Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




تجربه های ما در مورد خوابیدن و نکاتی که در خوابیدن رعایت میکنیم


تجربه های ما در مورد خواب - عادتهای کوچک زندگی

قبلاً با هم قرار گذاشتیم که در بحث رفتارها و عادتهای کوچک زندگی، با یکدیگر در مورد رفتارها و تجربه‌های روزمره‌ی خودمان صحبت کنیم.

در کنار بحث‌ها و درس‌های متعدد متمم در حوزه‌ی توسعه مهارتها و بهبود کسب و کار، جایی هم لازم است تا بتوانیم تجربه‌های ساده‌تر و معمولی‌تر را که البته بسیار هم مهم و اثرگذار هستند، با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.

بدانیم که سایر دوستانمان، در رفتارهای روزمره‌ی خود، چه اصولی را رعایت می‌کنند. چه تجربیاتی دارند و #سبک زندگی خود را چگونه انتخاب کرده‌اند.

واضح و طبیعی است که در این نوع بحث‌ها، بیش از آنکه بتوانیم در مورد درست یا نادرست بودن قضاوت کنیم، باید آنها را به عنوان یک سلیقه و یک تجربه در نظر بگیریم.

ممکن است شیوه و اصولی که یکی از ما در رفتار و زندگی خود انتخاب می‌کند، برای فرد دیگر جذاب یا مفید یا اثربخش نباشد.

یا رفتاری که کارایی شما را افزایش می‌دهد، موجب کاهش کارایی فرد دیگری شود.

اما قطعاً دیدن و خواندن و شنیدن حرف‌های دوستانمان می‌تواند برای ما الهام بخش و آموزنده باشد.

ما قبلاً در متمم به بهانه‌های مختلف درباره #خواب صحبت کرده‌ایم.

یک بار سعی کردیم روایتی علمی-تخیلی در مورد خواب را مرور کنیم.

زمانی هم در مورد اثرات نامطلوب کم خوابی صحبت کردیم (قسمت اول، قسمت دوم).

بنابراین دیگر وقت آن شده که با یکدیگر در مورد عادتها و تجربه‌هایمان در زمینه‌ی خواب صحبت کنیم.

با توجه به اینکه هر بحثی حول رفتارها و عادتهای مرتبط با خواب (در چارچوب قوانین کامنت گذاری متمم) قابل قبول و مفید خواهد بود، صرفاً برخی از موضوعات قابل بحث در این زمینه را پیشنهاد می‌کنیم:

  • چقدر می‌خوابیم و بر اساس تجربه چه میزان از خوابیدن را برای خود اثربخش یافته‌ایم؟
  • چه زمان‌هایی می‌خوابیم؟ شیرهای روز هستیم یا جغدهای شب؟
  • چه می‌کنیم که خوابی آرام‌تر داشته باشیم و انرژی بیشتری کسب کنیم؟
  • برای زودتر بیدار شدن یا زودتر خوابیدن یا دیرتر خوابیدن، چه رفتارها و کارهایی را انجام می‌دهیم؟
  • چگونه بر تنبلی بیدار شدن غلبه می‌کنیم؟
  • عادات خوابمان را در روزهای تعطیل تغییر می‌دهیم یا خیر؟
  • با بی‌خوابی‌هایمان (موردی یا مکرر) چگونه کنار می‌آییم؟
  • نقش ساعت و زنگ ساعت و آلارم موبایل در بیدار کردنمان چیست؟ چگونه از آنها استفاده می‌کنیم؟
  • در مسافرت‌ها و ماموریت‌های کاری، چگونه با خواب کنار می‌آییم یا آن را در برنامه خود جا می‌دهیم؟
  • با بیدار شدن‌های نیمه شب چه می‌کنیم؟

محتوای تشویقی

محتوای تشویقی در نظر گرفته شده برای این درس، توضیح کوتاهی در مورد موبایل و ملاتونین است که برای کسانی که با رعایت قوانین کامنت گذاری، در بحث مربوط به آن شرکت کرده‌اند، نمایش داده می‌شود.

محتوای تشویقی

  لطفاً توجه داشته باشید که ما در متمم، تعداد و ترتیب درس‌ها و تقویم محتوا را بر اساس تعداد دوستان علاقه‌مند به هر درس، انتخاب و طراحی می‌کنیم.

بنابراین لطفاً پس از مطالعه‌ی این درس و هر درس دیگر در متمم، چند ثانیه وقت بگذارید و با علامت‌گذاشتن یا علامت نگذاشتن زیر هر درس، اولویت و ترجیحات خود را به ما اعلام کنید.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: جواد علی پور , سید احسان حسینی , زهرا افشاریان , مجتبی بابائی , فاطمه باغبانی

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری عادتها و رفتارهای کوچک زندگی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه عادتها و رفتارهای کوچک زندگی

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

375 نکته برای تجربه های ما در مورد خوابیدن و نکاتی که در خوابیدن رعایت میکنیم

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    من تا مدت زیادی (فکر می‌کنم حدود 15 سال) بر این باور بودم که خواب کمتر به معنای خروجی بیشتره و به همین دلیل، تمام تلاشم رو برای کاهش ساعت خواب انجام می‌دادم.

    متوسط خوابم هم طی تمام اون سالها، از دو ساعت کمتر نبود اما مطمئنم از سه ساعت هم فراتر نمی‌رفت.

    فکر می‌کنم خستگی، بی‌حوصلگی، عکس العمل‌های شدید هیجانی و لرزش دست‌ها رو بتونم از جمله ویژگی‌های خودم در اون موقع زمانی بدونم که تا حد زیادی میشه کم خوابی رو به عنوان یکی از ریشه های اون وضعیت، در نظر گرفت.

    بعداً‌ کم کم به این نتیجه رسیدم که خروجی بیشتر به نظم ذهنی و انرژی و انگیزه‌ای که داریم خیلی بیشتر ربط داره تا مدت زمان بیداری.

    خواب کم، می‌تونه به صورت مستقیم قدرت تمرکز ذهنی رو کم کنه و انرژی ما رو هم مستهلک کنه و معمولاً به صورت غیرمستقیم در سطح بعدی، انگیزه و روحیه‌ی ما رو کم می‌کنه و بدبین‌ترمون می‌کنه و اصطکاک و استهلاک ما رو با اطراف زیاد می‌کنه. در نهایت می‌بینیم اونی که 22 ساعت بیداره و دو ساعت می‌خوابه، در مقایسه با کسی که 18 ساعت بیداره و 6 ساعت می‌خوابه تفاوت چندانی نداره. حتی ممکنه خروجی کسی که بیشتر بیداره کمتر باشه! (که به نظرم در مورد من بوده).

    الان فکر می‌کنم خواب من به حدود 4 تا 5 ساعت در شبانه روز رسیده و احساس می‌کنم بدنم باهاش راحته.

    سه تا اصل رو هم همیشه رعایت می‌کنم که حداقل برای من مفید بوده:

    اول اینکه خودم رو به خوابیدن در یک ساعت مقرر و بیدار شدن در ساعت دیگه مقید نمی‌کنم.

    اگر یازده شب خوابم بیاد می‌خوابم و اگر تا دو خوابم نیاد بیدار می‌مونم. صبح هم اگر 4 بیدار شم و ببینم سرحالم کارم رو شروع می‌کنم و اگر هم تا شش خواب بمونم و ببینم فرصت هست باز می‌خوابم. فکر می‌کنم بدن خودش خیلی خوب می‌فهمه که کی و چقدر به خواب نیاز داره. تحقیقات پزشکی متوسط نیاز "یک جامعه‌ی آماری" به خواب رو مشخص می‌کنن و به نظرم این الزاماً هیچ ربطی به نیاز بدن من یا شما نداره. همونطور که برای اندازه گیری قند خون خودمون، به صورت مستقل عمل می‌کنیم و از گزارش متوسط قند خون بشر استفاده نمی‌کنیم!

    دوم اینکه خستگی فیزیکی رو به عنوان یک پیش‌نیاز ضروری برای خواب (مستقل از خستگی فکری) جدی می‌گیرم.

    سبک زندگی امروزی ما گاهی باعث میشه که از لحاظ ذهنی خیلی خسته و فرسوده باشیم اما کار فیزیکی چندانی نکرده‌ایم. خستگی فکری ما رو به سمت رختخواب هدایت می‌کنه که به نظرم یه مکانیزم دفاعی خوبه. ذهن میگه: برو بخواب تا خلاص شی و سبک شی.

    اما بدن ما (که در طی میلیون‌ها سال به شکار شیر و خرگوش و دویدن در جنگل و جنگیدن با طبیعت عادت کرده) حالا گاهی اوقات سنگین‌تر از قلم بلند نمی‌کنه و محکم‌تر از دکمه‌ی کیبورد فشار نمی‌ده! تازه این هم شده Touch. یعنی هیچی!

    طبیعتاً بسته به زندگیمون و شغلمون و محل زندگیمون که در شهر بزرگ هست یا کوچک یا روستا، شکل‌های مختلفی از خستگی فیزیکی قابل تصوره. من معمولاً اگر هیچ کاری نتونم بکنم، پیاده روی زیاد رو در برنامه ام می‌گذارم و اگر با ماشین هم جایی برم، چند خیابون دورتر پارک می‌کنم. هم از شر پیدا کردن جای پارک خلاص هستم و هم ده پانزده دقیقه فرصت پیاده روی ایجاد شده.

    سوم هم شاید کمی احمقانه باشه. اما عادت کرده‌ام که اگر لازم باشه در ساعت خاصی بیدار شم (برای فرودگاه یا جلسه مهم صبح زود یا ...) ساعت موبایل یا تبلت رو دو بار با فاصله‌ی نیم ساعت ست می‌کنم. اگه قراره تاکسی ساعت 3 صبح بیاد بریم فرودگاه و من می‌خوام دو و نیم بلند شم، به سراغ Snooze نمی‌رم. از همون سر شب، دو تا آلارم تعریف می‌کنم. یکی ساعت 2 و دیگری دو و نیم.

    فکر می‌کنم وقتی آلارم می‌گذاریم، ذهن ما تمام شب ناآرامه که الان قراره صدای این موبایل لعنتی در بیاد و الان باید بریم و ...

    تمام لذت خواب از دست میره. اما وقتی می‌دونی که تازه اگر صدای موبایل بیاد، می‌تونی نیم ساعت دیگه هم بخوابی، استرس کمتری رو تجربه می‌کنی و صدای آلارم این نوید رو میده که: عجله نکن. تازه نیم ساعت دیگه وقت هست!

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .