Menu


تعریف کیفیت زندگی کاری و عوامل موثر بر آن


کیفیت زندگی کاری و عوامل موثر بر آن

اگر بخواهیم هدف درس مدیریت رفتار سازمانی را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توانیم بگوییم:  مدیریت رفتار سازمانی می‌کوشد کیفیت زندگی کاری انسانها را بهبود دهد. 

کیفیت زندگی کاری از جمله عبارتها و کلماتی است که این روزها زیاد شنیده می‌شود و حالا لازم است در مورد خود این مفهوم،‌ بیشتر صحبت کنیم.

وقتی این عبارت را میشنوید چه نکاتی به فکر شما میرسد؟

ممکن است به یاد دعوای دیروز با مدیران بیفتید و شاید به فکر پایه‌ی صندلی که یک هفته است لق شده و هیچکس به فکر تعویض و تعمیر آن نیست.

شاید هم کیفیت زندگی کاری شما را به یاد ساعات خوش (یا ناخوش) صرف ناهار در کنار همکارانتان بیندازد.

اگر مسائل و مشکلات روزمره و اتفاقات خوش و ناخوش موردی را کنار بگذاریم، شاید بتوان گفت  کل تصویر و برداشتی که از محیط کار و شغل‌تان در ذهن شما شکل می‌گیرد، چیزی از جنس کیفیت زندگی کاری است. 

جالب اینجاست که در طول سالیان گذشته، هر کس که در زمینه‌ی کیفیت زندگی کاری و عوامل موثر بر آن، تحقیق کرده یا گزارشی را منتشر کرده است، به سلیقه‌ی خود، ترکیبی از عوامل مختلف را مورد توجه قرار داده است.

به همین دلیل، ابزارهای مختلف و پرسشنامه‌های مختلف، عوامل بسیار متفاوتی را به عنوان شاخص‌های سنجش کیفیت زندگی کاری، اندازه‌گیری و ارزیابی می‌کنند.

بنابراین به نظر می‌رسد یک راهکار مناسب برای درک بهتر مفهوم کیفیت زندگی کاری، مطالعه‌ی دیدگاه‌های مختلف و تلاش برای ترکیب آنها و قرار دادن آنها در کنار هم باشد.

در اینجا، با مرور چند مورد از معتبرترین گزارش‌های موجود در مورد سنجش و اندازه گیری کیفیت زندگی کاری، برخی از مهم‌ترین عوامل تاثیر گذار بر کیفیت زندگی کاری را که اکثر نظریه پردازان بر روی آنها اتفاق نظر دارند، با هم مرور می‌کنیم.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

برخی از منابعی که در تدوین محتوای این درس مورد استفاده قرار گرفته‌اند:

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مبانی رفتار سازمانی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه مبانی رفتار سازمانی

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

141 نکته برای تعریف کیفیت زندگی کاری و عوامل موثر بر آن

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    یه تجربه‌ای رو چند وقت پیش در دفتر یکی از دوستانم شاهد بودم. چون هم از مدیر مجموعه و هم از بچه‌ها، بازخورد خیلی مثبتی داشتم و احساس کردم نتیجه‌ی عملی ازش گرفته شده، گفتم اینجا نقل کنم (ببخشید. کار گرافیکی من خیلی خوب نیست).

    مدیر مجموعه، اعتقاد داشت که حتماً‌ باید صفحه‌ی نمایش بچه‌ها دیده بشه. به هر دلیل، تجربه بهش نشون داده بود که اگر این وضعیت نباشه، زمان پرت و اتلاف وقت زیاد خواهد بود.

    نتیجه این بود که چیدمان اتاق بچه‌های خودش رو شبیه تصویری که در سمت راست کشیدم، تنظیم کرده بود.

    حریم شخصی به صفر رسیده بود و البته نگاه بچه‌ها هم مستقیم به دیوار بود.

    این وضعیت بیش از دو سال وجود داشت. تا اینکه به پیشنهاد یکی از بچه‌ها، چیدمان دوم (سمت چپ)‌ رو انتخاب کردند.

    هنوز هم حریم شخصی وجود نداره. چون کسی که دور میزها قدم می‌زنه، همه صفحه نمایشها رو می بینه (و این دوست من رو که مدیر شرکت هست، خوشحال می‌کنه).

    اما از طرفی، یک "نیمچه حریم" وجود داره. چیدمان جوری هست که کسی از در بیاد تو، مستقیم همه چیز رو نمی‌بینه. بچه‌ها اگر از جاشون بلند شن، آدم فرصت داره کمی فضای صفحه نمایشش رو جمع و جور کنه. و به همین دلیل، بچه‌ها هم می‌گن که خوشحال‌تر از قبل هستند. اونها هم انتظار ندارند که بهشون یک اتاقک کاملاً بسته داده بشه، اما این وضعیت رو حداقل حقوق خودشون می‌دونن.

    از طرفی نگاهشون دیگه به دیوار نمی‌خوره یا کمی دیرتر و دورتر به دیوار می‌خوره.

    جالب اینجاست که بچه‌ها انقدر از وضعیت جدید راضی هستند که با پول مشترک خودشون، یه کتابخونه کوچیک هم خریدن و کنار اتاق گذاشتند.

    شاید از دید ما که بیرون هستیم، خیلی مسئله‌ی ساده‌ای باشه. اما به عنوان یک مهمان که ماه‌ها و سالهاست اونجا سر می‌زنم، حال خوب‌تر بچه‌ها رو به وضوح می‌بینم و حس می‌کنم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .