Menu


نقطه شروع مذاکره


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۵۶۷۴۲
پیش‌نیاز مطالعه این درس: از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • بتوانند مفهوم نقطه شروع یا Opening stance را توضیح دهند.
  • سه استراتژی مختلف برای انتخاب نقطه شروع در مذاکره را نام ببرند و برای هر کدام مثال بزنند.
  • بتوانند با مرور تجربیات خود در مذاکره تشخیص دهند که سهم هر یک از سه استراتژی شروع در مذاکره‌هایشان چقدر است.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
نقطه شروع مذاکره

یکی از نکات مهمی که در برنامه ریزی برای مذاکره مورد توجه قرار می‌گیرد، نقطه شروع مذاکره یا Opening stance است.

نقطه‌ی شروع، اولین موضع رسمی ما در مذاکره است.

به احتمال زیاد، موضع اولیه‌ی شما با آنچه در نهایت در مذاکره به آن خواهید رسید تفاوت خواهد شد.

در عین حال، این را هم می‌دانیم که نقطه پایان یک مذاکره از نقطه شروع مذاکره تأثیر می‌پذیرد.

کدامیک از سه استراتژی شروع را انتخاب می‌کنید؟

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

درس نقطه شروع مذاکره برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان اصول و فنون و تکنیک‌های مذاکره مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم در کنار مذاکره، شاید بهتر باشد مطالعه‌ی مباحث زیر را نیز در اولویت قرار دهید:

  ارزش آفرینی

  مهارت ارائه

  مهارت فروش

  متقاعدسازی

تمرین درس نقطه شروع مذاکره

شما کدامیک از این سه استراتژی را کمتر از دو مورد دیگر به کار می‌برید؟

آیا مورد خاصی را به خاطر دارید که فکر می‌کنید به علت استفاده نکردن از آن استراتژی، مذاکره‌‌‌تان به نتیجه‌ی مطلوب نرسیده است؟

  
  

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری اصول و فنون مذاکره به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه اصول و فنون مذاکره

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

18 نکته برای نقطه شروع مذاکره

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سامان عزیزی

    من از شیوه سوم(شروع تهاجمی)، بسیار کمتر از دو مورد دیگر استفاده کرده ام.(هرچند که بلااستفاده هم رهایش نکرده ام!)

    بله به خاطر دارم.چند موردی در ذهن دارم ولی یکیشو که مربوط به سالهای دورتر میشه و در توضیحات درس هم نمونه ای ازش ذکر شده خدمتتون میگم.

    در اون زمان، با وجود مشکل نقدینگی در شرکت، تقریباً هر کدوم از کارمندان شرکت که درخواست وام داشت،بلافاصله موافقت می کردم(البته همیشه پیش فرض من روی این بود که اگر نیاز نداشت درخواست نمی کرد).

    بعد از مدتی همه فکر میکردن که شرکت اصلاً مشکلی توی نقدینگی نداره و با هر درخواست وامی موافقت میشه(و شاید فکر های دیگری هم در حوزه هزینه ی طرح ها و غیره هم بهش اضافه میکردن).در صورتی که اینطور نبود.

    به هر حال فکر می کنم همین نتیجه گیری که توسط کارکنان صورت گرفته بود، یک نتیجه ی نامطلوب برای من بود.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .