تعریف استارت آپ چیست؟

استارت آپ (به انگلیسی: Startup یا Start-up) را به فارسی به شرکت نوپا ترجمه کردهاند.
اگر چه در تعریف استارت آپ بر این مسئله تاکیدی وجود ندارد که حتماً فعالیت آن در حوزه تکنولوژی یا فن آوری اطلاعات باشد، اما به دلیل اینکه بسیاری از استارت آپ ها در سالهای اخیر حول این زمینهها شکل گرفتهاند، گاهی در تعریف استارت آپ به این مسئله هم اشاره میشود که استارت آپ باید در حوزه فن آوریهای نوین فعال باشد.
در این زمینه که آیا باید هر فعالیت نوپایی را استارتاپ در نظر گرفت یا نه، اختلافنظر وجود دارد. در بیشتر کتابهای آکادمیک کارآفرینی، حتی کتابهایی که مدرنتر هستند و رویکرد نوگرا دارند، معنای گستردهای برای استارت آپ در نظر گرفته میشود و هر کسب و کار نوپایی استارتاپ نامیده میشود (مثلاً کتاب کارآفرینی بارینگر).
اما کسانی که فرهنگ شرکتهای سیلیکون ولی را میشناسند و مدیران و مشاوران و نظریهپردازان شرکتهای حوزه فناوری را دنبال میکنند، در کتابها، مقالات و مصاحبههای خود، معنای محدودتری برای استارتاپ در نظر میگیرند و بین استارتاپ (یا کسب و کار نوپا) با کسب و کارهای کوچک (Small Business) تفاوت قائلند.
ما هم در بیشتر درسهای متمم، استارتاپ و کسب و کار کوچک را از یکدیگر تفکیک میکنیم و اگر جایی چنین نگاهی وجود نداشته باشد، صریحاً به آن اشاره خواهیم کرد.
در اینجا چند تعریف استارت آپ را با هم مرور میکنیم:
تعریف استارت آپ به عنوان یک واژه انگلیسی در دیکشنری وبستر
دیکشنری وبستر کلمه استارتاپ را به این صورت تعریف کرده است که: «استارت آپ یک کسب و کار جدید (A new business) است.» (منبع)
بر اساس این تعریف، دامنه مشاغل استارتاپی بسیار گسترده خواهد بود. یعنی اگر شما یک مغازه یا فروشگاه کوچک یا مثلاً یک آنلاین شاپ کوچک اینستاگرامی هم راه اندازی کنید، استارتاپ تأسیس کردهاید. وبستر تأکید میکند که کلمه استارتاپ از سال ۱۸۴۵ در متون انگلیسی وجود داشته است.
تعریف استارت آپ توسط مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (USSBA)
مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا یا USSBA استارتاپها را کسب و کارهایی در نظر میگیرد که دو ویژگی دارند. نخست اینکه معمولاً حول محور تکنولوژی شکل گرفتهاند و دیگر اینکه پتانسیل رشد بالایی دارند. (منبع)
این مرکز تأکید میکند که پتانسیل رشد بالا باعث میشود که استارتاپها دغدغهی تأمین مالی هم داشته باشند و بیشتر از کسب و کارهای کوچک غیراستارتاپی به دنبال جذب پول باشند. چون بنیانگذاران آنها معمولاً بر این باورند که با جذب سرمایه میتوانند به سرعت سهم بیشتری از بازار بالقوهی خود را به دست بیاورند و در اختیار بگیرند.
تعریف استارت آپ توسط استیو بلنک
استیو بلنک که او را از پیشگامان نظریهپردازی در حوزهی استارتاپ میدانند، استارتاپ را چنین تعریف میکند: «سازمانی که شکل گرفته تا مدل کسب و کار خود جستجو کند. مدل کسب و کاری که قابل تکرار و مقیاس پذیر است.» (منبع)
در تعریف استیو بلنک سه نکتهی کلیدی دربارهی ویژگی های استارتاپ وجود دارد:
نخست اینکه مجموعههای استارتاپی هنوز در وضعیت ابهام هستند و مدل کسب و کار خود را کشف نکردهاند. یعنی هنوز دقیقاً نمیدانند محصولشان چیست و مشتریانشان چه کسانی هستند و چگونه قرار است با ارائهی محصول به مشتریان خود، ارزش ایجاد کنند.
دومین ویژگی استارتاپ این است که شرکتهای استارتاپی به دنبال یک مدل تکرارپذیر (Repeatable Business Model) میگردند. یعنی مدلی که بتوانند به سادگی آن را از یک محصول به محصول دیگر توسعه دهند (به دیجیکالا فکر کنید که توانست ایده استارتاپی خود را از فروش لوازم دیجیتالی را به لوازم خانه و بعداً انواع محصولات توسعه دهد و همان بازی را در بازارهای دیگر تکرار کند).
سومین ویژگی استارتاپها این است که مدل کسب و کار آنها مقیاس پذیر است (Scalable Business Model). یعنی همان کاری را که امروز مثلاً برای ۵۰ مشتری انجام میدهند، به صورت بالقوه بتوانند برای ۵۰۰۰ یا ۵۰۰۰۰۰ مشتری هم انجام دهند.
تعریف استارت آپ توسط اریک ریس
اریک ریس در کتاب Lean Startup که با عنوان «نوپای ناب» به فارسی ترجمه شده است، استارتاپ را چنین تعریف میکند: «استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.»
او تأکید میکند که استارتاپ یک «نهاد / Institution» است و نه یک محصول. به بیان دیگر، استارتاپ نگاهی فراتر از محصول داشته و مدام در پی رشد و کشف قلمروهای تازه باشد.
ابهام کلمهی کلیدی در تعریف اریک ریس است و او تأکید میکند که برای غلبه بر این ابهام، مدیران استارتاپی باید به سراغ «یادگیری بر پایهی اعتبارسنجی» بروند. یعنی هیچ فرضی را به شکل مطلق، درست در نظر نگیرند و در هر مرحله با آزمودن فرضهایشان زمینهی برداشتن گام بعدی را فراهم کنند.
در نگاه اریک ریس (و همینطور استیو بلنک) این آزمودن فرضیهها بسیار مهم هستند. حتی اگر باعث شوند استارتاپ برنامهی فعلی خود را متوقف کند و مسیر تازهای در پیش گیرد. به همین علت، اصطلاح Fail Fast در اکوسیستم استارتاپی (یا اگر دقیقتر بگوییم: جامعه استارتاپی) رواج یافته و طرفداران فراوانی دارد.
[ درس مرتبط: خلاصه کتاب نوپای ناب (Lean Startup) اریک ریس ]
تعریف استارت آپ در متمم چیست؟
ما در متمم وقتی از واژه کسب و کار نوپا یا استارت آپ استفاده میکنیم، ویژگیهای زیر را مد نظر داریم:
کسب و کاری که قصد دارد ارزش آفرین باشد.
کسب و کاری که پایداری برای اعضای آن دغدغه است و فرصتجو است اما فرصتطلب نیست.
کسب و کاری که دغدغهی مقیاس پذیری دارد.
کسب و کاری که ممکن است مبتنی بر تکنولوژی های نوین باشد یا نباشد.
کسب و کاری که هنوز در شرایط ابهام است و دوران نوزادی و کودکی خود را طی میکند.
همچنین اگر شاخهی خاصی از کسب و کار نوپا مد نظر ما باشد، آن را با صفات مربوطه ذکر خواهیم کرد. مثلاً ممکن است چنین اصطلاحاتی را به کار ببریم:
- کسب و کار نوپا مبتنی بر تکنولوژی های نوین
- استارت آپ مبتنی بر فن آوری اطلاعات
- کسب و کار نوپای خانگی
- کسب و کارهای نوپای آینده نگر
- کسب و کارهای نوپای ایجادکننده تحول در بازار (Disruptive)
[ درس مرتبط: انواع استارت آپ ]
متمم، مجموعهی درسها و بحثهایی را که به استارت آپها و کسب و کارهای نوپا مربوط است در نقشه راه کارآفرینی و ایجاد کسب و کارهای کوچک گردآوری کرده است:
معادل فارسی استارت آپ چیست؟
در برخی وبسایتها چنین ذکر شده که فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژهی کارآغازیان را به عنوان معادل فارسی واژهی Startup برگزیده است. اما فرهنگستان چنین ادعایی را تکذیب کرده است (+).
بهنظر میرسد که اگر استفاده از واژهی استارت آپ را مناسب نمیدانید، همچنان یکی از بهترین گزینهها برای توصیف شرکتهای استارت آپی، اصطلاح شرکت نوپا باشد. تعبیری که در ترجمهی عنوان برخی از کتابهای مربوط به استارت آپ نیز بهکار رفته است.
دسترسی کامل به مجموعه درسهای کارآفرینی برای اعضای ویژه متمم امکانپذیر است.
تعداد درسها: ۶۴ عدد
دانشجویان این درس: ۶۴۹۶ نفر
تمرینهای ثبتشده: ۳۸۷۲ مورد
پس از فعال کردن اشتراک ویژه در متمم، به درسهای بسیار بیشتری دسترسی پیدا میکنید که میتوانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:
دوستانی که درسهای کارآفرینی متمم را مطالعه کردهاند، به درسهای زیر هم علاقه نشان دادهاند:
مدل کسب و کار | بیزینس پلن | ارزش آفرینی
تصمیم گیری | استراتژی | تفکر استراتژیک | داستان کسب و کار
مشاوره مدیریت | کوچینگ | مسیر شغلی
دیجیتال مارکتینگ | برندسازی | پرسونال برندینگ
مذاکره | مهارت ارتباطی | توسعه فردی
دوره MBA (پیگیری منظم مجموعه درسها)
اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید دربارهی متمم بیشتر بدانید، میتوانید نظرات دوستان متممی را دربارهی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی میشناسند:
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری کارآفرینی و ایجاد کسب و کار جدید به شما پیشنهاد میکند:
- دوره آموزش کارآفرینی | راهنمای راه اندازی و مدیریت کسب و کارهای کوچک
- آیا آموزش کارآفرینی مفید است؟ | سهم دانش کارآفرینی در موفقیت کارآفرینان و توسعه کسب و کار
- در مدیریت کسب و کارهای کوچک و متوسط چقدر به منابع آکادمیک اعتماد کنیم؟
- مشاوره کسب و کار | راه اندازی کسب و کار جدید و راهکارهای رشد و توسعه کسب و کار شما
- تعریف کارآفرینی چیست؟ | مروری بر تاریخچه کارآفرینی
- فرایند کارآفرینی | آشنایی با مراحل کارآفرینی
- مهارتهای کارآفرینی چه هستند؟ آیا برای کارآفرینی آماده هستیم؟
- ویژگی های یک کارآفرین | مروری بر ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان
- چرا میخواهید کارآفرین شوید؟ انگیزه شما از کارآفرینی چیست؟
- دو راه متفاوت برای ورود به دنیای کارآفرینی
- تعریف ایده چیست؟ ایده پردازی در کارآفرینی چگونه است؟
- انواع کارآفرینی چیست؟ کدام راه، میتواند برای شما مناسب باشد؟
- کارآفرینی سازمانی چیست و کارآفرین درون سازمانی چه میکند؟
- کارآفرینی دولتی چیست؟ آیا شما یک کارآفرین دولتی هستید؟
- کسب و کار خانوادگی چیست و چه مزایایی دارد؟
- کسب و کار نوپا و کارآفرینی پاره وقت
- میکرو بیزینس | حتی کوچکتر از کسب و کارهای کوچک
- تعریف استارت آپ چیست؟
- انواع استارت آپ | استارت آپها چگونه دسته بندی میشوند؟
- باغ وحش کارآفرینی (غزالها، فیلها، موشها و سایر حیوانات)
- تعریف بنگاه اقتصادی چیست و چرا از واژهی بنگاه استفاده میشود؟
- مزیتهای کسب و کارهای کوچک و نقش آنها در اقتصاد ایران
- کارآفرینی در ایران و علتهای شکست آن | فایل صوتی برای دانلود
- راه اندازی کسب و کار | چه زمانی کسب و کار خود را شروع کنم؟
- راه اندازی کسب و کار | کارآفرینی را تنها آغاز میکنید یا با شریک؟
- راه اندازی کسب و کار | دردسرهای شباهت شرکا و تیم کارآفرین همگن
- راه اندازی کسب و کار | عاقبت شراکت با دوستان و خانواده
- مرکز رشد (انکوباتور) کسب و کار چیست؟
- شتاب دهنده کسب و کار چیست و چه تفاوتی با مرکز رشد دارد؟
- سازمان در مرحله تولد و مفهوم تعهد
- مدیریت ناب | تولید ناب و سایر مفاهیم مرتبط با Lean
- MVP چیست؟ (کمینه محصول پذیرفتنی)
- عمل زدگی: یکی از مشکلات سازمانها در مرحله نوزادی
- نکتهای در مورد سبک زندگی کارآفرینان
- سرمایه گذاری خطرپذیر یا سرمایه گذاری جسورانه (VC) چیست؟
- شرکت هلدینگ چیست و چه تفاوتی با شرکت های سرمایه گذاری دارد؟
- تهیه طرح توجیهی و انجام مطالعات امکان سنجی
- راهنمای اسلایدسازی و تدوین گزارش توجیهی برای راه اندازی یک کسب و کار
- طرح کسب و کار (طرح تجاری) چیست؟ چگونه بیزینس پلن بنویسیم؟
- یک انتخاب کلیدی در کارآفرینی | ثروت آفرینی بیشتر یا کنترل بیشتر؟
- تئوری نمایندگی | چالشهای جدایی مالکیت و مدیریت
- موفقیت کسب و کارهای کوچک را با چه معیارهایی بسنجیم؟
- نشانه های شکست یک کسب و کار کوچک چیست؟
- عوامل موفقیت استارتاپ ها | یک استارت آپ موفق چه ویژگیهایی دارد؟
- مهمترین دلایل شکست استارتاپ ها
- اشتباهات رایج کارآفرینان در مسائل مالی
- استیو بلنک کیست؟
- اریک ریس کیست؟ (Eric Ries)
- مایکل فریزه | محقق در زمینهی روانشناسی کارآفرینی
- حرفهای جک ما | دربارهی کار، موفقیت و کارآفرینی
- کتاب با چرا شروع کنید | سایمون سینک
- کتاب ای کاش وقتی ۲۰ ساله بودم می دانستم | تینا سیلیگ
- کتاب نوآفرینی (آدام گرنت) | راهنمایی برای پرورش خلاقیت و نوآوری
- کتاب سختی کارهای سخت | دردسرها و چالش های یک مدیرعامل
- کتاب چالشهای کارآفرینی | دوراهیهای پیش روی کارآفرینان
- کتاب دوره عمر سازمان (چرخه عمر سازمان) | آدیزس
- کتاب صفر به یک | پیتر تیل
- کتاب نوپای ناب یا The Lean Startup نوشته اریک ریس
- کتاب تست مامان | چگونه یک ایده را ارزیابی کنیم؟
- گزارشهای مدیریتی | شاخص سهولت انجام کسب و کار در کشورهای مختلف
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی
با کمی جستجو به این نتیجه رسیدم که با وجود متنوع بودن تعریف استارتاپ، تعریفی که استیو بلنک ارائه کرده تقریباً جا افتاده و در بسیاری از سایتها و کتابها به کار میره.
ویژگی کلیدی تعریف بلنک اینه که استارتاپ هنوز در جستجوی بیزینس مدل هست و نتونسته مدل کسب و کار خودش رو کشف کنه.
مشکلی که من همیشه در ذهن خودم دارم اینه که کسب و کارهایی هستند که الان پنج، شش یا ده سال از تأسیسشون گذشته و الان نهتنها مدل کسب و کارشون مشخص شده، بلکه دیگه خودشون به حاکمان بازار تبدیل شدهان.
به تعبیر استیو جابز، دیگه نهتنها دزد دریایی نیستن، بلکه الان خودشون کشتیهای بزرگ رو گرفتهان و نیروی دریایی تشکیل دادن و مواظبن که دزدهای دریایی تازه (رقبای جدید) نتونن در برابرشون رشد کنن.
اما مدیران این کسب و کارها مدام به عنوان «مدیران شرکتهای استارتاپی» (و نه به عنوان مدیر موفق یا مدیر کسب و کار) در سمینارها و برنامههای مختلف شرکت میکنن و البته هر جا هم، وام یا منفعتی باشه، اگر احساس کنن هزینهی مالی و اجتماعی بالایی نداره، حتماً ازش استفاده میکنن.
مدتی پیش تعریف سارنن اشتاین بارث (Sarnen Steinbarth) رو دیدم و با وجودی که فرد معروف و صاحبنامی نیست، حس کردم ایدهی استیو بلنک رو به شکل زیباتر و شفافتری گفته و شاید برای جامعهی ما که خیلیها سعی میکنن خودشون رو به عنوان استارتاپ جا بزنن (يا دوست ندارن این عنوان رو رها کنن) مفیدتر باشه.
اشتاین بارث میگه: «استارتاپ کسب و کاریه که هنوز موفق نشده» یا به تعبیر دیگه «شرکتی که هنوز فاز موفقیت رو تجربه نکرده.»
با این تعریف، شاید سادهتر بتونیم شرکتهایی رو که دیگه از فاز استارتاپی عبور کردهان، تشخیص بدیم و کنار بذاریم.
تیمی به دنبال راه اندازی خدمت یا محصول جدید ، قابل تکرار و مقیاس پذیر در شرایطی با ابهام بالا
در یکی از پادکست های امین آرامش با یکی از همین افراد استارتاپی صحبت می کرد اون استارتاپ را با ۲ ویژگی مشخص بیان کرد
۱- کسب و کاری که ابهام دارد
۲-سوددهی آن به صورت نمایی است(اگر سود ده بشه البته!)
استارتآپ، کسبوکار نوپاست.
برخلاف تعاریف کلاسیک و قدیمی، امروز این مفهوم بسیار تغییر پیدا کرده و باید بپذیریم ابزارهای ارتباطی موبایلی، نقش مهمی در این تغییر داشتهاند.
در سالهای نه چندان دور، استارتآپ بیشتر چند نفری بودند که در یک فضا یا شتابدهنده دور هم گرد میآمدند تا به یک هدف برسند؛ اما امروزه به اعتقاد من حتی یک خانمی که محصول خانگی تولید میکند و فرآیندهای بازاریابی و فروش را در عمل آغاز میکند، یک استارتآپ به حساب میآید.
با کمی جستجو به این نتیجه رسیدم که با وجود متنوع بودن تعریف استارتاپ، تعریفی که استیو بلنک ارائه کرده تقریباً جا افتاده و در بسیاری از سایتها و کتابها به کار میره.
ویژگی کلیدی تعریف بلنک اینه که استارتاپ هنوز در جستجوی بیزینس مدل هست و نتونسته مدل کسب و کار خودش رو کشف کنه.
مشکلی که من همیشه در ذهن خودم دارم اینه که کسب و کارهایی هستند که الان پنج، شش یا ده سال از تأسیسشون گذشته و الان نهتنها مدل کسب و کارشون مشخص شده، بلکه دیگه خودشون به حاکمان بازار تبدیل شدهان.
به تعبیر استیو جابز، دیگه نهتنها دزد دریایی نیستن، بلکه الان خودشون کشتیهای بزرگ رو گرفتهان و نیروی دریایی تشکیل دادن و مواظبن که دزدهای دریایی تازه (رقبای جدید) نتونن در برابرشون رشد کنن.
اما مدیران این کسب و کارها مدام به عنوان «مدیران شرکتهای استارتاپی» (و نه به عنوان مدیر موفق یا مدیر کسب و کار) در سمینارها و برنامههای مختلف شرکت میکنن و البته هر جا هم، وام یا منفعتی باشه، اگر احساس کنن هزینهی مالی و اجتماعی بالایی نداره، حتماً ازش استفاده میکنن.
مدتی پیش تعریف سارنن اشتاین بارث (Sarnen Steinbarth) رو دیدم و با وجودی که فرد معروف و صاحبنامی نیست، حس کردم ایدهی استیو بلنک رو به شکل زیباتر و شفافتری گفته و شاید برای جامعهی ما که خیلیها سعی میکنن خودشون رو به عنوان استارتاپ جا بزنن (یا دوست ندارن این عنوان رو رها کنن) مفیدتر باشه.
اشتاین بارث میگه: «استارتاپ کسب و کاریه که هنوز موفق نشده» یا به تعبیر دیگه «شرکتی که هنوز فاز موفقیت رو تجربه نکرده.»
با این تعریف، شاید سادهتر بتونیم شرکتهایی رو که دیگه از فاز استارتاپی عبور کردهان، تشخیص بدیم و کنار بذاریم.
این لیست که بهش ارجاع داده میشه (در صحبت با سایر فاندرها زیاد شنیدم)، ملاکش این هست استارتاپی که هنوز IPO نشده، استارتاپ حساب میشه. البته این فقط یونیکورن ها هستن
و واقعا اولی های این لیست به نظرم درست نیست توی این لیست باشن.
در کل لیست کاملی هست. (برای یونیکورن ها)
https://www.cbinsights.com/research-unicorn-companies
یکی از کتاب هایی که در مورد ارزش گذاری استارت آپ ها خوانده بودم، کتابی از انتشارات امیران بود که در فیدیبو آن را خریداری و مطالعه کردم (لینک مشاهده این کتاب را در ادامه قرار دادم).
با توجه به عنوان درس، من هم بخشی از تعاریف استارت آپ که در این کتاب به آن اشاره شده را ذکر میکنم. اما قبل از تعاریف، به معرفی بخش های مختلف این کتاب میپردازم، چراکه بنظرم، مطالعه این کتاب میتونه برای افرادی که به حوزه راه اندازی یک استارت آپ علاقمندند مفید باشه.
این کتاب در هفت بخش نوشته شده. در قست اول تعاریفی از استارت آپ از دیدگاه موسسهای شرکتهای مختلف آورده شده. در این بخش همچنین، به ۹ قسمت بوم مدل کسب و کار اشاره شده که بنظرم نوشتاری روان دارد. همچنین به روند مالی استارت آپ های دنیا بصورت خلاصه گریزی زده شده. یکی از مباحث خوبی که در این بخش ذکر شده، بیست و پنج پرسش پیش از سرمایه گذاری است. بنظرم فکر کردن به این پرسش ها و یافتن پاسخ های دقیق آنها میتونه کمک خوبی برای افرادی باشه که قراره استارت آپی را بنیانگذاری کنند. در بخش دوم به بحث ارزش گذاری پرداخته شده. اینکه اصلا ارزش گذاری چه چالش هایی دارد و این چالشها چگونه در زمان افزایش سرمایه میتونه دردسرساز باشه. در انتهای این بخش هم، به بحث هنر و علم در ارزش گذاری پرداخته شده. در بخش سوم شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) و متریک های مهم استارت آپ ها معرفی میشوند. در بخش های چهارم تا هفتم نیز به مباحثی همچون: پیچیدگی ارزش گذاری استارت آپ ها، روش های ارزش گذاری استارت آپ ها اشاره شده. هفت روش ارزش گذاری که در این کتاب توضیح داده شده شامل:
روش برکس (Berkus Method)
روش مجموعه عوامل خطر یا مجموعه ریسک فاکتور (Risk Factor Summation Method or RFS)
روش ارزش گذاری کارت امتیازی (Scorecard Valuation Method)
روش تراکنشهای قیاس پذیر (Comparable Transaction Method)
روش ارزش دفتری (Book Value Method)
روش ارزش انحلال (Liquidation Value Method)
روش جریان نقدی تخفیف خورده (Discounted Cash Flow Method)
شاید این کتاب، بعنوان توضیحات اولیه (الفبای ارزش گذاری) برای دوستانی که در این حوزه تجربه زیادی ندارند بتونه مفید و اثربخش باشه.
البته متمم هم به خوبی به ۹ بخش مدل کسب و کار و مباحث مرتبط به آن پرداخته. همچنین شاخص های کلیدی عملکرد هم یکی از درس های مهم دوره سیستم های کنترل مدیریتیه که پیشنهاد میکنم اگر علاقمند به این حوزه هستید این درس رو هم مطالعه کنید.
تعریف استارت آپ در کتاب ارزش گذاری و قیمت گذاری استارت آپ ها:
نیل بلومنتال موسس و مدیرعامل واربی پارکر (Warby Parker) میگه: استارت آپ یک کمپانی نوپاست که راه حلی نوین رو برای یک مسئله ارائه میکنه، در حالیکه تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود نداره.
چئونگ موسس و مدیرعامل کمپانی هوم جوی (Homejoy) استارت آپ رو بعنوان پنجره ذهن رو به آینده خونده و میگه: تاسیس یا پیوستن به یک استارت آپ به معنای یک تصمیم جدی برای جدا شدن از شرایط ایده آل و پایدار به منظور دستیابی به رشد برق آسا و تلاش برای ایجاد موجی از تغییرات در مدت زمان کوتاهه.
از نظر گراهام مدیرعامل Y Combinator یک کمپانی با قدمت ۵ ساله رو میشه یک استارت آپ خواند، اما یک کمپانی ۱۰ ساله تقریبا در حال دگردیسی و گسترشه. با بررسی تولد و فعالیت استارت آپ ها در سالهای اخیر، میشه به جرئت گفت بصورت میانگین عمر استارت آپها تقریبا سه ساله و این کمپانی های نوپا پس از سه سال دیگه یک استارت آپ شناخته نمیشوند. از جمله دلایل اینه که این استارت آپها توسط سایر کمپانی ها تصاحب شدند، تعداد دفاترشان به بیش از یک دفتر رسیده، درآمد به بیش از ۲۰ میلیون دلار دارند و تعداد کارکنانشان بیش از ۸۰ نفر و اعضای اصلی اونها به بیش از ۵ یا فروش سهم اعضای اصلی اشاره کرد. در واقع میشه در یک جمله ساده رسیدن استارت آپ به سودآوری را پایانی برای شناخته شدن آن بعنوان یک استارت آپ موفق خواند. در واقع فاکتور اصلی یک استارت آپ را باید توانایی اون برای رشد بدانیم. گراهام استارت آپ را یک کمپانی تعریف میکنه که ساختار آن برای رشد سریع معماری شده. در واقع تمرکز برای رشد، فارغ از فاکتورهایی نظیر جغرافیایی است که اعضای استارت آپ آن را تاسیس کرده اند. از این رو استارت آپ را باید از کسب و کارهای کوچک جدا کرد. یک رستوران جدید در یک شهر ر نباید بعنوان یک استارت آپ بشناسیم. مفهوم استارت آپ با صنعت فناوری در هم تنیده شده. اوبر در زمینه پیوند صنعت فناور با حمل و نقل فعالیت میکنه. این کمپانی موفق شده با داشتن ارزشی ۵/۳ میلیاردی، سرمایه ۳۰۷ میلیون دلاری رو جذب کنه. اما الان استارت آپ نیست. البته برخی از موسسان هم زیر پرچم یک کمپان رفتن رو بعنوان زمانی برای عمر یک استارت آپ نمیدونند. البته که شرایط خرید استارت آپها توسط کمپانی های مختلف هم متفاوته. بنابراین او در یک تعریف کلی استارت آپ را به مجموعه ای تعمیم داده که درآمدی کمتر از ۲۰ میلیون دلار داشته و تعداد کارکنان آنها هم کمتر از ۸۰ نفره. خصوصیات یک موسس استارت آپ هم اینه که هدفش تبدیل شدن به یک کمپانی بزرگ در سطح کشوری یا جهانی اقدام به تاسیس کمپانی خودش میکنه.
بنظرم استارتاپ کسب و کاری هست که یا ارزش آفرین باشه یا مشکلی رو برای مردم حل کنه. اینکه در مدت کوتاهی حتما باید نتیجه بده رو موافق نیستم. چون خیلی از ایده ها و کسب و کارها در طول زمان پخته تر و کاملتر میشن و بعد به رشد بالایی میرسن.
اگه بیایم چنتا کسب و کار موفقی ک سریع رشد کردن رو الگو بذاریم و چنین تعریفی رو شاخص قرار بدیم، باید از خیلی جاها اسم استارتاپ رو پاک کنیم.
خیلی از جاها دیدم به استارتاپها شرکتهای نوآفرین هم میگن.
دوره زمونه جوری شده به همه نوع کسب و کاری دارن میگن استارتاپ. هر جوان ایرانی یا یه استارتاپ داره یا میخواد بزنه یا یکی از نزدیکترینهاش استارتاپ زده یا میخواد بزنه! مساله اینجاست که با این همه صاحب استارتآپ کی میمونه زیردست این همه فاندر، و کارمند میشه؟
کشور هزاران شرکت ۳ – ۴ نفر داره بجای چند صد شرکت چند صد نفره.
برای تعریف واژهها و عبارات جدیدی که میشنویم، به ندرت به سراغ تعاریف رسمی و دقیق آنها میرویم. تصویری که از هر واژه جدید در ذهن ما نقش میبندد، عموما از برایند تعاریفی که از دیگران میشنویم و وجوهِ مشترکِ مصادیقِ آن واژهها ایجاد میشود.
مثلا ۱۰ استارت آپ را به ما نشان میدهند و ما هم بر اساس همین مشاهدات و توضیحاتی که از دیگران درباره استارت آپها میشنویم، مفهوم و تصویری خودساخته را در ذهن خود حول این عبارت شکل میدهیم.
تصویر خودساختهای که من از واژه استارت آپ در ذهن دارم، به این شکل است:
** افرادی که ایدهای برای حل یک مشکل دارند، دور هم جمع میشوند و تشکیل یک تیم را میدهند تا با پیاده سازی این ایده، به منفعت اقتصادی برسند.
** معمولا استارت آپها با رشد خیره کنندهای مواجه هستند. یا موفق نمیشوند و یا در صورت موفقیت، نتایج خیره کنندهای دارند.
** در این تصویرِ ذهنیِ ناخودآگاه، هیچ فرد میان سال و مسنی نمیتواند جزو تیم استارت آپ باشد. اعضای یک استارت آپ جوان هستند و باید از صفر شروع به ساختن یک کسب و کار کنند.
** در طی مدتی که افراد در استارت آپ هستند، به شدت کار میکنند تا در کمترین زمان ممکن ایده خود را به نتیجه برسانند.
** برای راه اندازی یک استارت آپ حتما باید ایده جدیدی در ذهن داشته باشیم.
کسی که راه اندازی استارت آپ را به عنوان ابزاری برای رسیدن به موفقیت انتخاب میکند، تلاش خواهد کرد تا به بهترین شکل ممکن تصویر ذهنی خود از استارت آپ را ایجاد کند و تصمیمات آتی او به شدت در راستای این تصویر ذهنی خواهند بود.
اگر تصویر خودساختهای که از واژه استارت آپ توصیف کردم، به عنوان مقصد انتخاب شود، همه تلاشهای آتی برای ایجاد آن تصویر خواهد بود:
** طبق این تعریف، اولا من تشکیل تیم برای راه اندازی استارت آپ را ضروری خواهم دانست و نمیتوانم راه اندازی استارت آپ را بدون تیم تصور کنم.
** در برابر ورود افراد میان سال و شاید مسن به تیم جهبه خواهم گرفت و احساس خواهم کرد که ورود آنها، فلسفه استارت آپی بودن یک کسب و کار و متعاقب آن نتایج شگفت آور حاصل از موفقیتش را نقض خواهد کرد
** اگر رسیدن به نتیجه مورد انتظار، زمان بیشتری ببرد، ممکن است این اتفاق را مصداق شکست استارت آپ تلقی کنم.
تصویری که در این درس از استارت آپ از زبان بزرگان کارآفرینی و متمم توصیف شد، تفاوت ماهوی با این تصویر خودساخته دارند. در این تصاویر بیش از هر چیز به ارزش آفرین بودن، دغدغه پایداری و کم سال بودن یک کسب و کار تاکید شده است. مفاهیمی که در تعریف من از استارت آپ به آنها پرداخته نشده است. طبیعتا تفاوت در این تعاریف، منجر به طی مسیری کاملا متفاوت و رسیدن به مقصدی کاملا متفاوت خواهد شد.
به نظر من مقیاسپذیری رکن اصلی استارتاپ است و اون رو با دیگر کسب و کارها متمایز میکنه. اگه این رکن رو حذف کنیم هر کسب و کاری رو میتونیم به نحوی استارتاپ بدونیم و این درست نیست
راستش قبلا که با تعریف دقیق استارتاپ آشنا نشده بودم و آن را از جنبههای مختلف بررسی نکرده بودم احساس میکردم با تعریف استارتاپ به خوبی آشنا هستم. قبلا فکر میکردم استارتاپ یعنی تبدیل ایده به عمل یا خیلی سادهتر تبدیل حرف به عمل
اما حالا با مطالعه درس متمم و به دنبال آن گشتوگذاری در دنیای وب و آشنایی با تعاریف بیشتری از استارتاپ، این تعریف را برای خودم برگزیدم:
استارتاپ یعنی تبدیل ایده به عمل اما این ایده باید تا حدودی نوآورانه باشد نوآورانه بودن هم صرفا در سطح جهانی مطرح نیست بلکه در سطح یک محله هم قابل قبول است.
خانم خانهداری که به تبعیت و تقلید از خانم سر کوچهشون خیاطی راه میاندازد استارتاپ نیست اما خانمی که برای اولین بار در روستایشان اولین چرخ خیاطی را راه میاندازد و شروع به کار میکند استارتاپ است.
کسی که به سبک سایر رقبایش گاوداری راهاندازی میکند استارتاپ نیست اما اگر همین گاوداری را به صورت کمی متفاوت (مثلا ایجاد اپلیکیشنی برای خرید و فروش گاوهایش!) راهاندازی میکند استارتاپ است (امیدوارم مثالم اشتباه نباشد)
به نقل از روزنامه همشهری اکومونیست به تازگی درگزارش مهم خود درباره استارتاپ ها به سقوط جایگاه سیلیکون ولی به عنوان پایتخت استارتاپ های جهان پرداخته است .درجایی دیگر همین مطلب گفته شده:اولویت درتمام دنیا با آموزش فرهنگ استارتاپی وساخت جامعه ای است که به این ارزشها پایبند باشند واین درحالی است که هنوز فرهنگ استارتاپی درجامعه شکل نگرفته بخش های زیادی ازجامعه مشغول ساخت مراکز رشد ونوآوری هستند ومیخواهند کسب وکارهای نوپاراشکل دهند..دراین فضا همه بایکدیگر کارکرده ومشکلاتشان راباهم حل میکنند.
من شخصا این واژه را بیشتر در مورد اپلیکیشن های اندرویدی که در کافه بازار یا فروشگاههای مشابه عرضه می شوند شنیده ام.
آگاهی داشتن از تعاریف درست در هر زمینه و رشتهای، باعث بیشتر شدن درصد احتمال کسب موفقیت در آن زمینه میشود. به این ترتیب که تسلط و درک مناسب از تعاریف، چشماندازهای درست را مشخص کرده و بیراههها را در حین طی کردن مسیر نمایان میکند.
شاید دانستن تعریف کلمه استارتآپ به ظاهر ساده و بیاهمیت باشد، اما تسلط به جنبههای مختلف تعاریف این مفهوم چه در شروع کار و چه برای رشد دادن به کسبوکار کمک بزرگی برای کارآفرینها است.
استارت آپ این روزها تبدیل به کلمه ایی با کلاس شده که افراد از اون استفاده می کنند. البته هر کسی هم که ایده داره، سریع فکرش به دنبال ایجاد یک استارت آپ می رود. در صورتی که فاصله این ایده تا استارت آپ شدن خیلی زیاد است. و عملا درک کردن فضای یک استارت آپ اون هم در فضایی که آموزش لازم و کافی در موردش وجود ندارد و همچنین عدم آموزش انجام کارها به صورت تیمی، چالش های زیادی را پیش رو دارد.
استارت آپ واژه ایی امید بخش و تیغ دو لبه است که اگر به درستی به مفاهیم اون پرداخته نشود، تبدیل به عاملی مایوس کننده می شود که می تواند آینده یک جوان را به راحتی در دستان خودش بگیرد و به سمتی ببرد که مورد پسند او و جامعه و اطرافیانش نیست.
سلام
اوایل سال ۱۳۹۵ درمورد مدل «نوآوری باز» مطالعه میکردم و به «هنری چسبرو» (henry chesbrough) رسیدم. ایشون رو مبدع این نوع نوآوری میدونن.
نقطه تلاقی اون ماجرا با واژه استارتاپ در اینجا شکل میگیره:
چسبرو در حدود سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ مسئول یک تحقیق درمورد «زیراکس پارک» (Xerox PARC) بوده و دلایل خروج ایدهها یا ثمر ندادن بسیاری از ایدههای پارک را بررسی میکرده. در خلال تحقیقاتش چند عبارتی درمورد شرکت استارتاپی داره.
چسبرو درمورد استارتاپ میگه:
«شرکت کوچک و جوانی که در یک یا دو حلقه از زنجیره ارزش جای میگیرد و با ایدهای تازه تولید محصو یا ارائه خدمات را نسبت به شکل قبلی کاهش میدهد یا خدمت یا محصولی جدید را به زنجیره اضافه میکند.»
شاید به عنوان اطلاعات جانبی جالب باشه اضافه کنم شرکتهای ۳com و Adobe از شرکتهایی هستن که به شکل ایده از زیراکس پارک خارج شدن و به عنوان استارتاپ فعالیت خودشون رو آغاز کردن و الان خودشون شرکتهایی با ارزش میلیون دلاری هستن.
متأسفانه نتونستم اصل مقاله رو برای ضمیمه کردن پیدا کنم.
با جستجوی اسم چسبرو کنار Open Innovation میشه اطلاعات خوبی درمورد ایدهها و نظراتش پیدا کرد.
ممنون از توجهتون
سلام
خیلی گیج شده بودم از تعریف های مختلفی که از استارت آپ میکردند و هرکسی برای خودش برداشتی داره و تو هر جایی اسمش شنیده میشه اما نمیدونیم چی هست
ممنون از تعریف کامل متمم
کاملا روشن شد برام
پاینده باشید
پایداری، نوپایی،آینده نگر، مبتنی بر فن آوری، نوپا ، تکنولوژی نوین و تحول آفرین در بازار
سلام
START UP همونطور که از اسمش پیداست “فعالیت نوپا” معنی می ده.
این نوع کسب و کار به خاطر شروع کم هزینه و البته سطح ساده امکاناتش در ابتدا مورد حمایت دولت قرار می گیره.
قبلا هم به اسم”بنگاه های زود بازده” در دولت قبل مورد توجه بود و متاسفانه منابع اون صرف اموری غیر از تولید شد.
در آمریکا شروع استارت آپ با کم ترین هزینه شروع می شه و اگر به همراه ثبت اختراع و نوآوری باشه توسط شرکت های بزرگ به صورت کسب امتیاز خریداری میشن.
به صورت دوره ای نمایشگاه هایی برای معرفی و عرضه این نوع کسب و کار ها برگزار می شه که شرکت های بزرگ برای خرید ایده های جدید استارت آپ های کوچک مراجعه می کنن.
ایجاد استارت آپ و فروش اون برای یک عده شغل محسوب می شه و همواره در حال ایجاد یک محصول جدید ، ثبت اختراع و فروش اون در قالب استارت آپ هستند.
خدا رو شکر که بالاخره توی یک منبع فارسی یه تعریف درست درمون از استارت آپ شد ( البته از متمم چیزی غیر این انتظار نمی رفت)
این روزا که استارت آپ نقل هر مجلسی شده، متاسفانه هر روزم یه تعریف من درآوردی ازش شنیده میشه.
به نظرم قشنگ ترین کار متمم توی این پست جمع آوری چندین تعریف و در نهایت ارائه تعریف متمم اونم فقط توی محدوده متمم بود.
به قول ملت همیشه در صحنه شبکه های اجتماعی، مرسی که هستید :)))))
در حال حاضر یکی از حوزه های نوظهور در کسب و کارهای نوپا ، در حوزه زیست فناوری است که در ایران هم در حوزه دانش بنیان تقسیم بندی شده است و استارات آپ های زیادی در این حوزه بوجود آمده و یا در حال ایجاد شدن هستند. این حوزه از این جهت قابل توجه هست که منبع آنها تجدید پذیر می باشد.