Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


کتاب تفکر سیستمی | دنلا مدوز


کتاب تفکر سیستمی

دنلا اچ مدوز (Donella H. Meadows) یکی از نام‌های شناخته‌شده در تفکر سیستمی و دینامیک سیستم‌هاست. دوستانش او را «دانا» صدا می‌کنند.

کتاب تفکر سیستمی مدوز را که باز می‌کنید، خیلی زود چشم‌تان به صفحهٔ تقدیم می‌افتد: «تقدیم به دانا.»

عجیب نیست؟ چرا باید یک نویسنده کتابش را به خودش تقدیم کند؟

جواب را با اندکی دقت می‌توان یافت: زیر نام دانا در صفحهٔ تقدیم نوشته شده: ۲۰۰۱-۱۹۴۱. مشخص است که سال تولد و مرگ اوست. اما کتاب برای نخستین بار در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ چاپ شده است.

بله. آن‌چه به عنوان کتاب تفکر سیستمی دنلا مدوز می‌شناسیم، دست‌نوشته‌های اوست که چند سال پس از مرگش در قالب کتاب منتشر شده‌اند.

کتاب تفکر سیستمی دنلا مدوز

طبیعتاً چنین کتابی باید یک ویراستار حرفه‌ای داشته باشد؛ یکی از شاگردان مدوز. کسی که او و نگاهش را بشناسد و بر تفکر سیستمی مسلط باشد. این فرد دایانا رایت (Diana Wright) است.

رایت در یادداشتی سه‌صفحه‌ای در ابتدای کتاب توضیح می‌دهد که مدوز در سال ۱۹۹۳ نسخهٔ پیش‌نویس این کتاب را به پایان رسانده، اما تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۱ فرصت نکرده آن را به شکلی که می‌پسندیده کامل کرده و منتشر کند. در تمام این سال‌ها، نسخهٔ پیش‌نویس در میان شاگردان مدوز دست‌به‌دست می‌شده و علاقه‌مندان تفکر سیستمی از آن استفاده می‌کرده‌اند.

همین استقبال باعث می‌شود رایت این نسخهٔ پیش‌نویس را پس از ویرایش و طراحی ساختاری تازه در قالب یک کتاب منتشر کند.

دنلا مدوز را به چه می‌شناسند؟

مدوز یکی از نام‌های شناخته‌شده و شاید مشهورترین زن در زمینهٔ تفکر سیستمی است. شاید او مانند نام‌های دیگر این حوزه، از جمله جی رایت فارستر، پیتر سنگه و راسل اکاف پیشتاز نبوده باشد. اما قدرت روایت‌گری و شیوهٔ آموزش مدوز او را به یکی از اثرگذار‌ترین مروّجان تفکر سیستمی تبدیل کرده است.

البته باید بر این نکته هم تأکید کنیم که کتاب «محدودیت‌های رشد یا Limits to Growth» که مدوز و همکارانش در سال ۱۹۷۲ منتشر کردند، کتابی جریان‌ساز بود که مسیر تازه‌ای را برای پژوهش در دینامیک سیستم‌ها ایجاد کرده است.

آن سال‌ها ذهن تمام سیاستمداران و اقتصاددان‌ها بر رشد اقتصادی متمرکز بود و مدام در پی این بودند که رشد اقتصادی کشورهایشان را حفظ کرده یا افزایش دهند. مدوز و همکارانش در کتاب محدودیت‌های رشد به این موضوع پرداختند که رشد نمی‌تواند نامحدود باشد. ظرفیت‌های زمین محدود است و نمی‌تواند هر میزان جمعیت و هر حجمی از اقتصاد را میزبانی کند. آن‌ها با طرح اصطلاح «جهان محدود» یا «Finite World» برخی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی رشد را به تحلیل‌گران و سیاست‌گذاران گوشزد کردند.

شاید امروز برای ما چندان عجیب نباشد، اما تذکر دربارهٔ روند مصرف منابع انرژی تجدیدناپذیر، گرمایش زمین، آلودگی هوا، پیامدهای صنعتی‌شدن و چالش‌های تأمین منابع غذایی در آن دوران کار مهم و ارزشمندی بوده است. البته پیش از مدوز هم متفکران بسیاری به این موضوعات پرداخته بودند، اما مدوز و همکارانش این کار را بر پایهٔ مدلسازی ریاضی انجام دادند. مدل آن‌ها به مخاطبان کمک می‌کرد تا روندهای تغییر تدریجی وضعیت جهان و تأثیر متقابل پارامترهای متعدد صنعتی و زیست‌محیطی را بر یکدیگر ببینند.

بنابراین هر وقت اصطلاح محدودیت‌های رشد را در نوشته‌های تحلیل‌گران و سیاست‌گذاران می‌خوانید، به خاطر داشته باشید که مدوز نقش مهمی در ترویج این اصطلاح کلیدی داشته است.

خلاصه کتاب تفکر سیستمی مدوز

کتاب تفکر سیستمی یا اگر دقیق‌تر بگوییم «مقدمه‌ای بر تفکر سیستمی (به خاطر کلمهٔ Primer روی جلد)» تقریباً همهٔ موضوعات پایه در تفکر سیستمی را پوشش داده است. موضوعاتی که بیشتر آن‌ها در درس‌های تفکر سیستمی متمم مطرح شده‌اند. بنابراین در این‌جا به شرح مفصل مباحث کتاب نمی‌پردازیم و صرفاً به صورت فهرست‌وار موضوعات مطرح شده در آن را مرور می‌کنیم.

همان‌طور که می‌دانید، مباحث تفکر سیستمی در قلمروهای بسیار متنوعی قابل طرح هستند. یعنی با همان اصولی که می‌توانید فروش یک محصول را تحلیل کنید، می‌توانید اکوسیستم یک مرداب یا وضعیت یک جامعه را هم درک و پیش‌بینی کنید. مدوز هم با طرح مثال‌های متنوع نشان داده که بلد است از این ظرفیت بزرگ به خوبی استفاده کند.

چند جمله‌ای که رایت، ویراستار کتاب، در مقدمه آورده، تأکیدی بر همین نکته است:

امروز تقریباً همه پذیرفته‌اند که تفکر سیستمی ابزاری حیاتی برای نگاه به بسیاری از چالش‌های زیست‌محیطی، سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی در سراسر جهان است.

سیستم‌ها، بزرگ یا کوچک، به شیوهٔ مشابهی رفتار می‌کنند و شناختن این شیوه‌ها مهم‌ترین امید ما به ایجاد تغییرات ماندگار در همهٔ سطوح است.

رایت در مقدمهٔ خود چند جمله‌ای هم در شرح اهمیت این کتاب آورده است. آن‌چه رایت گفته، نه فقط در مورد کتاب مدوز، بلکه اساساً دربارهٔ تفکر سیستمی درست است:

اگر در یک شرکت (یا شرکت خودتان) کار می‌کنید و درگیر این موضوع هستید که سازمان و کسب‌و‌کار شما چگونه می‌تواند در ساختن جهانی بهتر نقش ایفا کند، اگر سیاست‌گذاری هستید که می‌بینید دیگران در برابر ایده‌های خوب و نیت‌های خیر شما مقاومت می‌کنند، اگر مدیری هستید که برای حل مشکلات شرکت و مجموعهٔ خود می‌کوشید و هر بار می‌بینید مشکلات تازه‌ای از جای دیگری سر بر می‌آورند، […] اگر می‌خواهید بدانید چرا دستاوردهای حاصل از پیشرفت جامعه‌تان طی سال‌های طولانی به سادگی با چند عکس‌العمل سریع از دست می‌رود، و نیز در جایگاه شهروندی که می‌خواهد در جامعه‌ای که به سرعت در حال جهانی شدن است، تأثیری مثبت و ماندگار ایجاد کند،  این کتاب می‌تواند به شما کمک کند.

مسئله‌ی مستقل و مجزا وجود ندارد

مدوز بحث تفکر سیستمی را با این موضوع شروع می‌کند که بسیاری از مسائلی که ما در کسب‌و‌کارها، جوامع و سایر سیستم‌ها می‌شناسیم، مستقل و مجزا نیستند. شما نمی‌توانید یک مسئله را جدا کنید و بگویید من فقط می‌خواهم این را حل کنم و هیچ کاری به مسائل دیگری که با آن گره خورده ندارم.

کتاب تفکر سیستمی

به عنوان مثال می‌گوید: «ویروس سرماخوردگی به شما حمله نمی‌کند. این شما هستید که شرایطی فراهم می‌کنید که ویروس بتواند درون شما رشد کند.» و در جای دیگر هم می‌گوید که «چه از نظر روانشناسی و چه از نظر سیاسی، ما‌ ترجیح می‌دهیم ریشهٔ مشکلات را در آنجا جستجو کنیم و نه اینجا.» به عبارت دیگر، ترجیح می‌دهیم انگشت را به سمت دشمن بیرونی نشانه بگیریم تا ضعف درونی.

خِرد ما با تفکر سیستمی ناآشنا نیست

مدوز نکتهٔ مهم دیگری را هم بارها در کتاب خود به شکل‌های مختلف مطرح می‌کند.

او معتقد است که نباید ریاضیات پیچیده و معادلات دینامیک سیستم این برداشت را در ما ایجاد کند که مباحث سیستمی بسیار جدید هستند و بشر پیش از این به آن‌ها توجه نکرده است. اتفاقاً بسیاری از موضوعاتی که خرد عمومی ما آن را درک می‌کند و می‌پذیرد، پایهٔ سیستمی دارند.

به جملهٔ زیر که به عنوان ضرب‌المثل در زبان انگلیسی به کار می‌رود نگاه کنید. بعید است کسی آن درک نکند و نپذیرد:

مثال تفکر سیستمی

همین جملهٔ ساده که همهٔ ما مصداق‌های متعددی برای آن در ذهن داریم، شکل ساده‌شدهٔ بحث تأخیر و بازخورد در تفکر سیستمی است.

تفکر سیستمی به ما می‌آموزد که هر مسئله‌‌ی سیستمی در طول زمان می‌تواند روی خودش تأثیر بگذارد و در تعامل با سایر مسائل، رفتارهای پیچیده‌تری خلق کند. گذشت زمان را نباید پاک‌کنندهٔ صورت مسئله بدانیم. گاهی گذر زمان صرفاً مسئله دشوارتر می‌کند و باعث می‌شود همان مسئله‌ی قبلی به شکلی پیچیده‌تر و با شدتی بیشتر خود را در نقاط دیگر سیستم نشان دهد.

تعریف سیستم و شناسایی رفتارهای آن

بخش بزرگی از کتاب تفکر سیستمی مدوز به تعریف سیستم و اجزای آن اختصاص دارد. او همچنین کوشیده به خوبی به خوانندهٔ خود بیاموزد که منظور از رفتار در یک سیستم چیست.

او به طور خاص به موضوع رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیر در سیستم‌ها پرداخته و توضیح می‌دهد که چرا سیستم‌ها گاهی در برابر سیاست‌های ما مقاومت می‌کنند یا دقیقاً عکس چیزی که ما انتظار داریم رفتار می‌کنند. اگر درس اثر مار کبری را خوانده باشید با این پدیده به خوبی آشنا هستید.

مدوز از همین مبانی استفاده می‌کند و در بخش پایانی کتاب خود به سراغ سیاست‌گذاری و ایجاد تغییرات پایدار در سیستم‌ها می‌رود. او بر این باور است که کاربرد تفکر سیستمی به شرح و توجیه اتفاق‌های گذشته محدود نیست. تفکر سیستمی و شناخت رفتار سیستم‌ها باید بتواند ذهن ما را برای طراحی سناریوها و ارزیابی آن‌ها آماده کند. در حدی که بتوانیم آینده‌ای را که هنوز نیامده ببینیم و اثر اقدام‌هایی را که هنوز انجام نشده پیش‌بینی کنیم.

مراقب شکنندگی سیستم‌ها باشید

ما معمولاً با شنیدن واژه‌های شکننده (Fragile) و پادشکننده (Antifragile) به یاد نسیم طالب می‌افتیم. کاملاً هم درست است و بی‌تردید او نقش بزرگی در ترویج این مفهوم داشته است. اما شاید برایتان جالب باشد که شکنندگی در نوشته‌های سیستمی چند دهه قبل هم وجود داشته است. مدوز هم از جمله کسانی است که در کتاب خود به این موضوع پرداخته است. او در این بحث جملهٔ جالبی را از هالینگ، اکولوژیست معروف، نقل می‌کند و می‌گوید که اگر بخواهید لباس ثبات را بر تن سیستم‌ها بپوشانید، زمینهٔ‌ پرورش شکنندگی آن‌ها را فراهم کرده‌اید. هالینگ در حرف خود از اصطلاح Straightjacket of Constancy استفاده می‌کند. استریت‌جکت لباسی است که برای بیماران روان‌پریش و نیز زندانیان خطرناک به کار می‌رود و حرکت دست و پای آن‌ها را محدود می‌کند.

در کتاب تفکر سیستمی مدوز بارها این تذکر را به زبان‌های مختلف می‌بینیم که اساس بالندگی سیستم‌ها این است که آن‌ها را بیش از حد مقید نکنیم و به جای این که بخواهیم مسیر رشد را به سیستم تحمیل یا تجویز کنیم، اجازه دهیم خود سیستم راهش را پیدا کند.

چنین مفهومی اگرچه امروز واضح و حتی بدیهی به نظر می‌رسد، اما در زمانی که مدوز از آن حرف می‌زده، کمتر به آن می‌پرداخته‌اند. بررسی نوشته‌های مدوز نشان می‌دهد که آشنایی او با مفاهیم اکولوژی و چالش‌های زیست‌محیطی باعث شده که شهود بسیار قدرتمندی در تفکر سیستمی داشته باشد و با طرح مثال‌هایی ارزشمند و کاربردی و جلوتر از زمان خود به غنای ادبیات تفکر سیستمی کمک کند.

پیشنهاد عضویت در متمم

شما با عضویت ویژه در متمم، می‌توانید به درس‌ها و آموزش‌های بسیاری از جمله موضوعات زیر دسترسی کامل داشته باشید:

  فهرست درس‌های متمم

موضوعات زیر، برخی از درس‌هایی هستند که در متمم آموزش داده می‌شوند:

  دوره MBA (یادگیری منظم درس‌ها)

  استراتژی | کارآفرینی | مدل کسب و کار | برندسازی

  فنون مذاکره | مهارت ارتباطی | هوش هیجانی |تسلط کلامی

  توسعه فردی | مهارت یادگیری | تصمیم گیری | تفکر سیستمی

  کوچینگ | مشاوره مدیریت | کار تیمی | کاریزما

  عزت نفس | زندگی شاد | خودشناسی | شخصیت شناسی

  مدیریت بازاریابی | دیجیتال مارکتینگ | سئو | ایمیل مارکتینگ

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    آزاده+ ، حمیدرضا نوروزی ، مهدیه جمشیدی جم ، حسین توحیدی ، علیرضا

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تفکر سیستمی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تفکر سیستمی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۱۴ نظر برای کتاب تفکر سیستمی | دنلا مدوز

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمد منصوری

    "اگر بخواهید لباس ثبات را بر تن سیستم‌ها بپوشانید، زمینه‌ پرورش شکنندگی آن‌ها را فراهم کرده‌اید."

    یادمه مدیری داشتیم که رابطه پر فراز و نشیبی با نیروهاش داشت و سر موضوعات کوچک و بعضا بی‌اهمیت با اون‌ها وارد چالش میشد. شاید مهمترین هدفش انجام شدن کارها بود ولی رفتاری که داشت بجز سخت‌گیری بیش از حد، بعضا همراه توهین و تحقیر بچه‌های تیمش میشد. بعد از دو سال بعلت فشاری که سازمان بهش وارد کرد تصمیم گرفت یه نظرسنجی بین بچه‌هاش برگزار کنه تا نشون بده که اون‌ها کاملا با اون و رفتارش موافقند و دوستش دارند. نتیجه نظرسنجی‌اش یه شکست کامل بود، حدود 95 درصد مخالفت با حضورش. اونکه از نیروهاش خواسته بود روی کاغذ نظرشون رو بنویسند که احساس ناامنی نداشته باشند، دید که همه اون‌ها حضوری و یکپارچه نظرشون رو بهش منتقل کردند. جالبه اون مدیر که از دیدن این اتفاق شوکه شده بود چون فکر میکرد همه ازش حمایت میکنند و رفتارهاش رو در جهت صلاح خودشون برداشت میکنند، در ادامه هم با تصمیمی غیرمنتظره استعفا داد و همون روز شرکت رو ترک کرد.  شاید اگر این فیدبک گرفتن‌ها در بازه‌های کوتاه‌تری اتفاق می‌افتاد و به مرور خطاها و ضعف‌هاش رو اصلاح میکرد هیچ وقت نه اسیر توهمات خودش میشد و نه به این مرحله و شکست میرسید.

     نتیجه‌ای که از این داستان میخواستم بگیریم اینکه هرچند این مفهوم واضح و بدیهی بنظر میاد، ولی بنظرم حال فعلی ما و دنیا نشون میده واضحات هم میتونند فهمیده نشند اگر ذهنی که موضوع رو تفسیر میکنه کوچک و زنگ زده باشه.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .