوعی خطا در برآورد و تصمیم گیری شده ایم).

    بالأخره بعدازظهر بود که به بالای کوه مشرف به رودخانه رسیدیم. آب رودخانه را که دیدیم مثل گوسپندانی که به سمت رودخانه سرازیر میشوند به سمت آب دویدیم. سرعتمان اینقدر بالا بود که نزدیک بود در حاشیه ی کوه زمین بخوریم. به آب رسیدیم. نمیدانم چطور آب خوردیم!

    ما اینجا تازه 20 کیلومتر را پیموده بودیم. از اینجا به بعد دیگر با احتیاط برآورد میکردیم. 20 کیلومتر باقی مانده را درست برنامه ریزی کردیم تا دچار خطای نوع سوم (خطا در برآورد میزان دقت قضاوت) نشویم. یعنی دیگر به تصمیم های خود اطمینانی نداشتیم.

    بنابراین از اینجا به بعد از کنار رودخانه حرکت کردیم از بین دره ای کوهستانی و عمیق...
    سفر سه روزه ی ما چهار روز طول کشید.

    این سفر ماجراجویانه و هیجان انگیز  یکی از بهترین سفرهای زندگی من بود.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .