Menu
دوره آموزشی برندسازی شخصی

در دنیای مبتنی بر اقتصاد شهرت، برندسازی شخصی ابزاری قدرتمند برای ایجاد تمایز است.




شناخت محدودیتهای انسان | نقطه آغاز خردمندی


توماس سول

توماس سوول یا به بیان دیگر تامس سول (Thomas Sowell) اقتصاددان آمریکایی را معمولاً به حرف‌های تند، کنایه‌های تلخ و تعبیرهای عجیبش می‌شناسند. شاید معروف‌ترین جمله‌اش این باشد که «اولین درس در اقتصاد، باور به محدودیت منابع است و این‌که هیچ‌وقت همه‌چیز را به اندازه‌ی کافی در اختیار نخواهی داشت. و اولین اصل در سیاست، فراموش کردن این درس است.»

او به این شیوه به سیاستمداران طعنه می‌زند که هنگام وعده دادن به مردم، محدودیت‌ها را فراموش می‌کنند و صرفاً جلب رضایت لحظه‌ای و برانگیختن آن‌ها را در اولویت قرار می‌دهند.

مواضع سوول پراکنده‌اند و او در خارج از قلمرو اقتصاد نیز از هر فرصتی برای اظهارنظر استفاده می‌کند. جمله‌ای هم که ما از او انتخاب کرده‌ایم و در این‌جا می‌خواهیم به آن بپردازیم، از همین جنس است.

سوول می‌گوید: «خِرَد با درک محدودیت‌های [گونه‌ی] انسان آغاز می‌شود.»

توماس سوول | خرد با درک محدودیت های گونه انسان آغاز میشود

قاعدتاً وقتی این جمله را از یک اقتصاددان می‌شنویم، منطقی است فرض کنیم که او به رفتارهای غیرعقلایی در انسان اشاره دارد. همان چیزی که در اقتصاد رفتاری به آن می‌پردازند و کسانی مثل ریچارد تیلر و دن اریلی درباره‌ی آن بسیار نوشته‌اند.

اقتصاددان‌ها چند دهه است که پذیرفته‌اند «اگر انسان را موجودی معقول و تحلیل‌گر فرض کنید که بر اساس منطق خشک ریاضی فکر می‌کند و تصمیم می‌گیرد، در درک و پیش‌بینی رفتار او شکست خواهید خورد.»

اما این جمله می‌تواند بهانه‌ی خوبی برای بحثی گسترده‌تر باشد. خصوصاً این‌که از واژه‌ای عمومی مثل ‌خرد یا Wisdom استفاده کرده است. فراموش کنیم که این جمله را یک اقتصاددان گفته است و آن را در بستری بزرگتر ببینیم و بخوانیم: آیا شناخت ویژگی‌ها و محدودیت‌های انسان‌ها می‌تواند خردمندی ما را افزایش دهد؟

در این‌جا منظور محدودیت‌ها و ویژگی‌های یک فرد مشخص نیست. بلکه محدودیت‌ها و ویژگی‌هایی است که بیشتر ما «به عنوان انسان» در آن‌ها مشترک هستیم.

مثلاً این‌که خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم (مقایسه اجتماعی). حسود می‌شویم. میل عجیبی به همرنگ شدن با جماعت داریم. احساسات و هیجاناتمان می‌تواند به سادگی بر منطق‌مان غلبه کند. قدرت و شهرت وسوسه‌مان می‌کند و ده‌ها و صدها ویژگی دیگر.

پیشنهاد ما این است که کمی با خودتان فکر کنید.

ببینید در طول سال‌ها و دهه‌های گذشته، تجربه‌ها و رویدادهایی بوده است که شما را به تدریج به نقطه‌ای برساند که بگویید: «انسان … است و این ویژگی/محدودیت را دارد و من باید بپذیرم که ممکن است چنین رفتاری از او سر بزند.»

آیا واقعاً چنین آموخته‌ها و اندوخته‌هایی شما را به سمت خردمندی برده است؟ به نظرتان در درک دیگران و شناخت و پیش‌بینی رفتار آن‌ها توانمندتر شده‌اید؟ آیا توانسته‌اید عکس‌العمل‌های بهتری نشان دهید؟

چنین شناختی روی رفتارها و تصمیم‌های خودتان چه نقشی داشته؟ دست‌تان را برای توجیه بازتر کرده یا چشم‌تان را به روی رفتارهای نامطلوب‌تان بیشتر گشوده است؟

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

دوره MBA

فنون مذاکره | تصمیم گیری

تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

افزایش عزت نفس | چگونه شاد باشیم

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    مهدی ، جلال مقربی ، مهناز تاجیک ، علیرضا مختاری ، سید حمید رضا صحفی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری خودشناسی به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه خودشناسی
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

28 نکته برای شناخت محدودیتهای انسان | نقطه آغاز خردمندی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : یاور مشیرفر

    تقریبا از سال 95 که این مطلب را یاد گرفتم، نگاهم به زندگی بسیار عوض شده‌است.

    پذیرفتم که پدر و مادرم انسان‌های تمام و کمال مقصری نبودند که نخواستند و نگذاشتند در کودکی و نوجوانی، زندگی آرمانی خودم را داشته باشم. پذیرفتم که آن‌ها نیز همانند امروز من، سردرگم، ناراحت و کلافه و آشفته بوده‌اند و دقیقا نمی‌دانستند باید با زندگی‌شان چه کنند؛ کما این‌که باید لبخند می‌زدند و دو پسر بچه را بزرگ می‌کردند.

     

    اکنون که خودم در سی و چهار سالگی با مشکلات زندگی در اقتصادی نابسامان درگیرم، دقیقا متوجه وضعیت و فهم آن‌ها از زندگی می‌شوم. هر چند 1 درصد کل فهم آن‌ها از زندگی را امروز دارم. چرا که آن‌ها متأهل و بچه‌دار بودند، من مجرد و تنها زندگی می‌کنم.

     

    در نهایت اعتراف به این‌که انسان موجودی با محدودیت‌های عجیب است، در اولین قدم موجب «پذیرش» است و این پذیرش خیلی از درها را به روی ما باز می‌کند.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .