Menu


پارادوکس ایکاروس – همان چیزی که موفق‌مان کرده می‌تواند باعث شکست‌مان شود


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۵۸۲۲۲

مطالبی که در قالب دعوت به گفتگو منتشر می‌شوند در مقایسه با سایر درس‌ها و مطالب متمم، فضایی صمیمی‌تر و به دور از چارچوب‌های خشک درسی دارند.

می‌کوشیم به بهانه‌ی حرف‌های بزرگان و نکاتی که در کتابها و مقاله‌ها می‌بینیم و می‌خوانیم،‌ با یکدیگر در مورد تجربیات خود در فضایی نزدیک به درس‌های متمم صحبت و گفتگو کنیم.

پارادوکس ایکاروس - کتابی از دنی میلر

بسیار ساده است.

آن‌قدر ساده که بسیاری از ما فراموشش می‌کنیم: همان‌ چیزی که کمک کرده موفق شویم و از دیگران پیشی بگیریم، می‌تواند موجب شکست‌مان شود.

کمتر زبان و فرهنگی را می‌یابیم که مثال و قصه و حکایتی در این زمینه نداشته باشد.

اما دنی میلر با نگارش کتاب پارادوکس ایکاروس (Icarus Paradox) این نکته را به ما یادآوری کرد که ساده بودن و واضح بودن این نکته نباید باعث شود که آن را جدی نگیریم یا کم‌اهمیت بشماریم.

طرح روی جلد و خلاصه کتاب پارادوکس ایکاروس - نوشته دنی میلر

نام ایکاروس از یکی از شخصیت‌های اسطوره‌ای یونان باستان گرفته شده است.

داستان این شخصیت هم مانند بسیاری از شخصیت‌های اسطوره‌ای، جزئیات فراوان دارد.

اما محور اصلی ماجرا به این شکل است:

محدودیت در دسترسی کامل به این درس

دوست عزیز.

بحث پارادوکس ایکاروس برای کاربران ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت به عنوان کاربر ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مطلب، به سایر بحث‌هایی هم که تحت عنوان تفکر سیستمی مطرح می‌شوند دسترسی پیدا می‌کنید.

همچنین با فعال کردن اشتراک ویژه به درس‌های بسیار بیشتری دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌ها و مطالب مطرح شده، ما فکر می‌کنیم شاید بهتر باشد در کنار تفکر سیستمی، مطالعه‌ی مباحث زیر را نیز در اولویت قرار دهید:

  ارزش آفرینی

  تصمیم گیری

  مدل ذهنی

میلر مثال‌های بسیاری از شرکت‌های بزرگ (عمدتاً آمریکایی) در تأیید حرف خود مطرح می‌کند و به بررسی مراحل موفقیت و شکست آنها می‌پردازد.

اما آنچه ما در این درس به آن توجه داریم، ارتباط پارادوکس ایکاروس با آموخته‌های ما در تفکر سیستمی است.

پارادوکس ایکاروس در قالب یک جمله‌ی ساده خلاصه می‌شود: اگر چیزی خوب است، قرار نیست بیشتر شدن آن باعث خوب‌تر شدنش شود.

یا اگر رفتاری ارزشمند و ارزش آفرین است، قرار نیست تکیه‌ی بیشتر بر این رفتار، باز هم ارزش بیشتری ایجاد کند.

این حرف‌ها واضح و بدیهی به نظر می‌رسند.

اما در عمل دیده‌ایم که بسیاری از ما در زندگی شخصی و در کسب و کار خود، آنها را فراموش می‌کنیم.

مثال‌های پارادوکس ایکاروس را می‌توانید در جنبه‌های مختلف زندگی ببینید: قرار نیست آنچه باعث موفقیت ما شده، در حفظ موفقیت ما نیز مفید باشد.

حتی از این جدی‌تر: ممکن است دقیقاً آنچه باعث موفقیت ما شده، خود شکست ما را رقم بزند.

بحث ما اینجا در مورد غرورِ ناشی از موفقیت نیست؛ بلکه در مورد استفاده‌ی بیش از حد از ابزار‌هایی است که تا سطح فعلی، قابلیت و ارزش خود را نشان داده‌اند و به موفقیت ما کمک کرده‌اند.

پارادوکس ایکاروس برای شما چه خاطره‌ها و تجربیات و مثال‌هایی را تداعی می‌کند؟

از کجا باید بفهمیم که از یک ابزار یا تکنیک یا رفتار یا تصمیم یا استراتژی، دقیقاً به همان اندازه که “باید” استفاده کرده‌ایم؟

وقتی از یک سو نمی‌خواهیم با استفاده‌ی بیش از حد از آن ابزار، نابود شویم و از سوی دیگر منطقی نیست که به محض آنکه ابزاری کارایی خود را اثبات کرد، بترسیم و آن را کنار بگذاریم.

مثال‌های پارادوکس ایکاروس را بیشتر در محیط کسب و کار دیده‌اید یا زندگی فردی؟

  
  

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری تفکر سیستمی به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه تفکر سیستمی

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

54 نکته برای پارادوکس ایکاروس – همان چیزی که موفق‌مان کرده می‌تواند باعث شکست‌مان شود

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : محمدرضا شعبانعلی

    جناب آقای احمدیار عزیز.

    بارها از دوستان متممی خواهش کرده‌ایم که به جای کپی کاری، خودشان فکر کنند و بنویسند.

    متاسفانه در موارد متعدد در نوشته‌های شما، بی‌دقتی، درکِ سطحی و کپی از حرف‌های سایت‌های دیگر (بدون اشاره به منبع) دیده می‌شد.

    گفته‌اید که مثال انتخاب کرده‌اید که باعث فهم مطلب شود.

    اگر مطلب را «فهمیده بودید» از خودتان مثال می‌زدید. وقتی خودتان نمی‌توانید حرفی بزنید، یعنی آن را نفهمیده‌اید و منطقی نیست برای فهمیدن سایر دوستان‌تان تلاش کنید.

    ضمنا‌ خوب است بدانید که اکثر دوستان متممی شما، جستجو در گوگل را - اگر شما ظاهراً تازه با آن آشنا شده‌اید و هیجان دارید - بهتر از شما بلدند و مدیریت را از شما بهتر می‌فهمند. بی‌تردید Copy و Paste را هم بهتر از شما بلدند و می‌دانند.

    به ندرت در کامنت‌های شما موردی دیدم که بتواند ما امیدوار کند که مطلب را به درستی درک کرده‌اید یا لااقل برای یادگیری تلاش می‌کنید.

    کافی است به تمرین خود در درس کالا و خدمات مراجعه کنید (اینجا)

    که ابتدا گفته‌اید همه‌ی دوستان حرف‌ها را گفته‌اند و فقط یک نکته مانده. و بعد یک نکته‌ی بی‌منطق، نادرست و بسیار گمراه‌کننده را - که نشان می‌دهد هرگز کالا و خدمت را درک نکرده‌اید - مطرح کرده‌اید.

    ای کاش اگر همه‌ی دوستان مطالب را گفته بودند، شما زحمت می‌کشیدید حرف‌های آنها را می خواندید تا مطلب را بهتر درک کنید.

    ضمن اینکه بسیاری از کامنت های ضعیف شما و کپی‌کاری‌های شما توسط همکاران من تایید نشده، همچنان متوسط کیفیت کامنت‌های شما بسیار ضعیف است.

    دقت بفرمایید که کامنت، تخم مرغ نیست که فقط تعدادش مهم باشد و درونش همواره یکسان باشد.

    کامنت به فکر کردن، تحلیل کردن، خواندن نظرات دیگران و «کپی نکردن» احتیاج دارد.

    من اگر جای شما بودم در جواب آقای اسماعیلی می‌نوشتم:

    قواعد کامنت‌گذاری را نخواندم. یا خواندم و نفهمیدم.

    ببخشید. عذرمی‌خواهم. هرگز دوباره مرتکب خطا نمی‌شوم.

    و البته از راهنمایی ایشان مجدداً تشکر می‌کردم و می‌گفتم دست‌شان را می‌بوسم.

    از همکارانم خواهش کرده‌ام هزینه‌ای را که به متمم پرداخت کرده‌اید بازگردانند و خواهش کنند که دیگر از متمم استفاده نکنید.

    چون بنده به عنوان کسی که هر روز نظرات عزیزانِ متممی را می‌خوانم، به نظرم لحن شما مناسبِ شأن ده‌ها هزار عزیزی که علم، مطالعه، فهم، ادب و یادگیری را سرلوحه‌ی فعالیت خود قرار داده است نیست.

     
    پی نوشت یک - اگر می‌خواهید ایکاروس را به خوبی درک کنید و بفهمید، فقط به رفتار خودتان در کامنت گذاری توجه کنید و سپس تیتر درس را چند بار بخوانید تا ملکه‌ی ذهن‌تان شود: همان چیزی که موفق‌مان کرده می‌تواند باعث شکست‌مان شود.
    پی نوشت دو - اگر هم قرار است جایی چیزی نقل شود، نقل کردن را از متمم یاد بگیرید. کافی است سری به درس پاراگراف فارسی (یادداشت‌های کشتیرانی) بزنید. ما برای نقل چند جمله از یک کتاب، کتاب فارسی را می‌خریم. انگلیسی را می‌خریم. هر دو را کامل می‌خوانیم. ترجمه را تطبیق می‌دهیم و نهایتاً چند جمله را معرفی می‌کنیم. یعنی برای درسی که چند صد کلمه بیشتر نیست، جدا از هزینه‌ی مادی، حدود ۲۰ تا ۴۰ نفر ساعت وقت می‌گذاریم.
    حاصل هم این شده که اگر چنین کتابی را در چندصد سایت فارسی بررسی کنید، همه تقریباً یک مطلب را از روی هم رونویسی کرده‌اند و متمم جزو معدود سایت‌هایی است که مطلب متفاوتی در همان موضوع دارد.
    پی نوشت سه: قرار نیست همه‌ی ما همه‌ی تمرین‌هایمان را در متمم درست حل کنیم. اگر چنین بود قطعاً دیگر لازم نبود آموزش ببینیم. اما کامنت و حل تمرین اشتباه هم وقتی ارزش دارد که «تلاش» کرده باشیم و «فکر اشتباه خودمان» را نوشته باشیم. نه اینکه به صورت سیستماتیک به کپی کاری از دیگران بپردازیم و حتی حاضر نشویم به خاطر این خطای بزرگ اخلاقی از دیگران عذرخواهی کنیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .