Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


هم پایانی در سیستم‌ها | برای رسیدن به مقصد تنها یک راه وجود ندارد


هم پایانی چیست

در بخشی از مجموعه درس‌های تفکر سیستمی در متمم به این موضوع پرداخته‌ایم که سیستم چیست و چرا باید تفکر سیستمی داشته باشیم.

این بحث اگرچه مهم است، اما صرفاً مقدمه‌ای بر اصل موضوع محسوب می‌شود. اصل درس تفکر سیستمی از این جا آغاز می‌شود که به این سوال پاسخ دهیم: «برای تقویت نگرش سیستمی چه بخش‌هایی از مدل ذهنی خود را تغییر دهم؟ چه اصول و قواعدی را باید بدانم و بپذیرم؟»

تا کنون در چند درس کوشیده‌ایم به این پرسش پاسخ دهیم و در ادامهٔ آن‌ها، این بار هم به یکی دیگر از ویژگی‌های تفکر سیستمی می‌پردازیم.

درسی که پیش روی شماست، یک کلمهٔ کلیدی دارد: «هم پایانی» یا «Equifinality.» کسانی مثل برتالانفی، راسل اکاف و جمشید قراچه‌داغی هر جا قرار بوده از ویژگی‌های اصلی سیستم‌ها صحبت کنند، به هم‌پایانی هم اشاره کرده‌اند.

هم پایانی

هم پایانی یعنی چه؟

برتالانفی در کتاب خود با عنوان نظریه عمومی سیستم‌ها اصطلاح هم‌پایانی را به این شکل تعریف می‌کند: هم پایانی یعنی این که یک سیستم می‌تواند از «مسیرهای مختلف» و با «شرایط اولیهٔ متفاوت» به یک نتیجهٔ یکسان برسد.
بگذارید یک مثال ساده را مرور کنیم:

فرض کنیم شرکتی در صنعت لوازم خانگی ایران کار می‌کند و بسیار موفق است. این شرکت که کار خود را از ابتدا با سرمایهٔ بسیار بزرگی آغاز کرده، اکنون چند برند مطرح کشور را در اختیار دارد.

اکنون شرکت دیگری می‌خواهد وارد بازار لوازم خانگی شود و به سراغ یک مشاور مدیریت می‌رود. مشاور گزارشی تفصیلی از سابقهٔ شرکت قبلی تنظیم کرده و توضیح می‌دهد که آن شرکت به خاطر سرمایه‌گذاری اولیهٔ بسیار زیاد توانست رشد کند. ضمناً سه سال اول پس از تأسیس، تقریباً هیچ هزینه‌ای برای هیچ سرویسی دریافت نکردند و همین باعث شد که در ذهن مشتریان جایگاه خوبی داشته باشند. پس خوب است شما هم همین مسیر را بروید.

اصل هم‌پایانی می‌گوید که اگر امروز این شرکت در جایگاه مشخصی قرار گرفته، شما نمی‌توانید بگویید که حتماً تنها راه رسیدن به این جایگاه، طی کردن همان مسیر یا داشتن همان شرایط اولیه است. شرکت دیگری می‌تواند از نقطه‌ای متفاوت شروع کند (مثلاً اولین نمایندگی‌ها در پایتخت نباشند یا سرمایه‌گذاری اولیه زیاد نباشد و …) یا مسیر متفاوتی طی کند (خدمات رایگان ارائه ندهد) و باز هم به همین جایگاه برسد.

هم پایانی ممکن است ساده به نظر برسد. اما ما معمولاً ناخودآگاه به شکل دیگری فکر می‌کنیم و اگر مراقب نباشیم، هم‌پایانی را نادیده می‌گیریم.

مثلاً شاید دیده باشید که بعضی فعالان کوچینگ به محض این که بحث به رضایت در زندگی یا سبک زندگی می‌رسد، به سراغ تعادل در زندگی می‌روند و «چرخ تعادل در دست» می‌کوشند مخاطبان خود را قانع کنند که به همهٔ جنبه‌های زندگی وزن یکسانی بدهند. کسانی که چنین رویکردی دارند، عملاً اصل هم‌پایانی را نادیده می‌گیرند. آن‌ها معتقدند که اگر انسان، به عنوان یک سیستم، بخواهد به نقطهٔ مشخصی برسد (مثلاً: انسانِ راضی) باید حتماً مسیر مشخصی را طی کند.

بخش بزرگی از آن‌چه ما به عنوان دانش مدیریت می‌شناسیم، و نیز بسیاری از توصیه‌هایی که در روانشناسی و توسعه فردی می‌شنویم، تلویحاً این موضوع را پذیرفته‌اند که اگر می‌خواهید به یک نقطهٔ مشخص برسید، باید مسیر مشخصی را  طی کنید.

یا شاید دیده باشید که بعضی از افراد، به محض این که فردی را می‌بینند که رفتار خشن یا رفتار ضداجتماعی نشان می‌دهد، طی یک نطق طولانی ریشهٔ این رفتارها را به «تجربه‌های دوران کودکی» و «تربیت نامناسب» و «فرزند طلاق بودن» و مانند این‌ها ربط می‌دهند. به عبارت دیگر، آن‌ها معتقدند که اگر امروز یک سیستم به یک نقطه رسیده، قطعاً می‌توان دربارهٔ نقطهٔ شروع و شرایط اولیه‌اش اظهارنظر کرد.

بسیاری از کلیشه‌هایی که ما در مورد انسان‌ها می‌سازیم (مثل همین فرزند طلاق بودن یا تجربهٔ بی‌توجهی در کودکی) ناشی از این است که با اصل هم پایانی آشنا نیستیم یا آن را عمیقاً درک نکرده‌ایم.

آیا «هم‌پایانی» همیشه و همه‌‌جا وجود دارد؟

برتالانفی در قالب یک استدلال ریاضی توضیح می‌دهد که هم پایانی در سیستم‌های باز معنا پیدا می‌کند. اگر یک سیستم هیچ تعاملی با محیط خود نداشته و مرزهایش کاملاً بسته باشد، کاملاً در چارچوب یک مسیر خطی با رابطهٔ علّی شفاف قرار می‌گیرد. یعنی از همان ابتدا وقتی نقطهٔ شروع و شرایط اولیه‌اش را دیدید، می‌توانید بگویید چه مسیری طی می‌کند و به کجا می‌رسد.

اما در یک سیستم باز که با محیط خود تعامل دارد، این رفتار مکانیکی کمرنگ می‌شود و دیگر نمی‌توان از یک مسیر واحد سخن گفت.

ّهم پایانی

چند مثال دیگر دربارهٔ اهمیت توجه به هم‌پایانی

اصطلاح هم‌پایانی را در طیف گسترده‌ای از کتاب‌ها و مقالات می‌بینید؛ حتی جاهایی که ممکن است منتظر دیدن آن نباشید:

محدودیت در دسترسی کامل مجموعه تفکر سیستمی

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های تفکر سیستمی برای اعضای  ویژه متمم در نظر گرفته شده است. با عضویت ویژه در متمم، علاوه بر دسترسی به مجموعه درس‌های تفکر سیستمی، به مجموعه گسترده‌تری از درس‌ها به شرح زیر نیز دسترسی پیدا خواهید کرد:

 فهرست درس‌های متمم

البته بررسی‌های آماری ما نشان داده که علاقه‌مندان به درس‌های تفکر سیستمی، از میان مجموعه درس‌های متمم به مطالعه‌ی درس‌های زیر بیشتر علاقه‌مند بوده‌اند:

  مدل ذهنی | تفکر استراتژیک | تفکر نقادانه

  کوچینگ | مشاوره مدیریت | استعدادیابی

  تصمیم گیری | حل مسئله | مدیریت زمان | یادگیری

گزینه‌ی دیگر هم پیگیری منظم مجموعه درس‌های دوره MBA متمم است.

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

و تأکید می‌کند که با وجودی که چنین موضوعی برای کسانی که فیزیک و ریاضی را می‌فهمند ساده است، برای کسانی که در قلمرو اجتماعی فعالیت می‌کنند، بسیار دشوار است. به همین علت، آن‌ها بیشتر روی حفظ ساختارها، فرایندها و وضعیت امروز متمرکز می‌شوند تا مقصدی که جامعه برای فردای خود درنظر گرفته است.

تقریباً شبیه همین حرف‌ها را می‌توانید به زبانی دیگر در کتاب سیستم‌های هدفمند راسل اکاف هم بخوانید.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    علیرضا محمدی ، میکاییل قزلجهقزلجه ، محمدعلی‌موسوی ، کامیار ، مهدی اسدی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تفکر سیستمی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تفکر سیستمی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۲۰ نظر برای هم پایانی در سیستم‌ها | برای رسیدن به مقصد تنها یک راه وجود ندارد

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : Soheila

    سلام به دوستان متممی
    یکی از چیزهایی که ابن مدت سعی می کنم به اعضای تیمی که با آن ها همکاری می کنم یادآوری کنم این است که اصل تعادل در زندگی به شکلی که برای ما تعریف شده است بیشتر به یک فریب شباهت دارد. به طرز همه گیری هر روز با این تصویر ذهنی همکارانم مواجه هستم که مهندس موفق علاوه بر موفقیت در حرفه خود و کسب شهرت و درآمد مالی همزمان در چند بعد دیگر زندگی نیز بایستی از بهترین ها باشد. این تصویر برای کسی که از دانشگاه فارغ التحصیل شده و تا آن زمان در ابعاد هنری و ورزشی و زبان و دیگر ابعاد هیچ مهارتی کسب نکرده و همزمان در رشته فارغ التحصیل شده خود نیز هیچ دانش عملی ندارد و با جذب در یک تیم بایستی تلاش کند تا در یک سازمان با مقیاس بزرگ خود را پرورش دهد، جز حسرت و سر خوردگی چیزی به ارمغان نمی آورد و تنها عزت نفس خود را دچار آسیب می کند. این افراد به گمان من دچار اشکال در فهم اصل همپایانی شده اند.
    در کسب و کارها نیز به نظرم مفهوم هم پایانی با کلمه مزیت رقابتی معنا پیدا می کند. دو شرکت یک مسیر را نباید بروند. هرشرکت بایستی مزیت رقابتی خود را تعیین و براساس نگاه به جایگاه خود در آینده(به قول برتالانفی)  برنامه ریزی کند.
    تجربه من از این مزیت رقابتی مانند مثال درس است:
    شرکت ما به همراه یک شرکت بزرگ در یک صنعت بزرگ فعالیت می کند. شرکت ما با یک هسته کوچک شکل گرفته و فعالیت خود را آغاز نموده و مرتب مزایای رقابتی خود را بررسی کرده و هدف گذاری می کند.
    اما شرکت دیگر با تکیه بر رانت و ارتباطات مسیر را طی کرده و اکنون با مشکلات متعدد و شرایط متفاوتی همراه است. اگر ما نیز می خواستیم همان مسیر را برویم اصل هم پایانی را توجه نکرده بودیم.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .