Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


باید پای خودت گیر باشد! – مطلب تکمیلی تصمیم گیری


وارن بافت - باید پای خودت گیر باشد Skin in the game

حدود ۳۸۰۰ سال پیش در بابل (همان‌جایی که برج بابل و داستان‌ها و افسانه‌های مربوط به آن شکل گرفته) قانون همورابی این بود که اگر معماری ساختمانی می‌ساخت و آن ساختمان در اثر طراحی یا اجرای نادرست خراب می‌شد، آن معمار را اعدام می‌کردند.

آنها بر این باور بودند که اگر قرار نباشد کسی، زیر سقفی که ساخته است برود، وسوسه‌های مختلف او را به کم‌کاری یا بی‌دقتی و یا بی‌مسئولیتی وادار خواهد کرد.

سالها گذشت.

وارن بافت و پایی که درگیر بازی است

نمی‌دانیم این داستان وارن بافت واقعیت دارد یا خیر (+).

اما می‌دانیم که وارن بافت، یکی از کسانی است که این مفهوم را بارها مورد تاکید قرار داده است و اگر چنین داستانی هم به او نسبت داده شده است، بی‌دلیل نیست و با ذهنیت او کاملاً سازگار است.

البته اصطلاحی که در زبان انگلیسی برای این مفهوم به کار می‌رود، Skin in the game است. به این معنا که باید پوست خودت، گیر بازی باشد.

ظاهراً یکی از اولین جاهایی که چنین تعبیری به کار رفته، نمایش تاجر ونیزی شکسپیر است و فردی که در آن، می‌گوید حاضر است یک پوند از گوشت خود را به عنوان ضمانت یک وام از دست بدهد (اگر دوستش، وام دریافت شده را بازپس ندهد).

 در ادبیات معاصر، بیش از هر فرد دیگری، نسیم طالب به چنین مسئله‌ای اشاره دارد.

یکی از مبانی کتاب قوی سیاه نسیم طالب، این است که:

نسیم طالب در کتاب قوی سیاه به بحث Skin in the game اشاره می‌کند[مطالعه بیشتر: آشنایی با نسیم طالب]

تمرین:

وضعیتی را مثال بزنید که پای شخص یا سازمانی، در تصمیمی که می‌گیرد و یا محصولی که عرضه می‌کند، گیر نباشد.

به عبارتی Skin in the game در موردش مصداق نداشته باشد.

چه روشی به ذهن‌تان می‌رسد که اجرای آن چندان دشوار نباشد و بتواند پای آن فرد یا سازمان را، لااقل کمی درگیر کند.

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تصمیم گیری به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تصمیم گیری

۴۸۶ نظر برای باید پای خودت گیر باشد! – مطلب تکمیلی تصمیم گیری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : پیمان اکبرنیا

    سلام به همه دوستان

    یاد فیلمهایی افتادم که در اونها فردی برای شاه یا یک مقام مهم غذا درست می کنه و میاره و بهش مشکوک میشن. برای اینکه مطمئن باشند غذا مسموم نیست مجبورش می کنند که خودش از غذا بخوره.

    به عنوان مثال سازمانی میشه به پاداشهایی اشاره کرد که از سهام خود شرکت هستند. مثلا به مدیرعامل شرکت به عنوان پاداش, سهام شرکت را به قیمت ارزان می فروشند. اینطوری پای مدیر در منافع شرکت گیر میشه و باید بیشتر برای افزایش ارزش شرکت تلاش کنه و با دقت بیشتری تصمیم بگیره. البته مشکل این کار اینه که ممکنه مدیر برای بالا بردن ارزش سهام در کوتاه مدت و در دوره فعالیتش, منافع بلند مدت شرکت را در نظر نگیره. باید مکانیزم هایی برای به وجود نیامدن مشکل در طولانی مدت در نظر گرفت.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .

اگر می‌خواهید با متمم بیشتر آشنا شوید و بدانید متمم چرا تأسیس شده و چه هدفی را دنبال می‌کند، صفحهٔ دربارهٔ متمم را ببینید یا به فایل صوتی معرفی متمم گوش بدهید.

اگر علاقه دارید با درس‌ها و سرفصل‌های آموزش مدیریت و کسب و کار در متمم آشنا شوید، به صفحهٔ دوره MBA سر بزنید.

اگر در پی پرورش مهارت‌های نرم هستید، درس‌های توسعه فردی را ببینید.

در صفحهٔ دوره‌های صوتی هم همهٔ محصولات صوتی متمم فهرست شده‌اند.

درس‌ها  ثبت‌نام  تجربهٔ متممی‌ها