Menu


هنری فایول | اصول مدیریت فایول و نقش او در تاریخ مدیریت


هنری فایول

هنری فایول (Henri Fayol) را معمولاً یکی از متفکران کلاسیک مدیریت می‌نامند. اما اگر بخواهیم دقیق‌تر باشیم بهتر است او را یکی از بنیان‌گذاران مدیریت مدرن بدانیم.

در این درس می‌خواهیم زندگینامه هنری فایول را به شکل مختصر مرور کنیم و کمی هم درباره‌ی اصول مدیریت فایول حرف بزنیم.

از مرگ فایول حدود یک قرن می‌گذرد و ممکن است این سوال پیش بیاید که با این همه تحولی که جهان طی صد سال اخیر در حوزه‌ی کارآفرینی و کسب و کار تجربه کرده، آیا واقعاً مرور افکار و اندیشه‌های کسی که متعلق به یک قرن قبل بوده لازم و مفید است؟ چرا هنوز در کتابهای مدیریتی به فایول توجه می‌شود؟

در این درس خواهیم دید که برخی از سوال‌ها و دغدغه‌های فایول، هنوز هم سوال‌ها و دغدغه‌های مدیران هستند. ضمن این‌که روش او در نگاه کردن به مسائل و مشکلات، هم‌چنان می‌تواند برای ما آموزنده باشد.

ما در تدوین این درس از کتاب‌های The Evolution of The Management Thought و History of Management Thought و چند مقاله‌ی دیگر استفاده کرده‌ایم و چارچوب کلی بحث‌مان به شکل زیر خواهد بود (+/+/+):

اما قبل از این‌که درس را شروع کنیم، کمی به این دو سوال فکر کنید و ببینید پاسخ شما به آن‌ها چیست:

  آیا مدیریت را می‌توان آموزش داد؟ یا این‌که یادگیری واقعی مدیریت فقط زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در جایگاه مدیر قرار بگیرد؟

  آیا مهارت مدیریت به یک صنعت و حوزه‌ی خاص وابسته است؟ یا مثلاً کسی که در صنعت خودرو کار کرده و مدیر موفقی بوده،‌ یک موسسه‌ی خیریه را هم می‌تواند به شکل موفق مدیریت کند؟

مرور نکاتی از زندگینامه هنری فایول

برای ما که معمولاً بعد از یک یا دو سال فعالیت در یک صنعت، احساس می‌کنیم به فردی مجرب تبدیل شده‌ایم و سریع در پی مشاوره دادن به دیگران یا تبدیل شدن به کوچ یا منتور هستیم، درک مدل ذهنی هنری فایول چندان ساده نیست.

فایول در نیمه‌های قرن نوزدهم (۱۸۴۱) به دنیا آمد و تا لحظه‌ی مرگ (۱۸۴۱) رُبع قرن بیستم را هم دیده بود. حدود ۶۵ سال از زندگی ۸۴ ساله‌‌ی فایول به کار حرفه‌ای گذشت.

او از خانواده‌ای فرانسوی بود که برای اجرای یک پروژه به استانبول آمده بودند. به همین علت، تولد و کودکی‌اش در استانبول (آن زمان: قسطنطنیه) گذشت. پس از بازگشت به فرانسه، تحصیلات خود را ادامه داد و در نوزده سالگی پس از فارغ‌التحصیلی از آکادمی معدن، در یک شرکت حفاری‌های معدنی به عنوان مهندس معدن استخدام شد.

او از ۱۹ سالگی تا ۸۶ سالگی در همان شرکت ماند و پله‌های ترقی را طی کرد و به سمت مدیریت آن‌جا رسید. به تدریج اداره و سرپرستی معادن بزرگ دیگری به او سپرده شد و هزاران نفر برایش کار می‌کردند و به یکی از مدیران ثروتمند فرانسه و از اعضای ارشد در کمیته‌های صنفی معدنکاران تبدیل شد.

فایول تا ۷۴ سالگی‌ صرفاً به مدیریت و مشاهده و تجربه مشغول بود و تازه در آن سن (با بیش از نیم قرن سابقه‌ی مدیریتی) تدوین نظریه های مدیریتی خود را آغاز کرد.

از جمله ویژگی‌های هنری فایول می‌توان به علاقه‌مندی به مطالعه و تحقیق، نگاه دقیق و ذهن تحلیل‌گر اشاره کرد. این ویژگی‌ها جایگاهی چنان ارزشمند برای او در تاریخ مدیریت درست کرد که می‌توان گفت به همان اندازه که فردریک تیلور سرمایه‌ی تاریخی آمریکایی‌ها در توسعه‌ی مدیریت است، فرانسوی‌ها هم می‌توانند فایول را به عنوان یکی از داشته‌های تاریخی خود در توسعه‌ی مدیریت مدرن به رخ آمریکایی‌ها بکشند.

او در همان سال‌های نخست هم که به عنوان مهندس معدن کار می‌کرد، صرفاً به نقش یک سرپرست یا نیروی اجرایی محدود نشد و کارهای تحقیقاتی متعددی انجام داد. مثلاً مطالعه‌ای همه‌جانبه درباره‌ی علت آتش‌سوزی در معدن‌ها و روش پیش‌گیری از آتش‌سوزی انجام داد و مجموعه‌‌ای از راهکارها را برای مدیریت این نوع سانحه (پیش از وقوع، هنگام وقوع، پس از وقوع) تدوین کرد.

فایول سعی می‌کرد به مسائل ریشه‌ای‌تر نگاه کند و صرفاً به دنبال حل سطحی و لحظه‌ای آن‌ها نباشد.

مثلاً یک بار که یکی از اسب‌ها در معدن آسیب دید و برای درمان از کار کنار کشیده شد، باید اسب تازه‌ای تهیه و جایگزین می‌شد. سرپرست شیفت آن‌قدر اختیار نداشت که برای تهیه‌ اسب جایگزین اقدام کند. مدیر ارشد هم به علت تراکم کارها در نقاط مختلف، حضور دائمی نداشت تا دستور تهیه اسب را صادر کند.

این در حالی بود که نهایتاً کارگران و سرپرست شیفت به خاطر کاهش خروجی، ملامت می‌شدند.

وقتی فایول در جریان قرار گرفت، خود را به پیگیری مسئله‌ی اسب محدود نکرد. بلکه به این نکته پرداخت که: «ما باید مراقب باشیم اختیار و پاسخ‌گویی متناسب باشد. نمی‌شود وقتی به کسی اختیار کافی نمی‌دهیم، انتظار پاسخ‌گویی داشته باشیم.»

شاید این حرف امروز واضح به نظر برسد (اگر چه هنوز در بسیاری از شرکت‌ها، سازمان‌ها و نظام‌های سیاسی رعایت می‌شود). اما برای زمان فایول حرفی بسیار تازه بود و مهم بود که فایول اجازه نداد ذهنش به حل مسئله‌ی اسب محدود شود و این چالش را با نگاهی گسترده‌تر بررسی و ریشه‌یابی کرد.

هنری فایول و اصول مدیریت فایول

وظایف مدیریت از نگاه فایول

در آن سال‌ها آن‌چه در اداره و سرپرستی کارخانه‌ها و کارگاه‌ها بیشتر مورد توجه قرار گرفته بود، کارایی و اثربخشی فعالیت کارگران بود. کسانی مثل فردیک تیلور هم که مدیریت علمی را جلو برده بودند، تمام دغدغه‌شان این بود که کارگرها چگونه کار کنند و ابزارها به چه شکلی باشند و دستگاه‌ها در کجا قرار بگیرند تا خروجیِ کار بیشتر شود.

فایول نگاه متفاوتی داشت. او فکر می‌کرد نقش مدیر و مدیریت آن‌قدر که باید جدی گرفته نشده است. او معقتد بود که بخش بزرگی از موفقیت و شکست کارخانجات و شرکت‌ها و کسب‌و‌کارها به مدیریت آن‌ها مربوط می‌شود.

شاید امروز این حرف فایول ساده به نظر برسد، اما نباید فراموش کنیم که اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، توجه به نقش «مدیریت» به یک نگاه تیزبین و پیشرو نیاز داشته است.

فایول بر اساس مشاهدات خود به نتیجه رسید که می‌توان همه‌ی آن‌چه را در یک مجموعه / سازمان انجام می‌شود به شش بخش اصلی تقسیم کرد:

وظایف مدیریت

شاید این تقسیم‌بندی امروز ساده به نظر برسد. اما در زمان خودش یک رویکرد تازه بود. این‌که یک مدیر با تجربه بشیند و فکر کند و فعالیت‌های یک کسب و کار را در قالب یک چارچوب شفاف ارائه دهد.

بخش تکنیکال یا فنی، قرار نیست حتماً از جنس میخ و چکش و چرخ و محور باشد. منظور از بخش فنی، کار اصلی و تخصصی آن مجموعه است. مثلاً وقتی از یک دانشگاه حرف می‌زنیم، فعالیت‌ها و فرایندهای مربوط به آموزش را می‌توان بخش تکنیکال مجموعه در نظر گرفت.

فعالیت‌های تجاری و بازرگانی هم می‌توانند هر شکلی از خرید و فروش و تأمین مواد اولیه و ملزومات را پوشش دهند.

از جمله ایده‌های جالب فایول برای آن سال‌ها این بود که بخش حسابداری را از مالی تفکیک کرد. در فعالیت حسابداری ما برای ثبت اسناد مالی و تنظیم گزارش‌های مالی وقت می‌گذاریم. اما در فعالیت مالی، تمرکز ما روی نحوه‌ی تأمین منابع مالی و شیوه‌ی تقسیم‌بندی و تخصیص آن‌ منابع است.

ایمنی در نگاه فایول تعریف گسترده‌ای داشته، در حدی که امنیت را هم پوشش می‌داده است. فایول به عنوان کسی که سال‌ها معدن‌داری را تجربه کرده بود، از ایمنی کارگر و مقاومت در برابر سرقت تا برهم‌زدن امنیت از طریق اعتصاب را زیرمجموعه‌ی Security در نظر می‌گرفت.

نکته‌ی مهم کار فایول این بود که به همه یادآوری کرد: «مدیریت هم یک فعالیت است.» ممکن است در نگاه اول، به اندازه‌ی دیگر فعالیت‌ها به چشم نیاید یا آن را صرفاً با یک «صندلی» اشتباه بگیریم. اما مدیریت شامل مجموعه‌ی متنوعی از فعالیت‌هاست که می‌تواند سرنوشت یک مجموعه را مشخص کند.

او مدیریت را شامل وظایف زیر می‌دید:

  • پیش‌بینی و برنامه‌ریزی (Planning & Forecasting)
  • سازماندهی (Organizing)
  • هماهنگی (Coordinating)
  • دستور دادن و هدایت کردن کارکنان (Commanding)
  • کنترل و پایش فعالیت‌ها (Control)

آیا «تعیین وظایف مدیریت» کار مهمی بوده است؟

کاری که فایول انجام داد حداقل از سه نظر اهمیت داشته و دارد:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

فایول برای دنیای مدیریت امروز

با وجودی که بیش از یک قرن از حرف‌های فایول می‌گذرد، هنوز بخش قابل‌توجهی از نکاتی که او مطرح کرده در جوامع امروزی معنا پیدا می‌کنند.

امروز – چنان‌که خود او هم می‌گفت – به خوبی می‌دانیم که بسیاری از تصمیم‌ها و مسائل مدیریتی از جنس اقتضایی هستند و نمی‌توان به سادگی اصولی کلی و قطعی را برای مدیریت تعریف کرد.

اما هم‌چنان می‌دانیم که مدیریت باید «اصول» داشته باشد. 

فایول به ما یاد داد که مدیریت فراتر از کسب و کار است و در هر سازمان و مجموعه و جامعه‌ای معنا پیدا می‌کند. فقط به عنوان یک نمونه، لحظه‌ای فکر کنید که قرن‌ها پیش وقتی از پادشاهان و حاکمان صحبت می‌شد، بیشتر به جنبه‌هایی مثل «اخلاق» و «عدالت» و «ساده‌زیستی و تجمل‌گرایی» در آن‌ها می‌پرداختند. اما فایول (و هم‌فکرانش) به دنیا یادآوری کردند که در حاکمیت یک کشور، درست مثل یک شرکت، باید «اصول مدیریت» رعایت شود و معیارهای تازه‌ای برای توانمندی حاکمان و سیاستمداران به دست دادند.

این نوع اتدیشه بود که به تدریج فضا را آماده کرد تا حتی سرپرستان کلینیک‌ها، روسای دانشگاه‌ها، فعالان اجتماعی و موسسات خیریه، همگی متوجه شوند که به مهارتهای مدیریتی نیاز دارند و زمینه برای شکل‌گیری انواع دوره‌های آموزشی مدیریت فراهم شد.

البته این را هم می‌دانیم که به وجود آمدن فناوری اطلاعات و رشد استارت آپ‌ها، در کنار پیچیده‌تر شدن محیط کسب و کار، باعث شده که مدیریت در جهان امروز بسیار پیچیده‌تر از چیزی باشد که فایول می‌گفت (ساختار ماتریسی بر خلاف قاعده‌ی وحدت فرماندهی فایول است. اما امروز کاملاً رواج دارد و نمی‌توان آن را حذف کرد یا کنار گذاشت).

با این حال، ارزش کار فایول به این است که روی موضوعاتی دست گذاشت که بسیار کلیدی بودند. موضوعاتی که هنوز هم از دغدغه‌‌های اصلی مدیران محسوب می‌شوند و شاید پاسخ‌گویی به آن‌ها هم ساده نباشد.

اکنون در پایان درس می‌توانیم یک بار دیگر سوال‌هایی را که فایول روی میز ما گذاشت مرور کنیم:

  فایول معتقد بود که مدیریت آموختنی است. این باور فایول را چقدر می‌توانیم بپذیریم؟ آیا مدیریت را می‌توان آموزش داد؟ یا این‌که یادگیری واقعی مدیریت فقط زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در جایگاه مدیر قرار بگیرد؟

  فایول باور داشت که مهارت مدیریت به یک صنعت و حوزه‌ی خاص وابسته نیست. مثلاً کسی که در صنعت خودرو کار کرده و مدیر موفقی بوده،‌ یک موسسه‌ی خیریه را هم می‌تواند به شکل موفق مدیریت کند. این باور چه فرصت‌ها و محدودیت‌هایی را با خود به همراه دارد؟ ما به عنوان کسانی که یک قرن بعد از فایول زندگی می‌کنیم،‌ چقدر با دیدگاه او هم‌سو هستیم؟

شما در مورد این دو ایده‌ی کلیدی فایول چه فکر می‌کنید؟

پیشنهاد عضویت در متمم

شما با عضویت ویژه در متمم، می‌توانید به درس‌ها و آموزش‌های بسیاری از جمله موضوعات زیر دسترسی کامل داشته باشید:

  فهرست درس‌های متمم

موضوعات زیر، برخی از درس‌هایی هستند که در متمم آموزش داده می‌شوند:

  دوره MBA (یادگیری منظم درس‌ها)

  فنون مذاکره | مهارت ارتباطی

  تصمیم گیری | تفکر سیستمی

  توسعه فردی | مهارت یادگیری

  مدیریت بازاریابی | دیجیتال مارکتینگ

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    محمد موسوی ، داود عندلیب ، حمیدرضا آزادمهر ، سامان عزیزی ، داریوش خسروشاهی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری متفکران کلاسیک مدیریت به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه متفکران کلاسیک مدیریت
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

12 نکته برای هنری فایول | اصول مدیریت فایول و نقش او در تاریخ مدیریت

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : زهرا محمودی

    خوراك يك ذهن تحليل‌گر مطالعه‌ست. خيلي در اين زمينه متخصص نيستم اما با چند تن از دوستاني كه مديريت سازماني رو به عهده دارند، آشنايي نسبي دارم و مي‌بينم به هيچ عنوان در حيطه كاري‌شون مطالعه نمي‌كنند و فقط به تجربه‌شون اكتفا كرده‌اند. به نظرم كسب دانش و به روز كردن اطلاعات در امر مديريت بسياري ضروريه! علاوه بر اين در تفويض اختيار خيلي گشاده دست نيستند، اما موقع پاسخگوييِ فرد مسئول بسيار سختگيرند؛ معمولا هم با اقدام‌هاي سريع و گذرا موقتا مشكل رو برطرف مي‌كنند، كه اين كار با اصل تفكر سيستمي مغايرت داره. اغلب مديريت فقط در مواقع بروز مشكل حضور داره، در حالي‌كه بايد هميشه حتي در مواقعي كه همه چيز خوب پيش ميره به كنترل و پايش فعاليتها بپردازه. 

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .