Menu


نظریه مقایسه اجتماعی


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۱۰۳۱۴۴
پیش نیاز مطالعه درس نظریه مقایسه اجتماعی از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس
  • بتوانند مفهوم مقایسه اجتماعی را تعریف کرده و شرح دهند.
  • بتوانند تفاوت مقایسه با بالادستی‌ها و مقایسه با پایین‌دستی‌ها را شرح داده و نتایج هر یک از این مقایسه‌ها را شرح دهند.
  • با مرور خاطرات و قضاوت‌های خود بتوانند برآورد کنند که در ارزیابی‌هایشان، نگاه به بالادستی‌ها و نگاه به پایین‌دستی‌ها، هر یک چه سهمی را به خود اختصاص می‌دهند.
  • بتوانند آموخته‌های این درس را با تجربیات خود در زندگی روزمره ترکیب کنند و تحلیل و ارزیابی بهتر و عمیق‌تری از اثرات حضور در مهمانی‌ها، روابط دوستی، جلسات و فضای دیجیتال، ارائه دهند.
فشار ذهنی هنگام مطالعه
نیاز به مشارکت شما
کسب و کار
زندگی
نظریه مقایسه اجتماعی چیست و چه کاربردی دارد

آیا شما خود را تیزهوش می‌دانید؟

آیا فردی منظم هستید؟

آیا خود را زیبا می‌دانید؟ ثروتمند چطور؟

به این نوع پاسخ‌ها معمولاً نمی‌توان پاسخ مطلق داد. چون مفاهیمی که در آن‌ها مطرح شده، تا حد زیادی نسبی هستند.

ما معمولاً برای یافتن پاسخ این سوال‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه، خود را با دیگران مقایسه می‌کنیم.

وقتی می‌خواهیم درباره‌ی منظم بودن خود اظهارنظر کنیم، تعدادی از دوستان، آشنایان و شاید حتی شخصیت‌های فیلم‌ها و داستان‌ها را به خاطر می‌آوریم و در نهایت، درباره‌ی منظم بودن‌مان، اظهار نظر (و در واقع قضاوت) می‌کنیم.

با وجودی که این ویژگی و صحبت کردن درباره‌ی آن، تازه نیست، اما این لئون فستینگر بود که در ادبیات روانشناسی اجتماعی جایی برای آن باز کرد.

فستینگر اصطلاح مقایسه اجتماعی (Social Comparison) رو مطرح کرد و سعی کرد ریشه‌هایی را برای این نوع مقایسه‌ی ذهنی پیشنهاد کند.

امروزه مجموعه‌ی توضیحاتی که فستینگر در این‌باره مطرح کرد، با عنوان نظریه مقایسه اجتماعی (Social Comparison Theory) شناخته می‌شود (+).

برخی از نکات کلیدی که فستینگر در نظریه مقایسه اجتماعی مطرح کرد، به شرح زیر هستند:

  • در درون ما انسان‌ها، میل و محرکی وجود دارد که ما را به ارزیابی افکار و مهارت‌هایمان ترغیب می‌کند.
  • ما برای اطمینان از این‌که این ارزیابی‌ها را با دقت کافی انجام داده‌ایم، در ذهن خود، افراد دیگر را تصور می‌کنیم و خودمان را با آن‌ها می‌سنجیم.
  • مقایسه‌ی اجتماعی به ما کمک می‌کند خود و جهان اجتماعی اطراف‌مان را بهتر بفهمیم و جایگاه خود را در محیط‌مان بهتر درک کنیم.

نظریه مقایسه اجتماعی در ساده‌ترین رفتارهای روزمره‌ی ما هم دیده می‌شود

نکته‌ی کلیدی در توضیحات فستینگر این است که او مقایسه‌ی اجتماعی را یک اشتباه یا رفتار ناپسند نمی‌داند و اتفاقاً یک رفتار کاملاً طبیعی برای انسان در نظر می‌گیرد.

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

دسترسی کامل به این درس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌های مرتبط با زندگی شاد  و نیز درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  شخصیت شناسی | حمایت اجتماعی

  خودشناسی | عزت نفس

  تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

  استرس | مدیریت انگیزه

  دوره MBA

همان‌طور که در این درس دیدید، فستینگر و محققانی که پس از او، مسیر مطالعاتش را پیگیری کردند، به جای این‌که به شکلی انگیزشی، توصیه کنند که خود را با هیچ‌کس مقایسه نکنید و فقط به خودتان فکر کنید و خود را با خودتان مقایسه کنید و بهترینِ خودتان باشید، مقایسه‌ی اجتماعی را به عنوان یک مکانیزم تثبیت‌شده و کارآمد در انسان می‌پذیرند.

در عوض، می‌کوشند به ما یادآوری کنند که تمرین کنیم این انگیزه‌ی مقایسه‌ را مانند بسیاری از انگیزاننده‌های درونی دیگر، در مسیر درست هدایت کرده و از آن بهره بگیریم.

تمرین و مشارکت در بحث

شما در زمینه‌ی مقایسه‌ی اجتماعی چه تجربه‌هایی دارید؟

آیا تا به‌حال کوشیده‌اید به صورت آگاهانه (با فکر و تحلیل یا با مهندسی محیط اطراف خود)، از مقایسه‌های اجتماعی مخرب فاصله بگیرید؟

یا این‌که توانسته‌اید کاری کنید که مقایسه‌ی اجتماعی، به یک نیروی سازنده در زندگی‌تان تبدیل شود؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: کیان اعظمی , سارا س , محبوبه سادات میروکیلی , جان مک کین , شیرین

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه زندگی شاد به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه کارگاه زندگی شاد
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

24 نکته برای نظریه مقایسه اجتماعی

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : فریناز

    مدل ذهنیِ نسل ما بیشتر به سمت «ماهی کوچک در تنگ بزرگ» متمایل بود که ناخودآگاه «مقایسه با افراد بالادستی» را در پی داشت.

    اکثر ما نیمه‌دومی‌ها شناسنامۀ شهریور ماه داشتیم و این باعث می‌شد مجبور باشیم  در شش سالگی، خود را با توانمندی‌های یک دانش‌آموز 7 ساله مقایسه کنیم.

    مثال بعدی که خیلی رایج بود و هنوز هم هست: دانش آموز باهوشی را تجسم کنید که تیزهوش نیست، اما به زور کلاسهای فوق‌برنامه و معلم خصوصی به مدرسۀ تیزهوشان راه می‌یابد، طبیعتا ناچار است هوش کمتر خود (نسبت به همکلاسیهایش) را با پشتکارِ بیشتر، جبران کنند.
    طبیعتا او در میان دانش‌آموزان تیزهوش، زیاد نمی‌درخشد و نمی‌تواند توجه و تشویقی که نیاز سن و سالش است را دریافت کند.


    در حالیکه دانش‌آموزی با همان سطح هوش و استعداد، در یک مدرسۀ عادی، با تلاشی به مراتب کمتر، می‌تواند بیشتر بدرخشد و اعتماد به نفس بالاتری داشته باشد.

    البته منکر این نیستم که قرار گرفتن در جوّ افراد موفق‌تر، باهوش‌تر یا با استعدادتر، همیشه میتواند باعث رشد شود ولی به قیمت تحقیر و مقایسه مداوم با بچه‌های بزرگتر یا توانمندتر.

    این اواخر مطلبی از Malcom Gladwell مطالعه کردم که می‌گفت:

    «متاسفانه، تحصیل در بهترین دانشگاه ها و کار کردن در شرکت های بزرگ، خیلی ساده میتواند رویاهای شما را نابود کند…»

    موضوعی که گلدوِل به آن می‌پردازد در روانشناسی و جامعه‌شناسی، «محرومیت نسبی» (relative deprivation) نام دارد.

    محرومیت نسبتی به ما توضیح میدهد که چطور ما خودمان را نسبت به افراد اطرافمان می سنجیم… موفقیت های ما همیشه مقایسه ای از موفقیت های آنهاست، شکست های ما نیز نتیجۀ مقایسه با شکست های آنهاست.

    بدترین دانشجوی دانشگاه هاروارد، شاید به اندازه ممتازترین دانشجویِ یک دانشگاه ضعیف‌ترِ رده 2، باهوش باشد. اما، متاسفانه این دانشجوی هاروارد خودش را با هم دانشگاهی های دیگرش می سنجد و همین باعث می شود خودش و دانشجویان دانشگاه های دیگر را خنگ تصور کند.
    به عقیده مالکوم گلدوِل، به مراتب بهتر است به دانشگاهی رده دو بروید و دانشجویی ممتاز باشید، تا به دانشگاهی ممتاز بروید و دانشجویی ضعیف!

    برای مثال، اگر شما برنامه‌نویس هستید، به مراتب بهتر است تا ابتدا از کسب و کارهای کوچک شروع کنید، سپس وارد شرکت‌های نوپا شوید و کم‌کم پیشرفت کرده و تکمیل تر شوید، تا اینکه از ابتدا وارد شرکت گوگل شده و بخواهید به کمک محیطی که در آن قرار دارید پیشرفت کنید.

    در کل، نظر او ظاهرا این بود که «موفقیت فرمول مشخصی ندارد» و چه بسا گاهی ماهی بزرگ در تُنگ کوچک بودن، سریعتر شما را به نتیجۀ دلخواه برساند.

    به نظر خود من شاید «عادل فردوسی‌پور» را بتوان مثال بارز «ماهی بزرگ در تنگ کوچک» نامید، نه به این معنی که اگر در کشور دیگری بود موفق نمی‌شد، بلکه فکر می‌کنم در دورانِ نبودِ گزارشگر جوان و باسواد و عاشق فوتبال، سریعتر کشف شد.

    یا استاد شجریان و شهرام ناظری در دوران بعد از انقلاب 57 که میدان موسیقی ایران، مصداق واقعی یک تنگ کوچک بود.

    شاید متعادل‌ترین حالت، نتیجۀ نهایی همین مقاله بود: «به هر حال، تا حدی می‌توانیم در طراحی محیط و انتخاب‌های خود، و نیز تعاملات و رفت و آمد‌های خود، آگاهانه تلاش کنیم که شکاف‌های بزرگِ رو به بالا، در اطراف‌مان شکل نگیرد و به حس خوب و انرژی و انگیز‌ه‌مان لطمه نزند.»

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .